| نظرسنجی: آیا این انجمن فعال است؟ این نظرسنجی بسته شده است. |
|||
| خیر | ![]() ![]() |
1 | 5.56% |
| بلی | ![]() ![]() |
17 | 94.44% |
| تمام | 18 رأی | 100% | |
|
انجمن حجتیه
|
|
۲۳:۲۷, ۱/اسفند/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/اسفند/۸۹ ۲۳:۳۰ توسط امیر گیمر.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
شنبه 9 تیرماه 1386
مقدمه در چرايي و ضرورت بحث بازخواني تاريخ اسلام نشان مي دهد كه در طول چهارده قرن گذشته اکثر ضرباتي که متوجه مسلمانان گشته است از کج فهميهاي بخشي از مسلمانان بوده است. از جنگ احد تا حوادث پس از رحلت رسول اکرم (صلوات ا... عليه) ماجراي خوارج، شهادت حضرت امام حسين (عليه السلام) و غربت معصومين همه مسائلي است که مسلمين مسبب اصلي تحميل آن بر جامعه اسلامي بوده اند، نه دشمنان خارجي. عمده ويژگي هاي چنين جرياناتي تلفيق جهالت با عبادت، تنگ نظري و پيروي هاي صرفا شعاري نه قلبي مي باشد. يعني ايمان منهاي معرفت که به گفته شهيد مطهري هميشه منجر به سوء استفاده منافقين از دلسوزي هاي جاهلانه گشته است. نتيجه قوت گرفتن آنها استحاله اسلام، حذف محتوا و ماندن پوسته تو خالي خواهد بود. به گفته استاد رحيم پور ازغدي: اين روند مسخ مذهب؛ تفكيك مذهب از حكومت، تفكيك اخلاق از سياست، حذف "محتوا" و "حفظ شكل" بود كه به مبهم و مجهول الهويه كردن اسلام، هزار قرائتي كردنش، تفسير به راي قرآن، تحريف دين و منحط كردن اسلام انجاميد و همين هدف آنهاست؛ نه از صحنه روزگار برانداختن اسلام، كه مي دانند ممكن نيست. آنان نمي خواستند اسلام را محو كنند، مي خواستند آن را مات كنند. اسلامي مي خواستند و مي خواهند بسازند كه ديگر با گنج قارون و تخت فرعون، كاري نداشته باشد. يك اسلام بي طرف كه با سياست و اجتماعيات و حكومت و عدالت و حقوق بشر، كاري نداشته باشد. يك مذهب فردي و عبادي و خصوصي كه ربطي به اين مسائل عيني نداشته باشد و در حوزه حقوق بشر دخالت نكند. مي خواستند دين را به مقداري شعائر خنثي و غير عيني و غير سياسي تبديل كنند و يك اسلام خواب و گيج و كور بسازند و تحويل مردم بدهند.(1) خون دلي که اسلام از اين دسته افراد خورده است به هيچ وجه قابل انکار نيست. مشابه جريانات صدر اسلام در طول مبارزات تاريخي ملت ايران براي سرنگوني رژيم شاهنشاهي نيز وجود داشته است. جملات بسياري از حضرت امام خميني(رحمة الله علیه) شاهد اين مدعاست. به عنوان مثال ايشان در پيام تاريخي خود به روحانيت مي فرمايند : دسته اي ديگر از روحاني نماهايي که قبل از انقلاب دين را از سياست جدا مي دانستند و سر به آستانه ي دربار مي سائيدند يک مرتبه متدين شده و بر روحانيون عزيز و شريفي که براي اسلام آنهمه زجر و آوارگي و زندان و تبعيد کشيدند، تهمت وهابيت و بدتر از وهابيت زدند. ديروز مقدس نماهاي بي شعور مي گفتند دين از سياست جداست و مبارزه با شاه حرام است، امروز مي گويند مسئولين نظام کمونيست شده اند. تا ديروز مشروب فروشي و فساد و فحشا و فسق و حکومت ظالمان براي ظهور امام زمان (ارواحنا فداه) را مفيد و راهگشا مي دانستند، امروز از اينکه در گوشه اي خلاف شرعي که هرگز خواست مسئولين نيست رح مي دهد فرياد وا اسلاما سر مي دهند. ديروز حجتيه اي ها مبارزه را حرام کرده بودند و در بحبوحه مبارزات تمام تلاش خود را نمودند تا اعتصاب چراغاني نيمه شعبان را به نفع شاه بشکنند، امروز انقلابي تر از انقلابي شده اند. ولايتي هاي ديروز که در سکوت و تحجر خود آبروي اسلام و مسلمين را ريخته اند و در عمل پشت پيامبر و اهل بيت عصمت و طهارت را شکسته اند و عنوان ولايت بر ايشان جز تکسب و تعيش نبوده است امروز خود را باني و وارث ولايت نموده و حسرت ولايت دوران شاه را مي خورند.(2) شايد ذكر مقدمات فوق بتواند پاسخي به چرايي بحث از انجمن حجتيه در شرايط فعلي باشد. در حقيقت اين جريان يك نمونه از چنين جرياناتي در عصر حاضر مي باشد. هدف اصلي بحث عبرت گرفتن از جريان تاريخي اين گروه براي شرايط امروز مي باشد. هدف اصلي نقد و بررسي تفكر است نه تشكيلات. شايد بسياري تشكيلات حذف شوند اما تفكر آنها باقي بماند و چه بسا بسياري از تشكيلاتها باقي بمانند اما تفكرشان محو گردد. آنچه مهم است مواجهه با روحيه خوارجيگري است. لذا دليل اصلي پرداختن به اين موضوع عبرتهايي است که بازشناسي جريان حجتيه براي ما و زندگي روزانه و رو به آينده مان دارد. عبرتهايي براي جريان مبارزه با شرق و غرب و مستکبرين عالم. آفتها و انحرافهاي انجمن زنگ هشداري است براي ما که دچار اين آفتها نشويم. بازشناسي انجمن از حيث يکي از جرياناتي که در عصر حاضر مصداق کج فهمي و جهالت شده اند حائز اهميت مي باشد و مطالعه ما نه بخاطر انجمن که بخاطر خودمان و نسل خودمان است. چند نكته مهم * مخاطب اصلي ما در اين نوشته لايه هادي و اصلي انجمن است كه نقش عمده اي در جهت گيري جريان داشته است. قطعا برخورد با ساير لايه هاي انجمن به گونه اي ديگر مي باشد. * در سير اين مطالعات مطالب ضد و نقيضي مطرح بوده كه مبتني بر اعتقادات اخلاقي و ديني تلاش شده است آنچه مسلم و محكمتر است مطرح و در غير اينصورت ديدگاههاي متفاوت مطرح شود و ارزيابي به خواننده واگذار شود. * باتوجه به اينكه هدف نقد فكري مي باشد مباحث تاريخي جهت ارائه كليات و تصوير سازي به طور مختصر ارائه گشته است. * شايد در جريان طرح موضوع اين شائبه پديد آيد كه منجر به اختلاف افكني مي شود و شايد بعضا به سخنان مقام معظم رهبري در سال 60 استناد شود كه عمده كردن اين مسئله كار اشتباهي است.(رجوع شود به بخش انجمن پس از انقلاب) در پاسخ بايستي تاكيد كرد كه اولا اگر نتيجه بحث اختلاف ميان كساني است كه به دين حداكثري مي نگرند و كساني كه به دين حداقلي يعني دين جداي از سياست و اقتصاد و اجتماع مي نگرند كه هيچ باكي نيست و اينجا صحبت از مباني و اصول است كه گذشت و تساهل و تسامح جايز نيست اما قطع به يقين بدنيال اين نيستيم كه به طرح مصاديق و خلاصه كردن جريان در چند نفر و... بپردازيم. آنچه مطرح است تشريح مباني و اصول كلي است. تاريخچه مختصر و برخي نکات مهم تاريخي يكي از جريانات مهم و تاثير گذار بر شرايط سالهاي بعد از 1320 گسترش و تسلط فرقه بهائيت در ايران بوده است. احساس خطر جامعه روحانيت از اين جريان منجر به گرايش روحانيون به سمت خنثي سازي و مقابله با اقدامات اين فرقه گرديد. انجمن حجتيه در حقيقت پس از ملي شدن صنعت نفت و قبل از کودتاي 28 مرداد در سال 1331 با نام انجمن ضد بهائيت آغاز به کار کرد. آشنايي با شيخ محمود ذاکرزاده تولايي موسس انجمن شيخ محمود ذاكر زاده تولايي مشهور به حلبي است. ايشان در مشهد متولد شد. در دوران جواني جزء خطبا و علماي مشهور و فعالين سياسي مشهد بوده است. وي در راديو مشهد به سخنراني مي پرداخت. ايشان در اثر كج فهمي تعاليم اساتيد خود به اخباريگري گرويده است. کار عمده شيخ محمود حلبي پس از شهريور 1320 مبارزه با بهائيان در قالب منبر و خطابه بوده است. وي در مبارزات ملي شدن صنعت نفت شرکت داشته است، اما بواسطه اختلاف ميان رهبران مبارزه، شکست مبارزه در جريان کودتا و عدم موفقيت در ورود به مجلس هجدهم از فعاليتهاي سياسي و مبارزه نااميد شده و ريشه اين تفکر که "بايستي بنشينيم تا امام زمان (ارواحنا فداه) بيايند و امور را اصلاح نمايند" شکل گرفت. علل گرويدن حلبي به تاسيس انجمن در اين که چرا شيخ محمود ذاکر زاده تولايي معروف به حلبي اقدام به تشکيل اين انجمن نمود ديدگاههاي متفاوتي وجود دارد : برخي معتقدند که رژيم به دنبال سرگرم کردن جوانان مذهبي و غافل کردن آنها از مبارزه با رژيم (چه قبل و چه بعد از کودتا)بوده است، لذا اقدام به رشد و ترويج فرقه ضاله بهائيت نمود. يعني علت تشکيل انجمن حجتيه را واکنش به گسترش فرقه بهائيت مي دانند. البته برخي معتقدند كه شيخ محمود حلبي خود مهره ساواك بدين منظور بوده است كه در اين مورد اسنادي در دست نميباشد. ديدگاه ديگر معتقد است که در جريان اقدام روحانيت عليه بهائيت، شيخ محمود حلبي به همراه همکلاسي اش سيد عباس علوي از سوي استادشان ميرزا مهدي اصفهاني مامور به تحقيق پيرامون بهائيت مي گردند که در طي اين مسير سيد عباس علوي به فرقه بهائيت مي پيوندد و اين امر موجب حساسيت بيش از حد حلبي و احساس خطر بيش از پيش نسبت به اين فرقه مي شود. ديدگاه سوم معتقد است اختلاف ميان آيت ا... کاشاني و دکتر مصدق در کنار شکست شيخ محمود حلبي در انتخابات مجلس هفدهم منجر به دلسردي وي از فعاليتهاي سياسي و مبارزه با رژيم و گرويدن به مبارزه! (به معني فعاليت اخباري گونه و اعتقادي صرف ) با بهائيت گشته است. برخي ديگر که بيشتر اعضاي انجمن مي باشند معتقدند که علت تشکيل انجمن خوابي است که آقاي حلبي ديده که در آن حضرت ولي عصر(ارواحنا فداه) ايشان را به تشکيل انجمن سفارش نموده است. که در يک جمع بندي گسترش فرقه بهائيت، تلاش رژيم براي سرگرم کردن جوانان مذهبي و دلسردي شيخ محمود حلبي از شکست مبارزات ، قابل جمع و مي توان آنها را علل گرايش ايشان به تاسيس انجمن حجتيه دانست. بررسي مختصر اساسنامه انجمن حجتيه با نام انجمن ضد بهائيت در سال 1331 تاسيس و سپس در سال 1336 با تدوين اساسنامه کار خود را با نام انجمن خيريه حجتيه مهدوي آغاز نمود. در اساسنامه آن هدف از تاسيس را تبليغ دين اسلام و مذهب جعفري و دفاع علمي از آن با رعايت مقتضيات زمان اعلام نمود. از مهمترين نکات تاکيد بر عدم دخالت انجمن در امور سياسي بود. بگونه اي که قيد گشته است : انجمن به هيچوجه در امور سياسي مداخله نخواهد داشت و نيز مسؤوليت هرنوع دخالتي را كه در زمينههاي سياسي از طرف افراد منتسب به انجمن صورت گيرد، بر عهده نخواهد داشت.(3) از ساير نکات مهم در اساسنامه که بعدها به شدت مورد انتقاد انقلابيون قرار گرفت؛ پذيرش رژيم حاکم و تاکيد بر اين نکته که تمام فعاليتها در چهارچوب قوانين کشور انجام مي پذيرد بوده است. تقريبا در تمامي بندهاي اساسنامه به گونه اي بر اين بحث تاکيد شده است. انجمن قبل از انقلاب انجمن مدعي است که در طول دوران فعاليت اش مورد تاييد مراجع بوده است. اين مطلب متاثر از ماهيت مذهبي انجمن و خطر بهائيت در آن برهه بوده است. بهتر آنست که بگوييم چون کسي تصور مبارزه و سرنگوني رژيم را نمي کرد مبارزه با بهائيت مي توانست کار مقبول و مفيدي باشد و در اولويت قرار گيرد. البته در اين بين نمي توان از نقش و تاثير سوالات جهت داري که انجمن جهت تاييد خود از مراجع پرسيده است صرف نظر کرد. در اين ميان حضرت امام خميني (رحمة الله علیه) هيچگاه به طور کامل انجمن را تائيد نکرده اند. ايشان يک بار مشروط بر صحت ادعاهاي درج شده اجازه استفاده از وجوهات شرعيه را مي دهند و پس از آن (بويژه پس از شروع مبارزات) ديگر تاييد ننموده اند.(4) از نکات تاريک تاريخچه انجمن سازش با رژيم پهلوي و همکاري با ساواک است. بگونه اي که خود اعضاي انجمن گزارش جلساتشان را به ساواک فرستاده و اگر خداي ناکرده مزاحمتي براي جلسات انجمن يا اعضاي آن پديد مي آمد به محض روشن شدن ارتباط آنها با انجمن مسئله رفع مي گشت. ممانعت شهرباني در برگزاري مراسمات يزد و مذاکرات حلبي از تاريک ترين اين مسائل است که در آن شيخ محمد حلبي با تکريم و تجليل از جنايتکاران پهلوي و شاه ملعون ياد مي کند.(5) طرفين از اين ارتباط رضايت داشته و حتي در اسناد ساواک آمده ايشان جزء آن دسته از سخنراناني که عليه حکومت سخن بگويند نيستند. البته در تاريخ سخنراني هاي ايشان هم بويژه از سال 1342 به بعد چيزي مبني بر رد اين ادعا يافت نمي شود. نقل شده است كه در جلسه اي در حدود سال 1345 كه آقاي حلبي و شهيد مفتح و جمعي ديگر از علما حضور داشته اند، شهيد مفتح از اختناق و ممانعت از سخنراني هاي مذهبي انتقاد و گله مي كردند، آقاي حلبي برمي آشوبد و اظهار مي دارد كه بد مي كنيد شما، بر خلاف مصالح مملكت صحبت مي كنيد دستگيرتان مي كنند ولي ما كميسيونها و كنفرانسهاي عظيم تشكيل مي دهيم و هيچكس مزاحم ما نمي شود.(6) اين مسئله آنقدر حاد بوده است که انجمن در سال 1356 و پس شهادت آقا مصطفي خميني و چاپ مقاله اهانت آميز نسبت به حضرت امام خميني (رحمة الله علیه) علي رغم تمامي ظلمها و فسادهاي دربار و شهادت مبارزين و شكنجه آنان توسط ساواك باز هم از سازمان مخوف براي ادامه حيات خود مجوز مي گيرد.(7) برخي مبتني بر ديد سرگرمي نسبت به انجمن معتقدند ساواک ميان آنها و بهائيت موازنه برقرار مي نموده است. يعني در برهه اي آنها را در محدوديت و در برهه اي ديگر بهائيان را محدود مي نموده است که چگونگي آن بستگي به شرايط رژيم داشته است. لذا جمع بندي اين گونه رفتار نشان مي دهد مسئله بهائيت آنچنان در ذهن و فكر آنها حائز اهميت گشته كه بقاء بر هر چيزي ارجح بوده است. انجمن در خلال مبارات بواسطه ديد بسته خود نسبت به مرجعيت، حضرت امام خميني (رحمة الله علیه) را در کنار ساير مراجع يکسان مي ديدند و لذا خود را شرعا ملزم به حضور در مبارزات نمي دانستد و حتي تقابل و تمسخر هم مي نمودند.در قبال اين مسئله اسناد و رويدادهاي متعددي است من جمله سخنراني مشهور آقاي حلبي(8) و واقعه نيمه شعبان 1357 و... در نيمه شعبان 1357 حضرت امام خميني(رحمة الله علیه) در اعتراض به جنايات رژيم برگزاري جشن و چراغاني را تحريم نمودند ليکن انجمن اين اعتصاب را شكست و اقدام به چراغاني کوچه و خيابانها نمود. برخي جملات مانند : مشت بر درفش چه مي تواند بکند... چه کسي با آمريکا مي تواند طرف بشود... يک خودکاري دستش گرفته يک اعلاميه اي نوشته و مي خواهد آمريکا را شکست بدهد.(9) نيز منسوب به انجمني ها مي باشد. انجمن پس از انقلاب انجمن پس از پيروزي انقلاب اسلامي تا مدتها در سردرگمي بوده و از هر گونه موضع گيري خودداري نموده است. اما پس از مدتي با اصلاح اساسنامه اش سعي در همراهي انقلاب نمود (اما آيا اين همراهي همچون همراهي با رژيم شاه بود ؟ در ادامه مقاله خود قضاوت نمائيد.) ليکن شواهد حاكي از باقي ماندن روحيه دينداري بي خطر و عدم اعتقاد به تشکيل حکومت اسلامي و... مي باشد. من جمله اينکه انجمن هميشه مويد پيروزي پس از پيروزي بوده است. به عنوان مثال پس از پيروزي رزمندگان اسلام در جبهه هاي حق عليه باطل اقدام به تبريک به مسئولين و حضرت امام (رحمة الله علیه) مي نمود. ليکن هيچ دعوتي مبني بر حضور در عرصه مباررات انقلاب در طول 5 سال حيات رسمي پس از انقلاب از انجمن ديده نشده است. البته در قبال برخوردي که با انجمن پس از انقلاب انجام پذيرفت انتقادهاي بسيار زيادي مي باشد. منشا اين انتقادها بحث لايه هاي انجمن مي باشد. عده اي معتقدند که انجمن از سه لايه افراد تشکيل شده است. لايه اول عناصر وابسته به رژيم ستمشاهي که يا مغرض بوده اند و يا کج فهم. لايه دوم عناصر عافيت طلب و لايه سوم اشخاص مومن و مسلماني که صادقانه راه را اشتباه تشخيص داده بودند.(10) بر اين اساس برخورد تند اول انقلاب اگر براي دو گروه اول درست باشد ( که البته چنين است) براي گروه سوم اصلا صحيح نبوده و انقلاب مي توانست از پتانسيل و صداقت آنها استفاده نمايد. البته مشخص است که لحن تند و شديد امام خميني (رحمة الله علیه) در سخنراني 21/4/1362 و منشور روحانيت بيشتر متوجه دو گروه اول بوده است. در همين مورد حضرت آيت ا... خامنه اي (حفظه ا... تعالي) که در آن زمان سمت رياست جمهوري را بر عهده داشته اند چنين مي فرمايند : انجمن حجتيه به آن عدهاي گفته ميشود كه در طول بيست و چند سال همت خود را مصروف ميكردند براي پاسخگويي و مقابله با شبهات بهائيها در ايران. البته ميدانيم كه بهائيها بيشتر يك باند سياسي بودند تا يك گروه مذهبي و فكري، اما اين سؤال كه اينها چگونه هستند... به نظر من اين سؤال يك سؤال طبيعي و درستي نيست. من بدون اينكه شما را در طرح اين سؤال متهم بكنم، نفس وجود اين مسأله را و عمده كردن مسأله انجمن حجتيه را در جامعه متهم ميكنم و كساني را كه براي اولين بار اين شايعه و اين بحران مصنوعي را سعي كردند كه به وجود بياورند ناخالص ميدانم. به نظر من در ميان افرادي كه در انجمن حجتيه هستند، عناصري انقلابي، مؤمن، صادق، دلسوز براي انقلاب، مؤمن و به امام و ولايت فقيه و در خدمت كشور و جمهوري اسلامي پيدا ميشوند. همچنانكه افرادي منفي، بدبين، كجفهم، بياعتقاد و در حال نق زدن و اعتراض هم پيدا ميشود. پس انجمن از نقطهنظر تفكر سياسي و حركت انقلابي يك طيف وسيعي است و يك دايره محدود نميباشد. بنابراين ما نميتوانيم بگوييم كه انجمن نوع اول است يا نوع دوم. زيرا در انجمن هم از نوع اول و هم از نوع دوم كساني هستند و شايد هم از هر دو نوع كسان زيادي وجود دارند و من وقتي كه نگاه ميكنم يك چنين حقيقتي را ميبينم و از طرف ديگر كه نگاه ميكنم ميبينم كه سؤال از حال انجمن و اصرار بر رد يا قبول انجمن امروز از سوي گروههايي در جامعه ما دارد اوج ميگيرد. احساس ميكنم كه اين يك حركت طبيعي نيست و حركتي است كه امروز دارند به وجود ميآورند... من معتقدم كه تضادهاي اصلي ما در جامعه اينها نيست. تضاد اصلي ما تضاد انقلاب يا ضدانقلابهاي جهاني و آنگاه ضدانقلابهاي داخلي است.(11) مسئله حائز اهميت امكان سوء استفاده از اين بحث و نقد پرداختن به اين موضوع است كه در مقدمه توضيح داده شد.(رجوع شود به چند نكته مهم در مقدمه) تعطيلي انجمن در هر حال حضرت امام خميني (رحمة الله علیه) در سخنراني مورخ 21/4/1362 با اشاره غير مستقيم انجمن را چنين مورد خطاب قرار مي دهند : "يک دسته ديگر هم تزشان اينست که بگذاريد که معصيت زياد بشود تا حضرت صاحب بيايد، حضرت صاحب مگر براي چي مي آيد؟ حضرت صاحب مي آيد معصيت را بردارد ما معصيت کنيم که او بيايد؟ اين اعوجاجات را برداريد، اين دسته بندي ها را براي خاطر خدا ، اگر مسلميد و براي خاطر کشورتان اگر ملي هستيد اين دسته بندي ها را برداريد. در اين موجي که الان اين ملت را به پيش مي برد در اين موج خودتان را وارد کنيد و بر خلاف اين موج حرکت نکنيد که دست و پايتان خواهد شکست."(12) در پي اين سخنان حضرت امام خميني (رحمة الله علیه) انجمن در بيانيه اي در تاريخ 1/5/62 که سراسر نشان از اختلافات فکري و اعتقادي آنها با خط امام دارد اعلام تعطيلي نمود. در نقد بيانيه انجمن سخن بسيار است اما از آنجا که هدف اصلي نوشته چيز ديگري است با طرح مختصر از آن عبور مي نمائيم. اول اينکه انجمن در همان بيانيه هم قبول نميکند که مخاطب حضرت امام مي باشد و تاکيد مي نمايد که به هيچ وجه انجمن را مصداق اين سخنان نمي دانيم. ثانيا از تعطيلي انجمن اظهار تاسف کرده و ابراز اميدواري مي نمايند که خدمات! سي ساله آنها مورد رضايت بقيه ا... (ارواحنا فداه) باشد گويي حضرت امام مانع از خدمت رساني آنها شده است. ثالثا انجمن را منحل نکرده بلکه اقدام به تعطيلي آن که امر موقتي است مي نمايند. چرا كه انحلال با اساسنامه آنها در تناقض مي باشد كه اين خود نشاني از پايبندي آنها به اساسنامه و مباني گذشته دارد. منبع :http://edalatkhahi.ir/000375.shtml الان انجمن حجتیه هنوز فعال به نظر میرسد برای اطلالعات بیشتر پی ام بدید در واقع نوعی فراماسونری شیعه است اعتقاد دارند برای ظهور مهدی باید فتنه درست کرد اینم از ویکی پدیا نجمن حجتیه تشکیلاتی که هدف اصلی آن، دفاع از اسلام در مقابل بهائیت و تلاش برای «فراهم کردن زمینه ظهور امام عصر» است. این انجمن در سال ۱۳۳۲ به وسیله یک روحانی شیعه به نام شیخ محمود حلبی تأسیس شد.[۱] حلبی این گروه را در سال ۱۳۶۲ پس از تهدید روحالله خمینی و متهمشدن به خیانت و ارتجاع، تعطیل کرد. اختلاف اصلی اعتقادی انجمن حجتیه با دیدگاه حاکم در جمهوریاسلامی ایران، آنست که آنها معتقد به تلاش برای تشکیل حکومتی اسلامی تا پیش از ظهور مهدی نیستند[۲]. با این حال علی اکبر محتشمی معتقد است به واسطهٔ ارتباط با برخی مراجع توانستند در نهادهای حکومتی چون جامعهٔ مدرسین حوزهٔ علمیهٔ قم، شورای نگهبان و مجلس خبرگان رهبری نفوذ نمایند.[۳] فهرست مندرجات [نهفتن] * ۱ تاریخچه * ۲ عقاید * ۳ ساختار * ۴ پس از انقلاب * ۵ جستارهای وابسته * ۶ پاورقی * ۷ منابع [ویرایش] تاریخچه انجمن حجتیه پس از کودتای ۱۳۳۲ با هدف تعلیم کادرهایی برای دفاع علمی از اسلام و تشیع در برابر چالش الهیاتی بهائیت ایجاد شد. مبلغان بهائی این نظر را تبلیغ میکردند که منجی منتظَر شیعیان ظهور کرده و پس از او پیامبری جدید ظهور کرده و اسلام با آمدن این پیامبر آیین جدیدش که بهائیت نام دارد، منسوخ شدهاست. حجتیه به دنبال دفاع از موقعیت شیعه با مراجعه به متون اسلامی و بهائی بود. حساسیت حلبی نسبت به این موضوع از یک تجربه شخصی سرچشمه میگرفت. در دوران طلبگی، او و همشاگردیاش سید عباس علوی توسط یک مبلغ بهایی به آئین بهائی دعوت شده بودند و دوست او به بهائیت گرویده بود. این موضوع زنگ خطری را برای حلبی به صدا درآورد و او با کنارگذاشتن تحصیلات و مطالعات معمول، وقت خود را وقف مطالعه تاریخ و متنهای اصلی بهائیت کرد تا یک پاسخ جامع اسلامی برای مسئله بهائیت بیابد. طرح اولیه حلبی آموزش گروهی از طلبهها برای انجام این وظیفه بود، این امر با مخالفت مقامات مذهبی حوزه علمیه قم روبرو شد. حلبی آنگاه یک گروه داوطلب غیر روحانی متبحر در مباحثه و مناظره را برای این منظور استخدام کرد. این گروه ابتدا به نام انجمن ضد بهائیت و پس از انقلاب به انجمن حجتیه معروف شد. مراحل اولیه پروژه حلبی در مشهد سپری شد. پیشرفت پروژه در مشهد امیدوارکننده نبود و حدود ۶ ماه طول کشید تا او بتواند یک دانشجوی جدی را استخدام کرده و آموزش دهد. تصمیم حلبی برای سفر به تهران موفقیتهای استراتژیکی را برای او به ارمغان آورد. نخستین حلقه شاگردان او از بازاریها و پیشهوران مذهبی تشکیل میشد و آنها توانستند گروهی از دانشآموزان مشتاق و بااستعداد مدارس مذهبی و دبیرستانها را به خدمت گیرند. [ویرایش] عقاید اعتقادات انجمن حجتیه خوانشی از عقاید شیعه امامیه است. آنان معتقد به امامت دوازده امام پس از پیامبر اسلام بودند که دوازدهمین ایشان را در حال حاضر، زنده دانسته و با نام مهدی می شناسند. آنان معتقد به پیروی از مراجع تقلید بوده و هستند و اجازههای مختلفی برای فعالیتهای تشکیلاتی خود از مراجع تقلید دارند. -انجمن حجتیه به شدت مخالف تشکیل حکومت اسلامی و دخالت عالمان دینی در سیاست بود. آنها با تمسك به روايت "رايت"(پرچم)[۴] معتقد بودند قبل از امام زمان، هر پرچمي كه بلند شود در ضلالت است و به شكست ميانجامد. همچنین با تمسک به روایتی از امام صادق تشكيل حكومت خالص را تنها در زمان امام مهدي می دانستند [۵] - بر خلاف مشهور، آنها معتقد نبودند که بايد گناه و ستم و معصيت به اوج خود برسد تا زمينه قيام امام مهدی فراهم شود. بلکه آنان را اعتقاد بر این بوده و هست که راه گشایش از فتنهٔ غیبت، خواست و ارادهٔ الهی است و خواست خداوند، تنها با درخواست مردم از او و دعا کردن برای فرج امکان پذیر است. لذا از دید آنها توجه دادن به ساحت مقدس امام عصر، مصداق بارز امر به معروف است و بدین وسیله، باید مردم را به دعای برای ظهور آن حضرت توجه داد. این گروه در دوران غیبت امام عصر، به پیروی از برخی مراجع تقلید، شرایط را برای جهاد ابتدایی، مناسب نمی داند. هر چند که منکر دفاع در صورت تجاوز نیستند.[۶] -این سازمان در دوران غیبت امام عصر، قایل به تقیه بوده، معتقد بودند كه "مبارزه"ی نابخردانه و ماجراجویانه، هدر دادن نيروهاست. آنان در عصر غيبت یکی از مسئوليتها و وظايف يك انسان مسلمان را "انتظار" می دانند و البته در کنار انتظار، سایر وظایف یک مسلمان شیعه، همچون برقراری نماز، روزه، پرداخت خمس و زکات و اقامه امر به معروف و نهی از منکر را برقرار می دانند. -آنها فلسفه را نوعي بدعت و ورود فلسفه يونان را به اسلام از طرحهاي خلفای بنی عباس برای مقابله با مکتب اهل بیت عصمت و طهارت و دستگاه سازی در مقابل مبانی اندیشهٔ دینی ناب تشیع ميدانستند. -آنها معتقد بودند هر گونه مبارزهٔ هیجانی و نابخردانه با استعمار و استبداد نه تنها سودي ندارد بلكه مايه نيرومندي و پيشرفت دشمنان خواهد شد و پيوسته اين انديشهٔ شیعی را پراكنده ميساختند كه مبارزه با زورمندان و قدرتهاي جهاني ويژه مهدي است و قرآن با صداي رسا اعلام ميدارد كه خود را به دست خويش هلاك نكنيد.[۷] -آنها معتقد بودند هر گونه مبارزه با استعمار و استبداد نه تنها سودي ندارد بلكه مايه نيرومندي و پيشرفت دشمنان خواهد شدو پيوسته اين انديشه را پراكنده ميساختند كه مبارزه با زورمندان و قدرتهاي جهاني ويژه مهدي است و قرآن با صداي رسا اعلام ميدارد كه خود را به دست خويش هلاك نكنيد.[۸] -آنها خود را پیرو علما و فقهای اسلام شناس، آگاه، عالم و دلسوز براي اسلام ميدانستند و معتقد بودند، رهبر و ولي و حاكم جامعه فقط بايد معصوم باشد، و عدالت تنها برای مرجعیت دینی كافي است، و برای تشکیل حکومت اسلامی به عصمت و علم الهی نیز احتیاج است. سه اصل اساسی آنها در زمان شاه چنین بود: 1. مبارزهٔ منطقی و علمی با گروههای منحرف که اعتقادات شیعیان را هدف قرار گرفته بودند به منظور نجات شیعیان از انحرافات اعتقادی و هدایت منحرفان؛ 2. خودداري از دخالت در سیاست به منظور حفظ کیان خود وجلوگیری از زد و خورد بی مورد با دولت مستقر در کشور؛3. پیروی از مرجعیت دینی.[۹] [ویرایش] ساختار در اواخر دهه ۱۳۴۰ نسل دوم نوآموزان حجتیه وارد دانشگاهها شدند و در پی مدرنیزه و استاندارد کردن مدیریت انجمن برآمدند. به این ترتیب ابتدای دهه ۱۳۵۰ شاهد اصلاحات سازمانی در داخل انجمن بود که به تخصصی شدن و تقسیم کار در انجمن منجر شد. افراد پس از آموزشهای پایهای در مورد تشیع، تاریخ بهائیت و الهیات جذب گروههای عملیاتی تخصصی میشدند. این گروهها عبارت بودند از: گروه ارشاد که مسئولیت بحث با مبلغان بهایی، دعوت بهائیان به اسلام و خنثیسازی تأثیرات فعالیتهای مبلغان بهایی را بر عهده داشت. گروه تدریس و گروه نگارش که به استانداردسازی درجات و متنهای آموزشی میپرداختند. متنهای آموزشی حجتیه به صورت تایپ شده و پلی کپی به کلاسهای انجمن ارسال میشد. کلاسهایی که هر هفته در خانههای شخصی اعضا در سراسر کشور برگزار میشد. به جهت الزام اعضا به فراگیری محتویات جزوات و جلوگیری از دستیابی بهاییان به آن ها، این جزوات تا یک هفته پس از توزیع بازیافت میشدند، اما تمامی این جزوات در حال حاضر برای بررسی سوایق اعتقادی این جریان، در دست است.. به شاگردان نیز آموزش داده میشد که نباید جزوات را به دیگران نشان داده یا در مورد آنها با دیگران بحث کنند، چرا که مطالب جزوات، تناقضهای موجود در بهاییت بود و چون مبلغان بهایی از این تناقضها اطلاع کامل نداشتند، در بحث و مناظره، مفتضح می شدند. در واقع مخفی بودن محتویات جزوات از بهاییان، یکی از برگ برندههای نیروهای ارشادی در مناظره با بهاییت بود. گروه سخنرانی تجمعهای هفتگی همگانی را در مکانهای مختلف سازمان میداد که سخنرانان آموزش دیده حجتیه در آنها به به بحث در مورد الهیات شیعی، انتقاد از نگرشهای بهایی و پاسخ به سؤالات میپرداختند. گروه تحقیق بازوی اطلاعاتی انجمن بود و در سه واحد عملیاتی جداگانه به عنوان ستون پنجم انجمن در بهائیت فعالیت میکرد و توانست با شکیبایی و به آرامی در سلسله مراتب مقامات بهائی نفوذ کند. به این ترتیب بدون آن که بهائیان متوجه شوند، تعدادی از اعضای حجتیه از برجستهترین مبلغان بهایی شدند. متخصصان ارشد انجمن در هر یک از این گروهها در اصطلاح اعضای حجتیه با القاب مبارز، سخنران، مدرس و محقق مشخص میشدند. بیشتر اعضای اصلی حجتیه در جلسات هفتگی حداقل دو تا از وظایف ذکر شده را انجام میدادند. واکنش بهائیان به ظهور حجتیه اتخاذ یک وضعیت تدافعی و محتاطانه و خودداری از بحثها و رودرروییهای علنی بود. این پاسخ اعضای حجتیه را از مؤثر بودن رویکرد خود مطمئن کرد و تشویقی برای ادامه فعالیت آنها بود. سازمان به طور مداوم رشد میکرد و در ابتدای دهه ۱۳۵۰ در سراسر ایران و تعدادی از کشورهای همسایه مانند پاکستان و هند گسترش یافت. در بخشهایی از ایران وسعت حجتیه توازنی با میزان تهدید بهائیت نداشت و این امر خشم و حسادت سازمانهای دیگر اسلامی را برانگیخت که قصد داشتند از موفقیتهای حجتیه الگو برداری کنند و یا برای استفاده از منبع اصلی عضوگیری حجتیه یعنی جوانان مذهبی مستعد با این انجمن در حال رقابت بودند. از ابتدای دهه ۱۳۳۰ تا ابتدای ۱۳۵۰ بسیاری از نخبگان آینده انقلاب ایران (۱۳۵۷) از آموزشهای حجتیه بهرهمند شدند، معمولاً به عنوان یک مرحله مقطعی در دوران رشد ایدئولوژیکیشان، در برنامههای عملی و آموزشی که توسط حجتیه ترتیب داده میشد. علاوه بر اهداف مشخص و تعریف شده حجتیه، حس فداکاری، تعهد و وفاداری همانند نوعی تعصب فرقهای نسل بعدی اعضای حجتیه را ترغیب میکرد. انجمن حجتیه در کنار مدرسه علوی نشانگر تلاش اسلام شیعی سنتی برای خوگیری با دنیای مدرن پیرامون بودند و با بهرهگیری از منابعشان برای ترویج جهان بینی خود میکوشیدند. جالب آنکه حجتیه در تلاش برای مقابله با بهائیت برخی از ویژگیهای بهائیان را تقلید کرد. مانند فعالیت محرمانه با مقید بودن به کارایی بوروکراسی ناشی از آن و دستیابی به ادبیات اصلی آن، ماهیت طبقاتی غیر مذهبی سازمان و استفاده از وسایل مدرن ارتباط جمعی. برای مثال مدتها پیش از افتتاح حسینیه ارشاد نخستین سالن سخنرانی اسلامی مدرن در شمال تهران، حجتیه با برگزاری تجمعات عمومی نخستین سازمان اسلامی بود که منبر و قالی را با تریبون و صندلی عوض کرد. اعضای حجتیه برخلاف برادران مذهبی سنتی خود آراسته و مرتب بودند تا در دنیای آموزشی و حرفهای سکولار موفق باشند. حجتیه به رهبری محمود حلبی توانست اجازه دریافت و استفاده از بخشی از عشریهها (سهم امام) را از مراجع تقلید شیعه کسب کند. فعالیت حجتیه از روزهای اول شکلگیری توجه سازمان امنیتی رژیم پهلوی را برانگیخته بود. بر اساس اسنادی که پس از انقلاب منتشر شد، رهبری حجتیه تحت فشار قرار گرفته بود تا انجمن را به طور رسمی به عنوان یک سازمان غیرانتفاعی خیریه با نام «انجمن خیریه حجتیه مهدویه» ثبت کند و قول دهد که از فعالیت سیاسی خودداری کند. تعهد اخیر پس از انقلاب ۱۳۵۷ نیز صورت گرفت. [ویرایش] پس از انقلاب انقلاب اسلامی حجتیه را غافلگیر کرد. واکنش آغازین رهبری نسبت به انقلاب با بدگمانی و بدبینی همراه بود. این موضوع باعث ریزش بسیاری از نیروهای سازمان شد. با پیروزی انقلاب حجتیه به رهبری حلبی درصدد آشتیجویی با رهبری انقلاب برآمد اما مورد استقبال قرار نگرفت. روحالله خمینی که پیش از این انجمن را تأیید کرده بود، اجازهٔ انتقاد علنی از ماهیت غیر سیاسی و گرایش محافظهکارانه انجمن در تفسیر اسلام را داد. نهایتا، پنج سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی خمینی در اشارهای تلویحی به انجمن آنها را به سرکوب خشونتبار تهدید کرد. پاسخ حلبی تعلیق کامل تمام فعالیتهای انجمن بود. بیانیه کوتاه حلبی که تعطیلی حجتیه را اعلام میکرد در ۵ فروردین ۱۳۶۲ در روزنامهها به چاپ رسید. پس از آن جنبشی برای تصفیه وابستگان به حجتیه از نهادهای آموزشی، دانشگاهی و سیاستگذاری در سراسر ایران ایجاد شد. در این میان، انتشار کتاب در شناخت حزب قاعدین زمان، که توسط عماد الدین باقی به رشته تحریر در آمده بود، بر شدت مخالفت طرفداران انقلاب اسلامی با انجمن حجتیه افزود. باقی در این کتاب با انتقاد از انجمن حجتیه و فعالیتهای آنان، آشکارا این انجمن را عامل استعمار خوانده بود. او سالها بعد، اعلام کرد که: «فکر میکنم در فضای پس از انقلاب و جو مسلط آن زمان، به شدت تحت تاثیر انقلاب بودم و در راستای دفاع مطلق از انقلاب و نفی هر جریان مخالف انقلاب، به دور از داوری منصفانه و با ادبیاتی تند، غیراخلاقی و غیرعلمی کتاب "در شناخت حزب قاعدین" را نوشتم. البته شور و حال جوانی نیز در این قضاوت شتابزده و احساسیام بیتاثیر نبود.» او همچنین با اشاره به نظرات انجمن حجتیه در مورد ولایت، اعلام میکند که انتقادات او بر این انجمن، ناشی از تقلید او از روح الله خمینی بوده و بعد از گذشت سال ها، هنگامی که با دیدهٔ یک محقق به آن مطالب نگاه می کند، پشیمانی وجودش را فرا می گیرد. او هم چنین می افزاید: «در شرایطی که پذیرفتن خطایای گذشته هنوز در جامعهٔ ما به شکل یک فرهنگ درنیامده و بسیاری از آقایان که امروز به نظر و موضع خاصی دست یافتهاند، با تکذیب عملکرد گذشتهشان اصرار دارند که بگویند از بدو تولد چنین نظری داشتهاند؛ من صادقانه میگویم که مواضعم در خصوص انجمن حجتیه اشتباه بوده و در آن تجدیدنظر کردهام. امروز نظراتم به برخی از دیدگاههای انجمن حجتیه (نه همه آنها) نزدیکتر از گذشته شده است.» [۱۰] دشمنی حلبی و خمینی به اختلاف آشکار آنان در مورد مفهوم موعودگرایی در اسلام (مهدویت) بازمیگشت. تفسیر کاملا محافظهکارانه حجتیه از موعودگرایی را میتوان مشابه جهانبینی پیشاهزارهای در دنیای یهودی مسیحی دانست. آنها در حالیکه از تمرین زاهدانه و مشتاقانه انتظار ظهور منجی دفاع میکردند، انقلاب عملی برای تعجیل در ظهور مهدی یا هر اقدامی در جهت ساختن آرمانشهر نوید داده شده اسلامی را در غیاب شخص منتظَر نفی میکردند. از سوی دیگر فعالیت انقلابی خمینی گرایش پساهزارهای در مسیحیت و یهودیت را به ذهن متبادر میکند که از برعهده گرفتن نقش فعال در ایجاد جامعه عادل اسلامی پیش از ظهور مهدی دفاع میکند تا زمینه آمدن او را فراهم آورد. در این زمینه میتوان به رویدادی اشاره کرد که به خوبی این تمایز یاد شده را نشان میدهد: در ماههای آغازین پس از انقلاب، تجمع وابستگان حجتیه با شعار «مهدی بیا مهدی بیا» برگزار شد. در پاسخ هواداران خمینی در تجمعات خود این شعار را ساختند: «خدایا خدایا تا انقلاب مهدی، حتی کنار مهدی، خمینی رو نگهدار». در سالهای پس از پایان فعالیتهای حجتیه، در مورد منشأ، ماهیت و اهداف انجمن بحثهایی مطرح میشود که بسیاری از اوقات بیدقت و جانبدارانه هستند. منتقدان نامنصف در هر دو جناح چپ و راست با پراکندن افسانهها و تئوریهای توطئه در مورد حجتیه به جا انداختن دیدگاهی اغراق آمیز و تحریف شده از میزان تأثیرگذاری و برنامههای حجتیه کمک کردند. سازمانها و اشخاص هوادار خمینی از جمله سپاه پاسداران و صادق خلخالی بارها به زنده بودن خط فکری جحتیه اشاره کره و آن را تهدیدی جدی برای نهضت انقلابی میدانستند. منتقدان سکولار از جمله حزب توده و متحدان ایدئولوژیک آن نیز مدعی بودند که با وجود سقوط آشکار محبوبیت حجتیه، آنها همچنان دلال واقعی قدرت در پشت صحنه هستند. آنها از واژه حجتیه به عنوان لقب هر آن که از نظر آنها مرتجع، مستبد و بورژوا به نظر میرسید استفاده میکردند و آن را عامل امپریالیسم در ایران پسا انقلابی میدانستند. انجمن حجتیه ایجاد حکومت اسلامی را تنها با حضور مهدی، امام دوازدهم شیعیان، میسر میدانست و همچنین نظریه ولایت مطلقه فقیه را مردود میدانست و بیان میکرد که ولایت مطلقه فقط به امام معصوم تعلق دارد به همین علت بین اعضاء انجمن و افرادی که به ولایت مطلقه معتقد بودند اختلافهای زیادی وجود داشت. البته انجمن به ولایت فقیه اعتقاد داشت و از مراجع تقلید تبعیت میکرد و تنها بحثش، در حدود اختیارات فقیه بود و نه اصل آن. با بالا گرفتن اختلاف میان انجمن حجتیه و پارهای از سران نظام جمهوری اسلامی، ارگانها و نهادها، آیتالله روحالله خمینی که اساس حکومتش توسط انجمن به زیر سوال رفته بود به بهانه این که حمایت حکومت شاه ایران از بهائیان، آنها رشد کردهاند؛ و با رفتن شاه، بهائیت نیز از بین خواهد رفت، در یک سخنرانی در سال ۱۳۶۲ خواهان انحلال انجمن حجتیه شد. سید روح الله خمینی در پیامی که به «منشور روحانیت» معروف بود نوشت[۱۱]: «... دیروز حجتیهایها مبارزه را حرام کرده بودند و در بحبوحه مبارزات، تمام تلاش خود را نمودند تا اعتصاب چراغانی نیمه شعبان را به نفع شاه بشکنند، امروز انقلابی تر از انقلابیون شدهاند! ولایتیهای دیروز که در سکوت و تحجّر خود آبروی اسلام و مسلمین را ریختهاند، در عمل پشت پیامبر و اهل بیت عصمت و طهارت را شکستهاند و عنوان ولایت برایشان جز تکسّب و تعیّش نبوده است، امروز خود را بانی و وارث ولایت نموده و حسرت ولایت دوران شاه را میخورند!» انجمن حجتیه در کنار کارهای تبلیغاتی خود بر ضد بهاییت، به نقد عقاید آنها هم میپرداخت. این نقدها به گونههای مختلف و با در اختیار گذاشتن آنها در اختیار دیگران انتشار مییافته. محمد باقر نجفی در کتاب بهاییان خود از شیخ محمود حلبی بابت در اختیار گذاشتن اسناد ض |
|||
|
| آغاز صفحه 5 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۳:۱۶, ۲/اردیبهشت/۹۰
شماره ارسال: #41
|
|||
|
|||
|
خب بدون نتیجه که نمیشه بحث واقعا مهمیه دوستان بهتره یکم خودشون رو کنترل کنن، من نه طرفدارم نه مخالف اما می خوام آگاهی به دست بیارم.
|
|||
|
۰:۱۶, ۱/مرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۴/مرداد/۹۱ ۳:۰۴ توسط karimjannat.)
شماره ارسال: #42
|
|||
|
|||
|
با سلام و احترام خدمت دوستان با تبریک به مناسبت فرارسیدن ماه ضیافت و رحمت الهی، قصد داریم تا در این یک ماه نظری بر سه فرقه انحرافی «وهابیت،بهاییت و انجمن حجتیه» داشته باشیم و انشاالله با یاری دوستان موضوع را کاملتر و جامع تر نماییم. با توجه به اینکه اینجانب جزوه ای با همین موضوع تهیه کرده ام, برای عدم اتلاف زمان ارزشمند دوستان, فایل این جزوه را در اینجا قرار می دهم تا با مطالعه آن انشاالله در مورد این سه تفکر منحرف اطلاعات لازم را به دست آورند و اگر احیانا شک و شبهه ای در ذهنشان بود, برطرف گردد و اگر برطرف نگردید همین جا شبهه را مطرح نمایند تا پاسخی مستدل به یاری خدا ارائه شود. به امید روزی که این وبای فرهنگی از اذهان مسلمین ریشه کن گردد...انشاالله
|
|||
|
|
۱۷:۳۹, ۲/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #43
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام دوست گرامی جناب کریم جنت بنده hamedi در سایت askdin.com هستم در مورد انجمن مدارکی در آن سایت داده ام: http://www.askdin.com/thread3290-3.html لطف نموده از پست شماره ۲۵ تا انتها مطالعه نمایید و بفرمایید که چرا شما با این همه تایید مراجع این موسسه را در جمع منحرفین و دشمنان دین میارید!!!؟؟؟ باتشکر – یاعلی |
|||
|
۱۶:۵۸, ۳/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #44
|
|||
|
|||
|
جناب hamedi
سلام. من یکسری مطالب راجع به این انجمن و نظر امام در رابطه با این انجمن رو در اینجا آوردم که امیدوارم مفید واقع بشه: امام خمینی (رحمة الله علیه) با اینکه در اواخر دهه چهل فتوا به جواز استفاده از وجوهات شرعیه را به انجمن داده بود(صحیفه امام ج2 ص30) ولی بعد از آشکار شدن ماهیت غیر سیاسی ، و در سطحی ،ضد سیاسی انجمن، دست از تائیدیه خود برداشت. امام(رحمة الله علیه) بعد از گزارش های پی در پی درباره انجمن حجتیه، از این تائید صرفنظر کرد و در پاسخ به نامه آیت الله گرامی که از ایشان در خصوص فعالیت انجمن و شیخ محمود حلبی سوالاتی مطرح کرده بود ، مرقوم داشتند :"راجع به شخصی[محمود حلبی] که مرقوم شده بود، جلساتش ضررهائی دارد، از وقتی مطلع شده ام، تائیدی از او نکرده ام و ان شاءالله تعالی نمی کنم" (صحیفه امام، ج2 ، ص357) امام خمینی (رحمة الله علیه) پس از انقلاب اسلامی ایران به نقد گفتمان فکری انجمن و روحانیت طرفدار آن پرداخته و می فرماید:"دسته ای از روحانی نماهائی که قبل از انقلاب دین را از سیاست جدا می دانستند و سر به آستانه دربار می ساییدند، یکمرتبه متدین شده و به روحانیون عزیز و شریفی که برای اسلام آن همه زجر و آوارگی و زندان و تبعید کشیدند تهمت وهابیت و بدتر از وهابیت زدند. دیروز مقدس نماهای بیشعور می گفتند: دین از سیاست جداست و مبارزه با شاه حرام است، امروز میگویند مسئولین نظام کمونیست شده اند! تا دیروز مشروب فروشی و فساد و فحشا و فسق و حکومت ظالمان برای ظهور امام زمان- ارواحنا فداه- را مفید و راهگشا می دانستند، امروز از این که در گوشه ای خلاف شرعی که هرگز خواست مسئولین نیست رخ می دهد، فریاد وااسلاما سرمی دهند، دیروز "حجتیه ای"ها مبارزه را حرام کرده بودند و در بحبوحه مبارزات تمام تلاش خود را نمودند تا اعتصاب چراغانی نیمه شعبان را به نفع شاه بشکنند، امروز انقالابی تر از انقلابیون شده اند! "ولایتی"های دیروز که در سکوت و تحجر خود آبروی اسلام و مسلمین را ریخته اند، و در عمل پشت پیامبر و اهل بیت عصمت و طهارت را شکسته اند و عنوان ولایت برایشان جز تکسب و تعیش نبوده است امروز خود را بانی و وارث ولایت نموده و حسرت ولایت دوران شاه را می خورند!!..." (صحیفه نور ج21، ص281) |
|||
|
|
۲۰:۲۱, ۶/مرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/مرداد/۹۱ ۲۰:۲۴ توسط hamedi.)
شماره ارسال: #45
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام جناب asma متاسفانه ظاهرا شما اصلا به لینکی که بنده قرار داده ام توجه نفرموده اید!!! اما در مورد مطلبی که فرمودید عنایت بفرمایید که اگر مرجعی با نامه ای کسی یا گروهی را تایید و یا رد نماید باید با نامه هم خلاف آن را اعلام کند. نه اینکه مثلا نقل قولی در صحیفه ایشان از آقای گرامی. عین نامه حضرت امام را من می توانم برایتان بیارم آیا شما هم می توانید نقل قول آقای گرامی را عینا و یا عکس آن را بیارید؟ در ضمن در آن زمان تمام مراجع وقت هم ایشان را تایید نموده اند که هیچ کدام بعد از آن رد ننموده است. تقاضا دارم به لینکی که قرار داده ام رجوع نمایید و مطالعه کنید : http://www.askdin.com/thread3290-3.html التماس دعا - یاعلی (۴/مرداد/۹۱ ۳:۱۳)karimjannat نوشته است: بسم الله الرحمن الرحیم سلام دوست گرامی جناب کریمیان لطفا به لینک مورد اشاره مراجعه نمایید و نظر خود را بفرمایید. باتشکر - یاعلی |
|||
|
۱:۰۱, ۷/مرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/مرداد/۹۱ ۱:۰۵ توسط Asma.)
شماره ارسال: #46
|
|||
|
|||
(۶/مرداد/۹۱ ۲۰:۲۱)hamedi نوشته است: بسم الله الرحمن الرحیم با سلام 1. برای مشاهده پاسخ مکتوب امام خمینی(رحمه الله علیه)به نامه آیت الله گرامی میتوانید به کتاب خاطرات آیت الله محمد علی گرامی، تدوین محمد رضا احمدی، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ اول1381، انتهای کتاب مراجعه فرمائید. 2.صحیفه امام توسط مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام جمع آوری شده است.لازم به ذکر است که حضرت امام در حکمی مرحوم حاج سیّد احمد خمینی را به مسئولیّت تنظیم و تدوین آثارشان منصوب کرده بودند. در این حکم آمده بود:« فرزند عزیزم، احمد- حفظه اللَّه تعالى و ایّده- از آنجا که شما را بحمد اللَّه تعالى در مسائل سیاسى و اجتماعى صاحبنظر مى دانم و در تمامى فراز و نشیبها در کنار من بوده اى و هستى و با صداقت و کیاست امور سیاسى و اجتماعى این جانب را متصدى هستى، لهذا شما را براى تنظیم و تدوین کلیه مسائل مربوط به خود- که بسا در رسانه هاى گروهى اختلافات و اشتباهاتى رخ داده است- انتخاب مى نمایم.» بنابراین به نظر می رسد که این کتاب مرجع مناسب و قابل اعتمادی در این باره باشد. 3. در پاسخ استفتا انجام گرفته، قید "در صورتیکه احراز شود آنچه در سوال مذکور است " بیان شده است.لذا اگر واقعیّت، چیزی جز فرض مذکور باشد، پاسخ استفتاء خود به خود منتفی بوده و استفتاکنندگان اجازه ی عمل به آن را نخواهند داشت.اکثر استفتائات دیگر نیز به همین شکل و با یکسری فرضیّات برای دیگر مراجع تنظیم شده بود. از سوی دیگر نیز باید این نکته را مدّنظر قرار داد که تا قبل از سال پنجاه ،از آنجا که انجمن در برابر مباحث سیاسی موضعی آشکار نمی گرفت، هنوز بسیاری از مبارزین به عنوان یک گروه فعّال مذهبی و فرهنگی که با بهائیّت مبارزه می کند، نسبت به آن خوشبین بودند. |
|||
|
۲:۴۴, ۹/مرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/مرداد/۹۱ ۲:۲۵ توسط hamedi.)
شماره ارسال: #47
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام دوستان عزیز به لینکی که بنده قرار دادم مراجعه نمودید؟ نظرتون رو بفرمایید لطفا. http://www.askdin.com/thread3290-3.html باتشکر - یاعلی |
|||
|
۱۷:۱۵, ۲۳/آذر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/اسفند/۹۱ ۱۹:۱۱ توسط UNNAMED.)
شماره ارسال: #48
|
|||
|
|||
|
بازخواني افكار و عقايد يك انجمن؛
دستور ويژه امام روحالله؛ "حجتيهايها" خطرناكند به آنها پست كليدي ندهيد اين جريان كه هدف خود را بر روي جوانان مذهبي متمركز كرده، قطعا از ديگر جريانهاي سياسي خطرناكتر است، چراكه ديگر جريانها سعي در جذب معاندين يا حداكثر افراد خنثي را دارند اما انجمن افرادي را بر ضد ولايت بر مي انگيزاند كه خود زماني حامي آن به حساب ميآمدند. به گزارش خبرنگار گروه "فضاي مجازي" خبرگزاري فارس به نقل از رجا، "فلسفه نجس و ضاله است، از بين تمامي علما فقط آقاي "و؛س؛خ" اعلم بودند بقيه اصلا سواد ندارند، خدا رحمت كند حضرت آيتالله حلبي را چقدر براي دين زحمت كشيد، تمام شاگردان ايشان امام زماني هستند، حكومت جامعه ما جوانان را ضد دين ميكند، بايد از سياست دست برداشت، فلاني در ديدار با امام زمان گفته است...، ما نيز زماني به رهبري اعتقاد داشتيم ولي به دلايلي..." اينها گوشهاي از ادبيات جذب و شستشوي مغزي انجمن حجتيه است كه با تشديد فعاليتهاي خود، قشر مذهبي و متدين جامعه را هدف گرفتهاست، البته اين فعاليتها نه به نام انجمن بلكه با نام هيئتها و محافل مذهبي صورت ميپذيرد. * انجمن حجتيه چيست؟ انجمن خيريه مهدويه حجتيه درسال 1335 توسط شيخ محمود ذاكر زاده تولائي معروف به شيخ حلبي با هدف مبارزه با بهائيت از طريق اعتقادي تاسيس شد. اگرچه انجمن در تبصره دوم خود آورده است كه "انجمن به هيچوجه در امور سياسي مداخله نخواهد داشت و نيز مسؤوليت هر نوع دخالتي را كه در زمينههاي سياسي از طرف افراد منتسب به انجمن صورت گيرد، بر عهده نخواهد داشت." ولي عملا مخالفت آنها با اقدام سياسي و خاموش كردن احساسات انقلابي يك مسلمان خواه يا ناخواه انجمن را به يكي از جريانات سياسي تبديل كرده است. * افكار و عقايد انجمن حجتيه، قبل از انقلاب: بزرگ نمايى و جلوه دادن بهائيت به عنوان دشمن اصلى، اصليترين ويژگي انجمن به حساب ميآيد، در اين زمينه شيخ حلبى تأكيد مىكرد: "امروز امام زمان عليه السلام از كسى جز اين خدمت را نمىپذيرد و چيزى جز اين انتظار ندارد. به خدا قسم! امروز تكليف شرعى و دينى همه ما آن است كه با بهائيت مبارزه كنيم." اما شايد نكتهاي كه كمتر به آن توجه شده باشد، تناقض عقيده و عملكرد اين انجمن است. يعني در حالي كه نخست وزير و بسياري از اعضاي هيئت دولت و نزديكان دربار بهايي هستند، نميتوانيد انتقادي را نسبت به دربار از سوي انجمن بيابيد. حتي اعضايي كه به نحوي به رژيم سلطنت اعتراض ميكردند، بر اساس تبصره دوم انجمن بلافاصله به نحوي طرد ميشدند، چراكه به زعم آنان، اسلام تنها دين عبادت است و دخالت در سياست، زيبنده پيشوايان دينى نيست. * پس حمايت علماي بزرگ از انجمن از چه رويي است؟ مبارزه با بهائيت و سخن گفتن از امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به ذاته امر مقدسي است لذا اكثر علما از شروع حركت انجمن حمايت كردند، همچنين در اين بين ميتوان حمايتهايي را از شهيد مطهري نيز يافت. اما اين حمايتها با شروع نهضت امام از 14 خرداد 42 سير نزولي مييابد و با موضعگيري انجمن درباره هدر بودن خون شهدا به طور كامل قطع ميشود. يكي ديگر از اعتقادات اين انجمن بر اين اصل مبتني شده كه قيامهاى قبل از ظهور محكوم به شكست است. آنان با استفاده از برخى روايات، صاحب پرچمهاى قيام قبل از ظهور را گمراه میدانستند و تشكيل حكومت و بسط عدل را در جهت انسداد باب مهدويت میشمردند. همچنين انجمن، جهاد در دوران غيبت را بي معنا ميداند؛ شيخ حلبى در اين باره مىگويد: "[شيعه مىگويد:] در عصر غيبت امام زمان عليه السلام جهاد نيست، چرا؟ چون حاكم اسلامى كه بايد معصوم باشد، مصداق پيدا نكردهاست. وظيفه داريم فقط دين خود را حفظ كنيم. تكاليف شرعیمان را انجام دهيم و به شبهات منكران جواب دهيم و ديگر هيچ." * فلسفه؛ نوعي بدعت در افكار انجمن حجتيه: يكي از شاخصههاي اصلي شناسايي انجمنيها مخالفت آنها با فلسفه است، آنان فلسفه را نوعى بدعت ميدانند. از ديدگاه برخى از انجمنيها، كسى كه فلسفه مىخواند يا درس میدهد، از عدالت ساقط است، بنابر اين شما خود تعامل انجمن با ابن سينا، سهروردي، ملاصدرا، ملاهادي سبزواري، ابونصر فارابي، غزالي، ابوالبركات بغدادي، فخر رازي، خواجه نصير الدين طوسي، صدرالدين دشتكي، شيخ بهايي، ميرداماد، حضرت امام خميني (رحمة الله علیه)، علامه طباطبايي، شهيد مطهري، آيت الله حسن حسن زاده آملي، آيت الله جوادي آملي، آيت الله محمدتقي جعفري، آيت الله محمدتقي مصباح يزدي و مقام معظم رهبري را بيابيد.نگرش انجمن به سياست و حكومت انجمن طرفدار جدايي دين از سياست در دوره غيبت است و به واقع انجمن يك تشكيلات سكولار به حساب ميآيد كه دين را تنها در حريم شخصي، قابل توجه ميداند. اعتقاد به امكان نداشتن تشكيل حكومت اسلامي در دوره غيبت امام معصوم نيز جزو جدايي ناپذير اين تفكر به حساب ميآيد. از ديدگاه انجمن، نشانههاي ظهور عبارتاند از: شيوع گناه و فحشا در ميان مردم كه در اثر آن، خداوند آنها را به جور سلطان، قحطي زمان و ستم حكام عذاب ميكند. بنابراين، آنان علايم آخر زمان را اينگونه تفسير و از آن شاد هستند: "مردم از هم بيزار و همديگر را مورد لعن قرار داده و به روي هم آب دهان مياندازند و شهادت به كفر يكديگر ميدهند." آنان، گراني، قحطي، زلزلههاي پياپي، قتل و غارت، شيوع گناه و فساد و... را نويد دهنده ظهور ميدانند. ديدگاه امام خميني در مورد انجمن: امام خميني در مورد انجمن حجتيه به ناطق نوري و پرورش وزيران وقت كشور و آموزش و پرورش ميفرمايند: "به آنها پست كليدي ندهيد. خطرناكند. وقتي آمدند بين شما تفرقه ايجاد مي كنند، تشتت ايجاد مي كنند. برادران را به جان هم مي اندازند. آنها كار ديگري دارند. دنبال مسئله ديگري هستند. اينها با شاه همكاري مي كردند. برايشان مسئله دين مطرح نبوده است." رهبر كبير انقلاب در سخنراني خود در 21 تير 62 با يادآوري تفكرات انجمن اظهار داشتند: "يك دسته ديگر هم كه تزشان اين است كه بگذاريد معصيت زياد بشود تا حضرت صاحب بيايد، حضرت صاحب مگر براي چه مي آيد؟ حضرت صاحب مي آيد معصيت را بردارد. ما معصيت كنيم كه او بيايد؟" اما شاخصترين موضع امام در مقابل انحراف برخي از روحانيون منتسب و يا نزديك به انجمن حجتيه در "منشور روحانيت" منعكس شده است: "دسته اي ديگر از روحاني نماهايي كه قبل از انقلاب دين را از سياست جدا مي دانستند و سر به آستانهي دربار مي ساييدند، يك مرتبه متدين شده و بر روحانيون عزيز و شريفي كه براي اسلام آنهمه زجر و آوارگي و زندان و تبعيد كشيدند، تهمت وهابيت و بدتر از وهابيت زدند. ديروز مقدس نماهاي بي شعور مي گفتند دين از سياست جداست و مبارزه با شاه حرام است، امروز مي گويند مسئولين نظام كمونيست شده اند. تا ديروز مشروب فروشي و فساد و فحشا و فسق و حكومت ظالمان براي ظهور امام زمان (ارواحنا فداه) را مفيد و راهگشا مي دانستند، امروز از اينكه در گوشه اي خلاف شرعي كه هرگز خواست مسئولين نيست رخ مي دهد، فرياد وا اسلاما سر مي دهند. ديروز حجتيه اي ها مبارزه را حرام كرده بودند و در بحبوحه مبارزات تمام تلاش خود را نمودند تا اعتصاب چراغاني نيمه شعبان را به نفع شاه بشكنند، امروز انقلابي تر از انقلابي شده اند. ولايتي هاي ديروز كه در سكوت و تحجر خود آبروي اسلام و مسلمين را ريخته اند و در عمل پشت پيامبر و اهل بيت عصمت و طهارت را شكسته اند و عنوان ولايت برايشان جز تكسب و تعيش نبوده است امروز خود را باني و وارث ولايت نموده و حسرت ولايت دوران شاه را مي خورند." منشور روحانيت 67.12.3 امام خميني با هوشياري در يافته بود كه تعطيلي انجمن فقط به خاطر حفظ ظاهر و نداشتن قدرت رويارويي با رهبري انقلاب بود. امام در يك جلسه خصوصي با يادآوري اين كه انجمن فعاليت خود را تعطيل كرده نه منحل، آن را بي فايده خوانده بود. * امروز انجمن چه ميگويد اعتقاد نداشتن به ولايت فقيه، دشمني شديد با اهل سنت، ادعاهاي دروغين درباره تشرف و رويت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)، تشكيل كلاسهاي مريد پروري با عنوان نردبام عرفان و اخباريگري از اعتقادات روز انجمن به حساب ميآيد. انجمن در مناسبت هايي همچو شهادت حضرت محسن، عيدالزهرا(سلام الله علیها)، هفته وحدت، شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها)، ميلاد امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و عيد غدير فعاليتهاي خود را در پوشش مراسم مذهبي تشديد ميكند. اكثر وبلاگها و رسانههاي وابسته به انجمن با فحاشي خارج از عرف به اهل تسنن، موجب ايجاد تفرقه شده و جالب تر آنكه يكي از محورهاي حمله به مقام معظم رهبري موضع گيري هاي ايشان در راستاي وحدت امت اسلامي است. رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار جوانان استان سيستان و بلوچستان در سال 81 فرمودند: "بدانيد آن كساني كه شيعه را عليه سني، سني را عليه شيعه تحريك مي كنند، نه شيعه را دوست دارند و نه سني را، با اصل اسلام دشمناند. رحما بينهم، يعني برادران مسلمان بين خود رحيم و مهربان باشند. دشمن از هر دو طرف تلاش ميكند. از يك طرف غالي گري و ناصبي گري را ترويج مي كند و شيعه را در چشم سني دشمن حقيقي معرفي مي كند -بعضي از متحجرين ديني هم متاسفانه باور مي كنند- از سوي ديگر شيعه را به اهانت به مقدسات و ارزشهاي سني وادار مي كند. توطئه دشمن آن است كه اين دو مكتب را در مقابل هم قرار دهد." * خطيب مشهوري كه انجمن را تبليغ ميكند امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در آخرين توقيع شريف خود به جناب علي ابن محمد سمري آخرين نايب خاصشان ميفرمايند: "يا علي بن محمد السمري أعظم الله أجر إخوانك فيك فإنّك ميت ما بينك و بين ستة أيام فاجمع أمرك و لاتوص إلي أحد يقوم مقامك بعد وفاتك، فقد وقعت الغيبة الثانية [التامة] فلا ظهور إلّا بعد إذن الله عزّ و جلّ و ذلك بعد طول الأمد و قسوة القوب و امتلاء الأرض جوراً و سيأتي شيعتي من يدّعي المشاهدة، ألا فمن ادّعي المشاهدة قبل خروج السفياني و الصيحة فهو كاذب مفتر" "اي علي بن محمد سمري، خداوند پاداش برادرانت را در مرگ تو بزرگ گرداند. تو تا شش روز ديگر ميميري، پس كارت را سامان ده و به كسي به عنوان جانشين پس از خود، وصيت مكن كه ديگر غيبت تامه واقع شده است. ديگر ظهوري نيست مگر به اذن خداوند و آن پس از مدتي دراز و بعداز آن كه دلها سخت شد و زمين از ستم پرشد، به وقوع خواهد پيوست. به زودي از شيعيانم، كساني خواهند آمد كه ادعاي ديدار (مشاهده) مرا ميكنند. آگاه باشيد هركس پيش از خروج سفياني و صيحة آسماني ادعاي ديدار مرا كرد، دروغگو و مفتري است. " در عين حال، يكي از سخنرانان مذهبي كه اكنون سخنرانيهايش در اكثر دكه هاي مذهبي پخش و بر روي گوشيهاي تلفنهاي همراه بلوتوث ميشود، ادعا ميكند: " امام زمان ماه رمضان پارسال، يكي از علما در جمكران خدمت امام زمان رسيد، من با يك واسطه ميگويم اجازه ندارم بگويم كي، با يك واسطه مي گويم چون يك تيكه از پيغامش مربوط به من بود، خودشان، من شمال مي رفتم منبر، آن عالم بزرگوار پرسيده بود آمد مازندران، يك افطار پيش ما بود، گفت، بنده را داغون كرد له كرد قلبمو چلوند رفت، بيچاره شدم، يك سال و نيمه دو ساله ماه رمضان پارسال به من گفت كه امام زمان 13 ماه رمضان تو جمكران خدمت آقا رسيده، ديدم چشايه مهدي فاطمه كوچولو شده زير چشماش كبود شده..." فرد مورد نظر كه با وجود پخش نشدن سخنرانيهايش در صدا و سيما به شهرت رسيده است، در جايي ديگر با يادآوري خدمات شيخ حلبي، او را امام زماني دانسته و مي گويد "كاري با انگ هاي سياسي ندارم، تمامي شاگردان حلبي منبرشون دربست براي امام زمانه..." وي در اين رابطه اشاره نكرده است كه سخنان صريح امام هم آيا انگ سياسي است يا نه (گروه تاريخ رجا نيوز در صورت اعتراض نامبرده، اسناد و فايل صوتي وي را منتشر خواهد كرد) به هر حال انجمن در جلسات خود وظيفه شيعه آل محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را اينگونه بر مي شمارد: - انتظار: وضع انتظار و نديدن امام معصوم از بزرگترين مصيبتهاست - غمگين بودن بهواسطه مفارقت آن حضرت - دعا براي تعجيل فرج آن حضرت - گريستن از دوري آن حضرت - تسليم و انقياد داشته باشد كه براي امر امام (ارواحنا فداه) عجله نكند - صدقه به قصد سلامت آن حضرت * انجمن و فتنه 88 : يكي از تهمت هايي كه مرتب به دولتهاي نهم و دهم زده ميشد، ارتباط با انجمن حجتيه است. در عين حال، عبدالكريم سروش در گفتوگويي تفصيلي با يكي از سايت هاي فارسي زبان خارج كشور، ضمن تبيين ساختار طيفي جنبش سبز به صورت ويژه اي بر حضور اعضاي انجمن حجتيه در اين جنبش تاكيد كرد و گفت: "واقعيت اين است كه در درون جنبش سبز هم دينداران و هم غيردينداران، هم چپها و سكولارهاي فلسفي و حتي افرادي از انجمن حجتيه وجود دارند و اين را نه ميتوان انكار كرد و نه ميتوان مخفي نگاه داشت." * صيد مذهبي ها با نام دين: اين جريان كه هدف خود را بر روي جوانان مذهبي متمركز كرده، قطعا از ديگر جريانهاي سياسي خطرناكتر است، چراكه ديگر جريانها سعي در جذب معاندين يا حداكثر افراد خنثي را دارند اما انجمن افرادي را بر ضد ولايت بر مي انگيزاند كه خود زماني حامي آن به حساب ميآمدند. مبلغان انجمن با نفوذ در هيئتهاي مذهبي ابتدا با تقويت روابط عاطفي خود با طعمه سعي در مجاب كردن او در دينداري خود ميكنند. طعمه مذهبي بعد از مدتي حسرت دين داري و اخلاص مبلغ را مي كشد تا براي ضربه نهايي آماده شود. در مرحله بعد پيشنهاد جالبي به طعمه ميشود: "قرار بوده يه تعداد از دوستان بريم مشهد مقدس يكي نتوانست بياد لذا امام رضا تو را طلبيده است نكند دعوت آقا را رد كني نصف هزينه را هم باني ميدهد". اما در طول اين سفر هدفمند مراحل زير به اجرا در ميآيد: 1- نمايش دين داري، صداقت و توجه ويژه اعضا كاروان به امام زمان و اثبات آن به طعمه 2- نقد هايي از جامعه سياسي نظير طرح ذبح شرعي طيور و ربا در بانك ها 3- تشريح شرايط ظهور و تطابق آن با وضع كنوني و ذكر احاديث با تفسير همسو 4- لعن به خلفا و تشريح جنايات آنها و سوال پرسيدن در رابطه با اينكه چرا رهبري لعن آنها را در كشور امام زمان ممنوع كرده و... 5- حمله به رهبري و شخص مقام معظم رهبري و طرح شبهات عجيب: "تو كه به صداقت من شك نداري؟ فلان فاميل ما نزديك به آقاي خامنهاي است خودش ديده كه... البته من نيز زماني براي ايشان يقه چاك مي دادم اما الان..." 6- حرام دانستن پول دولت يا شهرداري با طرح سفسطه مربوطه 7- دعوت از طعمه گرفتار در تور براي شركت در جلسات خصوصي* غفلت مسئولين: به واقع تا به امروز چند فيلم، سريال يا حتي سخنراني ساده در راستاي افشاي فعاليت هاي انجمن منتشر شده، نيروي مقاومت بسيج و امور مساجد تا به امروز چه اقداماتي را در زمينه توجيه نيروهاي مذهبي و واكسيناسيون فرهنگي آنها كردهاند. در نهايت، چرا سازمان هاي امنيتي در برابر توزيع گسترده سخنراني هاي مبلغين انجمن و تبديل شدن آنها به الگو بي واكنش بوده اند؟ منبع:FarsNews.com |
|||
|
|
۱۶:۱۸, ۶/اردیبهشت/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/اردیبهشت/۹۲ ۱۶:۳۲ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #49
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
به طرفدارای ظاهر و پنهان انجمن پیشنهاد میکنم صادقانه و از روی انصاف تحقیق کنند. افکار و عقاید در دوران رژیم ستمشاهی (قبل از انقلاب اسلامی) به 5 بخش کلی تقسیم میشد که عبارتند از: 2- عدم دخالت در امور سیاسى (طرفدار جدائی دین از سیاست در دوره غیبت) 3-اعتقاد به عدم امکان تشکیل حکومت اسلامی در دوره غیبت امام معصوم(علیه السلام)
4-جهاد در دوران غیبت معنا ندارد 5- فلسفه نوعى بدعت است - بزرگ نمایى و جلوه دادن بهائیت به عنوان دشمن اصلى: شیخ محمود حلبى (مؤسس انجمن) در سخنان خود تأکید می کرد: امروز امام زمان(علیه السلام) از کسى جز این خدمت را نمی پذیرد و چیزى جز این انتظار ندارد. به خدا قسم! امروز تکلیف شرعى و دینى همه ما آن است که با بهائیت مبارزه کنیم. این بیانات وی دقیقاً منحرف کردن مسیر افکار مردم انقلابی ایران از مبارزه با اصل و ریشه فساد یعنی همان رژیم منحوس پهلوی بود، تا آنجا که میبینیم این شخص اقدام فرهنگی خود را در مقابل مبارزات شورانگیز و تاریخی امام خمینی(رحمة الله علیه) مطرح می نمود و این جسارت را به خود میداد تا خون کشته شدگان در راه مبارزه با رژیم ستم شاهی را هدر رفته بنامد. - عدم دخالت در امور سیاسى (طرفدار جدائی دین از سیاست در دوره غیبت): در تبصره 2 از ماده دوم اساسنامه انجمن حجتیه، تصریح شده است: انجمن به هیچ وجه در امور سیاسى مداخله نخواهد کرد و مسؤولیت هر نوع دخالتى را که در زمینه هاى سیاسى از طرف افراد منتسب به انجمن صورت گیرد، به عهده نخواهد گرفت. بر این اساس چنانچه فردى از اعضاى انجمن به طرف مسائل سیاسى کشیده میشد، بلافاصله عذر او را می خواستند، و حتی پا را فراتر نهاده و خودشان مستقیماً او را به ساواک معرفی مینمودند. به زعم آنان اسلام تنها دین است و دخالت در سیاست، زیبنده پیشوایان دینى نیست. ولی واقعاً نمیتوان فهمید با چه استدلالی زندگی سیاسی ائمه معصومین(علیه السلام) و در رأس ایشان حضرت امیرالمؤمنین را توجیه میکردند. - اعتقاد به عدم امکان تشکیل حکومت اسلامی در دوره غیبت امام معصوم: به نظر انجمنی ها قیام هاى قبل از ظهور محکوم به شکست است. آنان با استفاده از برخى روایات، صاحب پرچم هاى قیام قبل از ظهور را گمراه می دانستند و تشکیل حکومت و بسط عدل را در جهت انسداد باب مهدویت می شمردند. که لازم است به چند نمونه از آن بپردازیم . در ادامه دو نمونه از روایاتی که مورد سوء استفاده قرار گرفته است را آورده و دلیل ردّ آن شبهه را نیز بیان نمودهایم :حدیث اول :کُلُّ رایهٍ تُرفَعُ قَبلَ قیامِ القائم فَصاحبُها طاغوت (اصول کافی ج8 ص295 - بحارالانوار ج25 ص114) (هر پرچمي قبل از قيام قائم برافراشته شود صاحب آن پرچم طاغوت مي باشد.)
-بهترین پاسخ را حضرت امام خامنه ای(مدظله) در پاسخ به کج فهمی از این روایات، در ديدار اساتيد و دانشجويان دانشگاه هاى شيراز در اردیبهشت ماه 87 بسیار روشنگرانه و دقیق فرمودند :«بعضىها به استناد رواياتى كه هر پرچمى كه قبل از برافراشته شدن پرچم حضرت مهدى (ارواحنا فداه) برافراشته شود، در آتش است، با مبارزه مخالف بودند. مي گفتند آقا شما قبل از مبارزه حضرت صاحبالزمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) مي خواهيد مبارزه شروع كنيد؟ خب، اين پرچم مبارزه را كه بلند مي كنيد، در آتش است. معناى حديث را نميفهميدند. يك عدهاى از صدر اسلام، از زمان ائمه(علیه السلام) كه شنيده بودند مهدى(عجل الله تعالی فرجه الشریف) ظهور خواهد كرد و دنيا را پر از عدل و داد خواهد نمود، ادعاى مهدىگرى مي كردند؛ بعضى بر خودشان هم امر مشتبه بود. بد نيست بدانيد هم در بنىاميه ادعاى مهدويت بود، هم در بنىعباس بود، هم در افراد ديگرى كه چه در زمان بنىعباس و چه در زمانهاى بعد تا امروز وجود داشتند، ادعاى مهدويت وجود داشت. بله، اين پرچم مهدويت را (اگر)كسى بلند كند، در آتش است. اين معنايش اين نيست كه مردم با ظلم مبارزه نكنند، مردم براى تشكيل جامعه الهى و جامعه اسلامى و علوى مبارزه و قيام نكنند. اين، بد فهميدن دين است. مىبينيد اينها همه موانع درونىاى بود كه بعد از آنكه انقلاب پيروز شد، ما ملت ايران با اين زمينهها مي خواستيم كشور را به سمت آن اهداف ببريم. خوب، اينها هر کدامش يك مانع بود. البته اينها برطرف شدنى بود، نه اينكه برطرف شدنى نبود؛ خيلىاش هم با تبيين برطرف شد. لذا در مبارزات اسلامى، تبيين خيلى نقش دارد.» اما حدیث دوم :وَ اللَّهِ لَا يَخْرُجُ أَحَدٌ مِنَّا قَبْلَ خُرُوجِ الْقَائِمِ إِلَّا كَانَ مَثَلُهُ كَمَثَلِ فَرْخٍ طَارَ مِنْ وَكْرِهِ قَبْلَ أَنْ يَسْتَوِيَ جَنَاحَاهُ فَأَخَذَهُ الصِّبْيَانُ فَعَبِثُوا بِهِ (وسائل الشیعه ج15 ص51) (به خدا قسم هيچ يک از ما قبل از قيام قائم خروج نمي کند مگر اين که مثل او مانند جوجه پرنده اي مي ماند که قبل از اينکه بالهايش به اندازه کافي رشد کند اقدام به پرواز نمايد سرنوشت چنين پرنده اي اين است که بازيچه دست کودکان مي شود.) - در مورد این حدیث نیز می توان گفت ائمه اطهار(علیه السلام) قيام هاي انحرافي را رد مي نمودند ولي از قيام هاي حق طلب حمايت مي نمودند که نمونه بارز و تاریخی آنها قيام زيد بن علي بن الحسين بود که مورد حمايت امام صادق(علیه السلام) نیز بود. - جهاد در دوران غیبت معنا ندارد: شیخ حلبى در این باره می گوید: [شیعه می گوید:] در عصر غیبت امام زمان(علیه السلام) جهاد نیست، چرا؟ چون حاکم اسلامى که باید معصوم باشد، مصداق پیدا نکرده است. وظیفه داریم فقط دین خود را حفظ کنیم. تکالیف شرعی مان را انجام دهیم و به شبهات منکران جواب دهیم و دیگر هیچ. در این رابطه فقط این مطلب را می توان به این جاهلان کج اندیش گفت که بروید و قرآن کریم را اگر تا به حال خوانده اید! یک بار دیگر مرور کنید و آیات مربوط به جهاد را به دقت بررسی کنید، البته اینها از هر منبعی، آن طور که دلشان می خواهد و به نفع خودشان است استفاده میکنند. - فلسفه نوعى بدعت است: از دیدگاه انجمنیها، کسى که فلسفه می خواند یا حتی آن را درس می دهد، از عدالت ساقط است و اتفاقاً یکی از دلایل مخالفتشان با حضرت امام خمینی(رحمة الله علیه) فقط این بود که ایشان استاد فلسفه بودند. منبع بازخوانی پرونده انجمن حجتیه + سند دیدهبان: نظر دیگری نیز در خصوص تشکیل انجمن وجود دارد که مربوط به خود انجمنیها است
.آنها معتقدند آقای حلبی رئیس انجمن مدعی شده که در سالهای 1332 خواب دیده است که امام زمان به وی امر فرمودهاند که گروهی را برای مبارزه با بهائیت تشکیل بدهد. ![]() به گزارش گروه مطالعاتی انجمن حجتیه: شیخ محمد ذاکر تولایی معرف به حلبی در 17 شهریور 1279 هجری شمسی در مشهد زاده شد. پدرش ،حاج شیخ غلامرضا اهل مشهد و مادرش کرمانی بود.وی دروس حوزوی را نزد اساتید وقت در مشهد گذراند وبا شکل گرفتن نهضت ملی ایران همگام با محمد تقی شریعتی روحانی که لباس دین از تن درآورده و به تبلیغ دینی در (کانون نشر حقایق اسلامی) مشغول بود شروع به فعالیت نمود.در نیمه دوم سال 1330 در جریان آمادگی برای انتخابات هفدهمین دوره پارلمان ایران با توجه به ضرورت ائتلاف تشکل های مذهبی و بر حاشیه بردن اختلافات، ائتلافی را تشکیل داد که در نهایت محمد تقی شریعتی ومحمود حلبی به ترتیب به عنوان کاندید های اول و دوم مشخص شدند
اما با انتخاب کاندید های سوم و چهارم ائتلاف، به دلیل عدم تمایل شیخ محمود حلبی به این دو میان آنان باعث اختلاف و افتراق گردید، و درنتیجه سوم اردیبهشت 1331 شیخ محمود حلبی شبانه مشهد را ترک و اطلاعیه ای مبنی بر عدم تمایل خود به کاندیداتوری منتشر کرد.
پس از آن شیخ محمود حلبی پیش از آنکه کامی از قدرت و سیاست بگیرد، جامه سیاست را از تن خویش بیرون کرد و با سفر به تهران محفلی را با عنوان (انجمن ضد بهائیت) تشکیل داد که بعد ها با نام (انجمن حجتیه مهدویه) در سال 1336 اقدام به دریافت مجوز از رژیم شاهنشاهی نمود.پیدایش انجمن اما این همه ماجرا نبود شیخ محمو حلبی در این سال ها به منبر سخنرانی می رفت و علیه بهائیان سخن به میان می آورد. و چندی بعد همراه سید عباس علوی تصمیم گرفتند، با نفوذ در میان این فرقه با آن آشنا شوند.که حاصل این تصمیم خطرناک انحراف سید عباس علوی بود و احساس خطر فراوان حلبی.از این رو وی تصمیم گرفت با تحقیق و تفحص در افکار و رفتار این فرقه و یافتن تناقضات و پاسخ شبهات از انحراف دینی برادران خود جلوگیری کند. نظر دیگری نیز در خصوص تشکیل انجمن وجود دارد که مربوط به خود انجمنیها است . آنها معتقدند آقای حلبی رئیس انجمن مدعی شده که در سالهای 1332 خواب دیده است که امام زمان به وی امر فرمودهاند که گروهی را برای مبارزه با بهائیت تشکیل بدهد . در هر صورت شیخ محمود حلبی به علت تحقیقاتی که در گذشته در مورد بهائیت انجام داده بود و همچنین نیروی آماده ای که در مشهد داشت ، توانست به سرعت تشکلی را در تهران با عنوان (انجمن خیریه حجتیه مهدویه) به ثبت رسمی برساند. اما نکته حائز اهمیت این است که مجوز این انجمن تا دو سال بیشتر اعتبار نداشت و باید پس از این مدت تمدید می شد، که البته تا پایان عمر رژیم پهلوی این تمدید اعتبار صورت گرفت! همچنین حلبی موظف بود تا هرگونه تغییر در هیئت مدیره و یا اساسنامه را به شهربانی گزارش دهد. محمود حلبی اما در این مسیر جدید، آنچنان که گفته اند ابتدا فاصله خویش را با سیاست تنظیم کرد و سپس در کار تبلیغ مذهب شد. آنچنان که وقتی اساسنامه انجمن را نوشت، پس از توضیح اهداف تاسیس، در تبیین ساختار انجمن، آمده بود: "انجمن به هیچوجه در امور سیاسی مداخله نخواهد داشت و نیز مسوولیت هرنوع دخالتی را که در زمینههای سیاسی از طرف افراد منتسب به انجمن صورت گیرد، برعهده نخواهد داشت" یکبار نیز که به واسطه برخی سخنان حلبی و اجتماعیشدن رنگ و بوی گفتارش، سایه توقیف و انحلال بر سر انجمن سنگینی کرد (بهار 54)، شیخ محمود حلبی جانب یک مرجع سنتگرا،( آیتالله احمد خوانساری) رفت و او را به وساطت طلبید و ماجرا با ضمانت یک مرجع شیعه، ختم به خیر شد." ![]() اساسنامه انجمن شامل یک فصل، دو ماده، هشت بند و دو تبصره بود؛ که بخشی از آن بدین شرح است به منظور فعالیت های علمی،آموزشی،خدمات مفید اجتماعی،با الهام از تعالیم عالیه اسلام و مذهب شیعه جعفری جهت پرورش استعداد و تربیت انسان هایی لایق و کاردان و مقید به تقوی و ایمان و اصلاح جهات مادی و معنوی جامعه تاسیس شده است.) و در تبصره یک از ماده دوم آمده بود موضوع و هدف انجمن، ثابت و تا زمان ظهور حضرت بقيهالله امام زمان «ارواحنا فداه» لايتغير خواهد بود اما برنامههاي آن با توجه به شرايط زمان و نياز جامعه، ميتواند بر اساس حفظ هدف کلی و ... تغيير و يا تعميم شود . ) از این بخش از اساسنامه انجمن می توان حداقل سه نکته مهم را نتیجه گرفت. اول آن که همانگونه که این عبارات شهادت می دهند (اصلاح جهات مادی و معنوی جامعه ) از اهداف اولیه تاسیس این انجمن بوده است. اما پیروان این انجمن بعد ها در اوج مبارزه با رژیم ستمشاهی معتقد بوده و هستند که نهایت وظیفه ما تربیت افراد صالح و یا اصلاح آن هاست، چرا که اصلاح جامعه نیازمند حکومت اسلامی است و این مهم نیز از احدی جز امام معصوم ساخته نیست. هر چند که اثبات غلط بودن این اعتقاد، خارج از هدف این بخش از نوشتار است، اما حداقل نتیجه ای که می توان گرفت، انحراف عملی رهبران انجمن از هدفی بود که برای خود ترسیم نمودند، چرا که آنان(اصلاح جهات معنوی و مادی جامعه) را از اهداف خود برشمرده بودند. دومین نکته مربوط به صراحت اساسنامه انجمن بر فعالیتش تا ظهور امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) می شود. از این رو انحلال انجمن و تعطیلی فعالیتهایش تصور اشتباهی است که متاسفانه برخی از مسئولین نظام را فراگرفته است. نکته سوم که تایید کننده نکته قبل نیز می باشد عبارت نهایی برنامه های انجمن را تعطیل ناپذیر دانسته (با توجه به شرایط زمان و نیاز جامعه و براساس هدف کلی و... تغییر یا تعمیم میابد.) تغییر موضع انجمن را نسبت به انقلاب اسلامی آن هم در بدو پیروزی، و همچنین اظهار همگامی با جمهوری اسلامی در مقاطع مختلف را بر اساس همین جمله می توان تحلیل و بررسی نمود. و شاید بتوان گفت رهبران انجمن براساس همین بند به (شرایط زمان) و (حفظ هدف کلی) توجه نموده و در سال 1362 به ظاهر انجمن را تعطیل نمودند، ولیکن در عمل معتقد به فعالیت انجمن تا ظهور حضرت هستند. ![]() بخش دیگر اساسنامه که شاید مهمترین فراز آن باشد،تبصره دو از ماده دو بدین شرح است (انجمن به هيچوجه در امور سياسي مداخله نخواهد داشت و مسؤوليت هرنوع دخالتي را كه در زمينههاي سياسي از طرف افراد منتسب به انجمن صورت گيرد، بر عهده نخواهد گرفت.)) اولین نکته ای که در مورد این تبصره وجود دارد تناقض آشکاری است که با بخش قبلی دارد، چگونه ممکن است که هدف گروهی(اصلاح جهات مادی و معنوی جامعه) باشد اما"به هیچ وجه در امور سیاسی مداخله" نکند!؟ بر فرض که اصلاح جهات مادی جامعه ربطی به سیاست نداشته باشد (که البته دارد) اما چگونه جهات مادی و اقتصادی جامعه را بدون دخالت در سیاست می توان اصلاح کرد؟ البته برخی، این قسمت از اساسنامه را زیرکانه ترین ترفند انجمن به رژیم شاه می دانند، چرا که معتقدند در آن زمان برای انجام فعالیت های مذهبی، راهی جز این نبود و رهبر انجمن با استفاده از شیوه تقیه و به وسیله این بند توانست خود را از بند محدودیت هایی که رژیم برای دیگر افراد و گروه ها ایجاد می کرد، رها سازد. اما برخی دیگر بر این عقیده اند که شیخ محمود حلبی از اساس در مورد مبارزه سیاسی بدبین شده بود و آن را مفید نمی دانست. لذا این تبصره را نه از روی تقیه بلکه اعتقاد کامل(جدایی دین از سیاست در عصر غیبت) نوشته است. ادامه دارد....
منابع: - در شناخت حزب قائدین زمان، عماد الدین باقی - سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی |
|||
|
|
۱۸:۲۸, ۶/اردیبهشت/۹۲
شماره ارسال: #50
|
|||
|
|||
|
سلام بر مهدي خدايا برسان مهدي فاطمه(عجل الله تعالی فرجه الشریف) را [/b] |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| آخرین اخبار انجمن حجتیه و مروجین اسلام آمریکایی در فرقه نیوز | taha49 | 6 | 2,960 |
۳/مهر/۹۳ ۲۰:۴۵ آخرین ارسال: taha49 |
|
| مقایسه ای بین انجمن حجتیه و وهابیت | عبدالرحمن | 2 | 2,278 |
۲۳/اردیبهشت/۹۳ ۲۰:۰۰ آخرین ارسال: عبدالرحمن |
|
| حمله سراسری به فعالان مهدویت"انجمن حجتیه" | nooromahdi | 10 | 8,838 |
۱۸/دی/۹۲ ۲۳:۳۸ آخرین ارسال: عبدالرحمن |
|
| گفتگویی پیرامون انجمن حجتیه | aboutorab | 14 | 6,238 |
۲۶/آبان/۹۲ ۴:۵۰ آخرین ارسال: عبدالرحمن |
|
| انجمن معتادان گمنام(NA)،دام جدید انجمن حجتیه! | SARV | 7 | 11,625 |
۲۵/بهمن/۹۱ ۱۸:۰۶ آخرین ارسال: Hadith |
|











![[تصویر: __8.jpg]](http://www.didehbancenter.com/fa/images/stories/picture/Anjoman/__8.jpg)
![[تصویر: %D8%B4%DB%8C%D8%AE-%D9%85%D8%AD%D9%85%D9...DB%8C2.gif]](http://www.didehbancenter.com/fa/images/stories/picture/Anjoman/%D8%B4%DB%8C%D8%AE-%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%88%D8%AF-%D8%AD%D9%84%D8%A8%DB%8C2.gif)
![[تصویر: Untitled-1.jpg]](http://www.didehbancenter.com/fa/images/stories/picture/Anjoman/Untitled-1.jpg)
به منظور فعالیت های علمی،آموزشی،خدمات مفید اجتماعی،با الهام از تعالیم عالیه اسلام و مذهب شیعه جعفری جهت پرورش استعداد و تربیت انسان هایی لایق و کاردان و مقید به تقوی و ایمان و اصلاح جهات مادی و معنوی جامعه تاسیس شده است.)![[تصویر: %D8%B4%DB%8C%D8%AE_%D9%85%D8%AD%D9%85%D9...%DB%8C.jpg]](http://www.didehbancenter.com/fa/images/stories/picture/Anjoman/%D8%B4%DB%8C%D8%AE_%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%88%D8%AF_%D8%AD%D9%84%D8%A8%DB%8C.jpg)