| نظرسنجی: آیا این انجمن فعال است؟ این نظرسنجی بسته شده است. |
|||
| خیر | ![]() ![]() |
1 | 5.56% |
| بلی | ![]() ![]() |
17 | 94.44% |
| تمام | 18 رأی | 100% | |
|
انجمن حجتیه
|
|
۲۳:۲۷, ۱/اسفند/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/اسفند/۸۹ ۲۳:۳۰ توسط امیر گیمر.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
شنبه 9 تیرماه 1386
مقدمه در چرايي و ضرورت بحث بازخواني تاريخ اسلام نشان مي دهد كه در طول چهارده قرن گذشته اکثر ضرباتي که متوجه مسلمانان گشته است از کج فهميهاي بخشي از مسلمانان بوده است. از جنگ احد تا حوادث پس از رحلت رسول اکرم (صلوات ا... عليه) ماجراي خوارج، شهادت حضرت امام حسين (عليه السلام) و غربت معصومين همه مسائلي است که مسلمين مسبب اصلي تحميل آن بر جامعه اسلامي بوده اند، نه دشمنان خارجي. عمده ويژگي هاي چنين جرياناتي تلفيق جهالت با عبادت، تنگ نظري و پيروي هاي صرفا شعاري نه قلبي مي باشد. يعني ايمان منهاي معرفت که به گفته شهيد مطهري هميشه منجر به سوء استفاده منافقين از دلسوزي هاي جاهلانه گشته است. نتيجه قوت گرفتن آنها استحاله اسلام، حذف محتوا و ماندن پوسته تو خالي خواهد بود. به گفته استاد رحيم پور ازغدي: اين روند مسخ مذهب؛ تفكيك مذهب از حكومت، تفكيك اخلاق از سياست، حذف "محتوا" و "حفظ شكل" بود كه به مبهم و مجهول الهويه كردن اسلام، هزار قرائتي كردنش، تفسير به راي قرآن، تحريف دين و منحط كردن اسلام انجاميد و همين هدف آنهاست؛ نه از صحنه روزگار برانداختن اسلام، كه مي دانند ممكن نيست. آنان نمي خواستند اسلام را محو كنند، مي خواستند آن را مات كنند. اسلامي مي خواستند و مي خواهند بسازند كه ديگر با گنج قارون و تخت فرعون، كاري نداشته باشد. يك اسلام بي طرف كه با سياست و اجتماعيات و حكومت و عدالت و حقوق بشر، كاري نداشته باشد. يك مذهب فردي و عبادي و خصوصي كه ربطي به اين مسائل عيني نداشته باشد و در حوزه حقوق بشر دخالت نكند. مي خواستند دين را به مقداري شعائر خنثي و غير عيني و غير سياسي تبديل كنند و يك اسلام خواب و گيج و كور بسازند و تحويل مردم بدهند.(1) خون دلي که اسلام از اين دسته افراد خورده است به هيچ وجه قابل انکار نيست. مشابه جريانات صدر اسلام در طول مبارزات تاريخي ملت ايران براي سرنگوني رژيم شاهنشاهي نيز وجود داشته است. جملات بسياري از حضرت امام خميني(رحمة الله علیه) شاهد اين مدعاست. به عنوان مثال ايشان در پيام تاريخي خود به روحانيت مي فرمايند : دسته اي ديگر از روحاني نماهايي که قبل از انقلاب دين را از سياست جدا مي دانستند و سر به آستانه ي دربار مي سائيدند يک مرتبه متدين شده و بر روحانيون عزيز و شريفي که براي اسلام آنهمه زجر و آوارگي و زندان و تبعيد کشيدند، تهمت وهابيت و بدتر از وهابيت زدند. ديروز مقدس نماهاي بي شعور مي گفتند دين از سياست جداست و مبارزه با شاه حرام است، امروز مي گويند مسئولين نظام کمونيست شده اند. تا ديروز مشروب فروشي و فساد و فحشا و فسق و حکومت ظالمان براي ظهور امام زمان (ارواحنا فداه) را مفيد و راهگشا مي دانستند، امروز از اينکه در گوشه اي خلاف شرعي که هرگز خواست مسئولين نيست رح مي دهد فرياد وا اسلاما سر مي دهند. ديروز حجتيه اي ها مبارزه را حرام کرده بودند و در بحبوحه مبارزات تمام تلاش خود را نمودند تا اعتصاب چراغاني نيمه شعبان را به نفع شاه بشکنند، امروز انقلابي تر از انقلابي شده اند. ولايتي هاي ديروز که در سکوت و تحجر خود آبروي اسلام و مسلمين را ريخته اند و در عمل پشت پيامبر و اهل بيت عصمت و طهارت را شکسته اند و عنوان ولايت بر ايشان جز تکسب و تعيش نبوده است امروز خود را باني و وارث ولايت نموده و حسرت ولايت دوران شاه را مي خورند.(2) شايد ذكر مقدمات فوق بتواند پاسخي به چرايي بحث از انجمن حجتيه در شرايط فعلي باشد. در حقيقت اين جريان يك نمونه از چنين جرياناتي در عصر حاضر مي باشد. هدف اصلي بحث عبرت گرفتن از جريان تاريخي اين گروه براي شرايط امروز مي باشد. هدف اصلي نقد و بررسي تفكر است نه تشكيلات. شايد بسياري تشكيلات حذف شوند اما تفكر آنها باقي بماند و چه بسا بسياري از تشكيلاتها باقي بمانند اما تفكرشان محو گردد. آنچه مهم است مواجهه با روحيه خوارجيگري است. لذا دليل اصلي پرداختن به اين موضوع عبرتهايي است که بازشناسي جريان حجتيه براي ما و زندگي روزانه و رو به آينده مان دارد. عبرتهايي براي جريان مبارزه با شرق و غرب و مستکبرين عالم. آفتها و انحرافهاي انجمن زنگ هشداري است براي ما که دچار اين آفتها نشويم. بازشناسي انجمن از حيث يکي از جرياناتي که در عصر حاضر مصداق کج فهمي و جهالت شده اند حائز اهميت مي باشد و مطالعه ما نه بخاطر انجمن که بخاطر خودمان و نسل خودمان است. چند نكته مهم * مخاطب اصلي ما در اين نوشته لايه هادي و اصلي انجمن است كه نقش عمده اي در جهت گيري جريان داشته است. قطعا برخورد با ساير لايه هاي انجمن به گونه اي ديگر مي باشد. * در سير اين مطالعات مطالب ضد و نقيضي مطرح بوده كه مبتني بر اعتقادات اخلاقي و ديني تلاش شده است آنچه مسلم و محكمتر است مطرح و در غير اينصورت ديدگاههاي متفاوت مطرح شود و ارزيابي به خواننده واگذار شود. * باتوجه به اينكه هدف نقد فكري مي باشد مباحث تاريخي جهت ارائه كليات و تصوير سازي به طور مختصر ارائه گشته است. * شايد در جريان طرح موضوع اين شائبه پديد آيد كه منجر به اختلاف افكني مي شود و شايد بعضا به سخنان مقام معظم رهبري در سال 60 استناد شود كه عمده كردن اين مسئله كار اشتباهي است.(رجوع شود به بخش انجمن پس از انقلاب) در پاسخ بايستي تاكيد كرد كه اولا اگر نتيجه بحث اختلاف ميان كساني است كه به دين حداكثري مي نگرند و كساني كه به دين حداقلي يعني دين جداي از سياست و اقتصاد و اجتماع مي نگرند كه هيچ باكي نيست و اينجا صحبت از مباني و اصول است كه گذشت و تساهل و تسامح جايز نيست اما قطع به يقين بدنيال اين نيستيم كه به طرح مصاديق و خلاصه كردن جريان در چند نفر و... بپردازيم. آنچه مطرح است تشريح مباني و اصول كلي است. تاريخچه مختصر و برخي نکات مهم تاريخي يكي از جريانات مهم و تاثير گذار بر شرايط سالهاي بعد از 1320 گسترش و تسلط فرقه بهائيت در ايران بوده است. احساس خطر جامعه روحانيت از اين جريان منجر به گرايش روحانيون به سمت خنثي سازي و مقابله با اقدامات اين فرقه گرديد. انجمن حجتيه در حقيقت پس از ملي شدن صنعت نفت و قبل از کودتاي 28 مرداد در سال 1331 با نام انجمن ضد بهائيت آغاز به کار کرد. آشنايي با شيخ محمود ذاکرزاده تولايي موسس انجمن شيخ محمود ذاكر زاده تولايي مشهور به حلبي است. ايشان در مشهد متولد شد. در دوران جواني جزء خطبا و علماي مشهور و فعالين سياسي مشهد بوده است. وي در راديو مشهد به سخنراني مي پرداخت. ايشان در اثر كج فهمي تعاليم اساتيد خود به اخباريگري گرويده است. کار عمده شيخ محمود حلبي پس از شهريور 1320 مبارزه با بهائيان در قالب منبر و خطابه بوده است. وي در مبارزات ملي شدن صنعت نفت شرکت داشته است، اما بواسطه اختلاف ميان رهبران مبارزه، شکست مبارزه در جريان کودتا و عدم موفقيت در ورود به مجلس هجدهم از فعاليتهاي سياسي و مبارزه نااميد شده و ريشه اين تفکر که "بايستي بنشينيم تا امام زمان (ارواحنا فداه) بيايند و امور را اصلاح نمايند" شکل گرفت. علل گرويدن حلبي به تاسيس انجمن در اين که چرا شيخ محمود ذاکر زاده تولايي معروف به حلبي اقدام به تشکيل اين انجمن نمود ديدگاههاي متفاوتي وجود دارد : برخي معتقدند که رژيم به دنبال سرگرم کردن جوانان مذهبي و غافل کردن آنها از مبارزه با رژيم (چه قبل و چه بعد از کودتا)بوده است، لذا اقدام به رشد و ترويج فرقه ضاله بهائيت نمود. يعني علت تشکيل انجمن حجتيه را واکنش به گسترش فرقه بهائيت مي دانند. البته برخي معتقدند كه شيخ محمود حلبي خود مهره ساواك بدين منظور بوده است كه در اين مورد اسنادي در دست نميباشد. ديدگاه ديگر معتقد است که در جريان اقدام روحانيت عليه بهائيت، شيخ محمود حلبي به همراه همکلاسي اش سيد عباس علوي از سوي استادشان ميرزا مهدي اصفهاني مامور به تحقيق پيرامون بهائيت مي گردند که در طي اين مسير سيد عباس علوي به فرقه بهائيت مي پيوندد و اين امر موجب حساسيت بيش از حد حلبي و احساس خطر بيش از پيش نسبت به اين فرقه مي شود. ديدگاه سوم معتقد است اختلاف ميان آيت ا... کاشاني و دکتر مصدق در کنار شکست شيخ محمود حلبي در انتخابات مجلس هفدهم منجر به دلسردي وي از فعاليتهاي سياسي و مبارزه با رژيم و گرويدن به مبارزه! (به معني فعاليت اخباري گونه و اعتقادي صرف ) با بهائيت گشته است. برخي ديگر که بيشتر اعضاي انجمن مي باشند معتقدند که علت تشکيل انجمن خوابي است که آقاي حلبي ديده که در آن حضرت ولي عصر(ارواحنا فداه) ايشان را به تشکيل انجمن سفارش نموده است. که در يک جمع بندي گسترش فرقه بهائيت، تلاش رژيم براي سرگرم کردن جوانان مذهبي و دلسردي شيخ محمود حلبي از شکست مبارزات ، قابل جمع و مي توان آنها را علل گرايش ايشان به تاسيس انجمن حجتيه دانست. بررسي مختصر اساسنامه انجمن حجتيه با نام انجمن ضد بهائيت در سال 1331 تاسيس و سپس در سال 1336 با تدوين اساسنامه کار خود را با نام انجمن خيريه حجتيه مهدوي آغاز نمود. در اساسنامه آن هدف از تاسيس را تبليغ دين اسلام و مذهب جعفري و دفاع علمي از آن با رعايت مقتضيات زمان اعلام نمود. از مهمترين نکات تاکيد بر عدم دخالت انجمن در امور سياسي بود. بگونه اي که قيد گشته است : انجمن به هيچوجه در امور سياسي مداخله نخواهد داشت و نيز مسؤوليت هرنوع دخالتي را كه در زمينههاي سياسي از طرف افراد منتسب به انجمن صورت گيرد، بر عهده نخواهد داشت.(3) از ساير نکات مهم در اساسنامه که بعدها به شدت مورد انتقاد انقلابيون قرار گرفت؛ پذيرش رژيم حاکم و تاکيد بر اين نکته که تمام فعاليتها در چهارچوب قوانين کشور انجام مي پذيرد بوده است. تقريبا در تمامي بندهاي اساسنامه به گونه اي بر اين بحث تاکيد شده است. انجمن قبل از انقلاب انجمن مدعي است که در طول دوران فعاليت اش مورد تاييد مراجع بوده است. اين مطلب متاثر از ماهيت مذهبي انجمن و خطر بهائيت در آن برهه بوده است. بهتر آنست که بگوييم چون کسي تصور مبارزه و سرنگوني رژيم را نمي کرد مبارزه با بهائيت مي توانست کار مقبول و مفيدي باشد و در اولويت قرار گيرد. البته در اين بين نمي توان از نقش و تاثير سوالات جهت داري که انجمن جهت تاييد خود از مراجع پرسيده است صرف نظر کرد. در اين ميان حضرت امام خميني (رحمة الله علیه) هيچگاه به طور کامل انجمن را تائيد نکرده اند. ايشان يک بار مشروط بر صحت ادعاهاي درج شده اجازه استفاده از وجوهات شرعيه را مي دهند و پس از آن (بويژه پس از شروع مبارزات) ديگر تاييد ننموده اند.(4) از نکات تاريک تاريخچه انجمن سازش با رژيم پهلوي و همکاري با ساواک است. بگونه اي که خود اعضاي انجمن گزارش جلساتشان را به ساواک فرستاده و اگر خداي ناکرده مزاحمتي براي جلسات انجمن يا اعضاي آن پديد مي آمد به محض روشن شدن ارتباط آنها با انجمن مسئله رفع مي گشت. ممانعت شهرباني در برگزاري مراسمات يزد و مذاکرات حلبي از تاريک ترين اين مسائل است که در آن شيخ محمد حلبي با تکريم و تجليل از جنايتکاران پهلوي و شاه ملعون ياد مي کند.(5) طرفين از اين ارتباط رضايت داشته و حتي در اسناد ساواک آمده ايشان جزء آن دسته از سخنراناني که عليه حکومت سخن بگويند نيستند. البته در تاريخ سخنراني هاي ايشان هم بويژه از سال 1342 به بعد چيزي مبني بر رد اين ادعا يافت نمي شود. نقل شده است كه در جلسه اي در حدود سال 1345 كه آقاي حلبي و شهيد مفتح و جمعي ديگر از علما حضور داشته اند، شهيد مفتح از اختناق و ممانعت از سخنراني هاي مذهبي انتقاد و گله مي كردند، آقاي حلبي برمي آشوبد و اظهار مي دارد كه بد مي كنيد شما، بر خلاف مصالح مملكت صحبت مي كنيد دستگيرتان مي كنند ولي ما كميسيونها و كنفرانسهاي عظيم تشكيل مي دهيم و هيچكس مزاحم ما نمي شود.(6) اين مسئله آنقدر حاد بوده است که انجمن در سال 1356 و پس شهادت آقا مصطفي خميني و چاپ مقاله اهانت آميز نسبت به حضرت امام خميني (رحمة الله علیه) علي رغم تمامي ظلمها و فسادهاي دربار و شهادت مبارزين و شكنجه آنان توسط ساواك باز هم از سازمان مخوف براي ادامه حيات خود مجوز مي گيرد.(7) برخي مبتني بر ديد سرگرمي نسبت به انجمن معتقدند ساواک ميان آنها و بهائيت موازنه برقرار مي نموده است. يعني در برهه اي آنها را در محدوديت و در برهه اي ديگر بهائيان را محدود مي نموده است که چگونگي آن بستگي به شرايط رژيم داشته است. لذا جمع بندي اين گونه رفتار نشان مي دهد مسئله بهائيت آنچنان در ذهن و فكر آنها حائز اهميت گشته كه بقاء بر هر چيزي ارجح بوده است. انجمن در خلال مبارات بواسطه ديد بسته خود نسبت به مرجعيت، حضرت امام خميني (رحمة الله علیه) را در کنار ساير مراجع يکسان مي ديدند و لذا خود را شرعا ملزم به حضور در مبارزات نمي دانستد و حتي تقابل و تمسخر هم مي نمودند.در قبال اين مسئله اسناد و رويدادهاي متعددي است من جمله سخنراني مشهور آقاي حلبي(8) و واقعه نيمه شعبان 1357 و... در نيمه شعبان 1357 حضرت امام خميني(رحمة الله علیه) در اعتراض به جنايات رژيم برگزاري جشن و چراغاني را تحريم نمودند ليکن انجمن اين اعتصاب را شكست و اقدام به چراغاني کوچه و خيابانها نمود. برخي جملات مانند : مشت بر درفش چه مي تواند بکند... چه کسي با آمريکا مي تواند طرف بشود... يک خودکاري دستش گرفته يک اعلاميه اي نوشته و مي خواهد آمريکا را شکست بدهد.(9) نيز منسوب به انجمني ها مي باشد. انجمن پس از انقلاب انجمن پس از پيروزي انقلاب اسلامي تا مدتها در سردرگمي بوده و از هر گونه موضع گيري خودداري نموده است. اما پس از مدتي با اصلاح اساسنامه اش سعي در همراهي انقلاب نمود (اما آيا اين همراهي همچون همراهي با رژيم شاه بود ؟ در ادامه مقاله خود قضاوت نمائيد.) ليکن شواهد حاكي از باقي ماندن روحيه دينداري بي خطر و عدم اعتقاد به تشکيل حکومت اسلامي و... مي باشد. من جمله اينکه انجمن هميشه مويد پيروزي پس از پيروزي بوده است. به عنوان مثال پس از پيروزي رزمندگان اسلام در جبهه هاي حق عليه باطل اقدام به تبريک به مسئولين و حضرت امام (رحمة الله علیه) مي نمود. ليکن هيچ دعوتي مبني بر حضور در عرصه مباررات انقلاب در طول 5 سال حيات رسمي پس از انقلاب از انجمن ديده نشده است. البته در قبال برخوردي که با انجمن پس از انقلاب انجام پذيرفت انتقادهاي بسيار زيادي مي باشد. منشا اين انتقادها بحث لايه هاي انجمن مي باشد. عده اي معتقدند که انجمن از سه لايه افراد تشکيل شده است. لايه اول عناصر وابسته به رژيم ستمشاهي که يا مغرض بوده اند و يا کج فهم. لايه دوم عناصر عافيت طلب و لايه سوم اشخاص مومن و مسلماني که صادقانه راه را اشتباه تشخيص داده بودند.(10) بر اين اساس برخورد تند اول انقلاب اگر براي دو گروه اول درست باشد ( که البته چنين است) براي گروه سوم اصلا صحيح نبوده و انقلاب مي توانست از پتانسيل و صداقت آنها استفاده نمايد. البته مشخص است که لحن تند و شديد امام خميني (رحمة الله علیه) در سخنراني 21/4/1362 و منشور روحانيت بيشتر متوجه دو گروه اول بوده است. در همين مورد حضرت آيت ا... خامنه اي (حفظه ا... تعالي) که در آن زمان سمت رياست جمهوري را بر عهده داشته اند چنين مي فرمايند : انجمن حجتيه به آن عدهاي گفته ميشود كه در طول بيست و چند سال همت خود را مصروف ميكردند براي پاسخگويي و مقابله با شبهات بهائيها در ايران. البته ميدانيم كه بهائيها بيشتر يك باند سياسي بودند تا يك گروه مذهبي و فكري، اما اين سؤال كه اينها چگونه هستند... به نظر من اين سؤال يك سؤال طبيعي و درستي نيست. من بدون اينكه شما را در طرح اين سؤال متهم بكنم، نفس وجود اين مسأله را و عمده كردن مسأله انجمن حجتيه را در جامعه متهم ميكنم و كساني را كه براي اولين بار اين شايعه و اين بحران مصنوعي را سعي كردند كه به وجود بياورند ناخالص ميدانم. به نظر من در ميان افرادي كه در انجمن حجتيه هستند، عناصري انقلابي، مؤمن، صادق، دلسوز براي انقلاب، مؤمن و به امام و ولايت فقيه و در خدمت كشور و جمهوري اسلامي پيدا ميشوند. همچنانكه افرادي منفي، بدبين، كجفهم، بياعتقاد و در حال نق زدن و اعتراض هم پيدا ميشود. پس انجمن از نقطهنظر تفكر سياسي و حركت انقلابي يك طيف وسيعي است و يك دايره محدود نميباشد. بنابراين ما نميتوانيم بگوييم كه انجمن نوع اول است يا نوع دوم. زيرا در انجمن هم از نوع اول و هم از نوع دوم كساني هستند و شايد هم از هر دو نوع كسان زيادي وجود دارند و من وقتي كه نگاه ميكنم يك چنين حقيقتي را ميبينم و از طرف ديگر كه نگاه ميكنم ميبينم كه سؤال از حال انجمن و اصرار بر رد يا قبول انجمن امروز از سوي گروههايي در جامعه ما دارد اوج ميگيرد. احساس ميكنم كه اين يك حركت طبيعي نيست و حركتي است كه امروز دارند به وجود ميآورند... من معتقدم كه تضادهاي اصلي ما در جامعه اينها نيست. تضاد اصلي ما تضاد انقلاب يا ضدانقلابهاي جهاني و آنگاه ضدانقلابهاي داخلي است.(11) مسئله حائز اهميت امكان سوء استفاده از اين بحث و نقد پرداختن به اين موضوع است كه در مقدمه توضيح داده شد.(رجوع شود به چند نكته مهم در مقدمه) تعطيلي انجمن در هر حال حضرت امام خميني (رحمة الله علیه) در سخنراني مورخ 21/4/1362 با اشاره غير مستقيم انجمن را چنين مورد خطاب قرار مي دهند : "يک دسته ديگر هم تزشان اينست که بگذاريد که معصيت زياد بشود تا حضرت صاحب بيايد، حضرت صاحب مگر براي چي مي آيد؟ حضرت صاحب مي آيد معصيت را بردارد ما معصيت کنيم که او بيايد؟ اين اعوجاجات را برداريد، اين دسته بندي ها را براي خاطر خدا ، اگر مسلميد و براي خاطر کشورتان اگر ملي هستيد اين دسته بندي ها را برداريد. در اين موجي که الان اين ملت را به پيش مي برد در اين موج خودتان را وارد کنيد و بر خلاف اين موج حرکت نکنيد که دست و پايتان خواهد شکست."(12) در پي اين سخنان حضرت امام خميني (رحمة الله علیه) انجمن در بيانيه اي در تاريخ 1/5/62 که سراسر نشان از اختلافات فکري و اعتقادي آنها با خط امام دارد اعلام تعطيلي نمود. در نقد بيانيه انجمن سخن بسيار است اما از آنجا که هدف اصلي نوشته چيز ديگري است با طرح مختصر از آن عبور مي نمائيم. اول اينکه انجمن در همان بيانيه هم قبول نميکند که مخاطب حضرت امام مي باشد و تاکيد مي نمايد که به هيچ وجه انجمن را مصداق اين سخنان نمي دانيم. ثانيا از تعطيلي انجمن اظهار تاسف کرده و ابراز اميدواري مي نمايند که خدمات! سي ساله آنها مورد رضايت بقيه ا... (ارواحنا فداه) باشد گويي حضرت امام مانع از خدمت رساني آنها شده است. ثالثا انجمن را منحل نکرده بلکه اقدام به تعطيلي آن که امر موقتي است مي نمايند. چرا كه انحلال با اساسنامه آنها در تناقض مي باشد كه اين خود نشاني از پايبندي آنها به اساسنامه و مباني گذشته دارد. منبع :http://edalatkhahi.ir/000375.shtml الان انجمن حجتیه هنوز فعال به نظر میرسد برای اطلالعات بیشتر پی ام بدید در واقع نوعی فراماسونری شیعه است اعتقاد دارند برای ظهور مهدی باید فتنه درست کرد اینم از ویکی پدیا نجمن حجتیه تشکیلاتی که هدف اصلی آن، دفاع از اسلام در مقابل بهائیت و تلاش برای «فراهم کردن زمینه ظهور امام عصر» است. این انجمن در سال ۱۳۳۲ به وسیله یک روحانی شیعه به نام شیخ محمود حلبی تأسیس شد.[۱] حلبی این گروه را در سال ۱۳۶۲ پس از تهدید روحالله خمینی و متهمشدن به خیانت و ارتجاع، تعطیل کرد. اختلاف اصلی اعتقادی انجمن حجتیه با دیدگاه حاکم در جمهوریاسلامی ایران، آنست که آنها معتقد به تلاش برای تشکیل حکومتی اسلامی تا پیش از ظهور مهدی نیستند[۲]. با این حال علی اکبر محتشمی معتقد است به واسطهٔ ارتباط با برخی مراجع توانستند در نهادهای حکومتی چون جامعهٔ مدرسین حوزهٔ علمیهٔ قم، شورای نگهبان و مجلس خبرگان رهبری نفوذ نمایند.[۳] فهرست مندرجات [نهفتن] * ۱ تاریخچه * ۲ عقاید * ۳ ساختار * ۴ پس از انقلاب * ۵ جستارهای وابسته * ۶ پاورقی * ۷ منابع [ویرایش] تاریخچه انجمن حجتیه پس از کودتای ۱۳۳۲ با هدف تعلیم کادرهایی برای دفاع علمی از اسلام و تشیع در برابر چالش الهیاتی بهائیت ایجاد شد. مبلغان بهائی این نظر را تبلیغ میکردند که منجی منتظَر شیعیان ظهور کرده و پس از او پیامبری جدید ظهور کرده و اسلام با آمدن این پیامبر آیین جدیدش که بهائیت نام دارد، منسوخ شدهاست. حجتیه به دنبال دفاع از موقعیت شیعه با مراجعه به متون اسلامی و بهائی بود. حساسیت حلبی نسبت به این موضوع از یک تجربه شخصی سرچشمه میگرفت. در دوران طلبگی، او و همشاگردیاش سید عباس علوی توسط یک مبلغ بهایی به آئین بهائی دعوت شده بودند و دوست او به بهائیت گرویده بود. این موضوع زنگ خطری را برای حلبی به صدا درآورد و او با کنارگذاشتن تحصیلات و مطالعات معمول، وقت خود را وقف مطالعه تاریخ و متنهای اصلی بهائیت کرد تا یک پاسخ جامع اسلامی برای مسئله بهائیت بیابد. طرح اولیه حلبی آموزش گروهی از طلبهها برای انجام این وظیفه بود، این امر با مخالفت مقامات مذهبی حوزه علمیه قم روبرو شد. حلبی آنگاه یک گروه داوطلب غیر روحانی متبحر در مباحثه و مناظره را برای این منظور استخدام کرد. این گروه ابتدا به نام انجمن ضد بهائیت و پس از انقلاب به انجمن حجتیه معروف شد. مراحل اولیه پروژه حلبی در مشهد سپری شد. پیشرفت پروژه در مشهد امیدوارکننده نبود و حدود ۶ ماه طول کشید تا او بتواند یک دانشجوی جدی را استخدام کرده و آموزش دهد. تصمیم حلبی برای سفر به تهران موفقیتهای استراتژیکی را برای او به ارمغان آورد. نخستین حلقه شاگردان او از بازاریها و پیشهوران مذهبی تشکیل میشد و آنها توانستند گروهی از دانشآموزان مشتاق و بااستعداد مدارس مذهبی و دبیرستانها را به خدمت گیرند. [ویرایش] عقاید اعتقادات انجمن حجتیه خوانشی از عقاید شیعه امامیه است. آنان معتقد به امامت دوازده امام پس از پیامبر اسلام بودند که دوازدهمین ایشان را در حال حاضر، زنده دانسته و با نام مهدی می شناسند. آنان معتقد به پیروی از مراجع تقلید بوده و هستند و اجازههای مختلفی برای فعالیتهای تشکیلاتی خود از مراجع تقلید دارند. -انجمن حجتیه به شدت مخالف تشکیل حکومت اسلامی و دخالت عالمان دینی در سیاست بود. آنها با تمسك به روايت "رايت"(پرچم)[۴] معتقد بودند قبل از امام زمان، هر پرچمي كه بلند شود در ضلالت است و به شكست ميانجامد. همچنین با تمسک به روایتی از امام صادق تشكيل حكومت خالص را تنها در زمان امام مهدي می دانستند [۵] - بر خلاف مشهور، آنها معتقد نبودند که بايد گناه و ستم و معصيت به اوج خود برسد تا زمينه قيام امام مهدی فراهم شود. بلکه آنان را اعتقاد بر این بوده و هست که راه گشایش از فتنهٔ غیبت، خواست و ارادهٔ الهی است و خواست خداوند، تنها با درخواست مردم از او و دعا کردن برای فرج امکان پذیر است. لذا از دید آنها توجه دادن به ساحت مقدس امام عصر، مصداق بارز امر به معروف است و بدین وسیله، باید مردم را به دعای برای ظهور آن حضرت توجه داد. این گروه در دوران غیبت امام عصر، به پیروی از برخی مراجع تقلید، شرایط را برای جهاد ابتدایی، مناسب نمی داند. هر چند که منکر دفاع در صورت تجاوز نیستند.[۶] -این سازمان در دوران غیبت امام عصر، قایل به تقیه بوده، معتقد بودند كه "مبارزه"ی نابخردانه و ماجراجویانه، هدر دادن نيروهاست. آنان در عصر غيبت یکی از مسئوليتها و وظايف يك انسان مسلمان را "انتظار" می دانند و البته در کنار انتظار، سایر وظایف یک مسلمان شیعه، همچون برقراری نماز، روزه، پرداخت خمس و زکات و اقامه امر به معروف و نهی از منکر را برقرار می دانند. -آنها فلسفه را نوعي بدعت و ورود فلسفه يونان را به اسلام از طرحهاي خلفای بنی عباس برای مقابله با مکتب اهل بیت عصمت و طهارت و دستگاه سازی در مقابل مبانی اندیشهٔ دینی ناب تشیع ميدانستند. -آنها معتقد بودند هر گونه مبارزهٔ هیجانی و نابخردانه با استعمار و استبداد نه تنها سودي ندارد بلكه مايه نيرومندي و پيشرفت دشمنان خواهد شد و پيوسته اين انديشهٔ شیعی را پراكنده ميساختند كه مبارزه با زورمندان و قدرتهاي جهاني ويژه مهدي است و قرآن با صداي رسا اعلام ميدارد كه خود را به دست خويش هلاك نكنيد.[۷] -آنها معتقد بودند هر گونه مبارزه با استعمار و استبداد نه تنها سودي ندارد بلكه مايه نيرومندي و پيشرفت دشمنان خواهد شدو پيوسته اين انديشه را پراكنده ميساختند كه مبارزه با زورمندان و قدرتهاي جهاني ويژه مهدي است و قرآن با صداي رسا اعلام ميدارد كه خود را به دست خويش هلاك نكنيد.[۸] -آنها خود را پیرو علما و فقهای اسلام شناس، آگاه، عالم و دلسوز براي اسلام ميدانستند و معتقد بودند، رهبر و ولي و حاكم جامعه فقط بايد معصوم باشد، و عدالت تنها برای مرجعیت دینی كافي است، و برای تشکیل حکومت اسلامی به عصمت و علم الهی نیز احتیاج است. سه اصل اساسی آنها در زمان شاه چنین بود: 1. مبارزهٔ منطقی و علمی با گروههای منحرف که اعتقادات شیعیان را هدف قرار گرفته بودند به منظور نجات شیعیان از انحرافات اعتقادی و هدایت منحرفان؛ 2. خودداري از دخالت در سیاست به منظور حفظ کیان خود وجلوگیری از زد و خورد بی مورد با دولت مستقر در کشور؛3. پیروی از مرجعیت دینی.[۹] [ویرایش] ساختار در اواخر دهه ۱۳۴۰ نسل دوم نوآموزان حجتیه وارد دانشگاهها شدند و در پی مدرنیزه و استاندارد کردن مدیریت انجمن برآمدند. به این ترتیب ابتدای دهه ۱۳۵۰ شاهد اصلاحات سازمانی در داخل انجمن بود که به تخصصی شدن و تقسیم کار در انجمن منجر شد. افراد پس از آموزشهای پایهای در مورد تشیع، تاریخ بهائیت و الهیات جذب گروههای عملیاتی تخصصی میشدند. این گروهها عبارت بودند از: گروه ارشاد که مسئولیت بحث با مبلغان بهایی، دعوت بهائیان به اسلام و خنثیسازی تأثیرات فعالیتهای مبلغان بهایی را بر عهده داشت. گروه تدریس و گروه نگارش که به استانداردسازی درجات و متنهای آموزشی میپرداختند. متنهای آموزشی حجتیه به صورت تایپ شده و پلی کپی به کلاسهای انجمن ارسال میشد. کلاسهایی که هر هفته در خانههای شخصی اعضا در سراسر کشور برگزار میشد. به جهت الزام اعضا به فراگیری محتویات جزوات و جلوگیری از دستیابی بهاییان به آن ها، این جزوات تا یک هفته پس از توزیع بازیافت میشدند، اما تمامی این جزوات در حال حاضر برای بررسی سوایق اعتقادی این جریان، در دست است.. به شاگردان نیز آموزش داده میشد که نباید جزوات را به دیگران نشان داده یا در مورد آنها با دیگران بحث کنند، چرا که مطالب جزوات، تناقضهای موجود در بهاییت بود و چون مبلغان بهایی از این تناقضها اطلاع کامل نداشتند، در بحث و مناظره، مفتضح می شدند. در واقع مخفی بودن محتویات جزوات از بهاییان، یکی از برگ برندههای نیروهای ارشادی در مناظره با بهاییت بود. گروه سخنرانی تجمعهای هفتگی همگانی را در مکانهای مختلف سازمان میداد که سخنرانان آموزش دیده حجتیه در آنها به به بحث در مورد الهیات شیعی، انتقاد از نگرشهای بهایی و پاسخ به سؤالات میپرداختند. گروه تحقیق بازوی اطلاعاتی انجمن بود و در سه واحد عملیاتی جداگانه به عنوان ستون پنجم انجمن در بهائیت فعالیت میکرد و توانست با شکیبایی و به آرامی در سلسله مراتب مقامات بهائی نفوذ کند. به این ترتیب بدون آن که بهائیان متوجه شوند، تعدادی از اعضای حجتیه از برجستهترین مبلغان بهایی شدند. متخصصان ارشد انجمن در هر یک از این گروهها در اصطلاح اعضای حجتیه با القاب مبارز، سخنران، مدرس و محقق مشخص میشدند. بیشتر اعضای اصلی حجتیه در جلسات هفتگی حداقل دو تا از وظایف ذکر شده را انجام میدادند. واکنش بهائیان به ظهور حجتیه اتخاذ یک وضعیت تدافعی و محتاطانه و خودداری از بحثها و رودرروییهای علنی بود. این پاسخ اعضای حجتیه را از مؤثر بودن رویکرد خود مطمئن کرد و تشویقی برای ادامه فعالیت آنها بود. سازمان به طور مداوم رشد میکرد و در ابتدای دهه ۱۳۵۰ در سراسر ایران و تعدادی از کشورهای همسایه مانند پاکستان و هند گسترش یافت. در بخشهایی از ایران وسعت حجتیه توازنی با میزان تهدید بهائیت نداشت و این امر خشم و حسادت سازمانهای دیگر اسلامی را برانگیخت که قصد داشتند از موفقیتهای حجتیه الگو برداری کنند و یا برای استفاده از منبع اصلی عضوگیری حجتیه یعنی جوانان مذهبی مستعد با این انجمن در حال رقابت بودند. از ابتدای دهه ۱۳۳۰ تا ابتدای ۱۳۵۰ بسیاری از نخبگان آینده انقلاب ایران (۱۳۵۷) از آموزشهای حجتیه بهرهمند شدند، معمولاً به عنوان یک مرحله مقطعی در دوران رشد ایدئولوژیکیشان، در برنامههای عملی و آموزشی که توسط حجتیه ترتیب داده میشد. علاوه بر اهداف مشخص و تعریف شده حجتیه، حس فداکاری، تعهد و وفاداری همانند نوعی تعصب فرقهای نسل بعدی اعضای حجتیه را ترغیب میکرد. انجمن حجتیه در کنار مدرسه علوی نشانگر تلاش اسلام شیعی سنتی برای خوگیری با دنیای مدرن پیرامون بودند و با بهرهگیری از منابعشان برای ترویج جهان بینی خود میکوشیدند. جالب آنکه حجتیه در تلاش برای مقابله با بهائیت برخی از ویژگیهای بهائیان را تقلید کرد. مانند فعالیت محرمانه با مقید بودن به کارایی بوروکراسی ناشی از آن و دستیابی به ادبیات اصلی آن، ماهیت طبقاتی غیر مذهبی سازمان و استفاده از وسایل مدرن ارتباط جمعی. برای مثال مدتها پیش از افتتاح حسینیه ارشاد نخستین سالن سخنرانی اسلامی مدرن در شمال تهران، حجتیه با برگزاری تجمعات عمومی نخستین سازمان اسلامی بود که منبر و قالی را با تریبون و صندلی عوض کرد. اعضای حجتیه برخلاف برادران مذهبی سنتی خود آراسته و مرتب بودند تا در دنیای آموزشی و حرفهای سکولار موفق باشند. حجتیه به رهبری محمود حلبی توانست اجازه دریافت و استفاده از بخشی از عشریهها (سهم امام) را از مراجع تقلید شیعه کسب کند. فعالیت حجتیه از روزهای اول شکلگیری توجه سازمان امنیتی رژیم پهلوی را برانگیخته بود. بر اساس اسنادی که پس از انقلاب منتشر شد، رهبری حجتیه تحت فشار قرار گرفته بود تا انجمن را به طور رسمی به عنوان یک سازمان غیرانتفاعی خیریه با نام «انجمن خیریه حجتیه مهدویه» ثبت کند و قول دهد که از فعالیت سیاسی خودداری کند. تعهد اخیر پس از انقلاب ۱۳۵۷ نیز صورت گرفت. [ویرایش] پس از انقلاب انقلاب اسلامی حجتیه را غافلگیر کرد. واکنش آغازین رهبری نسبت به انقلاب با بدگمانی و بدبینی همراه بود. این موضوع باعث ریزش بسیاری از نیروهای سازمان شد. با پیروزی انقلاب حجتیه به رهبری حلبی درصدد آشتیجویی با رهبری انقلاب برآمد اما مورد استقبال قرار نگرفت. روحالله خمینی که پیش از این انجمن را تأیید کرده بود، اجازهٔ انتقاد علنی از ماهیت غیر سیاسی و گرایش محافظهکارانه انجمن در تفسیر اسلام را داد. نهایتا، پنج سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی خمینی در اشارهای تلویحی به انجمن آنها را به سرکوب خشونتبار تهدید کرد. پاسخ حلبی تعلیق کامل تمام فعالیتهای انجمن بود. بیانیه کوتاه حلبی که تعطیلی حجتیه را اعلام میکرد در ۵ فروردین ۱۳۶۲ در روزنامهها به چاپ رسید. پس از آن جنبشی برای تصفیه وابستگان به حجتیه از نهادهای آموزشی، دانشگاهی و سیاستگذاری در سراسر ایران ایجاد شد. در این میان، انتشار کتاب در شناخت حزب قاعدین زمان، که توسط عماد الدین باقی به رشته تحریر در آمده بود، بر شدت مخالفت طرفداران انقلاب اسلامی با انجمن حجتیه افزود. باقی در این کتاب با انتقاد از انجمن حجتیه و فعالیتهای آنان، آشکارا این انجمن را عامل استعمار خوانده بود. او سالها بعد، اعلام کرد که: «فکر میکنم در فضای پس از انقلاب و جو مسلط آن زمان، به شدت تحت تاثیر انقلاب بودم و در راستای دفاع مطلق از انقلاب و نفی هر جریان مخالف انقلاب، به دور از داوری منصفانه و با ادبیاتی تند، غیراخلاقی و غیرعلمی کتاب "در شناخت حزب قاعدین" را نوشتم. البته شور و حال جوانی نیز در این قضاوت شتابزده و احساسیام بیتاثیر نبود.» او همچنین با اشاره به نظرات انجمن حجتیه در مورد ولایت، اعلام میکند که انتقادات او بر این انجمن، ناشی از تقلید او از روح الله خمینی بوده و بعد از گذشت سال ها، هنگامی که با دیدهٔ یک محقق به آن مطالب نگاه می کند، پشیمانی وجودش را فرا می گیرد. او هم چنین می افزاید: «در شرایطی که پذیرفتن خطایای گذشته هنوز در جامعهٔ ما به شکل یک فرهنگ درنیامده و بسیاری از آقایان که امروز به نظر و موضع خاصی دست یافتهاند، با تکذیب عملکرد گذشتهشان اصرار دارند که بگویند از بدو تولد چنین نظری داشتهاند؛ من صادقانه میگویم که مواضعم در خصوص انجمن حجتیه اشتباه بوده و در آن تجدیدنظر کردهام. امروز نظراتم به برخی از دیدگاههای انجمن حجتیه (نه همه آنها) نزدیکتر از گذشته شده است.» [۱۰] دشمنی حلبی و خمینی به اختلاف آشکار آنان در مورد مفهوم موعودگرایی در اسلام (مهدویت) بازمیگشت. تفسیر کاملا محافظهکارانه حجتیه از موعودگرایی را میتوان مشابه جهانبینی پیشاهزارهای در دنیای یهودی مسیحی دانست. آنها در حالیکه از تمرین زاهدانه و مشتاقانه انتظار ظهور منجی دفاع میکردند، انقلاب عملی برای تعجیل در ظهور مهدی یا هر اقدامی در جهت ساختن آرمانشهر نوید داده شده اسلامی را در غیاب شخص منتظَر نفی میکردند. از سوی دیگر فعالیت انقلابی خمینی گرایش پساهزارهای در مسیحیت و یهودیت را به ذهن متبادر میکند که از برعهده گرفتن نقش فعال در ایجاد جامعه عادل اسلامی پیش از ظهور مهدی دفاع میکند تا زمینه آمدن او را فراهم آورد. در این زمینه میتوان به رویدادی اشاره کرد که به خوبی این تمایز یاد شده را نشان میدهد: در ماههای آغازین پس از انقلاب، تجمع وابستگان حجتیه با شعار «مهدی بیا مهدی بیا» برگزار شد. در پاسخ هواداران خمینی در تجمعات خود این شعار را ساختند: «خدایا خدایا تا انقلاب مهدی، حتی کنار مهدی، خمینی رو نگهدار». در سالهای پس از پایان فعالیتهای حجتیه، در مورد منشأ، ماهیت و اهداف انجمن بحثهایی مطرح میشود که بسیاری از اوقات بیدقت و جانبدارانه هستند. منتقدان نامنصف در هر دو جناح چپ و راست با پراکندن افسانهها و تئوریهای توطئه در مورد حجتیه به جا انداختن دیدگاهی اغراق آمیز و تحریف شده از میزان تأثیرگذاری و برنامههای حجتیه کمک کردند. سازمانها و اشخاص هوادار خمینی از جمله سپاه پاسداران و صادق خلخالی بارها به زنده بودن خط فکری جحتیه اشاره کره و آن را تهدیدی جدی برای نهضت انقلابی میدانستند. منتقدان سکولار از جمله حزب توده و متحدان ایدئولوژیک آن نیز مدعی بودند که با وجود سقوط آشکار محبوبیت حجتیه، آنها همچنان دلال واقعی قدرت در پشت صحنه هستند. آنها از واژه حجتیه به عنوان لقب هر آن که از نظر آنها مرتجع، مستبد و بورژوا به نظر میرسید استفاده میکردند و آن را عامل امپریالیسم در ایران پسا انقلابی میدانستند. انجمن حجتیه ایجاد حکومت اسلامی را تنها با حضور مهدی، امام دوازدهم شیعیان، میسر میدانست و همچنین نظریه ولایت مطلقه فقیه را مردود میدانست و بیان میکرد که ولایت مطلقه فقط به امام معصوم تعلق دارد به همین علت بین اعضاء انجمن و افرادی که به ولایت مطلقه معتقد بودند اختلافهای زیادی وجود داشت. البته انجمن به ولایت فقیه اعتقاد داشت و از مراجع تقلید تبعیت میکرد و تنها بحثش، در حدود اختیارات فقیه بود و نه اصل آن. با بالا گرفتن اختلاف میان انجمن حجتیه و پارهای از سران نظام جمهوری اسلامی، ارگانها و نهادها، آیتالله روحالله خمینی که اساس حکومتش توسط انجمن به زیر سوال رفته بود به بهانه این که حمایت حکومت شاه ایران از بهائیان، آنها رشد کردهاند؛ و با رفتن شاه، بهائیت نیز از بین خواهد رفت، در یک سخنرانی در سال ۱۳۶۲ خواهان انحلال انجمن حجتیه شد. سید روح الله خمینی در پیامی که به «منشور روحانیت» معروف بود نوشت[۱۱]: «... دیروز حجتیهایها مبارزه را حرام کرده بودند و در بحبوحه مبارزات، تمام تلاش خود را نمودند تا اعتصاب چراغانی نیمه شعبان را به نفع شاه بشکنند، امروز انقلابی تر از انقلابیون شدهاند! ولایتیهای دیروز که در سکوت و تحجّر خود آبروی اسلام و مسلمین را ریختهاند، در عمل پشت پیامبر و اهل بیت عصمت و طهارت را شکستهاند و عنوان ولایت برایشان جز تکسّب و تعیّش نبوده است، امروز خود را بانی و وارث ولایت نموده و حسرت ولایت دوران شاه را میخورند!» انجمن حجتیه در کنار کارهای تبلیغاتی خود بر ضد بهاییت، به نقد عقاید آنها هم میپرداخت. این نقدها به گونههای مختلف و با در اختیار گذاشتن آنها در اختیار دیگران انتشار مییافته. محمد باقر نجفی در کتاب بهاییان خود از شیخ محمود حلبی بابت در اختیار گذاشتن اسناد ض |
|||
|
| آغاز صفحه 6 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۳:۳۷, ۶/اردیبهشت/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/اردیبهشت/۹۲ ۰:۳۷ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #51
|
|||
|
|||
|
بازخونی پرونده انجمن حجتیه + سند
دیده بان:علامه طهرانی درباره ی نظر حلبی نسبت به آیت الله طباطبایی آورده اند: برای مزید معرفت به مکتب منهاج ایشان (یعنی شیخ محمود حلبی) و اینکه شیخ حلبی در یکی از مجالس خصوصی روزی گفته است: من به واسطه اشتغالات و امور مهمه در طهران از رفتن به قم متمکن نیستم، و گرنه میدید که کمر المیزان را از وسط خرد می کردم!
[b]تشکیلات انجمن
انجمن حجتیه غیر از معرفی خودش برای اعضای رسمی محرم و خاص که در لایه بندی انجمن جزو لایه اول هستند اصلا هیچ جا خودش را به عنوان معرفی نمی کند و این سنت را تا امروز نگه داشته است. همانگونه که بهائیت، یک شبکه قوی و پیچیده استعماری بوده و هست، انجمن ضد بهائیت نیز همانند بهائیت از ساختار و تشکیلات با شیوه خاص بهره می جست در واقع انجمن در هر شهری ، دفتری داشت که تحت عنوان بیت(بیت امام زمان عج) شناخته می شد. این بیت مسئول داشت و زیر نظر وی سه گروه (تدریس)، (تحقیق) و (ارشاد) فعالیت می کردند. که گروه نخست به آموزش نیرو ها در سه مرحله ابتدایی، متوسط و عالی می پرداخت. گروه دوم در پی یافتن افرادی از مسلمانان بودند که تحت تاثیر بهائیان به این آیین گرییده بودند و گروه سوم کار ارشاد این افراد را با شیوه های خاص دنبال می کردند. ![]() در سخنرانی های عمومی نیز در محافلی که بیشتر در منازل برگزار می شد، از سخنرانان معروف انجمن( اغلب با نام های مستعار) استفاده می شد. به طور معمول در تولد امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نیز جشن های بزرگی برگزار می گردید. بیشتر افرادی که از بهائیت بر می گشتند، توبه نامه و تبرا نامه می نوشتند که متن بسیاری از آن ها در یک مجموعه در کتابخانه آستان قدس رضوی نگهداری می شود. جلسات عمومی، اغلب توسط سخنرانانی برگزار می شد که انجمن تربیت کرده بود و نکته قابل توجه آنکه این افراد آشکار غیر روحانی بودند. عمده ترین نیروهای لایه اول متشکل از افراد زیر می باشند: 1- شیخ محمود ذاکر تولایی معروف به شیخ محمود حلبی 2- سید حسن افتخار زاده سبزواری 3- سید حسین سجادی 4- سید محمد حسین عصار 5- سید رضا آل رسول 6- غلامحسین حاج محمد تقی تاجر 7- اصغر صادقی 8- جواد مادر شاهی شیخ محمود حلبی به دلیل کهولت سن، سید حسن افتخار زاده را به سمت قائم مقام انجمن برگزید. وی در انجمن شاهنشاهی فلسفه زیر نظر فرح پهلوی مشغول به خدمت بود. همچنین یکی دیگر از سران انجمن به نام سید حسن سجادی در زمان شاه با ساواک در ارتباط بود. در واقع انجمن از سه لایه افراد تشکیل می شد. لایه اول: عناصر وابسته رژیم ستمشاهی که مغرض بوده اند. لایه دوم: عناصر عافیت طلبی که هم می خواستند فعال باشند در مسائل اجتماعی حضور داشته باشند و آخرتشان تامین باشد و هم در دنیا دچار مشکل و سختی نشوند. لایه سوم: عناصری که نه وابسته بودند نه عافیت طلب و خالصانه به زعم خودشان در انجمن در حال جهاد و مبارزه بودند. در واقع انجمن پیش از کشاندن جوان ها به درون تشکیلات روی اندیشه آنان کار می نمود و میکوشید که نخست آنها را از هرگونه فعالیت سیاسی بیزار و نسبت به آن بی تفاوت کنند و اساسآ حرکت های سیاسی را بیهوده جلوه دهند و سپس آنها را نسبت به علما و روحانیون بدبین و بی رادت سازند. اندر افکارات شیخ محمود حلبی یکی از خصوصیات بارز فکری شیخ محمود حلبی را می توان غرور وی نام برد که این خصیصه را به اعضای انجمن نیز سرایت می داد چرا که آنها همه را گمراه می دانستند و مدعی بودند اساسآ آن ها هستند که اسلام را فهمیده اند. در این زمینه شیخ محمود حلبی به اعضای انجمن چنین می گوید: شما بودید که نان نامی آن حضرت(ولی عصر امام زمان عج) را د ر جهان بلند کردید و شما بودید که در شب های تار و سرد زمستان های سخت خالصآ و مخلصآ لوجه الله تا نیمه های شب در راه خدمتگزاری به دربار این حضرت و حفظ حمایت از شیعیانش و رفع دشمنانش قدم برداشتید روی این خدمتگزاری به دربار خداهم قربی دارید. ![]() و کلام علامه طهرانی که درباره ی نظر حلبی نسبت به آیت الله طباطبایی آورده اند: برای مزید معرفت به مکتب منهاج ایشان (یعنی شیخ محمود حلبی) و اینکه شیخ حلبی در یکی از مجالس خصوصی روزی گفته است: من به واسطه اشتغالات و امور مهمه در طهران از رفتن به قم متمکن نیستم، و گرنه میدید که کمر المیزان را از وسط خرد می کردم! همچنین وی با روحانیت به پشتوانه این ادعا که روحانیت تشکیلات پذیر نیست مشکل داشت و به دیگران جرات می داد که خود را از یک روحانی، شایسته تر و پر قدرت تر تصور کند. مرید پروری از دیگر خصلت های این شخص بود که سعی می کرد بین کادر ها و مسئولین این گونه روابط حاکم باشد. "فلسفه ستیزی" و مبارزه با"عرفان حقیقی" و رعفا از دیگر انحرافات فکری ایشان می باشد، ایشان در جایی می گوید: گوش به حرف این ها ندهید! نه حکمت، نه فلسفه، نه عرفان و تصوف! تابع فقها و محدثین باشید! قدر فقهاتان را بدانید شما را به اینها سپرده اند نه به ملاصدرا. نه به میرداماد، نه به ابن سینا، نه به شیخ طوسی و... منابع مالی انجمن پیشینه مثبت مراجع وقت نسبت به شیخ محمود حلبی از سویی و نفس مبارزه با بهائیت از سوی دیگر سبب می شد تا اکثر مراجع، اجازه ی استفاده از وجوهات شرعی را برای صادر نمایند. آیات عظام سید محمد رضا گلپایگانی، سید شهاب الدین مرعشی نجفی، سید کاظم شریعتمداری، سید ابوالقاسم خوئی، شیخ بها الدین محلاتی ، سید عبدالله شیرازی و حتی امام خمینی از جمله این مراجع هستند. قابل ذکر این که تاریخ اجازات و تاییدات این مراجع با یکدیگر متفاوت بوده است. هر چند که متاسفانه به دلیل عدم شناخت کافی ، تاریخ برخی از آنان حتی به سال های پس از انقلاب (60و61) مربوط می شود، اما تنها این حضرت امام بود که مدت تایید رسمی شان از انجمن، حتی به یکسال کشیده نشد. ![]() حال نگاهی به متن اجازه حضرت امام (رحمة الله علیه) که در تاریخ 15/7/1349 صادر گردیده می پردازیم. ((حضرت آیت الله العظمی جناب آقای حاج آقا روح الله خمینی – دام ظلله العالی/ سلام علیکم/ شاید خاطر مبارک مستحضر باشد که چند سالی است عده ای از افراد متدین و با ایمان تحت رهبری حضرت حجت الاسلام آقای حاج شیخ محمود حلبی برای مبارزه اصولی با مرام ساختگی بهائیت، جلسات منظمی تشکیل داده و در این جلسات، مطالب آموزنده ای تدریس و افراد را با مقام شاخص حضرت ولی عصر- ارواحنا و ارواح العالمین له الفدا- آشنا می سازند. اخیرآ دامنه فعالیت این جلسات از تهران و اصفهان و مشهد و شیراز و مراکز مهم گذشته و حتی به دهات دور دست کشیانیده شده و در اثر عنایات خاصه حضرت ولی عصر- صلوات الله و سلامه علیه- توانسته اند در این مدت حدود پانصد نفر از افراد فرقه ضاله بهائیه را به صراط مستقیم توحید، هدایت و به دیانت مقدسه اسلام، مشرف نموده و عده کثیری از افراد متزلزل را که در خطر سقوط به دامان آن گروه قرار گرفته بودند، از پرتگاه نجات دهند. اولآ نظر مبارک حضرت آیت الله درباره این عده و اقدام آنان چیست؟ ثانیآ همکاری با آنها و تقویت آنان چه صورتی دارد؟ ثالثآ آیا می توان در صورت لزوم از وجوه شرعیه در این راه مصرف نمود یا نه؟ استدعا آن که نظر مبارک را صریحآ امر به ابلاغ فرمایند. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته)) بسمه تعالى در فرض مذكور هم اقدامات آقايان مورد تقدير و رضاى خداوند متعال است و نيز همكارى و همراهى با آنها مرضى ولى عصر- عجل اللَّه فرجه- است. و هم مجازند مؤمنين از وجوه شرعيه از قبيل زكوات و شرعيات به آنها بدهند. در صورت لزوم مجازند از ثلث سهم مبارك امام- عليه السلام- به آنها كمك كنند؛ البته تحت نظارت اشخاص متعهد و اگر جناب مستطاب حجت الاسلام آقاى حلبى- دامت بركاته- مىتوانند، تحت نظارت ايشان وجوه داده شود. از خداوند تعالى موفقيت آنها را خواستار است. 5 شهر شعبان المعظم 1390 / 15 مهر 1349/ نجف روح اللَّه الموسوي الخمينى(1) همانگونه که مشهود است، متن این استفتا به گونه ای تنظیم شده که جز محاسن و آثار خیر از انجمن حجتیه، نکته دیگری را به ذهن متبادر نمی کند. از این رو حضرت امام نیز پاسخ خود را به عبارت(( در فرض مذکور)) مقید فرموده اند. لذا اگر واقعیت، چیزی جز فرض مذکور باشد، پاسخ استفتاء خود به خود منتفی بوده و استفاده کنندگان، اجازه ی عمل به آن را نخوهند داشت. اغلب استفتائات دیگر نیز به همین شکل و با این فرضیات برای دیگر مراجع تنظیم شده است. ادامه دارد.... (1)- صحيفه امام، ج2، ص299 و300
تعطیل غیر از انحلال است حجت الاسلام رحیمیان در خاطرهای به بصیرت امام در خصوص اعلام تعطیلی انجمن اشاره میکند
به گزارش موسسه راهبردی دیدهبان، حجت الاسلام رحیمیان از اعضاء امین دفتر امام با بیان خاطرهای، ذکاوت و شناخت دقیق امام از ماهیت را ذکر میکند که نشان دهنده نظر حضرت امام در خصوص اعلام تعطیلی فعالیتها توسط انجمن در سال 62 میباشد. ![]() «در اوایل مرداد ماه 1362 بعد از سخنرانی حضرت امام که در ان، بدون ذکر نام، را مورد حمله قرار دادند، مضمون نامه ای که از سوی این تشکیلات فرستاده شده بود، مبنی بر اعلام تعطیل فعالیتها و جلسه هایشان، به عرض حضرت امام رسید. قبل از قرائت متن، به عرض رسید که اعلام انحلال کرده است. وقتی متن قرائت شد که در آن تعبیر «تعطیل» به کار رفته بود، با تبسم فرمودند: «تعطیل، غیر از انحلال است. این که فایده ندارد. اگرفکر میکنند منظور، آنها هستند، این کار اثری ندارد. آنها که فاسد هستند کار خودشان را میکنند و آنها که سالم بودهاند قبلاً هم ...» منبع:رحیمیان، محمد حسین، در سایه آفتاب، موسسه پاسدار اسلام، چاپ سوم، 1371، ص 229 به نقل از دو ماهنامه علمی فرهنگی خط شماره پنجم، ص 75 اشکالات اساسی در انجمن حجتیه وجود دارد به گزارش موسسه راهبردی دیده بان، یکی از عمده ترین روشهای جذب استفاده از ظرفیت فضاهای آموزشی بوده است پسر شهید مفتح در بیان خاطرهای از این روش نظر شهید مفتح را در مورد بیان کرده است.
![]() «يادم هست كه يكي از خواهرانم در سالهاي آخر دبيرستان اسلامي فخريه در شمال تهران درس ميخواند كه مديرش، استاد انجمن ضد بهائيت بود. ... او خودش خواهرم را با ماشين به جلسات انجمن حجتيه ميبرد و برميگرداند. برادرهايم در آن دوره دانشجو بودند و بسيار به پدرم اعتراض ميكردند كه چرا اجازه مي دهيد او به اين جلسات برود، در حالي كه مي دانيم اينها مورد قبول شما نيستند. پدرم ميگفتند اجازه بدهيد خودش متوجه اشكال آنها بشود؛ ولي پدرم هر هفته كل مباحث مطرح شده در آن جلسه را از خواهرم ميپرسيدند و اگر مطالب انحرافي يا اشتباهي در صحبتهاي مطرح شده ميديدند، موضوع را براي خواهرم تحليل و تفسير و نقد ميكردند. اين برخوردها باعث شد كه چند ماه قبل از انقلاب، در جلسهاي كه قرار بود خواهرم سخنراني كند، صحبتهايش را با اين جمله از نهج البلاغه آغاز كرد: «ان الجهاد من ابواب الجنه» كه ظاهرا به او تذكر داده بودند چرا صحبت از جهاد و مبارزه مي كني و ما در اين جلسات صحبت از اين چيزها نداريم؛ لذا خواهرم سخنرانياش را نيمهتمام گذاشت و به منزل برگشت و ديگر هم به آن جلسات نرفت. در اين زمان بود كه متوجه شدم شيوه صحيح تربيتي، شيوه پدرم است. در سال 54،55 بين خود انجمنيها اختلاف افتاد و افراد مبارز از انجمن جدا شدند. يادم هست كه جلسهاي در منزل ما تشكيل شده بود و چند نفر از افراد مبارز انجمن حجتيه در آن حضور داشتند و درباره اين مسائل صحبت ميكردند. من هم نشسته بودم و گوش ميكردم. يكي از مواردي كه بسيار برايم چشمگير بود، برخورد پدرم در مقابل اين حرف مخالفان بود كه انحرافاتي در تفكر انجمن پيدا شده است. يادم هست كه پدرم گفتند (نقل به مضمون) ما خيلي چيزها را در اين انجمن قبول نداريم و اشكالات اساسي در آنها وجود دارد.» منبع:حجت الاسلام محمدهادي مفتح، مفتح، پيشگام در وحدت حوزه و دانشگاه، کیهان، دوشنبه 27 آذر 1391 ـ شماره 25482 شهید آیت الله صدوقی: آقای حلبی را ببرید در بیابانها رها کنید!+ عکس به : گزارش گروه مطالعاتی دیده بانانجمن حجتیه در برخی از اقدامات جذبی مخفیانه اش در کنار همه ی روش های اصلی خود، برای آن که به جوانان نسل حاضر، اثبات نماید که این گروه مورد تأیید برخی از چهره های عالم و شاخص انقلاب بوده است، از اسنادی استفاده می کند که تنها گوشه ای از حقیقت را نشان می دهند. به عنوان نمونه برای اثبات تأیید شهید آیت الله صدوقی، به عکسی استناد می کنند که مهندس سجّادی(که به عبارتی شخص دوم انجمن محسوب می شد) درکنار ایشان نشسته است. (مهندس سجادی در کنار شهید صدوقی)چندین نکته درباره ی این عکس قابل ذکر است: 1-هرچند که تصاویر به نفسه سند تاریخی محسوب می شوند، اما مهم آن است که هر تصویری تا چه اندازه توانایی اثبات یک موضوع را داشته و می توان به آن اطمینان نمود؟ به عنوان مثال آیا تصویر نشستن مسعود رجوی و موسی خیابانی در کنار حضرت امام را می توان حمل بر تأیید امام نسبت به سازمان مجاهدین خلق(منافقین) نمود؟ و یا اینکه برای کشف حقیقت، باید به مسائل مهم دیگری همچون تاریخ ملاقات، مکان ملاقات، علت ملاقات، مسائل مطرح شده در جلسه، نتیجه ملاقات، دیگر سخنان هر دو طرف درباره ی یکدیگر و... توجّه نمود؟ 3- یکی از دلایلی که اثبات می کند عکس فوق حداکثر متعلّق به اواسط دهه ی چهل است، تصویر دیگری از شهید صدوقی است که مربوط به سال 49 است. این عکس که هنگام بازدید مرحوم حجت الاسلام فلسفی از حوزه ی یزد گرفته شده، کاملاً نشان می دهد که عکس قبلی باید به چند سال قبل از سال 49 مربوط باشد. چرا که تغییر در چهره ی شهید صدوقی و سفید تر شدن محاسنشان کاملاً مشخص است. ![]() (شهید صدوقی،مرحوم فلسفی،مرحوم خاتمی-سال49) 4- همانگونه که پس از گذشت چندین سال، مواضع منفی شیخ محمود حلبی(موسس و رئیس انجمن) علیه نهضت امام، به تدریج شدت گرفت و آشکار شد، مواضع مثبت اکثریّت علمای مبارز و انقلابیون نیز نسبت به شخص آقای حلبی و منفی شد. شهید آیت الله صدوقی نیز از جمله ی این علما بود. یکی از اسناد ساواک ایشان که به تاریخ 1357/5/9 باز می گردد، اثبات کننده ی این تغییر نظر است. در بخشی از این سند آمده است:«...در این موقع صدوقی نامه ای برای شیخ عبدالجواد جبل عاملی نوشته و در آن قید شده که چرا شما در این نهضت شرکت نمی کنید و چرا مهر سکوت بر لب زده اید؟ لطفاً علت این سکوت را اعلام دارید شما باید مردم را برای مبارزه با حکومت جبار تشویق کنید. علی شیرازی در این موقع اظهار داشته: قرار است آقای حلبی برای سخنرانی از یزد به همایون شهر بیاید و صدوقی پاسخ داده شما نباید بگذارید او به همایون شهر بیاید و سخنرانی کند. اگر هم آمد او را سوار ماشین کنید و ببرید در بیابانها رها کنید. اگر شما واعظی را خواستید بیاورید باید از حاج آقا جلال طاهری اجازه بگیرید که مبادا از دستگاه باشد....»[1] سند مذکور حکایت از شدّت ناراحتی آیت الله صدوقی نسبت به شیخ محمود حلبی و ارتباط وی با ساواک در نگاه آیت الله صدوقی را دارد. آیا باز هم با نشان دادن عکسی که تاریخ آن به حداقل 10سال قبل از این سند باز می گردد، می توان ادّعا کرد که مورد تأیید شهید آیت الله صدوقی بوده است!؟ (شهید صدوقی در سال 57 در بهشت زهرا(سلام الله علیها)-روز ورود حضرت امام) [1] - شهید آیت الله حاج شیخ محمد صدوقی، یاران امام به روایت اسناد ساواک2، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، چاپ دوم پاییز1377، ص267 |
|||
|
|
۱۲:۰۱, ۷/اردیبهشت/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/اردیبهشت/۹۲ ۱۲:۴۵ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #52
|
|||
|
|||
|
در این نوشتار میکوشیم با نگاهی گذرا به واکاوی و بررسی فعالیتهای فرقهای و شبهفرقهای با رویکرد ویژه به «انجمن حجتیه» و «سازمان (تروریستی) مجاهدین(منافقین) خلق» بپردازیم. تشخیص برخی شباهتهای رفتاری این دو تشکل میتواند در نگاه درست ما به هر فرقهای مفید باشد. از دیرباز فعالیت فرقهای دارای آفاتی بوده است که دامنگیر افراد خود میگردیده است. در واقع تأثیرگذاری مبانی فکری این فرقهها در مدت طولانی و فضایی بسته باعث میشود که اندیشه فرد در آن قالب شکل بگیرد. حال آنکه در مواردی بسته بودن این فضای فکری فرد را به تغییر به یکباره سوق میدهد. بارها شاهد چرخش 180 درجهای افراد عضو فرقههای با فضای کاملاً بسته و محدویتهای افراطی به گروهها، فرقهها و تشکیلاتهای با فضای کاملاً باز و محدودیتهای تفریطی بودهایم. با نگاهی گذرا به اندیشه به راحتی میتوان دریافت، ایجاد فضای بسته در مقولهای چون مبارزه در کوران درگیری با رژیم پهلوی، باعث تأثیر سوء و نتیجه عکس هدف مدنظر و تعریفشدهی اولیه میشد. چراکه ابتدا با ایده مبارزه با بهائیت فعالیت خود را آغاز نمود و شروع به جذب جوانانی فعال نمود. اما در جذب این قشر فعال در جامعه شروطی را پایهگذاری نمود که مقدمه جدایی این جوانان و میل به سمت حزبهای دیگر گردید.
![]() یکی از این شروط «عدم مبارزه با رژیم پهلوی» بود. در واقع انجمن با اوجگیری فعالیتش اعضای خود را از هرگونه مبارزه با این رژیم منع مینمود به طوری که در اساسنامه اولیهی انجمن آمده است: «انجمن به هیچ وجه در امور سیاسی مداخله نخواهد داشت و نیز مسئولیت هر نوع دخالتی را که در زمینههای سیاسی از طرف افراد منتسب به انجمن صورت گیرد، برعهده نخواهد داشت.» این مبنای فکری «شیخ محمود حلبی» تا دهه اول تأسیس انجمن مورد قبول اعضا بود و بدون هیچ تنشی پیش رفت. اما با افزایش فعالیت مردمی و میل به مبارزه به سبک جدید باعث دگراندیشی برخی افراد انجمن گردید که در ادامه به آن خواهیم پرداخت. پدید آمدن فضای جدید در فرهنگ سیاسی نسلی که طی تحولات 39 تا 43 رشد کرده بود، میتوانست ایجاد جریانهایی مانند «مجاهدین»(منافقین) را توجیه کند. این جریان باعث شد افرادی که با انگیزههای مبارزه دینی و مقابله با مفاسد، عضو انجمن شده بودند با مشاهدهی رویکرد انجمن به مبارزه از یک سو و شکلگیری مجاهدین از سوی دیگر به تدریج از آنجا بریده و به جرگهی مبارزان مارکسیست مسلمان! بپیوندند. اما این تنها دلیل پیوستن این افراد به سازمان مجاهدین خلق نبود بلکه میتوان تشابهات فعالیتی هر دو فرقه را نیز از جمله علل این اتفاق برشمرد. در ذیل به بررسی چند نمونه آن میپردازیم. 1- استفاده ابزاری از دین؛ انجمن حجتیه با تبلیغ یک دین عامیانه، اعضا را به بنبستهای دینی و فکری میرساند و معتقد بود «ما الآن باید متوجه خطر بهائیان باشیم و در مورد فساد کلی باید منتظر امام زمان باشیم و هیچ کاری از دستمان برنمیآید»! در نوع نگرش منافقین به دین نیز این واقعیت از ابتدای تشکیل این گروهک بوده است. در تفکر آنها خدا، رسالت انبیا و قرآن چیزی موازی با مجموعه تشکیلات(رهبری و برنامههای آن) محسوب میشود و نه بیشتر. «کعبه»، آمال نیروهای تشکیلات است و به همین دلیل یک نیرو همیشه موظف بوده و خود را متعهد دانسته تا برنامههای تشکیلات را بدون چون و چرا و حلال و حرام و هیچ ابهامی در صحت و درستی آن، پذیرفته و عمل کند. 2- جدایی دین از سیاست؛ این نگرش طرفدار و مروج حذف یا بیاعتنایی و به حشیه راندن نقش دین در ساحتهای مختلف حیات انسانی از قبیل سیاست، حکومت، علم و... است و در همین رابطه گروهک تروریستی منافقین اذعان میکند پیشگام تلاش برای جدایی دین از سیاست و برقراری حکومت سکولار در ایران به ویژه از 27 سال پیش بوده است و نیز در اساسنامهاش که در تبصره 2 از ماده دوم که در سال 1335 تدوین و تصویب شد اعلام میکند به هیچ وجه انجمن در امور سیاسی مداخله نخواهد داشت چون که دخالت در سیاست زیبنده نیست! 3- نگرش منفی به ولایت فقیه؛ شیخ محمود حلبی مسئول سخنرانیهای زیادی را در رد این مسئله دارد مثلاً جایی میگوید: «اول شما یک پیشوا و رهبر معصوم پیدا کنید. رهبری که بتواند اداره اجتماع کند روی نقطه عصمت نه عدالت، دیشب گفتم اول او را پیدا کنید [بعد] او را اقامه به کار بکنید.» منافقین نیز از همان ابتدا با اصل ولایت فقیه مخالفت ورزیدند و آن را مخالف دموکراسی نامیدند! به همین جهت بر سر تدوین قانون اساسی خصوصاً بر سر اصل ولایت فقیه با نظام جمهوری اسلامی درگیر شده و در نهایت به مبارزه مسلحانه روی آوردند. 4- خصلت خودمحوری و تکبر تشکیلاتی؛ به عنوان نمونه شیخ محمود حلبی بارها به اعضای این انجمن گوشزد میکرد: «شما بودید که نان نامی آن حضرت(ولیعصر امام زمان عج) را در جهان بلند کردید و شما بودید که در شبهای تار و سرد زمستانهای سخت خالصاً و مخلصاً لوجه الله تا نیمههای شب در راه خدمتگزاری به دربار این حضرت و حفظ حمایت از شیعیانش و رفع دشمنانش قدم برداشتید روی این خدمتگزاری به دربار خدا هم قربی دارید.» منافقین هم ادعا میکردند که در پیروزی انقلاب نقش بسیاری داشتهاند و این انقلاب حاصل رشادتهای آنان است و کمترین نقش را به روحانیت میدادند و انقلاب را به سود خود مصادره میکردند. این تشابهات و موارد دیگر به مرور زمان فعالان انجمن را برآن داشت تا با تغییر مواضع خود به یکباره از فعالیت دست کشیده و به عضویت سازمان منافقین گردند و در ردههای بالای سازمان قرار بگیرند. مسعود رجوی سرکرده گروهک منافقین، حسین احمدیروحانی، مهدی ابریشمچی، محمد حیاتی، جلال گنجهای، ناصر صادق، محمد صادق، علیرضا تشید، خاموشی، آلادپوش و... برخی از تربیتشدگان انجمن بودند که از سران منافقین محسوب میشوند. عضوگیری از این انجمن بستر مناسبی برای نیروسازی مجاهدین خلق فراهم آورده بود. (مسعود رجوی سرکرده گروهک منافقین در دو سال آخر دبیرستان عضو میشود و این عضویت تا دانشگاه ادامه مییابد و در همین جلسات انجمن است که حسین روحانی از نخستین کادرهای سازمان منافقین با او آشنا میشود و او را عضوگیری میکند.) با پیروزی انقلاب اسلامی و اعلام تعطیلی مکارانه این فرصت برای مخالفان نظام فراهم شد تا آغازی جدید برای اعضای جداشده از این انجمن انحرافی ایجاد شود.
دستهای پنهان در شبکه اهلبیت! به گزارش موسسه راهبردی دیدهبان به نقل از محاکمه، حتما در بين شبکه هاي ماهواره اي به شبکه اي برخورده ايد که در آن يک روحاني جوان افغاني مشغول صحبت و مناظره در باره مذاهب شيعه و تسنن است. روحاني جواني که عليرغم سن کم تسلط بسيار عالي بر مسائل فقهي دارد و حوزه اي که خيلي کار کرده کتب اهل سنت می باشد که موضوع اصلي صحبتهايش اثبات ولايت اميرالمومنين(علیه السلام) و غصب خلافت توسط خلفاي راشدين است! و میخواهد حقانيت شيعه را از کتابهاي خود اهل سنت اثبات کند. در اين مطلب ميخواهيم پي ببريم که اين شبکه چگونه و توسط چه کسي تشکيل و از کجا حمايت مي شود و اهداف اين شبکه ماهواره اي چيست؟ [b] ![]() مدير شبکه کيست؟ اين شبكه با مديريت فردي افغاني به نام "حسن اللهياري" در قم تاسيس شد و عوامل آن با انتخاب اين نام مقدس، سعي داشتند در فضاي فرهنگي قم، موقعيتي براي خود كسب كنند. شبکه ی اهل بيت، در دوره فعاليت خود در راستاي برجسته ساختن اختلافات مذاهب اسلامي و همسو با سياستهاي انجمن حجتيه مطالبي را تهيه مي كرد. تاكيد بر سوگواري ايام فاطميه به نام «محسنيه» و برگزاري جشني موسوم به «عيدالزهرا» و به مناسبت مرگ عمر بن خطاب مهمترين اقدامات اين شبكه بود. انتساب دروغين به مرجعيت اللهياري مدتي اين شبكه را منتسب به مراجع معرفي مي كرد و مدعي بود، بيوت مراجع از آن حمايت مي كنند. اين ادعا از سوي مسئولان بيوت مراجع رد شد. از ميان مراجع تقليد، بيت "آيتالله قربانعلي محقق كابلي" از علماي افغاني مقيم قم از شبكه اهل بيت، حمايت مي كرد. سال گذشته با افشاي ماهيت تفرقه افكنانه آن، آيتالله محقق كابلي نيز طي اطلاعيهاي كه در مهر 1389 منتشر كرد، با تاكيد بر اهميت وحدت بين مسلمانان، اعلام كرد: «از پيروان و شيعيان راستين اهل بيت عصمت و طهارت(علیه السلام) جداً تقاضا ميشود که از هرگونه کمک مادي و معنوي به شبکه ياد شده خودداري کنند. از نظر اين جانب پرداخت وجوهات شرعيه با هر عنواني به اين شبکه و ساير مراکز و شبکه ها و برنامه هايي که تحت هر عنواني در راستاي ايجاد تفرقه ميان امت اسلامي فعاليت مي کنند نه تنها مجزي نيست بلکه تعاون بر اثم و عدوان است.» ديدگاههاي سياسي اللهياري: ۱- ايجاد تفرقه بين شيعه و سني (در راستای اهداف که مخالف وحدت بین شیعه و سنی است). ۲- تاييد شعار نه غزه نه لبنان، با اين بهانه که اول بقيع را آزاد کنيم غزه براي بعد!؟ ۳- ايجاد فاصله بين شيعيان و مرجعيت معظم شيعه(اللهياري اساسا مراجع را عادل نمي داند به کرات به روحانیت و بزرگان حوزه و نظام توهین و هتک حرمت می نماید). ۴- سعی بر تضعیف دولت ايران و ادعای دشمنی جمهوري اسلامي ایران با اهل بيت!! ۵- اذعان بر ریاست طلبی و هوای نفس پرستی و قدرت طلبی مراجع و علما. ۶- مقايسه نظام مقدس ایران با حکومت عباسيان! ۷- دفاع از آمريکا به بهانه آزادي بيان در آن کشور (لازم به ذکر است آقاي اللهیاري ساکن آمريکاست. جالب است بدانيد در آمريکا قانوني براي شبکه هاي ماهواره اي وجود دارد با اين مضمون که اگر شبکهاي کوچکترين توهيني به مقدسات يک فرقه مذهبي يا فکري يا اجتماعي بکند آن شبکه تعطيل ميشود و مجوز روي آنتن رفتنش باطل می گردد، حال اين سوال پيش مي آيد که چرا شبکه موسوم به اهل بيت که تماما توهين و بی حرمتی به شیعه و سنی است بسته نميشود؟ آیا این شبکه جز مخالفت با دولت جمهوري اسلامي ایران و ايجاد اختلاف بين فرق اسلامي علت دیگری هم دارد؟) اعتقادات مبتني بر تفکرات انجمن حجتيه: اعتقادات و حرفهاي ايشان شديدا منطبق بر تفکر حجتيه است، او از افرادي است که معتقداست هيچ کاري نبايد انجام داد فقط منتظر باشيم تا خدا هر زمان خواست امام زمان را بفرستد بنابر همين اعتقاد مخالف با جمهوري اسلامي است، اومي گويد حکومت اسلامي را فقط بايد ولي معصوم تشکيل بدهد. وی به شدت با قمه زني موافق می باشد و عقیده دارد که به عشق امام حسين (عليه السلام) همه کاري بايد کرد. الهیاری و دست های پنهان این شبکه ی شوم قصد دارند با ارائه مطالب تفرقه انگیز دو مذهب بزرگ شیعه و سنی را به درگیری و حاشیه بکشانند و در این میان هم سوژه ای برای وهابیت ایجاد نمایند که دست شان به خون شیعیان بی گناه جهان آغشه گردد. شبکه اهل بيت یا کاخ سفيد؟! حجتالاسلام نبوي معاون تبليغات حوزه علميه قم طي نشستي از گردآوري اسنادي مبني بر حضور آمريکاييها در پشت پرده اين شبکه ماهواره اي خبر داد و گفت: «هدف اين شبكه كه به نام دفاع از شيعه و گسترش علوم اهل بيت(علیه السلام) راه اندازي شده است بد جلوه دادن شيعه بود.» با بروز حساسيت در خصوص اين شبكه، دادگاه ويژه روحانيت در قم، حكم پلمپ دفتر اين شبكه را صادر كرد. عوامل اين شبكه در ادامه تحركات خود، ضمن جسارت به علماي اسلام و نيز مقام معظم رهبري و ولايت فقيه، مدعي شدهاند رويكرد نظام حمايت از اهل سنت و قصد تضعيف مكتب اهل بيت(سلام الله علیها) است! عوامل انجمن حجتيه نيز با انتقاد از آنچه آزادي عمل اهل سنت در ايران ناميد، از ضرورت حمايت از شبكه اهل بيت سخن گفتهاند.
|
|||
|
|
۱۵:۱۵, ۷/اردیبهشت/۹۲
شماره ارسال: #53
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
بعد از چند بار نگاه کردن به شبکه اهل بیت در چند سال پیش متوجه شدم که این شبکه فقط برای تمسخر شیعیان بنیانگذاری شده البته نمیدونم هنوز فعال هست یا نه ولی این شبکه مانند سیرک بود و متاسفانه در آن افرادی با گریم به عنوان روحانی خود را جا زده و به صورت نمایشی به وعظ میپرداختند که این نوع حرکت تئاتری آنها بیشتر به حرکتهای مجاهدین خلق در ساخت کلیپ و شوهای نمایشی تمسخرآمیز شباهت داشت. در واقع با یکی دو بار تماشای این شبکه به راحتی متوجه میشدید که این شبکه یک کانال جعلی میباشد که فقط برای تمسخر ساخته شده و نه بیشتر و نه کمتر اگر به مراسم عزاداری که در این شبکه پخش میشد دقت میکردید متوجه اوج پستی و رذالت افرادی که این شبکه را مدیریت میکردند میشدید که مراسم عزاداری که در این شبکه منحوس پخش میشد بیشتر به دلقک بازی همراه با آهنگهای هندی شبیه بود تا عزاداری. |
|||
|
|
۲۰:۰۵, ۷/اردیبهشت/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/اردیبهشت/۹۲ ۲۰:۴۷ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #54
|
|||
|
|||
|
انجمن ساواکیه + سند منبع از رصد دقیق ساواک بر تمامی عملکردهای در ایران تا هماهنگی هرگونه اقدام سران انجمن در داخل کشور و همچنین دیگر موارد مربوط به آنها، همه و همه میتوان پی برد، همکاری بسیار نزدیکی با ساواک و رژیم منحوس پهلوی داشته است و به قول معروف یک چهره کاملاً درباری از این انجمن به ما نشان میدهد .
ما در این مطلب سعی داریم به چند سند از ساواک که نشانگر رابطه نزدیک با این دستگاه مخوف است بپردازیم اگر چه از این دست اسناد در سازمان اسناد انقلاب اسلامی بسیار هستند و تعداد زیادی از آنها نیز در اوایل انقلاب توسط نفوذیهای به سرقت رفتهاند، ولی فعلاً به همین مقدار اکتفا مینماییم. اولین سند که مورخ 54/4/26 میباشد، به وضوح انتخاب اعضای بلند پایه با تائیدیه ساواک را نشان میدهد: ![]() اما متن سند :
به: ریاست شهربانی بجنورد
از: ساواک بجنورد
درباره: انجمن خیریه مهدویه
این ساواک با انتخاب قربانعلی محمدی مقدم برای انجمن خیریه مهدویه موافقت دارد. خواهشمند است دستور فرمایند چنانچه تغییراتی در اساسنامه آن حاصل گردد، این ساواک را آگاه سازند
رئیس ساواک بجنورد، مهرآموز
--------------------------------- دومین سند مورخ 1350/08/13 میباشد که بیانگر ناراحتی شیخ محمود حلبی به دلیل اشتباه در دستگیری عدهای از اعضای انجمن در رفسنجان میباشد در حالی که آنها کاملاً با ساواک همکاری نزدیکی دارند: ![]() اما متن سند : اخیراً حاجی آقا حلبی رهبر انجمنهای 140 گانه سراسر کشور به منظور توسعه و تعمیم انجمن مزبور در این استان به بندر عباس آمده و عده ای از اعضای انجمنهای کرمان، سیرجان و رفسنجان برای دیدن ایشان به بندر عباس وارد شده اند. حاجی محمد زمانیان سرپرست انجمن کرمان ضمن بحث کلی به آقای حلبی گفتند در رفسنجان حدود 65 نفر دستگیر شده اند که عده ای از آنها وابسته به انجمن بوده اند اصولا گفته شده در رفسنجان بیشتر، از رویه آیت الله خمینی پیروی می شود و این دستگیری بدنبال آتش زدن سینما و اتومبیل رئیس پلیس صورت گرفته و رهبر انجمن رفسنجان به اطلاعات شهربانی فراخوانده شده و ایشان گفته اند آنها مدتها قبل با ما ایاب و ذهاب نداشتند و طبق تعهدی که داده اند مسؤول کارهای انجام شده خودشان هستند . آقای حلبی از این روش به شدت ناراحت شده و افزوده: ما را ساواک می شناسد و هدف ما را می داند و به طور کلی ما باید از جنجال های سیاسی دور باشیم و از رویه آیت الله خمینی و طرفداران کوتاه فکرش هم ابراز تاسف کرد . نظریه شنبه آقای حلبی با هر گونه وابستگی سیاسی و فعالیت سوء انجمن مخالف است . --------------------------------- سومین سند که مورخ 52/4/25 میباشد بیانگر دیدارهای مکرر شیخ محمود حلبی (ریاست انجمن) با پرنیان فر (ریاست ساواک تهران ) میباشد: ![]() اما متن سند : در ملاقاتی که طی چند جلسه با شیخ محمود حلبی سرپرست انجمن مبارزه با بهائیت به عمل آمد، مشارالیه اظهار داشته که از هجده سال قبل تا کنون انجمن مزبور تشکیل شده و هر روز در اکثر شهرستانها دارای تشکیلاتی گردیده و در تهران نیز در نقاط مختلف دارای جلسات و کنفرانس می باشد و تاکنون برای این جلسات صرفاً ارشاد جوانان در مسائل دینی بوده و کوچک ترین مساله سیاسی در جلسات مطرح نشده است. حتی به علت این که به روحیه جنجالی روحانیان و وعاظ آشنایی دارد، اجازه ورود یک نفر از روحانیان را به جلسات و دخالت آنان را در این زمینه نداده است. مشار الیه اضافه نمود که انجمن تا کنون خدمات زیادی به دستگاه نموده حتی قبل از برگزاری جشن های 2500 ساله که بهائیان ثصد کسب امتیاز جهت آشنایی خود را داشته اند، اقدامات موثری به عمل آورده که به طور حتم به شرف عرض رسیده است زیرا تیمسار ارتشبد اویسی فرمانده کل ژاندارمری وقت در جریان بوده اند و ادامه داد چنانچه دستگاه مصلحت نداند که این انجمن با کار خود ادامه دهد به فعالیتش خاتمه داده، ولی مراتب را به شرف عرض همایونی خواهد رسانید. ضمن این که مذاکرات لازم در مورد مراقبت از جلسات به منظور جلوگیری از نفوذ احتمالی افراد خرابکار و برانداز انجام شده اقدامات مراقبتی نیز به عمل آمده و به منابع مربوطه آموزش لازم در این زمینه داده شده است. بدیهی است هرگونه خبر واصله به موقع به عرض خواهد رسید. رئیس ساواک تهران، پرنیان فر
این اسناد و دیگر اسناد به جای مانده از دوران رژیم منحوس پهلوی به خوبی نمایان می سازد که انجمن منحرفه حجتیه در آن زمان (رژیم ستم شاهی) چه مراوده صمیمانه ای با حکومت داشته و دست در دست آن ها به پیشبرد اهداف ضد اسلامی آن ها کمک می کردند.
شیخ خفه شو، سید را گرفتهاند و بردهاند زندان دیدهبان: رفتیم خدمت آقای خرازی و اتفاقاً آقازادههایشان هم بودند. ما نشسته بودیم و احوالپرسی با ایشان میکردیم که دوباره صدای تیراندازی بلند شد. صدای تیراندازی که بلند شد باز مرحوم آقای حلبی آن جمله را تکرار کرد، وقتی آن جمله را تکرار کرد...
به نقل از گروه مطالعاتی انجمن حجتیه: مخالفت رهبر با نهضت امام خمینی(رحمة الله علیه) از مسلماتی است که حتی برخی از سران انجمن نیز در محافل خصوصی به آن اعتراف نموده اند. اما متاسفانه برخی منافقانه و برخی دیگر جاهلانه بنا دارند تا را همگام با انقلاب اسلامی جلوه دهند. مرحوم حجت الاسلام فردوسی پور با بیان خاطره ای از روز قیام پانزده خرداد 1342، مخالفت دیرینه ی آقای حلبی را با نهضت امام بیان می کند: «دیدم زنها و مردم از خانه ها بیرون ریختند و اعلام می کنند که : آبها را مسموم کرده اند آب نخورید و به پهلوی لعنت میفرستادند. من فکر کردم که منزل مرحوم آقای حلبی بروم، با آقای حلبی آشنا بودم چون ایشان وقتی به مشهد می آمد منزل مرحوم حاج شیخ مجتبی قزوینی اقامت می گزید از این رو ما را می شناخت. من وقتی درب خانه ایشان رسیدم درست ساعت دوازده ظهر بود. از میدان شاه سابق که الآن شده میدان قیام مرتب صدای تیراندازی و رگبار مسلسل می آمد. به هر حال زنگ زدم. خود ایشان آمد و درب را باز کرد و تا من را دید تعجب کرد و گفت: اینجا چکار می کنی؟ ایشان درب را باز کرد و ما رفتیم داخل و نشستیم. خدمت ایشان ناهار خوردیم. هر دفعه که صدای رگبار از میدان بلند می شد ایشان یک تکانی می خورد و می گفت : هان "حالا بیرونش کن"، "حالا بیرونش کن"، این هم حرف شد که حالا بیرونت می کنم. من گفتم چیه قصه و مگر چه شده است؟
![]() ایشان گفت: مگر نمیدانی که آیتالله خمینی در سخنرانیاش گفته است کاری نکن که مثل پدرت بگویم بیرونت کنند[1] و خوب مگر میتواند بیرونش کند، با این تیراندازی و با این مردم کشی مگر می شود بیرونش کند. خوب این جریان گذشت و عصر شد. عصر که شد من میخواستم بروم. ایشان نگذاشت فرمودند که شلوغ است و تیراندازی می کنند و خطرناک است شما نرو. عصر که شد ایشان فرمود: بلند شو منزل آقای خرازی برویم. منزل مرحوم آقای خرازی پدر وزیر امور خارجه ، ته کوچه بود و یک منزل با منزل ایشان فاصله داشت. رفتیم خدمت آقای خرازی و اتفاقاً آقازاده هایشان هم بودند. ما نشسته بودیم و احوالپرسی با ایشان می کردیم که دوباره صدای تیراندازی بلند شد. صدای تیر اندازی که بلند شد باز مرحوم آقای حلبی آن جمله را تکرار کرد، وقتی آن جمله را تکرار کرد یکی از فرزندان آقای خرازی گفت: شیخ خفه شو ، سید را گرفته اند و برده اند زندان، معلوم نیست الآن در چه حالی است و با ایشان چه می کنند، تو اینجا راحت نشسته ای و می گویی بیرونش کن، این چه حرفی است که تو می زنی. این برخورد را که پسر آقای خرازی کرد آقای حلبی برگشت و به خود مرحوم آقای خرازی گفت: نگفتم من نمی آیم و در منزلم راحت تر هستم حالا اجازه بده من بروم. ایشان بلند شد و به من گفت پاشو برویم. ما به خانه برگشتیم و آن شب را در منزل آقای حلبی گذراندیم. فردا صبح بیرون آمدم، ایشان هر کاری کرد که نرو خطرناک است گفتم نه من باید بروم و در مدرسه رفقایی دارم که آنها حتماً نگران من هستند، من از دیروز صبح که بیرون آمدم تا حالا نرفتم. ایشان اجازه داد من بیرون آمدم.»[2] پاورقی: [1] - نصیحت و اخطار امام به شاه در سخنرانی عصر 13 خرداد 1342:« ...چرا بیخود، بدون فکر، این حرفها را مىزنى؟ آیا روحانیت اسلام، آیا روحانیون اسلام، اینها حیوانات نجس هستند؟ در نظر ملت، اینها حیوان نجس هستند که تو مىگویى؟ اگر اینها حیوان نجس هستند پس چرا این ملت دست آنها را مىبوسد؟ دست حیوان نجس را مىبوسد؟ چرا تبرک به آبى که او مىخورد، مىکنند؟ حیوان نجس را این کار مىکنند؟! آقا ما حیوان نجس هستیم؟ [گریه شدید حضار] خدا کند که مرادت این نباشد؛ خدا کند که مرادت از اینکه «مرتجعین سیاه مثل حیوان نجس هستند و ملت باید از آنها احتراز کند»، مرادت علما نباشند و الّا تکلیف ما مشکل مىشود و تکلیف تو مشکل مىشود. نمىتوانى زندگى کنى؛ ملت نمىگذارد زندگى کنى. نکن این کار را؛ نصیحت مرا بشنو. آقا! 45 سالت است شما؛ 43 سال دارى، بس کن، نشنو حرف این و آن را؛ یکقدرى تفکر کن، یکقدرى تأمل کن! یکقدرى عواقب امور را ملاحظه بکن! یکقدرى عبرت ببر! عبرت از پدرت ببر. آقا! نکن این طور! بشنو از من؛ بشنو از روحانیین؛ بشنو از علماى مذهب؛ اینها صلاح ملت را مىخواهند؛ اینها صلاح مملکت را مىخواهند. ما مرتجع هستیم؟ احکام اسلام، ارتجاع است؟ آن هم «ارتجاع سیاه» است؟ تو انقلاب سیاه، انقلاب سفید درست کردى؟! شما انقلاب سفید به پا کردید؟ کدام انقلاب سفید را کردى آقا؟ چرا این قدر مردم را اغفال مىکنید؟ چرا نشر اکاذیب مىکنید؟ چرا اغفال مىکنى ملت را؟ و اللَّه، اسرائیل به درد تو نمىخورد، قرآن به درد تو مىخورد امروز به من اطلاع دادند که بعضى از اهل منبر را بردهاند در سازمان امنیت و گفتهاند شما سه چیز را کار نداشته باشید، دیگر هر چه مىخواهید بگویید، یکى شاه را کار نداشته باشید؛ یکى هم اسرائیل را کار نداشته باشید؛ یکى هم نگویید دین در خطر است. این سه تا امر را کار نداشته باشید، هر چه مىخواهید بگویید. خوب، اگر این سه تا امر را ما کنار بگذاریم، دیگر چه بگوییم؟! ما هر چه گرفتارى داریم از این سه تاست.» صحیفه امام،ج1، ص:= 246 [2] - خاطرات حجت الاسلام و المسلمین فردوسی پور، چاپ و نشر عروج، چاپ اول1387، ص44
|
|||
|
|
۱:۵۵, ۲۱/اردیبهشت/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/اردیبهشت/۹۳ ۱:۵۸ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #55
|
|||
|
|||
|
این عکس مربوط به تبلیغ یکی از رابطان یک شرکت دلاله
دیروز در نمایشگاه(نفت) تو غرفه ما این تبلیغ رو این شخص پخش میکرد فقط عکسشو میزارم و به دلیل دشمن شاد نکردن محتواشو پاک کردم ولی اگر دشمن این عکس رو ببینه قطعا خوشحال میشه http://media3.afsaran.ir/rdiF0W3Ud.jpg این عکس برای این منتشر میشه که این روزها به دلیل برخی افشاگری ها سعی کردند اذیت کنند (قضیه دادگاه و ...) ولی نور خدا خاموش شدنی نیست حجتیه ای ها فعلا این وسط تور خود را پهن کرده اند و از تحریم مانند بابک زنجانی نفع میبرند |
|||
|
|
۹:۰۸, ۲۱/اردیبهشت/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/اردیبهشت/۹۳ ۹:۰۹ توسط Bidel.s.)
شماره ارسال: #56
|
|||
|
|||
نقل قول:فقط عکسشو میزارم و به دلیل دشمن شاد نکردن محتواشو پاک کردم ولی اگر دشمن این عکس رو ببینه قطعا خوشحال میشهمن که فقط یه دعوتنامه دیدم. یکم بیشتر ازش نشون می دادید تا بیشتر می فهمیدم.(فقط ایمیل رو پاک کنید) ![]() **************************************************************** در ضمن یه سوالی هست که منو گیج کرده. من تا اونجایی که می دونم انجمن حجتیه در پیش از انقلاب جوانان مستعد زیادی رو به اسلام جذب کرد. و یه جایی نمی دونم کجا خوندم که امام این انجمن رو پیش از انقلاب تائید کرد. اما بعد انقلاب و همون جریان جدایی سیاسی از دیدن باعث شد امام جلوی این انجمن رو بگیره. یعنی حجتیون می خواستن دین از سیاست جدا شه؟ اونوقت الآن میان و از اقتصاد مقاومتی حرف می زنن؟ بعد یه سوال دیگه داشتم که می خواستم یک پیرو حجتیه پاسخ بده نه کس دیگه ای: آیا آماده سازی یک جامعه منتظر، بهبود شرایط فعلی و تقویت زیر بناهای جامعه از نظر سیاسی، فرهنگی و اقتصادی برای ظهور ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) از نظر اصول حجتیه مردود است؟ همونطور که گفتم فقط یه حجتی جواب بده. |
|||
|
|
۹:۱۶, ۲۱/اردیبهشت/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/اردیبهشت/۹۳ ۹:۴۰ توسط سیمرغ.)
شماره ارسال: #57
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
مستند امام خمینی ، انجمن حجتیه و انتظار فرج (بدون حذفیات) نقل قول: ![]() نقل قول:امام(رحمة الله علیه) بعدها در اسفند 67 در پیام به روحانیت از ناهمراهی مدعیان ولایت به شدت گله و انتقاد می کنند؛ |
|||
|
|
۱۱:۰۸, ۲۱/اردیبهشت/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/اردیبهشت/۹۳ ۱۱:۱۷ توسط ELENOR.)
شماره ارسال: #58
|
|||
|
|||
|
اگر از من به عنوان مدیر بخش دشمن شناسی در تالار بپرسند بزرگ ترین و پر نفوذ ترین و با برنامه ترین گروه نیمه مخفی در ایران چیست می گویم حجتیه ... با خیلی هاشون سر و کله زدم ... خیلی از کسانی رو که گمراه کردند اصلا نمیدانند در دام چه گروهی افتاده اند ...
کلی مدرسه دارند در تهران و ... از پیش دبستانی گرفته تا پیش دانشگاهی ... دخترانه و پسرانه ... بهترین نقطه رو هدف گرفتند .. بهترین مدرسه های تهران ...اکثرا هم غیر انتفاعی هستند ... مدارس آموزش قرآن و ... 10 سال پیش که موبایل اصلا تو هیچ مدرسه ای نبود این ها تو مدرسشون موبایل آزاد بود ... بدترین فساد های اخلاقی در مدرسشون وچود داشت ... مدرسه در قانونش داشتن ناظم منع شده بود ... هیچ وقت ناظم نداشت ... به مدیرانش هم فساد ها رو می گفتید و می گفتید چرا جلوی این ها را نمی گیرید فقط یک تبسم کوچک می کردند ... هیچ کاری نمی کردند ... من خودم تو همین مدرسه درس خوندم ... بعدش مدام بهت می گویند بیا فلان جا تفسیر قرآن ... ![]() ![]() جلسات تفسیر قرآن هفتگی دارند به صورت منظم در سر تا سر شهر ... بیشترین تمرکزشون هم رو افراد مذهبی است و دانشچو ها .. در دانشگاه ها بتوانند به بهانه جلسه تفسیر هر کاری می خواهند می کنند ...دانشگاه هم جلوش رو بگیرد سر کلاس درس آدرس خارج از دانشگاه رو می دهند ... علنا در جلسات تفسیرشان می گویند امام خمینی به چه اجازه ای جهاد کرد!!!!!!!!! مردم حق ندارند و نداشتند در برابر شاه و امثالش قیام کنند و اصلاح کنند وضعیت را ... فقط باید نشست و دعا کرد برای ظهور ... همین حرف ها همین الان پر است در جلسات نیمه مخفی این ها در دانشگاه ها ... از پیش دبستانی دارند کار می کنند ... مدرسه آموزش قرآن و حفظ قرآن است ... برگذاری مراسم دهه فجر در آن غیر قانونی است ... زدن عکس رهبری غیر قانونی است ... |
|||
|
|
۱۱:۲۵, ۲۱/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #59
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
خدمت دوستان اشاره بیشتری داشته باشم متن این تبلیغ رو چون برای خود جمهوری اسلامی میتونه مخرب باشه (البته بی دلیل ولی خب کنایه زن زیاده) سانسورش کردم خدمت دوستان عرض کنم تو نمایشگاه بودیم که یک جنابی این تبلیغ رو سریع داد و رفت (به هر غرفه میداد) بیشتر منظورم از این تبلیغ و بذکر ولیه می باشد این عبارت از تکه کلامهای خاص حجتیه ای ها است در واقع مثل بابک زنجانی دارند از آب گل آلود تحریم ماهی صید می کنند =========== اما در مورد خود حجتیه تو این سایت هم وجود دارند و باهاشون صحبت حضوری هم داشتم حجتیه ای ها دو دسته هستند عمده این افراد مانند وهابی ها گول میخورند البته نوع گول خوردن این افراد کاملا پیشرفته است با هدف محبت اهل بیت جلو میان و جوانان پاک رو اغوا می کنند عده قلیلی از این افراد هم حقیقتا فی قلوبهم مرضا هستند و با دشمنان اسلام نقاط اشتراک زیادی دارند چیزی که من از آقایون و احیانا خانم هایی که عضو هستند یا از لحاظ قلبی تمایل دارند می خواهم این است که بصورت کاملا آزاد تحقیق کنند و مانند وهابی ها که تحقیق را برای پیروانشان حرام می کنند نباشند من با این افراد که صحبت کرده ام یکی از ویژگی هایشان این بوده که بسیار سخت است که منبعی خارج از منابع خودشان را برای مطالعه به آنها معرفی کنی بنده به شخصه تمام سایت های معاند و کتاب های خاص رو هم مطالعه داشته ام و اعتقاداتم رو در حد وسع خودم کسب کردم (ارث نبردم) از این دوستان هم تقاضا دارم با چشم باز حرکت کنند |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| آخرین اخبار انجمن حجتیه و مروجین اسلام آمریکایی در فرقه نیوز | taha49 | 6 | 2,957 |
۳/مهر/۹۳ ۲۰:۴۵ آخرین ارسال: taha49 |
|
| مقایسه ای بین انجمن حجتیه و وهابیت | عبدالرحمن | 2 | 2,276 |
۲۳/اردیبهشت/۹۳ ۲۰:۰۰ آخرین ارسال: عبدالرحمن |
|
| حمله سراسری به فعالان مهدویت"انجمن حجتیه" | nooromahdi | 10 | 8,827 |
۱۸/دی/۹۲ ۲۳:۳۸ آخرین ارسال: عبدالرحمن |
|
| گفتگویی پیرامون انجمن حجتیه | aboutorab | 14 | 6,237 |
۲۶/آبان/۹۲ ۴:۵۰ آخرین ارسال: عبدالرحمن |
|
| انجمن معتادان گمنام(NA)،دام جدید انجمن حجتیه! | SARV | 7 | 11,623 |
۲۵/بهمن/۹۱ ۱۸:۰۶ آخرین ارسال: Hadith |
|











![[تصویر: %D8%AA%D8%B4%DA%A9%DB%8C%D9%84%D8%A7%D8%...%D9%87.jpg]](http://www.didehbancenter.com/fa/images/stories/picture/Anjoman/%D8%AA%D8%B4%DA%A9%DB%8C%D9%84%D8%A7%D8%AA_%D8%AD%D8%AC%D8%AA%DB%8C%D9%87.jpg)
![[تصویر: %D8%AD%D9%84%D8%A8%DB%8C-%D8%AA%D8%B4%DA...%D8%AA.jpg]](http://www.didehbancenter.com/fa/images/stories/picture/Anjoman/%D8%AD%D9%84%D8%A8%DB%8C-%D8%AA%D8%B4%DA%A9%DB%8C%D9%84%D8%A7%D8%AA.jpg)
![[تصویر: %D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86_%D9%85%D8...%D8%AF.jpg]](http://www.didehbancenter.com/fa/images/stories/picture/Anjoman/%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86_%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C_%D8%B3%D9%86%D8%AF.jpg)
![[تصویر: Emam3.jpg]](http://www.didehbancenter.com/fa/images/stories/picture/Anjoman/Emam3.jpg)
![[تصویر: IMAGE634911765653260913.jpg]](http://www.didehbancenter.com/fa/images/stories/picture/Anjoman/IMAGE634911765653260913.jpg)
![[تصویر: 52125703603976154727.jpg]](http://www.didehbancenter.com/fa/images/stories/picture/Anjoman/52125703603976154727.jpg)
![[تصویر: 8753287570854880872311.jpg]](http://www.didehbancenter.com/fa/images/stories/picture/Anjoman/8753287570854880872311.jpg)
![[تصویر: 060382899383060439617.jpg]](http://www.didehbancenter.com/fa/images/stories/picture/Anjoman/060382899383060439617.jpg)
![[تصویر: %D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86---%D9%85%...%D9%86.jpg]](http://www.didehbancenter.com/fa/images/stories/picture/Anjoman/%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86---%D9%85%D9%86%D8%A7%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%86.jpg)
![[تصویر: 1.1.1.1.1.1.1..jpg]](http://www.didehbancenter.com/fa/images/1.1.1.1.1.1.1..jpg)
![[تصویر: 1%20san.jpg]](http://www.didehbancenter.com/fa/images/1%20san.jpg)
![[تصویر: 2%20san.jpg]](http://www.didehbancenter.com/fa/images/2%20san.jpg)
![[تصویر: 3%20san.jpg]](http://www.didehbancenter.com/fa/images/3%20san.jpg)
![[تصویر: %D8%B1%D8%A7%D9%87_%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8...%DB%8C.jpg]](http://www.didehbancenter.com/fa/images/stories/picture/Anjoman/%D8%B1%D8%A7%D9%87_%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D8%AD%D9%84%D8%A8%DB%8C.jpg)


![[تصویر: emam_entezar.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8114371334/emam_entezar.jpg)
![[تصویر: emam_entezar_1.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8114371350/emam_entezar_1.jpg)

