|
آماده ظهور هستی ؟!!
|
|
۲۳:۱۲, ۹/دی/۹۰
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم ![]() گاهی که داخل منزل می شدم می دیدم ایشان در حال استراحت هستند. برای ما جالب بود که ایشان هر هنگام استراحت می کند با قبا می خوابد و عمامه اش را جایی نزدیک خودش می گذارد. این نکته برای ما سوال بود که چرا ایشان این گونه استراحت می کند و با قبا می خوابد؟ اینکه این مطلب را از ایشان بپرسیم برای ما سخت بود.
یکی از علمای تهران نقل می کند: نزد استادی درس می خواندم. من و یکی از دوستانم شاگردان خاص ایشان بودیم وعلاقه ویژه ای به ما داشت. رابطه ما با ایشان تا حدی صمیمانه بود که تقریباً حالت خانه زادی و پدر و پسری داشتیم و درس را در منزل ایشان برگزار می کردیم. ایشان درب خانه اش اکثر مواقع باز بود تا اگر مردم سوال یا درخواستی از این عالم دارند به راحتی با ایشان ملاقات کنند. گاهی که داخل منزل می شدم می دیدم ایشان در حال استراحت هستند. برای ما جالب بود که ایشان هر هنگام استراحت می کند با قبا می خوابد و عمامه اش را جایی نزدیک خودش می گذارد. این نکته برای ما سوال بود که چرا ایشان این گونه استراحت می کند و با قبا می خوابد؟ اینکه این مطلب را از ایشان بپرسیم برای ما سخت بود. در یکی از مناسبتها ایشان در مسجدشان منبر رفته بود و پیرامون شرایط منتظر و چگونگی انتظار مباحثی را مطرح کرد. من و هم مباحثه ام هم در این جلسه بودیم. در اثنای سخن ایشان هنگامی که از وظایف منتظران بیاناتی را ایراد نمود، گفت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) که تشریف می آورد باید آماده و پا در رکاب باشی و مدام انتظار ظهور را داشته باشی. فرض کنید در ساعتی که امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) دست به پرده خانه کعبه زدند و بانگ «انا بقیه الله» را سر دادند و امر فرج محقق شد آیا تو تازه می خواهی دنبال لباست بگردی؟ تازه می خواهی خودت را آماده کنی؟ این رسم عاشقی نیست چرا که حداقلش این است که دیرتر به صف سربازان حضرت ملحق می شوی. باید آماده و مهیا باشی تا بانگ ظهور زده شد، بتوانی جزو سابقون سربازان حضرت حجت باشی و این افتخار نصیبت شود که جزو اولین کسانی هستی که به یاری فرزند فاطمه شتافتی. این سخن ایشان گویا پاسخی بود برای سوالی که ما جرات نداشتیم از ایشان بپرسیم و راز و رمز آن رفتارشان برای ما روشن شد که این استاد بزرگوار آنچنان ظهور را نزدیک و واقعی می داند که برای ملحق شدن به امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) حتی به اندازه وقت یک قبا پوشیدن هم را نمی خواهد از دست دهد. این یک منتظر است و وای به حال کسی که ادعای دوست داشتن حضرت حجت را دارد و به ریا بانگ العجل العجل را سرمی دهد ولی هنگام ظهور در حال گناه و معصیت باشد!!! چنین کسی چقدر عقب است! لذا انتظار واقعی یعنی مستمر آماده ظهور باشیم و چنین کسی نزدیک معصیت نمی گردد چرا که بیم آن دارد تا گرد معصیت رفت مولایش ظهور کند و او شرمنده شود. این است آن انتظاری که فرمودند افضل اعمال انتظار فرج است. «اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا» صبح صادق، ش.450، ص.16 منبع: قول سدید
|
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۰:۱۲, ۲۸/دی/۹۰
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
مرحوم چلویی چه کرد که امام زمان را دید ؟ آیا میشود به اخلاص رسید؟ سؤال مهم این است: چه کنیم به این مقامات الهی برسیم؟ آیا میشود انسان به این اخلاص برسد؟ جواب: گرچه سخت است، امّا محال نیست. اوّل راهی که مولیالموالی (صلوات اللّه و سلامه علیه) میفرمایند، طهارت قلب است؛ یعنی قلب از هر نوع گناه طاهر شود. اگر قلب طاهر شد، اخلاص میآید؛ چون مرکز فرماندهی روح، این قلب است. بدانید بعد از قلب طاهر، روح مسلّط بر اعضاء و جوارح میشود، وقتی روح طاهر شد، بدن طاهر میشود. دیگر ید میشود یدالله، عین میشود عینالله. لذا وجود مقدّس مولیالموالی، امیرالمؤمنین، اسدالله الغالب، علیّ بن ابیطالب (صلوات اللّه و سلامه علیه) می-فرمایند: «أَیْنَ الَّذِینَ أَخْلَصُوا أَعْمَالَهُمْ لِلَّهِ وَ طَهَّرُوا قُلُوبَهُمْ بِمَوَاضِعِ ذِکْرِ اللَّهِ» آنچیزی که انسان را مخلص میکند، یاد خداست. اگر یاد خدا حاکم شد اخلاص میآید. یاد خدا هم در قلب طاهر حاکم میشود. فقط و فقط در قلب طاهر میتوانید یاد خدا را ببینید. اینکه میگویند: وقتی انسان به چهره علمای ربّانی، مثل حضرت امام، ولیّامر مسلمین، آیتاللهالعظمی بهجت، آیتاللهالعظمی مرعشی نجفی، آیتاللهالعظمی گلپایگانی، آیتالله مولوی قندهاری، آیتاللهالعظمی بهاءالدّینی، آیتاللهالعظمی ادیب، آن ابوالعرفاء (اعلی اللّه مقامهم الشّریف) و بزرگان و اعاظم دیگر نگاه کند، یاد پروردگار عالم میافتد، برای این است که قلب طاهر است و این قلب طاهر، جایگاه یاد خدا شده. وقتی قلب جایگاه یاد خدا شد، اعضاء و جوارح هم بهواسطه این که یاد خدا در روح، تجلّی پیدا کرده، یاد خدا میافتند. لذا صورت آنها درحقیقت وجهالله میشود و انسان را یاد خدا میاندازد. ادمه دارد ان شاءالله . . .
|
|||
|
|
۱۸:۳۰, ۲۹/دی/۹۰
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
مرحوم چلویی چه کرد که امام زمان را دید ؟
مهمترین عامل مؤثّر در طهارت قلب لذا راه این است: طهارت قلب. اولیاء الهی نکتهای را در باب طهارت قلب بیان فرمودند که بسیار مهم است. تمام آنها بیان فرمودند: اوّلین و مهمترین مسئله در طهارت قلب، لقمه است. طوری که اوّل مرجع دین، شیخناالأعظم، حضرت مفید عزیز (روحی له الفدا و سلام اللّه علیه)، در پاسخ به سؤال شاگرد باعظمتش، آن سیّد عظیمالشّأن، آیتاللهالعظمی سیّد مرتضی علمالهدی (اعلی اللّه مقامه الشّریف) که پرسید: آقا! چطور میشود امام زمان را دید، فرمودند: عزیزم! کأنّ میبینم اگر مردم بر لقمههای خود مراقبه و مواظبت میکردند، تمام اعضاء و جوارحشان، تبدیل به نور الهی میگشت و آنکه چشمش نور الهی شد، طبعاً امام زمان بین میگردد. لذا طبق فرمایش شیخناالاعظم اگر انسان لقمه را مراقبت و مواظبت کرد و این مسئله را جدّی گرفت و باورش شد که هرچه هست در این لقمه است، آنوقت است که وجودش نور الهی میشود و معلوم است نور الهی، چهره آقا را میبیند و میشناسد. خدا مرحوم چلویی (اعلی اللّه مقامه الشّریف) را رحمت کند. ایشان به آقاجان، آیتاللهالعظمی ادیب (اعلی اللّه مقامه الشّریف) گفته بودند: من آن موقعی که نیّت کردم دیگر در هر لحظه لقمه را مراقبه کنم، وجود نازنین آقا را دیدم. آقا فرموده بودند: همین مراقبه تو باعث شده است چهره ملکوتی آقا را ببینی و برای همین چهره تو عالی شده است - نگاه به چهره ملکوتی آقا یعنی نگاه به وجهالله - ایشان عجیب به لقمه مراقبه میکردند. در بازار وقتی این کارگرها میآمدند، برای صاحبکارهایشان غذا ببرند و به مغازه ایشان میآمدند، ایشان اوّل یک مقدار کباب را برمیداشتند و در دهان آنها میگذاشتند. آیتالله دزفولی (اعلی اللّه مقامه الشّریف) فرموده بودند: رمز کار ایشان این بود که خودشان فرموده بودند: چون بوی کباب به مشام اینها خورده و اینها جوان و نوجوان هستند، من میترسم یکی از اینها دلش بخواهد و استادکار او هم آدمی نباشد که بخواهد به این بچّه یک لقمه از این غذا بدهد و خدای ناکرده یک موقعی در راه ناخنکی به غذا بزند و وجودش به لقمه حرام آلوده شود. لذا همین که شاگردی وارد میشد، ایشان اوّل یک لقمه کباب برمیداشتند، به روغن کرمانشاهی میزدند و در دهان او میگذاشتند. آیتاللهالعظمی ادیب (اعلی اللّه مقامه الشّریف) که هیچجا بیرون غذا نمیخوردند - اصلاً رفتار ایشان نوع دیگری بود، مثل ما در وادی غذا و... نبودند - وقتی مرحوم چلویی (اعلی اللّه مقامه الشّریف) هر از گاهی، برایشان غذا میآوردند، میفرمودند: این لقمه را میشود خورد. ببینید کسی که روح الهی دارد تا کجا را میبیند! نکند یک نوجوان یا جوانی که آمده برای استادش یک پرس غذا بگیرد، بوی آن غذا، او را مست کند و خدای ناکرده به آن ناخنک بزند. به خصوص که اگر از آن صاحبکارش اخلاق تندی هم دیده باشد، بگوید: او که آنجا به من چیزی نمیدهد، بگذار یک ناخنکی به غذای او بزنم. ایشان میگفتند: من مراقبه میکنم که بچّههای مردم به لقمه حرام دچار نشوند که روح طیّب و طاهر را از دست ندهند. اینقدر لقمه مهم است. حاج شیخ جعفر کاشفالغطاء (اعلی اللّه مقامه الشّریف)، آن فقیه عظیمالشّأن و مرد الهی، نکته بسیار عالی بیان فرموده بودند، فرموده بودند: آن زمانی که طلحه و زبیر محضر مولیالموالی (صلوات اللّه و سلامه علیه) آمدند، درخواستی را بکنند – آنها با امیرالمؤمنین (صلوات اللّه و سلامه علیه) دوست و رفیق بودند و آنها بودند که باعث تحریک مردم شده بودند تا در خانه امیرالمؤمنین (صلوات اللّه و سلامه علیه) بریزند و ایشان خلافت را بپذیرند. آنها سینه چاک کرده بودند که به تعبیر خودشان حضرت به ریاست برسد، وإلّا امام که امام است - حضرت پرسیدند: کارتان خصوصی است یا به اصطلاح امروزیها دولتی؟ جواب دادند: خصوصی است، دیدند که حضرت روشنایی را خاموش کرد و بعد آنچه که متعلّق به خودش بود را روشن کرد، فهمیدند چه خبر است، اگر آن موقع میفهمیدند که امیرالمؤمنین (صلوات اللّه و سلامه علیه) بالاترین لطف را به آنها کرده، به دست و پای حضرت میافتادند. چون شما فکر نکنید لقمه یعنی فقط خوردن. لقمه یعنی امکان دارد شما از وسیله نقلیّه دولتی استفاده کنید، یا امکان دارد از آن موقعیّتی که برای شما قرار دادند سوء استفاده کنید و.... اینها خیلی مهم است و انسان باید دقیق باشد. ادامه دارد ان شا ء الله . . .
|
|||
|
|
۲۲:۰۱, ۳/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
مرحوم چلویی چه کرد که امام زمان را دید ؟ محرومیّت از محضر اولیای الهی
لذا لقمه اثر زیادی دارد. شخصی بعد از اینکه یک چیزهایی راجع به آیتالله قاضی (اعلی اللّه مقامه الشّریف) شنیده بود و یک مقدار هم آسیّد هاشم (اعلی اللّه مقامه الشّریف) برای او تعریف کرده بود، به آسیّد هاشم حدّاد (اعلی اللّه مقامه الشّریف)، آن عارف بزرگوار گفت: به آقا بگویید که ما را بپذیرد. بعد از اینکه آسیّد هاشم (اعلی اللّه مقامه الشّریف) قضیه را به آیتالله قاضی (اعلی اللّه مقامه الشّریف) گفت، آقا او را دعوا کردند و فرمودند: چرا به او میگویی؟! او نمیتواند. آسیّد هاشم (اعلی اللّه مقامه الشّریف) گفته بود: چرا او را قبول نمیکنید؟ او مشتاق است، در این راه جدّی است. میخواهد. اصرار دارد و بارها گفته است - بعضی مواقع اولیاء امتحان میکنند، ببینند آیا واقعاً طرف، مرد این راه هست یا نه، دو بار، سه بار، ده بار دست رد میزنند، ببینند جدّی میخواهد، مصرّ است یا با دو، سه بار نه گفتن، قهر میکند و میرود که اگر چنین بود، میگویند: او در این راه موفّق نمیشود و او را قبول نمیکنند - آیتالله قاضی (اعلی اللّه مقامه الشّریف) فرمودند: او مبتلا به لقمه است و حرفهای ما را درک نمیکند. اگر درّ را به دست امین دادی، او به دست امین بعد خود میسپارد امّا اگر درّ گرانبها را به دست دزد دادی، سرقت میکند میبرد و بعد به جای آن یک شیشه میآورد و اعلام میکند این درّ است - چه تعبیر قشنگی! – ایشان فرموده بودند: او چون لقمهاش را رعایت نمیکند، نمیتواند این مطالب الهی و عرفانی را در سینه خود به امانت به دیگری بسپارد و دزد قضیه خواهد شد. خیلی مهم است، این لقمه را جدّی بگیریم. با مراقبت نکردن لقمه، به این مقام مخلصینی که داریم عرض میکنیم، نمیرسیم. مولیالموالی (صلوات اللّه و سلامه علیه) به حالت سؤالی میفرمایند: «أَیْنَ الَّذِینَ أَخْلَصُوا أَعْمَالَهُمْ لِلَّهِ» کجایند آنها که اعمال خود را برای خدا خالص کردند؟ «وَ طَهَّرُوا قُلُوبَهُمْ بِمَوَاضِعِ ذِکْرِ اللَّهِ» چه زمانی اعمال، خالص میشود؟ وقتی این قلب طاهر شود و فقط یاد خدا در آن حاکم باشد که آنوقت این به همه روح تجلّی پیدا میکند، بعد دست، چشم و همه اعضاء و جوارح، الهی میشوند و این موقعی محقق میشود که لقمه پاک باشد. کأنّ حضرت با گفتن «أَیْنَ» (کجایند؟)، میگویند: کجا هستند اینها که این گونهاند؟ نیستند. چطور میشود انسان اینگونه نمیشود؟ لقمه نمیگذارد. لقمه، طهارت قلب را میگیرد. در این مطلب جدّی باشیم. |
|||
|
|
۲۳:۵۵, ۹/بهمن/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/بهمن/۹۰ ۰:۰۱ توسط ali.khm.)
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
مرحوم چلویی چه کرد که امام زمان را دید ؟ برکات دوری از لقمه حرام خیلی عجیب است! رفیق شهید بزرگوار، شهید رجایی (اعلی اللّه مقامه الشّریف) میگوید: با هم دورهگردی میکردیم، کاسه بشقاب میفروختیم. آخر شب، وقتی میخواستیم پول را تقسیم کنیم، با اینکه هر دو یک سرمایه گذاشته بودیم امّا او میگفت: شما پنج نفرید، ما سه نفر، پول را تقسیم به هشت میکرد. میگفتم: نصف سرمایه را تو گذاشتی، نصف دیگر را من گذاشتم، هر دو هم به یک اندازه کار کردیم، میگفت: نه. وقتی لقمه حرام نیامد، دید انسان هم باز میشود، بصیر میشود، میفهمد، حقوق را درک میکند و خدا هم برکات را بیشتر و بیشتر میکند. چنین کسی حریص نمیشود، مال جمع نمیکند، «الَّذِی جَمَعَ مالًا وَ عَدَّدَهُ» اینطور نمیشود. آنوقت ببینید خدا هم چه برکاتی به او مرحمت میکند. او را به ریاستجمهوری میرساند، ظاهر دنیا مثلاً ریاست، از آن طرف هم به شهادت ختم به خیرمیشود. حالا به فضل الهی روایت بسیار تکاندهنده و عجیبی را هفته دیگر عرض خواهم کرد که مخلصین عالم چه باید کنند که این حفظ شود. وقتی لقمه را رعایت کردی و مراقبه کردی که حرام و شبههناک در زندگی نیاید، میرسی به جایی که از حلال هم میگذری. شهید رجایی (اعلی اللّه مقامه الشّریف)، حلال خودش بوده با هم شریک بودند امّا از این حلال هم گذشت. برای همین است به جایی میرسد که حتّی از مردم چیزی نمیخواهد. بشر حافی میگوید: دیدم زنی از شدّت گرسنگی و یتیمدار بودن، میان زبالهها گشت، بعد آن مرغ مرده را برداشت و برد. بعد رفتم پرسیدم، گفت: من از خدا خواستم هیچگاه دستم را جلوی مردم دراز نکنم و هیچ کسی از راز من با خبر نشود و اینگونه میخواهم امّا نمیدانم چه کردم که کارم خالصانه نبوده و خدا جریان من را افشا کرده است! خیلی عجیب است. پیامبر (صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) از جبرائیل سؤال کرد: مخلص کیست؟ «قُلْتُ یَا جَبْرَئِیلُ فَمَا تَفْسِیرُ الْإِخْلَاصِ» جبرئیل اینگونه به پیامبر (صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) عرضه داشت: «قَالَ الْمُخْلِصُ الَّذِی لَا یَسْأَلُ النَّاسَ شَیْئاً حَتَّى یَجِدَ» کسی است که از مردم درخواست نمیکند تا خودش به آن دست مییابد. مخلص، لقمه شبههناک را رها میکند و طبیعی است حرام را هم دیگر رها میکند و اگر چیزی به او رسید به آن راضی است و وقتی چیزی هم ماند عطا میکند «وَ إِذَا وَجَدَ رَضِیَ وَ إِذَا بَقِیَ عِنْدَهُ شَیْءٌ أَعْطَاهُ». مثل همان کاری که شهید رجایی کرد. مخلص حقیقی اینگونه است. تضمین رؤیت جمال نازنین حضرت حجّت لذا اگر انسان لقمه را رعایت کند، قلب که مرکز یاد خداست طاهر میشود. ملّای نراقی (اعلی اللّه مقامه الشّریف)، صاحب جامعالسعادات، نکته بسیار عالی را به شاگردان خودش بیان فرموده است. وقتی آنها به آقا گفتند: میشود ما هم جمال آقا را رؤیت کنیم؟ - فهمیده بودند آقا خودش جمال حضرت را رؤیت کرده است - فرمودند: شما لقمه را رعایت کنید، من رؤیت وجود نازنین حضرت حجّت را تضمین میکنم - این کد بسیار بزرگی است - معلوم میشود همه چیز در همین لقمه است. خیلی باید مواظبت کرد. اینجاست که اخلاص میآید. به دنبال هرچه هستی، این است. آن روایت را خواندیم که اگر هوی و هوس از میان برود، میبینیم که غیر از مخلص، همه از عمل شانه خالی میکنند؛ یعنی بعضی از اعمال بهواسطه هوی و هوس است، امّا اگر برای خدا شد، خیلی عجیب است که طهارت روح میآورد، طهارت قلب میآورد و یاد خدا در قلب زنده میشود. عشقبازی با اسم مولا مولیالموالی (صلوات اللّه و سلامه علیه) میفرمایند: «الزُّهْدُ سَجِیَّةُ الْمُخْلِصِینَ» زهد و پارسایی، سجیّه و سرشت پارسایان عالم است. میدانید سجیّه یعنی چه؟ ملّا محسن فیض کاشانی (اعلی اللّه مقامه الشّریف) میگوید: سجیّه یعنی عملی در پوست، گوشت و استخوان کسی فرو رفته باشد. دیدید میگویند: فلانی دیگر عادت کرده، ترک عادت موجب مرض است. سجیّه یعنی اینکه دیگر همه وجودش، گوشت، پوست و استخوانش آنگونه باشد. حضرت میفرمایند: اگر زهد باشد، اینگونه است. اصلاً مخلصین عالم زهد دارند. چرا مخلصین عالم مخلص شدند؟ چون زهد سرشت مخلصین عالم است، در وجودشان است. به فضل الهی در جلسه آینده مقداری راجع به اینکه این زهد که در وجود اینها است چیست، عرض خواهیم کرد. معلوم است طهارت قلب هم که بهواسطه زهد است، در آنها بهوجود میآید. آنوقت است که از اسم مولایشان لذّت میبرند. تا میگویند: «السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ» اصلاً وجودشان به لرزه میافتد. تا آقاجانشان امام زمان را صدا میزنند تا میگویند: «السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا بَقِیَّةَ اللَّهِ» حالشان متغیّر میشود، کأنّ آقا را میبینند، با اسمش عشقبازی میکنند. مخلصین عالم اینگونه هستند. آخر عمر آیتالله مولوی قندهاری (اعلی اللّه مقامه الشّریف)، آن کنز الهی، به محضر مبارکشان عرضه داشتیم: حال خوبان در یاد مولا چگونه است؟ فرمودند: هر لحظه است. بعد فرمودند: عزیزم! باور این مشکل است، ولی به تو میگویم، تا نام آقا را نبرم خوابم نمیبرد، بلند میشوم تا اسم آقا را نگویم قوّت نمیگیرم. همین را به ولیّ خدایی عرض کردم، گفت: برای تو جلوتر از این نرفت، چون باورش نمیکردی وإلّا باید به تو میگفت که اگر شبی در خواب سیمای آقایش را نبیند، آن خواب خواب نیست. عزیز دلم! به خصوص جوان عزیز! فرزندان عزیزم! طلاب! دانشجوها! آخر شب یک چند دقیقه با آقاجان حرف بزنید. در حجره یا خوابگاه هستی، از رفیقت جدا شو. هرطوری که هست، هرطوری دوست داری با آقا حرف بزن. بگو: آقا جان! عادت بده با نام شما بخوابم، با نام شما بلند شوم. آقا جان! دستم را در این دنیای وانفسا بگیر. آقا جان! گرفتارم. عرض کردم، دو سه دقیقهای، پنج دقیقهای هرکس هرچقدر توانست خلوت کند، خودمانی امّا با ادب با آقاجان حرف بزند. از آقاجان درخواست کنیم. آقاجان صاحب ماست، آقاجان مولای ماست. بگو: آقا جان! به غلامهایت نگاه نمیکنی؟ دخترم تو هم بگو: آقا جان! به کنیزهایت نگاه نمیکنی؟ آقاجان! تو آخرین حجّت خدایی، من شرمندهام بگویم غلام تو هستم، جایی که جدّ مظلومت ابیعبدالله بیان کرد: «لو ادرکته لخدّمته» اگر مهدیام را درکش میکردم، خادمش میشدم، من خادم خادمهایت هستم، یک عنایتی به من کن. با آقا حرف بزن، تمثیل بزن. یک موقعی حضرت آقا، امامالمسلمین، رهبر بزرگوار، در ماه مبارک رمضان که میدید مردم میآیند میروند و همسایهها اذیت میشوند، فرموده بودند: همسایهها را جمع کنید یک افطاری با همسایهها داشته باشیم. بگو: آقا ما هم خادم خادمهایتان هستیم، نمیخواهی خادم خادمهایت را جمع کنی؟ ما را مهمان لطف خودت کن. آقا جان! مهمان یک دیدن، یک رؤیت، آقا جان! دستم را بگیر به حال خودم وامگذار. با آقاجان حرف بزن. یابن الحسن! آقاجان! دست ما به دامانت. ... پایان...
|
|||
|
|
۰:۴۷, ۱۰/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
بارها گفته ام و بار دگر میگویم کسیکه بداند همیشه خدا را یاد کند خدا همنشین او است(آیت الله بهجت). تسبیح دستتون باشه ولی یادتون بیش خدا باشه نه جای دیگه . قبل نماز به حضرت مهدی(علیه السلام) توسل کنید. مارو هم دعا کنید. یا علی
|
|||
|
|
۲۱:۳۰, ۱۳/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
عبدالله بن سنان ميگويد: حضرت صادق عليه السلام فرمود: به زودي شبههاي عارض شما ميگردد؛ پس (در ايام) بدون نشانهاي كه ديده شود و بدون امامي که شما را هدايت کند باقي خواهيد ماند. در آن روز کسي نجات نمييابد مگر آن كسي كه به دعاي غريق، دعا كند.کتاب بحار الانوار جلد2 صفحه149 روايتي را از امام صادق(علیه السلام) جهت نجات از شبهات مهدوي نقل کرده که براي منتظران ظهور آموزنده و نجات دهنده است. عين روايت امام صادق(علیه السلام) از کتاب بحار الانوار را تقديم ميکند. عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ :قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع سَتُصِيبُكُمْ شُبْهَةٌ فَتَبْقَوْنَ بِلَا عَلَمٍ يُرَى وَ لَا إِمَامٍ هُدًى لَا يَنْجُو مِنْهَا إِلَّا مَنْ دَعَا بِدُعَاءِ الْغَرِيقِ قُلْتُ وَ كَيْفَ دُعَاءُ الْغَرِيقِ قَالَ تَقُولُ يَا اللَّهُ يَا رَحْمَانُ يَا رَحِيمُ يَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِي عَلَى دِينِكَ فَقُلْتُ يَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ ثَبِّتْ قَلْبِي عَلَى دِينِكَ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ مُقَلِّبُ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ وَ لَكِنْ قُلْ كَمَا أَقُولُ يَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِي عَلَى دِينِكَ بحارالأنوار ج : 52 ص : 149 عبدالله بن سنان ميگويد: حضرت صادق عليه السلام فرمود: به زودي شبههاي عارض شما ميگردد؛ پس (در ايام) بدون نشانهاي كه ديده شود و بدون امامي که شما را هدايت کند باقي خواهيد ماند. در آن روز کسي نجات نمييابد مگر آن كسي كه به دعاي غريق، دعا كند. عرض كردم: «دعاي غريق چيست؟» فرمود: ميگويي: يا اللهُ يا رَحْمنُ يا رَحِيمُ يا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِي عَلَي دِينِكَ من گفتم: يا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاَبْصارِ ثَبِّتْ قَلْبِي عَلَي دِينِكَ.(راويي کلمه و الابصار را به دعا اضافه نمود) حضرت فرمود:«به راستي كه خداي عزّوجل مقلب القلوب و الابصار است، اما آنچنان كه من گفتم بگو: يا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِي عَلَي دِينِكَ.» مرکز خبر حوزه منبع : http://www.alvadossadegh.com/ |
|||
|
|
۲۲:۳۶, ۲۳/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
وظایف منتظران در آیینه دعای مهدوی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)
آنان که به مسیر اطاعت او هدایت نشوند، در سیاهی جهالتها و انحرافها سرگردان و از کرامت الهی محروم خواهند شد. بر انسان منتظر است که با تلاش علمی و جهد عملی، زمینة افاضه هدایت تکوین را در خویش هر لحظه پرورش دهد: و اکرمنا بالهُدی.اشاره امامشناسی، پویایی و تلاش، تخلق به کرائم اخلاقی، تعالی فرهنگ، مدیریت، شهامت و شجاعت و اقتدا به سنت و سیرة پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و امامان((علیه السلام)) از جمله تکالیف و وظایف منتظران است که در سلسله مباحث گذشته به آنها اشاره شد و بیان گردید که منتظر حقیقی را بایسته است که به غیر خدا تکیه نکند و جز به او امید نبندد و مراقب سرزمین قلبش باشد و این کالای ثمین را به ثمن بخس شهوت و غفلت نفروشد؛ زیرا ارائه دهندة چنین کالایی جز دشمن آشکار انسان نیست و ابلیس چون چنین معاملهای کند، ثمن و مثمن را با هم میبرد و چیزی جز خسران و زیان بهره فروشنده نخواهد شد. ترک تعلق به مظاهر دنیای مذموم، زمینة طهارت روح و پاکی ضمیر انسان منتظر را فراهم میآورد؛ آنگاه به لطف خدای سبحان صاحب شامّهای میشود که نه تنها با این شامّه بوی خوش یار را در مییابد، رایحة عفن دنیازدگی، دنیاخواهی، نفاق و تفرقه افکنی را نیز تشخیص میدهد و از حریم هلاکت بار آن نیز دوری خواهد کرد.* در راستای سلسله مباحث گذشته، در این مجال، با توجه به دعای امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) وظایف منتظران را بر میشماریم و به آن میپردازیم. بزرگترین معلم انتظار راستین، امام موجود موعود منتظر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) است. سخنان نورانی و ادعیه مأثورِ آن امام پنهان از دیده، درسنامه بزرگ تربیتی است که از سالکان کوی یار و رهروان راه انتظار دستگیری و تا رسیدن به مقصد و نیل به مقصود همراهی میکند. دعای دلنشین اللّهمّ ارزقنا توفیق الطاعة (1)، که از ادعیه ارزشمند آن امام همام(عجل الله تعالی فرجه الشریف) است، بیانگر مجموعه وظایف فرد و جامعه منتظر است. این دعا درسنامه گرانبهایی است که گرچه در پیکره نیایش انشاء شده، آموزندة اوصافی است که مطلوب آن آخرین ذخیره الهی است و آراستگی به آن فضائل برای هر منتظر راستین بایسته است و شاید بتوان گفت که این دعا سر چشمه همة صفاتی است که برای منتظران راستین آن حضرت(عجل الله تعالی فرجه الشریف) برشمردیم. این دعای مبارک در بردارندة صفاتی برای شخص و جامعه مطلوب مهدوی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) است که فراخور این نوشتار به بیان گزارش گونه آنها میپردازیم. [i]اللّهمّ ارزقنا توفیق الطاعة و بُعد المعصیة و صدق النیّة و عرفان الحرمة و أکرمنا بالهدی و الاستقامة و سدَّد ألسنتنا بالصواب والحکمة و املأ قلوبنا بالعلم والمعرفة... [/b] [i]وظایف شخصی منتظران [/b] [i]امور شخصی 1.[/b] هر منتظری باید اهل پیوند با خداوند بزرگ باشد و ضمن درخواست روزی در ابعاد ذیل، برای درونی کردن و استقرار این صفات در خویش تلاش کند: [i]الف.[/b] [i]توفیق طاعت:[/b] منتظر راستین هم اهل اطاعت خدا، پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و امام معصوم(علیه السلام) است و هم توفیق چنین فرمانبری را همواره از خدای سبحان میخواهد: [i]اللّهمّ ارزقنا توفیق الطاعة. [/b] [i]ب.[/b] [i]دوری از معصیت:[/b] گناهان، موانع مسیر حرکت به سوی خدا و مهمترین عامل سقوط انساناند، از همین رو منتظر حقیقی امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) باید ضمن درخواست توفیق الهی در ترک گناهان، سعی بلیغ خویش را در تحقق چنین صفتی به کار گیرد. گفتنی است گناهان، هرچند به کوچک و بزرگ (صغیره و کبیره) قسمت شدهاند، هر نافرمانی خدای متعالی گناهی بزرگ است:[i] و بُعد المَعصیة. [/b] [i]ج.[/b] [i]نیت خالصانه:[/b] اصلاح انگیزة اعمال (نیت) و خلوص هرچه بیشتر از هر شائبه شرک و ریا در جمیع مراتبش از وظایف اهل انتظار است: [i]و صدق النیّة. د.[/b] [i]شناخت محرّمات الهی:[/b] ترک معاصی، شدنی نیست مگر با شناخت چیزهایی که خداوند سبحان با حکمت بالغهاش بر بندگانش حرام کرده است و چون حرام یعنی آنچه دریدن پرده آن روا نیست خواه آن چیز، حق باشد یا دین و یا قانون و یا... منتظری که محرمات الهی را نشناسد و حریم آن را پاس ندارد، چه بسا به شکستن حریم آنها گرفتار آید، از اینرو شناختن محرمات الهی ضروری است: [i]و عرفان الحُرمة. [/b] [i]2.[/b] انسانی که در انتظار کریمترین انسانهای عصرش به سر میبرد، بایسته است که از خداوند کریم اعطا و ازدیاد و حفظ کرامت خود را در اسباب کرامت طلب کند و خویش هم در تحقق آن خواسته از پای ننشیند. [i]الف[/b]. [i]درخواست هدایت تکوینی خاص:[/b] آنچه مایه کرامت جان آدمی است، هدایت یافتن به نور دین الهی و حفظ تقواست. آنان که به مسیر اطاعت او هدایت نشوند، در سیاهی جهالتها و انحرافها سرگردان و از کرامت الهی محروم خواهند شد. بر انسان منتظر است که با تلاش علمی و جهد عملی، زمینة افاضه هدایت تکوین را در خویش هر لحظه پرورش دهد: [i]و اکرمنا بالهُدی. [/b] [i]ب.[/b] [i]درخواست استقامت در مسیر هدایت:[/b] بسا کسانی که از هدایت الهی بهرهمندند؛ اما پس از اندک زمانی با غفلت از حق و روی آوردن به اهوا و امیال خویش از جاده هدایت به بیراهه ضلالت افتادند و نور هدایتشان را در شب دیجور گمراهی خاموش کردند، پس بر منتظران راستین بایسته است که در مسیر هدایتی که خدای سبحان آنها را به آن رهنمون شده است استقامت ورزند و با تمسک به علم و ایمان از هر اعوجاجی دوری جویند تا مشمول هدایتهای برتر که محصول استقامت در مسیر هدایت است باشند:[i] و الاستقامة. [/b] [i]3.[/b] زبان، ترجمان عقل و اندیشه انسان است؛ از اینرو توفیق نیک گفتاری زبان و صیانت از آن برای اهل انتظار ضروری است. طبق آموزههای این دعای شریف، منتظران راستین میباید با توجه به آنچه در پی میآید در صیانت زبان خویش کوشا باشند: [i]الف.[/b] [i]سخن صائب گفتن:[/b] منتظر راستین آن حضرت میباید جز از سر راستی سخن نگوید و گفتار غیر صائب را (به جدّ یا به هزل) وانهد: [i]و سدّد ألسنتنا بالصواب. ب.[/b] حکیمانه سخن گفتن: گفتن سخنان بیمحتوا و بیفایده که نه در امر دین سودی میبخشند و نه در کار دنیا، کاری حکیمانه نیست. آنچه حکیمانه نیست لغو است و اهل ایمان از لغو اعراض میکنند. بر همین اساس بر اهل انتظار شایسته است که حکیمانه سخن بگویند و زبان را از سخنان لغو صیانت کنند:[i] و الحکمة. [/b] [i]4.[/b] قلب انسان منتظر، ظرف مبارکی است که هر مظروفی شایسته آن نیست. در این دعای شریف هم مظروف شایسته قلب مؤمن معرفی و هم وظیفه منتظران راستین در این موضوع بازگو شده است: [i]الف. کسب نور علم:[/b] اکتساب علم و خروج از سیاهی نادانی، وظیفه منتظران ظهور امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) است و چون علوم اکتسابی بیتعلیم و تعلم به دست نمیآیند؛ از اینرو تعلیم و تعلم و تلاش در جهت کسب علم حصولی و نیز تهذیب دل برای ادراک حقایق با علم حضوری، وظیفه هر مسلمان منتظری شمرده شده است: [i]و املأ قلوبنا بالعلم. [/b] [i]ب. کسب نور معرفت:[/b] معرفت اخص از علم است و به علمی اطلاق میشود که با تمییز کامل معروف از غیر خود و ادراک خصوصیات آن همراه است. بر منتظران راستین است که به اکتساب علم بسنده نکنند و با عمق بخشیدن به گستره علوم به کسب معرفت نایل آیند، که هر معرفتی علم است؛ اما هر علمی معرفت نیست: [i]و المعرفة. [/b] [i]امور اجتماعی و سیاسی[/b] [i]حوزه امنیت اقتصادی[/b] داشتن فعالیت اقتصادی سالم و مشروعی که زمینة درآمد و ارتزاق انسان باشد از وظایف اهل انتظار است. فعالیتهای اقتصادی مشروع، افزون بر اینکه فرد و جامعه را از محصول آن بهرهمند میسازد، زمینه درآمدهای نامشروع را نیز ضعیف میکند و در نتیجه امنیت اقتصادی را به ارمغان میآورد. این مهم جز با اهتمام به مفاد این دعای شریف به دست نخواهد آمد: [i]الف.[/b] دوری از اموال و درآمدهای ناسالم و نامشروع که عادتاً محصول گذشتن از خطوط احکام الهی و ظلم و اجحاف در حق دیگران است: [i]و طهّر بطوننا من الحرام. [/b] [i]ب.[/b] پرهیز از درآمدهایی که حلال یا حرام بودن آنها مبهم و نامشخص است: [i]و الشبهة. [/b] [i]حوزه امنیت اجتماعی [/b]تأمین امنیت اجتماعی و اخلاقی جامعه اسلامی برآیند عمل به شش وظیفه ذیل است: [i]1.[/b] رعایت حقوق دیگران که با دو عنوان کلی در این دعای شریف بیان گردیده است: الف. ضایع کردن یا ادا نکردن حقوق صاحبان حق، معنای حقیقی ظلم است؛ خواه در حق خویش باشد یا دیگران؛ از حقوق الهی باشد یا حقوق مخلوقات؛ مادی باشد یا معنوی. دوری از ظلم در جمیع مراتبش از وظایف مؤمنان منتظر است: [i]و کفف أیدینا عن الظلم. [/b] [i]ب.[/b] اگر انسان با قصد و دانایی چیزی مادی یا غیر مادی را که دیگری نسبت به آن حقی دارد مخفیانه و بدون دلیل موجّه شرعی از او بگیرد، چنین فردی را سارق مینامند. اهل انتظار راستین نه تنها حقوق دیگران را محترم میشمارند، هرگز هیچ حقی را از صاحب حقی به سرقت نمیبرند: [i]و السرقة. 2.[/b] چشمهای پاک، لایق نظاره بر جلوههای گوناگون جمال حقاند و دیدگان ناپاک سبب آلوده شدن قلب و محروم ماندن از رؤیت جلوههای نورانی حق؛ از این رو صیانت چشم با دو عامل اساسی سفارش شده است: [i]الف.[/b] وقتی به مقتضای تقوا و اعتدال اخلاق انسانی عمل نشود و فسق و گناه آشکار گردد، فجور رخ مینماید. فجور چشم آن است که بینندة مناظری باشد که رؤیت آنها خلاف اقتضای تقواست. دوری از چنین عملی، اولین وظیفه کسانی است که دل به دیدار آخرین ذخیره الهی بستهاند: [i]و اغضض أبصارنا عن الفجور. [/b] [i]ب.[/b] خیانت آن است که بر خلاف عهدی که تکویناً یا تشریعاً از کسی توقع میرود یا به آن موظف شده است، کاری کند یا نیتی در دل بپرورد. خیانت چشم آن است که انسان چشم را بر خلاف اراده یا دستور آفرینندهاش به کار گیرد. پرهیز از خیانت چشم نیز وظیفهای دیگر از وظایف اهل انتظار است: [i]و الخیانة. [/b] [i]3.[/b] حرف حق و سخن الهی، اگرچه در مقام فاعلیت تاماند؛ ولی اگر گوش قابلی نباشد، در دل به ثمر نخواهند نشست. فرد و جامعهای که در انتظار ولیّ الله زمانش به سر میبرد، میباید هماره گوش را منزه بدارد تا در قابلیت نیز تام باشد و این مهم نیز با عمل به دو دستور شدنی است: [i]الف.[/b] هر سخن یا عملی که بیثمر بوده و از پشتوانه فکری برخوردار نباشد لغو است و انسان را به بیهودگی میکشاند و خدا را از خاطر میبرد. بر منتظران راستین امام عصر بایسته آن است که با گوش نسپردن به لغو در صیانت آن بکوشند: [i]و اسدد أسماعنا عن اللغو. [/b] [i]ب.[/b] غیبت آن است که پشت سر مسلمانی سخنی گفته شود که اگر بشنود، ناراحت شود. این گناه بزرگ در کدورت روح انسان و تضییع قابلیت هدایتی، نقش عمده دارد؛ پس رواست که مؤمنان منتظر از گوش سپردن به چنین سخنانی بپرهیزند:[i] و الغیبة. [/b] [i]وظایف گروهها [/b]وظیفه اصناف و گروههای مختلف اجتماعی، از چندین جهت بازگو گردیده است. این فقرات گاهی اجتماع را براساس دانش و زمانی بر پایه سطح توانایی اقتصادی و هنگامی طبق موقعیتهای سیاسی و وقتی برابر گروه سنی یا جنسی قسمت کرده و وظیفه هر یک را جداگانه بر شمرده است. [i]1. وظایف علما [/b]علما به ویژه عالمان علوم الهی و پاسداران حریم دین، پیشگامان صلاح و سداد امتاند؛ از اینرو نقش مؤثری در زمینهسازی ظهور آخرین حجت الهی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) بر عهده دارند که پرداختن به وظایف این گروه فرهیخته، در آغاز بخشهای مرتبط با وظایف گروهها، حاکی از اهمیت وظیفه آنان و نقش مؤثرشان در اصلاح فرهنگ انتظار و هدایت منتظران است. دو وظیفة عمدة دانشمندان عبارت است از: [i]الف. زهد:[/b] دنیاطلبی و رغبت باطنی به آنچه وابسته به دنیاست بزرگترین آفت دانشمندان است؛(2) از همینرو بایسته است دانشمندان بکوشند تا ملکة زهد و بیرغبتی به زینتهای حقیقی و اعتباری دنیا را در خویش تقویت کنند و زندگی دنیا را جز برای آباد ساختن آخرت نخواهند و بدین وسیله زمینهساز اصلاح خویش و تصحیح رفتار امت منتظر گردند: [i]و تفضّل علی علمائنا بالزهد. ب. نصیحت:[/b] واژه «نُصح» به معنای خلوص تمام و نزاهت از هر شائبه و ناخالصی است. از این بخش نورانی چنین بر میآید که دانشمندان باید هم در اندیشه و قول و فعل خویش از هر شائبه آلوده کنندهای پیراسته باشند و هم با یکرنگی و خلوص، خیرخواه امت باشند و جز به خیر و صلاح آنان نیندیشند، سخن نگویند و کار نکنند. چنین عالمانی از انتظار راستین برخوردارند؛ زیرا امام منتظر آنان در زهد و نصیحت برترین انسان عصر خویش است و آنکه با امامش سنخیت ندارد، منتظر او نیست: [i]و النصیحة. [/b] [i]2. وظایف دانشجویان [/b]دومین گروهی که تأثیر شگرفی در هدایت امت اسلامی دارند، دانشجویان به ویژه طالبان علوم و معارف وحیانیاند. این گروه که زمینهساز نهادینه شدن فرهنگ انتظار و اصلاح زمینه ظهورند وظایفی دارند: [i]الف. تلاش در راه علماندوزی:[/b] جهد یعنی به کار بستن تمام توان و کوشش نهایی انسان در مسیر رسیدن به مقصود. طالب دانش باید تمام کوشش خویش را در راه علماندوزی به کار گیرد. فرد یا جامعه جاهل، به مراتب حقیقی انتظار دست نمییابد و نمیتواند زمینهساز ظهور امامی باشد که خود خزانه علم الهی است:[i] و علی المتعلّمین بالجهد. [/b] [i]ب. رغبت در کسب علم:[/b] رغبت، تمایل اکید و میل شدید است. از دیگر صفات دانشجوی منتظر داشتن میل شدید به اندوختن علم و تجهیز به آخرین دستاوردهای علمی و فکری و نیز تولید دانش و اندیشه و تلاش برای فراگیری از سر میل و رغبت قلبی است؛ چون تلاش بیرغبت، به سردی و سستی میگراید و متوقف و خاموش میشود:[i] و الرّغبة. 3. وظایف مستمعان [/b]از مردمی که نه در سلک علما هستند و نه در زمرة دانشجویان، با ظرافتی خاص به «مستمعین» یاد شده است. تا بفهمانند اگر کسی از دو گروه مذکور نیست برای سعادتمندی راهی جز گوش سپردن و متابعت از راهشناسان ندارند. وظیفة خطیر و راه منحصر هدایت این گروه در دو عنوان کلی بدین شکل بیان گردیده است: [i]الف. إتّباع:[/b] اقتضای معنای متابعت، حرکت همراه با میل و اراده در پشت سر کسی یا چیزی است؛ خواه در عمل تابع او گردد یا در فکر و نظر؛ بنابراین نخستین وصف از ویژگیهای انتظار راستین اهل استماع آن است که با میل و رغبت در پی دینشناسان و عالمان ربانی که مقصد و مقصود اوامر معصوم(علیه السلام) را میشناسند حرکت کنند و از مسیر نورانی قرآن و عترت منحرف نشوند: [i]و علی المستمعین بالاتّباع. [/b] [i]ب. موعظه:[/b] واژه موعظه به معنای ارشاد به حق از راه تذکرهای مفید و اثرگذار است؛ لیکن به قرینه مقام و نیز قرائن لفظی چون «مستمعین» و «اتباع» چنین فهمیده میشود که موعظه در اینجا به معنای «اتعاظ» یعنی پندپذیری و قبول ارشاد است. بر این اساس منتظران مستمع باید قلب خویش را بر سخنان حکیمانه عالمان ربانی که برگرفته از معارف ناب قرآن و عترت است بگشاند:[i] و الموعظة. [/b] [i]4. کهنسالان [/b]اینان در هر اجتماع با کولهباری از تجربههای اندوخته و درسهای آموخته از زندگی، در حرکت و تربیت جوامع نقش چشمگیری دارند. تربیت جامعه منتظر نیز از این قاعده بیرون نیست، پس شایسته است تا آنان خویش را به دو صفتی که در این دعای شریف به عنوان وصف مطلوب آنان از خدای سبحان درخواست گردیده متصف گردانند، تا هم خود اهل انتظار راستین باشند و هم الگوی عملی دیگران. [i]الف. حفظ وقار:[/b] وقار به معنای متانت و سنگینی و در برابر خفت و سبکی است. براساس این بخش از دعای نورانی ولیّ عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) بر کهنسالان بایسته است در اندیشه و عمل، متانت خویش را حفظ کنند و از هر عملی که از قدر آنها بکاهد و جایگاهشان را پایین آورد بپرهیزند: [i]و علی مشایخنا بالوقار. [/b] [i]ب. حفظ سَکینه:[/b] سَکینه که همانا استقرار و آرامش جسمی و روحی است، دومین صفتی است که اتصاف به آن بر اساس این دعای شریف برای کهنسالان بایسته است. اگرچه اقتضای طبیعت کهنسالی کم صبری و بیقراری است، بر پیران منتظر شایسته و بایسته است تا به هنگام غضب یا هر زمینه تحریکی دیگری که آنان را به اضطراب و بیثباتی در گفتار و رفتار میکشاند، آرامش و وزانت خویش را حفظ کنند: [i]و السکینة. [/b] پینوشت: 1. البلد الامین، ص 350. 2. ر.ک: غررالحکم، ص 48؛ بحارالانوار، ج 2، ص 52. منبع: نامه جامعه شماره 84 ادامه دارد... منبع : http://www.alvadossadegh.com |
|||
|
|
۰:۲۸, ۲۴/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
آماده ي ظهور هستي ؟
. . . . ... ... نه!!!!!!!!!!!! ...ولي ميخواهم خاك پاي او شوم ولي ميخواهم حتي اگر شده فقط منتظر او باشم ولي ميخواهم ... |
|||
|
|
۱۰:۱۳, ۸/اسفند/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۸/اسفند/۹۰ ۱۰:۱۶ توسط saloomeh.)
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
|
شرور که نیستی الحمدلله. گیج و خنگ هم نباش
مرحوم حاج اسماعیل دولابی از علمای برجسته و از بزرگان اهل معرفت، درخصوص انتظار فرج تمثیل زیبائی دارند که نقل آن آموزنده است.
آن مرحوم می فرمایند:پدری چهار تا بچه را گذاشت توی اتاق و گفت اینجا را مرتب کنید تا من برگردم خودش هم رفت پشت پرده. از آنجا نگاه میکرد میدید کی چه کار میکند، مینوشت توی یک کاغذی که بعد حساب و کتاب کند ... یکی از بچهها که گیج بود، حرف پدر یادش رفت. سرش گرم شد به بازی. یادش رفت که آقاش گفته خانه را مرتب کنید یکی از بچهها که شرور بود شروع کرد خانه را به هم ریختن و داد و فریاد که من نمیگذارم کسی اینجا را مرتب کند یکی که خنگ بود، ترسید. نشست وسط و شروع کرد گریه و جیغ و داد که آقا بیا، بیا ببین این نمیگذارد، مرتب کنیم اما آنکه زرنگ بود، نگاه کرد، رد تن آقاش را دید از پشت پرده. تند و تند مرتب میکرد همهجا را میدانست آقاش دارد توی کاغذ مینویسد هی نگاه میکرد سمت پرده و میخندید. دلش هم تنگ نمیشد. میدانست که آقاش همین جاست توی دلش هم گاهی میگفت اگر یک دقیقه دیرتر بیاید باز من کارهای بهتر میکنم آن بچه شرور همه جا را هی میریخت به هم، هی میدید این خوشحال است، ناراحت نمیشود وقتی همه جا را ریخت به هم، آن وقت آقا آمد ما که خنگ بودیم، گریه و زاری کرده بودیم، چیزی گیرمان نیامد. او که زرنگ بود و خندیده بود، کلی چیز گیرش آمد زرنگ باش. خنگ نباش. گیج نباش شرور که نیستی الحمدلله. گیج و خنگ هم نباش نگاه کن پشت پرده رد آقا را ببین و کار خوب کن خانه را مرتب کن، تا آقا بیاید |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| (A+)آخرالزمان، شرايط ظهور باطنيترين بُعد هستی (مقاله ی ویژه) | علی 110 | 11 | 17,285 |
۱۳/اسفند/۹۲ ۱۶:۲۸ آخرین ارسال: mohebALI |
|





![[تصویر: 1041611821282501902246051417721019012193229.jpg]](http://img.tebyan.net/big/1389/12/1041611821282501902246051417721019012193229.jpg)




عبدالله بن سنان ميگويد: حضرت صادق عليه السلام فرمود: به زودي شبههاي عارض شما ميگردد؛ پس (در ايام) بدون نشانهاي كه ديده شود و بدون امامي که شما را هدايت کند باقي خواهيد ماند. در آن روز کسي نجات نمييابد مگر آن كسي كه به دعاي غريق، دعا كند.
...