|
زیباترین پیامک انتظار!!!
|
|
۱۳:۰۶, ۲۶/بهمن/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/بهمن/۸۹ ۱۴:۴۶ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام دوستان
ایده ی این رو از یه جایی تقلب کردم البته خیلی به دلم نشست زیباترین پیامک ها رو با مهوریت امام زمان و انتظار ارسال کنید در این پست برنده اون پیامکی هست که از همه بیشتر تشکر میشه از اون به 5 نفر اول هم جایزه میدیم البته میدونم اینجا اینقدر رفقا از ته دلشون میان متن پیامک میگذارند که کسی به این جایزه هم کاری نداره اما برای قدردانی خالی از لطف نیست در مورد جایزه هم سوال نفرماید!!!! برای شروع هم خود من اولین پیامک رو میگذارم لطفاً متن پیامک ها طولانی نشه و اگه شد اون رو با فونت با اندازه بزرگ ارسال کنید یا علی پیامک ارسالی من این هست: خدایا مرا زنده نگهدار تا روزی که این پیامک را دریافت کنم: ای اهل عالم ، یوسف زهرا آمد! |
|||
| آغاز صفحه 13 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱:۴۴, ۱۷/اردیبهشت/۹۰
شماره ارسال: #121
|
|||
|
|||
|
سلام
عاشقانت هیچ، دنیا هیچ، جان مادرت این غروب آخری باشد که چشمم بر در است اللهم عجل... |
|||
|
|
۱۰:۳۶, ۱۷/اردیبهشت/۹۰
شماره ارسال: #122
|
|||
|
|||
|
من از چفیه های خونی و سربندهای سبز می آیم؛ از شانه های صبور و دل های تکه تکه.
به تو فکر می کنم که دستان خاک آلود زمین را رها کردی و به جست وجوی آفتابی ابدی، ردّ سپیدارها را دویدی؛ به تو که ستاره باران دوردست را به چراغ های چشمک زن این حوالی ترجیح دادی. این روزها که قدم هایمان شعله پوش دوری شماست، این روزهای نمور که باران تمامی ندارد، می خواهم برخیزم و پنجره های بخار گرفته را به سمت چشمان خورشیدی ات بگشایم. مرا دریاب که ابرهای بیهودگی، به اسارتم کمر بسته اند. |
|||
|
|
۱۳:۲۲, ۱۷/اردیبهشت/۹۰
شماره ارسال: #123
|
|||
|
|||
|
قطعه گم شده ای از پر پرواز کم است
یازده بار شمردیم ولی باز کم است این همه آب که جاریست نه اقیانوس است عرق شرم زمین است که سرباز کم است ...! |
|||
|
|
۲۰:۳۲, ۱۸/اردیبهشت/۹۰
شماره ارسال: #124
|
|||
|
|||
|
دریاب این چشم های به خون نشسته مهجور را!
دریاب این نفس خسته دوران را! دریاب این سرگردانی عالم را و به فریاد عدالت متروک، در این غفلتستان زمین برس! زمین، سراسر، کربلای عطش است و نینوای جنون! سلام بر تو که آخرین پاسخ خداوند به اولین نیاز خلقتی! ای پاسخ عادلانه عشق! |
|||
|
|
۱۲:۴۷, ۱۹/اردیبهشت/۹۰
شماره ارسال: #125
|
|||
|
|||
|
اگر با آمدن آفتاب از خواب بیدار شویم نمازمان قضاست
یا اباصالح! تا نتابیده ای بیدارمان کن |
|||
|
|
۱۹:۳۳, ۱۹/اردیبهشت/۹۰
شماره ارسال: #126
|
|||
|
|||
|
تو امام عصری و عصر جمعه های من این همه دلگیر!
گنهم چیست که در مرداب خویش افتاده ام گیر . . . |
|||
|
|
۵:۳۸, ۲۰/اردیبهشت/۹۰
شماره ارسال: #127
|
|||
|
|||
|
نیا باران، زمین جای قشنگی نیست، من از اهل زمینم، خوب میدانم که گل در عقد پروانه است ولی زنبور را هم دوست میدارد!
********************* |
|||
|
|
۱۲:۳۵, ۲۰/اردیبهشت/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/اردیبهشت/۹۰ ۱۲:۳۶ توسط netlog36.)
شماره ارسال: #128
|
|||
|
|||
|
این همه لاف زن و مدعی اهل ظهور
پس چرا یار نیامد که نثارش باشیم؟ سالها منتظر سیصد و اندی مرد است انقدر مرد نبودیم که یارش باشیم؟ اگر آمد؛خبر رفتن ما را بدهید به گمانم که بنا نیست کنارش باشیم. اللهم عجل لولیک الفرج. |
|||
|
|
۱۶:۱۱, ۲۰/اردیبهشت/۹۰
شماره ارسال: #129
|
|||
|
|||
![]() یار من یوسف نیا،اینجا کسی یعقوب نیست لحظه ای از دوریت چشمانمان مرطوب نیست ای گل زیبای من،از غربتت اشکی نریز نازنین اینجا خدا هم پیشمان محبوب نیست گر چه در هر جمعه ای زیبا،دعایت می کنیم بهترینم،این دعاها جنسشان مرغوب نیست.... ![]() اللهم عجل لولیک الفرج الهی آمین... |
|||
|
|
۱۸:۰۰, ۲۰/اردیبهشت/۹۰
شماره ارسال: #130
|
|||
|
|||
|
به یاد او همه غم ها ز سینه دور شود
دلم به رغم سیاهیش غرق نور شود همیشه منتظرش بودم ای خدا مپسند که بعد مردن ما جمعه ی ظهور شود . . . |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |












