|
سنتی یا مدرن؟؟؟ مساله این است!
|
|
۱۸:۱۳, ۲۸/آذر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/دی/۹۰ ۳:۲۷ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
آیا تا به حال شده قانون حق مسلم شما را خورده باشد و شما به آنچه که سزاوار شماست نرسیده باشید؟ آیا تا به حال شده از قوانین موجود در یک مجموعه ناراضی باشید ولی ناگزیر مجبور به اجرای آنها باشید؟ آیا تا به حال شده در خیابان درخواست کمک داشته باشید ولی هیچ کس نظری به شما نیاندازد؟ آیا تا به حال شده اشتباهی سهوی در رانندگی مرتکب شده باشید اما افسر رانندگی فقط و فقط از ما کارت شناسایی بخواهد؟ آیا تا به حال شده اتفاق غیر منتظره ای برای شما افتاده و به محل کار خود دیر رسیده باشید ولی مامور مراقب فقط و فقط ساعت ورود شما را ثبت کند تا از حقوق شما کسر شود؟ آیا تا به حال شده دلیل موجهی برای غیبت در کلاس داشته باشید، اما استاد درس فقط و فقط چون قانون حرف اول و آخر را می زند از نمره ی شما کسر کند؟ آیا تا به حال شده از این همه قانون گرایی و نظم و انضباط پولادین به سطوح آمده باشید و احساس شکستگی و خرد شدگی میان چرخ دنده های آهنین جامعه ی مدرن داشته باشید؟ آیا تا به حال شده که تصمیم بگیرید برای همیشه شهرنشینی رو ترک کنید و به مناطق دورافتاده تغییر سکونت بدید تا برای همیشه از این قوانین وحشتناک مدرن خلاص شوید؟ آیا . . . . - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
ابتدا برای درک بهتر بحث باید با دو واژه ی جامعه شناسی آشنا شویم : Gemeinschaft ( به فارسی گِمین شافت ) و Gesellschaft ( به فارسی گِزِل شافت ) دو واژه ی آلمانی هستند که هر دو را اولین بار Ferdinand Tönnies ( فردیناند تونیس ) جامعه شناس آلمانی در سال 1887 در توصیف، تبیین و تفکیک بهتر رده های تجمع مردم در مکان های مختلف به کار برد. _از منظر ریشه یابی لغوی ( Etymology ) : Gemeinschaft از واژه ی آلمانی Gemein که در انگلیسی به کلمه ی "Cruel" و در فارسی به کلمه ی "بی رحمی" نزدیک است، گرفته شده و پسوند انتهایی آن یعنی "schaft" در انگلیسی همان کار پسوند هایی نظیر "ness"، "hood" و . . . را انجام می دهد، در واقع معنی اسم و فعل را مصدری می کند. سرانجام شاید بهترین معنی برایش "بی رحمانه" و "خصمانه" باشد. Gesellschaft از واژه ی آلمانی Geselle که در انگلیسی به کلمه ی "Associate" و در فارسی به کلمه ی "شریک" نزدیک است، گرفته شده و در نهایت شاید "شراکت" بهترین مهنی برایش باشد. و در آخر دقیق ترین و نزدیک ترین معنی برای "گمین شافت"، در فارسی "جامعه" و در انگلیسی " Society" و برای "گزل شافت"، در فارسی "اجتماع" و در انگلیسی "Community" می باشد. _اما توضیح بیشتر در جامعه شناسی ( Sociology ) : گزل شافت : تجمع توده ی زیادی از مردم است که قوانین بین آنها بیرونی و عقلانی است. قوانین محکم و انضباط پولادین حرف اول و آخر را می زنند و حرف هیچ کس به قانون ارجحیت ندارد. همه موظفند در همه ی شرایط قوانین را رعایت کنند و در صورت سرپیچی مجازات خواهند شد. در یک جمله : گزل شافت، قانون محور و قانون گراست. گمین شافت : تجمع اندکی از مردم است که قوانینشان درونی و عاطفی است. خبری از اجرای خشک و محکم قوانین نیست و هر کار نادرستی می تواند قابل اغماض باشد. روابط بیشتر بر مبنای احترام متقابل و صمیمیت افراد شکل می گیرد. در یک جمله : گمین شافت، شخص محور و صمیمانه تر است. از گزل شافت در جامعه ی امروز، می توان دانشگاه، مدرسه، ادارت، نهادهای دولتی و غیر دولتی رو نام برد و از گمین شافت می توان به خانواده، گروه های دوستی و روابط فامیلی رو نام برد. - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
خوب . . . تا اینجا که شد تعریف و تبیین اجمالی دو کلید واژه ی مهم در مباحث جامعه شناسی. . . اجازه بدید تا کمی هم به تاریخ رجوع کنیم : مدرنیته، از منظر جامعه شناسی در یک جمله خلاصه می شود : || . . . رجعت از گمین شافت به گزل شافت . . . || یعنی زمانی که دکارت راسیونالیزم رو به عنوان اصل تکمیلی فلسفی به حرکت اصلاح طلبانه ی پروتستانتیزم، اضافه می کنه و همه چیز رو از پستوی ذهن بیرون میریزه و دوباره از نو شناخت و معرفت رو با اتکا به عقل تبیین می کنه، عقل خودبنیاد بشر شروع به خلق قوانین جدید برای ایجاد یک جامعه ی مدرن می کنه. این ماجرا همینطور ادامه پیدا می کنه و روز به روز قوانین جدیدتری برای مدیریت شرایط جدیدتر که برای بشر به وجود آمده، وضع می شوند. و اما سوالات مهمی در اذهان انسان مدرن کم کم شکل می گیرد : _این روند تا کجا قرار است ادامه پیدا کند؟ تا چه زمانی قرار است برای حرکات غیر قابل پیش بینی بشر قانون وضع شود؟ تا چه موقع با اعمال انضباط و تنبیه و با وضع قوانین محکم تر قرار است بشر کنترل شود؟ _و از طرفی تا کجا انسان باید این قوانین سفت و سخت و بدون عاطفه که خیلی از شرایط رو برای انسان متصور نمیشن، رو تحمل کنه؟ تا کی باید حق یک آدم با اعمال قانون های بی جا خورده شود؟ _ و از طرف دیگری این که تا چه زمانی قرار است قوانین، پیچیده و پیچیده تر شوند؟ تا کی باید مغز و ذهن انسان درگیر فهم این پیچیدگی های ناشی از قانون مداری شود؟ _ و در آخر تا چه زمانی این همه ظاهرگرایی باید ادامه داشته باشد؟ تا چه درددل های شخصی افراد نباید کوچکترین اهمیتی برای مجریان قانون داشته باشد؟ تا کی باید این زندگی ماشینی و صرفا قانون گرا ادامه داشته باشد؟ یعنی به طور خلاصه این قانون گرایی در مدرنیته، چهار پیامد مخرب برای انسان غربی داشت : 1.از بین رفتن عاطفه و محبت میان اعضای یک جامعه و حتی اعضای یک خانواده. چرا که مدرنیته دوست داشت در همه ی ابعاد به سمت قانون گرایی و گمین شافت، حرکت کند و به بستر خانواده هم رسید. که نهایتا منجر به ایجاد افراد تنها و منزوی در بطن جامعه شد. 2.ازدیاد قوانین و اعمال فشار و تنبیه های بیشتر که در دراز مدت انسان را از زندگی زده می کرد. 3.پیچیدگی ناشی از به وجود آمدن شرایط جدید که ذهن انسان رو متشوش می کرد و استرس و فشار زیادی به بشر وارد می ساخت. و از طرفی شرایط رو برای اعمال قانون هم برای مجریان قانون سخت می کرد. 4.ظاهرگرایی افراطی و عدم توجه به مسائل، مشکلات و زندگی شخصی افراد و عدم وجود یک همدم برای ابراز درددل های شخصی و سرانجام زندگی های بی روح و ماشینی. که نهایتا این روند سه قرن بیشتر دوام نیاورد . . . تا این که سر کله ی نیچه و سایرین پیدا شد تا اساس این حکومت و جامعه ی نظم محور و قانون گرا رو زیر سوال ببرن و عملا عصر پست مدرن وارد جامعه ی غربی بشه! - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
حالا سوال اساسی : با توجه به این که جامعه ی مدرن در غرب عملا فروپاشیده شده محسوب می شود، و با توجه به این که جامعه ی امروز ما تا حد خیلی خیلی زیادی مدرن است و در جهت صنعتی شدن حرکت می کند، باید چه کار کرد؟ آیا بازگشت به گزل شافت و جامعه ی سنتی راه چاره است؟ یا تلفیقی از این دو وضعیت؟ و یا راه سومی را باید پیش گرفت؟ و یا ادامه ی همین وضعیت موجود لطمه ای به مردم نخواهد زد؟ منتظر نظرات شما هستم . . . پ.ن : قبل از ارائه ی راهکار و اعلام موضع حتما نسبت خود را با این جمله مشخص کنید : آیا قوانین باید ارزش تلقی شوند؟ آیا قانون گرایی محض خوب است یا بد؟ موفق بمانید . . . محمد
|
|||
|
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۲:۴۹, ۲/دی/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/دی/۹۰ ۲۲:۵۱ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
|
احسنت
بلاخره متوجه تعبیر من از قانون گرایی شدید!!![]() من جایی توی متن پست اول هم اشاره کردم که قانون گرایی در مدرنیته کار رو به جایی رسوند که حالا دیگه برای محیط خانواده هم توی غرب قانون تصویب میشه. یعنی به فرض اگر پدر شما شما رو دعوا کرد می تونید به زنگ بزنید به پلیس تا بیاد بندازتش زندان . . . و این یعنی اوج فاجعه!!!! جایی که دیگه هیچ ارزش و احترامی باقی نمونده باشه. و شاید جالب باشه بدونید که مهم ترین دلیلی که داره غرب و آمریکا رو متلاشی می کنه همین پیچیدگی های ناشی از قانون گراییه!!!! که علی الخصوص برای مجریان و ناظران قانون کار رو به فوق العاده سخت کرده . . . پیشنهاد می دم اگر تونستید به عنوان یک مطلب تکمیلی این مستند رو هم ببینید : مستند حکومت پلیسی بحث جامعه ی جدید و قدیم که واضح است و نیاز به توضیح زیاد نیست. در گزل شافت ( همین جامعه ی ایران در 200، 300 سال پیش یا شایدم کمتر! ) دزدی، تجاوز و خیلی از مسائل دیگه به ندرت وجود داشتند و حکایات زیادی در این باب است که حتما شنیده اید. البته باید اینجا این نکته رو هم بگم که همه ی این بلایا فقط مربوط به قانون گرایی نیست و عوامل خیلی زیاد دیگه ای هم دخیل هستن که شاید حقیر در یک تاپیک دیگه بحثی رو راجع به نقدی جامع بر جامعه ی مدرن شروع کردم!!! در ارتباط با راهکار هم فعلا صحبت نمی کنم تا بعد از این که همه ی دوستان کاملا موضعشون رو با ""قانون گرایی"" مشخص کردن!!! کس دیگه ای هم هست که هنوز موافق با قانون گرایی باشه؟؟؟؟ ( با این توضیحات و مثال هایی که زدم!! ) یا حق |
|||
|
۱:۲۶, ۸/دی/۹۰
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
(۳۰/آذر/۹۰ ۲۲:۲۴)Admirer نوشته است: سلام . . .دوست عزیز من گزینه سه رو پیشنهاد می دهم و این پیشنهادی که هم می دهم جدید نیست ما گمش کردیم و 1400 ساله رفتیم به بی راهه!! من دردم رو تو پستی که موضوعش تقریبا به این هست گذاشتم ولی موضوع من این بودش: علوم انسانی شیعه(اهل بیت) یا سنتی یا غربی؟ من بین اون سنتی و اهل بیتیش هم تفاوت قائلم. ما تفکر اهل بیتی رو گم کردیم و رفتیم دنبال سنتی های مثل تصوف که در مقابل علوم انسانی غرب این علوم اصلا خرافاته یعنی اصلا حرفی برای گفتن نداره ولی تفکر اهل بیت یک چیز دیگست چون تعریفش از انسان کامله و راهکارش هم درسته در ضمن بگم این علوم به انسان شناسی هم ختم نشده بلکه به تمام علوم هم کشیده شده برگردیم عقب و برویم جستجوش کنیم گمشدمون رو پیدا میکنیم گمشده ما ثقلینه که باید به جهانیان معرفیش کنیم و اونوقت هست که خواهید دید جهانیان چطور به سمت این مکتب خواهند آمد. اینی که گفتم با تمام عقل و منطق گفتم و بهش ایمان دارم. فقط باید برگردیم ببنیم کجا اشباه کردیم که شدیم ایران الان یعنی چه شد که جلوی مغول ها شکست خوردیم چرا از محمود افغانی با لشکر 24 هزارنفریش شکست خوردیم شاید فکر کنی این حرف ها خیلی بی ربطه اما یک اصل بزرگ جامعه شناسی و قرآنی میگه نابودی هر جامعه ای از خودشه یعنی اصالت نابودی یک جامعه خود اون جامعه هستش و امثال مغول ها و ... فقط نقش یک نسیم رو بازی می کنند. پس باید ببینیم چه تفکراتی بر مردم آن روز ما مسلط بودش که اینطور شکست میخوردیم. این رو میگم که نشانی رو برای جستجوی این عوامل شکست داده باشم: (وقتی که لشکر مغول به دروازه نیشابور رسید عطار به استقبال سرباز مغول رفت و خطاب به او گفت: ها... فکر می کنی تو را نمی شناسم؟ هر زمان به شکلی در می آئی اینک به شکل تاتار آمده ای که جانم را بگیری؟ بگیر این جان من و این هم تو. سرباز مغول با شمشیرش بر سرش کوبید و عطار که دشمن را خدای خود می دانست کشته شد). |
|||
|
|
۱۲:۵۹, ۱۱/دی/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/دی/۹۰ ۱۳:۰۰ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
|
سلام دوست من!
من مطلب شما رو خوندم و حقیقتا درست متوجه منظور شما نشدم. یعنی خیلی کلی دارید صحبت می کنید که راه به جایی نمی بره! دومین موضوع هم مربوط میشه به این که خواهشا در راستای قواعد تاپیک صحبت کنید تا مثل دفعه ی قبل بحث به حاشیه نره و به جایی نرسه!! اولین گام برای اظهار نظر در این جستار اینه که شما موضعت رو راجع به قانون گرایی و قالب بندی برای انسان مشخص کنی!! و بعد میتونی راجع به راهکار صحبت کنی!! اما شما پله ی اول رو پریدی و می خوای راجع به راهکار صحبت کنی، که این نشدنیه!! چون ما باید به یه سری اشتراکات برسیم و بعد همفکری کنیم!! یا علی |
|||
|
|
۱۴:۱۲, ۱۷/دی/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/دی/۹۰ ۱۴:۱۶ توسط arash9934.)
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
(۱۱/دی/۹۰ ۱۲:۵۹)Admirer نوشته است: سلام دوست من!سلام فکر کنم دو پست بالاتر در مورد قانون گرایی حرف قشنگی زدید ولی کاملش نکردید. البته تایپ کردن در مورد این موضوع سخته و برای این موضوع در واقع صحبت رودرو بهتره! قانون در اسلام در اجتماع و در فردیت متفاوته ، و به طور کلی می توان گفت دین اسلام بعد قانونی دنیوی اون در اجتماع نمود پیدا می کنه و همچنین در هر جایی که رد و پایی اجتماع هم در آن باشد یعنی تاثیر روی اجتماع داشته باشد مثلا در اجتماع انسان های رو اغفال می کنند و از اجتماع وارد مکانی(چهار دیواری) می کنند که به دور از اجنماع هست و از آنان سو استفاده میکنند و یا هر کار دیگری اما قانون در مورد فردی که خلاف قانونی کرده و آثار آن در اجتماع وجود ندارد متفاوته مثلا شراب خوردن در اسلام در اجتماع قانونش اجرای حد در ملاء عام ولی در یک چهار دیواری خوردن شراب جریمه اون این هست که تا 40 شبانه روز نماز بر این شخص حرام میشه و در مورد زنا چه محسنه و چه عادی ان وضعیت اجرایی قاون به همین ترتیبه و مثالی که در بالا زدم یعنی اغفال کردن کسی و بردن در یک چهار دیواری و سو استفاده از آن ، جرم آن شخص شامل همان اغفال کردن شخص میشه حال این اغفال در هر جهتی می تواند باشد. در واقع قانون در حوزه اجتماعی در اسلام با حوزه شخصی متفاوته در اجتماع باید حکمی دنیوی اجرا بشود که این کار برای سلامت و امنیت اجتماع هست و در بعد شخصی قانون فرادنیوی هستش و حکم آن بر مثلا به رابطه شخص با مخلوق بر میگردد. دوستان این رو با کار های مثل قتل مقایسه نکنند چون شرایط جرم ها مثلا قتل با زنا یا شراب خواری متفاوته و در اسلام قتل حکمش قصاص هستش ولی زنا به این برمیگردد که آِیا در اجتماع بوده یا نه آِیا 4 نفر عادل با جزییات یکسان و مورد نظر میتوانند شهادتی یکسان بدهند یا نه و شرایطی دیگر هم دارد. ولی همانطور که گفتم یک قاعده کلی هستش که همون آثار گناه بر اجتماع و یا شخص در اسلام قانون و حکم رو مشخص میکند که ایا تاثیر گناه در اجتماع هم بوده یا نه یا فقط جنبه شخصی داشته. ویا هر دو در این امر وجود داشته. بنده راهکارم رو دادم و آن برگشتن به راه و رسم پیامبر هستش یعنی راهی که برای رستگاری بشریت پیامبر به همون نشون دادن و ان هم سوار شدن بر کشتی نوح هست که همان ثقلین هستش. وسلام |
|||
|
|
۱:۰۹, ۱۶/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #25
|
|||
|
|||
نقل قول:آیا تا به حال شده قانون حق مسلم شما را خورده باشد و شما به آنچه که سزاوار شماست نرسیده باشید؟ الوعده وفا! به امید خدا کم کم چند تاپیک رو که مدتهاست قصد دارم تمام کنم را شروع میکنم به نوشتن سوال مهم این است که قانون برای اجرای عدالت است یا برقراری نظم و امنیت . در چه صورت قانون میتواند عدالت را برقرار کند . و ایا اصولا اجرای کامل عدالت در این دنیا امکان پذیر است ؟ چه چیزی میتواند به جای قانون حاکم باشد ؟ و ضمانت اجرای ان چیست؟ و چه باید باشد ؟ خود قانون گذاران و علمای این رشته معتقدند قانونن برای فصل خصومت و برقراری نظم و اجرای عدالت است ولی در این بین بسیار عدالت قربانی میشود و اگر اجرای کانل عدالت در این دنیا ممکن بود و یا صورت میگیرفت ایا خداوند ثواب و عقاب و معاد را مقرر میفرمود ؟ |
|||
|
|
۱:۵۳, ۱۶/بهمن/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/بهمن/۹۰ ۱:۵۷ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #26
|
|||
|
|||
|
وحید جان تشکر از این که به قولت وفا کردی!
![]() اول من یک بار دیگه یه مرور سریع می کنم تا برای کسایی که تازه وارد بحث میشن چندان بحث غریبی نباشه!! ما انتقادمون به قانون گرایی بود! وجود قانون صد در صد لازمه و کسی هم منکر این قضیه نیست! و به این میگن قانون مداری و قانون مندی!! که هیچ جای بحثی در این رابطه نیست!!! یعنی بنده خواهان هرج و مرج و آنارشیسم نیستم!!! قانون مداری : یعنی وجود قانون به عنوان ابزار برای انسان قانون گرایی : یعنی محور قرار گرفتن قانون، یعنی اصالت قانون و یعنی انسان ابزاری برای قانون که ما انتقادمون به مورد دوم یعنی قانون گراییه و کاری به نفس قانون نداریم!!! اما حالا انتقاد ما چیه؟ قانون گرایی یه سری معضلات برای بشر مدرن به وجود آورده : 1. زیاد شدن فاصله بین انسان ها!! که مثال های زیادی از این موارد در صفحات قبل زدم. 2. به وجود آمدن ظاهرگرایی!! که باز هم مثال هایی زیادی زدیم و رابطه ی قانون گرایی و ظاهر گرایی رو توضیح دادیم. 3. پیچیدگی روزافزون که ناشی از عدم کامل بودن قانون هست و هیچ گاه تمامی ندارد!! که این پیچیدگی از دو بعد به جامعه ضرر می زنه!! اول این که انسان مدرن رو شدیدا درگیر رعایت قانون در طول زندگی روزمره می کنه و دوم این که نظارت رو بی نهایت سخت می کنه که تا جایی می رسه که دیگه عملا نظارت غیر ممکن میشه!!! 4. عدم کامل بودن قانون که باعث میشه حق انسان در خیلی از مواقع پایمال بشود!! این انتقادات ما بود به قانون گرایی!!! اول ما می خواهیم این گزاره رو نفی کنیم و بعد وارد فاز بعدی بشیم که ببنیم آیا میشه شرایط جایگزینی به وجود آورد یا نه؟ از شرکت شما در بحث تشکر می کنم. موفق بمانید و در پناه حق |
|||
|
|
۱:۵۰, ۱۸/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #27
|
|||
|
|||
نقل قول: اول ما می خواهیم این گزاره رو نفی کنیم و بعد وارد فاز بعدی بشیم که ببنیم آیا میشه شرایط جایگزینی به وجود آورد یا نه؟ خوب باید بحث رو ادامه بدیم . شما میگید باید قانون گرایی مرزی داشته باشه . این میشود سلیقه ای . بعد اینکه شما چه قانونی را میگویید . قوانین مصوب مجالس کشور ها یا اصول قانونی و اخلاقی و دینی را هم منظور میکنید با تشکر |
|||
|
|
۲۱:۰۹, ۱۸/بهمن/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/بهمن/۹۰ ۲۲:۱۳ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #28
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
سلام. نقل قول:شما میگید باید قانون گرایی مرزی داشته باشه . این میشود سلیقه ای . نه .... من اصلا حرف مرز نزدم!! من کلا قانون گرایی رو نفی کردم و فعلا حرفی از سلیقه و ... هم نیست، چون ما از شرایط جایگزین حرفی نزدیم!! نقل قول:بعد اینکه شما چه قانونی را میگویید . البته من الان بیشتر منظورم قوانین اجتماعیه!!! یعنی قوانینی که وضع میشن برای این که یک جمع، سالم و سلامت در کنار هم موجود باشن!!! ------- مطلب بعدی این که متوجه نشدم، بلاخره شما قانون گرایی رو رد کردی یا قبول؟ یا علی |
|||
|
|
۲۱:۴۷, ۲۰/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #29
|
|||
|
|||
|
خوب بشر برای همه مسایل خود به مرور زمان قوانینی را پدید می اورد که به ان قوانین عرفی میگویند .
حالا این عرف کاهی قانون رسمی میشود د عصر جدید گاهی قانون عرف میشود . گاهی دین عرف میسازد و گاهی رفتار های قسمت خاصی از یک تمدن مثلا قانون عرفی خون بس در عشایر . یا قانون قتل ناموسی در اعراب خوزستان!! یا احترام به بانوان در ایران . و یا اکرام پیر تر ها . یدید که توی اتوبوس جاشون رو میدن به بزرگتر ها که این رسم شرقی هاست و غربی ها با دیدن اون تعجب میکنند گاهی این قوانین قوانینی فطری و عقلی است مثل قوانین اسلامی و انسانی . گاهی قوانین کلی هستند مثل وفای به عهد و برائت و ... حالا از بین همه این قوانین یک سری قوانین ضمانت اجر دارند و حکومت ان را تضمین میکند . گاهی هم ضمانت اجرای قومی و قبیله ای و گاهی هم ضمانت اجرای اخروی . در واقع با در نظر گرفتن همه این قوانین میبینیم هیچ جای زندگی از قانون خالی نیست . حالا مسئله اینست که اگر فرد وجدان و عقل داشته باشد شاید بتوان خیلی از قوانین را حذف کرد و یا ضمانت اجرا را برداشت! اما در عمل چنین نیست! حالا همین مرز قانون گرایی هم میشود یک قانون! مثلا جایی که هیچ قانونی نیست چه باید کرد . میرسیم به قوانین اجتماعی که شما گفتید . و به نظرم منظورتون قوانین حکومتی با ضمانت اجراست . گاهی میبینیم یک قانون برای نظم و حرکت جامعه طراحی شده ولی گاهی نتایج برعکس یا نا مطلوبی میده . معمولا این جایی است که مجری ا را بد اجرا میکند . و سوال بعدی مرز قانون را چه کسی معین میکند و چرا باید باشد! و خارج از این مرز چیست این مشکل بیشتر جایی بروز پیدا میکند که قوانین عرفی و دینی وجود نداشته باشد و خود انسان میخواهد همه چیز را با قانون خودش تعیین کند . باز مهم اینجاست که جامعه هدف چه جامعه ایست . موفق باشید |
|||
|
|
۱:۰۸, ۲۲/بهمن/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/بهمن/۹۰ ۱:۱۱ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #30
|
|||
|
|||
|
با سلام.
البته من گمان می کنم تا زمانی که قانون رو خوب تبیین نکنیم، متوجه منظور همدیگه نمیشیم! برخی از قوانین ( قوانین اخلاقی، قوانین دینی و ... ) اصلا نیازی به نظارت ندارند!! یعنی به فرض مثال اگر شما در اتوبوس جای خودت رو به کس دیگه ای ندی : _ تنبیه یا مجازات نمیشی _ نیاز به اعمال نظارت نیست _ ریزتر شدن و جزئی تر شدنی در کار نیست و بنابراین با پیچیدگی رو به رو نیستیم اما برخی دیگه از قوانین ( مثل قوانین راهنمایی رانندگی، قوانین مدرسه یا دانشگاه و ... ) نیاز به نظارت دارند!! یعنی فرضا شما اگر جلسه ای از کلاس غایب بشی، مشمول تنبیه میشی!! یعنی : _ تنبیه و مجازات برای فرد مجرم در نظر گرفته می شود _ نیاز به نیروهایی برای نظارت است _ با پیش آمدن شرایط جدید روز به روز پیچیده تر می شوند اینجا دقیقا منظور من از قانون، قوانین اجتماعی است!!! یعنی قوانینی که نیاز به نظارت دارند، نیاز به اعمال تنبیه و مجازات برای مجرم دارند، روز به روز در حال پیچیده تر شدن هستند و .... یکی دیگه از مشکلات بزرگ پایمال شدن حق بسیاری از مردم است!!! فرضا شما یک خلاف سهوی در رانندگی مرتکب میشی و قانون گرایی در جامعه ی مدرن باعث میشه که شما حتما مجازات بشی!!! یا مثلا دلیل موجهی برای عدم حضور در کلاس داری، ولی این قانون گرایی باعث تنبیه شدن شما می شود!!! چرا؟ چون دیگر احترامی برای شخصیت شما و حرف شما مجری قانون قائل نیست!!!! چون دیگر اطمینان و احترامی وجود ندارد!!! چون بین انسان ها قانون فاصله گذاشته است!!! و این ناشی از قانون گراییه!!! و من صد در صد با این جمله ی شما موافقم : نقل قول:این مشکل بیشتر جایی بروز پیدا میکند که قوانین عرفی و دینی وجود نداشته باشد و خود انسان میخواهد همه چیز را با قانون خودش تعیین کند . و اما درباره ی سوال شما که تا حدی هم جواب دادم : _خارج از مرز قانونی چیست؟ این دقیقا مهم ترین چالش قانون گرایی است!!! این دقیقا نقطه ی ضعف جامعه ی مدرن است!!! این دقیقا جایی است که مجرم بدون این که وجدان اخلاقی داشته باشد، وارد جرم و جنایت می شود!!! این دقیقا سوالی است که من باید از شما بپرسم!! ![]() یا علی |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |








بلاخره متوجه تعبیر من از قانون گرایی شدید!!


