کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 5 رای - 2.8 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
ناگفته های طب سنتی با دنیای مدرن - دکتر حداد عادل
۲۳:۱۳, ۱۸/آبان/۸۹
شماره ارسال: #1
آواتار
عجبا كه ما از يك سو اين همه به «بوعلي» افتخار مي‌كنيم و خيابان و تالار و دبيرستان و دانشگاه به ياد او و به نام او برپا مي‌كنيم و بر سر گورش بناي با شكوه مي‌سازيم و از سوي ديگر هر كه را كه از قانون او، شفا طلبد مجنون و مجرم مي‌دانيم و به دادگاهش مي‌كشانيم.

چه بسيار گياهاني كه ساقه و برگ و ريشه و گل آنها به صور مختلف در لباس داروهاي طب جديد بر ما عرضه مي‌شود و چه بسيار داروهاي ساختگي شيميايي جديد كه به تقليد از مواد موجود در همين گياهان طبيعي ساخته شده است. كاش مي‌دانستيم كه گاهي آنچه مثقال و به بهاي گران از فرنگ وارد مي‌كنيم، همان است كه خود خروار خروار به بهاي اندك فروخته‌ايم. منظور اين است كه آن دسته از متوليان طب جديد كه مخالف احياء طب سنتي هستند، در عين حال كه رسماً و علناً با مباني طب سنتي مي‌ستيزند، خود در پاره‌اي موارد عملاً از همان طب بهره مي‌گيرند.

چرا احياي طب سنتي لازم است؟ ديگر با وجود طب جديد و دانش نوين پزشكي چه احتياجي به طب سنتي باقي مي ماند؟ آيا در روزگاري كه وسايل سريع‌السيري از قبيل اتومبيل و هواپيما اختراع شده، اين مسخره نيست كه كسي همگان را تشويق به الاغ سواري كند، و دليل و برهان بياورد كه الاغ هم توانايي طي طريق دارد و مي‌تواند مسافري را از جايي به جايي برساند؟

بد نيست اين مقايسه را تحليل كنيم و بپرسيم علت چيست كه در دنياي كنوني سوار شدن بر الاغ و استر و اسب نمي‌تواند جايگزين سوار شدن بر اتومبيل و هواپيما باشد؟ حقيقت امر اين است انسان كه در گذشته از چارپايان براي سواري در محيط طبيعي خود استفاده مي‌كرد، همه چيز طبيعي بود. جمعيت و وسعت شهرها و عوامل متعدد ديگر با سرعت سير چارپايان هماهنگي داشت و استفاده از آنها هيچ اشكالي توليد نمي‌كرد. اما در سه چهار قرن اخير در عالم، تحولي به ظهور رسيد كه محيط بيروني انسان را دگرگون كرد. تكنولوژي جديد با ابعاد وسيع و انرژي‌هاي عظيم آشكار شد و اجتماع بشري، آن حالت طبيعي خود را از دست داد و ارتباطات ضرورت و فوريت بيشتر پيدا كرد و اتومبيل جايگزين چارپايان شد.

اما اگر بشر قديم از گياهان دارويي براي حفظ سلامت و رفع بيماريهاي خود استفاده مي‌كرده است، در واقع بخشي از طبيعت را؛ يعني آن گياهان را براي تأثير در بخش ديگري از طبيعت، كه همان بدن او مي‌بوده به كار مي گرفته است.

آيا همان تحولي كه در شهرها و ساختمانها و راهها به ظهور رسيده، در اندام و اعضاء درون آدمي نيز ايجاد شده است تا ديگر نتوان آنچه را كه بشر قديم براي بدن خود به كار مي‌گرفته، به كار بست؟ مسلماً چنين نيست. اگر دنياي بيرون ما ديگر آن محيط طبيعي گذشته نيست، بدن ما همان جسم طبيعي است كه بوده است و همان طور كه گياهان در گذشته بر اين جسم طبيعي اثر داشته اند، امروز نيز اثر دارند .كاري كه طب جديد با بدن آدمي مي‌كند، تا اندازه‌اي شبيه كاري است كه تكنولوژي جديد با طبيعت جهان مي‌كند.

اگر صرفاً توجه خود را به نتايج آني و فردي و حتي منطقه‌اي تكنولوژي جديد معطوف سازيم، البته ممكن است خوشحال و خندان شويم، اما وقتي تأثير دراز مدت اين تكنولوژي را بر طبيعت و براي همه افراد بشر و در سراسر جهان در نظر بگيريم، آينده‌اي تيره و تاريك را خواهيم ديد كه به نابودي بشريت منتهي خواهد شد. خوشبختانه امروزه اين سخن شاعران، اديبان و حتي فيلسوفان نيست كه عالمان و مهندسان بتوانند در آن ترديد كنند، اين گزارش رسمي معتبرترين دانشگاههاي علمي و صنعتي جهان است كه ادامه جريان كنوني تكنولوژي را به مدد ارقام و اعداد، قطعاً موجب نابودي بشر مي‌داند.

وجه اشتراكي كه مقايسة ما را صحيح مي سازد اين است كه همان طور كه تكنولوژي جديد با استفاده از وسايل غول‌آسا و انرژيهاي متمركز و شديد، طبيعت را مورد تسخير و نفوذ قرار داده است، همان طور هم طب جديد با استفاده از داروهاي شيميايي ساختگي كه تأثيرات شديد و فوري دارند، اعضاي بدن را مورد تأثير قرار داده است و همان طور كه طبيعت نمي‌تواند تأثير تكنولوژي جديد بشري را به نحو مداوم و طولاني تحمّل كند، بدن نيز در مقياس خود، نمي‌تواند تأثير داروهاي شيميايي شديد را كه آزاد كننده فوري انرژيهاي موجود در بدن و محرك دفعي اعضاء آدمي است، تحمل نمايد.

آثار زيانمند جنبي داروها در بدن انسان دقيقاً شبيه آثار تناهي‌آور و مسموم كننده صنايع جديد در طبيعت است. تكنولوژي جديد، طبيعت را مسموم كرده است و داروهاي جديد، بدن آدمي را.
اگر ما نمي‌توانيم جهان را از چنگال تكنولوژي جهانخوار كنوني نجات دهيم، آيا حتي بدن خود را؛ يعني اين عالم صغير را هم نمي‌توانيم در اختيار داشته باشيم؟

داروهاي گياهي از آنجا كه محصول طبيعي طبيعت هستند، از لحاظ سرعت تأثير، با سرعت تأثيرپذيري اعضاء بدن كه جزئي ديگر از همين طبيعتند، هماهنگي دارند و استفاده از آنها به دليل همين معتدل بودن سرعت تأثيرشان، كار خطرناك و حساسي نيست و اشتباه در مقدار مصرف آنها معمولاً ضرر مهمي به بار نمي‌آورد.
مي‌توان دلايل ضرورت احياي طب سنتي را به دو دسته دلايل فردي و دلايل اجتماعي تقسيم كرد؛ آنچه گفتيم دلايلي بود كه به فرد و به سلامتي او كه در واقع غايت نهايي علم طب نيز همان است مربوط مي‌شد. اما احياي طب سنتي نتايج اجتماعي مهمي نيز در بردارد كه اكنون بدانها اشاره مي‌كنيم.

مهمترين نتيجه اجتماعي احياي طب سنتي، اين است كه با اين كار ما ميتوانيم تا حدودي به نوعي خودكفايي برسيم. اين خودكفايي دو جنبه دارد كه يكي علمي و ديگري اقتصادي است.
ما امروزه در طب جديد از نظر علمي يكسره ريزه خوار و جيره‌خوار علم غربي هستيم. داروهاي شيميايي را يا مستقيماً از خارج وارد مي‌كنيم و يا اگر در كارخانه‌هاي داخلي تهيه مي‌كنيم، فرمول و طرز تهيه آنها به دنياي غرب تعلّق دارد و از اين نظر از لحاظ علمي وابسته به ديگرانيم .از لحاظ اقتصادي نيز پولي كه بابت خريد داروها و يا بابت خريد امتياز ساخت آنها به ديگران مي‌پردازيم، رقم هنگفتي است. با احياي طب سنتي، اين هر دو وابستگي دست كم تا اندازه‌اي كم خواهد شد؛ نه تنها از خروج مقداري از ارز كشور به خارج جلوگيري مي‌شود بلكه با عطف توجه به كشت گياهان دارويي و صنايع وابسته بدان، در داخل كشور از روستا گرفته تا شهر، كار توليدي مفيدي ايجاد خواهد شد .تنوع آب و هوا و خصوصيات اقليمي فلات ايران به اندازه‌اي است كه انواع بسياري از گياهان نادر طبي در اين سرزمين مي‌رويد كه بي‌ترديد با رونق گرفتن تهيه گياهان دارويي، مي‌توان قسمتي از آن را نيز صادر كرد.

نتيجه اجتماعي ديگري كه از احياي طب سنتي عايد همگان مي‌گردد، ارزاني اين طب است. با احياي طب سنتي در بسياري موارد، بسته‌هاي گياهان دارويي ارزان قيمت، جاي شيشه‌ها و جعبه‌هاي گران قيمت را خواهد گرفت و اين نكته‌اي است كه از فرط وضوح نيازي به توضيح آن نيست و تأثيري كه كاهش مخارج درمان مي‌تواند در همه طبقات اجتماع و مخصوصاً طبقات كم درآمد داشته باشد، ‌ناگفته آشكار است.

آسـان بودن تربيت طـبيبان سـنتي نيز يـكي ديگر از دلايلي است كه احياي طب سنتي را ايجاب مي‌كند. با سر و سامان گرفتن طب سنتي، مي‌توان در دوره‌هاي كوتاه مدت، گروه قابل توجهي را به عنوان متخصص اين طب تربيت كرد. البته همين جا بايد گفت كه تربيت طبيبان سنتي، ما را يكسره از طب جديد بي‌نياز نخواهد كرد .مهم اين است كه ما بتوانيم قلمرو سودمندي و صلاحيت طب سنتي را مشخص سازيم و سپس در آن قلمرو به طبيبان سنتي اجازه فعاليت و مداوا دهيم.

چرا با طب سنتي مخالفت مي‌شود؟ در اينجا ممكن است پس از اين همه دلايلي كه براي اثبات امكان موجوديت و مفيد و حتي ضروري بودن طب سنتي اقامه شده، اين سؤال پيش آيد كه پس اصولاً چرا با طب سنتي مخالفت مي‌شود؟

علت عمده افول طب سنتي در ايران دو چيز است: نخست خودباختگي ماست نسبت به تمدن غربي، و بعد، رويگرداني از هر آنچه خود داشته‌ايم و از هر آنچه نام «سنت» بر آن نهاده شده است.

از طب سنتي بريده‌ايم به همان دليل كه از هنر سنتي دور مانده‌ايم و به همان دليل كه از هر سنتي محروم گشته‌ايم. ما سنت را دوست داريم اما به شرطي كه به ما نزديك نشود؛ يعني دوست داريم آن را از دور تماشا كنيم و راجع به آن صحبت كنيم نه اينكه با آن زندگي كنيم. براي فهم علت دوم مخالفت با طب سنتي، بايد ديد احياي طب سنتي به چه كساني ضرر مي‌زند.
احياي طب سنتي آن دسته از سرمايه‌داران بزرگ خارجي و نمايندگان آنها و به آن دسته پزشكاني كه با جان آدمي سوداگري مي‌كنند زيان مي‌رساند. همانطور كه هر اتومبيلي كه در جاده‌ها و خيابانها در حركت است، از آن لحاظ كه دائماً مصرف‌كننده لوازم يدكي گران قيمت است، به منزله يك شعبه مصرف سيّار هميشگي به كارخانه سازنده سود مي‌رساند .همان طور هم هر انسان، مادام كه به داروهاي شيميايي گران قيمت محتاج است، يك مشتري بالفعل دائمي كارخانه سازنده دارو محسوب مي‌شود و پيداست كه بالاخره در ميان سرمايه‌داران كارخانه‌هاي داروسازي و واسطه‌هاي دارويي و پزشكان، كساني پيدا مي‌شوند كه سود خود را بر سلامت ديگران ترجيح مي‌دهند و همين كافي است تا با هر اقدامي كه حتي احتمالاً موجب كم شدن سود كلان آنها مي‌شود، به مخالفت برخيزند .البته اين سخن بدين معني نيست كه هر كس با طب سنتي مخالف است ، بيمناك درآمد خويش است، اما اين حكم درباره بسياري از مخالفان صدق مي‌كند.

از كجا بايد آغاز كرد؟ از آنجاییکه احياي طب سنتي كاري نيست كه با صدور يك بخشنامه و قطعنامه عملي باشد و بنايي كه خراب كردن آن صد سال طول كشيده، به يك روز و يك ماه ساخته نمي‌شود؛ در اين راه مشكلات فراواني در كارست و مطالعات بسياري بايد صورت گيرد، اما در هر حال مسلم است كه بايد كاري آغاز شود. بدين منظور پيشنهاد مي‌كنيم كه يك مؤسسه علمي جهت مطالعات مربوط به طب سنتي ايجاد شود و چه بهتر است كه اين مؤسسه وابسته به دانشكده پزشكي يكي از دانشگاههاي كشور باشد. گردآوري كتابهاي قديم و جديدي كه به زبانهاي شرقي و غربي به انحاء در خصوص طب سنتي نگاشته شده، گردآوري نمونه‌هاي گياهان دارويي، تهيه مشخصات و خواص و كمك به عرضه صحيح آنها، تدريس درسهايي درباره طب سنتي در متن برنامه‌هاي دانشكده هاي طب جديد و فراهم آوردن مقدمات ايجاد دوره‌هاي تربيت طبيبان سنتي مي‌تواند از جمله وظايف اين مؤسسه علمي باشد.

باشد كه پيش از آنكه آخرين دكانهاي عطاري اين مرز و بوم براي هميشه بسته شود و پيش از آنكه پيرمرداني كه هم اكنون آخرين حاملان يك سنت هزاران ساله‌اند، بميرند، به خاكستر نيمه‌گرم طب سنتي ايران نفس پاك تازه‌اي دميده شود.


بر گرفته شده از: کتاب مجموعه مقالات درباره طب سنتی ایران
نویسنده: دکتر غلامعلی حداد عادل
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: بیداری اندیشه ، Mahdy2021 ، جوینده حق ، علی 110 ، MESSENGER ، وحید الف ، mojtaba-nk3 ، ztb ، مجید املشی
۲۳:۲۲, ۱۸/آبان/۸۹
شماره ارسال: #2
آواتار
بسیار جالب بود. جای شکرش باقی است که هنوز امثال آقای حداد، نگرشی چنین مثبت به طب سنتی دارند. خیلی امیدوار کننده هست. ان شاءالله که حکیمان و طبیبان سنتی بتونن مقام به ناحق گرفته خودشون رو از جامعه پزشکی غرب زده پس بگیرند.

امضای بیداری اندیشه
[تصویر: signature.jpg]

والذین جاهدوا فینا، لنهدینهم سبلنا
به یقین کسانی که در راه ما تلاش کنند را به راه های خود هدایت خواهیم نمود.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آیات
۱۴:۱۵, ۱۹/آبان/۸۹
شماره ارسال: #3
آواتار
از حسن گزینش شما متشکریم جناب احیاء عزیز

امضای علی 110
پرستش به عبادت نیست، به اطاعت است!!!!
از که اطاعت می کنیم؟!
همو معبود ماست!!

امام زمان علیه السلام:
ظهور ما به تأخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان (شیعیان) سر می‌زند و خبر آنها به ما می‌رسد.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آیات
۲۲:۲۹, ۱/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #4
آواتار
وقتي ما با تمدن غربي مواجه شديم غالباً يکباره از گذشته ي خود بريديم و با استقبال از اين تمدن, با خوشبختي بسيار به انتظار آينده نشستيم .با عجله هر چيز قديمي را که از پدران خود به ميراث برده بوديم از خانه بيرون ريختيم و سعي کرديم تا چيزي که به سليقه ي ميهمان ما خوش نيايد در خانه باقي نماند .اکنون که چند ده سال از آن هنگامه تاراج سنتها و ميراثها گذشته است و فهميده ايم آن ميهماني که در انتظارش بوده ايم, آن قدرها هم که فکر مي کرده ايم مؤدب و خوش خلق و نجيب و سالم نبوده و نيست و خود به فسادهاي گوناگون مبتلاست. شايد وقت آن رسيده باشد که بينديشم چه بايد بکنيم و چه بايد نکنيم. شايد هنگام آن باشد که بازمانده ي آن ميراث کهن را قدر بدانيم.



ما در عرض چند دهسال, ميراث هزار ساله ي خود را آتش زديم, علم و هنر و آداب و سنن خود را کنار گذاشتيم و سعادت را در آن دانستيم که غربي شويم. از جمله يادگارهاي عزيزي که در خانه داشتيم و بدور انداختيم, يکي هم سنت ارزشمند پزشکي ما يا «طب سنتي» بود, که چون با «طب جديد غربي» مشابه نبود, خوار و بي مقدارشد .

سخن اين است که با شناختن و شناساندن طب سنتي مي توان بسياري از گره هايي را که هم اکنون به دندان طب جديد باز مي شود با دست باز کرد, هر چند باز هم گره هايي باقي خواهد ماند که گشودن آنها جز با دندان ميسر نخواهد شد.

شايد مهمترين اعتراضي که مخالفان طب سنتي از لحاظ نظري بر اين طب وارد مي کنند, اين است که مي گويند «طب سنتي علمي نيست» و منظور آنان اين است که در طب سنتي مباني و معانيي وجود دارد که درک آنها مطابق روشهاي علم جديد غربي ممکن نيست و به همين دليل بايد از اين شيوه طبي دست شست و آن را رها کرد تا در انبار تاريک تاريخ, خاک خورده شود .
لازم است اين سخن را مختصراً بررسي کنيم. نخست مي پرسيم از کجا معلوم است که شناخت هستي و درک انحاء گوناگون عملکرد اجزاء آن, جز با روش علم جديد غربي امکان نداشته باشد؟ بديهي است که هر نظرگاه, در عين حال که چشم انداز خاصي را در برابر چشم قرار مي دهد, چشم انداز ديگري را از نظر پنهان مي کند .

اکنون در مغرب زمين که خود مهد علم جديد است، در وجود حقايقي که درک آنها با شيوه هاي علم جديد ميسر نيست و يا لااقل تاکنون ميسر نشده, ترديدي باقي نمانده است و مخصوصاً «انسان» موجودي است که روز به روز عنوان «ناشناخته» بر او بيشتر صدق مي کند و جلوه هاي جسمي و روحي معماگونه ي تازه اي از او به ظهور مي رسد. فراموش نکنيم که طب نيز از آنجا که موضوع آن بدن «انسان» است و به نحوي با همين «موجود ناشناخته» سرو کار دارد, از جنبه هاي «شناخته نشده» تهي نيست .

اکنون با توجه به اين گونه سنتهاي طبي, که مغاير با شيوه ي طبي علم جديدند, مي توان «سلامت» و «معالجه ي بيماريها» را به قله اي تشبيه کرد که براي رسيدن بدان راههاي مختلفي وجود دارد .

اما در باب اين اعتراض که « طب سنتي علمي نيست » به گونه اي ديگر نيز مي توان سخن گفت. غرض از طب چيست؟ آيا نه اين است که غرض از طب «حفظ سلامت و رفع بيماري» است؟ اگر طب را مجموعه ي تدابيري بدانيم که براي وصول بدين غرض به کار گرفته مي شود, در آن صورت بايد بگوييم ملاک معتبر بودن يا نبودن يک نظام طبي تنها اين است که آيا چنين غرضي از آن حاصل مي شود يا نه. بنابر اين اگر ما با يک سنت طبي سر و کار داشته باشيم که بتواند بيماريها را با تجويز دارو و يا برخي تدابير ديگر درمان کند, ولي در عين حال کيفيت دقيق علمي نحوه ي حصول اين درمان بر ما معلوم نباشد, اين جهل و ناآگاهي ما, از ارزش آن سنت طبي نمي کاهد, زيرا غرضي که از طب منظور نظر است حاصل آمده که همان معالجه ي بيماري است و بر عکس اگر طبي باشد که مثلاً به شيوه هاي علم جديد, خاصيت و تأثير مواد مختلف را ولو با تحليلهاي رياضي بيان کند و مراحل بيماري و درمان را دقيقاً و مو به مو به صورت نظري تقرير نمايد, اما در عمل از معالجه ي بيمار عاجز باشد, آن شيوه ي طبي, معتبر محسوب نمي شود.

يکي از تفاوتهاي مهم ميان طب سنتي و طب جديد اين است که در طب جديد, در مطالعه مرض, از ابتدا به سراغ عضوي مي روند که در آن بيماري, مورد آسيب قرار گرفته است؛ يعني توجه دقيق خود را نه به همان بدن به عنوان يک کل, بلکه به يک عضو خاص معطوف مي دارند و آن عضو را مورد تجزيه و تدقيق قرار مي دهند و سعي مي کنند آثار آن بيماري را در اجزاء هر چه کوچکتر مشخص سازند و اگر بتوانند اين پيگيري را تا حد سلول و ملکول نيز ادامه دهند .

به عبارت دقيقتر در علم جديد آنچه اصل قرار مي گيرد کثرت است و وحدت مشهود در موجودات و ارگانيسم ها, يک وحدت اعتباري است نه وحدت ذاتي, در حالي که در جهان بيني سنتي در يک موجود واحد, هم وحدت مي تواند اصيل باشد و هم کثرت و کل مي تواند به عنوان يک کل, خاصيتي داشته باشد که در هيچ يک از اجزاء آن نباشد .

طب سنتي نيز بر اساس چنين فلسفه اي به طبيعت نظر مي کند و بدن انسان را تنها مجموعه اي از اجزاء که فقط با يکديگر ارتباط مکانيکي دارند تلقي نمي کند. بلکه در بدن به نوعي مديريت مستقل قائل است که از آن به «نفس» تعبير مي کند, و به همين دليل در بدن از يک حقيقت واحد به نام «مزاج» سخن مي گويد که در ايجاد و حفظ سلامت بدن, سابقه اي بنيادي دارد.
چگونه مي توان قبول كرد كه اين همه طبيبان كه تاريخ تنها نام معدودي از آنها را بخاطر سپرده است در طول تاريخ با موهوماتي رنگارنگ، به دروغ، مردم همه ي نسلها را سرگرم مي كرده اند؟ مگر نه اين است كه امروزه تصور بسياري از ما از طبيبان سنتي چنين تصوري است؟ چگونه مي توان گفت اين همه حادثه ها كه از طبيبان و بيماران نقل شده دروغ است و همه ي بيمارستانها و مدرسه هايي كه در آنجا طب مي آموخته اند، نمايشخانه اي بوده كه در آن امر موهومي در طول تاريخ بر صحنه مي آمده است .

آيا مي توان گفت مردم همه مي دانسته اند كه از اين طبيبان كاري ساخته نيست و باز هم بدانان رجوع مي كرده اند و با آنكه علم طبيبان از رنج آنان نمي كاسته، آنهمه احترام و عزت برايشان قائل بوده اند و آن شيادان را «حكيم» مي ناميده اند؟ آيا مي توان گفت همه ي شاهان و اميران و محتشماني كه در دستگاه خود طبيباني داشته اند، از آن طبيبان خيري نمي ديده اند?
خوشبختانه همه ي اقوام جهان مثل ما نبوده اند كه به محض مواجهه باطب جديد، طب سنتي را باطل و بي ثمر فرض كنند. براي ما ايرانيان، بهترين نمونه شبه قاره ي هند و پاكستان است .در هند و پاكستان، اشتغال به طب سنتي جرم و جنايت محسوب نمي شود، بلكه به موازات طب جديد، به صورت رسمي، در زندگاني مردم دخالت و شركت دارد .در بسياري از دانشگاههاي معتبر، دانشكده هاي طب سنتي، در كنار دانشكده هاي طب جديد و مستقل از آنها، «حكيم» تربيت مي كنند. در آنجا «دوا خانه» هاي طب سنتي در كنار مطب حكيمان، ما را به ياد عطاريهاي پر رونق نيشابور مي اندازد، البته آن نيشابوري كه هنوز مورد حمله ي مغول قرار نگرفته بود .

يا بايد گفت اين همه مردمي كه در اين شهرهاي آباد و پر جمعيت بدين عطاريها و بيمارستانها روي مي آورند و مقامات مسئولي كه به اين دانشكده ها و به اين حكيمان اجازه ي طبابت داده اند، ديوانه و احمقند و يا بايد قبول كرد كه ما با طب سنتي خود معامله ي خوبي نكرده ايم و «يوسفي را به زر ناسره بفروخته ايم». حتي به كساني كه شرط حقيقي بودن هر واقعيتي را «اروپايي بودن» آن مي دانند بايد گفت در خود مغرب زمين سابقه ي مخالفت با تسلط همه جانبه ي طب جديد و حفظ طب سنتي و بهره گيري از تجربه هاي ديرينه مربوط به گياهان دارويي، سابقه اي برابر تاريخ طب جديد دارد و كتابهايي كه در اين باره به چاپ رسيده و انجمن هايي كه براي حفظ و اشاعه ي اين طب به وجود آمده، چندان پرشمار است كه ذكر آنها در اين مقال و مقاله نمي گنجد.
عجبا كه ما از يك سو اين همه به بوعلي افتخار مي كنيم و خيابان و تالار و دبيرستان و دانشگاه به ياد او و به نام او برپا مي كنيم و بر سر گورش بناي با شكوه مي سازيم و از سوي ديگر هر كه را كه از قانون او، شفا طلبد مجنون و مجرم مي دانيم و به دادگاهش مي كشانيم. چه بسيار گياهاني كه ساقه و برگ و ريشه و گل آنها به صور مختلف در لباس داروهاي طب جديد بر ما عرضه مي شود و چه بسيار داروهاي ساختگي شيميايي جديد كه به تقليد از مواد موجود در همين گياهان طبيعي ساخته شده است. كاش مي دانستيم كه گاهي آنچه به مثقال و به بهاي گران از فرنگ وارد مي كنيم، همان است كه خود خروار خروار به بهاي اندك فروخته ايم.

چرا احياي طب سنتي لازم است؟
اگر بشر قديم از گياهان دارويي براي حفظ سلامت و رفع بيماريهاي خود استفاده مي كرده است، در واقع بخشي از طبيعت، يعني آن گياهان را براي تأثير در بخش ديگري از طبيعت، كه همان بدن او مي بوده به كار مي گرفته است .آيا با ظهور تحولات علمي و صنعتي و اجتماعي جديد كه موجب دگر گوني محيط بيروني بشر شده ، جسم او و بدن او هم دچار دگر گوني شده است؟ مسلماً چنين نيست. اگر دنياي بيرون ما ديگر آن محيط طبيعي گذشته نيست، بدن ما همان جسم طبيعي است كه بوده است و همان طور كه گياهان در گذشته بر اين جسم طبيعي اثر داشته اند، امروز نيز اثر دارند.

طبيعت، تنها با طبيعت سازگاري كامل دارد. هر امر غير طبيعي كه به دليل غير طبيعي بودنش، از لحاظي تأثير خارق العاده و غير معمول مثبتي دارد، از لحاظ ديگر تأثيري منفي به جا خواهد گذاشت. آثار زيانمند جنبي داروها در بدن انسان دقيقاً شبيه آثار تناهي آور و مسموم كننده صنايع جديد در طبيعت است.

اما احياي طب سنتي نتايج اجتماعي مهمي نيز در بردارد كه اكنون بدانها اشاره مي كنيم. با اين كار ما مي توانيم تا حدودي به نوعي خودكفايي برسيم. اين خودكفايي دو جنبه دارد كه يكي علمي و ديگري اقتصادي است. ما امروزه در طب جديد از نظر علمي يكسره ريزه خوار و جيره خوار علم غربي هستيم.

تنوع آب و هوا و خصوصيات اقليمي فلات ايران به اندازه اي است كه انواع بسياري از گياهان نادر طبي در اين سرزمين مي رويد كه بي ترديد با رونق گرفتن تهيه گياهان دارويي، مي توان قسمتي از آن را نيز صادر كرد. نتيجه اجتماعي ديگري كه از احياي طب سنتي عايد همگان مي گردد، ارزاني اين طب است .

با احياي طب سنتي در بسياري موارد، بسته هاي گياهان دارويي ارزان قيمت، جاي شيشه ها و جعبه هاي گران قيمت دارو را خواهد گرفت و اين نكته اي است كه از فرط وضوح نيازي به توضيح آن نيست.

علت عمده افول طب سنتي در ايران دو چيز است: نخست خودباختگي ماست نسبت به تمدن غربي، و روي گرداني از هر آنچه خود داشته ايم و از هر آنچه نام «سنت» بر آن نهاده شده است .براي فهم علت دوم مخالفت با طب سنتي، بايد ديد احياي طب سنتي به چه كساني ضرر مي زند؛ احياي طب سنتي آن دسته از سرمايه داران بزرگ خارجي و نمايندگان آنها و به آن دسته پزشكاني كه با جان آدمي سوداگري مي كنند زيان مي رساند. هر انسان، مادام كه به داروهاي شيميايي گران قيمت محتاج است، يك مشتري بالفعل دائمي كارخانه سازنده دارو محسوب مي شود و پيداست كه بالاخره در ميان سرمايه داران كارخانه هاي داروسازي و واسطه هاي دارويي و پزشكان، كساني پيدا مي شوند كه سود خود را بر سلامت ديگران ترجيح مي دهند و همين كافي است تا با هر اقدامي كه حتي احتمالاً موجب كم شدن سود كلان آنها مي شود، به مخالفت برخيزند .

باشد كه پيش از آنكه آخرين دكانهاي عطاري اين مرز و بوم براي هميشه بسته شود و پيش از آنكه پيرمرداني كه هم اكنون آخرين حاملان يك سنت هزاران ساله اند، بميرند، به خاكستر نيمه گرم طب سنتي ايران نفس پاك تازه اي دميده شود .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آزرم‌شاه ، libera ، ztb ، آیات
۱۰:۰۹, ۲۱/مرداد/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/مرداد/۹۴ ۱۰:۱۸ توسط zaviyehdid.)
شماره ارسال: #5

اگر بشر قدیم از گیاهان دارویی برای حفظ سلامت و رفع بیماریهای خود استفاده می کرده است، در واقع بخشی از طبیعت، یعنی آن گیاهان را برای تأثیر در بخش دیگری از طبیعت، که همان بدن او می بوده به کار می گرفته است .آیا با ظهور تحولات علمی و صنعتی و اجتماعی جدید که موجب دگر گونی محیط بیرونی بشر شده ، جسم او و بدن او هم دچار دگر گونی شده است؟ مسلماً چنین نیست. اگر دنیای بیرون ما دیگر آن محیط طبیعی گذشته نیست، بدن ما همان جسم طبیعی است که بوده است و همان طور که گیاهان در گذشته بر این جسم طبیعی اثر داشته اند، امروز نیز اثر دارند.

سرماخوردگی و آنفلوانزا:
بسیاری از ما تصور می‌کنیم که هنگام سرماخوردگی باید از خوردن ترشی، ادویه‌جات و ... خودداری کنیم، اما دکتر "گریفیتز" نظریه جالبی دارد که خلاف این باورهای قدیمی است. با خوردن مواد ادویه‌دار مثل کاری، مخاط و ترشحات جریان پیدا می‌کنند و گرفتگی بینی ، عفونت گوش و احتقان ریه تسکین پیدا می‌کند.
در هنگام سرماخوردگی مصرف سیر را هم فراموش نکنید. سیر اثرات ضد ویروسی، ضد قارچی و ضد باکتری دارد و آنتی‌اکسیدانی قوی به شمار می‌رود، به این دلیل در درمان عفونت و تقویت ایمنی موثر است.
بوی بدن:
بوی بد بدن مشکلی است که بیشتر در فصل تابستان و هوای گرم موجب عذاب افراد می شود. در هر حال این توصیه را برای روز‌های گرم سال به خاطر داشته باشید: یک قاشق چای خوری جوش‌شیرین را زیر بغل و روی پاهای خود بپاشید. این ماده، یک ضد عرق طبیعی است و میزان رطوبت طبیعی تولید شده در بدن را کم می‌کند.
تب یونجه (آلرژی فصلی):
یک چای کیسه‌ای را در آب سرد خیس کرده و در دستمال کاغذی بپیچید و بر روی چشم ها بگذارید تا خارش ناشی از آلرژی فصلی یا سرماخوردگی تسکین پیدا کند. دکتر "چارلز سیمناف" از دانشگاه منچستر معتقد است اسید تانیک موجود در چای در کاهش خارش موثر است. استفاده از وازلین در سوراخ‌های بینی هم در این مورد خالی از فایده نیست.
متخصصان معتقدند از آنجایی که مواد حساسیت‌زا به وازلین می‌‌چسبند و وارد بدن نمی‌شوند، نمی‌توانند واکنش حساسیتی را شروع کنند. برای بهره‌مندی از این خاصیت کافی است هر دو ساعت یک بار وازلین باقی مانده را از بینی پاک کنید و دوباره بینی خود را با وازلین چرب کنید.
تهوع:
زنجبیل حالت تهوع را برطرف می‌کند. بررسی‌ها نشان می‌دهد مصرف تنها یک گرم پود‌ر زنجبیل قبل از سوارشدن در کشتی تا 40 درصد علائم بیماری مسافرت و تا 70 درصد استفراغ را کاهش می‌دهد.
مصرف زنجبیل در رفع تهوع صبحگاهی(ویار) در بارداری نیز بسیار موثر است. از آنجا که کاهش قند خون باعث بروز تهوع می‌شود، به زنان باردار توصیه می شود از شیرینی زنجبیلی استفاده کنند، چون در این صورت قند خون آنها افت نمی‌کند.
آرتریت (التهاب مفصل):
عسل و سرکه سیب از جمله ضد التهاب‌های قوی هستند. بنابراین اگر از درد مفاصل رنج می‌برید، یک قاشق مرباخوری عسل را با یک قاشق مرباخوری سرکه سیب مخلوط کنید و این معجون را صبح‌ها مصرف کنید تا درد مفاصل ناشی از آرتریت تسکین یابد.
تغییر رنگ دندان‌ها:
دکتر "فیل استیمر" از کلینیک دندان پزشکی لندن توصیه می‌کند برای پیشگیری از تغییر رنگ دندان‌ها بعد از نوشیدن چای و قهوه، آدامس بدون قند(sugar free) بجوید. آدامس جریان بزاق را زیاد می‌کند و با شست‌وشوی دهان مانع ایجاد لکه می‌شود.
سردرد:
بسیارند کسانی که اگر یک روز نوشیدن چای را فراموش کنند، عقوبت ناخوشایندی چون سردرد در انتظارشان است. اما ظاهرا نوشیدن چای در درمان سردرد کسانی که به نوشیدن آن عادت ندارند هم مفید است.
دکتر "جین کلارک" متخصص تغذیه برای درمان سردرد راهکار راحتی دارد: "با شروع اولین علائم سردرد چای بنوشید".
این متخصص، عمده علل سردرد را به گشادی یا تنگی عروق خونی مغز نسبت می‌دهد و معتقد است، کافئین این تغییرات را برطرف می‌کند.
جرم گوش:
4 بار در روز چند قطره روغن زیتون را در گوشتان بچکانید تا جرم گوش نرم شود . دکتر "بایروم" معتقد است این ماده از داروهای شیمیای که برای درمان این مشکل وجود دارند، مفیدتر است.
دندان درد:
اگر می‌خواهید دندان درد شما فورا خوب شود، پنبه را به عصاره گل میخک آغشته کرده و روی دندان دردناک خود بگذارید. البته دقت کنید این ماده بیش از دو دقیقه روی دندان نماند، چون باعث التهاب لثه می‌شود .
پزشکان آلمانی از این گیاه، داروی بی‌حسی تهیه کرده‌اند.
درد پشت:
برای تسکین درد پشت، وردنه را روی زمین گذاشته و در حالی‌که پشت تان را روی آن گذاشته‌اید دراز بکشید. به این ترتیب وردنه بین شانه‌ها قرار گرفته و به صورت شکل T انگلیسی عمود بر نخاع قرار می‌گیرد.
اگر بدن تان را روی آن به حالت بالا و پایین حرکت دهید باعث تسکین تنش عضلانی می‌شود.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  برای طب سنتی و تغذیه سنتی به انحائ مختلف تبلیغ کنیم yektasepas 3 3,996 ۱۱/خرداد/۹۵ ۳:۲۴
آخرین ارسال: amir4515
  دکتر میرغضنفری درموضوع تسهیل روزه داری با تدابیر طب سنتی+صوت اولولالباب 1 1,813 ۲۶/تیر/۹۳ ۱۷:۴۷
آخرین ارسال: baharkhanom
Exclamation گفتگوی اختصاصی با دکتر روازاده (طب سنتی مهم) مهدی2012 3 2,942 ۱۲/خرداد/۹۳ ۲۱:۴۹
آخرین ارسال: ballista
  دانلود سخنرانی های دکتر روازاده در مورد طب اسلامی و سنتی akhevi 32 36,993 ۱۰/خرداد/۹۳ ۹:۳۷
آخرین ارسال: fazel
  منشأ ایدز؛ گفته‏ ها و ناگفته‏ ها mohammad reza 16 10,015 ۱۷/شهریور/۹۱ ۱۹:۴۱
آخرین ارسال: namekarbary
  خشم مافیای پشت پرده صدا و سیما از طب سنتی و دکتر روازاده ضد ماسون 11 9,960 ۲۰/اسفند/۹۰ ۲۰:۰۲
آخرین ارسال: ztb

پرش در بین بخشها:


بالا