|
رسالةالحقوق امام سجّاد (علیه السلام) را يك بار بخوانيد
|
|
۱۵:۴۶, ۲۸/آذر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/فروردین/۹۳ ۱۱:۱۹ توسط أین المنتظر.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرّحمن الرّحيم سلام. خواستم مقدمه اي براي اين تاپيك بنويسم بنويسم كه ديدم امام سجّاد (علیه السلام) بهترين مقدمه رو براي این رساله شریفه بیان فرمودند. و نيازي به توضيح من درباره اين رساله ارزشمند نيست. إن شاءالله تا پايان اين تاپيك رو دنبال كنيد: مقدمه:
بدان، خدايت رحمت كناد، كه خدا را بر تو حقوقى است كه در هر حركتى كه صورت دهى و هر سكونى كه بر آن بمانى و به هر جايى در آيى و هر اندامى را بجنبانى و هر وسيلهاى را به كار گيرى تو را فرا گرفته است و پارهاى از آن حقوق مهمتر و بزرگتر از پارهاى ديگر است. بزرگترين حقوق كه خداوند تبارك و تعالى براى خويش بر تو واجب كرده «حق الله» است كه ريشه تمام حقوق است و ديگر حقوق بجمله از آن منشعب شده است. آن گاه حقوق تو را، از سر تا پايت، به تفاوت اندامهايت بر خود واجب ساخته است. پس براى چشمت بر تو حقى قرار داده و گوش را بر تو حقى نهاده و براى زبانت حقى و براى پايت بر تو حقى است و براى شكمت بر تو حقى و براى عورتت نيز بر تو حقى (تعيين فرموده است). اين هفت اندام توست كه با آنها كار مىكنى. آن گاه (خداوند) عز و جل براى اعمالت نيز بر تو حقوقى مقرر داشته، پس براى نمازت بر تو حقى قرار داده و براى روزهات بر تو حقى و براى زكاتت بر تو حقى و براى قربانىات بر تو حقى و براى همه اعمال (عبادى ديگر)ت بر تو حقى معين كرده است. سپس دامنه حقوق از تو به ديگران، (يعنى) صاحبان حقوق واجب بر تو گسترده شود، و واجبترين آنها بر تو حقوق پيشوايان توست و سپس حقوق رعيت تو و سپس حقوق خويشانت، اين است حقوقى كه ديگر حقوق از آنها سرچشمه گيرد. حقوق پيشوايانت سه گونه است: واجبترين آنها بر تو حق كسى است كه تو را به سلطه (و توانمندى شرعى) اداره مىكند. سپس آنكه به دانش آموختن تو را مىپرورد و سپس آنكه به مالكيت تو را اداره مىكند. و هر مدير و سرپرستى امام (و پيشوا) است. و حقوق رعيت تو (كه به نوعى زير سرپرستى تو هستند) سه گونه است: واجبترين آنها حق كسى است كه تو به سلطه و فرمانروايى بر او سرپرستى دارى، سپس حق كسى است كه به دانش آموختن بر او سرپرستى دارى؛ چه نادان، رعيت (و زير سرپرستى) داناست، و سپس حق زيردستت كه به زناشويى و يا از طريق بردگى در اختيار توست و بر او سرپرستى دارى. و حقوق خويشانت بسيار است و مربوط به اندازه نزديكى پيوند خويشاوندى است. واجبترين آنها حق مادر توست، سپس حق پدرت و آن گاه حق فرزندت و سپس حق برادرت و پس از آن به ترتيب حق هر كه نزديك و نزديكتر است كه نزديكتر را اولويت باشد، سپس حق آزاد كننده، ولى نعمت توست و آن گاه حق آزاد شده توست كه ولى نعمت اويى، سپس حق كسى كه به تو نيكى كرده باشد، و سپس حق اذانگوى نمازت و بعد حق پيشنمازت، آنگاه حق همنشينت، و بعد حق همسايهات، آنگاه حق شريكت، سپس حق دارايىات، و بعد حق بدهكارت كه از او مطالبه مىكنى و آنگاه حق طلبكارت كه از تو مطالبه كند، سپس حق نديمت، سپس حق طرفت كه بر تو ادعايى دارد، آن گاه حق طرفت كه تو بر او ادعايى دارى، سپس حق مشورت كننده با تو و آن گاه حق كسى كه تو با او مشورت مىكنى، سپس حق اندرزخواه از تو، سپس حق اندرزگويت، سپس حق آن كس كه از تو بزرگسالتر است، آن گاه حق آن كس كه از تو خردسالتر است، سپس حق سائل (كه) از تو (مالى درخواست كند)، سپس حق كسى كه تو از او (مالى) درخواست كنى، سپس حق كسى كه از دست او بر تو بدى رفته است؛ به گفتار يا كردار، يا اظهار شادمانى او بر آن بدى؛ به گفتار يا كردار، آگاهانه يا ناآگاه، سپس حق تمام همكيشانت، آن گاه حق كافران ذمى (كه در پناه اسلام آمدهاند)، سپس حقوقى كه بر حسب علل اوضاع و احوال و تغيير موجبات پديد آيد. پس خوشا بر كسى كه خدايش بر اداى حقوقى كه بر او واجب ساخته يارى كند و توفيقش دهد و استوارش دارد.
|
|||
|
|
۱۱:۴۶, ۲۹/آذر/۹۰
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
1- حق الله
1. اما بزرگترين حق خدا اين است كه او را بپرستى و چيزى را با او شريك ندانى كه چون با پاكدلى چنين كردى خدا بر عهده گرفته است كه كار دنيا و آخرتت را خود كفايت كند و آنچه از آن (دو؛ دنيا و آخرت) بخواهى برايت نگه دارد. (و تامين كند). |
|||
|
|
۱۴:۴۹, ۲۹/آذر/۹۰
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
2- حق نفس بر انسان
و اما حق نفس خودت بر تو اين است كه او را به تمامى به فرمانبردارى خدا گمارى و به زبانت، حقش را بپردازى و به گوش خود، حقش را (بدهى) و به چشمت، حقش را (بسپارى) و به دستت، حقش را (واگذارى) و به پايت، حقش را (بدهى) و به شكمت، حقش را (برسانى) و به عورتت، حقش را بپردازى و بر اين (اداى حق) از خدا يارى جويى. |
|||
|
|
۹:۳۷, ۳۰/آذر/۹۰
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
3- حق زبان
اما حق زبان اين است كه آن را از دشنامگويى گرامى تر دارى و به نكو گفتارى عادتش دهى و بر ادب وادارش كنى و در كامش نگهدارى مگر به جاى نياز و سودبخشى براى دين و دنيا، و آن را از زياده گويى مبتذل كم فايده كه با كم سوديش از زيانش نيز ايمنى نيست، باز دارى، (زبان) گواه خرد و دليل بر آن است و آراستگى خردمند به خرد خوشرفتارى او در حق زبان خود باشد. و لا قوه الا بالله العلى العظيم (هيچ نيرويى جز به خداوند والاى بزرگ نيست.) |
|||
|
|
۲۲:۱۷, ۳۰/آذر/۹۰
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
4- حق گوش
و اما حق گوش اين است كه از هر چيز چنان پاكش دارى كه آن را راهى به دل خود سازى (و آن را نگشايى) مگر براى (شنيدن) سخن خوبى كه در دلت خيرى پديد آورد يا اخلاق والايى بدان كسب كنى، زيرا گوش دروازه سخن به سوى دل است كه معانى گوناگونى را كه متضمن خير يا شر است به آن مىرساند. و لا قوه الا بالله. (و نيرويى جز به خدا نيست.) |
|||
|
|
۱۲:۰۲, ۳/دی/۹۰
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
5- حق چشم
و اما حق چشمت اين است كه آن را از آنچه بر تو حلال نيست فرو بندى و مبتذلش نسازى (و به كارش نبرى) مگر براى جاى عبرت آموزى كه ديدهات را بدان بينا كنى يا به وسيله آن از دانشى بهرهمند شوى؛ زيرا چشم دروازه عبرت آموزى است. |
|||
|
|
۱۴:۱۸, ۴/دی/۹۰
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
6- حق پا
و اما حق دو پايت اين است كه با آنها جز به سوى آنچه بر تو حلال است نروى و آنها را مركب خود در گامسپارى به راهى كه خواركننده رهسپار خويش است نسازى، زيرا پا باركش (پيكر) توست و تو را در راه دين مىبرد و پيش مى اندازد. و لا قوه الا بالله. (و نيرويى جز به خداوند نيست.) |
|||
|
|
۹:۴۵, ۵/دی/۹۰
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
7- حق دست
و اما حق دستت اين است كه آن را بر چيزى كه بر تو حلال نيست دراز نكنى تا به سبب دست درازى بر حرام، در آخرت، دچار مجازات خدا شوى و در اين جهان نيز به سرزنش مردم گرفتار آيى، و آن را از چيزهايى كه خداوند بر آن واجب كرده فرو نبندى ولى آن را با فرو بستن از بسيارى چيزها كه (حتى) برايش مباح است و گشاده داشتن آن در بسيارى از مواردى كه بر آن واجب نيست (ولى مستحب است)، شكوهى در افزاى، و چون دست تو در اين جهان بر (حرام) بسته ماند و (به حلال و مستحب) شرف افزود (و كريم و بخشنده شد) پاداش نيك در سراى باقى بر آن واجب آيد. |
|||
|
|
۱۳:۵۲, ۸/دی/۹۰
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
8- حق شکم
و اما حق شكمت اين است كه آن را ظرف كم و بيش از حرام نسازى و از حلال هم به اندازهاش دهى و از حد نيروبخشى به مرز شكمخوراگىو فقدان مردانگىاش نكشانى و هر گاه گرفتار گرسنگى و تشنگى شد آن را نگهدارى؛ زيرا پرخورى پرخواره را به تخامه شدن كشاند كه تنبلى افزا و مايه باز ماندن و دور شدن از هر كار خير و كريمانه است، و نوشيدنى كه نوشنده را به مستى رساند مايه خوارى و نادانسازى و از بين برنده مردانگى است. |
|||
|
|
۱۴:۰۴, ۸/دی/۹۰
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم (۸/دی/۹۰ ۱۳:۵۲)منتقم زهرا نوشته است: حدیثی از امام صادق(علیه السلام) هست که : هیچ چیزی برای قلب مومن مضرتر از پرخوری نیست و آن دو اثر دارد یک قساوت قلب و دوم هیجان شهوت. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| سخنرانی عبد صالح پیرامون شخصیت حضرت عباس علیه السلام | عبدالرحمن | 0 | 1,151 |
۱۸/بهمن/۹۶ ۱۷:۵۷ آخرین ارسال: عبدالرحمن |
|
| لحظات اخر زندگانی امام حسن عسکری علیه السلام چگونه گذشت؟ | Islam | 0 | 1,224 |
۱۸/آذر/۹۵ ۲:۴۰ آخرین ارسال: Islam |
|
| 40 حدیث در وصف,سالار شهیدان امام حسین(علیه السلام) | GustavoWoltmann | 0 | 1,190 |
۱۹/شهریور/۹۵ ۲۱:۴۴ آخرین ارسال: GustavoWoltmann |
|
| 25شوال؛سالروز شهادت امام صادق(علیه السلام)کاش کمی«صادق»باشیم | آفتاب | 1 | 1,968 |
۸/مرداد/۹۵ ۲۱:۵۰ آخرین ارسال: sagheb |
|
| يا اميرالمومنين (علیه السلام) | مصطفي مازح7610 | 4 | 2,876 |
۱۸/تیر/۹۴ ۸:۵۵ آخرین ارسال: مصطفي مازح7610 |
|
| کاشانی | منقبت امیرالمومنین علی علیه السلام | ehsan8taherian | 0 | 1,506 |
۱۷/تیر/۹۴ ۱۸:۱۷ آخرین ارسال: ehsan8taherian |
|
| توصیه امام رضا علیه السلام برای روزهای پایانی ماه شعبان: | مرتضی اقبالی | 0 | 1,345 |
۲۵/خرداد/۹۴ ۱۶:۳۱ آخرین ارسال: مرتضی اقبالی |
|








