کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 5 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
* مطالب ناب، زیبا و تأثیرگذاری که در تالار خوانده ایم *
۲۲:۲۶, ۲۲/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #1
آواتار
سلام برادران و خواهران محترم و امام زمانی.
إن شاءالله که هر روزتون عید باشه. (هر روزی که توش گناه نکنیم، عیده).
داشتم مطالب بخش اخلاق اسلامی و سیره معصومین رو مطالعه می کردم.
واقعا بخش مهدویت و اصول عقاید شیعه مطالب نابی داره.
خودم به شخصه دوست دارم همشون رو تو ذهن بسپارم.
داشتم بعضی هاش رو تو موبایلم یادداشت میکردم.
دیدم نه. نمیشه. باید کار دیگه ای کرد. آخه خیلی زیادن و همشون هم زیبان.
من هم که حوصله نوشتن ندارم.
این تاپیک رو ایجاد کردم تا خودم و هر برادر یا خواهری مطلبی ناب و قشنگ و البته اعتقادی و مذهبی رو تو تالار خونده و خیــــــــلــــــی از اون خوشش اومده رو تو این تاپیک قرار بده.
هر چند وقت هم میایم تو این تاپیک و این مطالب رو مرور میکنیم.
یا علی.
مطالبی که امشب خوندمشون و خیلی زیبا و تأثیر گذار و البته تکون دهنده بودن:

امام على عليه السلام ـ در پاسخ به سؤال از نحوه محاسبه نفس فرمود :
چون صبح را به شب رساند، به سراغ نفْس خويش رود و بگويد :
اى نفْس !
امروز بر تو گذشت و هرگز سوى تو برنمى گردد .
خداوند از تو خواهد پرسيد كه آن را چگونه سپرى كردى ؟
در آن روز چه كردى ؟
آيا خدا را ياد كردى، يا سپاس و ستايشش گفتى؟
آيا حقّ برادر مؤمنى را گزاردى؟ آيا بار غمى از دل او برداشتى ؟
آيا در نبودِ او هواى زن و فرزندان او را داشتى ؟ آيا وقتى مُرد، به بازماندگان او رسيدگى كردى ؟ آيا با استفاده از مقام و موقعيّتت، از غيبت برادر مؤمنى جلوگيرى كردى ؟ آيا مسلمانى را يارى رساندى ؟ چه كارى براى او كرده اى ؟
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : اخلاقت را نيكو گردان خداوند حساب تو را سبك مى كند.

سخنانی از خداوند متعال:

اگر ، رویگردانان از من ، می دانستند من چگونه انتظارشان را می کشم و چطور مشتاق بازگشتشان هستم ، از شوق من ، می مردند و به خاطر محبت من اعضای بدنشان از هم می گسست.
رساله قشیریه و احیا علوم الدین ج 4 ص 472

ای عیسی چقدر چشم انتظار باشم و به نیکی آنها را بطلبم ، در حالی که آنها به سویم باز نمی گردند.
کافی ج 8 ص 134
انا جلیس من جالسنی ، انا ذاکر من ذاکرنی ، انا غافر من استغفرنی ، انا مطیع من اطاعنی

من همنشین کسی ام که با من بنشیند ، یاد کننده کسی هستم که مرا یاد کند ، آمرزنده آن کسی هستم که از من آمرزش بخواهد ، و مطیع کسی هستم که مرا اطاعت کند .

می دونید به چه جور نشستنی عرب « جلیس » میگه ؟؟؟؟
وقتی که دو تا دوست کنار هم بشینند و دستشون رو به دور گردن هم بندازند
.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حلما ، Ramin_Ghn ، Hadith ، N.Mahdavian ، nasimesaba ، sadegh-a ، میلاد.م ، saloomeh ، 208 ، فدک زهرا ، علی 110 ، ترنم ، Islam ، در جستجوی سختی ، مسافر ، EMPERATOR ، ساجد ، abas_341 ، ali.khm ، hesam110 ، shafagh_mah ، mahdy_mir ، SARV ، رهجو ، Abasaleh ، rezvan ، یا صاحب الزمان ، ساقی ، ario65 ، نسیم ، رهیافته ، sevenmoons ، نگار ، ضرغامیان ، somayeh ، Farzaneh ، ZaHrA110M ، منادی حق ، laanbar1-2-3 ، مصباح ، آیات ، لبخند خدا ، السا ، مجتبی110 ، بچه های گمنام ، elahe.sd ، 135

آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۱:۲۳, ۱۰/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #31
آواتار
(۱۱/آبان/۹۰ ۱۰:۵۲)فاطمه خانم نوشته است:  
بسم الله الرحمن الرحیم
[/font]
[font=Andalus]
نماز
حضرت صادق می فرماید : هنگامیکه رو به قبله ایستادی ، پس مایوس باش از دنیا و آنچه از آن است و از خلق و آنچه در آن هستند و خالی ساز قلب خود را از هر آنچه ترا از حق تعالی باز می دارد


http://forum.bidari-andishe.ir/thread-92...l#pid62955

امضای علی 110
پرستش به عبادت نیست، به اطاعت است!!!!
از که اطاعت می کنیم؟!
همو معبود ماست!!

امام زمان علیه السلام:
ظهور ما به تأخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان (شیعیان) سر می‌زند و خبر آنها به ما می‌رسد.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: black ، أین المنتظر ، azade ، نسیم ، نگار ، yamin ، shafagh_mah ، Farzaneh ، ali.khm ، ترنم ، منادی حق
۱۵:۳۷, ۲۱/خرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/خرداد/۹۱ ۱۵:۴۶ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #32
آواتار
(۱۶/بهمن/۹۰ ۲۱:۵۴) نوشته است:  به نام الله
خدایا اینو میگم که بقیه بندهات بدونن وگرنه شما بهتر از خودم میدونی
من بدترین و پستترین بنده خدام 21 یا 23 دی ماه 1386 اون سالی که برف سنگین اومده بود گاز شهرستان شاهرود قطح شده بود منم امتحانات دانشگاه عقب افتاده بود منم تو این روز ماشین بابامو بر داشتم برم ساوه خونه خالم تا محرم اونجا باشم
وسط راه مثل کسانی که سوار در کشتی در طوفان گیر میکنن و به خالسانه ترین شکل ممکن خدارو میخونن با یه تصادف وحشتناک خدارو خواندم
چی دیدم مهم نیست ولی ماشینایی که اطرافم بودن میگفتن فکر نمیکردیم تو زنده از ماشین بیای پایین ولی رو من یک خط هم نیوفتاده بود
همونجا وقتی از ماشین اومدم پایین ماشینو دیدم 1000تا قول به خدا دادم
که این بنده گنه کار حتی یکیش رو هم بجا نیابوردم
انگار که نه انگار خدایی که منرو از هیچ به وجود اوبرده قادر زمین رو زیر پام وا کنه تا منو ببلعه
یکی از قولهام بجا اوبردن نماز قضاءهام بود که تا حالا بجا نیابردم
و خدای بزرگ انقدر مهربونه که نمیدونم چی بگم فقط اشکم در میاد وقتی اینارو مینویسم
برام دعا کنید تا دینمو به خدا اداء کنم
بدترین بنده خدا بیشترین نیازو به لطف خدا دعاء معصومین (علیه السلام) و دعاء شما داره
بازم برام دعا کنین


http://forum.bidari-andishe.ir/thread-69...l#pid91680

با نماز های قضایم چه کنم؟

(۱۴/دی/۹۰ ۱۹:۲۷)mahdikp نوشته است:  بسم الله الرحمن الرحیم

------------

اگر خدا را دوست دارید از من پیروی کنید ! (آل عمران 31)

یعنی کسانی که می گویند خدا را دوست دارند ولی از او پیروی نمی کنند دروغگویند !

------------


http://forum.bidari-andishe.ir/thread-11...l#pid80052
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: azade ، أین المنتظر ، نگار ، yamin ، shafagh_mah ، Farzaneh ، منادی حق
۱۲:۵۵, ۲۲/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #33
آواتار
(۲۸/مرداد/۹۰ ۱:۳۹)منتظر کوچولو نوشته است:  اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم


قبلاً از طولانی بودن مطلب از محضر بزرگواران عذرخواهی می کنم؛ اما واقعاً حیفم اومد که این مطلب رو اینجا قرار ندم... تا اونجایی که شده، تیتر وار کردمش
ان شاءالله مورد بهره برداری قرار بگیره


جهاد اکبر در مقابل جهاد اصغر

1. مخفي بودن دشمن نفس‏ (قَالَ الْكَاظِمُ (علیه السلام): أَخْفَاهُمْ لَكَ شَخْصاً مَعَ دُنُوِّهِ مِنْكَ تحف‏العقول، ص 399.)

2. جهاد اکبر هميشگي است‏. (امام علی: مؤمن همواره و در هر حال مشغول عبادت خدا و جهاد با نفس می باشد. غررالحكم، ص 184.)

3 پيروزي در آ ن نياز به امداد غيبي دارد. (يوسف/23 و 24 ـــ صافات 23).

4 علاوه بر نفس دروني دائما وسوسه‏هاي شيطان نيز به آن كمك مي كنند.

5 شيطان نقطه ضعف را مي داند، غير از دشمنان انساني است كه گاهي نقطه كور را نمي دانند، لذا از هر سو قدرت مانور دارد، چون‏ : (لاقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقِيمَ اعراف/ 16.)

6 شكست در مبارزه با نفس محروم شدن از مقام انسانيت، قرب به خدا و رفتن به دوزخ است. (نازعات/ 39- 37). ولي شكست از دشمنان عادي محروميت ندارد؛ زيرا نهايت ندارد؛ زيرا نهايت شهادت است. (ميزان الحكمة، ج 6، ص 95.)

7 در درگيري با دشمن يك بار مردن است آن هم احتمالا، ولي در مبارزه با نفس هر روز بارها مرگ و سقوط معنويت است.(بحارالانوار، ج 74، ص 24.)

8 پيروزي در جهاد با نفس، هم پيروزي بر هوس است، هم بر شيطان خود و هم بر شيطان ديگري‏. (مجموعه‏ورام، ج 2، ص 10.)

9 نفس، دشمن و مادر ساير دشمن‏هاست. (نهج‏البلاغه، خطبه 50.)

10 نفس، خود انسان و مقام انسانيت را مي خواهد، ولي دشمنان ديگر معادن و ذخائر و آب و خاك و ...

11 وسايل درگيري نفس نامرئي و بيشتر فكري است :‏
- تزئين‏
ـ يَحْسَبُونَ‏ (گمان کردن(م) : اعراف 30)
ـ يَظُنُّونَ‏ (پنداشتن(م) : بقره 78)
ـ يَزْعُمُونَ‏ (گمان کردن(م) : نساء 60)
- قَالَ أَمِيرُ الْمُومِنِينَ (علیه السلام): فغرني بما أهوي مصباح‏المتهجد، ص 844. (دعاي كميل)
- قَالَ أَمِيرُ الْمُومِنِينَ (علیه السلام): و حبسني عن نفعي بعد أملي مصباح‏المتهجد، ص 844. (دعاي كميل)
ـ خدعه‏
ـ محبت‏

12 دشمنان خارجي از شكست واهمه دارند و زود منصرف مي شوند، ولي نفس نه واهمه دارد و نه منصرف مي شود.

13 در مبارزه با دشمن خارجي افكار عمومي مشوق انسانند، ولي در هجوم وسوسه‏هاي شيطاني نفس، انسان غريب و تنها بايد درگير شود و چه بسا افكار عمومي در جهت مخالفتند.

14 هجوم دشمن زمان و برنامه و بودجه لازم دارد، ولي وسوسه نفس فوري و مجاني صورت مي گيرد.

15 چون نفس خارج از منطقه جغرافيايي است، هيچ مكان و زمان و سنگر و دژي كارساز نيست، حتي در شب تاريك درحال اشك و سجده نفس انسان را رها نمي كند.

16 شكست از دشمنان خارجي زود نمودار مي شود ولي گاهي انسان هشتاد سال از نفس و هواي خود شكست خورده ولي توجه ندارد.

17 دشمنان خارجي از بعضي از نواحي هجوم مي آورند و چنانچه چند بار شكست خوردند منصرف مي شوند؛ اما نفس تنها از يك بعد هجوم نمي آورد و منصرف هم نمي شود.

18 در جهاد اكبر همه هستند، ولي در جهاد اصغر خیر (لَيْسَ عَلَي الاعْمي حَرَجٌ وَ لا عَلَي الاعْرَجِ حَرَجٌ وَ لا عَلَي الْمَرِيضِ حَرَجٌ نور/ 61.)

19 در جهاداكبر همه رام كردن است، ولي در جهاد اصغر در دام انداختن دشمن.

20 هر كس در جهاد اكبر پيروز شود در جهاد اصغر شركت مي كند، ولي هر كس در جهاد اصغر شركت كند معلوم نيست در جهاد اكبر پيروز شود. حفظ و تداوم جهاد اصغر با جهاد اكبر است.

21 در جهاد اكبر درگيري با خود شيطان است و در جهاد اصغر با تبعه شيطان.

22 جهاد اصغر ممكن است به خاطر هوس باشد.

23 در جهاد اكبر به خدا مي رسيم، ولي در جهاد اصغر اگر قصد قربت نباشد بعد از پيروزي به آب و خاك و ...

24 در جهاد اكبر چون روحي و دروني است به اخلاص نزديك تريم.

25 جهاد اكبر زمينه ايمان و تمام عبادات است، ولي جهاد اصغر خودش يكي از عبادات است.

26 شرط قبول شدن جهاد اصغر اخلاص است كه خود، جهاد اكبر است؛ زيرا جهاد اصغر ممكن است براي هوس باشد.

27 اگر در جهاد اكبر موفق شديم نيازي به درگيري و جهاد اصغر نخواهد بود.

28 دفع از رفع مشكل‏تر است.

29 غنايم در جهاد اكبر يافتن مقام خليفة اللهي خود است، ولي در جهاد اصغر دست يابي به اسلحه و اسب و زره و ... است.

30 هم قبل از جهاد اصغر و هم در حين جنگ و هم بعد از جهاد اصغر مسئلة جهاد اكبر مطرح است.

31 در جهاد اكبر با هوس مصالحه نيست، ولي در جهاد اصغر صلح هست.

32 در جهاد اكبر مباشرت لازم است، ولي در جهاد اصغر با مال هم مي توان جبهه را كمك نمود.

33 جهاد اصغر مقدمه‏اي است تا مردم به جهاد اكبر (خروج از ظلمات به نور) برسند.

34 در جهاد اصغر ممكن است دشمن توبه كند؛ اما دشمن در جهاد اكبر هرگز توبه نمي كند.

35 جهاد اكبر انتخاب و اراده است، در اصغر اجبار و اسلحه.

36 در جهاد اصغر با زور مي‏جنگيم، در جهاد اكبر با تزوير و وسوسه.

بازم بابت طولانی بودن مطلب از همه شما عذرخواهی می کنم
عفو بفرمایید
یاحق

http://forum.bidari-andishe.ir/thread-44...l#pid42688
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: أین المنتظر ، yamin ، shafagh_mah ، Farzaneh ، منادی حق
۱۹:۱۰, ۲۵/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #34
آواتار
(۱۸/تیر/۹۰ ۱۳:۱۵)fr60din نوشته است:  زاهدی گوید: جواب چهار نفر مرا سخت تکان داد.

اول: مرد فاسدی از کنار من گذشت و من گوشه لباسم را جمع کردم تا به او نخورد.
او گفت: ای شیخ خدا میداند که فردا حال ما چه خواهد بود!

دوم: مستی دیدم که افتان و خیزان راه میرفت به او گفتم قدم ثابت بردار تا نیفتی.
گفت: تو با این همه ادعا قدم ثابت کرده ای؟

سوم: کودکی دیدم که چراغی در دست داشت گفتم این روشنایی را از کجا اورده ای؟
کودک چراغ را فوت کرد و ان را خاموش ساخت و گفت: تو که شیخ شهری بگو که این روشنایی کجا رفت؟

چهارم: زنی بسیار زیبا که درحال خشم از شوهرش شکایت میکرد. گفتم اول رویت را بپوشان بعد با من حرف بزن.
گفت: من که غرق خواهش دنیا هستم چنان از خود بیخود شده ام که از خود خبرم نیست؛ تو چگونه غرق محبت خالقی که از نگاهی بیم داری؟

(۱۹/تیر/۹۰ ۱۲:۴۵)fr60din نوشته است:  دانشمندی یکی را گفت: چرا تحصیل علم نمیکنی؟ آنشخص گفت: آنچه خلاصۀ علم است بدست آورده ام.
دانشمند از او پرسید که خلاصۀ علم چیست؟ گفت: پنج چیز است:

اول آنکه تا راست به اتمام نرسد، دروغ نگویم.
دوم آنکه تا حلال منتهی نشود، دست به حرام دراز نکنم.
سوم آنکه تا از تفتیش نفس خود فارغ نشوم، به جستجوی عیب مردم نپردازم.
چهارم آنکه تا خزانۀ رزق خداوند به آخر نرسد به در هیچ مخلوقی التجا نبرم.
پنجم آنکه تا قدم در بهشت ننهم، از کید شیطان و از غرور نفس نافرمان، غافل نباشم
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میلاد.م ، حسنیه ، أین المنتظر ، یا ثارالله ، فاطمه خانم ، yamin ، shafagh_mah ، Farzaneh ، ali.khm ، منادی حق ، soshiant
۱۲:۲۲, ۲/تیر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲/تیر/۹۱ ۱۲:۲۳ توسط یا ثارالله.)
شماره ارسال: #35
آواتار
بسم الله الرّحمن الرّحیم

(۲/تیر/۹۱ ۲:۲۸)jebreel نوشته است:  دقت کنید
وعن ایمانهم وعن شمائلهم نه وعن یمینهم وعن شمالهم (آنگاه از پيش رو و از پشت‏سرشان و از طرف راست و از طرف چپشان بر آنها مى‏تازم و بيشترشان را شكرگزار نخواهى يافت) :
مراد از روبرومعاد است
مراد از پشت سر مبدا هست
مراد از راست ها(که متاسفانه راست ترجمه میشه)اعمال نیک هست!!(سند:واما من اوتی کتابه بیمینه)مثال:موقعی که میخوای انفاق کنی از در ریا وارد میشه وبه کلی فاتحه ی عملت رو میخونه(اعوذ بالله من الشیطان الرجیم)
و مراد از چپ ها همون اعمال بد هستش که مشخصه
هواستون به حبط عمل هستش که؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خط بطلانی بر اعمال

منبع
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: meshkat ، أین المنتظر ، Tolou ، yamin ، shafagh_mah ، منادی حق
۹:۱۸, ۴/تیر/۹۱
شماره ارسال: #36
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

(۳۱/خرداد/۹۱ ۱۹:۰۷)vahrakan نوشته است:  
دکتـــــــــــــــر شـــــریعتــــــــــــــــی
در قبایل عرب همواره جنگ بود.اما مکه "زمین حرام "بود و چهار ماه رجب ،ذی القعده،ذی الحجه و محرم "زمان حرام".یعنی که در آن جنگ حرام است.دو قبیله که با هم می جنگیدند تا وارد ماه حرام می شدند جنگ را موقتا تعطیل می کردند.اما برای آنکه اعلام کنند که در حال جنگ هستند و این آرامش از سازش نیست و چون بگذرد جنگ ادامه خواهد یافت سنت بود که بر قبه خیمه فرمانده قبیله ،پرچم سرخی برمی افراشتند تا دوستان ،دشمنان و مردم بدانند که "جنگ پایان نیافته است".

آنها که به کربلا می روند می بینند که جنگ با پیروزی یزید پایان گرفته و بر صحنه جنگ آرامش مرگ سایه افکنده است.اما بر قبه آرامگاه حسین پرچم سرخی در اهتزار است......
بگذار این «سالهای حرام» بگذرد!
[تصویر: 112637_629.jpg]

لینک مطلب
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میلاد.م ، أین المنتظر ، yamin ، علمدار133 ، Tolou ، shafagh_mah ، sadegh-a ، منادی حق
۹:۴۸, ۲۳/تیر/۹۱
شماره ارسال: #37
آواتار
(۲۲/تیر/۹۱ ۱۷:۰۲)ats نوشته است:  
بسم الله الرحمن الرحیم
عدل چیست؟احسان چیست؟

آیا می دونید عدل چیه؟من معنی وسیعی از آن نمی دونم ولی چیزی که در جلسات یاد گرفتم اینه که عدل یعنی :هر چیزی باید سر جای خودش باشد.با عدل هست که استعدادها به کمال می رسه.
هرگونه تجاوز به حقوق دیگران ،افراط و تفریط بر خلاف عدل است

مثلا اگر خورشید سر جای خودش نباشد عالم به می خورد اگر روی افراط کند و بیش از اندازه نور دهد و یا تفریط کندو کمتر نور دهد عالم به هم می خورد.
انسان هم بر عدل بر پاست اگر اعضای بدن افراط و تفریط داشته باشن انسان بیمار می شود.
در جامعه ی انسانی هم باید عدل وجود داشته باشه تا جامعه سالم باشه.
بعضی اوقات هست که عدل با آن همه عظمتش به تنهایی پاسخ گو نیست.مثلا اتفاقات غیر مترقبه مثل سیل و زلزله اتفاق می افتد آیا می توان در این مواقع بگوییم که دادن خوراکی یا رساندن امداد به فلان شخص حق است و به دیگری حق نیست؟این جاست که بحث احسان پیش می آید همه باید در این لحظات احسان و فداکاری کنند تا آن جامعه به سلامت خود برسد.یعنی بدون این که حق و حقوق را ببینی از حق خودت بگذری و محبت و فداکاری کنی!!

حالا ارتباط این بحث با بحث والدین چیه؟
قرآن می فرماید:به پدر و مادرت احسان کن نه این که با عدل با آنها رفتار کنی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
مثلا اگر پدر و مادرمون کوتاهی یا خدایی نکرده ظلمی در حق ما کرده باشند ما اجازه نداریم تقابل به مثل بکنیم باید با آنها به احسان رفتار کنیم

لینک مطلب

امضای Tolou
کیست که به خدا اعتماد کرد
و
پشیمان شد؟
...


ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یا ثارالله ، shafagh_mah ، Farzaneh ، منادی حق
۱۴:۱۱, ۲۹/تیر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/تیر/۹۱ ۱۴:۱۱ توسط أین المنتظر.)
شماره ارسال: #38
آواتار
در بحار از امام صادق (‏ع) روايت شده است که فرمود:
هر گاه روز قيامت شود خداوند حساب شيعيان ما را بر ما قرار مي‏دهد، پس آنچه از گناهان بين آن‏ها و بين خدا باشد، محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از درگاه الهي برايشان طلب بخشش مي‏کند و آنچه بين آن‏ها و بين مردم بوده باشد از مظالم محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) آن را از طرف ايشان ادا خواهد ساخت و آنچه بين آن‏ها با ما باشد ما به آن‏ها مي‏بخشيم تا بدون حساب وارد بهشت شوند.


بحار الانوار: 274:7


واااای بر ما...

امضای أین المنتظر
www.kamitafakkor.blogfa.com

صفحه اینستاگرام:
hadithcity
soldierr313
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میلاد.م ، یا ثارالله ، shafagh_mah ، Farzaneh ، ali.khm ، منادی حق ، بیداری اندیشه ، مصباح
۱۱:۰۳, ۱۰/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #39
آواتار
(۱۰/مرداد/۹۱ ۶:۰۴)farzaneh s نوشته است:  کتاب رو تا باز کردم به این جمله رسیدم:
از گناه ما و بخاطر اعمال ما است که آن حضرت (حضرت حجت )هزارسال در بیابان ها در به در و خائف است!
در محضر بهجت ج2 ص44
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یا ثارالله ، Farzaneh ، mohaddese ، منادی حق ، بیداری اندیشه ، مصباح ، سیمرغ
۱۹:۵۴, ۱۳/اردیبهشت/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/اردیبهشت/۹۲ ۱۹:۵۵ توسط نسیم.)
شماره ارسال: #40
آواتار
هر وقت در زندگیت گیری پیش آمد و راه بندان شد، بدان خدا کرده است، زود برو با او خلوت کن و بگو با من چکار داشتی که راهم را بستی؟
هر کس که گرفتار است در واقع گرفته یار است.


"حاج محمداسماعيل دولابي"
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Farzaneh ، حسن.س. ، مرغ باغ ملکوت ، أین المنتظر ، بیداری اندیشه ، مصباح ، سیمرغ ، السا
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا