کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



موضوع بسته شده  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 4 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مستند معجولات مجلل یا دروغی بنام پاسارگاد
۱:۲۰, ۵/بهمن/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۵/بهمن/۹۰ ۱:۲۶ توسط vahrakan.)
شماره ارسال: #1
آواتار


[b]بنام خدا
مستند معجولات مجلل ،مباحثی رو درباره چگونگی ساخته شدن پاسارگاد، مطرح مینماید و میگوید قبر کوروش توسط یهودیان و عوامل آنها در ایران ساخته شده است
پیشنهاد میکنم حتما حتما ببینید .
لازم به ذکر است که این مستند جای نقد بسیاری برای دوستان تالار ایجاد می نماید که امیدوارم مورد استفاده تمامی اعضا قرار گیرد.

[/b]
mall">(این مستند 12 قسمت دارد که تا به حال این قسمتها به دست من رسیده است
[b]
mall">[تصویر: Presentation1.gif]
mall">قسمت 1
قسمت 2
قسمت 3
قسمت 4
قسمت 5
قسمت 6

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یا ثارالله ، gabriel40 ، أین المنتظر ، محـب ، حسن.س. ، Islam ، freewish ، sogiii
۱:۴۸, ۵/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #2
آواتار
سلام. ممکنه بیشتر در مورد مستند توضیح بدید؟
تو تاریخ ایران اومده که پاسارگاد به دستور کوروش ساخته شده!
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: vahrakan ، MohammadMeraj
۱۶:۲۱, ۵/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #3

سلام.

من مستند رو دانلود کردم و خیلی جالب بود.
یعنی باید بحث شه.
این مستند یا راست میگه یا دروغ
اگه راست میگه باید مسئولین آگاه بشن
اگه دروغ میکه باید سازندگان مستند رو بگیرن
به هر حال خیلی جالب بود.

من 6 قسمت بعدی مستند رو از اینترنت پیدا کردم.
تو این صفحه (تو بخش نظرات) همه 12 قسمت لینک داده شده: http://www.saaer.org/%D9%85%D9%82%D8%A7%...D8%B1.html

و اما در مورد سوال برادر (یا خواهر) عزیز "یا ثار الله":
این مستند میگه که تاریخ کورش نوشته شده ی یهود هست.
یعنی ما هر چی در مورد کورش قبول کردیم تا بحال نوشته یهودیان بوده و یهودیان تاریخ رو جعل کردند.
راستش خیلی خیلی عجیبه.
ولی از یهودیا بعید نیست.

اگه راست باشه یه جورایی بازی دو سرباخت هست برای ما:
اگه اعتراض کنیم بگیم چرا تاریخ ما رو منحرف کردید میخندند میگن خودشون خودشونو قبول ندارن!
اگه اعتراض نکنیم، میخندند میگن چقدر قوم ابلهی!! به تاریخ ساختگی ما به دروغ های شاخدار ما افتخار میکنند.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یا ثارالله ، حسن.س. ، freewish ، sogiii ، vahrakan
۱۶:۳۰, ۵/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #4
آواتار
(۵/بهمن/۹۰ ۱۶:۲۱)محـب نوشته است:  و اما در مورد سوال برادر (یا خواهر) عزیز "یا ثار الله":
این مستند میگه که تاریخ کورش نوشته شده ی یهود هست.
یعنی ما هر چی در مورد کورش قبول کردیم تا بحال نوشته یهودیان بوده و یهودیان تاریخ رو جعل کردند.
راستش خیلی خیلی عجیبه.
ولی از یهودیا بعید نیست.

اگه راست باشه یه جورایی بازی دو سرباخت هست برای ما:
اگه اعتراض کنیم بگیم چرا تاریخ ما رو منحرف کردید میخندند میگن خودشون خودشونو قبول ندارن!
اگه اعتراض نکنیم، میخندند میگن چقدر قوم ابلهی!! به تاریخ ساختگی ما به دروغ های شاخدار ما افتخار میکنند.


سلام علیکم . خوش امدید به فروم...

راستش به عقل من جور در نمیاد که تاریخ کوروش رو یهودیا نوشته باشن. چراکه توی تاریخ نکته منفی ای در مورد کوروش وجود نداره. چیزی که در تاریخ ما در مورد کوروش اومده اینه که یک پادشاه عادل و یکتاپرست بوده... به نظرتون این گفته یهودیان میتونه باشه؟؟!! چه سودی داره براشون؟؟!!

من بیشتر از شک داشتن به تاریخ ایران به این مستند شک کردم!
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: محـب
۱۶:۴۶, ۵/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #5

بخاطر خوشامد گویی تون خیلی ممنونم.Smile

راستش، باید مستند رو ببینید.
من تخصصم تاریخ نیست.
از مستند هم دفاع نمیکنم.
ولی اگه مستند رو کامل نگاه کنید جواب این سوالتون رو شاید بگیرید.
در کل میگم، یا مستند راسته و یهود و شاهان ملعون پهلوی چه خیانتی به ما کردند و یا مستند دروغه که باید جلوی پخشش گرفته بشه.

البته، مشکل فقط پاسارگاد و کورش نیست. مشکل یه چیز بزرگتره. این که ما هر چی اونا میگن رو قبول میکنیم. و خیلی جاها نمیدونیم که تمام اطلاعاتی که ما در مورد یه پدیده داریم از یه منبع واحدی هست (بنام یهود) با اسامی مختلف.
یه بار یکی از دوستام یه مسئله ای مطرح کرد و وقتی من بهش فکر کردم واقعا دیدم ایراد وارده.
گفت: از کجا میدونی که آمریکایی ها به ماه رفتند؟
شاید همه ی اون عکس ها رو تو یه استدیوی عکاسی روی زمین گرفتن.
و بعد با تبلیغات عالم رو پر کردند که فلان و بهمان.

بازهم میگم که موضوع به ماه رفتن نیست. موضوع اینه که ما به اونها خیلی اعتماد داریم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یا ثارالله ، vahrakan
۱۷:۱۸, ۵/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #6
آواتار
آفرین آفرین کاملا درسته ...
اصلا کتابهای تاریخی رو که ما می خونیم بیشتر مورخاشون یهودی هستند و یا در خدمت اینا هستند. و باید بیشتر اعتقاد نداشته باشیم.


مسئله اینه که ما باید تو مملکت یه تیمی بزرگ چند هزار نفری از دانمشمندان و دانشجویان و محققان تشکیل بدیم بعد به مبارزه با ضد اسلام بپردازیم.
یعنی اینکه با علممون اونا رو خفه کنیم نذاریم حرف بزنن. با دلایل قاطع.


این بهترین روشه . انشاء الله اینو بکنند ما هم خیلی خوشحال میشیم و هر کمکی که لازمه میکنیم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: vahrakan ، حسن.س.
۱۸:۲۰, ۵/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #7
آواتار
sallam man mostanado nadidam vali ghablan kheili tarafdare korosh bodam alan be in natije residam inke korosh ya aslan tarikhe iran khob bode ya na ya inke aslan kare korosh dar morede yahodiya va avardaneshon be iran kare dorosti bod ya na avalan bayad jori bashe ke maro az asl aghab nandaze dovom bayad tahghighshe hameye on yahodiya bad bodan ya nabodan vali dastane estero vaghti mikhoni ke chetori mordarkhay ono zane khashayar shah mikone va chetori ester baes mishe vazire ba kefayate khashayar shah haman be sarneveshte amir kabir docharshe va cheghad irani to holokaste ester koshte beshan halet az hamashon beham mikhore vali rajebe kamboziya pesare korosh ya hamon kambojiye to tarikh aslan khob naneveshtan nemidonam bayad tahghigh beshe vali to tarikh migan jeneyathaye ziyadi to mesr kard shayad chon baese mohajerate khandane faraene be rom shode azash bad neveshtan dar zemn to tarikh omade ke daryoshe aval pedare khashayar shah to jangi ke ba yonaniya dasht memarishono did va on maghbararo baraye korosh sakht in mitone dorogham bashe chon korkorane nemishe be tarikh etemad kard chon tarikho melate piiroz minevisan ke mitonan tosh har doroghiro biyaran mesle hokomate sasaniyan ke ghable piroziye enghelab kheili khob to ketabaye tarikhi azash mineveshtan vali haghighat chize digeyi bod hamchenin demokrasiye ashkaniyan ke in 2 zarabate mohleki be iraniyan che dar bode eteghadi va che dar bode ejtemaei vared kardan
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: vahrakan ، محـب
۱۸:۲۳, ۵/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #8
آواتار

جهت یاد اوری به دوستان مطلب ذیل رو هم برای روشن شدن دست داشتن یهود در تاریخ سازی برای اقوام مختلف از جمله ایرانی براتون میگذارم.
یاحق

مجسمه ای که مال کوروش نیست !!!















[b]زیر سوال رفتن تئوری ذوالقرنین بودن کوروش !
پایه های تئوری ذوالقرنین بودن کوروش که بر اساس مقالات وزیر فرهنگ هندوستان یعنی ابوالکلام آزاد و پس از آن در تفسیر المیزان انتشار یافت ، با بررسی دقیق مجسمه منسوب به کوروش و خواب های دانیال و ... در حال فروریختن و ویرانی است .
«حميد محمد قاسمي» نويسنده «اسرأييليات و تاثير آن بر داستانهاي انبياء در تفاسير قرآن » مينويسد كه :
روايات گوناگون و متفاوتي در تفاسير نقل شده كه مرحوم علامه طباطبائي در تفسيرالميزان تنها به 39 وجه مختلف از اقوامي كه در اين باره وارد شده اشاره كرده است
اولين بار «ابوالكلام آزاد» وزير فرهنگ هندوستان در زمان رضاخان پهلوي در چند مقاله در شمارههاي يكم تا سوم مجله «ثقافه الهند» (فرهنگ هند) با استناد به نقش به اصطلاح كوروش در پاسارگاد، این تئوری را رواج داد که كوروش همان ذوالقرنين قرآني است .
«دكتر حسين صفوي» نويسنده كتاب «اسكندر و ادبيات ايران و شخصيت مذهبي (اسكندر) مينويسد:
به عقيده مرحوم آزاد :
1-ذوالقرنين كوروش كبير هخامنشي است و اين لقب و عنوان اشاره به خواب دانيال نبي است.
خلاصه خواب دانيال در سفر كتاب منسوب به وي، فصل هشتم چنين است :
دانيال شبي در رويا ديد در كنار نهر اولاي قوچي داراي دو شاخ به طرف شرق و غرب و شمال و جنوب شاخ ميزد و كسي را ياراي مقاومت با او نبود. ناگهان از طرف مغرب بز نري پيدا شد كه يك شاخ بلند درميان چشمهايش بود و با آن قوچ درافتاد و او را نابود كرد... جبرئيل خواب دانيال را چنين تعبير كرد كه آن قوچ دوشاخ عبارت است از ملوك ماد و فارس و نيز بز نر مودار پادشاه يونان است....
2-مجسمهاي كه در استخر [(پاسارگاد)] كشف شده داراي دو شاخ و دو پراست مجسمه كوروش است و دو شاخ اشاره به تصوير معني ذيالقرنين است و بالهاي وي مطابق خواب اشعيا در كتاب اشعيا، فصل 46، آيه 11) ميباشد كه كوروش را عقاب شرق ناميده است و به همين جهت مجسمه كوروش كه در زمان اردشير هخامنشي ساخته شده مرغ ناميده شده و رودي نيز كه زيرپاي آن روان است مرغاب نام دارد...»اسكندر و ادبيات ايران و شخصيت مذهبي اسكندر، دكتر سيد حسين صفوي، مؤسسه انتشارات اميركبير، تهران، 1364 صص 288-287
3- دليل سوم كه در رابطه با همين مجسمه و اعمال صاحب مجسمه در باب احداث سد ياجوج و ماجوج است چون در ارتباط با دو دليل بالاست و در صورت اثبات اينكه اين مجسمه مربوط به كوروش نباشد خود به خود فاقد ارزش ميشوند لذا از ذكر آن كه مشهور عام و خاص است خودداري كرده و به رد دو دليل اول كه ستون فقرات دلايل جناب ابوالكلام آزاد در انتساب لقب ذوالقرنين به كوروش است ميپردازم.
مجسمه ای که مربوط به کوروش نیست : دكتر سيد حسين صفوي در مورد اين مجسمه به صراحت مينويسد : اين مجسمه ... ابدا متعلق به كوروش نيست و اكثر دانشمندان برآنند كه اين پيكر نه متعلق به كوروش اول و نه متعلق به كوروش دوم كوچك برادر اردشير دوم بلكه خواسته اند ملكي را بنمايانند كه در حال پرواز است و دست خود را براي رد كردن ارواح شرير بلند كرده است حال مسئله اين است كه چگونه و چه كسي يك مجسمه بياسم و رسمي چنين را «كوروش» نامگذاري كرده و آنرا «ذوالقرنين» دانسته است. اينجاست كه جعل و جعليات به اوج خود ميرسد و ميگويند نه امروز بلكه روزگاري بر روي اين مجسمه كتيبهاي با دو سطر خط پارسي باستان و يك سطر خط بابلي و يك سطر خط عيلاي بوده كه روي آن نوشته شده بود «من كوروش، پادشاه هخامنشي»!! دكتر بهرا م فرهوشي استاد دانشگاه تهران با وقاحت باور نكردني در كتاب خود به نام ايرانويج مينويسد: «ديولافوا باستانشناس معروف فرانسوي و خانم او در سفرنامه هاي خود ذكر ميكنند كه اين كتيبه را بر روي پيكره بالدار كوروش ديده اند»
ايرانويچ، دكتر بهرام فرهوشي استاد دانشگاه تهران، انتشارات دانشگاه تهران، انتشار 1902، شماره مسلسل 3114 تاريخ انتشار آبنماه 1370، ص 65
در صورتيكه در سفرنامه مادام ژان ديولافوا كه اتفاقا جناب محمد علي فرهوشي با نام «ايران كلده و شوش» ترجمه كرده و جالبتر اينكه به كوشش خود جناب دكتر بهرام فرهوشي چاپ گرديده به هيچ وجه در تصويري كه مادام ديولافوا از تصوير به اصطلاح كوروش كشيده هيچ كتيبهاي بر روي مجسمه وجود ندارد ولي در عوض كتيبه مذكور در روي يك ستوني ديگر كه اصلا ربطي به اين ستون ندارد و در فاصله خيلي بعيد ازهم قرار دارد و حتي يك نفر از ايلات محلي در زير آن به استراحت ميپردازد و همان كتيبه بالاي آن ستون ديده ميشود. و نشان ميدهد كه جناب دكتر و استاد دانشگاه تهران چقدر با تاريخ و تاريخ باستاني و باستانشناسي ايران آشنايي دارد !!
دكتر بهاءالدين پازارگاد استاد دانشگاه در كتاب وزين خود «تاريخ فلسفه و مذاهب جهان» كتاب دوم آيين زرتشت و ساير مذاهب ايران باستان در مورد همين نقش به اصطلاح كوروش و كتيبه به اصطلاح روزگاري موجود در روي آن به صراحت مينويسد : « من شخصا مدت يك هفته اين سنگ را در محل خود بررسي نمودم و به اين نتيجه رسيدم كه امكان نداشته است كه كتيبهاي بالاي اين سنگ (مجسمه كوروش) وجود داشته باشد.
به نظر من اين طور رسيد كه يكي از مسافران انگليسي در قرن هيجدهم اين محل را بازديد كرده است و كتيبهاي را كه هنوز روي يكي ازجرزهاي سنگي در اين محل به خط ميخي موجود است در كتابي كه منتشر نموده نقاشي كرده است و شخصا فرشته بالداري كه روي جرز(ستون) ديگري بوده رسم نموده است. دانشمند ديگري كه هيچ وقت به ايران مسافرت نكرده و «دوبوا» نام دارد و فرانسوي است كه كتاب آن نويسنده انگليسي را خوانده و معلوم نيست به چه علت در كتاب خود آن كتيبه را بالاي آن فرشته بالدار قرار داده است بعدا ديگران كتاب «دوبوا» را خواندهاند و وقتي به پاسارگاد آمدهاند ديدهاند آن كتيبه بالاي آن فرشته (مجسمه كوروش) نيست».
تاريخ فلسفه ومذاهب جهان. كتاب دوم آيين زرتشت و ساير مذاهب ايران باستان، دكتر بهاالدين پازارگاد، چاپ اول، 1347، به نقل از اسكندر و ادبيات ايران، ص 292
در تحقيقات جديد عوض نوشتن نام كوروش در زير آن مجسمه كذايي دانشمندان فعلي مرقوم ميدارند : فرشته بالدار. چنانچه در كتاب «تخت جمشيد» نوشته مهرداد بهار- نصراله كسرائيان دقيقا در زير همين ستون پاسارگادي و درتوضيح همان نقش جنجالي به صراحت نوشته شده «فرشته بالدار».كتاب تخت جمشيد ، مهرداد بهار- نصراله كسرائيان، تدوين شهريار ايزدي ترجمه سودابه دقيقي، چاپ چهارم، 1372، ص 95 و نيز در كتاب سرزمين مهرو ماه تخت جمشد، نقش رستم، نقش رجب، پاسارگاد» در زير همان مجسمه به اصطلاح كوروش سابق نوشته شده : پاسارگاد – فرشته بالدار . سرزمين مهروماه، تخت جمشيد، نقش رستم، نقش رجب، دكتر فرخ سعيدي، سازمان ميراث فرهنگي كشور، چاپ اول، تهران، 1376، زير تصوير منسوب به كوروش سابق (بدون صفحه)

حتي در كتاب راهنماي تخت جمشيد به قلم جناب دكتر فرخ سعيد – كه از سوي سازمان ميراث فرهنگي كشور- منتشر شده در مورد عدم كوروش بودن و طرز لباس و ساير مشخصات آن مينويسد :
لباس بلند فردي كه اينجا ديده ميشود تا ساق پاي او ميرسد كه با آستينهاي كوتاه، يك لباس كاملا عيلامي است نيمرخ مرد ي نشان داده شده است كه در حال حركت به سوي تالار است و دست راست بلند شدهاش از آرنج خم شده است. دو جفت بال بزرگ با پرهاي روي هم افتاده از جلو و عقب بدنش بيرون آمده است. موهاي سروريش كوتاه او حالت تابيده شده دارد. نكتهاي كه روشن نيست تاج شاخ مانند اوست كه سه چيز گلدان مانند را نگه داشته و مانند تاج خدايان مصري به ويژه هارپوكراتس Harpocrates است بايد در نظر داشت كه كوروش هرگز به مصر كه پسرش كامبيز آنرا تسخير كرد نرفته بوده. علامه طباطبایی نیز در تفسیر المیزان درباره جعلیات یهود پیرامون ذوالقرنین میگویند : خواننده عزيز بايد بداند كه روايات مروى از طرق شيعه واهل سنت از رسول خدا (صلى اللّه عليه وآله وسلم ) واز طرق خصوص شيعه از ائمه هدى (عليهمالسلام ) وهمچنين اقوال نقل شده از صحابه وتابعين كه اهل سنت با آنها معامله حديث نموده (احاديث موقوفه اش مى خوانند ) درباره داستان ذى القرنين بسيار اختلاف دارد، آن هم اختلافهايى عجيب ، وآن هم نه در يك بخش داستان ، بلكه در تمامى خصوصيات آن . واين اخبار در عين حال مشتمل بر مطالب شگفت آورى است كه هر ذوق سليمى از آن وحشت نموده ، وبلكه عقل سالم آن را محال ميداند، وعالم وجود هم منكر آن است . واگر خردمند اهل بحث آنها را با هم مقايسه نموده مورد دقت قرار دهد، هيچ شكى نميكند در اينكه مجموع آنها خالى از دسيسه ودستبرد وجعل ومبالغه نيست . واز همه مطالب غريب تر رواياتى است كه علماى يهود كه به اسلام گرويدند - از قبيل وهب ابن منبه وكعب الاحبار - نقل كرده ويا اشخاص ديگرى كه از قرائن به دست مى آيد از همان يهوديان گرفته اند، نقل نموده اند. بنابراين ديگر چه فائده اى دارد كه ما به نقل آنها واستقصاء واحصاء آنها با آن كثرت وطول وتفصيلى كه دارند بپردازيم ؟. لاجرم به پارهاى از جهات اختلاف آنها اشاره نموده مى گذريم ، وبه نقل آنچه كه تا حدى از اختلاف سالم است مى پردازيم .http://www.ghadeer.org/qoran/almizan/j13/almiza40.htm#link340 مجسمه کوروش یا یک بت ترکیبی خاورمیانه ای ؟! [تصویر: korosh_MOJASAME_1.jpg] مجسمه منسوب به کوروش که کتیبه روی سر آن نوکنده و جعلی است و تصویر یک الهه (بت) خاورمیانه ای را به کوروش نسبت داده اند.
[تصویر: assyrianwingedgod.jpg]
Assyrian Nimrod
[تصویر: amenra.jpg]
Amun-Ra
[تصویر: sumertreeoflife_left550.jpg]
و یک موضوع جالب ، نماد کابالا برگرفته از ترکیب و الهه خاورمیانه ای :
[تصویر: sumeriantreeoflifegraphic.jpg]
Kabbalah Sumerian Tree of Life
خواب های دانیال : خوبهای منسوب به دانیال نبی و اشعیا اغلب ساختگی و جعلهای یهود است . در سفر دانيال ، فصل 8 آيه 20 و21 چنين آمده بود كه : «قوچ صاحب دو شاخي كه ديدي ملوك مداين[(مادها)] و فارس است و بز نر مودار پادشاه يونان است» در اينجا آشكارا ديده ميشود كه قوچ صاحب دو شاخ يا ذوالقرنين عنوان «ملوك» يعني «پادشاهان» ماد و پارس ذكر شده و اگر نظريه جناب ابوالكلام آزاد را در تطبيق ذوالقرنين – كه يك فرد است- با اين آيات «سفر دانيال» بسنجيم آن وقت روشن ميشود كه «تمام ملوك» يعني «تمام پادشاهان ماد و پارس» ميبايد كه «ذوالقرنين»!! محسوب شوند و اين نقض غرض است چه ذوالقرنين قرآني يك فرد بود نه خيلي از پادشاهان ماد و پارس!! و نيز اگر اصل خواب دانيال را نيز «جدي» بگيريم اين خواب نه به نفع كوروش و سلسله هخامنشي بلكه به ضرر آنهاست و بيشتر به درد تضعيف روحيه سربازان هخامنشي ميخورد نه يوناني! چه آشكارا پيشگويي شده كه پادشاه يونان، پادشاهان ماد و پارس را شكست خواهد داد و چون هر روز پادشاهي از ماد و پارس با پادشاهي از يونان در جنگ و جدال بودند لذا اگر افسران و درجهداران و بويژه اعيان و اشراف ايراني ميدانستند كه چنين خوابي از طرف پيغمبري براي آنها ديده شده به هيچوجه روي فرد بازنده سرمايه گذاري نميكردند و اين خواب عوض تحكيم موقعيت كوروش به عنوان «ذوالقرنين» به عنوان كسي كه با «دوشاخ قوچي» خود از پس «يك شاخ بزي» برنميآيد به تضعيف موقيت كوروش ذوالقرنين!! مي انجاميد و عقل حكم ميكند كه «ذوالقرنين» بودن چنين قوچي عطايش به لقاي بزي بخشيده شود كه با دو شاخ از پس يك شاخ برنميآيد!! به هر حال اين خواب برخلاف اعمال قرآني ذوالقرنين است و در قرآن نيز صحبت از شاخ به شاخ شدن قوچ و بز و جنگ ماد و پارس با يونان نيامده و اين خواب از جمله خوابهاي اسرأييليات است. اگر واقعيت را بخواهيم واقعيت اين است كه نه چنين خوابي ديده شده و نه چنين تعبيري انجام گرفته بلكه اين بازيها بيشتر به بازيهاي سياسي – ايدئولوژي يهود در خاورميانه برميگردد چه كتاب دانيال نبي يا به اصطلاح خود يهوديان «سفر دانيال نبي» اصلا كتابي جعلي است . در اين كه بيشتر قسمتهاي كتاب تورات جعلي و تحريف شده است و مسلمانان به تحريفات تورات معتقدند شكي نيست و دانشمندان بسياري قسمتهاي مهمي از تورات را »الحاقي» ميدانند . «دكتر سيد حسين صفوي» در مورد جعلي بودن كتاب دانيال نبي و رؤياي منتسب به او مينويسد : « به عقيده بيشتر محققين، اين كتاب در زمان آنتيوخس اپيفانوس 164-175 پيش از ميلاد نوشته شده و آن را به دانيال نسبت دادهاند [The word’s religious.p.646] و اين گونه انتسابها در دوران اسلامي نيز ادامه داشت» (اسكندر و ادبيات ايران و شخصيت مذهبي اسكندر ص 288) و آنوقت كتابي در زمان آنتيوخوس چهارم يعني بعد از 375 سال بعد از كوروش نوشته شده و با انتساب به دانيال نبي،آن حضرت را وا ميدارند تا «خوابي براي كوروش» ميبيند و دوهزارسال بعد نيز جناب ابوالكلام آن مجسمه كذايي موجود در پاسارگاد را كه دوشاخ دارد بركشده از روي آن خوابي ميداند كه 375 سال بعد از كوروش ديده شده است!!
البته جالبترين قسمت اين كتاب جعلي و انتسابي به «دانيال نبي» آمدن نام «مأمون خليفه عباسي» در كتاب است!! و اين نشان ميدهد كه دامنه جعل تا كجا كشيده شده است.
«ابن خلدون» در كتاب وزين خود با نام «مقدمه» كه به «مقدمه ابن خلدون» معروف است «شرح حال مرد زيرك صحافي را به نام دانيال را ميدهد كه چگونه اين مرد دروغپرداز در زمان مقتدر خليفه عباسي كاغذها و اوراق را مانند كاغذها و اوراق كهنه ميساخت و بر روي آنها حروفي از اسامي صاحبان دولت و معاريف را به خطوط قديمي مينوشت و آنها را رموزي درباره آنان ميشمرد و مطابق خواست و ميل و آرزوي آنها تفسير مينمود و به صورت پيشگويي جلوه ميداد و نسبت تمام اين پيشگوييها را كه بعضي از آنها روي داده بود و برخي ديگر بوقوع پيوسته بود به دانيال نبي ميداد. اين موضوع با تفصيلي تمامتر و كمي اختلاف در تجارب الامم ابن مسكويه آمده و در لغتنامه[دهخدا]ذيل كلمه(دانيال)نقل شده است
بت های مورد پرستش کوروش :
۲۶-...مردوک، خدای بزرگ از کردارهای من شاد شد و27. (آنگاه) مرا، کورش، پادشاهی که پرستنده ی وی است ...
۹-از شکوه های ایشان انلیل Enlil خدایان سخت به خشم آمد.
۲۲-آن که پادشاهیش را خداوند (= مردوک) و نبو Nabû دوست می دارند
بت های مورد پرستش کوروش :
[تصویر: nabu.gif]
Nabu [/b] ----------------------------------------------------------------------------------- حال چیزی که بسیتر جالب است و نویسنده مقاله آن را ذکر کرده این است:
گوساله سامری یا گاو بالدار ؟!
عبارت "گوساله سامری" برای مسلمانان بسیار آشنا بوده و همواره محل بحث و گفتگو و تفسیر بوده ، اما به نظر مي رسد اين گوساله ي كهن قرن ها بعنوان نمادي مقدس در خاورميانه مورد ستايش و پرستش قرار مي گرفت و نمونه هاي اين گاو مقدس را در بين النهرين و خصوصا تخت جمشيد ، بسيار مي بينيم .
وَاتَّخَذَ قَوْمُ مُوسَىٰ مِنْ بَعْدِهِ مِنْ حُلِيِّهِمْ عِجْلًا جَسَدًا لَهُ خُوَارٌ ۚ أَلَمْ يَرَوْا أَنَّهُ لَا يُكَلِّمُهُمْ وَلَا يَهْدِيهِمْ سَبِيلًا ۘ اتَّخَذُوهُ وَكَانُوا ظَالِمِينَ ... سوره اعراف آيه ۱۴۸
و قوم موسى پس از او ، از زيورهاى خود مجسمه گوساله‏اى ساختند كه صداى گاو داشت ! آيا نمى‏ديدند كه آن مجسمه با آنان سخن نمى‏گويد و آنان را به راهى هدايت نمى‏كند ؟ ...
[تصویر: 490px_GoldCalf.jpg]
عبدالله شهبازی در کتاب زرسالاران یهود و پارسی می گوید :
توصيفي كه از "معبد سليمان" روايت شده آن را پرستشگاهي باشكوه مي نماياند ، سرشار از آذين هاي طلايي كه در محراب آن دو "كروبي" (Cherubim )عظيم از طلا نصب است ( كتاب اول پادشاهان 6/22-28 و كتاب دو تواريخ ايام 3/13-10) . اين كروبي چيزي نيست جز "گوساله طلايي " بالدار (ibid, vol. 7, p. 711.) شبيه حيوانات بالداري كه در تخت جمشيد مي يابيم . با نام هايي چون " ملكم" و " ملكارت" خوانده مي شده و نمونه هاي آن در كاوش هاي باستان شناسي به دست آمده ( 5/397[i]Judaica ) اين همان آيين "پرستش گوساله طلايي" است كه در روايات اسلامي آن را "گوساله سامري" مي نامند.
بعل يك مفهوم كهن سامي به معناي "خداوند " است كه بت "گوساله طلايي " (Golden Calf) يكي از نمادهاي آن بود .(Judaica, vol. 7, p. 711.) ثروت فنيقي ها و پيوند گسترده تجاري آنان با سراسر منطقه مديترانه و شبه جزيره عربستان و سوريه و بين النهرين و ايران در شرق طبعا عاملي مهم در اشاعه آئين " بعل پرستي " بود .
[تصویر: 8py.jpg]
از تصاویر بازسازی شده تخت جمشید
اسفنکس ها و سر ستونهای بسیاری را در آثار هخامنشیان و خصوصا در تخت جمشید می توان یافت که نماد گاو یا گاوبالدار یا گاوبالدار+سرانسان هستند .
[تصویر: 26170687.jpg]
دو گاو باسرانسان بعنوان محافظ درب ورودی کاخ
[تصویر: 200px_Sarsotoun_asli_talar_molaghat_kakh...bozorg.jpg]
سر ستون با سر دو گاو
گرچه در آثار تمدن های مختلف می توان گاو را مشاهده کرد ولی آثاری که در تخت جمشید و دیگر باقی مانده های هخامنشیان یافت شده ، از تبار همان گاوهاییست که در بین النهرین بوده و بعد ها به تخت جمشید منتقل شده است و این گاو مقدس چیزی جز همان گوساله سامری نیست
منبع و سایت حقیقت خاموش
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یا ثارالله ، حسن.س.
۱۸:۳۹, ۵/بهمن/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۵/بهمن/۹۰ ۱۸:۴۷ توسط mohammad reza.)
شماره ارسال: #9
آواتار
nemidonam bardashtam shayad az tarikh eshtebah bashe vali chizayi ke man khondam be in natije residam ke ma yek melate 1ta parast bodim harvaght dochare laghzesh shodim khoda komakemon karde ke monharef nashim hatman midonid hazrate ali (a) be iraniya hichvaght nagoft kafar goft moshrek mitonid berid to nahjolbalaghe bekhonid gabr rishe farsi dare va majos morab shode magose ke yonaniya be rohaniyane zartoshti(mogh) migoftan ke dar sore haj aye17 omade ma iraniya rishe tolani dar 1ta parasti darim az ayine mehr ke onham 1ta parasti bode va vaghti monharef mishe va mishe ayine mitraeism ke khorshid parasti va atash parasti bod va romoyane bastan ham peiro ayine mira bodan va in konstantin bod ke ayine masihiyat ra jaygozine mitraeism kard ke tasirate ayine mitraeism dar masihiyat gheire ghabele enkare zartosht miyad ba on moghabele mikone demokrasiye ashkaniyan ba on azadiyi ke be mardam dadan payehaye zartoshto motazalzel mikone begoneyi ke dar zaman sasaniyane moteasef be sanaviyat mirese va ahrimen ke afaride ahoramazda bod mishe noghte moghabelesh va khodaye shar va badi dar nahayat khoda movahedinesho reha nemikone va onharo be dine mobine eslam hedayat mikone ta az rahe yekta parasti kharej nashan onham eslame shiye shayad yeki az dalayele chand ghomiyati bodane iran hamin bashe iran kashtiye nohe
rasti az rahe hagh dor nashim ma bayad alan khodemono amade konim ta ba zohore hazrate mahdi(a) dar rekabe ishan bar kafaran betazim enshaallah
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: vahrakan
۲۱:۰۲, ۵/بهمن/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۵/بهمن/۹۰ ۲۱:۰۴ توسط Mehrdad.IV.)
شماره ارسال: #10

کوروش فرمانروای صلح قلابی/اشپیگل

مجله اشپیگل/شماره 2008

در سازمان ملل متحد در نیویورک در ویترینی شیشه‌ای لوح ۲۵۰۰ ساله به خط میخی نام "منشور باستانی حقوق بشر"وجود دارد که به آن احترام فراوان می گذارند. اکنون آشکار می گردد: این لوح را یک دیکتاتور باستانی نوشته است که مخالفان خود را شکنجه می کرده است.

قرار بود آن چه که محمد رضا شاه پهلوی در نظر داشت، جشن رکوردها گردد. او نخست "انقلاب سفید" (اصلاحات ارضی) را اعلام کرد و خود را "آریامهر" خواند. حال، در سال ۱۹۷۱ نیاز آن را حس کرد که "۲۵۰۰ سال پادشاهی ایران" را جشن بگیرد و این گونه بود که اجرای "بزرگترین نمایش جهان" اعلام گشت.

او دستور داد که پنجاه خیمه باشکوه بر ویرانه‌های تخت جمشید (پرسپولیس) برپا سازند. ۶۹ نفر از سران کشورها و پادشاهان و در میان انها پادشاه ژاپن به آنجا رفتند. در آنجا ۲۰،۰۰۰ لیتر شراب نوشیده شد به همراه خوراک بلدرچین، طاووس و خاویار در ظرف طلا. بر روی میزها نیز بطری‌های شراب "شاتو لافیت" گردانده می شد.

در نقطه اوج جشن شاه به سوی آرامگاه کوروش دوم گام نهاد که در سده ششم پیش از میلاد در یک جنگ درازمدت خونین بیش از پنج میلیونکیلومتر مربع را تسخیر کرده بود.

"منشور باستانی حقوق بشر" مورد ستایش همگان

با بیش از صد میلیون دلار هزینه، ستایش از پادشاه باستانی ایرانیان امری پرهزینه و مورد انتقاد بود. شاه در پاسخ با این انتقادها گلایه وار گفته بود: "یعنی با نان و تربچه از سران کشورها پذیرایی کنم؟"

حتی رهبر مذهبی آیت الله خمینی نیز از تبعیدگاه خود نفرت خود را از این کار ابراز داشت: "جنایت‌های شاهان ایرانی صفحات تاریخ را سیاه ساخته است." با این وجود شاه معتقد بود که بهتر می داند. او بیان داشت که کوروش انسانی ویژه بوده است با اندیشه انسانی، سرشار از محبت و مهربانی. او نخستین انسانی بوده است که حق "آزادی اندیشه" را بنیان نهاده است. شاه این دید خود را به اطلاع سازمان ملل متحد نیز رسانید. در روز ۱۴ اکتبر که جشن در تخت جمشید در اوج خود بود، خواهر دوقلوی او (اشرف پهلوی) گام به بنای سازمان ملل متحد در نیویورک نهاد. در آنجا او کپی لوح منشور حقوق بشر را به "سیتو اوتانت"، دبیر کل سازمان ملل هدیه داد. او نیز برای این هدیه تشکر کرد و آن را به عنوان "منشور باستانی حقوق بشر" مورد ستایش
قرار داد.

اکنون این دبیر کل سازمان ملل بود که می گفت: پادشاه پارسی این "هوشمندی را در احترام به تمدن‌های دیگر نشان داد." سپس اوتانت دستور داد این لوح گلی را که بیانیه این کوروش دوم به اصطلاح انسان دوست سال ۵۳۹ پیش از میلاد را در بر دارد، در یک ویترین شیشه‌ای در بنای اصلی سازمان ملل به نمایش بگذارند. این لوح هنوز آنجاست، در کنار قدیمی‌ترین قرارداد صلح جهان.

سازمان ملل و یک دروغ تاریخی

به نظر می رسد که سازمان ملل متحد قربانی یک حقه بازی شده است. بر خلاف ادعای شاه، جوزف ویزهوفر شرق شناس پرسابقه از شهر کیل می گوید که این لوح خط میخی بیش از یک "پروپاگاند" (تبلیغ) نیست. او می گوید: "این که نخستین بار کوروش اندیشه‌های حقوق بشر را طرح کرده است، سخنی پوچ است."

هانس پتر شاودیگ (هنسپتر )، آشورشناس از هایدلبرگ نیز در این فرمانروای باستانی، مبارز پیشاهنگ برابری و احترام نمی بیند. زیردستان او باید پاهای او را می بوسیدند.

نزدیک به سی سال این فرمانروا شرق را به جنگ کشید و میلیون‌ها انسان را در بند مالیاتی خود اسیر ساخت. به دستور او بینی و گوش نافرمایان را می بریدند. محکومان به مرگ را تا سر در خاک می کردند و خورشید کار را به پایان می رساند.

آیا سازمان ملل این دروغ تاریخی ساخته و پرداخته شده توسط شاه را بدون تحقیق پذیرفته است؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حسن.س. ، vahrakan ، آرین (الهه.ع)
موضوع بسته شده  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  سفر به ماه دروغی که نیاز به اثبات ندارد! Majid4mi 8 6,665 ۲۱/فروردین/۹۲ ۲۰:۲۲
آخرین ارسال: Majid4mi

پرش در بین بخشها:


بالا