|
چرا از حدیث «اما الحوادث الواقعة» نواب خاص برداشت نمی شود
|
|
۸:۳۳, ۲۸/مرداد/۹۶
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
منبع سوال: http://www.askdin.com/showthread.php?t=60285
سلام یک حدیثی برای اثبات نیابت عامه ی حضرت ولی عصر در زمان غیبت مطرح میشود که با تحقیقی که من انجام دادم، دو شخص از راویان آن در حدیث شناسی مجهولند. که البته توجیهاتی برای رفع ابهام از آنها نوشته شده است. ولی به فرض صحت این حدیث که درواقع یک خط از یک نامه ی نسبتا طولانی میباشد، چطور این نتیجه گرفته شده است که منظور از "اما الحوادث الواقعه" حوادث کل زمانها بوده است و این یک حکم کلی است؟ و همچنین منظور از "رواه حدیثنا" نواب خاص امام زمان در زمان غیبت صغری نیستند (کما اینکه این نامه در هان زمان نوشته شده است). و ثالثا، چرا لفظ حدیث مفرد آمده و از "احادیث" استفاده نشده است که حالت جامع و کلی داشته باشد؟ و رابعا، وقتی در آخر این جمله از محمدبن عثمان که یکی از نواب خاص است نام میبرد و او را دعای خیر میکند آیا حضرت بطور غیر مستقیم "رواه حدیثنا" را معرفی نمیکند که کیست؟ پس با توجه به سه اشکال فوق، آیا نمیتوان این قسمت از این نامه را این چنین برداشت کرد: یک واقعه ای در آن زمان برای نویسنده ی نامه پیش آمده بوده، و یا برایش سوال شده بوده است. برای همین نامه ای برای امام زمان میفرستد و از ایشان سوال میپرسد. امام زمان به او میگوید قضیه را از نواب خاص من(4 نفر مشهور) پیگیری بکند که آنها حجیت دارند از طرف من بر شما. همچنین وقتی لفظ حدیث را مفرد می آورد یعنی منظور یک مسئله ی خاص بوده است که آن مسئله را این افراد نائب خاص میدانند. همچنین نام یکی از آنها را به صراحت در انتهای جمله اش می آورد که معرفی اش کرده باشد! حتی در آخر نامه میگوید درباره چیزهایی که به تو مربوط نمیشود نیز سوال نپرس. و این احتمال را قوی میکند که سوالات نویسنده ی نامه مربوط به مسائل زمانه ی خود بوده و توصیه امام زمان نیز درباره ی آن مطلب خاص رجوع به نواب خاص ایشان در همان زمان بوده است. اگر تحلیل فوق را نمیپذیرید لطفا بگویید چرا نمیپذرید و کجای آن مشکل دارد؟ همچنین اثبات کنید که این مسئله تنها یک مسئله مربوط به نویسنده ی نامه نبوده است و منظور کل مسائل عصر غیبت بوده است. همچنین منظور از روایان حدیث ما، نواب خاص نبوده اند و بلکه کل فقهای شیعه بوده اند. و اینکه چرا لفظ حدیث مفرد آمده است و احادیث نیامده که مشخص شود منظور فقها بوده اند که همه ی احادیث را میدانند و نه یک حدیث خاص! اسحاق بن يعقوب مى گويد : از محمد بن عثمان عمرى ( ره ) خواستم كه نامه اى از من به حضرت قائم برساند ، در آن نامه پيرامون مسائلى برايم دشوار آمده بود سئولاتى كرده بودم ، بعد بخط مولايمان صاحب الزمان " ع " در توقيع چنين آمده بود : " اما آنچه را درباره آن سئوال كرده بودى ، خداوند تورا ارشاد فرمايد ودر قضيه منكرين من از اهل بيت ما وعمو زاده ها يمان خداوند شما را ثابت قدم بدارد ، بدان خداوند با كسى خويشاوندى ندارد ، كسى كه مرا انكار كند از من نيست ، وسرنوشت او سرنوشت پسر نوح ( ع ) است . اما سرنوشت عمويم جعفر وفرزندان او ، سرنوشت برادران يوسف ( ع ) است . نوشيدن آبجو ( فقاع ) حرام است اما نوشيدن شلماب ( نوعى شراب ) مانعى ندارد ، واما اموالتان را نمى پذيريم مگر اينكه پاكيزه شوند ، هر كس مى خواهد ارتباط بر قرار سازد و هركس مى خواهد قطع رابطه نمايد ، آنچه را كه خدا به من داده بهتر از آن است كه به شما داده است واما ظهور فرج ، مربوط به خداى متعال است ووقت گذاران دروغ گفتند . واما سخن كسانى كه مدعى شدند حسين ( ع ) كشته نشده ، كفر است ودورغ است وگمراهى . واما در حوادث ورخدادهايى كه پيش مىآيد به راويان احاديث ما ، رجوع كنيد ، زيرا آنان حجت من بر شما ومن حجت بر آنان هستم . واما محمد بن عثمان ( ره ) مورد اعتماد من بوده ونامه او نامه من است واما محمد بن علي بن مهزيار اهوازى ، خداوند دل او را اصلاح مى گرداند وشك وترديد او را بر طرف مى سازد . وآنچه را كه به ما رساندى ، نمى پذيريم مگر آنچه را كه پاك وپاكيزه باشد ، وپول زن نوازنده ، حرام است . واما محمد بن شاذان بن نعيم ، مردى از شيعيان وپيروان ما اهل بيت است . واما ابو الخطاب محمد بن ابى زينب اجدع ، فردى ملعون بوده ويارانش نيز ملعون هستند با پيروان آنها همنشينى نكن . زيرا من از آنها بيزار وپدرانم نيز از آنها بيزارند . واما كسانى كه به زور اموال ما را مى گيرند ، پس اگر كسى از آن اموال چيزى را حلال شمرد وآنرا بخورد همانا آتش مى خورد . واما خمس ، براى شيعيان ما مباح شده ، و تا زمان ظهور وفرج ، بر آنها حلال است از آن مصرف نمايند ، تا فرزندانى نكو از آنان بوجود آيد ، نه تبهكار . اما پشيمانى كسانى كه در دين خدا شك وترديد كردند راجع به آنچه به ما رسانده بودند هر كس از اين كار پشيمان شد ما هم بر آن اصرارى نداريم وما نيازى به ارتباط با اهل شك وترديد نداريم . واما بوجود آمدن غيبت ، خداوند عزوجل مى فرمايد : " اى كسانى كه ايمان آورده ايد درباره چيزهايى كه اگر آشكار شود به سود شما نيست ، سئوال نكنيد " هيچ يك از پدران من نبودند مگر اينكه بيعت فرمانرواى ظالم زمان خود بر گردنش بود ، ومن آنگاه كه بايد ظهور كنم ظهور مى كنم وبيعتى از هيچيك از سركشان ستمكار را بر گردن ندارم . اما چگونگى سود بردن بواسطه من در زمان غيبتم ، مانند سود بردن از خورشيد است آنگاه كه در پشت أبر از ديده ها پنهان شود ، براستى من حافظ ونگاهبان زمينيان هستم همانگونه كه ستارگان حافظ اهل آسمانند ، از آنچه كه ارتباطى به شما ندارد سئوال نكنيد وشما مكلف به آنچه مسئول آن نيستيد نخواهيد بود ودر تعجيل فرج دعاى زياد بكنيد زيرا آن فرج شماست ، وسلام ودرود بر تو اى اسحاق بن يعقوب وبر كسانى كه پيروى حق كنند . متن روايت: كمال الدين : ج 2 ص 483 ب 45 ح 4 - حدثنا محمد بن محمد بن عصام الكليني رضي الله عنه قال : حدثنا محمد بن يعقوب الكليني ، عن إسحاق بن يعقوب قال : سألت محمد بن عثمان العمري رضي الله عنه أن يوصل لي كتابا قد سألت فيه عن مسائل أشكلت علي ، فوردت في التوقيع بخط مولانا صاحب الزمان عليه السلام : " أما ما سألت عنه أرشدك الله وثبتك من أمر المنكرين لي من أهل بيتنا وبني عمنا ، فأعلم أنه ليس بين الله عز وجل وبين أحد قرابة ، ومن أنكرني فليس مني ، وسبيله سبيل ابن نوح عليه السلام . أما سبيل عمي جعفر وولده فسبيل إخوة يوسف عليه السلام . أما الفقاع فشربه حرام ، ولا بأس بالشلماب ، وأما أموالكم فلا نقبلها إلا لتطهروا ، فمن شاء فليصل ومن شاء فليقطع ، فما آتاني الله خير مما آتاكم . وأما ظهور الفرج فإنه إلى الله تعالى ذكره ، وكذب الوقاتون . وأما قول من زعم أن الحسين عليه السلام لم يقتل فكفر وتكذيب وضلال . وأما الحوادث الواقعة فارجعوا فيها إلى رواة حديثنا ، فإنهم حجتي عليكم وأنا حجة الله عليهم . وأما محمد بن عثمان العمري رضي الله عنه وعن أبيه من قبل ، فإنه ثقتي وكتابه كتابي . وأما محمد بن علي بن مهزيار الأهوازي فسيصلح الله له قلبه ويزيل عنه شكه . وأما ما وصلتنا به فلا قبول عندنا إلا لما طاب وطهر ، وثمن المغنية حرام . وأما محمد بن شاذان بن نعيم فهو رجل من شيعتنا أهل البيت . وأما أبو الخطاب محمد بن أبي زينب الأجدع فملعون ، وأصحابه ملعونون ، فلا تجالس أهل مقالتهم ، فإني منهم بريء ، وآبائي عليهم السلام منهم براء . وأما المتلبسون بأموالنا ، فمن استحل منها شيئا فأكله فإنما يأكل النيران . وأما الخمس فقد أبيح لشيعتنا وجعلوا منه في حل إلى وقت ظهور أمرنا ، لتطيب ولادتهم ولا تخبث . وأما ندامة قوم قد شكوا في دين الله عز وجل على ما وصلونا به، فقد أقلنا من استقال ، ولا حاجة ( لنا ) في صلة الشاكين. وأما علة ما وقع من الغيبة فإن الله عز وجل يقول : ( يا أيها الذين آمنوا لا تسألوا عن أشياء إن تبد لكم تسؤكم ) . إنه لم يكن أحد من آبائي عليهم السلام إلا وقد وقعت في عنقه بيعة لطاغية زمانه ، وإني أخرج حين أخرج ولا بيعة لاحد من الطواغيت في عنقي . وأما وجه الانتفاع بي في غيبتي فكالانتفاع بالشمس إذا غيبتها عن الابصار السحاب ، وإني لأمان لأهل الأرض كما أن النجوم أمان لأهل السماء ، فأغلقوا باب السؤال عما لا يعنيكم ، ولا تتكلفوا علم ما قد كفيتم ، وأكثروا الدعاء بتعجيل الفرج ، فإن ذلك فرجكم . والسلام عليك يا إسحاق بن يعقوب وعلى من اتبع الهدى با تشکر
|
|||
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۲:۱۴, ۳۰/مرداد/۹۶
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
(۳۰/مرداد/۹۶ ۶:۵۱)سعدی نوشته است: سلام سعدی گل زمانی که سوال مطرح شد در اینجا پاسخی از سوی کارشناس داده نشده بود و کسی هم نگفت اونجا سوال مطرح نکنین که . (۳۰/مرداد/۹۶ ۶:۵۱)سعدی نوشته است: خیلی هم مودبانه و به دور از حاشیه. این که توصیه می کنم سوالات رو از سایت اسک دین بپرسید به همین خاطره. اونجا هم افراد متخصص داره و هم این حاشیه ها رو نداره.جناب سعدی مرسی که اینجا رو جوی پر از تهمت و حاشیه دار معرفی میکنی ، البته چون کسی منطق شما رو پیش نمیگیره میشه حاشیه دار درحالی که شما کلا در حاشیه زندکی میکنی . گرامی سائل خود حقیقتجوبوده ، اگه متن رو خوب نگاه میکردید _ متن دوم که ما رواز تحریم خارح کردن رو میگم _ متوجه میشدید که جناب منکر چطور از حرفشون برمیگردن و باقی ماجرا _ خالا ما نخواستیم اینو بگیم ولی شما مگه میزارید _ بعدشم من الان که سعدی گفت رفتم دیدم پاسخ رو ![]() یعنی کلام و حرفی که بنده زدم 360 درجه با گفتار کارشناس متفاوت هست ؟ عزیزم دقت کن لطفا ، سعی کنین حاشیه درست نکنین که بعدا بگین حاشیه درست میکنن . فقط یکی مطالب نظر کارشناس با نظرات بنده رو بخونه ببینین چقدر فرق هست ![]() پاسخ کارشناس نقل قول: (۳۰/مرداد/۹۶ ۰:۳۵)حقیقتجو نوشته است: فعلا جواب شما رو که دم دستی هست بدم تا بعدا سر فرصت از فرمایشات برادر مهدی سینا استفاده کنم. گرامی شما حواب نده چون دوباره میریم توی حاشیه اگه اعتراض هست گزارش کنید اگه برخورد نشد بعد وارد بشید . نمیدونم چرا دوستان _ خطابم تنها به حقیقتجو نیست بلمه همه کاربران _ وقتی مطلبی خلاف ، توهین و اسپم و ... رویت میکنین اون دکمه گزارش رو استفاده کنین ، فکر نکنین اون فقط مترسک سر خرمن هست . |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |











![[تصویر: viewpost-left.png]](http://www.askdin.com/themecrate/debutant/buttons/viewpost-left.png)
![[تصویر: 53.gif]](http://www.askdin.com/images/smilies/yahoo/53.gif)