|
بازگشت مردگان به دنیا - تصور شما از رجعت چگونه است؟!%
|
|
۲۲:۳۰, ۵/دی/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/بهمن/۰۲ ۱۵:۲۹ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام نظر به سوالات و اظهار نظر های مختلف کاربران در پست های مختلف تالار نسبت به مسئله رجعت و چگونگی آن، بر آن شدیم تا در این مقاله به تبیین مفهوم رجعت و چگونگی آن بپردازیم. امیدواریم کاربران گرامی توجه و دقت کافی در مباحث و نکات بسیار دقیق و ظریفی که در این مقاله مطرح شده، داشته باشند و مطالعه دقیق آن را مدنظر قرار دهند (مخصوصا قسمت دوم رنگی)، چراکه مقاله برگرفته از مباحث مفسر بزرگ قرآن کریم، علامه طباطبائی ره می باشد. بعد از ظهور امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) فوراً قیامت بر پا نمىشود بلکه حضرت مدتى را در روى زمین حکومت مىکنند. البته روایات در رابطه با مدت حکومت، مختلف است از پنج سال تا 309 سال ذکر شده است. این اختلاف شاید اشاره به دورانهاى مختلف حکومت آن حضرت باشد: علامه مجلسى مىگوید: بعضى از روایات بر جمیع مدت حکومت و بعضى بر زمان استقرار دولت، دلالت دارد. یکى از اعتقادات شیعه، مسئله رجعت است. رجعت در زمان ظهور و پس از ظهور امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) به وقوع مىپیوندد. عقیده شیعه امامیه آن است که خداوند متعال در هنگام ظهور امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) مردمى از شیعیان آن حضرت را که قبلاً مرده بودند به دنیا برمىگرداند تا به ثواب یارى او و مساعدت وى و مشاهده دولت آن حضرت فائز گردند. همچنین مردمى از دشمنان آن حضرت را نیز زنده مىگرداند تا از آنها انتقام گیرد. بر این اساس در دعاى عهد نیز مىخوانیم: قبل از ظهور حضرت مرا از قبر بیرون آور تا در رکاب حضرت باشم. از روایات استفاده مىشود که بعضى از امامان(علیهمالسلام)، مانند امام حسین(علیهالسلام) به دنیا برمىگردند. امام صادق(علیهالسلام) مىفرماید: «نخستین کسى که قبرش مىشکافد و زنده مىشود و به دنیا برمىگردد؛ حسین بن علی(علیهماالسلام) است و این رجعت عمومى نیست بلکه افراد خاصى به دنیا برمىگردند که یا مؤمن خالص و یا مشرک محض باشند.» روایات زیادى درباره علایم قیامت داریم که اشراط الساعهاش مىگویند و این احادیث غیر از علایم ظهور امام عصر(علیهالسلام) است، چرا که بیشترین تأکید در علایم ظهور، بر حاکمیت ظلم و جور است ولى در علایم قیامت بر فساد و بى بند و بارىهاى اخلاقى و علنى شدن مسایل جنسى در برابر چشم مردم است. در هر صورت ممکن است این وضعیت میلیونها سال طول بکشد تا قیامت بر پا گردد. عیاشى در تفسیر خود از جابر بن یزید جعفى روایت نموده که گفت شنیدم حضرت باقر(علیهالسلام) مىفرمود: به خدا قسم مردى از ما اهل بیت بعد از مرگش سیصد و نه سال سلطنت مىکند. عرض کردم: این در چه زمانى خواهد بود؟ فرمود: بعد از مرگ قائم است. عرض کردم: حضرت قائم در عالم خود چقدر باقى مىماند؟ فرمود: نوزده سال از موقع قیام تا هنگام مرگش. در قرآن به رجعت به معناى رجوع كسى به اين دنيا در موارد زيادى اشاره شده است . اينك به برخى از نمونه هاى آن اشاره مى كنيم : عرض کردم: آیا بعد از مرگ قائم هرج و مرج مىشود؟ فرمود: آرى پنجاه سال. آنگاه امام منتصر به دنیا باز مىگردد براى خونخواهى خود و یارانش. وى بى دینها را به قتل مىرساند و به اسارت مىبرد. پس از ایشان امام سفاح به دنیا بر مىگردد پس تمام دشمنان ستمگر ما را مىکشد و تمام زمین را مالک مىشود و خداوند کار او را اصلاح مىگرداند و سیصد و نه سال سلطنت مىکند. آنگاه امام فرمود: اى جابر مىدانى امام منتصر و سفاح کیست؟ منتصر حسین(علیهالسلام) و سفاح، امیرالمؤمنین(علیهالسلام) است. آيا قرآن به رجعت كسانى به اين دنيا اشاره نموده است ؟ 1- خداوند متعال مى فرمايد: الم تر الى الذين خرجوا من ديارهم و هم الوفا حذر الموت فقال لهم الله موتوا ثم احياهم ؛ (( آيا نديديد كسانى را كه از ترس مرگ از ديار خود بيرون رفتند كه هزاران تن بودند ، خداوند فرمود: بميريد ، همه مردند ، سپس آنان را زنده كرد. )) آيه اشاره به زنده شدن هفتاد هزار خانوار دارد كه بر اثر طاعون از دنيا رفته بودند. 2- خداوند مى فرمايد: فقلنا اضربوه ببعضها كذلك يحيى الله الموتى و يريكم آياته لعلكم تعقلون ؛ (( پس دستور داديم كه پاره اى از اعضاى آن گاو را بر بدن كشته بزنيد تا ببينيد كه خداوند اين گونه مردگان را زنده خواهد نمود و قدرت كامل خويش را آشكار خواهد ساخت شايد شما به خرد درآييد )) . آيه مربوط به كشته بنى اسرائيل است كه به قدرت خداوند زنده شد. 3- خداوند مى فرمايد: و اذ قلتم يا موسى لن نؤ من لك حتى نرى الله جهرة فاخذتكم الصاعقه و انتم تنظرون * ثم بعثناكم من بعد موتكم لعلكم تشكرون ؛ (( و به بياد آريد وقتى را كه گفتيد: اى موسى ما به تو ايمان نمى آوريم مگر آنكه خدا را آشكارا ببينيم پس صاعقه سوزان بر شما فرود آمد و آن را به چشم خود مشاهده كرديد. سپس شما را بعد از مرگ برانگيختيم باشد كه خدا را شكر گزاريد )) . آيه مربوط به برخى از قوم حضرت موسى عليه السلام است كه تقاضاى رويت خدا را به چشم را كردند كه اين خواسته سبب نزول عذاب و مرگ آنان شد ولى خداوند بار ديگر آنها را زنده كرد. 4- و نيز مى فرمايد: او كالذى مر على قرية و هى خاوية على عروش ها قال انى يحيى هذه الله بعد موتها فاماته الله مائة عام ثم بعثه ؛ (( يا به مانند آن كسى كه به دهكده اى گذر كرد كه خراب و ويران شده بود ، گفت : به حيرتم كه خداوند چگونه اين مردگان را دوباره زنده خواهد كرد. پس خداوند او را صد سال ميراند و سپس زنده اش كرد )) . آيه مربوط به يكى از انبياى الهى است كه پس از صد سال دوباره زنده شد. 5- خداوند از حضرت عيسى حكايت كرده كه فرمود:: و احيى الموتى باذن الله ؛ (( من مرده را به اذن خدا زنده مى كنم )) . طبرى مى گويد: (( حضرت عيسى عليه السلام مردگان را به دعايش زنده مى كرد )) . مطابق روايات نبوى كه هر آنچه در امت هاى پيشين اتفاق افتاده در اين امت نيز واقع خواهد شد مساءله رجوع به دنيا بعد از مرگ در اين امت نيز امرى واقع شدنى است رواياتى كه رجعت را اثبات مى كند هر چند آحاد آن با يكديگر اختلاف دارند، الا اينكه با همه كثرتش (متجاوز از پانصد حديث است ) در يك جهت اتحاد دارند، و آن يك جهت اين است كه سير نظام دنيوى متوجه به سوى روزى است كه در آن روز آيات خدا به تمام معناى ظهور ظاهر مى شود، روزى كه در آن روز ديگر خداى سبحان نافرمانى نمى شود، بلكه به خلوص عبادت مى شود، عبادتى كه مشوب و آميخته با هواى نفس نيست ، عبادتى كه شيطان و اغوايش هيچ سهمى در آن ندارد، روزى كه بعضى از اموات كه در خوبى و يا بدى برجسته بودند، يا ولى خدا بودند، و يا دشمن خدا، دوباره به دنيا بر مى گردند تا ميان حق و باطل حكم شود. و اين معنا به ما مى فهماند روز رجعت خود يكى از مراتب روز قيامت است ، هر چند كه از نظر ظهور به روز قيامت نمى رسد، چون در روز رجعت باز شر و فساد تا اندازه اى امكان دارد، به خلاف روز قيامت كه ديگر اثرى از شر و فساد نمى ماند و باز بهمين جهت روز ظهور مهدى (عليه السلام ) هم معلق به روز رجعت شده است چون در آن روز هم حق به تمام معنا ظاهر مى شود، هر چند كه باز ظهور حق در آن روز كمتر از ظهور در روز رجعت است . و از ائمه اهل بيت (عليه السلام ) نيز روايت شده كه فرموده اند ايام خدا سه روز است ، روز ظهور مهدى (عليه السلام ) و روز برگشت ، و روز قيامت ، و در بعضى از روايات آمده : ايام خدا سه روز است ، روز مرگ و روز برگشت و روز قيامت . و اين معنا يعنى اتحاد اين سه روز بر حسب حقيقت ، و اختلاف آنها از نظر مراتب ظهور باعث شده كه در تفسير ائمه عليه السلام بعضى آيات گاهى به روز قيامت ، و گاهى به روز رجعت ، و گاهى به روز ظهور مهدى تفسير شود، و در سابق هم گذشت كه گفتيم چنين روزى فى نفسه ممكن است ، بلكه واقع هم هست ، و منكر آن هيچ دليلى بر نفى آن ندارد. به نقل از تفسیر المیزان ذیل آیه شریفه «وقضى الامر و الى اللّه ترجع الامور» بقره 210 اما فلسفه رجعت چیست؟ بعد از ظهور امام زمان وقتی جهان پر از عدل شود، دیگر چه لزومی به رجعت و حکومت یک یک امامان (علیه السلام) است؟ 1ـ رجعت از عقاید معروف شیعه است، و مقصود از آن در فرهنگ شیعه، بازگشت گروهی امت اسلامی پس از ظهور حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و قبل از بر پایی قیامت به دنیا است. 2ـ همان گونه که اشاره شد، در رجعت همه مردگان یا همة شیعیان به دنیا باز نمیگردند، بلکه عده ای مؤمنان خالص و کفار و طاغیان بسیار شرور به این جهان باز می گردند.[1] 3ـ بازگشت گروهی از صالحان و یا تبهکاران به این جهان امری شگفت آوری نیست، زیرا در امت های پیشین نیز گروهی پس از مرگ بار دیگر زنده شده و پس از مدتی برای بار دوم در گذشته اند،[2] مانند زنده شدن عزیر پس از صد سال،[3] و موارد دیگری که قرآن مجید از آنها خبر داده است.[4] 4ـ در رجعت، بازگشت کنندگان به امر پروردگار عالَم زنده می شوند، هم چنان که در قیامت همگان به امر و قدرت ذات اقدس الله زنده می گردند. اگر تعدادی به دست حضرت عیسی(علیه السلام) زنده شده اند، آن هم به اذن الهی و قدرت خدادادی بوده است. قرآن میفرماید:"(به خاطر بیاور) هنگامی را که خداوند به عیسی بن مریم گفت:یاد کن نعمتی را که به تو و مادرت بخشیدم... و هنگامی که به اذن و فرمان من مردگان را زنده می کردی".[5] بنابراین چنانچه رجعت به دعای امام زمان(علیه السلام) صورت گیرد؛ باز به قدرت خدا انجام گرفته است؛ پس لازم نیست حتماً پیامبر باشد، بلکه به وسیلة حجت الهی و به اذن خدا نیز میتوان صورت گیرد. 5ـ پس از اعتقاد به رجعت که از عقاید شیعه است، ممکن است از تفاصیل و علت واقعی آن آگاهی نداشته باشیم، و این هیچ گونه اشکال و سستی در عقیدة ما ایجاد نمیکند. مثل این که به وجود ملائکه ایمان داریم، چون قرآن از آن خبر داده، ولی تعدادشان چقدر است، نحوة زندگی شان چگونه است و کارهایشان به طور تفصیل چگونه است، اطلاع دقیق نداریم. 6ـ ممکن است علت واقعی رجعت برای ما روشن نباشد، ولی با توجه به روایات رجعت، چنین به نظر میرسد که بازگشت دو گروه از مؤمنان و کافران به زندگی دنیا، به منظور تکمیل یک حلقة تکاملی گروه اوّل "مؤمنان" و چشیدن کیفر دنیوی گروه دوم "کافران" است. به تعبیر دیگر:گروهی از مؤمنان خالص که در مسیر تکامل معنوی با موانعی در زندگی خود رو به رو شده اند و تکامل آنها ناتمام مانده است، حکمت الهی ایجاب میکند که سیر تکاملی خود را از طریق بازگشت مجرّد به این جهان ادامه دهند؛ شاهد و ناظر حکومت جهانی حق و عدالت باشند؛ و در بنای این حکومت شرکت جویند، چرا که شرکت در تشکیل چنین حکومتی از بزرگ ترین افتخارات است. به عکس گروهی از منافقان و کافران جبار سرسخت علاوه بر کیفر خاص خود در رستاخیز باید مجازات هایی در این جهان، نظیر آن چه اقوام سرکشی مانند فرعونیان و عاد و ثمود، و قوم لوط دیدند ببینند، و تنها راه آن رجعت است.[6] انسان معتقد به حکمت و عدل الهی، همان گونه که معتقد است باطن این عالم پاک و بر اساس عدالت و درستی بنیان شده، معتقد است روزی فرا میرسد که ظاهر تمام این عالم همانند باطن میشود و همان گونه که باطن آن بر اساس عدل در جریان است، ظاهر آن نیز این گونه میشود و برای تحقق چنین امری، کسانی که مصداق تمام و کمال ظلم و عدل بوده اند، برانگیخته میشوند تا حقیقت این عالم نمایانده شود. اگر ظالمان این دنیا را با کامیابی سپری کرده اند، گمان نرود که واقعاً پایان آنها همین گونه است زیرا می دانیم که قیامت، چیزی جز ظهور و تجسم این عالم نیست، پس باید سرانجام دنیای ظالمان و کافرانی که با کامیابی سپری کرده اند مانند معاویه، شکست و ذلت باشد، تا در قیامت، ذلت به صورت واقعی آشکار شود. به عبارت دیگر: همان گونه که برای مؤمنان باید مسیر تکاملی آنها که با موانعی در دنیا رو به رو بوده اند، برداشته شود تا این مسیر به پایان خود و سیر تکاملی صعودی برسد، کافران خالص و ظالمان نیز باید به نهایت مسیر تکاملی نزولی خود برسند و حکومت و قدرتی که باعث شده که نهایت سیر نزولی آشکار نشود، آشکار شود و در قیامت طبق همین عذاب، یا نعمت الهی هویدا شود. باید توجه داشت هنوز کسانی مانند معاویه و غاصبان ولایت به عنوان انسان های درستکار نزد بسیاری از مسلمانان شناخته میشوند. البته این نکته که بیان شده، به عقل و دانش ما رسیده، امکان دارد مسایلی در فلسفه و علت آن بیان شده که دست نیافته ایم، یا بسیاری از مسایل طرح شود که اصولاً فلسفه آن بیان نشده و یا عقل ما نتواند به علت واقعی آنها دست یابد، امام آنها را به حکم عقل و منطق قبول میکنیم چون از جایگاه خطا ناپذیر الهی صادر شده است. این مسئله در پایان توضیح داده میشود. 7ـ برای رجعت چندین دلیل ذکر شده، حتی مرحوم شیخ حرعاملی در کتاب شریف "الایقاظ من الهجعه" دوازده دلیل بیان نموده است. در این جا به دو دلیل اکتفا میکنیم: الف) اجماع امامیه (شیعه). مرحوم سید مرتضی که از بزرگان شیعه است میگوید:"خدا بعد از ظهور حضرت مهدی(علیه السلام) گروهی از کسانی را که قبلاً از دنیا رفته اند، به این جهان باز می گرداند. دلیل بر صحت این عقیده آن است که هیچ عاقلی نمی تواند قدرت خدا را بر این امر انکار کند، چرا که مسئلة محالی نیست. دلیل بر اثبات این عقیده، اجماع امامیه است، زیرا احدی از آنها با این عقیده (رجعت) مخالفت نکرده است". البته گروهی از علمای شیعه رجعت را به این معنا قبول نداشته و رجعت را به معنای حکومت و دولت حضرت مهدی (علیه السلام) تفسیر کرده اند. ب) روایات. احادیث از ائمه اطهار(علیه السلام) در مورد رجعت فراوان است و به حد تواتر رسیده تا جایی که مرحوم علامه مجلسی میفرماید:"چگونه ممکن است کسی به صدق گفتار ائمة اهل بیت(علیه السلام) ایمان داشته باشد و روایات متواتر رجعت را نپذیرد؟احادیث صریحی که شمار آن به حدود دویست حدیث میرسد که چهل و چند نفر از روایات موثّق، و علمای اعلام در بیش از پنجاه کتاب آورده اند".[8] از امام صادق(علیه السلام) معنای آیه "و یوم نحشرِ من کلّ أمة فوجاً؛ روزی که از هر امتی، گروهی را زنده میکنیم".[9] سؤال شد، فرمود:مردم چه میگویند؟مسائل گفت:مردم میگویند:آن روز قیامت است. حضرت فرمود: مگر در قیامت از هر امتی گروهی را زنده می کنند و بقیه را زنده نمی کنند؟خیر (مردم اشتباه می کنند) این آیه مربوط به رجعت است (نه قیامت، زیرا در قیامت همه محشور میشوند، نه عده ای، در صورتی که این آیه از زنده شدن گروهی سخن میگوید).[10] مأمون (خلیفه دانشمند عباسی) به حضرت رضا(علیه السلام) عرض کرد:دربارة رجعت چه می فرمایید؟حضرت فرمود:رجعت درست است. بازگشت بعضی از مردگان در امت های پیشین سابقه داشته و قرآن شاهد آن است، و پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود:"آن چه در امت های گذشته بوده، در امت من نیز خواهد بود".[11] یادآوری: همان گونه که نیافتن چیزی دلیل بر نبودن آن نیست، نفهمیدن مطلبی هم دلیل بر درست نبودن آن نمیباشد. مطالب علمی بسیاری هست که ما نمی فهمیم، ولی نفهمیدن دلیل نمی شود که آن مطلب صحیح نباشد. در اعتقادات شرعی هم همین طور است، مثلاً فلسفة مسح در وضو ممکن است برای ما روشن نباشد. این نشانه آن نیست که مسح سر یا پا علت ندارد. نیز باید توجه داشت که اگر مسئله ای برای ما حل نشد، به این معنی نیست که عقیدة ما با قرآن یا سایر عقاید در تضاد است، زیرا می گوییم چون قرآن یا معصوم از این مسئله خبر داده می پذیریم، اگر چه برا ی ما هنوز فلسفة آن حل نشده باشد، زیرا معتقدیم آن چه خدا یا پیامبر و امام از آن خبر داده باشند، مسلّماً درست است، چون از مقام خطا ناپذیری صادر شده است، اگر چه کیفیت مسئله و فلسفه و اهداف آنها را درک نکنیم. مسئلة رجعت چیزی است که در امت های گذشته واقع شده و قرآن به صراحت از آنها خبر داده است، و بنا به روایات شیعه، در امت اسلام هم واقع خواهد شد. این نه چیز محالی است که انسان را گیج کند و نه عدم اطلاع از جزئیات آن مسئله ای است که ایجاد خلل در عقیدة ما کند، که خیال کنیم عقیدة ما در تضاد با قرآن است. پس مسئلة رجعت امری است ممکن و نفهمیدن فلسفة آن مشکلی در عقیدة ما ایجاد نمی کند. مانند بعضی از امور دیگر که از فلسفة آنها آگاهی نداریم، اما چون از منبع خطا ناپذیر آمده، به حکم عقل می پذیریم. مثلاً ابن سینا در کتاب شفا میگوید:اگر چه من با عقل خود نمی توانم معاد جسمانی را ثابت کنم، اما چون خبر دهنده صادقی (پیامبر اسلام) از آن خبر داده، می پذیرم (و این مسئله منطقی و عقلانی است). بسیار مهم (دقت بسیار): ظهور، رجعت و قیامت سه مرتبه از بروز و تجلی حقیقت است
امیدوارم استفاده کرده باشید التماس دعای ظهور پی نوشت ها : [1]تفسیر نمونه، ج 15، ص 555. [2]جعفر سبحانی، منشور عقاید امامیه، ص 241، ص 129. [3]بقره (2) آیة 259. [4]بقره (2) آیة 55 و 56 و 72 و 73 و 243؛ آل عمران (3) آیة 49. [5]مائده (5) آیة 110. [6]تفسیر نمونه، ج 15، ص 559. [7]شیخ عباس قمی(صاحب مفاتیح الجنان) سفینه البحار، ج 1، ص 511، مادهرجع. [8]بحارالانوار، ج 53. [9]نمل (27) آیة83. [10]مصطفی حسینی دشتی، معارف و معاریف، ج 5، ص 632 (ماده:رجعت). [11]مهدی موعود (ترجمة ج 51 تا ج 53 بحارالانور، ص 1200). |
|||
|
| آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۳:۵۴, ۱۲/آبان/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/آبان/۹۱ ۱۴:۰۹ توسط آشفته.)
شماره ارسال: #31
|
|||
|
|||
|
سلام. من واقعا شرمنده ام که همه دوستان رو گرفتار مسئله به این سختی کردم. اما چه کنم؟؟؟ انسانم و دغدغه دین دارم و میخواهم هم برای خودم و هم برای دیگران ابهام زدایی کنم.
(۵/دی/۹۰ ۲۲:۳۰)zarati313 نوشته است:این میشود دلیل برای رجعت ائمه و مومنان (رجعت بدون حکومت) (۵/دی/۹۰ ۲۲:۳۰)zarati313 نوشته است: خدا خیرت بدهد. دلیل این قسمت که همه سوال من روی همین بوده را در هیچ روایتی پیدا نمیکنید. پیشاپیش عید غدیر مبارک. خداوند همه ما را به راه راست هدایت بفرماید. راه اندیشه و عشق. (۱۲/آبان/۹۱ ۱۲:۱۰)aboutorab نوشته است: به من و ما نوعي هيچ ربطي ندارد كه بخواهيم دنبال دليل برايش بگرديم ؟ شما را نمیدانم . اما من به عنوان وظیفه شرعی ام تا دلیل پیدا نکنم آرام نمینشینم. (۱۲/آبان/۹۱ ۱۲:۱۰)aboutorab نوشته است: نه اينكه مداركي را كه علماي تراز اول و حتي احاديث ائمه معصومين عليهم السلام را رد كرد و خود با عقل ناقص به دنبال دليل گشت .گفتم مدرک ها هست. اما مدرک بی دلیل بی اعتبار است. من هیچ وقت همه احادیث را رد نمیکنم. اما: احادیثی که در زمان خلیفه دوم (لعنت الله علیه) جعل شدند، در زمان معاویه (لعنت الله علیه) همینطور و در زمان مامون هم و در حکومت صفویان هم ... و ... و ... و... همه اینها جزء احادیثند. پس به من حق بدهید به همه شان ایمان نداشته باشم. (۱۲/آبان/۹۱ ۱۲:۱۰)aboutorab نوشته است: امابحث و گفتگو درباره ديگر مخلوقات خداوند تبارك و تعالي حقير در حد وسع خود در خدمت تان هستم چشم انشاءالله از این لعین ابن لعین ها هم خواهیم گفت. سر فرصت... (۱۲/آبان/۹۱ ۱۲:۱۰)aboutorab نوشته است: و هم اكنون كه آخرين خليفه خداوند يعني حضرت اباصالح المهدي (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در اوج غربت و مظلوميت قرار دارد من و شما وظيفه اي جز براي برطرف نمودن اين غربت و مظلوميت ندارم . خوشا به سعادت شما که جز سربازی حضرت کاری نکرده اید. تف به ریا. من هم جز ابهام زدایی و مقابله با جنگ نرم و تهاجم فرهنگی دشمن کاری نکرده ام. یا علی. |
|||
|
۵:۰۰, ۱۳/آبان/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/آبان/۹۱ ۵:۰۴ توسط aboutorab.)
شماره ارسال: #32
|
|||
|
|||
(۱۲/آبان/۹۱ ۱۳:۵۴)آشفته نوشته است: سلام عرض كردم: سرباري (سر باري ) اما سوالات بي پاسخم ؟ آيا اسرار و راز رموز خداوند از نظر شما معني ندارد ؟ آيا يك مخلوق قادراست به اسرار خداوند كه حتي كمي از اسرارش را به خلق بيان ننموده پي ببرد ؟ آيا بشر و يا مخلوق خداوند متعال قادر به درك و ظرفيت همه بار علوم خداوند را داراست ؟ موفق باشيد |
|||
|
|
۸:۴۶, ۱۳/آبان/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/آبان/۹۱ ۸:۴۸ توسط آشفته.)
شماره ارسال: #33
|
|||
|
|||
(۱۳/آبان/۹۱ ۵:۰۰)aboutorab نوشته است: سلام سلام مجدد و عرض تبریک عید بزرگ غدیر خم بابت کج فهمی ام عذرخواهم حتی الامکان سعی میکنم سوالی بی پاسخ نماند. (اما علامه دهر که نیستم!!!) 1- نظر خاصی ندارم. شاید سطح سوالاتم آنقدر پایین بوده که هنوز وارد حوزه استحفاظی اسرار خدا نشده ام. نمیدانم. تا به حال هم نشده که به مسئله ای بخورم که جزء رموز باشد. میگم شاید سطح سوالاتم هنو پایین است. 2- نه. ولی این نه شرط دارد. اگر مسئله ای جزء اسرار خدا باشد که خب نه. اما اگر برای گول زدن خودمان و سلب مسئولیت از خودمان (مسئولیت معرفت و شناختی که بر گردن همه ماست) به هر مسئله کمی پیچیده ای برچسب بزنیم که این اسرار خداست .... اشتباه محض کرده ایم. 3- خب این هم که شبیه سوال دومتان بود مژده... دیشب رفته بودم هیئت، مراسم جشن غدیر (تف به ریا)، بعد از جشن، از سخنران (حجت الاسلام و المسلمين آقای فخريان ) سوالم درباره رجعت رو پرسیدم. و ایشان به من قول دادند که فردا (یعنی امروز) بعد از مراسم خطبه خوانی غدیر مسئله رجعت را کاملا برایم روشن نمایند. دیشب به دلیل کمبود وقت فقط یه اشاره کوچک کردند. خلاصه اینکه وقتی متوجه شدم اصل قضیه چیه برای همه تان تعریف میکنم. یا علی... |
|||
|
۱۶:۲۹, ۱۴/آبان/۹۱
شماره ارسال: #34
|
|||
|
|||
|
سلام مجدد به همه دوستان
در راستای مژده ای که دادم: هنوز هنگم!! این بنده خدا از یه زاویه ای نگاه کرد به دین و یه نگاهی رو بهم نشون داد که احتمالا کل نظریاتم رو تحت تاثیر قرار بده. فعلا درباره اش نمیتونم حرفی بزنم. خودمم سرشار از سوالم. انشاءالله ابهاماتم که برطرف شه برای همه بازگویی میکنم. البته یک اشاره بکنم: ائمه برای حکومت نمیآیند. البته نه این حکومتی که شما و من فکر میکنیم. اصلا هدف از رجعت چیز دیگریست... برمیگردم. التماس دعا. |
|||
|
۱۶:۴۷, ۱۴/آبان/۹۱
شماره ارسال: #35
|
|||
|
|||
(۱۲/آبان/۹۱ ۹:۰۱)آشفته نوشته است: خب فرض کنیم (فقط فرض) رجعت به معنی که شما میگید بشه. و دوباره ائمه برگردند و از امام علی (یا هر کس که شما باور دارید) دوباره حکومتشان شروع شود. و بعد به امام حسن عسکری (یا شاید خود حضرت مهدی- نمیدانم.) ختم شود. آن وقت این آخرین امام را چه کسی غسل و تدفین میکند؟؟؟ لطفا سوال به سوال جواب بدهید. خب هر کسی که آمد و این آخرین حاکم در فرض شما را بعد از وفات غسل داد و تدفین کرد همان هم میتواند قبل از حکومت ائمه (بعد از امام زمان) ایشان را غسل دهد و تدفین نماید. من بر این باورم که بعد از وفات ایشان قیامت برپا میشود. چون سیر تاریخی اینست. و بعد از ایشان دنیایی نیست که به حال خود واگذاشته شود. موافق نیستم. از اول هم همین را گفتم. رجعت باشد؟؟ من دلیل بیاورم؟؟ من که مخالفم با این. برای مخالفتم هم که دلیل آوردم. اگر قرار باشد بپذیریم که مردگان زنده میشوند فقط و فقط یک دلیل خواهد داشت: ان هم یاری دادن به امام زمان. همچون کاری که عیسی بن مریم انجام میدهد. بعد از امام هم که دنیا به پایان میرسد. حکومتی بعد از امام زمان جریان پیدا نخواهد کرد. همین. والسلام. سلام شما پاسخ ندادید! وقتی مدعی بر عدم اعتقاد برمسئله ای دارید باید در جوابی که برای شما داده میشود دلیلی ارایه کنید که انرا رد یا قبول کند. وحال اینکه شما اینکار را انجام ندادید. یعنی شما میگید که بعد از یک رجعت که صورت میگیرد قرار هست قیامت بر پا بشه ؟ این اعتقاد رو چظور بدست آوردید ؟ سیر کدوم تاریخ این رو میگه؟ [/b] حاکم با امام فرق دارد عزیز جان. تمام امامان حاکم هستند اما هر حاکمی امام نیست. شما اگر به رجعت مردگان ایمان دارید ، پس چرا با رجعت معصوم مشکل دارید ؟ مگر معصوم و ... انسان نیستند؟ خودتان یک بار میگید قبول ندارم و جای دیگر میگویید رجعت مردگان را قبول دارم و جای دیگر میگویید رجعت امام راقبول دارم به اما نه برای حکومت . حال شما برای کدام اعتقاد شما باید جواب داشته باشیم ؟ (۹/آبان/۹۱ ۲۲:۰۸)آشفته نوشته است: سلام بر این کلام خود دلیل دارید که؟ (۱۲/آبان/۹۱ ۹:۰۱)آشفته نوشته است: " من بر این باورم که بعد از وفات ایشان قیامت برپا میشود. چون سیر تاریخی اینست." ؟؟؟؟ باز هم اعتقادی که نمیدونم از رو شهود بدست اومده یا اینکه دلایلی دارید؟؟؟؟ در باره اینکه بی معنی باشد یا با معنی این دیگر در اختیار شما و من نیست. شما گفتید که : (۹/آبان/۹۱ ۲۲:۰۸)آشفته نوشته است: این رجعت بی معنیه چون ائمه حب حکومت که ندارن، حکومت کردن وظیفه و مسئولیتشون در قبال خدا بوده؛ وظیفه ای در راستای تاریخ؛ یعنی در همون دوره؛چه کسانی غصب خلافت کردند؟ ایا عالمانه یا جاهلانه ؟ ایا امام باید به سمت مردم میرفت که حکومت تشکیل بدهد یا اینکه مردم به سمت امام بیایند؟ گفتید " نتونستن " ! ایا امام بر مردم ولایت داشت یا نه ؟ و هزاران آیا ... اینکه حکومت ظاهری رو که مردم میخواستند و بعد از بیست و پنج سال خواستار اون حکومت شدند ایا این حکومت واقعی بود؟ نمیدونم شاید شما این حدیث رو شنده باشید که " لولا الحجّة لساخت الأرض بأهلها " و " أنه لو لم يبق في الارض الا رجلان لكان أحدهما الحجة " پس ولایت و وجود امام بالاتر از خلافتی هست که شما اسنتباط دارید که نتونستن خلافت کنند و خلافت را که جنبه ظاهری اون رو برداشت میکنید از امام دور میمونه . سخن فراوان است که در این بحث نمیگنجد . شما اگر بحث رجعت را که اول گفتید قبول ندارید ، پس با کلام نبی و خدا مخالف هستید. نمیدونم مذهبتون چیه چون اگه مسلمون بودید حداقل ایگنونه سخن نمیگفتید که : (۹/آبان/۹۱ ۲۲:۰۸)آشفته نوشته است: سلام لازم بودن یا نبودن تمام مسائلی که در هستی وجود دارد به خواستن و اراده و میل ما مربوط نمیشود. عالم خدایی دارد که برتر از هر صفتی است که برایش قائل بشویم. منابع معرفی و مباحث بیان شد . حال انتخاب اینکه ایا قبول داشته باشید و یا خیر با خودتان است. این را هم لازم هست یاد آوری کنم علامه مجلسی حدیثی از کتاب صفات الشیعه شیخ صدوق نقل می کند، امام صادق (علیه السلام)، ایمان به رجعت را یکی از شروط هفت گانه ایمان دانسته است و می فرماید: هر کس به هفت چیز اقرار کند، از اهل ایمان خواهد بود. آن حضرت، یکی از هفت چیز را ایمان به رجعت برشمرد. این حدیث هم برای ختم کلام حدیث از حضرت رسول میباشد.[/b] لن يزال هذا الدين قائما الى اثناعشر من قريش ، فاذا مضوا ساخت الارض باهلها: ((تا پايان [امامت ] دوازده تن از قريش ، اين دين پا برجاست . هنگامى كه آنها رخت بربندند، زمين ساكنانش را در كام خود فرو برد)).( اعلام الورى : ص 364 و بحار: ج 36 ص 267. ) |
|||
|
۴:۲۸, ۱۵/آبان/۹۱
شماره ارسال: #36
|
|||
|
|||
|
با سلام خدمت دوست عزیز جناب اقای اشفته
دوست عزیز شما دنبال دلیلی برای رجعت و به دست گرفتن حکومت توسط سایر ائمه هستید که دو جواب میشه به سوال شما داد 1- اولا اینکه ما فلسفه خیلی احکام رو نمیدونیم ولی اجراشون میکنیم مثل روزه که شاید هیچ دلیلی نداشته باشه ما تو تابستون این همه گشنگی و تشنگی بکشیم ولی چون خدا گفته این کار رو میکنیم {با وجود اینکه حکمتش رو نمیدونیم} ضمنا دین مساله نظری نیست که ما بخوایم بگیم نظرمون چیه ما باید به ایات و روایات مراجعه کنیم ببینیم چی گفتند نه اینکه از خودمون نظر در بیاریم 2-اگر بخوایم یک دلیل برای رجعت سایر ائمه بیاریم باید بگم خب هر شیعه ای دوست داره حکومت تک تک ائمه رو ببینه و این خودش یک دلیل بر اینه که ائمه هم تشکیل حکومت میدند اما اینکه فرمودید نقل قول:بله حرف شما درسته اما خدا ائمه رو بقیه مردم میفرسته یعنی برای اینکه بقیه مردم از وجودشون استفاده کنند اون ها رو میفرسته نه اینکه نعوذ بالله اونها عقده خلافت داشته باشند ضمنا یک پاسخ دیگه هم میشه به شما داد و اون اینکه خدا عادله و حق رو به صاحب حق میده حق حکومت از ائمه در این دنیا زائل شده و میدونیم ائمه در بالاترین درجات بهشتند در واقع این حق غضب شده به هیچ وجه قابل جبران نیست چون اونها در بالاترین درجات بهشت خواهند بود و نمیشه مثل بقیه مردم گفت خدا در قبال این حق غضب شده در اون دنیا بشن پاداش میده {چون بالاترین پاداش ها رو دارند و پاداشی بالاتر نیست }برای اینکه مطلب روشن تر بشه ازتون میخوام به مثال زیر توجه کنید: مثلا راجع انسان معمولی مثل من و شما مثلا اگر ظالمی به ما ظلم کنه مثلا ما رو به ناحق زندانی کنه میشه گفت خدا اگر تو این دنیا جبران نکرد در اون دنیا مقام ما رو بالا میبره و به من و شما پاداش میده ولی راجع به ائمه این امر صادق نیست چون اون ها در بالاترین مرتبه هستند و پاداشی بالاتر وجود نداره که دا بخواد در قبال این حق غضب شده بشون بده لذا اگر بپذیریم ائمه رجعت نمیکنند خدا حق ضایع شده از 12 نفر از بندگانش رو جبران نکرده {نعوذ بالله } چون ائمه در ابن دنیا حقشون غضب شده و اگر بپذیریم رجعت نمیکنند نه در این دنیا به حقشون میرسند نه در اخرت یعنی خدا حق مظلوم رو ادا نکرده که این با عدالت خدا سازگاری نداره لذا ائمه باید رجعت کنند تا حق بهشون برسه و گرنه خدا حق مظلومانی رو ادا نکرده {نعوذ بالله } انشالله تونسته باشم پاسخ قانع کننده داده باشم اگر شبهه ای هست بفرمایید در پناه حق باشید |
|||
|
۱۲:۱۱, ۱۵/آبان/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/آبان/۹۱ ۱۲:۳۷ توسط آشفته.)
شماره ارسال: #37
|
|||
|
|||
(۱۵/آبان/۹۱ ۴:۲۸)ahmad1300 نوشته است: با سلام خدمت دوست عزیز جناب اقای اشفته سلام دوست عزیز. حرفهایتان همه متین. اما اگر بخواهیم با این فرض جلو برویم که حکومت حق ائمه بوده است. اگر من هم اینطور فکری داشتم دیگر نیازی به این همه بحث نبود. طبیعی بود که خدا حقشان را به آنها برمیگرداند. اما من اینطور فکر نمیکنم. حکومت را برای ائمه به چشم یک «حق غصب شده» نگاه نمیکنم. بلکه به عنوان یک وظیفه نگاه میکنم. وظیفه رهبری. که ائمه آن را انجام دادند. همانطور که میدانید رهبری کردن بدون خلافت هم امکان پذیر است، آنچنان که میبینیم انجام شد. اما یک سوال؟؟ آیا واقعا برای روزه گرفتن دلیلی نمییبینید؟؟ ممنون یا علی. (۱۴/آبان/۹۱ ۱۶:۴۷)mahdy30na نوشته است: سلامسلام. شما فرمودید چه کسی امام را غسل و تدفین میکند؟؟ یعنی اگر بعد از امام زمان امام دیگری نباشد این غسل و تدفین روی زمین میماند!! من هم در جواب گفتم این مشکل در فرض شما هم هست. به هرحال اگر یک دور دیگر هم ائمه حکومت کنند بالاخره به یک نفری ختم میشود که بعد از او دیگر امامی نباشد. اگر برایتان مهم است این مشکل را در فرضتان حل کنید. همان راه حل را در فرض من اعمال کنید. به همین راحتی. (۱۴/آبان/۹۱ ۱۶:۴۷)mahdy30na نوشته است: شما اگر به رجعت مردگان ایمان دارید ، پس چرا با رجعت معصوم مشکل دارید ؟ مگر معصوم و ... انسان نیستند؟ رجعت برای مردگان درست است. برای ائمه و حضرت عیسی (برای یاری به امام زمان در امر قیام) هم. اما من فقط یک چیز را قبول ندارم و بی شک به این شکل انجام نخواهد شد. و آن هم ادامه دنیا بعد از فوت امام زمان و حکومت ائمه در ادامه. (۱۴/آبان/۹۱ ۱۶:۴۷)mahdy30na نوشته است: چه کسانی غصب خلافت کردند؟ ایا عالمانه یا جاهلانه ؟ درباره این متنتون بیشتر توضیح بدبد. متوجه نشدم. (۱۴/آبان/۹۱ ۱۶:۴۷)mahdy30na نوشته است: شما اگر بحث رجعت را که اول گفتید قبول ندارید ، پس با کلام نبی و خدا مخالف هستید. کلام خدا ونبی؟؟ مگر نه اینکه خود ذات اقدس الهی در قرآنش فرموده که در آیات من اندیشه کنید؟؟ این یعنی چی؟؟ اگه رجعت به ایم معنی که شما فکر میکنید نباشه و به اون معنی که من میگم باشد؛ آنگاه چه؟؟ آیا در قیامت برای این حرفی که به من و اعتقادم زدید جوابی دارید؟؟ خواستن و اراده و میل؟؟؟ همیشه عادت دارید مغلطه کنید؟؟ من نگفتم به خواست من. گفتم من نمیفهمم. و از آن طرف شما هم که فهمیده اید برای ابهامات من جوابی قانع کننده ندارید. هیچ کس برای این رجعتی که شما اینگونه از آن دفاع میکنید، دلیلی نخواهد داشت. چون حقیقتش این نیست. یک سوال خیلی مهم از همه دوستان برای روشن شدن خودم: عقاید ما؛ تقلیدی یا تحلیلی؟؟؟ آیا ما جز در احکام شرعی، مجاز به تقلید هستیم؟؟
|
|||
|
۱۷:۲۱, ۱۵/آبان/۹۱
شماره ارسال: #38
|
|||
|
|||
|
همکار محترم سلام
شما فرمودی : 1 - رجعت را قبول ندارم .اما رجعت مردگان چیز کاملا عادلانه ایست و پیش قیامتی است در نوع خودش. 2 - این رجعت بی معنیه چون ائمه حب حکومت که ندارن. 3- بعد از امام زمان بی معنی ترین چیز حکومت دوباره ائمه خواهد بود. 4- رجعت باشد؟؟ من دلیل بیاورم؟؟ من که مخالفم با این. 5- هیچ کس برای این رجعتی که شما اینگونه از آن دفاع میکنید، دلیلی نخواهد داشت. چون حقیقتش این نیست. 6- کلام خدا ونبی؟؟ در پاسخ تمام این سولات و شبهاتی که ایراد کردید جواب داه شده به شما و اینبار هم برای تکرار مکررات هست. اگر قبول ندارید مسئله ای شخصب محسوب میشه و ایجاد این مبحث و در لابلای کلام شما چند جایی به صورتی که ظاهرا موافق باشید مخالفت کردید. در مورد کلام رسول و خدا ، قران و حدیث را اگر قبول داشته باشید ، برایشما هم ایه و هم حدیث ذکر شد که نگویید این حرف از کجا زده شده است. فرمودید که " (۱۵/آبان/۹۱ ۱۲:۱۱)آشفته نوشته است: کلام خدا ونبی؟؟ مگر نه اینکه خود ذات اقدس الهی در قرآنش فرموده که در آیات من اندیشه کنید؟؟ این یعنی چی؟؟ مگر نه اینکه قران چند بطن دارد؟ مگر نه اینکه شما برای تدبر در ایات نیاز به مفسر دارید ؟مگر نه اینکه برای تفسیر ایات یک هم کف و یک میزانی نیاز هست! ایا هر فردی بدون داشتن این وسایل توان تفسیر دارد؟ پس تدبر در ایات یک وسایل هم نیاز دارد که لازمه تدبرهست. در مورد حب دنیا و حکومت دوباره امام و اولیاء الهی ، حتما این ایات را تلاوت فرمودید امام تدبری عمیق نداشتید که : وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ " ایه 105 سوره انبیا (و به تحقیق در زبور، بعد از ذکر چنین نوشتیم که زمین را بندگان شایسته من به میراث می برند) مگر این وعده الهی نیست؟ پس چه کسی باید این وعده الهی را تحقق بخشد؟ مگر اینکه بندگان صالح باید این کار را انجام دهند و بنده صالح چه کسی است .( نمیخوام وارد مباحث عقیدتی وصف امام و این موضوعات بشم چون خود مبحثی جدا میطلبد.) به این نکته هم توجه داشته باشید که ( لولا الحجّة لساخت الأرض بأهلها ) و همچنین ( لَوْ لَمْ يَبْقَ فِي الْأَرْضِ إِلّا اثْنَانِ لَكَانَ أَحَدُهُمَا الْحُجّةَ ) و ( لَوْ كَانَ النّاسُ رَجُلَيْنِ لَكَانَ أَحَدُهُمَا الْإِمَامَ وَ قَالَ إِنّ آخِرَ مَنْ يَمُوتُ الْإِمَامُ لِئَلّا يَحْتَجّ أَحَدٌ عَلَى اللّهِ عَزّ وَ جَلّ أَنّهُ تَرَكَهُ بِغَيْرِ حُجّةٍ لِلّهِ عَلَيْهِ ) ( آخرين كسى كه بميرد امامست تا كسى بر خداى عزوجل احتجاج نكند كه او را بدون حجت واگذاشته است. ) و این کلام حضرت امیر ( كـان فـى الارض امـانان من عذاب اللّه و قد رفع احدهما فدونكم الاخر فتمسكوا به اماالامان الذى رفع فهو رسول اللّه و اما الامان الباقى فالاستغفار قال اللّه تعالى وما كان اللّه ليعذبهم و انت فيهم و ما كان اللّه معذبهم و هم يستغفرون ) ( در روى زمين , دو وسيله ايمنى بخش از نزول عذاب الهى وجود داشت . يكى برداشته شد و ديگرى در اختيار شما هست , پس به آن چنگ زنيد . امـانـى كه برداشته شد آن وجود رسول خدا بود , و امانى كه در اختيار هست طلب آمرزش از خدا است . خدامى فرمايد : هرگز خدا آنان را عذاب نمى كند در حالى كه تو ( پيامبر ) در ميان آنان هستى . و خدا آنان را عذاب نمى كند , در حالى كه طلب آمرزش مى كنند .) حکمت 88 ) این از بحث تدبر و کلام خدا و بحث کلام نبی و حدیث. حال شما تعریفی از رجعت ارائه دادید؟ من اهل مغلطه نیستم همکار محترم ، شما فرمودی من نیازی نمیبینم و من جوابی به شما دادم. شما گفتید " اما بعد از امام زمان بی معنی ترین چیز حکومت دوباره ائمه خواهد بود. " زاز نظر شما ممکن هست بی معنی باشه اما از دید قران هم بی معنی است؟ در مورد این که گفتید " حکومتی بعد از امام زمان جریان پیدا نخواهد کرد. همین. والسلام." دلیل بخواهم ایرادی دارد؟ من برام سوال پیش اومد و خواستار رفع ان هستم. شما اعتقاد دارید که امامی برای حکومت رجعت نخواهد کرد و بنده نظری ارایه دادم که برای ادامه حکومت و عدل گسترانی خواهند آمد. در حالی که اول گفتید اعتقاد ندارم به رجعت و باز حرفی دیگر زدید و گفتید اعتقاد دارم که " رجعت باشد؟؟ من دلیل بیاورم؟؟ من که مخالفم با این." و در جایی دیگر در ادامه بحث گفتید که با رجعت مردگان موافق هستم و این در حالی هست که کلا رجعت را رد کرده و با اعلام به اینکه رجعت را قبول ندارید آغاز سخن کردید. ممکن است بر اثر مطالعه نظرشما عوض شده باشد. انسان با یافتن حق راه خود را تغییر میدهد. شما حقیقت رجعت را بیان بفرمایید.( البته از کلام خدا ) در پایان کلام شما گفتید (۱۵/آبان/۹۱ ۱۲:۱۱)آشفته نوشته است: آیا ما جز در احکام شرعی، مجاز به تقلید هستیم؟؟ پاسخ سوال شما : تحلیلی . اما کدام تحلیل؟ شما برای اثبات خدا با چه چیزی خواهید توانست خدا را ثابت کنید؟ با عقل سلیم و بی غرض. اما نطر شما بر این است که خودمان مفسر قران باشیم و هرچه از ان یافتیم عمل کنیم. ایا هرچه خودمان یافیم ؟؟؟؟؟؟؟ در موردی هم گفتید توضیح بیشتر بدهم، لازم به یاد اوری است که وجود حجت (امام) لازم و نبود او منجر به این میشو که بنده نسبت به خدا شکایت داشته باشد. [align=CENTER]هیچگاه زمین از حجت خدا خالی نمیماند تا زمانی که اخرین انها حجت خدا باشد که در صور دمیده میشود.[align=CENTER]دلیل عقلی بر وجود و وجوب رجعت. ادامه پاسخ به سوالات شما در مجال بعد. |
|||
|
|
۱۷:۴۸, ۱۵/آبان/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/آبان/۹۱ ۱۸:۳۱ توسط aboutorab.)
شماره ارسال: #39
|
|||
|
|||
(۱۵/آبان/۹۱ ۱۲:۱۱)آشفته نوشته است: سلام دوست عزیز. عليك السلام فرموديد كه خداوند تبارك و تعالي فرموده كه در قرآنش انديشه كنيد و آيا نگفته كه چگونه انديشه كنيد ؟ نگفته با محكمات و متشابهات آن چگونه انديشه كنيد .؟ نگفته به معلمين و مفسران آن مراجعه كنيد ؟ نگفته ؟؟؟؟؟؟؟؟ انشاء الله كه اعتقاد به اين داريد كه قرآن كتابي است نياز به مفسر و معلم دارد ؟ و نيستند اين معلمان و مفسران جز اهلبيت عليهم السلام . اگر دوستانم درباره رجعت حرفي زدند نه اينه كه از خودشان گفتند بلكه از روايات و احاديث كه برگرفته از معلمين و مفسران قرآن كريم بوده است. شما فكر مي كنيد كه نوشته هاي دوستانم از خودشان هست ؟ بعد با بافته هاي فكر خود مقايسه مي كنيد . اعتقادات شما از كجا تغذيه مي شود ؟ كه مي فرماييد « آیا در قیامت برای این حرفی که به من و اعتقادم زدید جوابی دارید؟؟» بنده معتقدم اگه فرمايشات شما برگرفته از فرامين و دستورات ائمه عليهم السلام باشد و دوستانم حرفتان را رد يا قبول نداشتند حق داريد منتظر جوابي باشيد ولي در غير اينصورت كه شما احاديث و روايات دوستانم را رد نموديد بايد خود براي رديه مدارك دوستانم جوابي بيابيد و پاسخگو باشيد ؟ بنده اگر الان برايم كه سوالاتي در مورد خود شخص شما پيش آمده را مطرح كنم متهم به مغلطه و هزاران انگ ديگر مي شوم پس سعي مي كنم سوالي درباره تان نپرسم . و در جايي فرموديد من نفهميدم . اگر قرار بود چيزهايي را كه خدا و رسول و ائمه معصومين عليهم السلام با آن علم لايتناهيشان فهميدند من نوعي هم بفهمم كه سنگ روي سنگ بند نميبود . اما دوستان من هر گز نفرمودند كه من فهميدم بلكه احاديث و روايات را برايتان به عنوان مدرك آوردند كه شما متقاضي دليل آن بوديد . شما فرموديد حقيقتش اين نيست .( حتماً شما در درجه بالاي علمي مافوق دوستان بنده هستيد ) . پس لطفاً با دليل حقير را قانع كنيد و حقيقت را برايم با دليل روشن فرماييد . من هم معتقدم كه بايد در احكام شرعي تقليد نمود . ولي خيلي از موارد هست كه بايد از موقعيت و هوش و علم و تجربيات ديگران استفاده نمود نه اينكه همه را خود تجربه نمود و باعث عبرت ديگران شد . به فرض مثال : قال المعصوم عليه السلام : « گوشت خوك نخوريد» اگر من به دنبال دليل باشم بايد هم صرف كنم و كلي تحقيق و آزمايش انجام بدم تا برام دليل بشه بعد نخورم . « حرمت انگشتر طلا براي مرد »« علت نجس بودن سگ » و هزاران فرموده هاي ديگر پس بايد از آموزگاران دين يعني اهلبيت عليهم السلام و در صورت غيبت آنان به علماي تراز اول كه نزديك به آنها هستند مراجع نموده مشكلات خود را حل و پاسخهايشان را قبول نمايم موفق باشيد يا علي عليه السلام [/b] |
|||
|
|
۳:۰۰, ۱۶/آبان/۹۱
شماره ارسال: #40
|
|||
|
|||
|
با سلام خدمت دوست عزیز اقای اشفته . شما فرمودید
نقل قول:سلام دوست عزیز. حرفهایتان همه متین. اما اگر بخواهیم با این فرض جلو برویم که حکومت حق ائمه بوده است. اگر من هم اینطور فکری داشتم دیگر نیازی به این همه بحث نبود. طبیعی بود که خدا حقشان را به آنها برمیگرداند.خب ابتدا به دو تا مساله جواب بدم بعد جواب اصلی شما: بنده روزه رو به عنوان مثال زدم و گرنه احکامی به عقل ما بی دلیل باشه زیاده مثل حرمت طلا برای مردان شاید هیچ دلیل عقلی نداشته باشه ولی ما ملزم به اطاعت هستیم لذا به هیچ بهانه ای نمیشه احکام شرع رو رد کرد و اگر چیزی به عقل ما سازگار نبود باید بپذیریمش مثل همین حرمت طلا برای مردان لذا اصل این مطلب شما که چون دلیلی بر رجعت ائمه نیست باید ردش کرد کاملا غلطه ضمنا این کار شما نعوذ بالله بالاتر قرار دادن خودتون از ائمه است چون ائمه گفتند رجعت هست ولی شما میگید چون با عقل شما سازگار نیست غلطه و این معنیش اینه که شما بیشتر از ائمه میفهمید !!!!!!!!!! اما اینکه فرمودید { رهبری کردن بدون خلافت هم امکان پذیر است} باید بگم این حرف غلطه چون ائمه مولی ما هستند در همه زمینه ها (علمی دینی سیاسی و....) پس یکی از ابعاد ولایت ائمه بعد سیاسیشه یعنی باید رهبر جامعه از نظر سیاسی باشند بله در دیگر زمینه ها ولایتشون بوده ولی در زمینه سیاسی از اون ها غضب شده امابرسیم به مهمترین بخش جواب خب میخوام از مقبولات خود شما استفاده کنم و طبق چیزی که خودتون قبول دارید جواب بدم به جمله ای که نوشتید توجه کنید نقل قول:اما اگر بخواهیم با این فرض جلو برویم که حکومت حق ائمه بوده است. اگر من هم اینطور فکری داشتم دیگر نیازی به این همه بحث نبود. طبیعی بود که خدا حقشان را به آنها برمیگرداند.خود شما فرمودید دو چیز رو قبول دارید 1- اگر ثابت بشه حق ائمه ضایع شده قبول میکنید که رجعت ائمه دارای توجیه عقلی هستش 2-حکومت وظیفه ائمه بوده نه حق حالا طبق فرموده های خودتون کافی من ثابت کنم حق ائمه با غضب خلافت ضایع شده و شما در این صورت میپذیرید که رجعت ائمه دارای منطق هستش جواب شما فقط یک جمله است : جلوگیری از انجام وظیفه شرعی ضایع کردن حق محسوب میشه مثلا شما وظیفت هست که نماز بخونی حلا اگر بنده نذاشتم شما نماز بخونید مثلا دست و پاتون رو بستم و مانع نماز خوندن شما شدم ایا این ضایع کردن حق شما نیست؟ حضانت طفل وظیفه پدز و مادر هستش حالا اگر من نذاشتم پدر و مادری از بچه هاشون حضانت کنند این ضایع کردن حق اون ها نیست این فقط 2 تا مثال ساده بود شما هر وظیفه ای که تو اسلام هست رو در نظر بگیر اگر کسی مانع انجام اون وظیفه بشه حق اون شخص ضایع شده با این توضیحات کاملا واضحه که اگر چه خلافت وظیفه ائمه بوده ولی اجازه ندادن به انجام وظیفه شرعی خودش ضایع کردن حق محسوب میشه لذا حق ائمه ضایع شده { اگر چه خلافت وظیفشون بوده } اگر شما با این حرف من { اجازه ندادن به انجام وظیفه شرعی ضایع کردن حق محسوب میشه } مخالفید فقط 2 تا مثال بزنید که امری واجب باشه و جلوگیری از انجام اون عمل واجب تضییع حق محسوب نشه اگرمثالی زدید که خب باید بحث رو ادامه داد تا به نتیجه رسید اما اگر حرف بنده درست باشه ثابت میشه حق ائمه پایمال شده و شما هم فرموده بودید اگر ثابت بشه حق ائمه ضایع شده میپذیرید رجعت عقلی هستش { در واقع اگر حرف من درست باشه دیگه بحث خاتمه یافتست و شما طبق گفته های خودتون باید بپذیرید رجعت ائمه عقلی هستش} حالا اگر با حرف بنده مخالفید دو مثال بزنید که جلوگیری از انجام وظیفه شرعی تضییع حق محسوب نشه منتظر جواب شما هستیم در پناه حق باشید |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| چرا مردگان را به خاک میسپاریم ؟ | SAViOR | 2 | 2,431 |
۲۹/تیر/۹۲ ۱۳:۳۷ آخرین ارسال: SAViOR |
|









