|
نگاه صفر و صدی در دین (آیا میان کفر و ایمان حدی هست؟) p#
|
|
۲۰:۲۳, ۲۲/دی/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۸/فروردین/۹۱ ۲۱:۳۵ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
نقل قول:ببخشيد ولي فكر كنم آدم به اين چيزايي كه گفتي معتقد باشه بهتره تا حرفاي رائفي پور متوهم رو قبول كنه.با سند حرف بزن. من ده تا سخنرانی از ایشون میارم که توش گفته که نگاه آدم نباید صفر و صدی باشه به مسائل ، شما هم یه سخنرانی یا مقاله نشون من بده که ادعات رو ثابت کنه. |
|||
|
|
۲۱:۰۷, ۲۲/دی/۹۰
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
بالاخره نگاه بايد صفر و يكي باشه يا نه،
تكليفو معلوم كنيد. |
|||
|
۲۱:۱۲, ۲۲/دی/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/دی/۹۰ ۲۱:۲۱ توسط اکبر.ع.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
من که گفتم طبق گفته های دکتر عباسی تویه سخنرانیشون باید صفر و یک باشه حالا آقایی می گه که باید صفر و یکی نباشه دلیل بیاره تا منم دلیل بیارم
شما می تونی صبر کنی ببینی به کجا می رسیم هر کس جز حرف دکتر عقیده ای داره دلیل بیاره |
|||
|
|
۲۳:۵۹, ۲۲/دی/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/دی/۹۰ ۰:۰۱ توسط اکبر.ع.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
این مطلب رو عینا از سخرانی دکتر عباسی برداشته ام :
قرآن هیچ حد وسطی ندارد شنیده اید که می گن تویه اسلام افراط و نفریط جایی نداره زهی خیال باطل این برای اسلام نیست برای ارسطو است تویه علم اخلاق هم اینو گفتن ، سر کارن. قرآن یک قانون صفر و صد است به چه صورت؟ می گه حق و باطل،ایمان و کفر ،یقین و شک ، حیات طیبه و حیات خبیثه و هیچ حد وسطی ندارد!!!! اینم مستند از سخنرانی دکتر حالا منتظر دلیل کسایی هستم که بر عکس رو می گن!!! آقایون ناظرین این به بحث استاد ربط داره لطفا حذف نکنید اگر هم اصرار دارید لطفا یه کپی برام بفرستید چون ندارم ممنون اکبر |
|||
|
|
۰:۰۷, ۲۳/دی/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/دی/۹۰ ۰:۰۹ توسط ANTI satan.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
نقل قول:قرآن هیچ حد وسطی ندارد نقل قول:قرآن یک قانون صفر و صد است نقل قول:می گه حق و باطل،ایمان و کفر ،یقین و شک ، حیات طیبه و حیات خبیثه و هیچ حد وسطی ندارد!!!! به حق چیزای ندیده ، قرآن رو هم که تفسیر به رای می کنید ، اینجوریش رو دیگه ندیده بودیم ![]() دوست عزیز دین اسلام دین اعتداله چه کسی به شما گفته اسلام دین افراط و تفریطه ؟!!!! نقل قول:پیشنهاد می کنم به جای حذف به تاپیک "نقد محتوایی و بحث پیرامون بیانات استاد رائفی پور" انتقال دهید. دوست خوبم ، خود کاربران باید رعایت این موضوع رو کنند ، اینطوری ما باید همش در حال بریدن و دوختن تاپیک ها باشیم
|
|||
|
|
۰:۱۴, ۲۳/دی/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/دی/۹۰ ۰:۲۸ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
(۲۲/دی/۹۰ ۲۳:۵۹)لئوپارد نوشته است: این مطلب رو عینا از سخرانی دکتر عباسی برداشته ام :جناب لئوپارد با تشکر ولی در هر علمی اصطلاحات خاصی مطرح است که در علوم دیگر ممکن است بسیار تفاوت داشته باشد . منظور از افراط و تفریط علم اخلاق هیچ ربطی به 0 و 100 دی مطرح شده توسط دکتر عباسی ندارد ! مثلا ما در اخلاق میگوییم بخشش ! ولی اسلام میگوید میانه روی داشته باش نه انقدر ببخش که فقیر شوی نه انقدر نبخش که خسیس شوی خود بخشش عملی خوب است فی نفسه اما در عمل میانه روی باید ... عبادت. نه انقدری عبادت کن که از کارهای روزانه و کار و تلاش بمانی و نه ....مثل رهبانیت مسیحی . خود عبادت 100 در صد خوب است اما ممکن است بد هم استفاده شود در واقع میانه روی برای استفاده عملی از مبانی صفر و صدی است . و همچنین برای خود حق و باطل صفر و صدی است و لی در عمل بجر از حیطه الهی و 14 معصوم نگاه صفر و صدی در کلیات پذیرفته نیست مثلا کم پیش می اید یک جریان صد در صد بد و یا خوب باشد و حتی یک انسان بهتر است بحث مشخص شود دقیقا در چه مورد است . اخلاق سیاست . برخورد اجتماعی ... رحم و بخشش را انقدر بزرگ نکن که عدالتت زیر سوال برود . میانه روی در علم اخلاق معنای دیگری میدهد ان که دکتر عباسی گفته تسامح و تساهل است دکتر عباسی حرف صحیحی میزنند اما برداشت صحیحی از میانه روی در اخلاق اسلامی به دست نداده اند در واقع شاید بتوان گفت که اخلاق استفاده عملی از مبانی صفر و صدی است که این بحث شاخه های زیادی دارد در اسلام حلال حرام واجب مستحب مباح یعنی نگاهی غیر صفر و صدی حلال و حرام صفر صدی است مباح میانه است مستحب و مکروح هم میانه . ولی مستحب خوب است و خوبی مطلق !!.... یا حق |
|||
|
|
۰:۲۸, ۲۳/دی/۹۰
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
اتفاقا چيزي كه من از اسلام برداشت كردم منطق 0 تا 100 يا 0 تا 1 بود.نه 0 و 100 يا 0 و 1!
چرا؟چون براي هر مسئله كلي شرايط رو مطرح ميكنه!توي همين بخش مناظره امامان معصوم بريد ببينيد، طرف يه سوال ميكنه، امام كلي سوال ميكنن تا جوابشو درست بدن!چرا؟چون جوابي كه ميدن ميتونه بين 0 تا 100 متغير باشه! |
|||
|
|
۰:۵۶, ۲۳/دی/۹۰
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
سلام،
من از این آیه اینگونه برداشت می کنم: بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ الَّذِينَ كَفَرُوا وَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّـهِ أَضَلَّ أَعْمَالَهُمْ ﴿١﴾ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَآمَنُوا بِمَا نُزِّلَ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَهُوَ الْحَقُّ مِن رَّبِّهِمْ ۙ كَفَّرَ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَأَصْلَحَ بَالَهُمْ ﴿٢﴾ ذَٰلِكَ بِأَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا اتَّبَعُوا الْبَاطِلَ وَأَنَّ الَّذِينَ آمَنُوا اتَّبَعُوا الْحَقَّ مِن رَّبِّهِمْ ۚ كَذَٰلِكَ يَضْرِبُ اللَّـهُ لِلنَّاسِ أَمْثَالَهُمْ ﴿٣﴾ خداوند در این آیه (آیه 3) می گوید که ما "مثال" مردم را زدیم. مثال مردم یعنی گفتاری باشد که تمام "ناس" را به ما بشناساند!!! با توجه به این نکته مردم _در هر لحظه_(دقت کنید) به دو دسته تقسیم می شوند: 1.کسانی که از باطل تبعیت می کنند. که کافرند 2. کسانی که از حق تبعیت می کنند. که الذین ءامنوا هستند. حالا ممکن است که این کفر و ایمان شدت و ضعف داشته باشد!!! اینجا می شود نگاه خاکستری کرد، اما در مورد اینکه کسی کافر است یا مومن نمی توان نگاه خاکستری کرد؛ چون طبق این برداشت: کفر و ایمان با تبعیت تعریف می شه، و در هر لحظه، فعلی که انسان انجام می دهد، دارد از یکی از دو جبهه حق و باطل تبعیت می کند و خارج اینها نیست. در همان لحظه، او یا کافر است و یا مومن؛بسته به اینکه از کدام تبعیت می کند. یعنی کفر و ایمان هر فرد در هر لحظه بررسی می شود. اگر دقت کرده باشید قرآن در می گه والذین کفروا یعنی کسانی که یک زمانی کفر ورزیده اند. حال اگر توبه کرده باشند باز در مسیر حق قدم برداشته اند.، ولی اگر توبه نکنند ادامه تبعیت از باطل انجام دادند. و اگر قرآن در جایی به کسی کافر می گوید، یعنی کسی که همیشه در جهت باطل قدم بر می دارد، اوضاع خیلی خرابی! مومن هم یعنی کسی که همیشه در جهت حق است. دقت شود که در صورت کفر در یک لحظه، اگر در لحظه بعدی توبه کنیم، در جرگه تبعیت از حق قرار می گیریم. خیلی مثال هم برای این وجود دارد: مانند زبیر که انقدر در راه حق بود که نزدیک بود اهل البیت شود، اما ناگهان بر اثر تبعیت از باطل کافر شد و به جهنم رفت و لحظه های قبلی او در مورد تبعیت از حق مورد حساب واقع نشد که به او بتوانند بگویند مومن! |
|||
|
|
۹:۲۳, ۲۳/دی/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/دی/۹۰ ۱۱:۲۷ توسط اکبر.ع.)
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
قبل از هر چیز فرارسیدن اربعین حسینی را به تمام اعضا و خانواده محترمتان تسلیت عرض می کنم باشد که همه حسینی باشیم. در مورد بحث: منظور دکتر این است که در قرآن اصول دینی و اخلاقی مثل دو ستون است که شما فقط می توانی به یکی از این دو بچسبی نه این که ما بین آن بایستی شما می توانی یا کافر باشی یا مسلمان نمی توانی هم کافر باشی هم مسلمان. شما می توانی یا با حق باشی یا با باطل شما کسی رو نمی توانی پیدا کنی که نه با حق باشد نه با باطل. خب حالا در اخلاق فرض بر این که من کاری انجام می دهم این کار یا خوب است یا بد ما بین این نداریم . دکتر از این نظر گفته است و این نه حرف من است که به من بر می گردانید نه این که من تفسیر کرده ام. در مورد شدت و ضعف در این موارد : شما چه در ایمان ضعیف باشید چه قوی بلاخره با ایمان هستید و کافر نیستید پس این می شود صفر و یک ولی برای شدت بر می گردد به قانون حد که با وجود میل به مثبت و منفی باز هم جز صفر و یک محسوب می شود. در مورد مستحب و مباح و ... من یه سرچی کردم و لغتی که توش مباح و مستحب و ... و در کل به جز حلال و حرام باشد نبود شاید برنامه من خوب نبود اگه آیه ای دارید بگید تا چک کنم. انشاالله جواب گرفته باشید. |
|||
|
|
۱۳:۴۵, ۲۳/دی/۹۰
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
(۲۳/دی/۹۰ ۹:۲۳)اکبر.ع نوشته است: در مورد بحث:اینم درسته، چون توی قرآن داریم: مَّا جَعَلَ اللَّـهُ لِرَجُلٍ مِّن قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ ۚ |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |











، خود کاربران باید رعایت این موضوع رو کنند ، اینطوری ما باید همش در حال بریدن و دوختن تاپیک ها باشیم
