کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



موضوع بسته شده  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سنتی یا مدرن؟؟؟ مساله این است!
۱۸:۱۳, ۲۸/آذر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/دی/۹۰ ۳:۲۷ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #1
آواتار
به نام خدا

آیا تا به حال شده قانون حق مسلم شما را خورده باشد و شما به آنچه که سزاوار شماست نرسیده باشید؟

آیا تا به حال شده از قوانین موجود در یک مجموعه ناراضی باشید ولی ناگزیر مجبور به اجرای آنها باشید؟

آیا تا به حال شده در خیابان درخواست کمک داشته باشید ولی هیچ کس نظری به شما نیاندازد؟

آیا تا به حال شده اشتباهی سهوی در رانندگی مرتکب شده باشید اما افسر رانندگی فقط و فقط از ما کارت شناسایی بخواهد؟

آیا تا به حال شده اتفاق غیر منتظره ای برای شما افتاده و به محل کار خود دیر رسیده باشید ولی مامور مراقب فقط و فقط ساعت ورود شما را ثبت کند تا از حقوق شما کسر شود؟

آیا تا به حال شده دلیل موجهی برای غیبت در کلاس داشته باشید، اما استاد درس فقط و فقط چون قانون حرف اول و آخر را می زند از نمره ی شما کسر کند؟

آیا تا به حال شده از این همه قانون گرایی و نظم و انضباط پولادین به سطوح آمده باشید و احساس شکستگی و خرد شدگی میان چرخ دنده های آهنین جامعه ی مدرن داشته باشید؟

آیا تا به حال شده که تصمیم بگیرید برای همیشه شهرنشینی رو ترک کنید و به مناطق دورافتاده تغییر سکونت بدید تا برای همیشه از این قوانین وحشتناک مدرن خلاص شوید؟

آیا . . . .


- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

ابتدا برای درک بهتر بحث باید با دو واژه ی جامعه شناسی آشنا شویم :

Gemeinschaft ( به فارسی گِمین شافت ) و Gesellschaft ( به فارسی گِزِل شافت ) دو واژه ی آلمانی هستند که هر دو را اولین بار Ferdinand Tönnies ( فردیناند تونیس ) جامعه شناس آلمانی در سال 1887 در توصیف، تبیین و تفکیک بهتر رده های تجمع مردم در مکان های مختلف به کار برد.

_از منظر ریشه یابی لغوی ( Etymology ) :

Gemeinschaft از واژه ی آلمانی Gemein که در انگلیسی به کلمه ی "Cruel" و در فارسی به کلمه ی "بی رحمی" نزدیک است، گرفته شده و پسوند انتهایی آن یعنی "schaft" در انگلیسی همان کار پسوند هایی نظیر "ness"، "hood" و . . . را انجام می دهد، در واقع معنی اسم و فعل را مصدری می کند. سرانجام شاید بهترین معنی برایش "بی رحمانه" و "خصمانه" باشد.

Gesellschaft از واژه ی آلمانی Geselle که در انگلیسی به کلمه ی "Associate" و در فارسی به کلمه ی "شریک" نزدیک است، گرفته شده و در نهایت شاید "شراکت" بهترین مهنی برایش باشد.


و در آخر دقیق ترین و نزدیک ترین معنی برای "گمین شافت"، در فارسی "جامعه" و در انگلیسی " Society" و برای "گزل شافت"، در فارسی "اجتماع" و در انگلیسی "Community" می باشد.

_اما توضیح بیشتر در جامعه شناسی ( Sociology ) :

گزل شافت : تجمع توده ی زیادی از مردم است که قوانین بین آنها بیرونی و عقلانی است. قوانین محکم و انضباط پولادین حرف اول و آخر را می زنند و حرف هیچ کس به قانون ارجحیت ندارد. همه موظفند در همه ی شرایط قوانین را رعایت کنند و در صورت سرپیچی مجازات خواهند شد.

در یک جمله : گزل شافت، قانون محور و قانون گراست.


گمین شافت : تجمع اندکی از مردم است که قوانینشان درونی و عاطفی است. خبری از اجرای خشک و محکم قوانین نیست و هر کار نادرستی می تواند قابل اغماض باشد. روابط بیشتر بر مبنای احترام متقابل و صمیمیت افراد شکل می گیرد.

در یک جمله : گمین شافت، شخص محور و صمیمانه تر است.


از گزل شافت در جامعه ی امروز، می توان دانشگاه، مدرسه، ادارت، نهادهای دولتی و غیر دولتی رو نام برد و از گمین شافت می توان به خانواده، گروه های دوستی و روابط فامیلی رو نام برد.

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

خوب . . . تا اینجا که شد تعریف و تبیین اجمالی دو کلید واژه ی مهم در مباحث جامعه شناسی. . . اجازه بدید تا کمی هم به تاریخ رجوع کنیم :

مدرنیته، از منظر جامعه شناسی در یک جمله خلاصه می شود :

|| . . . رجعت از گمین شافت به گزل شافت . . . ||


یعنی زمانی که دکارت راسیونالیزم رو به عنوان اصل تکمیلی فلسفی به حرکت اصلاح طلبانه ی پروتستانتیزم، اضافه می کنه و همه چیز رو از پستوی ذهن بیرون میریزه و دوباره از نو شناخت و معرفت رو با اتکا به عقل تبیین می کنه، عقل خودبنیاد بشر شروع به خلق قوانین جدید برای ایجاد یک جامعه ی مدرن می کنه.
این ماجرا همینطور ادامه پیدا می کنه و روز به روز قوانین جدیدتری برای مدیریت شرایط جدیدتر که برای بشر به وجود آمده، وضع می شوند.

و اما سوالات مهمی در اذهان انسان مدرن کم کم شکل می گیرد :

_این روند تا کجا قرار است ادامه پیدا کند؟ تا چه زمانی قرار است برای حرکات غیر قابل پیش بینی بشر قانون وضع شود؟ تا چه موقع با اعمال انضباط و تنبیه و با وضع قوانین محکم تر قرار است بشر کنترل شود؟

_و از طرفی تا کجا انسان باید این قوانین سفت و سخت و بدون عاطفه که خیلی از شرایط رو برای انسان متصور نمیشن، رو تحمل کنه؟ تا کی باید حق یک آدم با اعمال قانون های بی جا خورده شود؟

_ و از طرف دیگری این که تا چه زمانی قرار است قوانین، پیچیده و پیچیده تر شوند؟ تا کی باید مغز و ذهن انسان درگیر فهم این پیچیدگی های ناشی از قانون مداری شود؟

_ و در آخر تا چه زمانی این همه ظاهرگرایی باید ادامه داشته باشد؟ تا چه درددل های شخصی افراد نباید کوچکترین اهمیتی برای مجریان قانون داشته باشد؟ تا کی باید این زندگی ماشینی و صرفا قانون گرا ادامه داشته باشد؟


یعنی به طور خلاصه این قانون گرایی در مدرنیته، چهار پیامد مخرب برای انسان غربی داشت :

1.از بین رفتن عاطفه و محبت میان اعضای یک جامعه و حتی اعضای یک خانواده. چرا که مدرنیته دوست داشت در همه ی ابعاد به سمت قانون گرایی و گمین شافت، حرکت کند و به بستر خانواده هم رسید. که نهایتا منجر به ایجاد افراد تنها و منزوی در بطن جامعه شد.

2.ازدیاد قوانین و اعمال فشار و تنبیه های بیشتر که در دراز مدت انسان را از زندگی زده می کرد.

3.پیچیدگی ناشی از به وجود آمدن شرایط جدید که ذهن انسان رو متشوش می کرد و استرس و فشار زیادی به بشر وارد می ساخت. و از طرفی شرایط رو برای اعمال قانون هم برای مجریان قانون سخت می کرد.

4.ظاهرگرایی افراطی و عدم توجه به مسائل، مشکلات و زندگی شخصی افراد و عدم وجود یک همدم برای ابراز درددل های شخصی و سرانجام زندگی های بی روح و ماشینی.


که نهایتا این روند سه قرن بیشتر دوام نیاورد . . . تا این که سر کله ی نیچه و سایرین پیدا شد تا اساس این حکومت و جامعه ی نظم محور و قانون گرا رو زیر سوال ببرن و عملا عصر پست مدرن وارد جامعه ی غربی بشه!

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

حالا سوال اساسی :

با توجه به این که جامعه ی مدرن در غرب عملا فروپاشیده شده محسوب می شود، و با توجه به این که جامعه ی امروز ما تا حد خیلی خیلی زیادی مدرن است و در جهت صنعتی شدن حرکت می کند، باید چه کار کرد؟

آیا بازگشت به گزل شافت و جامعه ی سنتی راه چاره است؟ یا تلفیقی از این دو وضعیت؟ و یا راه سومی را باید پیش گرفت؟ و یا ادامه ی همین وضعیت موجود لطمه ای به مردم نخواهد زد؟


منتظر نظرات شما هستم . . .

پ.ن : قبل از ارائه ی راهکار و اعلام موضع حتما نسبت خود را با این جمله مشخص کنید :

آیا قوانین باید ارزش تلقی شوند؟
آیا قانون گرایی محض خوب است یا بد؟


موفق بمانید . . . محمد
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: rastin ، وحید110 ، میلاد.م ، Anti gods ، SARV ، shakiba ، Blank Mind ، Hadith ، بیداری اندیشه ، yamin ، saloomeh ، parisan ، محمدصالح ، خادمة الزهرا ، paradise ، Ahmad-A.R.M ، mrfarzadj ، mahdikp ، مجید املشی

آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۷:۵۲, ۲۳/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #31

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم

ممکنه من در گفته هایم اشتباهی وجود داشته باشد پس اگر لازم داسنتی بفرمایید تا اصلاح نمایم :

خب ، دوستان بزارید بحث رو با یک مثال شروع کنم تا بهتر متوجه منظورم شوید.

نظام ایران یک نظام دموکراسی اسلامی یا مردم سالاری دینی است نه یک نظام تابع دموکراسی و مردم سالاری .

ما در قرآن درباره قوم لوط می خوانیم که تمام مردم قوم لوط با کار زشتشان موافق بودند و تنها حضرت لوط علیه السلام و دو دختر گرامیشان با آنها هم فکر و عقیده نشدند و در آخر خداوند عذاب هایی را بر مردمان قوم لوط نازل می کند و آنها را از بین می برد.

به قول آقای نبویان خداوندا -العیاذ بالله- مگر دموکراسی حالیت نیست ؟!!! اکثریت - نزدیک به 99 درصد - مردم که این کار را قبول داشتند پس چرا آنها را نابود کردی ؟!!!!
----
خب با این مثال به این نتیجه میرسیم بله ما دموکراسی رو قبول داریم ولی دموکراسی ای که تابع دین باشه نه مخالف دستورات و ارزش دین !!!!
به خاطر همین هست که ما می گوییم دموکراسی دینی نه اینکه دموکراسی .

و اما موضوعی دیگر ، چند روز پیش در رابطه با بحث اومانیسم داشتیم تحقیقاتی می کردم و به سخنرانی ای از آقای احمد بهشتی که مکتوب شده بود برخوردم.ایشان بسیار زیبا مبحث اومانیسم و اسلام رابیان کردند و باز هم به این رسیدند که هر اندیشه ای فقط با ضرورت وجود دین موفق و بارزش است.

و اما بحث قانون گرایی که بسیار در اینجا مطرح شده بود :

توجه بفرمایید دوستان ، ما اگر به سخنان رهبر گرانقدرمون گوش بدیم به پاسخ بسیاری از سوالات می رسیم .
چند روز پیش کتابی رو خوندم با نام نقشه ی نقش بر آب و سخنرانی های امام خامنه ای در رابطه با فتنه 88 در آن ذکر شده بود بنده قسمتی از آن را برای شما در اینجا کپی می کنم :

:::: ما واقعاً احتياج داريم به اينكه قانون در تمام امور كشور، يك شاخص، يك محور، يك فصل الخطاب محسوب شود. اگر ما قانونمدار باشيم، واقعاً اين، زندگى مردم را روان خواهد كرد؛ درست مثل چراغهاى سبز و قرمز سر تقاطعها. ببينيد رعايت نكردن اين مسئله چقدر مشكل ايجاد ميكند. خوب، شما با اتومبيلتان رسيديد سر چهارراه. فرض كنيد يك دقيقه، دو دقيقه چراغ سبز بود و داشتند ميرفتند؛ تا شما رسيديد، قرمز شد. سخت است ديگر؛ بايد حالا مدتى اينجا بايستيد. ورود شما در اين منطق هى ممنوعه، براى خاطرآسايش خودتان و دل خودتان، موجب ميشود كه چند ده برابر شما گاهى آدم و اتومبيل در دو طرف مسير كارشان دچار اختلال بشود؛ آن كسى هم كه به عنوان پليس راهنمائى آن وسط ايستاده كه بايد كار را تنظيم كند، دچار مشكل بشود. خوب، قانون را رعايت كنيد تا اين همه مشكل به وجود نيايد. ببينيد، اين يك مثال واضحى است كه به طور روزمره با آن مواج هايم و لذا غالباً هم رعايت ميكنند. هم هى جاها قانون همين است. اگر رعايت قانون شد، كارها روان ميشود؛ اگر ب ىقانونى آمد وسط ميدان - كه هر كسى هم براى بی قانونىِ خودش بالاخره يك توجيهى دارد؛ يكى ميگويد آقا اين قانون حق من را ضايع كرد، اين قانون نميدانم چنين بود، اين قانون چنان بود؛ اما اين توجيه ها قابل قبول نيست - كارها مختل ميشود.

اگر بى قانونى رائج شد، كارها گره خواهد خورد؛ ترافيك سنگين خواهد شد، گر ههاى ترافيكى به وجود م ىآيد، كار مردم از بين ميرود، مصالح مردم پامال ميشود. همه بايستى به قانون احترام بگذارند. و من به شما عرض بكنم؛ اين مورد هم مثل موارد ديگر از چيزهائى است كه فرهنگ آن بايستى از نخبگان سرريز بشود به بدن هى جامعه. اگر شما كه جزو نخبگان هستيد، قانون را رعايت نكرديد، انتظار نداشته باشيد كه بدن هى جامعه قانون را رعايت كند. ادعاى نخبگى بكنيم - نخبگى سياسى، نخبگى علمى - اما در همان مورد كارِ خودمان به قانون ب ىاعتنائى كنيم. در همين قضاياى جارى هم بنده مُصر بودم و هستم و خواهم بود بر اجراى قانون. (بیانات در دیدار نمایندگان مجلس 88/4/3)
پابندى به قانون اقتضاء ميكند كه انسان ولو اين رئي سجمهورى را كه انتخاب شده است قبول هم نداشته باشد، وقتى براى قانون احترام قائل بود، بايستى در مقابل قانون، خضوع كند. خب، معلوم است هيچ كسى نميتواند بگويد اين كسى كه انتخاب شده، صددرصد حُسن محض است، آن طرفى كه انتخاب نشده است، صددرصد قبح محض است؛ نه، همه حُسنى دارند، قبحى دارند؛ اين طرف هم حُسنى دارد، قبحى دارد؛ آن طرف هم حُسنى دارد، قبحى دارد. قانون، ملاك است، معيار است. (بیانات در دیدار با جمعی از طلاب و روحانیون 88/9/22)
:::::::

خب ، امام این چنین به رعایت قانون دشتور داده اند . من لازم نمی دونم با وجود چنین متنی توضیحی بدهم ولی فقط چند کلمه عرض کنم :
قانون گرایی اسلامی صحیح است ولی قانون گرایی که بدون دین باشد ما برای اون هیچ ارزشی قائل نیستیم .

--------------------------------

یک چیز دیگری هم که دوست دارم خدمت عزیزان بگم که با موضوع این تایپک ارتباط داره :

فرق یک مولفه از مدرن مانند اومانیسم ، با سنت :
اگر یک فرد انسان مدرن امروزی و یک انسان سنتی را در کنار هم بگذارید و قیاس کنید می گویند ، انسان مدرن ایده آل تر است چون شما برخی از اعمال را بر آنها قائل نمی دانید ولی ما انسان مدرن را آزاد گذاشتیم!!
شعار انسان گرایی ، به طور مطلق و به طور افراطی این ارزش نشده ، بلکه خودش ضد ارزش شده است . ضرب المثلی در کتاب هایمان داریم که « کل شی جاوز حده ، شابه ضده» هر چیزی که از حد خودش گذشت برمیگردد و با ضد خودش مشابه می شود .
در خود قرآن آیاتی در باب ارزش انسان آمده که ما هه چیز را برای او رام کردیم و آیاتی شبیه به آن و آیاتی دیگر هم آمده که عیب انسان را گفته مانند تبذیرکنندگان برادران شیطانند و یا اینکه انسان کفور و ناسپاس است .

اما فرقی که بین انسان گرایی اسلام و انسان گرایی اومانیسم است ، خیلی فرق زیبایی است . آن این است که انسان گرایی اومانیسم تا حد نفی تمام ارزش ها می رود . ارزش های عقلی ، دینی ، همه را زیر سوال می برد. اما انسان گرایی اسلام تا آنجا می رود که به تمام ارزش ها ، چه ارزشی های عقلی ، خوب ما قایل به حسن و قبح عقلی هستیم ، چه ارزش های شرعی ، اخلاقی ، همه این ها را ما باید در سایه انسان گرایی اسلام اهمیت بدهیم. پس انسان گرایی اش به نفی ارزش های انسانی می رسد ، به سر انسان می زند و این در ارزش گرایی و انسان گرایی اش به آنجا می رسد که تمام ارزش ها را زنده می کند. در آیه ای که در وصف پیامبر اکرم است : همان ها که از فرستاده خدا پیامبر امی پیروی می کنند، پیامبری که صفاتش را در تورات و انجیلی که نزدشان می یابند ، آنها را به معروف دستور می دهد ( این برای ارزش ها است ) و از منکر باز می دارد (چیزهایی که ضد ارزش است را نهی می کنند ) اشیای پاکیزه را برای آنها حلال می شمرد و ناپاکی ها را ترحیممی کند و بارهای سنگین و زنجیرهایی که بر آنها بود بر میدارد .(مقاله اومانیسم و اسلام ، سید احمد بهشتی)

این توضیحی بود که در مقاله ای خونه بودم و برای شما آن را به صورتی اختصار بیان نمودم. اگر لازم دانستید توضیحات بیشتر را نقل نمایم.


برخی از مولفه ها اگر اسلامی باشند ارزش دارند که یکی دیگر از آنها عقل گرایی اسلامی است .

یاحق
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: rastin ، Admirer
۱۸:۰۲, ۲۳/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #32
آواتار
جامعه شناسی اولین بار توسط اگوست کنت بکار برده شد، لطفا بررسی کنید(پست اول)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Admirer
۹:۳۰, ۲۴/بهمن/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/بهمن/۹۰ ۹:۳۴ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #33
آواتار
@ mahdikp :

سلام دوست گرامی!!

ضمن تشکر از نظر شما!! من گمان می کنم بحث با شما هم همانند بحث با علی110 شود!!!

لطفا یک بار از اول تمام مثال هایی که بنده زدم رو مطالعه کنید تا دوباره مجبور به تکرار مکررات نشویم!!!

شما فقط لفظ قانون گرایی رو گرفتید و قصد دارید این حرف رو بگذارید در کنار دین و اینطور مقایسه کنید که اینجا اصالت با خداست و ....

در صورتی که بحث اصلا دین نیست!!!

چرا فکر می کنید اسم این تاپیک رو گذاشتم "سنتی یا مدرن؟؟" لطفا یک بار دیگه تعریف گزل شافت و گمین شافت رو مطالعه کنید!!! در هر دو قانون وجود دارد!!! برای تبیین بیشتر قانون هم به صفحه ی قبل مراجعه کنید که اونجا تا حدی منظور از قانون تشریح شده است!!! ( قوانین اجتماعی ساخته ی بشر که بر روی کاغذ می آیند و ضمانت اجرایی می گیرند! )

ضمنا بحث اینجا کاملا عقلی است و شما اگر قصد دارید حرف های بنده رو رد کنید باید چهار تا معضلی که از قانون گرایی گفتم رو بتونید عقلانی رد کنید!!!

با تشکر از شما

--------

@ SM-YahYa :

با سلام به شما!

دوست من ... این لفظ تا اونجایی که بنده تحقیق کردم اولین بار توسط فردیناند تونیس به کار گرفته شده است.

با تشکر از شما

موفق بمانید و در پناه حق

امضای Admirer
[تصویر: 1wn3fi050ilv8uqetyj9.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: وحید110
۲۱:۰۵, ۲۴/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #34
آواتار
نقل قول:این دقیقا نقطه ی ضعف جامعه ی مدرن است!!!

این دقیقا جایی است که مجرم بدون این که وجدان اخلاقی داشته باشد، وارد جرم و جنایت می شود!!!

این دقیقا سوالی است که من باید از شما بپرسم!![تصویر: smile.gif]
بله کاملا موافقم این یک افت برای دنیای مدرن است .

اگر فقط به قوانین بشری و یا حکومتی تکیه کنیم . بزودی جامعه بدون ارزش و گسیخته خواهد شد

یا حق
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
موضوع بسته شده  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا