کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



موضوع بسته شده  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 6 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
بازگشت مردگان به دنیا - تصور شما از رجعت چگونه است؟!%
۲۲:۳۰, ۵/دی/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/بهمن/۰۲ ۱۵:۲۹ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام

نظر به سوالات و اظهار نظر های مختلف کاربران در پست های مختلف تالار نسبت به مسئله رجعت و
چگونگی آن، بر آن شدیم تا در این مقاله به تبیین مفهوم رجعت و چگونگی آن بپردازیم.

امیدواریم کاربران گرامی توجه و دقت کافی در مباحث و نکات بسیار دقیق و ظریفی
که در این مقاله مطرح شده، داشته باشند و مطالعه دقیق آن را مدنظر قرار دهند (مخصوصا قسمت دوم رنگی)،
چراکه مقاله برگرفته از مباحث مفسر بزرگ قرآن کریم، علامه طباطبائی ره می باشد.

بعد از ظهور امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) فوراً قیامت بر پا نمى‌شود بلکه حضرت مدتى را در روى زمین حکومت مى‌کنند. البته روایات در رابطه با مدت حکومت، مختلف است از پنج سال تا 309 سال ذکر شده است. این اختلاف شاید اشاره به دورانهاى مختلف حکومت آن حضرت باشد: علامه مجلسى مى‌گوید: بعضى از روایات بر جمیع مدت حکومت و بعضى بر زمان استقرار دولت، دلالت دارد.
یکى از اعتقادات شیعه، مسئله رجعت است. رجعت در زمان ظهور و پس از ظهور امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) به وقوع مى‌پیوندد. عقیده شیعه امامیه آن است که خداوند متعال در هنگام ظهور امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) مردمى از شیعیان آن حضرت را که قبلاً مرده بودند به دنیا برمى‌گرداند تا به ثواب یارى او و مساعدت وى و مشاهده دولت آن حضرت فائز گردند.
همچنین مردمى از دشمنان آن حضرت را نیز زنده مى‌گرداند تا از آنها انتقام گیرد. بر این اساس در دعاى عهد نیز مى‌خوانیم: قبل از ظهور حضرت مرا از قبر بیرون آور تا در رکاب حضرت باشم. از روایات استفاده مى‌شود که بعضى از امامان(علیهم‌السلام)، مانند امام حسین(علیه‌السلام) به دنیا برمى‌گردند.
امام صادق(علیه‌السلام) مى‌فرماید: «نخستین کسى که قبرش مى‌شکافد و زنده مى‌شود و به دنیا برمى‌گردد؛ حسین بن علی(علیهما‌السلام) است و این رجعت عمومى نیست بلکه افراد خاصى به دنیا برمى‌گردند که یا مؤمن خالص و یا مشرک محض باشند.»

روایات زیادى درباره علایم قیامت داریم که اشراط الساعه‌اش مى‌گویند و این احادیث غیر از علایم ظهور امام عصر(علیه‌السلام) است، چرا که بیشترین تأکید در علایم ظهور، بر حاکمیت ظلم و جور است ولى در علایم قیامت بر فساد و بى بند و بارى‌هاى اخلاقى و علنى شدن مسایل جنسى در برابر چشم مردم است.

در هر صورت ممکن است این وضعیت میلیونها سال طول بکشد تا قیامت بر پا گردد. عیاشى در تفسیر خود از جابر بن یزید جعفى روایت نموده که گفت شنیدم حضرت باقر(علیه‌السلام) مى‌فرمود: به خدا قسم مردى از ما اهل بیت بعد از مرگش سیصد و نه سال سلطنت مى‌کند. عرض کردم: این در چه زمانى خواهد بود؟ فرمود: بعد از مرگ قائم است. عرض کردم: حضرت قائم در عالم خود چقدر باقى مى‌ماند؟ فرمود: نوزده سال از موقع قیام تا هنگام مرگش.

در قرآن به رجعت به معناى رجوع كسى به اين دنيا در موارد زيادى اشاره شده است . اينك به برخى از نمونه هاى آن اشاره مى كنيم :
عرض کردم:‌ آیا بعد از مرگ قائم هرج و مرج مى‌شود؟ فرمود: آرى پنجاه سال. آنگاه امام منتصر به دنیا باز مى‌گردد براى خونخواهى خود و یارانش. وى بى دینها را به قتل مى‌رساند و به اسارت مى‌برد. پس از ایشان امام سفاح به دنیا بر مى‌گردد پس تمام دشمنان ستمگر ما را مى‌کشد و تمام زمین را مالک مى‌شود و خداوند کار او را اصلاح مى‌گرداند و سیصد و نه سال سلطنت مى‌کند.

آنگاه امام فرمود: اى جابر مى‌دانى امام منتصر و سفاح کیست؟ منتصر حسین(علیه‌السلام) و سفاح، امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) است.


آيا قرآن به رجعت كسانى به اين دنيا اشاره نموده است ؟
1- خداوند متعال مى فرمايد: الم تر الى الذين خرجوا من ديارهم و هم الوفا حذر الموت فقال لهم الله موتوا ثم احياهم ؛ (( آيا نديديد كسانى را كه از ترس مرگ از ديار خود بيرون رفتند كه هزاران تن بودند ، خداوند فرمود: بميريد ، همه مردند ، سپس آنان را زنده كرد. ))
آيه اشاره به زنده شدن هفتاد هزار خانوار دارد كه بر اثر طاعون از دنيا رفته بودند.

2- خداوند مى فرمايد: فقلنا اضربوه ببعضها كذلك يحيى الله الموتى و يريكم آياته لعلكم تعقلون ؛ (( پس دستور داديم كه پاره اى از اعضاى آن گاو را بر بدن كشته بزنيد تا ببينيد كه خداوند اين گونه مردگان را زنده خواهد نمود و قدرت كامل خويش را آشكار خواهد ساخت شايد شما به خرد درآييد )) .

آيه مربوط به كشته بنى اسرائيل است كه به قدرت خداوند زنده شد.


3- خداوند مى فرمايد: و اذ قلتم يا موسى لن نؤ من لك حتى نرى الله جهرة فاخذتكم الصاعقه و انتم تنظرون * ثم بعثناكم من بعد موتكم لعلكم تشكرون ؛ (( و به بياد آريد وقتى را كه گفتيد: اى موسى ما به تو ايمان نمى آوريم مگر آنكه خدا را آشكارا ببينيم پس صاعقه سوزان بر شما فرود آمد و آن را به چشم خود مشاهده كرديد. سپس شما را بعد از مرگ برانگيختيم باشد كه خدا را شكر گزاريد )) .

آيه مربوط به برخى از قوم حضرت موسى عليه السلام است كه تقاضاى رويت خدا را به چشم را كردند كه اين خواسته سبب نزول عذاب و مرگ آنان شد ولى خداوند بار ديگر آنها را زنده كرد.

4- و نيز مى فرمايد: او كالذى مر على قرية و هى خاوية على عروش ها قال انى يحيى هذه الله بعد موتها فاماته الله مائة عام ثم بعثه ؛ (( يا به مانند آن كسى كه به دهكده اى گذر كرد كه خراب و ويران شده بود ، گفت : به حيرتم كه خداوند چگونه اين مردگان را دوباره زنده خواهد كرد. پس ‍ خداوند او را صد سال ميراند و سپس زنده اش كرد )) .
آيه مربوط به يكى از انبياى الهى است كه پس از صد سال دوباره زنده شد.

5- خداوند از حضرت عيسى حكايت كرده كه فرمود:: و احيى الموتى باذن الله ؛ (( من مرده را به اذن خدا زنده مى كنم )) .
طبرى مى گويد: (( حضرت عيسى عليه السلام مردگان را به دعايش زنده مى كرد )) . مطابق روايات نبوى كه هر آنچه در امت هاى پيشين اتفاق افتاده در اين امت نيز واقع خواهد شد مساءله رجوع به دنيا بعد از مرگ در اين امت نيز امرى واقع شدنى است


رواياتى كه رجعت را اثبات مى كند هر چند آحاد آن با يكديگر اختلاف دارند، الا اينكه با همه كثرتش (متجاوز از پانصد حديث است ) در يك جهت اتحاد دارند، و آن يك جهت اين است كه سير نظام دنيوى متوجه به سوى روزى است كه در آن روز آيات خدا به تمام معناى ظهور ظاهر مى شود،

روزى كه در آن روز ديگر خداى سبحان نافرمانى نمى شود، بلكه به خلوص عبادت مى شود، عبادتى كه مشوب و آميخته با هواى نفس نيست ، عبادتى كه شيطان و اغوايش هيچ سهمى در آن ندارد، روزى كه بعضى از اموات كه در خوبى و يا بدى برجسته بودند، يا ولى خدا بودند، و يا دشمن خدا، دوباره به دنيا بر مى گردند تا ميان حق و باطل حكم شود.
و اين معنا به ما مى فهماند روز رجعت خود يكى از مراتب روز قيامت است ، هر چند كه از نظر ظهور به روز قيامت نمى رسد، چون در روز رجعت باز شر و فساد تا اندازه اى امكان دارد، به خلاف روز قيامت كه ديگر اثرى از شر و فساد نمى ماند و باز بهمين جهت روز ظهور مهدى (عليه السلام ) هم معلق به روز رجعت شده است چون در آن روز هم حق به تمام معنا ظاهر مى شود، هر چند كه باز ظهور حق در آن روز كمتر از ظهور در روز رجعت است .
و از ائمه اهل بيت (عليه السلام ) نيز روايت شده كه فرموده اند ايام خدا سه روز است ، روز ظهور مهدى (عليه السلام ) و روز برگشت ، و روز قيامت ، و در بعضى از روايات آمده : ايام خدا سه روز است ، روز مرگ و روز برگشت و روز قيامت .
و اين معنا يعنى اتحاد اين سه روز بر حسب حقيقت ، و اختلاف آنها از نظر مراتب ظهور باعث شده كه در تفسير ائمه عليه السلام بعضى آيات گاهى به روز قيامت ، و گاهى به روز رجعت ، و گاهى به روز ظهور مهدى تفسير شود، و در سابق هم گذشت كه گفتيم چنين روزى فى نفسه ممكن است ، بلكه واقع هم هست ، و منكر آن هيچ دليلى بر نفى آن ندارد.
به نقل از تفسیر المیزان ذیل آیه شریفه «وقضى الامر و الى اللّه ترجع الامور» بقره 210
اما فلسفه رجعت چیست؟ بعد از ظهور امام زمان وقتی جهان پر از عدل شود، دیگر چه لزومی به رجعت و حکومت یک یک امامان (علیه السلام) است؟
1ـ رجعت از عقاید معروف شیعه است، و مقصود از آن در فرهنگ شیعه، بازگشت گروهی امت اسلامی پس از ظهور حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و قبل از بر پایی قیامت به دنیا است.

2ـ همان گونه که اشاره شد، در رجعت همه مردگان یا همة شیعیان به دنیا باز نمی‌گردند، بلکه عده ای مؤمنان خالص و کفار و طاغیان بسیار شرور به این جهان باز می گردند.[1]

3ـ بازگشت گروهی از صالحان و یا تبهکاران به این جهان امری شگفت آوری نیست، زیرا در امت های پیشین نیز گروهی پس از مرگ بار دیگر زنده شده و پس از مدتی برای بار دوم در گذشته اند،‌[2] مانند زنده شدن عزیر پس از صد سال،[3] و موارد دیگری که قرآن مجید از آن‌ها خبر داده است.[4]
4ـ در رجعت، بازگشت کنندگان به امر پروردگار عالَم زنده می شوند، هم چنان که در قیامت همگان به امر و قدرت ذات اقدس الله زنده می گردند. اگر تعدادی به دست حضرت عیسی(علیه السلام) زنده شده اند، آن هم به اذن الهی و قدرت خدادادی بوده است. قرآن می‌فرماید:"(به خاطر بیاور) هنگامی را که خداوند به عیسی بن مریم گفت:یاد کن نعمتی را که به تو و مادرت بخشیدم... و هنگامی که به اذن و فرمان من مردگان را زنده می کردی".[5]


بنابراین چنانچه رجعت به دعای امام زمان(علیه السلام) صورت گیرد؛ باز به قدرت خدا انجام گرفته است؛ پس لازم نیست حتماً پیامبر باشد، بلکه به وسیلة حجت الهی و به اذن خدا نیز می‌توان صورت گیرد.
5ـ پس از اعتقاد به رجعت که از عقاید شیعه است، ممکن است از تفاصیل و علت واقعی آن آگاهی نداشته باشیم، و این هیچ گونه اشکال و سستی در عقیدة ما ایجاد نمی‌کند. مثل این که به وجود ملائکه ایمان داریم، چون قرآن از آن خبر داده، ولی تعدادشان چقدر است، نحوة زندگی شان چگونه است و کارهایشان به طور تفصیل چگونه است، اطلاع دقیق نداریم.
6ـ ممکن است علت واقعی رجعت برای ما روشن نباشد، ولی با توجه به روایات رجعت، چنین به نظر می‌رسد که بازگشت دو گروه از مؤمنان و کافران به زندگی دنیا، به منظور تکمیل یک حلقة تکاملی گروه اوّل "مؤمنان" و چشیدن کیفر دنیوی گروه دوم "کافران" است.
[b]
به تعبیر دیگر:گروهی از مؤمنان خالص که در مسیر تکامل معنوی با موانعی در زندگی خود رو به رو شده اند و تکامل آن‌ها ناتمام مانده است، حکمت الهی ایجاب می‌کند که سیر تکاملی خود را از طریق بازگشت مجرّد به این جهان ادامه دهند؛ شاهد و ناظر حکومت جهانی حق و عدالت باشند؛ و در بنای این حکومت شرکت جویند، چرا که شرکت در تشکیل چنین حکومتی از بزرگ ترین افتخارات است.
به عکس گروهی از منافقان و کافران جبار سرسخت علاوه بر کیفر خاص خود در رستاخیز باید مجازات هایی در این جهان، نظیر آن چه اقوام سرکشی مانند فرعونیان و عاد و ثمود، و قوم لوط دیدند ببینند، و تنها راه آن رجعت است.[6]
انسان معتقد به حکمت و عدل الهی، همان گونه که معتقد است باطن این عالم پاک و بر اساس عدالت و درستی بنیان شده، معتقد است روزی فرا می‌رسد که ظاهر تمام این عالم همانند باطن می‌شود و همان گونه که باطن آن بر اساس عدل در جریان است، ظاهر آن نیز این گونه می‌شود و برای تحقق چنین امری،


کسانی که مصداق تمام و کمال ظلم و عدل بوده اند، برانگیخته می‌شوند تا حقیقت این عالم نمایانده شود. اگر ظالمان این دنیا را با کامیابی سپری کرده اند، گمان نرود که واقعاً پایان آن‌ها همین گونه است زیرا می دانیم که قیامت، چیزی جز ظهور و تجسم این عالم نیست، ‌پس باید سرانجام دنیای ظالمان و کافرانی که با کامیابی سپری کرده اند مانند معاویه، شکست و ذلت باشد، تا در قیامت، ذلت به صورت واقعی آشکار شود.


به عبارت دیگر: همان گونه که برای مؤمنان باید مسیر تکاملی آن‌ها که با موانعی در دنیا رو به رو بوده اند، برداشته شود تا این مسیر به پایان خود و سیر تکاملی صعودی برسد، کافران خالص و ظالمان نیز باید به نهایت مسیر تکاملی نزولی خود برسند و حکومت و قدرتی که باعث شده که نهایت سیر نزولی آشکار نشود، آشکار شود و در قیامت طبق همین عذاب، یا نعمت الهی هویدا شود. باید توجه داشت هنوز کسانی مانند معاویه و غاصبان ولایت به عنوان انسان های درستکار نزد بسیاری از مسلمانان شناخته می‌شوند.


البته این نکته که بیان شده، به عقل و دانش ما رسیده، امکان دارد مسایلی در فلسفه و علت آن بیان شده که دست نیافته ایم، یا بسیاری از مسایل طرح شود که اصولاً فلسفه آن بیان نشده و یا عقل ما نتواند به علت واقعی آن‌ها دست یابد، امام آن‌ها را به حکم عقل و منطق قبول می‌کنیم چون از جایگاه خطا ناپذیر الهی صادر شده است. این مسئله در پایان توضیح داده می‌شود.
7ـ برای رجعت چندین دلیل ذکر شده، حتی مرحوم شیخ حرعاملی در کتاب شریف "الایقاظ من الهجعه" دوازده دلیل بیان نموده است. در این جا به دو دلیل اکتفا می‌کنیم:

الف) اجماع امامیه (شیعه). مرحوم سید مرتضی که از بزرگان شیعه است می‌گوید:"خدا بعد از ظهور حضرت مهدی(علیه السلام) گروهی از کسانی را که قبلاً از دنیا رفته اند، به این جهان باز می گرداند. دلیل بر صحت این عقیده آن است که هیچ عاقلی نمی تواند قدرت خدا را بر این امر انکار کند، چرا که مسئلة محالی نیست. دلیل بر اثبات این عقیده، اجماع امامیه است، زیرا احدی از آن‌ها با این عقیده (رجعت) مخالفت نکرده است".

البته گروهی از علمای شیعه رجعت را به این معنا قبول نداشته و رجعت را به معنای حکومت و دولت حضرت مهدی (علیه السلام) تفسیر کرده اند.


ب) روایات. احادیث از ائمه اطهار(علیه السلام) در مورد رجعت فراوان است و به حد تواتر رسیده تا جایی که مرحوم علامه مجلسی می‌فرماید:"چگونه ممکن است کسی به صدق گفتار ائمة اهل بیت(علیه السلام) ایمان داشته باشد و روایات متواتر رجعت را نپذیرد؟احادیث صریحی که شمار آن به حدود دویست حدیث می‌رسد که چهل و چند نفر از روایات موثّق، و علمای اعلام در بیش از پنجاه کتاب آورده اند".[8]

از امام صادق(علیه السلام) معنای آیه "و یوم نحشرِ من کلّ أمة فوجاً؛ روزی که از هر امتی، گروهی را زنده می‌کنیم".[9] سؤال شد، فرمود:مردم چه می‌گویند؟مسائل گفت:مردم می‌گویند:آن روز قیامت است. حضرت فرمود:‌ مگر در قیامت از هر امتی گروهی را زنده می کنند و بقیه را زنده نمی کنند؟خیر (مردم اشتباه می کنند) این آیه مربوط به رجعت است (نه قیامت، زیرا در قیامت همه محشور می‌شوند، نه عده ای، در صورتی که این آیه از زنده شدن گروهی سخن می‌گوید).[10]
مأمون (خلیفه دانشمند عباسی) به حضرت رضا(علیه السلام) عرض کرد:دربارة رجعت چه می فرمایید؟حضرت فرمود:رجعت درست است. بازگشت بعضی از مردگان در امت های پیشین سابقه داشته و قرآن شاهد آن است، و پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود:"آن چه در امت های گذشته بوده، در امت من نیز خواهد بود".[11]

یادآوری:
همان گونه که نیافتن چیزی دلیل بر نبودن آن نیست، نفهمیدن مطلبی هم دلیل بر درست نبودن آن نمی‌باشد. مطالب علمی بسیاری هست که ما نمی فهمیم، ولی نفهمیدن دلیل نمی شود که آن مطلب صحیح نباشد. در اعتقادات شرعی هم همین طور است،


مثلاً فلسفة مسح در وضو ممکن است برای ما روشن نباشد. این نشانه آن نیست که مسح سر یا پا علت ندارد. نیز باید توجه داشت که اگر مسئله ای برای ما حل نشد، به این معنی نیست که عقیدة ما با قرآن یا سایر عقاید در تضاد است،‌ زیرا می گوییم چون قرآن یا معصوم از این مسئله خبر داده می پذیریم، اگر چه برا ی ما هنوز فلسفة آن حل نشده باشد، زیرا معتقدیم آن چه خدا یا پیامبر و امام از آن خبر داده باشند، مسلّماً درست است، چون از مقام خطا ناپذیری صادر شده است، اگر چه کیفیت مسئله و فلسفه و اهداف آنها را درک نکنیم.



مسئلة رجعت چیزی است که در امت های گذشته واقع شده و قرآن به صراحت از آن‌ها خبر داده است، و بنا به روایات شیعه، در امت اسلام هم واقع خواهد شد. این نه چیز محالی است که انسان را گیج کند و نه عدم اطلاع از جزئیات آن مسئله ای است که ایجاد خلل در عقیدة ما کند، که خیال کنیم عقیدة ما در تضاد با قرآن است. پس مسئلة رجعت امری است ممکن و نفهمیدن فلسفة آن مشکلی در عقیدة ما ایجاد نمی کند.
مانند بعضی از امور دیگر که از فلسفة‌ آن‌ها آگاهی نداریم، اما چون از منبع خطا ناپذیر آمده، به حکم عقل می پذیریم. مثلاً ابن سینا در کتاب شفا می‌گوید:اگر چه من با عقل خود نمی توانم معاد جسمانی را ثابت کنم، اما چون خبر دهنده صادقی (پیامبر اسلام) از آن خبر داده، می پذیرم (و این مسئله منطقی و عقلانی است).


بسیار مهم (دقت بسیار):
ظهور، رجعت و قیامت سه مرتبه از بروز و تجلی حقیقت است
امیدوارم استفاده کرده باشید
التماس دعای ظهور
پی نوشت ها :
[1]تفسیر نمونه، ج 15، ص 555.
[2]جعفر سبحانی، منشور عقاید امامیه، ص 241، ص 129.
[3]بقره (2) آیة 259.
[4]بقره (2) آیة 55 و 56 و 72 و 73 و 243؛ آل عمران (3) آیة 49.
[5]مائده (5) آیة 110.
[6]تفسیر نمونه، ج 15، ص 559.
[7]شیخ عباس قمی(صاحب مفاتیح الجنان) سفینه البحار، ج 1، ص 511، مادهرجع.
[8]بحارالانوار، ج 53.
[9]نمل (27) آیة‌83.
[10]مصطفی حسینی دشتی، معارف و معاریف، ج 5، ص 632 (ماده:رجعت).
[11]مهدی موعود‌ (ترجمة ج 51 تا ج 53 بحارالانور، ص 1200).

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: وحید110 ، میلاد.م ، محیصا ، فاطمه خانم ، rastin ، ساقی ، yamin ، MohammadSadra ، hesam110 ، jj167akm ، علی 110 ، nafas ، خادمة الزهرا ، saloomeh ، در جستجوی سختی ، peimane ، بیداری اندیشه ، s.majid hashemi ، مجید121 ، taleb ، عاشورايي ، یاســین ، مفقود الاثر ، vahid1878 ، MAHDI59 ، aboutorab ، آشفته ، only_y2d ، مجید املشی ، tazevared ، منادی حق ، آفتاب ، عبدالرحمن

آغاز صفحه 7 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۳:۱۹, ۲۰/آبان/۹۱
شماره ارسال: #61
آواتار
(۲۰/آبان/۹۱ ۱۰:۵۱)mojtabashams نوشته است:  به نظر من موضوع رجعت بعد از حکومت الهی امام زمان موضوعی غیر قابل درک است چون ما حکومت امام زمان را حکومتی ایده آل و کامل می دانیم و این چیزی غیرقابل درک است که بعد از امام زمان امامان دیگری برای هدایت مردم رجعت کنند چون این کار را امام زمان انجام داده و نیازی به آمدن امام دیگری برای هدایت مردم نیست . نکته ی دیگر اینکه آیا امامان حب دنیا یا دوستار حکومت هستتند که دوباره به دنیا برگردند ونکته ی دیگر اینکه این روند تا کی می تواند ادامه داشته باشد.

سلام بر محبان اهلبيت عليهم السلام


جناب مجتبي ( آ ش ف ت ه)

ان شاءالله گمان من غلط باشد .

با اولين پستتون كه اينقدر با عجله زديد ماهيت خود را فاش كرديد .

معمولاً شيعيان و محبان اهلبيت عليهم السلام هيچگاه با چنين ادبياتي وارد يك موضوعي به اين مهمي نمي شوند جز اينكه مدتها وارد همين تايپك بوده و با وارد كردن شبههات و قبول نكردن احاديث و روايات دائم به دنبال دليلي هستند كه افكار پريشان و آشفته شان را سامان دهد .

خطاب به كاربر مجتبي "

در كجاي مذهبتان آمده كه با چنين ادبياتي وارد بحث و گفتگو شويد ؟.

نه به اهلبيت عليهم السلام احترام گذاشتي و عرض ادب كردي نه به ديگر كاربران و دوستان و اين خود بيانگر اين موضوع است كه لايق احترام و ادب نيستيد .

در راه كسب معارف دين موفق باشيد
يا اميرالمومنين عليه السلام
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۳:۴۶, ۲۰/آبان/۹۱
شماره ارسال: #62
آواتار
با سلام تمام کاربران محترم
جناب اشفته وقتی میگم از اعتقادات خودتان بگویید برای این است که :
ایا عدل و امامت را قبول دارید یا خیر ؟ چون اهل عامه فقط توحید معاد و نبوت را میپذیرند.
شما بگو که چرا بعداز امام معصوم قیامت به پا نشه؟ ایا عقلا میتوان اثبات کرد؟
در جواب اینکه اخرین امام را چه کسی غسل میدهد : اگر ایمان به این داشته باشد که حکومت جهان تا انتهای ان بر عهده امام معصوم باشد به این هم دقت کنید که : (انما أنت منذر و لکل قوم هاد) ( اي پيامبر!) تو فقط هشدار دهنده اي و براي هر قومي رهبري (امامي) است.
اين آيه نيز بيانگر همان اصل مسلم امامت است که هر گروهي در هر عصري براي رسيدن به کمال انساني نيازمند هدايتگري از جانب خدا هستند.

در قرآن کریم از منشأ چنین رخدادی به ”‌نفخ صور”‌[ نمل، 87؛ زمر، 68؛ حاقه، 15 – 13؛ و… ] تعبیر شده است و دمیدنی که در صور انجام می‌گیرد هم منشأ میراندن و هم منشأ زنده گردانیدن و برانگیختن و حشر و برپایی قیامت است. نیز از این حادثه به ”‌صیحه”‌،[یس، 53] ”‌زجره”‌[نازعات، 13 و 14] (صیحه)، ”‌صاخه”‌[عبس، 33 و 34] (صیحه شدید) و ”‌‌ فَإِذَا نُقِرَ فِی النَّاقُورِ”‌[.مدثر، 10 -8] (دمیدن در چیزی که صدا از آن خارج می‌شود) تعبیر گشته است.
وقتی زمان نفخه اول می‌شود اسرافیل در صور می‌دمد و تمام موجودات دارای روح می‌میرند، مگر اسرافیل که بعد از آن به امر خدا اسرافیل نیز می‌میرد.[ بحار الانوار ص324] از بعضی آیات از جمله آیه: ”‌کُلُّ شَیْءٍ هَالِکٌ إِلَّا وَجْهَهُ ”‌،[قصص 18] که به طور کلی می‌فرماید هر چیزی هلاک می‌شود و می‌میرد، مگر وجه خداوند تعالی، به خوبی استفاده می‌شود که این گروه باقیمانده نیز سرانجام می‌میرند
درباره مرگ ملائکه، از آن جا که قبل از روز قیامت تمام موجوداتی که در آسمان‌ها و زمین هستند می‌میرند چنان که قرآن می‌فرماید: ”‌و در صور دمیده می‌شود و تمام کسانی که در آسمان‌ها و زمین هستند می‌میرند مگر کسانی که خدا بخواهد”‌.[.زمر ، 68، ”‌‌…و نفخ فی الصور فصعق من فی السموات و من فی الارض الا من شاءالله”‌.].

در مورد ابعادی که فرمودید : " جراح " شما با اینگونه مثالها هم علم و حکمت و همه صفات خدا را زیر سوال بردید چرا که از دید شما و هم عقلی که معیار تمام این همه جوابهایی خود قرار دادید پاسخگوی تمام این مثائل نیست .
ایا عقلی که شما به ان استناد میکنید میتواند حقیقت و تاویل همه جیز را بدست اورد؟
اگر این عقل میتوانست همه این کار ها را انجام دهد دیگر نیاری به هیچ حجت دیگری نبود.
کمی با دید غیر عقل تام به مباحثی که جوابش را نمیتوان پیداکرد نگاه کنید.
ایا شما با عقلی که میگویید میتوانید ذات خدا را اثبات کنید؟
شما گفتی که :
مگر نه اینکه اعتقاد ما به معاد(آنطور که در دین و زندگی خواندیم)، یکی بر این اساس است که چون در دنیا نمیشود حق ها را به صاحبانشان بازگرداند و ظالم را عذاب کرد و مظلوم پاداش داد و در کل دنیا ظرفیتش را ندارد و محدود است و ...؛ پس چه اصراری است که حق امامان را در همین دنیا به آنان بدهیم؟؟ و چرا فقط حق ائمه را بررسی میکنید؟؟ مگر فقط حق ائمه ضایع شده است؟؟
پس ملاک شما کتاب دین و زندگی است. ؟ شما دلیل عقلی میخواستید ولی چرا اینجا استناد به کتاب میکنید؟ دیگر کتب را هم قبول ندارید.
خود که میگویید این یکی از دلایل این است پس دلایل دیگری هم دارد.
ایا میتوان در امور و احکام خدا چرایی اورد؟
شما که ایجاد سوال میکنید کمی هم جوابگو باشید ! ان ایه را که اخر ادرسش رابه ما ندادید . در مورد اعنقاد هم که گفتید بحث طولانی میشود در حالی که جوابش پنج کلمه بود یا سه کلمه : (
توحید معا نبوت - عدل و امامت ) در حالی که باز هم جواب ندادید ، و سوالی تکراری که باز جواب ندادید : ( شما اگر رجعت را قبول دارید یا نه یک تعریفی از اون ارایه بدید که بشود بر مبنای اون بشه بحث کرد در حالی که شما هیچ تعریف کاملی ایراد نکردید .

[b]این راهم برای دیگر دوستان قرار میدهم تا کمی مطالعه ازاد داشته باشند :


اهل سنت و انکار رجعت
[/b]
حنان بن سدير از پدرش نقل مىكند كه پدرش گفت: در مورد (منکرین) رجعت از امامباقر(علیه السلام) سوال نمودم، ایشان سه مرتبه فرمودند قدریه آنرا انکار میکنند. در زمان امامصادق(علیه السلام) اين مخالفت به اوج خود رسيد به طورى كه همه مذاهب اهلسنت در مقابل شيعه با چنين عقيدهاى به ستيز برخاسته بودند. در اين عصر امامصادق(علیه السلام) با استدلالهاى قوى از اين اعتقاد دفاع مىنمودند. شیخ مفید در اوائلالمقالات بعد از بیان اعتقاد شیعه به رجعت میگوید: تمام معتزله و خوارج و مرجئه و زیدیه و اهلحدیث، منکر این اعتقاد امامیه هستند.[مفيد، محمد بن محمد بن نعمان؛ أوائل المقالات، قم، انتشارات كنگره جهانى شيخ مفيد، 1413 هـ ق، ص 46 ]او در این باره با علماء معتزلی به مناظره و بحث پرداختهاست. یک نفر از علمای معتزلی پرسیده بود که اگر شما معتقد به رجوع برخی مومنین و دشمنان در زمان قیام قائم هستید، چگونه مطمئن هستید که یزید و شمر و ابنملجم در زمان رجعت توبه نمیکنند تا مجازات شوند.
شیخ در پاسخ به این سوأل معتزله دو جواب میدهد:
1.عقل به خودی خود منعی بر این مطلب درک نمیکند که رجعت کنندگان ظالم، توبه کنند، اما روایات ائمهاطهار(علیه السلام) این افراد را بطور قطعی مورد لعن و برائت و عذاب دائمی قرار دادهاست؛ پس شک از وضعیت ایشان به یقین عقلی بر بد کرداری و کفر ایشان حتی بعد از رجعت تبدیل میشود، همانند فرعون و هامان که خداوند عذاب دائمی را برای ایشان بیان نموده است که دلالت میکند بر اینکه ایشان به هیچ وجه ایمان نیاوردند و نیز قرآن در پاسخ جمعى از دوزخيان كه در قيامت تقاضاى بازگشت به دنيا براى جبران خطاهاى خود مىكنند، مىفرماید: اگر آنها باز گردند دگربار همان امورى را كه از آن نهى شدهاند را انجام مىدهند.[انعام، آيه 28]
2. خداوند توبه کافرین و دشمنان را در رجعت نمیپذیرد، همانطور که ابراز ایمان فرعون را در لحظه غرق شدنش نپذیرفت و نیز در آخرت و حالت احتضار که توبه و ندامت پذیرفته نیست. خداوند در مورد نشانه­های قیامت میفرماید :
روزی که نشانههای خداوند بیاید، ایمان آوردن کسی که از قبل ایمان نیاورده یا در ایمان کسب خیر نکرده سودی ندارد.[انعام، آيه 158]در این باره روایت میفرماید که توبه مخالفین در این لحظه قبول نمیشود.[مجلسي، محمد باقر؛ پیشین، بيروت، موسسة الوفا، 1404هـ ق، ج 53، ص 132]همچنین با حضور دابهالارض در زمان رجعت و تعیین مومنین و کافرین توبه بیاثر خواهد شد.



(۲۰/آبان/۹۱ ۱۰:۵۲)آشفته نوشته است:  میشود تبیین کنید که چرا بعد از حضرت علی؟؟
و ایشان را چه کسی غسل و تدفین میکند؟؟
و اینکه آیا در فاصله حضرت مهدی و حضرت علی همه امامان حکومت میکنند؟؟
و اما سوال اساسی (اینها سوالات جدید نیستند، ایراداتی هستند که به تفسیر شما از رجعت وارد میشوند.):
مگر نه اینکه اعتقاد ما به معاد(آنطور که در دین و زندگی خواندیم)، یکی بر این اساس است که چون در دنیا نمیشود حق ها را به صاحبانشان بازگرداند و ظالم را عذاب کرد و مظلوم پاداش داد و در کل دنیا ظرفیتش را ندارد و محدود است و ...؛ پس چه اصراری است که حق امامان را در همین دنیا به آنان بدهیم؟؟ و چرا فقط حق ائمه را بررسی میکنید؟؟ مگر فقط حق ائمه ضایع شده است؟؟
در مورد وظیفه امام هم گفتم که نمیشود اینطور بررسی کرد. باید از همه ابعاد به آن پرداخت.

یک مثال میزنم تا مسئله روشن شود. فرض کنید من یک دکتر جراحم و وظیفه ام این بوده که جان یک مجروح را نجات دهم. به دلایلی من ار از انجام دادن این وظیفه بازمیدارند و به قول شما حقم را تضییع میکنند. مجروح میمیرد. خانواده اش بدبخت میشوند. زندگی شان تباه میشود و ... حال اگر بعد از گذشت قرنها خداوند به من بگوید برگرد به دنیا و حقت را (که انجام وظیفه ام در قبال آن مجروح و مجروحان دیگر بود) بازستان. حال بر فرض که مجروحان هم برگردند (با توجه به اینکه در زمان رجعت مثلا امام حسین همه مردم زمانش برنمیگردند) و من نجاتشان دهم!! به نظرت این کار ابلهانه نیست؟؟ بیشتر توضیح میدهم: آیا زندگی تباه شده مجروح به او باز داده شد؟؟؟ من فقط یک بعد زنده نگه داشتن را توانستم انجام دهم ولی زندگی اش را نه. چون از توان من دکتر خارج بود. چون زندگی اش مربوط به دوره ای از تاریخ بود.
حال همین مثال را بسط بده به تفسیر شما از رجعت و امام را به جای دکتر جراح (نجات دهنده و هدایتگر) و مجروحین را به جای مردم جایگذاری کن. (البته با توجه به این نکته که همه مردم زمان امام حسین و امام علی و ... برنمیگردن و یعنی باز هم وظیفه امام انجام نمیشود. مگر اینکه تمام تاریخ تکرار شود و یعنی روز از نو روزی از نو)
این جملات شما هرکدام جوابی داده شده و شما خواستار جواب مجدد هستید؟

امضای mahdy30na
بسم الله الرحمن الرحیم
ادع إلى سبيل ربك بالحكمة والموعظة الحسنة وجادلهم بالتي هي أحسن إن ربك هو أعلم بمن ضل عن سبيله وهو أعلم بالمهتدين

با حکمت و اندرز نيکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى که نيکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هر کسى بهتر می‏داند چه کسى از راه او گمراه شده است؛ و او به هدايت‏يافتگان داناتر است

Invite to the way of your Lord with wisdom and good instruction, and argue with them in a way that is best. Indeed, your Lord is most knowing of who has strayed from His way, and He is most knowing of who is [rightly] guided.
نحل 125
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۵:۲۲, ۲۰/آبان/۹۱
شماره ارسال: #63
آواتار
(۲۰/آبان/۹۱ ۱۳:۱۹)aboutorab نوشته است:  سلام بر محبان اهلبيت عليهم السلام


جناب مجتبي ( آ ش ف ت ه)

ان شاءالله گمان من غلط باشد .

دیشب داشتم با خودم فکر میکردم چه جالب که در این بحث فقط من مخالفم و همه دوستان موافق!! جالبه چون توانسته ام یک تنه از پس مباحثه با این همه استادان و صاحب نظران تالار گفتگوی بیداری اندیشه که زبانزد خاص و عامند بر بیایم. به خودم احسنت گفتم.
و اما امروز خیلی ناراحت شدم. نه از تهمتی که به من زدید بلکه از اینکه اسم کاربری تان را گذاشته اید "ابوتراب". و از این جهت ناراحتم که آبروی علی(علیه السلام) را میبرید با این قضاوت های عجولانه تان.
امیدوارم با گذشت زمان به اشتباه بودن گمانتان پی ببرید و پس از آن حداقل اسم کاربری تان را تغییر بدهید.
این اسمها حرمت دارند... بهتر همان بود که وقتی گفتید به بحث ادامه نمیدهید، واقعا ادامه نمیدادید نه اینکه با تهمت زدن خودتان و امامتان و اسلامتان را بی آبرو کنید.
دوستان من از همه شرمنده ام. فکر میکنم بهتر باشد من هم دیگر به بحث ادامه ندهم. از اول هم در صدد اثبات ادعایی نبودم. میخواستم سوالی در ذهن حقیقت جویان ایجاد کنم که انشاءالله کرده ام.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۵:۴۴, ۲۰/آبان/۹۱
شماره ارسال: #64
آواتار
همکار محترم شما درصدد ایجاد شبهه بودید نه ایجاد سوال .
نمیدونم که شما چرا از پاسخ دادن به سولاتی که از شما پرسیده میشه خود داری میکنید و دنبال سوال جدید میروید و کلا بدنبال یافتن جواب نبودید.

(۲۰/آبان/۹۱ ۱۵:۲۲)آشفته نوشته است:  
دیشب داشتم با خودم فکر میکردم چه جالب که در این بحث فقط من مخالفم و همه دوستان موافق!! جالبه چون توانسته ام یک تنه از پس مباحثه با این همه استادان و صاحب نظران تالار گفتگوی بیداری اندیشه که زبانزد خاص و عامند بر بیایم. به خودم احسنت گفتم.
و اما امروز خیلی ناراحت شدم. نه از تهمتی که به من زدید بلکه از اینکه اسم کاربری تان را گذاشته اید "ابوتراب". و از این جهت ناراحتم که آبروی علی(علیه السلام) را میبرید با این قضاوت های عجولانه تان.
امیدوارم با گذشت زمان به اشتباه بودن گمانتان پی ببرید و پس از آن حداقل اسم کاربری تان را تغییر بدهید.
این اسمها حرمت دارند... بهتر همان بود که وقتی گفتید به بحث ادامه نمیدهید، واقعا ادامه نمیدادید نه اینکه با تهمت زدن خودتان و امامتان و اسلامتان را بی آبرو کنید.
دوستان من از همه شرمنده ام. فکر میکنم بهتر باشد من هم دیگر به بحث ادامه ندهم. از اول هم در صدد اثبات ادعایی نبودم. میخواستم سوالی در ذهن حقیقت جویان ایجاد کنم که انشاءالله کرده ام.

کسی در این تالار ادعایی بر صاحب نظر بودن ندارد که شما اینگونه بخود احسنت میگویید.
در مورد نام کاربری هر کسی میتونه هر نامی برای خود قرار بدهد و همانگونه که شما برای خود این نام را انتخاب کردید. مگر کسی به شما ایراد گرفت که چرا این را دارید؟ تازه کسی نام خودش رو تغییر نمیده بلکه افکارش رو تغییر میده.

ایشون هم مثل شما با یقین نگفتن بلکه گفتند :
(۲۰/آبان/۹۱ ۱۳:۱۹)aboutorab نوشته است:  جناب مجتبي ( آ ش ف ت ه)
ان شاءالله گمان من غلط باشد .
.....
خطاب به كاربر مجتبي "
در كجاي مذهبتان آمده كه با چنين ادبياتي وارد بحث و گفتگو شويد ؟.
نه به اهلبيت عليهم السلام احترام گذاشتي و عرض ادب كردي نه به ديگر كاربران و دوستان و اين خود بيانگر اين موضوع است كه لايق احترام و ادب نيستيد .
در راه كسب معارف دين موفق باشيد
يا اميرالمومنين عليه السلام
من نمیخوام دفاع کنم یا رد کنم ، هرکسی عقیده خودش برای خودش محترم هست.

این که گفتید :

(۲۰/آبان/۹۱ ۱۵:۲۲)آشفته نوشته است:  
بهتر همان بود که وقتی گفتید به بحث ادامه نمیدهید، واقعا ادامه نمیدادید نه اینکه با تهمت زدن خودتان و امامتان و اسلامتان را بی آبرو کنید.


منظورتون با کی بود؟
سولاتی که شما درصدد ایجان ان بودید با کمی مطالعه جوابش بدست می امد و نیازی به کشاندن پای عقل بیچاره به این مباحث نبود.

امید وارم هر جویای حقی به حقیقتی که میخواد برسه ان شاءالله
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آشفته ، aboutorab
۱۵:۵۸, ۲۰/آبان/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/آبان/۹۱ ۱۶:۱۳ توسط آشفته.)
شماره ارسال: #65
آواتار
(۲۰/آبان/۹۱ ۱۳:۴۶)mahdy30na نوشته است:  جناب اشفته وقتی میگم از اعتقادات خودتان بگویید برای این است که :
ایا عدل و امامت را قبول دارید یا خیر ؟ چون اهل عامه فقط توحید معاد و نبوت را میپذیرند.
توحید توحید توحید. اعتقاد من توحید است. اما نه فقط محدود به این عبارت که "خدا یکی است و دوتا نیست" توحیدی که من به آن می اندیشم دربرگیرنده عدل میشود نبوت و امامت میشود و معاد هم میشود. اصلش یکی است : توحید.
(۲۰/آبان/۹۱ ۱۳:۴۶)mahdy30na نوشته است:  شما بگو که چرا بعداز امام معصوم قیامت به پا نشه؟
.
من که میگم بعد از امام معصوم (حضرت مهدی) قیامت به پا میشه. بحث سر اینست که بعد از کدام امام قیامت میشود؟؟
(۲۰/آبان/۹۱ ۱۳:۴۶)mahdy30na نوشته است:  در جواب اینکه اخرین امام را چه کسی غسل میدهد : اگر ایمان به این داشته باشد که حکومت جهان تا انتهای ان بر عهده امام معصوم باشد به این هم دقت کنید که : (انما أنت منذر و لکل قوم هاد) ( اي پيامبر!) تو فقط هشدار دهنده اي و براي هر قومي رهبري (امامي) است.
اين آيه نيز بيانگر همان اصل مسلم امامت است که هر گروهي در هر عصري براي رسيدن به کمال انساني نيازمند هدايتگري از جانب خدا هستند.

در قرآن کریم از منشأ چنین رخدادی به ”‌نفخ صور”‌[ نمل، 87؛ زمر، 68؛ حاقه، 15 – 13؛ و… ] تعبیر شده است و دمیدنی که در صور انجام می‌گیرد هم منشأ میراندن و هم منشأ زنده گردانیدن و برانگیختن و حشر و برپایی قیامت است. نیز از این حادثه به ”‌صیحه”‌،[یس، 53] ”‌زجره”‌[نازعات، 13 و 14] (صیحه)، ”‌صاخه”‌[عبس، 33 و 34] (صیحه شدید) و ”‌‌ فَإِذَا نُقِرَ فِی النَّاقُورِ”‌[.مدثر، 10 -8] (دمیدن در چیزی که صدا از آن خارج می‌شود) تعبیر گشته است.
وقتی زمان نفخه اول می‌شود اسرافیل در صور می‌دمد و تمام موجودات دارای روح می‌میرند، مگر اسرافیل که بعد از آن به امر خدا اسرافیل نیز می‌میرد.[ بحار الانوار ص324] از بعضی آیات از جمله آیه: ”‌کُلُّ شَیْءٍ هَالِکٌ إِلَّا وَجْهَهُ ”‌،[قصص 18] که به طور کلی می‌فرماید هر چیزی هلاک می‌شود و می‌میرد، مگر وجه خداوند تعالی، به خوبی استفاده می‌شود که این گروه باقیمانده نیز سرانجام می‌میرند
درباره مرگ ملائکه، از آن جا که قبل از روز قیامت تمام موجوداتی که در آسمان‌ها و زمین هستند می‌میرند چنان که قرآن می‌فرماید: ”‌و در صور دمیده می‌شود و تمام کسانی که در آسمان‌ها و زمین هستند می‌میرند مگر کسانی که خدا بخواهد”‌.[.زمر ، 68، ”‌‌…و نفخ فی الصور فصعق من فی السموات و من فی الارض الا من شاءالله”‌.].
.

در مورد این قسمت متوجه نشدم بالاخره آخرین امام را چه کسی غسل و تدفین میکند. (اگر اشتباه نکنم این سوال را شما مطرح کردید)
(۲۰/آبان/۹۱ ۱۳:۴۶)mahdy30na نوشته است:  در مورد ابعادی که فرمودید : " جراح " شما با اینگونه مثالها هم علم و حکمت و همه صفات خدا را زیر سوال بردید چرا که از دید شما و هم عقلی که معیار تمام این همه جوابهایی خود قرار دادید پاسخگوی تمام این مثائل نیست .
ایا عقلی که شما به ان استناد میکنید میتواند حقیقت و تاویل همه جیز را بدست اورد؟
اگر این عقل میتوانست همه این کار ها را انجام دهد دیگر نیاری به هیچ حجت دیگری نبود.
کمی با دید غیر عقل تام به مباحثی که جوابش را نمیتوان پیداکرد نگاه کنید.
.
درباره این قسمت اجازه بدهید همان دوستی که مسئله وظیفه و حق امام را مطرح کردند پاسخ بدهند.
(۲۰/آبان/۹۱ ۱۳:۴۶)mahdy30na نوشته است:  ایا شما با عقلی که میگویید میتوانید ذات خدا را اثبات کنید؟
.
وجود خدا را آری اما ذات خدا را خیر. فقط میشود با تشبیه کردن درکش کرد. و برای درک مسائل دنیوی و اخروی به همین اندازه کفایت میکند.
(۲۰/آبان/۹۱ ۱۳:۴۶)mahdy30na نوشته است:  شما گفتی که :
مگر نه اینکه اعتقاد ما به معاد(آنطور که در دین و زندگی خواندیم)، یکی بر این اساس است که چون در دنیا نمیشود حق ها را به صاحبانشان بازگرداند و ظالم را عذاب کرد و مظلوم پاداش داد و در کل دنیا ظرفیتش را ندارد و محدود است و ...؛ پس چه اصراری است که حق امامان را در همین دنیا به آنان بدهیم؟؟ و چرا فقط حق ائمه را بررسی میکنید؟؟ مگر فقط حق ائمه ضایع شده است؟؟
پس ملاک شما کتاب دین و زندگی است. ؟ شما دلیل عقلی میخواستید ولی چرا اینجا استناد به کتاب میکنید؟ دیگر کتب را هم قبول ندارید.
.
اول اینکه ملاک من حق است نه کتاب. دوم اینکه یادم هست در همین کتاب با دلیل عقلی بیان کرده بود و نیاز وجود آخرت را توضیح داده بود. من دیگر کتب را هم قبول دارم اما به شرطی که عقلی باشند نه "فقط" حدیث.
(۲۰/آبان/۹۱ ۱۳:۴۶)mahdy30na نوشته است:  خود که میگویید این یکی از دلایل این است پس دلایل دیگری هم دارد.
البته که دارد. برای همین هم گفتم یکی
(۲۰/آبان/۹۱ ۱۳:۴۶)mahdy30na نوشته است:  ایا میتوان در امور و احکام خدا چرایی اورد؟
شما که ایجاد سوال میکنید کمی هم جوابگو باشید ! ان ایه را که اخر ادرسش رابه ما ندادید .
[/b]
شما که آدرس همه آیه ها را آوردید و وقتی این جزء آنها نبود یعنی من یک کلمه "قل" به عبارت اضافه کردم و عمدی در کار نبوده، ایراد از حافظه ضعیف من است. به هرحال جواب شما همان بود بدون واژه "قل".
اما در باره این سوال: بستگی به هدف دارد. اگر میخواهید بشناسید، میتوانید چراهایش را مطرح کنید و به دنبال پاسخ باشید تا بتوانید خدا و دینش را بشناسید و بر ایمانتان بیفزایید.
یک مسئله دیگر هم که باید تبیین کنم اینست که اگر در مورد احکام شرعی حکمتش را نیافتید باز هم باید به آن عمل کنید. مانند نخوردن گوشت خوک و حرمت طلا برای مرد و ... که به تازگی دلیلش کشف شده است. وخیلی احکام دیگر که هنوز دلیلش کشف نشده و ممکن است بعدها کشف شود. اما بحث درباره اعتقادات کمی متفاوت میشود. که اگر خواستید توضیح میدهم.
جوابگو نیستم؟؟ من که تا الان هرسوالی را که توانسته ام جواب داده ام!! اگر وقت نبوده یا سوالات کلی مطرح میکردید و به هر دلیلی نتوانسته ام پاسخ بدهم معنی اش اینست که جوابگو نیستم؟؟ اسم این کارتان سفسطه بود.
(۲۰/آبان/۹۱ ۱۳:۴۶)mahdy30na نوشته است:  در مورد اعنقاد هم که گفتید بحث طولانی میشود در حالی که جوابش پنج کلمه بود یا سه کلمه : ( توحید معاد نبوت - عدل و امامت ) در حالی که باز هم جواب ندادید ، و سوالی تکراری که باز جواب ندادید : ( شما اگر رجعت را قبول دارید یا نه یک تعریفی از اون ارایه بدید که بشود بر مبنای اون بشه بحث کرد در حالی که شما هیچ تعریف کاملی ایراد نکردید .
[/b]

نه اتفاقا جوابش چند کلمه نیست. اگر بخواهم همه اعتقادات را برایتان شرح بدهم باید برای هرکدام از آن کلماتی که گفتید به اندازه یک کتاب توضیح بدهم. مخصوصا در این محیط. توحید عدل نبوت امامت معاد که قبلتر گفتم اساسش توحید است و بقیه در زیر معنای توحید به معنا میرسند. اما اینکه توحید چیست؟؟ معاد چیست؟؟ عدل یعنی چه؟ نبوت و امامت؟؟ هرکدام از این ها یک بحث طولانی است و میگفتم نمیشود در یک پست آورد.
تعریف (برای چندمین بار):
رجعت به معنای بازگشت مردگان به دنیا برای یاری به امام زمان در امر قیام آخر الزمان.
مردگان عبارتند از : مومنان عادی که خدا اراده میکند - عیسی بن مریم - خضر نبی - ائمه (در این مورد تعدادشان را نمیدانم) و ... که همگی به اراده خداوند بودند.
و البته شنیده ام که برخی ظالمین هم برمیگردند. در این مورد فعلا نظری ندارم.
بعد از فوت امام زمان (نمیدانم از ظهور آقا تا فوت ایشان چند سال طول میکشد، به هرحال) قیامت به پا میشود.
(۲۰/آبان/۹۱ ۱۳:۴۶)mahdy30na نوشته است:  این جملات شما هرکدام جوابی داده شده و شما خواستار جواب مجدد هستید؟

لطف کنید برای هرکدام جواب مجدد و واضح و جداگانه بدهید. البته اگر امکان دارد. من تا الان جواب قانع کننده ای ندیدم.
متشکرم که وقت قائل میشوید.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۶:۰۰, ۲۰/آبان/۹۱
شماره ارسال: #66
آواتار
(۲۰/آبان/۹۱ ۱۵:۲۲)آشفته نوشته است:  دیشب داشتم با خودم فکر میکردم چه جالب که در این بحث فقط من مخالفم و همه دوستان موافق!! جالبه چون توانسته ام یک تنه از پس مباحثه با این همه استادان و صاحب نظران تالار گفتگوی بیداری اندیشه که زبانزد خاص و عامند بر بیایم. به خودم احسنت گفتم.
و اما امروز خیلی ناراحت شدم. نه از تهمتی که به من زدید بلکه از اینکه اسم کاربری تان را گذاشته اید "ابوتراب". و از این جهت ناراحتم که آبروی علی(علیه السلام) را میبرید با این قضاوت های عجولانه تان.
امیدوارم با گذشت زمان به اشتباه بودن گمانتان پی ببرید و پس از آن حداقل اسم کاربری تان را تغییر بدهید.
این اسمها حرمت دارند... بهتر همان بود که وقتی گفتید به بحث ادامه نمیدهید، واقعا ادامه نمیدادید نه اینکه با تهمت زدن خودتان و امامتان و اسلامتان را بی آبرو کنید.
دوستان من از همه شرمنده ام. فکر میکنم بهتر باشد من هم دیگر به بحث ادامه ندهم. از اول هم در صدد اثبات ادعایی نبودم. میخواستم سوالی در ذهن حقیقت جویان ایجاد کنم که انشاءالله کرده ام.

سلام بر حسين روحي فداك


جناب آشفته "


فرموديد توانستيد يك تنه در مقابل همه برآييد ؟ من كه چيزي نديدم !
نديدم شما جز رد كردن ارسال هاي دوستان بزرگوارم و وارد كردن شبهه .

خوب حق هم داريد به خودتان احسنت بگوييد . و من هم به شما احسنت مي گويم نه به خاطر جوابگويي به ارسالهاي دوستان بلكه به تصميم بزرگي كه گرفته ايد .(ترك بحث)
شما بعد از حدود بيش از 50 پستي كه ارائه فرموديد قدمي نه جلو رفته ايد و نه به عقب برگشتيد و كماكان بر فكرهاي آشفته خود مانده ايد. خوب ارسالهايتان را با ارسالهاي دوستانم چگونه تحليل مي كنيد .
به خودتان مربوط هست .

اما درباره ناراحتي تان از اتهام كه بنده وارد نمودم (گمان كردم ) .
شما چرا ناراحت شديد بنده به جناب مجتبي گمان كردم و شما با اين پاسخ ناشيانه تان گمانم را بيشتر كرديد . اين بماند به وقتش (كه ان شاءالله جناب مجتبي هم مثل شما تصميم به ترك اين بحث نگيرد )

اما درباره ناراحتي تان از بدنام كردن مولايم علي عليه السلام 100 در صد باشما عزيز موافقم .

حقير عاصي سگ اين خاندان هم نيستم بلكه كمتر از آنم . و هميشه جز سرباري و بدنام كردن مولايم و موجب ناراحتي و دلسوختگي اهلبيت عليهم السلام را با عصيان وكردار و گفتار و رفتارم فراهم كرده اند.

حقير سراپا تقصير برايتان آرزوي موفقيت در تمامي مراحل زندگي علي الخصوص كسب معارف ثقلين مي نمايم .

شما هم به رسم دوستي يا دشمني در حق من عاصي كمترين دعا بفرماييد .

يا اميرالمومنين عليه السلام
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۶:۰۹, ۲۰/آبان/۹۱
شماره ارسال: #67
آواتار
(۲۰/آبان/۹۱ ۱۵:۴۴)mahdy30na نوشته است:  همکار محترم شما درصدد ایجاد شبهه بودید نه ایجاد سوال .
نمیدونم که شما چرا از پاسخ دادن به سولاتی که از شما پرسیده میشه خود داری میکنید و دنبال سوال جدید میروید و کلا بدنبال یافتن جواب نبودید.


در مورد نام کاربری هر کسی میتونه هر نامی برای خود قرار بدهد و همانگونه که شما برای خود این نام را انتخاب کردید. مگر کسی به شما ایراد گرفت که چرا این را دارید؟ تازه کسی نام خودش رو تغییر نمیده بلکه افکارش رو تغییر میده.


منظورتون با کی بود؟
سولاتی که شما درصدد ایجان ان بودید با کمی مطالعه جوابش بدست می امد و نیازی به کشاندن پای عقل بیچاره به این مباحث نبود.

امید وارم هر جویای حقی به حقیقتی که میخواد برسه ان شاءالله


وقتی انسانی اسم شخص دیگری را برای خود میگذارد ( آن هم علی (علیه السلام)، حضرتی که اینقدر برای همه ما محترم است) باید بداند که آن نام حرمت دارد.
منظورم با این پست بود

کدوم سوال رو جواب ندادم که این قدر متهم به "جوابگو نبودن" میشوم؟؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۶:۲۹, ۲۰/آبان/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/بهمن/۹۱ ۱۹:۱۶ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #68
آواتار
با توجه به اینکه بحث کاملاً به انحراف کشیده شده از موضوع اصلی خود که اصل رجعت است این تاپیک فعلاً بسته میشود
پس از پالایش ارسالها
به زودی إن شاء الله تاپیکی ایجاد میشود که بر اساس آن اثبات میشود که از بدیهی ترین تعالیم اسلام بر اساس آیات قرآن و روایات معتبر حق مسلم حاکمیت مطلق معصومین به عنوان برگزیدگان الهی بر مردم است که غصب شد و پس از ظهور گرفته خواهد شد و تا قیام قیامت ادامه پیدا خواهد کرد!

در ضمن شما زمانی که دارید مباحث اعتقادی مطرح میکنید آنهم در بخش اصول عقاید شیعه باید مستند به آیات و روایات باشه
متأسفانه اینجا چیزی مشاهده نشد از طرف برخی طرفهای بحث جز نظرات شخصی غیر مستند به آیات و روایات نبود و لذا هیچ حجیتی هم در این بحث درون دینی ندارد

اشاراتی بسیار اجمالی از آیات قرآن میکنم تا بعد به تفصیل إن شاء الله پاسخ دهم
در آیات قرآن یکی از اهداف اصلی بعثت انبیا اقامه ی قسط و عدل است که بدیهی است لازمه ی آن تشکیل حکومت از سوی برگزیده ی خدا و وجوب اطاعت مردم از حاکم است
همانگونه که رسول خدا صلوات الله علیه این کار را انجام دادند و خداوند هم در قرآن امر کرده است که از رسولش و جانشینان رسولش اطاعت بی چون و چرا باید داشت

بعلاوه از بدیهیات است که اقامه ی عدل و قسط در حکومت رخ میدهد
هر حکومتی هم دو چیز اساسی نیاز دارد
یک- قانون
دو- مجری قانون
و خدا هر دو را مشخص کرده است
و امر به اطاعت آن کرده است
به زودی جواب تفصیلی ارائه خواهد شد إن شاء الله
آن هم مستند به آیات و روایات و سیره ی معصومین
در جواب هم اگر کسی نظری داشت
فقط و فقط اجازه دارد از آیات و روایات برای اظهار نظرش در مورد دین خدا استفاده کند
نه نظرات صرفاً شخصی که در مباحث درون دینی هیچ حجیت و اعتباری ندارد!
اگر کسی بناداشت که مباحث رو مبتنی بر آیات و روایات ادامه بده پیام دهد تا تاپیک باز شود
در غیر این صورت بخش اصول عقاید مجالی و مکانی برای ابراز نظرات شخصی غیر مستند به آیات و روایات در مباحث اعتقادی نیست!

امضای علی 110
پرستش به عبادت نیست، به اطاعت است!!!!
از که اطاعت می کنیم؟!
همو معبود ماست!!

امام زمان علیه السلام:
ظهور ما به تأخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان (شیعیان) سر می‌زند و خبر آنها به ما می‌رسد.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: جویای حقیقت ، fazel ، mahdy30na ، ahmad1300
۱۶:۰۱, ۱۰/بهمن/۰۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/بهمن/۰۲ ۱۹:۴۶ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #69
آواتار
(۲۰/آبان/۹۱ ۱۰:۲۳)آشفته نوشته است:  جمع بندی بحث: (برای دوستانی که از ابتدای بحث نبوده اند و شاید وقت نکنند همه تاپیک را بخوانند)

بحث رجعت است. به این معنی که بعد از قیام امام زمان و فوت ایشان ائمه مظلوم به حکومت در جهان ادامه می دهند.
اما من میگویم رجعت (اگر باشد) در زمان امام زمان است و نه بعد از وفات ایشان و برای یاری به امام در امر قیام آخر الزمان است و نه برای حکومت بر جهان. و اگر حدیثی هم هست که حرف دیگری میزند، باید بررسی و تفسیر شود. شاید تحریف شده باشد و شاید ما اشتباه ان را می فهمیم (همانند قرآن که نیاز به تفسیر دارد).
ایراداتی که بر نظر من وارد شد (اگر چیزی را از قلم انداختم بگویید)
اول اینکه چرا دنبال دلیل میگردم!!!
2- بعد از فوت امام زمان چه کسی ایشان را غسل و تدفین میکند؟؟
3- بعد از ایشان چه کسی زمام حکومت جهان را به عهده خواهد گرفت؟؟
4- وظیفه حکومت امامان که انجام نشده (از آنها غصب شده) چه میشود؟؟ آیا این حق آنها نیست و نباید به آنها باز پس داده شود؟؟
و ....


اما پاسخ هایم:
اول اینکه باید خدا و دینش را شناخت وگرنه مسلمان (اصطلاحا) شناسنامه ای هستیم. و برای شناخت باید دید که چه کارهایی میخواهد انجام دهد و هدفش چیست و ... بحث طولانی است صرفا اشاره ای کردم.
2- این اشکال به نظریه مقابل هم وارد است، در صورت حکومت امامان بعد حضرت صاحب الزمان، بالاخره در یک زمانی تمام میشود و یعنی یک آخرین امام داریم و برای غسل و تدفین ایشان هم باید تدبیری اندیشید. خب من میگویم هر تدبیری که اندیشید برای نظریه من هم اعمال کنید (این که میگویم نظریه من نه این که فقط من بر این باور باشم، نه، ظاهرا اینجا تنها من هستم؛ اتفاقا در دانشکده خودمان مطرح کردم و همه موافق من بودند)
3- این هم مثل مورد قبلی و با توجه به اینکه ما در این دنیا جاویدان نیستیم و این دنیا فانی است و یعنی یک آخرین امام خواهیم داشت و هیچ دلیلی نیست که آن امام حضرت مهدی نباشد.
4- پیشنهاد میکنم کتاب "حسین وارث آدم" را بخوانید تا بتوانید وظیفه امام را در طول تاریخ درک کنید. وظیف امام یک بعدی (فقط حکومت) نیست. مبحث ثقیل و طولانی است. فکر میکنم همان مطالعه کتاب برای آنان که دنبال پاسخند کفایت میکند.



و اما ایرادی که من بر نظر دوستان وارد میکنم:
مگر نه اینکه حضرت صاحب الزمان آخرین حجت خداست؟؟ منتقم حسین (علیه السلام) و زهرا (سلام الله علیها)؟؟ مگر نه اینکه در قیام ایشان همه هدایت میشوند یا هلاک؟؟ مگر نه اینکه هر کار خدا حکمتی دارد؟؟
خب حکومت امامی (نه تنها علاقه ای به حکومت کردن ندارد بلکه از دنیا بیزار است) بر جهانیان چه معنی دارد؟؟
مگر اینکه قرار باشد ستمگر و جاهلی باقی مانده باشد و امامی بیاید که آنها را هدایت کند و این یعنی قیام حضرت مهدی به نتیجه نرسیده است!! که خب این اصلا عقلانی نیست و نه تنها عقلی که نقلی هم نیست. بی شک قیام حضرت مهدی به نتیجه میرسد. پس فرضمان باطل است.
اما رجعت برای یاری به امام زمان (به عنوان فرمانده) و غسل و تدفین ایشان (بعد از مرگ) قابل قبول خواهد بود.
...والسلام
بسم الله الرحمن الرحیم
دونه دونه شروع می‌کنم، و پاسخ‌های عقلی رو إن‌شاء‌الله به فضل الهی تقدیم می‌‌کنم:
این کاربر گفته است:
نقل قول:2- این اشکال به نظریه مقابل هم وارد است، در صورت حکومت امامان بعد حضرت صاحب الزمان، بالاخره در یک زمانی تمام میشود و یعنی یک آخرین امام داریم و برای غسل و تدفین ایشان هم باید تدبیری اندیشید. خب من میگویم هر تدبیری که اندیشید برای نظریه من هم اعمال کنید (این که میگویم نظریه من نه این که فقط من بر این باور باشم، نه، ظاهرا اینجا تنها من هستم؛ اتفاقا در دانشکده خودمان مطرح کردم و همه موافق من بودند)
توجه ندارد، علت اینکه ولی خدا باید ولی خدا را به خاک بسپارد مسئله خود خاک‌سپاری نیست! بحث ضرورت وجود حجت خدا بر زمین است که واسطه‌ی فیض است! حجتی بعد از حجتی می‌آیند که فیض الهی به ماسوی الله برسد و یکی از راه‌های شناخت ولی و حجت بعدی این بوده است که چه کسی او را به خاک می‌سپارد.
خوب بعد از فوت آخرین حجت خدا، نیازی نیست حجت دیگری باشد تا او را به خاک بسپارد، چون بناست به جهت پایان عالم، دیگر حجتی بر زمین نباشد و بساط این دنیا جمع شود و مقدمه‌ی وقوع قیامت فراهم شود، لذا ضرورت وجود واسطه‌ی فیض دیگر وجود ندارد! به قول قرآن کریم: «يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ (ابراهیم:48)»

نقل قول:3- این هم مثل مورد قبلی و با توجه به اینکه ما در این دنیا جاویدان نیستیم و این دنیا فانی است و یعنی یک آخرین امام خواهیم داشت و هیچ دلیلی نیست که آن امام حضرت مهدی نباشد.
دلیل که دارم، الی ماشاء‌الله احادیث صحیح السند.
ایشان دقت ندارند، برای اینکه بگوییم این احادیث صحیح نیست،‌ باید دلیل عقلی و نقلی ارائه کنند!
اما وجود امامان در رجعت پس از امام زمان، نه منع عقلی دارد نه ردیه‌ی نقلی! لذا عبارت «هیچ دلیلی نیست!» که ایشان نگاشته در چنین مباحثی هیچ ارزش استدلالی ندارد!
ضمن اینکه از اساس بحث رجعت، یک ضرورت عقلی است، نه تنها یک امکان عقلی!
چرا ضرورت عقلی؟!
چون عادل بودند خداوند باید به شکل تام در حد ظرفیت این دنیا تجلی پیدا کند!
اگر رجعت نباشد،‌بسیاری از عقاب‌ها و ثواب‌ها و تکریم‌ها و تحقیرها که از سر عدل الهی در زمین باید تجلی می‌یافت، تجلی نمیابد! و این نقیصه برای اوصاف الهی است و خداوند از این نقص مبراست، لذا وجود رجعت با خصوصیاتی که برایش بیان شده، با توجه به اسمای الهی و صفات خداوند نه تنها امکان عقلی، بلکه ضرورت عقلی دارد و انکارش، منجر به انکار توحید می‌شود!!!!

در جای دیگر نیز گفته:
نقل قول:4- پیشنهاد میکنم کتاب "حسین وارث آدم" را بخوانید تا بتوانید وظیفه امام را در طول تاریخ درک کنید. وظیف امام یک بعدی (فقط حکومت) نیست. مبحث ثقیل و طولانی است. فکر میکنم همان مطالعه کتاب برای آنان که دنبال پاسخند کفایت میکند.
حسین وارث آدم اثر مرحوم شریعتی است، ایشان گفته برای درک وظیفه‌ی امام به این کتاب رجوع کنیم!
ایشان باید بداند که مرحوم شریعتی به آثارشان به خصوص در حوزه مبانی اعتقادی نقدهای بسیاااااااااااااااار عمیق و جدی وارد است و قطعا با مبانی عقلی (بی استناد به آیات و روایات)‌ برخی از دیدگاه‌های ایشان را در مسئله امامت و تحلیل جایگاه امام در جامعه می‌شود نقد و رد کرد، لذا مطلقا منبع مناسبی برای شناخت جایگاه امامت نیست کتاب حسین وارث آدم!

اگر خواستند امام را بشناسند، رجوع کنند زیارت جامعه کبیره، منشور امام شناسی، یا نهج البلاغه و صحیفه‌ی سجادیه و امثال ذلک
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: خیبر110
موضوع بسته شده  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  چرا مردگان را به خاک می‌سپاریم ؟ SAViOR 2 2,427 ۲۹/تیر/۹۲ ۱۳:۳۷
آخرین ارسال: SAViOR

پرش در بین بخشها:


بالا