|
زیباترین پیامک انتظار!!!
|
|
۱۳:۰۶, ۲۶/بهمن/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/بهمن/۸۹ ۱۴:۴۶ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام دوستان
ایده ی این رو از یه جایی تقلب کردم البته خیلی به دلم نشست زیباترین پیامک ها رو با مهوریت امام زمان و انتظار ارسال کنید در این پست برنده اون پیامکی هست که از همه بیشتر تشکر میشه از اون به 5 نفر اول هم جایزه میدیم البته میدونم اینجا اینقدر رفقا از ته دلشون میان متن پیامک میگذارند که کسی به این جایزه هم کاری نداره اما برای قدردانی خالی از لطف نیست در مورد جایزه هم سوال نفرماید!!!! برای شروع هم خود من اولین پیامک رو میگذارم لطفاً متن پیامک ها طولانی نشه و اگه شد اون رو با فونت با اندازه بزرگ ارسال کنید یا علی پیامک ارسالی من این هست: خدایا مرا زنده نگهدار تا روزی که این پیامک را دریافت کنم: ای اهل عالم ، یوسف زهرا آمد! |
|||
| آغاز صفحه 29 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۵:۰۰, ۲۰/مرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/مرداد/۹۰ ۱۵:۰۱ توسط Braveheart.)
شماره ارسال: #281
|
|||
|
|||
|
توبه بر لب, سبحه بر کف, دل پر از شوق گناه // معصیت را خنده می آید ز استغفار ما
میدانم و یقین دارم با ظهور هم اکنون تو .... در این وادی پر از ظلم و ستم تو نیز همانند پدرانت به شهادت خواهی رسید. پس ظهوری کن که انتظار منتظران در پسش باشد... ای امام عزیز برای آن کسانی که واقعا منتظر تو هستند, تو ظهور کرده ای و غایب نیستی پس بلاشک کسانی که وجود و حضور تو را درک نمیکنند, منتظرانی هستند ساکن و راکد وبدان من منتظرت هستم بی آنکه در رکود نشستن منتظرت باشم... یا علی مدد |
|||
|
|
۱۹:۰۸, ۲۰/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #282
|
|||
|
|||
|
نیا باران !
زمین جای قشنگی نیست... من از اهل زمینم خوب می دانم، که گل در عقد زنبور است، ولی پروانه را هم دوست می دارد!! |
|||
|
|
۱۹:۳۲, ۲۰/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #283
|
|||
|
|||
|
جان را مپرس با غم هجران چه میکند
با تیغ تیز پیکر عریان چه میکند مستانة غمت مِی جنت نمیخورد سرگشتة تو با سر و سامان چه میکند بودیم خاک و با نگهت کیمیا شدیم بنگر به ذره، مهر درخشان چه میکند از ابر لطف توست که سرسبز ماندهایم در این کویر تَفزده، باران چه میکند ما را که دید بر سر کویش به خنده گفت بیمار ره نبرده به درمان چه میکند ای صد بهار از تو شکوفا بیا بیا باد خزان ببین به گلستان چه میکند پرسیدهای که دوست ز دشمن چه میکشد آگهی فراق تو با جان چه میکند ای منتظر بیا و نظر کن که داغ هجر با لالههای سوخته دامان چه میکند در حسرت تو دربدری شد نصیب خضر ورنه به سیر کوه و بیابان چه میکند دست نیاز به سوی تو دارد وگرنه نوح با زورق شکسته به طوفان چه میکند |
|||
|
|
۰:۱۲, ۲۱/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #284
|
|||
|
|||
|
فرض کن حضرت مهدی عج به تو ظاهرگردد
ظاهرت هست چنانیکه خجالت نکشی؟ باطنت هست پسندیده صاحب نظری؟ خانه ات لایق او هست که مهمان گردد؟ لقمه ات در خوراو هست که نزدش ببری؟ پول بی شبهه وسالم زهمه داراییت داری آنقدر که یک هدیه برایش بخری؟ حاضری گوشی همراه تو را چک بکند؟ با چنین شرط که در حافظه اش دست نبری؟ واقفی برعمل خویش تو بیش از دگران می توان گفت تو را شیعه اثنی عشری؟ |
|||
|
|
۱۷:۱۸, ۲۳/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #285
|
|||
|
|||
|
اینجا همه پیوسته تو را می خوانند
لب تشنه و دلخسته تو را می خوانند ای ابر بهار ! بر سر باغ ببار گل های زبان بسته تو را می خوانند |
|||
|
|
۱۹:۴۱, ۲۵/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #286
|
|||
|
|||
|
نام حبیب هست و نشان حبیب نیست...
غمِ «انتظار» روی تمام غمهای عالم را سپید کرده! ما برای آمدن تو دعا میکنیم تو برای دعای ما آمین بگو. تو وعده محتوم خداوند هستی و خداوند «لایخلف المیعاد». دلم گرفته برای تو و نمیدانم که این غروب، غروب سهشنبه یا جمعهاست؟ |
|||
|
|
۲۰:۱۲, ۲۵/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #287
|
|||
|
|||
|
سلام
بهر وصف تو قلم برداشتم / پیش رویم کاغذی بگذاشتم گفتن از یار ندیده مشکل است / کاش من هم لیاقت داشتم |
|||
|
|
۲۱:۱۴, ۲۵/مرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/مرداد/۹۰ ۲۲:۰۹ توسط أین المنتظر.)
شماره ارسال: #288
|
|||
|
|||
|
فرض کن حضرت مهدی به تو ظاهر گردد
ظاهرت هست چنانی که خجالت نکشی؟ باطنت هست پسندیده ی صاحب نظری؟ خانه ات لایق او هست که مهمان گردد؟ لقمه ات در خور او هست که نزدش ببری؟ پول بی شبهه و سالم زهمه داراییت داری آنقدر که یک هدیه برایش بخری؟ حاضری گوشی همراه تو را چک بکند؟ با چنین شرط که در حافظه دستی نبری؟ واقفی بر عمل خویش تو بیش از دگران می توان گفت تو را شیعه ی إثنی عشری؟؟؟ |
|||
|
|
۲۲:۳۸, ۲۵/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #289
|
|||
|
|||
|
از پیامک طولانی تره ولی چون خودم گفتمش می گذارمش اینجا...
ای لحظه ها و ثانیه هایم فدای تو کی می شود ترانه بریزم به پای تو ای صاحب تمام زمان ها و لحظه ها جاری ست در سراسر من ردپای تو ای سبزتر زهر چه خدا آفریده است ای آبشار ریخته گیسو به پای تو از سمت آفتاب کسی منعکس نشد تب کرده اند آینه ها هم برای تو با روزهای هفته کلنجار می روم با غربتی که می وزد از جمعه های تو در تار و پود شهر نمی گنجم این زمان کاش آسمان نشان دهد از روستای تو دیشب برای آمدنت نذر کرده ام پر می کشد تمام دلم در هوای تو ای لحظه ها و ثانیه هایم فدای تو کی می شود ترانه بریزم به پای تو |
|||
|
|
۲۳:۴۴, ۲۵/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #290
|
|||
|
|||
|
کسی آرام میآید نگاهش خیس عرفان است/ قدمهایش پر از معنا، دلش از جنس باران است
کسی فانوس بر دستش بسان نور میآید/ امید قلب ما روزی ز راه دور میآید اللهم عجل لولیک الفرج |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |













