|
آبرویی که گاهی برامون مهم نیست ریخته شه!!!
|
|
۰:۲۲, ۱۲/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
مشرکین ، یک ماجرای تاریخی برای ریختن آبروی پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به وجود آوردند به نام افک.
افک یعنی تهمت که مربوط به یک جریان تاریخی است. یکی از همسران پیغمبر اکرم را در یک جریان منافقانه بود مورد اتهام قرار دادند. آن زن به عقیده تسنن، عایشه بوده و به عقیده بعضی از تشیع، ماریه قبطیه بوده ولی به عقیده بعضی دیگر هم عایشه بوده است. خلاصه داستان به نقل اهل سنت این است که عایشه همسر پیامبر هنگام بازگشت مسلمین از یک غزوه، در یکی از منزلها برای قضای حاجت داخل جنگلی شد، در آنجا طوق (روبند) او به زمین افتاد و مدتی دنبال آن می گشت و در نتیجه از قافله باز ماند و توسط صفوان که از دنبال قافله برای جمع آوری از راه ماندگان حرکت می کرد، با تأخیر وارد مدینه شد. به دنبال این حادثه منافقین تهمتهایی را علیه همسر پیامبر شایع کردند. آیه زیر نازل شد که: «ان الذین جاؤا بالافک عصبه منکم لا تحسبوه شرا لکم بل هو خیر لکم لکل امری ء منهم ما اکتسب من الاثم و الذی تولی کبره منهم له عذاب عظیم؛ همانا کسانی که آن تهمت عظیم را (درباره ی یکی از زنان پیامبر) به میان آوردند، دسته ای از شما بودند. آن تهمت را برای خود شر مپندارید، بلکه آن برای شما خیر و مصلحت است. بر عهده ی هر فردی از آنها سهمی از گناه است و آن که بخش عمده ی آن دروغ سازی را بر عهده داشته عذابی بزرگ دارد» (نور/ 11). «ان الذین جاؤا بالافک عصبه منکم» آنان که " افک " را ساختند و خلق کردند، بدانید یک دسته متشکل و یک عده افراد به هم وابسته از خود شما هستند. قرآن به این وسیله مؤمنین و مسلمین را بیدار می کند که توجه داشته باشید در داخل خود شما، از متظاهران به اسلام، افراد و دسته جاتی هستند که دنبال مقصدها و هدفهای خطرناک می باشند، یعنی قرآن می خواهد بگوید قصه ساختن این " افک " از طرف کسانی که ساختند روی غفلت و بی توجهی و ولنگاری نبود، روی منظور و هدف بود، هدف هم بی آبرو ساختن پیغمبر و از اعتبار انداختن پیغمبر بود، که به هدفشان نرسیدند. وقتی که اوضاع آرام است خطری ندارد. سپس در آیه 12 همین سوره می فرماید: «لولا اذ سمعتموه ظن المؤمنون و المؤمنات بانفسهم خیرا؛ چرا هنگامى که این (تهمت) را شنیدید، مردان و زنان با ایمان نسبت به خود (و کسى که همچون خود آنها بود) گمان خیر نبردند و نگفتند این دروغى بزرگ و آشکار است؟» قرآن می توانست به این تعبیر بگوید: ای مسلمانها! چرا آن وقت که شنیدید، به برادران مسلمانتان گمان بد بردید و گمان خوب نبردید؟ اگر چنین می گفت یک مطلب ساده ای گفته بود. ولی قرآن همین مطلب را با بیان دیگر می گوید، نمی گوید (چرا به برادران مؤمن و خواهران مؤمنتان گمان بد بردید؟، می گوید " چرا به خودتان گمان بد بردید؟ " یعنی توجه داشته باشید، شما یک پیکرید، شما به قول مولوی " نفس واحد " هستید: مؤمنان هستند نفس واحده. همه مسلمانها و مؤمنین باید اینطور حساب کنند که اعضای یک پیکرند، اگر تهمتی به یک مؤمن زده می شود آن را به خودشان تلقی کنند. این یک نکته که به جای اینکه بگوید چرا به برادران مؤمن گمان خیر نبردید می گوید چرا به خودتان گمان خیر نبردید، یعنی مسلمان " من " و " او " نباید داشته باشد، مسلمان باید بداند عرض برادر مسلمان عرض اوست، آبروی برادر مسلمان آبروی خودش است. نکته دوم اینکه باز نمی گوید چرا " شما " به خودتان گمان خوب نبردید؟، می گوید: چرا " مؤمنین و مؤمنات " به خودشان گمان خوب نبردند؟ اولا زن و مرد را با هم ذکر می کند، یعنی زن و مرد ندارد، و ثانیا کلمه " ایمان " را دخالت می دهد، می خواهد بگوید ایمان ملاک وحدت و اتحاد است، مؤمنان از آن جهت که مؤمن هستند نفس واحد هستند، یعنی ملاک وحدت و اتحاد را هم بیان می کند. قرآن همچنین درباره اشاعه فحشا در میان اهل ایمان حساسیت خود را بیان می کند و می فرماید: «ان الذین یحبون ان تشیع الفاحشه فی الذین امنوا لهم عذاب الیم؛ آنان که دوست دارند که فحشا درباره اهل ایمان شایع شود برای آنها عذابی دردناک است» (نور، 19). این، معنایش این نیست که خود فحشا در میان اهل ایمان شایع شود، بلکه نسبت فحشا درباره اهل ایمان شایع شود، یعنی کسانی که دوست دارند عرض اهل ایمان را لکه دار کنند. یک عده مردم، به اصطلاح روانشناسی امروز عقده دارند، هر جا که یک کسی را می بینند که در میان مردم یک وجهه ای و حیثیتی دارد، برای اینکه به این اشخاص حسادت می برند، همت و عرضه هم ندارند که خودشان را جلو بیندازند، فورا به این فکر می افتند که یک شایعه ای درباره او درست کنند. می گویند ما که نمی توانیم به او برسیم پس او را پایین بیاوریم. (چگونه این کار را انجام می دهند؟) با یک عملی در منتهای نامردی و آن اینکه یک شایعه ای علیه او بسازند و یک تهمتی به او بزنند. آنقدر این گناه بزرگ است که خدا می داند! به همین خاطر خداوند در سوره حجرات آیه 6 می فرماید: «یا ایهاالذین آمنوا ان جاءکم فاسق بنبا فتبینوا ان تصیبوا قوما بجهالة فتصبحوا علی ما فعلتم نادمین؛ ای کسانی که ایمان آورده اید اگر شخص فاسقی خبری برای شما بیاورد درباره آن تحقیق کنید، مبادا به گروهی از روی نادانی آسیب برسانید و از کرده خود پشیمان شوید». به همین جهت خداوند در این آیه می گوید: اگر ایمان را برگزیده ای همه جا آگاهانه عمل کن تا گرفتار پیامدهای مخرب و منفی نادانی نشوی و همیشه پیش از اقدام بیندیش تا پشیمانی را در هیچ صحنه ای مشاهده نکنی. اگر خداوندی که مؤمن به او ایمان دارد پیوسته آبروی مؤمن را پاس می دارد و نسبت به حفظ آن تأکید می کند باید که انسان باایمان هم در حد خویش و با توان محدودی که در اختیار دارد زمینه اقداماتی که آبروی افراد را در معرض تهدید قرار می دهد فراهم نسازد. قرآن کریم تکیه فراوانی روی این مسأله دارد که جو جامعه اسلامی نباید جو تهمت و بهتان و افترا و بد گویی باشد. مردم مسلمان موظفند که هر وقت چیزی در مورد برادران و خواهران مسلمان خود شنیدند، تا زمانی که به سرحد یقین قطعی، نه ظن و گمان، نرسیده اند که جای شک و شبهه نباشد، و یا بینه شرعی اقامه نشده است، آنچه می شنوند، به اصطلاح معروف از این گوش بشنوند و از گوش دیگر بیرون کنند و به تعبیر دیگر همانجا که می شنوند دفن کنند و حتی به صورت اینکه من شنیدم هم نقل نکنند، نه تنها به صورت یک امر قطعی نقل نکنند، حتی اینطور هم نگویند که من چنین چیزی شنیده ام. همین گفتن شنیدم هم پخش است و اسلام از پخش این نوع خبرهای کثیف و ناپاک و آلوده ناراضی است. مخصوصا یک جمله در ذیل دارد که می فرماید: «و الله یعلم و انتم لا تعلمون؛ و خداوند مى داند و شما نمى دانید» (نور،19) می خواهد بفرماید که شما نمی دانید این جنایت، چقدر جنایت بزرگی است و طبعا هم نمی دانید که عقوبت این جنایت چقدر بزرگ است. اسلام می خواهد که محیط و جو جامعه اسلامی بر اساس اعتماد متقابل و حسن ظن و ظن خیر و بر اساس خوب گویی باشد نه براساس بی اعتمادی و بدگمانی و بدگویی، و به همین جهت اسلام غیبت را آنچنان حرام بزرگی دانسته است که تعبیر قرآن این است: «و لا یغتب بعضکم بعضا أیحب احدکم ان یأکل لحم اخیه میتا؛ هیچ یک از شما دیگرى را غیبت نکند، آیا کسى از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟! (به یقین) همه شما از این امر کراهت دارید تقواى الهى پیشه کنید که خداوند توبه پذیر و مهربان است» (حجرات،12) که خلاصه اش این است آنکه از کس دیگر غیبت می کند در واقع دارد گوشت او را می خورد در حالی که او مرده است. روی همین اساس است که قرآن با بیانات گوناگون، این مطلب را تأکید و تکرار می کند. اسلام البته هیچ مدعایی را بدون دلیل نمی پذیرد. ولی بعضی از مدعاهاست که با گفتن حرف یک نفر هم قبول می شود حتی اگر آن یک نفر زن باشد، مثل مسائل زنانه ای که یک زن از طرف خودش بگوید. وقتی کسی می خواهد زنش را طلاق دهد، چون طلاق در حال عادت جایز نیست، از زن می پرسند تو پاکی یا در حال عادتی؟ اگر گفت پاکم، کافی است و اگر گفت در حال عادتم، حرفش قبول است. دیگر نمی گویند دو نفر شاهد اقامه کن، حرف خودش معتبر است. در بعضی موارد حتما باید دو شاهد مرد باشد مثل دعاوی مالی. ولی در دعاوی ناموسی آنجا که پای حرمت ناموس است، پای لکه دار شدن عفاف است، اسلام می گوید حتی دو شاهد عادل هم کافی نیست. اگر دو شاهد عادل که مردم پشت سر آنها نماز می خوانند و حتی از آنها تقلید می کنند بیایند و شهادت دهند که به چشم خودمان دیدیم که فلان زن زنا کرد اسلام می گوید کافی نیست، شما دو نفرید. سه نفر شاهد عادل هم اگر باشد می گوید کافی نیست. اگر چهار نفر شاهد عادل بیایند شهادت بدهند، آنوقت اسلام حاضر است که آن زن را متهم بشناسد و دلیل را کافی بداند. ممکن است بگویید اگر چنین چیزی باشد چندان اتفاق نمی افتد. چهار شاهد عادل از کجا پیدا شوند تا شهادت دهند زنی زنا کرده است؟ می گوییم مگر اسلام در مسأله زنا بنایش بر تجسس و تحقیق و تفتیش است؟ اسلام که می گوید چهار شاهد، هدفش این نیست که بخواهد تجسس و تحقیق شود تا بگویید با این شرایط سنگین، در صد هزار مورد یکی هم اتفاق نمی افتد که بیایند شهادت بدهند. اصلا اسلام می خواهد زنا کمتر ثابت شود. شاهد نیامد، نیامد. اگر هزار زنا صورت بگیرد و مخفی بماند، از نظر اسلام آسان تر است از اینکه یک زن عفیفی که زنا نکرده، مورد اتهام قرار گیرد، و این (برای اسلام) اهمیت بیشتری دارد. اسلام نمی خواهد زنا انجام شود، ولی اینکه نمی خواهد زنا شود، از راه شاهد و مجازات نیست، بلکه راههای دیگری تعبیه کرده است. اگر به راههای تربیت فردی و مقررات اجتماعی (اسلام) عمل شود، زنا واقع نمی شود، نه اینکه زنا که واقع شد مجازات می کنند و از راه مجازات جلوی زنا را می گیرند. بله، مجازات هم قائل شده است، آنهایی که این تربیت در ایشان اثر نمی بخشد بدانند که راه تازیانه خوردن و در مواردی راه کشته شدن آنها و گاهی کشته شدن از طریق سنگسار، باز است. در آیه 5 سوره نور درباره کسانی که نسبت زنا به زنان بدهند آمده: «الا الذین تابوا من بعد ذلک و اصلحوا فان الله غفور رحیم؛ مگر آنان که بعد از این توبه کنند و (خود را) اصلاح کنند، پس خداوند آمرزنده و مهربان است». همین قدر که کسی زنی را متهم کرد و نتوانست ثابت کند، تازیانه را حتما باید بخورد یعنی شهادتش هیچ وقت قبول نمی شود و «الا الذین تابوا » استثنای عبارت آخر است، یعنی آن مقدار از او اعاده حیثیت می شود که نماز جماعت می توان پشت سر او خواند و می توان از او تقلید کرد، قاضی هم می تواند باشد، اما شهادتش هرگز قبول نمی شود. |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۳:۳۲, ۲۰/تیر/۹۱
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
نقل قول: چند وقت پيش با پدر و مادرم رفته بوديم رستوران كه هم آشپزخانه بود هم چند تا ميز گذاشته بود براي مشتريها ,, افراد زيادي اونجا نبودن , 3نفر ما بوديم با يه زن و شوهر جوان و يه پيرزن پير مرد كه نهايتا 60-70 سالشون بود ,, |
|||
|
|
۱۳:۵۰, ۲۱/تیر/۹۱
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
- آبروی مومن
امیرمومنان علیهالسلام مقدار پنج وسق (حدود پنج بار) خرما برای مردی فرستاد. آن مرد شخصی آبرومند بود و از کسی تقاضای کمک نمی کرد، شخصی در آنجا بود به علی علیهالسلام گفت: «آن مرد که تقاضای کمک نکرد، چرا برای او خرما فرستادی؟ به علاوه یک وسق برای او کافی بود.» امیرمومنان علیعلیهالسلام به او فرمود: «خداوند امثال تو را در جامعه ما زیاد نکند، من میدهم، تو بخل میورزی، اگر من آنچه را که مورد حاجت او است، پس از سوال او به او بدهم، چیزی به او ندادهام، بلکه قیمت آبرویی را که به من داده، به او دادهام. زیرا اگر صبر کنم تا او سوال کند، در حقیقت او را وادار کردهام که آبرویش را به من بدهد، آن رویی را که در هنگام عبادت و پرستش خدای خود و خدای من، به خاک میسایید.» - وسائل الشیعة، ج 2 ص 118 |
|||
|
|
۲۲:۳۴, ۱۸/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
در آیه 5 سوره نور درباره کسانی که نسبت زنا به زنان بدهند آمده: «الا الذین تابوا من بعد ذلک و اصلحوا فان الله غفور رحیم؛ مگر آنان که بعد از این توبه کنند و (خود را) اصلاح کنند، پس خداوند آمرزنده و مهربان است». همین قدر که کسی زنی را متهم کرد و نتوانست ثابت کند، تازیانه را حتما باید بخورد یعنی شهادتش هیچ وقت قبول نمی شود و «الا الذین تابوا » استثنای عبارت آخر است، یعنی آن مقدار از او اعاده حیثیت می شود که نماز جماعت می توان پشت سر او خواند و می توان از او تقلید کرد، قاضی هم می تواند باشد، اما شهادتش هرگز قبول نمی شود. |
|||
|
|
۲۲:۴۶, ۱۸/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
آبروی مومن از حفاظت از کعبه مهم تره
کعبه رو بهش یه اهانت میکنن تمومتون میسوزین اونوقت از کعبه بالاترشو اهانت کنن بشینیم برو بر نیگا کنیم؟
|
|||
|
|
۲۳:۰۱, ۱۸/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
|
۱۷:۰۲, ۱۹/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
1- عبد الله سنان گويد : به امام صادق عليه السلام عرض كردم :آيا عورت مومن بر مؤمن حرام است ؟ فرمود : آري ، عرض كردم : يعني شرمگاهش ؟ فرمود : آن طوري كه فكر مي كني نيست ، بلكه مراد از عورت ، افشاي سرّ مؤمن است . 2- امام صادق عليه السلام فرمود : هر كه مطلبي را در مورد مؤمني بازگو كند كه قصدش رسوا كردن او و ريختن آبرويش باشد تا از نظر مردم بيفتد ، خداوند او را از دوستي خود به دوستي شيطان خارج كند ، و شيطان هم او را نپذيرد . 3- امام صادق عليه السلام در مورد حديث « عَورةُ المؤمن علي المومن حرامٌ » فرمود : مراد از عورت آن نيست كه مؤمن برهنه شود و تو عضوي از او را ببيني ، بلكه عورت عبارت است از اين كه به ضرر مؤمن سخني بگويي و يا از او عيبجويي نمايي . 4- محمد بن فضيل گويد : به امام موسي كاظم عليه السلام عرض كردم :قربانت گردم ، درباره يكي از برادرانم خبري به من رسيده است كه در شأن او نيست از خود وي پرسيدم انكار كرد، در صورتي كه گروه موثّقي آن را به من اطلاع داده است . فرمود : اي محمد چشم وگوش خود را نسبت به برادرت تكذيب كن ، اگر پنجاه نفر پيش تو قسم بخورند و عليه برادرت گواهي دهند ، ولي برادرت خلاف آن را بگويد گفته وي را تصديق و آنها را تكذيب كن و نبايد چيزي را كه باعث سر شكستگي اوست و به آبرو و حيثيّت او لطمه مي زند در مورد او منتشر كني زيرا در اين صورت جزء كساني هستي كه خدا درباره آنان فرموده است : « آنان كه دوست دارند کار زشتي درباره مؤمنين فاش گردد براي آنها در دنيا و آخرت عذاب دردناكي است » 5- پيغمبر صلي الله عليه و آله فرمود : هر كه كلام زشتي را بشنود و آن را انتشار دهد مانند كسي است كه آن را انجام داده، وهم چنين افشا كننده كلام خوب مانند انجام دهنده آن است . 6- امام صادق عليه السلام فرمود : كه پيغمبر صلي الله عليه و آله فرموده است : هر كه عمل زشتي را منتشر كند كيفرش مانند شروع كننده آن است ، و هر كه مؤمني را به سبب چيزي سرزنش كند ، نمي ميرد تا اين كه خودش مرتكب آن شود . 7- فيض بن مختار گويد : از امام صادق عليه السلام شنيدم كه فرمود : وقتي كه به حضرت عيسي عليه السلام مائده نازل شد به حواريون گفت بدون اجازه من از مائده نخوريد ، ولي يكي از آنها از مائده خورد . ديگران به عيسي گفتند : يا روح الله فلاني از مائده خورد ، عيسي از او پرسيد آيا تو از مائده خوردي ؟ گفت : نه ، حواريون گفتند چرا يا روح الله به خدا قسم وي از مائده خورد ، حضرت عيسي فرمود : برادرت را تصديق ، و چشمت را تكذيب كن .
|
|||
|
|
۲۳:۲۴, ۱۹/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
یکی از دلایلی که غیبت کردن جزء گناهان کبیره محسوب میشه
هم اینکه باعث ریختن آبروی بنده خدایی می شود و به فرموده حضرت علی علیه السلام : «مبغوض ترین مردمان نزد خدای تعالی، غیبت کننده است.» پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله گناه غیبت را از زنا بدتر دانسته است؛ زیرا زنا کننده اگر توبه کند، خداوند او را می آمرزد، ولی غیبت کننده را نمی آمرزد، مگر اینکه شخص غیبت شده، او را ببخشد. باز از آن حضرت نقل است که: «ترک کردن غیبت ، در نزد خداوند متعال، محبوب تر است از ده هزار رکعت نماز.» چه بسا زیان کارانی که حاصل سال ها عبادت خود را به سبب افروختن شعله غیبت و [u]ریختن آبروی [/b]برادر دینی خود، از کف می دهند. مولای متقیان علی علیه السلام در این باره می فرماید: «زنهار! بپرهیز از غیبت که تو را نزد خدای تعالی و نزد مردم مبغوض می کند و پاداش تو را از میان ببرد.» |
|||
|
|
۱:۴۴, ۲۳/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
امام عسكرى سلام الله علیه : اِتَّقُوا اللَّهَ وكونوا زَينًا ولا تَكونوا شَينًا از خدا بترسيد و مايه آراستگى و آبرومندى [ما] باشيد، نه باعث عيب و ننگ ميزان الحكمه ج 13، ح 21781
|
|||
|
|
۱۵:۵۴, ۱۸/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
|
خداوکیلی ارزش داره هر روز قبل از مواجهه با دیگران و حتی ورود به تالار این رو بخونیم
|
|||
|
|
۲۰:۴۶, ۱۸/بهمن/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/بهمن/۹۱ ۲۲:۵۵ توسط حسن.س..)
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
|
کاش یادمان بماند که یکی از اسماء الهی ستار است و جز خداوند یا کسی که از طرف او ولایت دارد،فردی حق ندارد عیب کسی را آشکار کند چه برسد به گمان و ظن و تهمت و غیبت دست ببرد.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ ۖوَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا يَغْتَب بَّعْضُكُم بَعْضًا ۚ أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَن يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًا فَكَرِهْتُمُوهُ ۚ وَاتَّقُوا اللَّـهَ ۚ إِنَّ اللَّـهَ تَوَّابٌ رَّحِيمٌ ﴿١٢حجرات﴾ اى كسانى كه ايمان آوردهايد، از بسيارى از گمانها بپرهيزيد كه پارهاى از گمانها گناه است، و تجسس مكنيد، و بعضى از شما غيبت بعضى نكند؛ آيا كسى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مردهاش را بخورد؟ از آن كراهت داريد. [پس] از خدا بترسيد، كه خدا توبهپذير مهربان است. اگر بدانیم که وظیفه ی ماست که به ستاریت خداوند نزدیک شویم دست از برخی سخنان برمی داریم.ما به بهشت ابدی نمی رسیم اگر ستار نباشیم. حتی اگر یک عیب از برادر مومنی را می بینی وظیفه داری چشم و گوشت را تکذیب کنی و الا با آن خاطره دیگر نمی توانی به بهشتی وارد شوی که سخن اهلش مدام سلام و سلام است.چگونه رویمان می شود که به مومنی که از او عیبی در خاطره داریم سلام کنیم چه برسد به کینه؛ اگر خدای نکرده هنوز از او اندکی در وجودمان یادی معیوب است این سلام منافقانه است جای منافق در عمق جهنم است. إِنَّ الَّذِينَ ءَامَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّـٰلِحَـٰتِ يَهْدِيهِمْ رَبُّهُم بِإِيمَـٰنِهِمْ تَجْرِي مِن تَحْتِهِمُ الانْهَـٰرُ فِي جَنَّـٰتِ النَّعِيمِ * دَعْوَیٰهُمْ فِيهَا سُبْحَـٰنَكَ اللَهُمَّ وَ تَحِيَّتُهُمْ فِيهَا سَلَـامٌ وَ ءَاخِرُ دَعْوَیـٰهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَـٰلَمِينَ. ائمه(علیه السلام) بارها فرمودند چشم و گوش و حتی شهادت بر علیه برادر مومنت را تکذیب کن.حتی اگر پنجاه نفر قسم بخورند. زیرا آن ها خوب می دانند که اندکی کدورت باید با آتش جهنم از بین برود تا شایستگی بهشت یابیم. محمد بن فضیل میگوید:به امام کاظم (علیه السلام) عرض کردم: "قربانت گردم، از یکى از برادرانم خبرى مى رسد که آن را نمى پسندم و وقتى از خود او مى پرسم، وى منکر آن مى شود؛ با آن که گروه مورد اعتمادى آن را از او نقل مى کنند!"امام (علیه السلام) در پاسخ فرمود: "اى محمد! گوش و چشمت را پیرامون برادرت تکذیب کن و اگر پنجاه سوگند خورنده نزد تو گواهى دهند و او سخن دیگرى گوید، سخن برادر خود را تصدیق و سخن آنان را تکذیب کن و از او خبرى را منتشر نکن که موجب زشتى او گردد و آبرویش را بریزد؛ چرا که اگر چنین کنى، از کسانى خواهى بود که خداوند درباره آنها فرموده است: «کسانى که دوست دارند زشتیها در میان مردم با ایمان شیوع یابد، عذاب دردناکى براى آنان در دنیا و آخرت است ..»(اصول کافی، جلد 8، صفحه 147) هر كس عيب و زشتى برادر مسلمان خود را فاش كند، خداوند زشتى او را آشكار سازد، تاجايى كه او را در درون خانه اش رسوا سازد.(الترغيب والترهيب، ج ۲، ص ۲۳۹، ح9)چه کسی به ما اجازه می دهد که دیگران را امتحان کنیم؟ جز خداوند و کسانی که از طرف او ولایت دارند کدام مجوز به ما داده شده است تا به تجسس فردی بپردازیم؟ در احادیث جز معدودی گناه ما حق نداریم گناه و عیب کسی را فاش کنیم.فقط برخی مفاسد هست که احادیث اجازه می دهند شخص انجام دهنده، در بین مردم رسوا شود.باید باور کنیم که خداوند از همه بهتر می تواند در زمانی که باید خود فرد را چنان هتاک کند که آشکارا به عیبش افتخار کند.تا وقتی که کسی دارد تلاش می کند و خودسازی انجام می دهد حتی خود فرد هم نباید عزت نفسش را جلوی بقیه زیر سوال ببرد.وای بر آن هایی که بر خداوند در امتحان و تجسس دیگران سبقت می گیرند. پيامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) : مَن كَشَفَ عَورَةَ اَخيهِ المُسلِمِ كَشَفَ اللّهُ عَورَتَهُ حَتّى يَفضَحَهُ بِها فى بَيتِهِ؛ خداوند همه را کمک نماید که از اولیائش جلو نیفتیم و اسم ستاریت را حقیقتا جلوه گر شویم.خدای نکرده اگر عیبی از مومنی دیدیم باید به خود بگوییم که این فرد به زودی این عیب را کنار می گذارد و به مقامات بالا می رسد.تو به فکر خود بدبختت باش.کسی که توبه کند ماند کسی است که گناه نکرده است.به شیوه ی اولیاء تاسی کن تا مبادا آتش جهنم تو را مجبور به این کار کند.وای بر تو که عیب دیگران تو را از بیچارگی خودت باز داشته است.روزی را به یاد بیاور که همین فرد از تو سبقت گرفته و تو هنوز مشغول عیب های دیگران و ظن های خودت هستی.چه آتشی بشود این عیب جویی تا بلکه تو را هم آدم کند. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از خدای سبحان درخواست می کند که امت او را در حضور فرشتگان و پیامبران و دیگر امتان محاسبه نکند تا عیبهای آنها برایشان ظاهر نگردد، بلکه طوری آنها را محاسبه کند که بجز خدای سبحان و پیغمبر او دیگری بر گناهانشان آگاه نشود، و خطاب الهی رسد که: ای حبیب من، من به بندگان خود از تو مهربانترم، چون تو روا نداری که عیوب ایشان نزد غیر تو آشکار شود من روا ندارم که بر تو نیز ظاهر گردد، من خود به تنهائی آنان را محاسبه می کنم چنانکه جز من کسی بر لغزشهایشان آگاه نشود. یا ستار یا ستار یا ستار..... |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| معیشت که نبود، دین هم نیست؛ اخلاق هم نیست | Mohammad Trust | 0 | 1,447 |
۲۹/تیر/۹۱ ۱۳:۲۸ آخرین ارسال: Mohammad Trust |
|












