|
حمله اعراب به ایران یا حمله اعراب به اسلام
|
|
۱۹:۱۵, ۱۵/بهمن/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/بهمن/۹۰ ۱۹:۲۴ توسط revenger.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمان الرحیم
(نظریه مورد نظر فقط و فقط یک نتیجه گیری شخصی است که هیچ منبع معتبری ندارد لذا از شما دوستان عزیز خواهشندم پس خواندن متن نظرات و مستندات خویش را جهت رد یا اثبات آن اعلام نمایید ) همه شما دوستان عزیز کم و بیش از حمله اعراب به ایران خبر دارید هرچند بزرگنمایی های وحشتناکی از سوی جریان پان ایرانیسم در این زمینه صورت گرفته ولی باید عرض کنم طبق اسناد تاریخی سپاه اعراب کم هم ظلم در حق مردم انجام ندادند. همین اسناد دستاویز عده ای ضد اسلام شده تا کینه خود را از این طریق یعنی تقابل ایران و اسلام اشکار کند تا کنون هرچه کرده اند تیرشان به سنگ خورده زیرا مردم ایران این کشور را با اسلام میخواهند و هیچوقت دین و خدای خویشتن را به نژادپرستی نمی فروشند و اما این جماعت ضد دین به خوبی اگاهند که تمامی بلایی که به سر ایران امد کار عده ای ضد دین بود که در ظاهر مسلمان بودند و در باطن هدفی جز نابودی اسلام نداشتند در زمانی که پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) درحیات بودند با اینکه جامعه اسلامی در اوج اقتدار و وحدت بودند به هیچ وجه حمله ای به سایر کشورها نداشتند و فقط با ارسال نامه به پادشاهان و از راهی منطقی قصد هدایت داشتند نه به زور شمشیر اما پس از وفات ایشان اوضاع به گونه ای باور نکردنی دگرگون شد و خلافای جعلی پس از قصب ولایت امیرالمومنین علی(علیه السلام) دست به اقداماتی عجیب زدند که قابل تامل است که قطره ای از این دریای عظیم خیانت حمله به ایران بود حمله به ایران به از زمانت خلافت ابوبکر اغاز شد و در زمان خلافت عثمان به پایان رسید که قضایای نبرد داستانیست طولانی و از انجایی که نمیخواهیم بحث به درازا بکشد مطالعه دراین مورد را به خود شما عزیزان میسپارم عاملان جنگ میان اسلام و ایران: اما ما میخواهیم ببینیم چه کسانی در این جریانهای خونین دست داشتند تا با شخصیت پشت پرده انها اشکار شویم و تفکراتشان را درمورد ولایت حقیقی اسلام یعنی علی(علیه السلام) بدانیم در راس این گروه خلفا قرار داشتنه اند که برای دانستن شخصیت انها حتما به لینک زیر بروید و مطلب اول را مطالعه نمایید(شرمنده از اونجایی که خودم حوصله خوندن متن زیادی رو ندارم اینقدر خلاصه مینویسم ضمنا حتما حتما حتما خوانده شود) http://forum.bidari-andishe.ir/thread-10538.html (جان من بخونیدش بعد ادامه بدید) شخصیت مهم دیگر کسی نیست جز سعد ابن ابی وقاص فرمانده سپاه اعراب درحمله به ایران فرماندهی سپاه اعراب را بر عهده داشت وی پدر عمر بن سعد ملعون بود که امام حسین(علیه السلام) را به شهادت رساند و خودش نیز در زمان حیاتش بسیار با علی(علیه السلام) مخالفت میکرد تاجایی که از معدود افرادی بود که درمقابل حضرت با ایشان بیعت نکرد و درپاسخ به این اقدامش گفت:«بیعت نمی کنم تا این که همه مردم بیعت کنند.»(طبری، همان، ج 2، ص 697; شیخ مفید، الجمل، ص 131...) و طی نامه نگاریی که با معاویه ملعون داشته در بخشی از پاسخش به معاویه اینگونه نوشته:"هیچ فردی از ما برخلافت شایسته نبود مگر این که ما بر خلافت او اتفاق کنیم" و البته با سیاستی دو پهلو خویش خودش را از ماجرای حکمیت کنار کشید سُلَیْم بن قیس هلالی می گوید: «روزی سعد را ملاقات کردم، به او گفتم از علی شنیدم که از پیامبر نقل می کند که «از فتنه بپرهیزید، از فتنه سعد بپرهیزید، سعددعوت به خوار کردن حق و اهل آن می کند». سعد در پاسخ گفت: «به خدا پناه می برم که با علی دشمنی کنم و یا او با من دشمنی کند...» و شاید امثال این احادیث بود که جلوی مبارزه اشکاری سعد با علی(علیه السلام) را میگرفت و هرچند وی بر حضرت بر حضرت شمشیر نکشید ولی در خفا اقداماتی علیه وی انجام میداد و هیچگاه در جنگها علی(علیه السلام) را راضی نمیکرد و طبق اقوالی وی در اواخر عمرش از کرده های خویش پشیمان بود و در کتاب البدء والتاریخ امده که به دلیل پشیمانی سعد از کرده هایش معاویه وی را مسموم کرد. ازجمله افرادی که پس از پیروزی اسلام ظلمهای فراوانی بر مردم خطه آذربایجان کرد اشعث بن قیس بود که به دلیل فساد اقتصادی امام در نامه ای وی را با لحن شدیدی بازخواست میکند وی از جمله کسانی بود که مورد لعن علی(علیه السلام) قرار گرفته بود و یکی از مخوف ترین و تاثیرگذارترین افراد در روند انحراف اسلام بود دخترش جعده همسر امام حسن(علیه السلام) و قاتل ایشان بود پسرش محمد بن اشعث از قاتلین کربلا بود و خودش در ماجرای حکمیت و انحراف خوارج نقشی اساسی بر عهده داشت و کسی بود که ابن ملجم را پیش قطام برد... با خواندن مقاله ای که از دوستان قرار دادم و بررسی شخصیت برخی از کارگذاران و دستاندرکاران حمله به ایران به این نتیجه میرسیم پدید اوردنگان جنگ و فرماندهان و والیان (البته عده ی خاصی از انها که نقش کلیدی داشتند) از دشمنان ردیف اول اهل بیت بودند و خصوصا در مقاله مورد نظر ارتباط انها با جریان یهود اشکار شد که نشان دهنده این است که مسلمانان به جنگ با ایران دامن نزدند بلکه افرادی ضد اسلام و با ظاهر اسلامی(شاید هم مارانوس) این اقدامات را انجام داده اند نظریه حمله به ایران: اگر دلایل و مسندات مبنی بر خائن بودن عاملان جنگ با ایران را که در بخش قبل بیان کردیم پذیرا باشیم پس حتما از حمله به ایران هدف خاصی را دنبال میکردند تا در روندی طولانی مدت شکست اسلام را رقم بزنند. برای اینکه اهمیت ایرانیان از دیدگاه اسلام را متوجه شویم گریزی به ایات و روایات میزنیم روايـاتـى كـه دربـاره ايرانيان و پيرامون آياتى كه تفسير به ايرانيان شده وارد شده اسـت ، تـحـت ايـن نـه عـنـوان آمـده اسـت : ((الف ـ طـرفـداران سـلمـان فـارسـى . ب ـ اهل مشرق زمين . ج ـ اهل خراسان . د ـ ياران درفش هاى سياه . هـ ـ فارسيان . و ـ سرخ رويان . ز ـ فـرزنـدان سـرخ رويـان . حــ ـ اهـل قـم . ط ـ اهـل طالقان )) البته خواهيد ديد كه كه غالبا مراد از اين عناوين يكى است ، اخبار ديگرى نيز وجود دارد كه با عبارت ديگرى از آنان ياد كرده است . در تفسير قول خداى سبحان : و ان تتولوا يستبدل قوما غيركم خداى عزوجل فرمود: ((اينك شما كسانى هستيد كه فرا خوانده مى شويد تا در راه خدا انفاق كنيد، برخى از شـمـا در انـفـاق بـخـل مـى ورزد و كـسـى كـه بـخـل كـنـد بـه خـويـش بـخـل مـى كـنـد و خـداونـد بـى نـيـاز است و شما نيازمنديد و اگر روگردان شويد خداوند گـروهـى را غـيـر از شـمـا جـايـگـزيـنـتـان مـى نـمـايـد و آنـان مثل شما نيستند)) صاحب كشاف نقل كرده كه از پيامبر (ص ) درباره كلمه (قوم ) كه در آيه شريفه آمده است سئوال شد. سلمان فارسى نزديك پيامبر (ص ) نشسته بود آن حضرت با دست مبارك خود به ران پاى سلمان زد و فرمود: ((بـخـدايـى كـه جان من در دست قدرت اوست ، اگر ايمان به كهكشانها بستگى داشته باشد مردانى از فارس به آن دست مى يابند)) به نقل صاحب مجمع البيان از امام باقر (علیه السلام) روايت شده كه فرمود: ((اى اعـراب ، اگـر روى بـرگـردانـيـد، خـداونـد گـروه ديـگرى را جايگزين شما مى گرداند، يعنى ايرانيان )) و صـاحـب المـيـزان آورده كه ذرالمنثور، روايتى را عبدالرزاق و عبدبن حميد و ترمذى و ابن جـريـر و ابـن ابـى حـاتـم و طـبـرانـى در كـتـاب اءوسـط و و بـيـهـقـى در كـتـاب دلائل .. از ابـوهـريـره نـقل كرده است كه وى گفت : پيامبر (ص ) اين آيه را و ان تتولوا يـسـتـبـدل قـومـا غـيـركـم ، ثـم لا يـكـونـوا امـثـالكـم قـرائت فـرمـود، عرض كردند: يا رسول الله ! اينها چه كسانى هستند كه اگر ما روى گردان شويم جايگزين ما مى شوند؟ پيامبر اسلام (ص ) با دست مبارك به شانه سلمان فارس زد و سپس فرمود: ((او و طـرفـداران او، بـخـدايـى كه جانم در دست قدرت اوست اگر ايمان بستگى به كـهـكـشـانـهـا داشـتـه بـاشـد مـردانـى از فـارس (ايـرانـيـان ) بـه آن دسـت مـى يابند)) مـانند اين روايت به طرق ديگرى از ابوهريره و همچنين از ابن مردويه از جابربن عبدالله نقل شده است . در ايـن روايـت دو معنا كه همه بر آن اتفاق دارند، وجود دارد كه عبارتند از: اينكه ايرانيان (فـرس ) خط و جناح دومى بعد از اعراب ، براى به دوش كشيدن پرچم اسلام مى باشند. بـدليـل ايـنـكـه ، آنـان بـه ايـمـان درست مى يابند هر چند از آنان دور و دسترسى به آن دشوار باشد. چنانكه در همين روايت سه مطلب قابل بحث است : اولا: اينكه خداوند متعال اعراب را تهديد به جايگزينى (فرس ) ايرانيان نموده است ، آيا مخصوص زمان نزول آيه در زمان پيامبر (ص ) است و يا اينكه مربوط به همه نسلهاست ، بـگـونه اى كه داراى اين معنى باشد: اگر شما (اعراب ) روى گردان از اسلام شويد در هر نسلى كه باشد (فرس ) را جايگزين شما مى گرداند؟ ظـاهـر مـعنى اين است كه به حكم قاعده (مورد، مخصص نمى باشد) اين نكته در همه نسلهاى بـعـدى نـيـز اسـتمرار دارد و آيات مباركه قرآن در هر طبقه و نسلى ، نقش خورشيد و ماه را دارنـد (يـعـنى در نورافشانى يكسان اند) چه اينكه اين مطلب در روايات آمده و مفسران نيز بر آن اتفاق نظر دارند. ثانيا: حديث شريف مى گويد مردانى از فارس به ايمان دست خواهند يافت نه همه آنان ، بـديـهـى اسـت كـه ايـن خـود، ستايشى است نسبت به افراد نابغه اى از بين آنها نه جميع آنها.. امـا ظـاهـر آيـه شريف و روايت اين است كه هر دو، به طور عام ستايش از فرس مى نمايند، چـون در مـيـان آنـان كـسـانـى هـسـتـنـد كه به درجه دستيابى به ايمان و يا علم مى رسند. بـويـژه بـا مـلاحـظـه ايـنـكـه صـحـبـت از گـروهـى اسـت كـه بـعـد از اعـراب حـامـل آئيـن اسـلام هـستند. بنابراين مدح و ستايشى كه براى آنان به شمار آمده بدين جهت اسـت كـه آنـهـا زمـينه مناسبى براى به وجود آمدن نوابغ خود مى باشند و از آنان اطاعت و پيروى مى كنند. ثـالثـا: آيا تاكنون روى گردانى اعراب از اسلام و جايگزين شدن (فرس ) بجاى آنان صورت گرفته است يا خبر؟ جـواب : بـر اهـل دانـش و عـلم ، پـوشيده نيست كه مسلمانان امروز، اعم از عرب و غيرعرب از اسـلام واقـعـى اعـراض نـمـوده روى گـردان شـده انـد. بـديـن تـرتـيـب مـتـاءسـفـانـه فـعـل شـرط، در آيـه شـريفه (ان تتولوا) (اگر روى گردان شويد) تحقق يافته و تنها جـواب شـرط، يـعنى جايگزين شدن فرس به جاى آنان باقى مانده است ، در اين زمينه هم با دقتى منصفانه مى توان گفت كه وعده الهى ، در آستانه تحقق است . بلكه ، روايت بعدى كه در تفسير نورالثقلين آمده است دلالت دارد كه اين جايگزينى ، در زمـان بـنـى امـيـه حـاصـل شـده اسـت ، چـون زمـانـى كـه عـربـهـا مـتـوجـه مراكز و مناصب و مـال انـدوزى شـدنـد، فـرس (ايـرانـيـان ) بـه كسب علوم اسلامى روى آورده و از آنان سبقت گـرفـتـنـد از امـام صـادق (علیه السلام) مـنـقـول اسـت كـه فـرمـود: قـد والله ابـدل خـيـرا مـنهم ، الموالى ((سوگند بخدا كه بهتر از آن را جايگزين فرمود، يعنى عـجـم را)) گـر چـه تـعـبـيـر بـه مـوالى در آن روز شـامـل غـيـر فرس (ايرانيان ) يعنى تركان و رومى ها كه اسلام آورده بودند نيز مى شده اسـت امـا آنـچـه مـسـلم اسـت (فـرس ) بـه عـنـوان مـراكـز ثـقـل ، اكثريت آنان را تشكيل مى داده اند. بويژه با توجه به شناخت امام صادق (علیه السلام) نسبت به تفسيرى كه پيامبر (ص ) از آيه شريفه درباره (فرس ) فرموده است . در تفسير گفته خداى سبحان : و آخرين منهم لما يلحقوابهم خداى عزوجل فرمود: ((اوست آنكه برانگيخت در بين درس نخوانده ها رسولى را از خودشان كه آيات خدا را بـر آنـان مى خواند و آنان را پاك مى سازد و كتاب و حكمت شان مى آموزد اگر چه قبلا در گمراهى آشكارى بودند و افراد ديگرى از ايشان كه به آنان نپيوسته اند و اوست خداى عزيز و حكيم )) مسلم ، در صحيح خود از ابوهريره روايت كرده كه گفت : ((ما حضور پيامبر (ص ) بوديم كـه سـوره مـبـاركـه جـمـعه نازل شد و حضرت آن را تلاوت فرمود تا رسيد به آيه ((و آخـريـن مـنـهـم لمـا يـلحـقـوا بـهـم )) مـردى از او سـؤ ال كـرد، يـا رسـول الله : ايـنـان چـه كـسـانى هستند كه هنوز به ما نپيوسته اند؟ حضرت پـاسـخ نـفـرمـود: ابـوهـريـره گفت : سلمان فارسى نيز در بين ما بود پيامبر (ص ) دست مـبـاركـشـان را بر سلمان نهاد و فرمود: بخدايى كه جانم در دست قدرت اوست اگر ايمان بستگى به كهكشانها داشته باشد مردانى از اينها (طرفداران سلمان ) به آن دست خواهند يافت )). در تفسير على بن ابراهيم ، ذيل آيه ((و آخرين منهم لما يلحقوا بهم )) آمده است كه : ((و افـراد ديـگـرى كـه بـه آنـها نپيوسته اند)) يعنى كسانى كه بعد از آنان اسلام آورده اند. و صاحب مجمع البيان آورده ((آنان همه افراد بعد از اصحاب هستند تا روز قيامت ، سپس گفته است كه آنان عجم ها و كسانى كه به لغت عربى حرف نمى زنند مى باشند چون پيامبر (ص ) به سوى هر كسى كه وى را مشاهده كرده و كسانى كه بعدا مى آيند، اعم از عـرب و عـجـم بـرانـگـيـخـتـه و مـبـعـوث شـده اسـت بـه نقل از سعيد بن جبير و نيز از امام باقر (علیه السلام). مـطـلق بـودن كـلمـه ((و آخـريـن مـنـهـم )) اقـتـضـا دارد كـه شـامـل هـمه طبقات و نسلهاى بعدى از زمان پيامبر (ص ) از عرب و غيرعرب مى شود، اما با مـقـايـسه كلمه (اميين ) و (آخرين ) بهتر است كه بگوئيم مراد از (اميين ) اعراب و از (آخرين ) افـرادى از غـيـرعـرب كـه اسـلام مـى آورنـد بـاشـد، چـنـانـكـه بـعـضـى روايـات اهل بيت (علیه السلام) گوياى اين مطلب است و صاحب كشاف نيز همين مبنا را پذيرفته است . بـنـابـرايـن ، پـيـامـبر (ص ) كه آيه شريفه را به (فرس ) تفسير نموده است ، در حقيقت مـنـطـبق بر مصداق مهمى براى كلمه (آخرين ) و يا مهم ترين مصداق ، از بين مصاديق آن مى بـاشـد، گـرچه صرف تطبيق ، باعث فضل و برترى بيشتر نمى گردد، اما چون پيامبر (ص ) آنـان را سـتـوده بـه ايـنـكـه آنـان بـه ايـمـان و عـلم و يـا اسـلام هـر چـنـد دور و مـشـكـل بـاشند نائل خواهند شد و از طرفى رسول خدا (ص ) در تفسير هر دو آيه عمدا، عين گـفـتـه خـود را تـكـرار مـى كـنـنـد و زدن آن حـضـرت بـر شـانـه سـلمـان فـارسـى ، دليل روشنى بر اين مدعى است . در تفسير كلام خداى بزرگ : بعثنا عليكم عبادا لنا اولى باءس شديد ((بـه بـنى اسرائيل اعلام نموديم در كتاب ، ((تورات )) كه دو بار در زمين فساد و سـركـشـى بـزرگى خواهيد كرد، پس چون وعده يكى از آنها (فساد) برسد. بندگانى از خود را كه داراى قوت و نيرومندى شگرفى هستند به طرف شما مى فرستيم تا در همه جا جـستجو كنند و اين وعده اى انجام شده است ، سپس پيروزى را مجددا براى شما برگردانيم و شما را با اموال و فرزندان يارى كنيم و شما را از آنان (دشمنانتان ) بيشتر و قوى تر گردانيديم . اگر نيكى نموديد، براى خودتان و اگر بدى نموديد گريبانگير خودتان مـى شـود و زمـانـيـكـه ديـگـر وعـده آن (فـسـاد) آيـد رويهاى شما را بد جلوه دهند تا اينكه داخـل مـسـجـد شـوند همانگونه كه نخستين مرتبه وارد شوند و تا اينكه نابود و تباه كنند آنچه را كه بر آن غلبه يافتند تباه كردنى )) در تـفـسير نورالثقلين از روضه كافى پيرامون تفسير آيه شريفه بعثنا عليكم عبادا لنا اولى باءس شديد از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است كه فرمود: ((آنـان كـسـانـى هـسـتـنـد كـه خـداونـد تـبـارك و تـعـالى قـبـل از ظـهـور قـائم (علیه السلام) آنـهـا را بـرنـمـى انـگـيـزد و آنـان دشـمـنـى از آل پـيـامـبـر (ص ) را فـرا نـمـى خـوانـنـد مـگـر ايـنـكـه او را بـه قتل مى رسانند)) و عـيـاشـى در تـفـسـيـر خود از امام باقر (علیه السلام) روايت كرده كه حضرت آيه شريفه بعثنا علكيم عبادا لنا اولى باءس شديد را قرائت مى كردند، سپس فرمودند: ((او قائم (علیه السلام) و ياران اويند كه داراى قوت و نيروى زياد مى باشند.)) و در بحارالانوار از امام صادق (علیه السلام) منقول است كه : ((حضرت آيه شريفه فوق را قرائت كـردنـد... عـرض كـرديـم فـدايـت شـويـم ايـنـها چه كسانى هستند؟ سپس حضرت 3 مرتبه فـرمـودنـد: بـخـدا سـوگـنـد آنـان اهـل قـم هـسـتـنـد، بـه خـدا سـوگـنـد آنـان اهل قم هستند، بخدا قسم آنان اهل قم هستند)) باتوجه به آیات و روایاتی که ذکر کردیم مشخص میشود که به زودی این قوم ایرانیان اسلام میاورد و از اعراب پیشی میگیرد تا جایی که اعراب در مسئله ولایت علی(علیه السلام) منحرف شده ولی قوم تازه ایمان اورده یعنی ایرانیان بر ولایت علی(علیه السلام) استوار میمانند وقتی منافقین به این مسئله پی بردند برای مقابله با ان چاره ای نیافتند جز اسلام هراسی در بین ایرانیان لذا به بدترین وجه به ایران هجوم اوردند و در 3 فاز اقدام اسلام هراسی خود را به طور سازمان یافته عملی کردند: 1_قتل و کشتارهای خونین مردم ایران در شهرهایی از جمله استخر و گرگان و ... 2_تحقیر مردم ایران برای بیزاری از اسلام با دادن القابی از جمله عجم و موالی و تحقیرهای اجتماعی 3_فشارهای اقتصادی به طوری که بیشترین مالیات از مردم گرفته میشد و درقبال آن کمترین بیت المال به انها اختصاص میافت ولی دشمنان اعور غافل بودند از ایه شریفه ی : "يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ" بله این خدا بود که این قوم را برگزید و آنان را یاری نمود تا در سخت ترین شرایط به حقیقت پشت نکنند و راه قله های علم و حکمت را بپیمایند و علی رغم این همه تلاش دشمن از شروع غارت ایران گرفته تا امروز بر ولایت علی(علیه السلام) و خاندان پاکش استوار بمانند آری حقیقتا نور خدا با دهان خاموش شدنی نیست ادامه دارد... |
|||
|
| آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۴:۳۸, ۲۳/آذر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/آذر/۹۳ ۹:۵۳ توسط پارمیس.)
شماره ارسال: #31
|
|||
|
|||
|
بله درست میگید.
من معذرت میخوام. ![]() اگر از اهل تسنن هم اینجا داریم از اونام معذرت میخوام. ولی سر اصل حرفم هستم. اتفاقا من خودم همیشه میگم باید به ادیان مختلف و پیروانشون احترام گذاشت ...... اون کار کوروش هم که به یهوه احترام میذاره به این معنی نیست که فبولشون داشته باشه به معنی همون احترام گذاشتن به ادیان و عقاید مختلف بوده. اون موقع که اینو نوشتم واقعا عصبانی بودم. ![]() ولی خداییش ببینید بعضی ها از چی حمایت میکنن. اون نوشته ی قبلیم رو هم ویرایش میکنم یکم قشنگ تر بشه.
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| اسلام ، ایران باستان و زرتشت از دیدگاه استاد رحیم پور ازغدی | terveh3001 | 0 | 1,670 |
۱۹/مرداد/۹۳ ۲۱:۲۸ آخرین ارسال: terveh3001 |
|
| یورش به خانه وحی ( اسناد حمله به خانه حضرت زهرا (سلام الله علیها) در منابع اهل سنت) | أین المنتظر | 10 | 7,789 |
۲۳/تیر/۹۱ ۱۳:۵۸ آخرین ارسال: مجید121 |
|
| آيا امام حسن و امام حسين در حمله ی اعراب به ایران شرکت .... | محمد667 | 1 | 3,935 |
۱۴/فروردین/۹۱ ۱۵:۱۴ آخرین ارسال: شهـاب |
|
| نظر امام علي(عليه السلام) درباره حمله اعراب به ايران ...... | محمد667 | 0 | 1,797 |
۱۳/فروردین/۹۱ ۰:۳۹ آخرین ارسال: محمد667 |
|










