کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 4 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
واکاوی یکی از مهمترین آفات در مسیر خود سازی (پست ویژه)$#
۱۳:۲۱, ۳/اسفند/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/بهمن/۹۱ ۷:۰۲ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
دوستان
یک ویژگی در تمام یاران حضرت حجت وجود دارد و آن این است که آنها اخلاص دارند
نشانه ی عمل خالص میدانید چیست؟
چند چیز است
یکی این که کسی که عملی از روی خلوص انجام داد آن عمل در نظرش باقی نمیماند و امری مهم آن را تلقی نمیکند!!!!!!!!!

اما از این نشانه مهمتر بر طبق روایات ما
این است که
کسی که عملی را از روی اخلاص انجام میدهد از هیچ کس توقع ندارد

این جمله خیلی خیلی خیلی مهم است
این که آدم اگه عملی را خالص برای خدا انجام داد نباید از ماسوا الله توقعی داشته باشد قابل فهم و ملموس است
البته انجام حقیقی آن بی لطف خدا میسر نیست
یعنی اگر کسی خدا بهش عنایت کرد و توفیق عمل خالص بهش داد
دیگه هزاری هم به دیگران محبت کنه و کمک کنه و کار خیر انجام بده اما با بدترین ناسپاسی هم مواجه بشه ، چون اون کار رو فقط برای خدا انجام داده از این سبب که قدر شناسی نشده از طرف مردم ناراحت نمیشه

اما نکته ای بسیار بالاتر در این حدیث نهفته است
کسی که عملی را از روی اخلاص انجام میدهد از هیچ کس توقع ندارد
وقتی اولین بار این حدیث رو دیدم
با استاد تماس گرفتم
گفتم استاد آیا وقتی گفته که از هیچ کس توقع ندارد، این شامل خود خدا هم میشود
استاد گفتند: بله شامل خدا هم می شود و مومنِ موحد از خدا هم هیچ توقعی نباید داشته باشند
بعد که دیدند من سکوت کردم به این معنا که کلامشان مقادیری برایم گنگ است خودشان اضافه کردند

توقع حالتی است که به دلیل دریافت احساس استحقاق نسبت به کسی در درون انسان به وجود می آید
و انسان استحقاق هیچ چیزی را در مقابل خدای متعال ندارد
اساساً موجودی که فقیر محض است چه انتظار و استحقاقی میتواند داشته باشد

يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاء إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ ﴿۱۵﴾

اى مردم شما به خدا نيازمنديد و خداست كه بى‏نياز ستوده است (۱۵-فاطر)

چه چیز را ذاتاً از خود دارد که به واسطه ی آن خود را مستحق بداند
و هر فیض و نعمت و رحمتی که خداوند از فضل خود از زمان خلقت از عدم به انسان می رساند همه الطافی هستند که بی استحقاق انجام شده در حق انسان و بعلاوه بی توفیق و مدد و دستگیری خدا هم انسان نمیتواند ذره ای در راه خیر قدمی بردارد که بعد بخواهد ادعای استحقاق کند و متوقع باشد
بنابر این مومنی که توفیق خلوص در نیت و عمل پیدا کرده باشد از هیچ کس حتی خداوند توقع ندارد
بعد افزودند آن حسی که ما باید در ارتباط با خالق خود داشته باشیم
توقع نیست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
بلکه حسن ظن و امید است
یعنی بعد از انجام تمام اعمال خیرمان با نیت الهی باید امیدوار باشیم که خداوند الطاف خود را شامل حالمان کند و نه این که توقع داشته باشیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ریشه ی بسیاری از نا امیدی ها و یأسها در مسیر خودسازی و سلوک افراد همین احساس توقع است
یعنی معمولاً فرض میشود که اگر شخصی توفیق یافت به ترک گناه انجام واجبات و مستحبات و پس از همه ی این امور به حوائج مادی و حتی معنوی خود دست پیدا نکرد نوعی سرخوردگی و یأس در خود احساس میکند و از ادامه ی مسیر سرد میشود

البته یکی دیگر از ریشه های این حالت یأس و نا امیدی پس از تلاش در راه خود سازی نیت حقیقی درونی فرد است
اگر محور نیت خودِ فرد و کمال فرد باشد و هدف فردی که در مسیر خود سازی گام برمیدارد هر امر خیری باشد با محوری خودش، اینجا وقتی تحولات و اتفاقات مورد انتظار خود را نمیبیند دچار یأس میشود
اما اگر محور و نیت خودِ فرد نباشد بلکه عشق به محبوب باشد هر تلاشی با توجه به اینکه میداند مورد رضای محبوب است دل انگیز و روح افزا است
یعنی اگر کسی انگیزه اش از خود سازی و به طور مثال انجام وظایف منتظران کسب رضای خدا و ولی اعظم خدا باشد
حتی اگر هیچ یک از انتظاراتش هم براورده نشود همین که میداند در راه رضای محبوب گام برمیدارد برای ادامه ی مسیر با قدرت کافی است
و اگر حقیقتاً عاشق محبوب شده باشد حتی انتظاری هم جز کسب رضای محبوب ندارد که در صورت براورده نشدن آن انتظارات بخواهد ذهنش درگیر شود

فی الواقع از نشانه های مهم و بارز کسانی که ریشه عبادتشان و اطاعتشان حب محبوب است این است که همواره در خود احساس تقصیر و قصور دارند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
یعنی فی المثل اگر کسی تمام وظایف منتظران را هم انجام داد متوقع نیست که الان دیگر باید به طور مثال جزو یاران حضرت حجت باشد
چرا که اولاً میداند که بی توفیق الهی و مدد حضرت حجت اصلاً امکان ندارد که قدمی با موفقیت در این مسیر بردارد
و تازه بعد از انجام تمام این وظایف باز حدیث نفسش این است که:
تا یار که را خواهد و میلش به که باشد
یعنی مقام صبر و رضا عجین شده است در قلب اهل اخلاص
راضی هستند به حکم و رضای محبوب و بر هر مصیبت و رنج و سختی هم در کسب رضای محبوب صبر میکنند

تا جایی که با پایداری در مقام صبر و رضا مقدمات رسیدن به مقام فنا و لقای رب را پیدا میکنند
و بهترین تجلی این مقام صبر و رضا و فنا و رسیدن به مقام لقای رب حضرت اباعبدالله الحسین سید الشهدا هستند
که در ظهر عاشورا مخاطب این آیات قرآن مجید و پروردگار قرار گرفتند:



اى نفس مطمئنه (۲۷)

يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ﴿۲۷﴾
خشنود و خداپسند به سوى پروردگارت بازگرد (۲۸)
ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً ﴿۲۸﴾


و در ميان بندگان من درآى (۲۹)

فَادْخُلِي فِي عِبَادِي ﴿۲۹﴾
و در بهشت من داخل شو (۳۰)
وَادْخُلِي جَنَّتِي ﴿۳۰﴾

به این عبارت
وَادْخُلِي جَنَّتِي ﴿۳۰﴾

و در بهشت من داخل شو (۳۰)
بسیار توجه کنید
در روایات داریم که بهشت از تجلی انوار امام حسین علیه السلام خلق شده
و تنها یک بار خدا در قرآن از عبارت جنتی (بهشت من) استفاده کرده
و این بهشت خود خدا با این جنت و بهشتی که معمولاً در آیات قرآن هست بسیار متفاوت است!!!!!!!!!!
مخصوص کسانی هست که به نفس مطمئنه رسیده اند در مقام صبر و رضا استقامت داشته اند در راه محبوب خویش


و تا میتوانید به این عبارت امام سجاد علیه السلام بیاندیشید!

یا مَن لا یُخیَّب الملحین علیه
ای کسی که نا امید نمیکند اصرار کننده گان بر درگاهش را

این عبارت خیلی خیلی حیرت انگیز است
امام نمی فرماید به طور مثال خدا امیدوارانش را ناامید نمی کند
نمی فرماید خدا مطیعینش را نا امید نمیکند یا مضطران به درگاهش را یا....
می گوید کسانی که اصرار میکنند
اما چرا؟
در اصرار هم امید هست و هم اضطرار و از غیر بریدن وگرنه اصرار نمی کرد
اما یک چیز بالاتری هم هست
آن هم مرتب اعلام و اقرار عملی به فقیر بودن بنده و غنی و کریم بودن خدا!!!!!!!!!!!
هر چه در یک مدار در مقاومت ثابت اختلاف پتانسیل زیاد شود شدت جریان افزایش میابد تا جایی که مقاومت می سوزد
یعنی اظهار فقر در مقابل غنی محض هر چه بیشتر باشد شدت جریان رحمت خدا بیشتر تا جایی که به بینهایت میل میکند و در اثر همین اظهار فقر فنای فی الله در جنب شدت رحمت خدا رخ میدهد و از من و تعین من چیزی باقی نمی ماند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
إن شاء الله

در تکمیل عرایض قبلی این نکات هم شاید گفتنش راهگشا باشد إن شاء الله
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-17896-page-2.html

استاد بنده گفتند:
کسانی هستند که بعد از یه مدت مأیوس میشوند از این که بخواهند آدم بشن و راه بندگی خدا رو پیش بگیرند
یکی از دلایل یأس اونها و نتیجه نگرفتنشون از اعمالشون این هست که برنامه ی منظم عبادی ندارند (همون عمل اندک هم اگر با نظم انجام داده بشه و مداوم باشه خیلی اثرش بیش از اعمال پراکنده است که بی نظم باشه ولو که بعضی وقتا خیلی هم زیاد باشه، یعنی یه حداقل نظمی در همان عبادات ولو حداقلی لازم هست!!!!!!!!!!!!!!!!)

در تبیین عرایض ایشون بگم که:
این نظم در عبادت یک سرّ و نکته ی بسیار لطیف و دقیقی درِش نهفته است


شما چه وقت یک کار رو منظم انجام میدید؟

بله

وقتی که به هر دلیلی اون کار برای شما دارای اهمیت باشه!!!!!!!!!!!!!!!!!

و وقتی کاری رو بی نظم انجام میدید
معمولاً اونکار برای شما چندان اهمیتی نداره حقیقتاً!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


کسی که بی نظم داره عبادت میکنه یه جورایی انگار خدا و عبادت خدا چندان براش اهمیتی نداره
و چه طور میشه تا وقتی حقیقتاً انسان براش خدا و عبادت خیلی اهمیت نداره منتظر باشه که در عرصه تقرب به خدا اتفاق خاصی براش پیش بیاد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟



و همونطور که مجدد تأکید شده در این ارسال: http://forum.bidari-andishe.ir/thread-17896-page-2.html
استاد گفتند:
اگر انسان میدونست در التماس کردن به خدا چه چیزهایی هست کاری نمیکرد جز التماس به خدا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


گفتند اینکه خدا در قرآن می فرماید: ما خلقتَ الجنِّ و الانسِ الّا لیعبدون معناش این نیست که انسان برای عبادت خلق شده
یعنی انسان برای عبودیت خلق شده (هر که عبودیت داشته باشد بی شک عبادت کننده است اما هر عبادت کننده ای الزاماً عبد خدا نیست، یعنی مثلاً اعمال عبادی انجام میده اما از هوای نفسش و ابلیس هم در هر چیزی اطاعت میکنه یا حالت شکستگی و خضوع رو دربرابر خدا نداره در عین اینکه اعمال عبادیش رو هم انجام میده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!)
و تضرع و اظهار فقر به خدا از مهمترین مضاهر عبودیت هست
پس آدم باید در خونه ی خدا دائم تضرع کنه همونطور که اهل بیت دائم اینجوری بودند

(یه توضیح بدم که فرق بین عبادت و عبودیت چیه:
اعمالی هستند مثل نماز و روزه و خمس و زکات و حج و... که بهشون میگن اعمال عبادی
اما الزاماً در اینها ممکن هست که تضرع و خشوع و اظهار فقر به خدا وجود نداشته باشه!!!!!!!!!!!!!!!!!!
همونطور که خدا در آیات ابتدایی سوره ی مومنون می فرماید از نشانه های مومنین این هست که در نماز خاشعند!!!!!
عبد در مقابل مولا و معبود خود متضرع و خاشع است!!!!!)

یه توضیح تکمیلی دیگه هم در خصوص این قسمت از حرفای ارسال قبلیم که نوشتم:



(۱۹/دي/۹۱ ۲۲:۵۳)علی 110 نوشته است: استاد گفتند:
[color=#0000cd]اگر انسان میدونست در التماس کردن به خدا چه چیزهایی هست کاری نمیکرد جز التماس به خدا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

به همین مضمون روایتی هم داریم که

اگر بنده می دانست که در سجده چه رحمتی او را فرا گرفته، سر از سجده بر نمیداشت!!!!!!

[color=#c71585]و سجده از بزرگترین تجلیات تضرع و التماس به درگاه خداست

و همیشه یادمان باشد که امام سجاد علیه السلام با آن عظمتشان در دعای مکارم الاخلاق (که در مفاتیح هم هست و دعای 20 صحیفه ی سجادیه هست) می فرمایند:

لاَ فِي عَمَلِي مَا أَسْتَحِقُّ بِهِ عَفْوَكَ‏
وَ مَا لِي بَعْدَ أَنْ حَكَمْتُ عَلَى نَفْسِي إِلاَّ فَضْلُكَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ تَفَضَّلْ عَلَيَ‏
در کارهایم عملی نیست که مرا مستحق عفو تو نماید
و بعد از حکمی که درباره خود نموده ام راهگشایی جز فضل تو ندارم،
پس بر محمد و آل او درود فرست و بر من تفضل فرما.

فضل هم یعنی بی استحقاق بخشیدن!!!!!

و حتی خدا وقتی داره در قرآن در مورد بهشتش صحبت میکنه میفرماید:

هَذَا مِن فَضْلِ رَبِّي (40-نمل)
این از فضل پروردگار من است




یا علی
التماس دعای فراوان
به خصوص اگر شد برای پدر و مادر حقیر
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mahdy_mir ، jkb ، Havbb 110 ، rastin ، میلاد.م ، حسن.س. ، در جستجوی سختی ، mohamad ، وحید110 ، أین المنتظر ، shakiba ، fazel ، mhvvhm ، najmeh ، meshkat ، خادمة الزهرا ، soldier ، MohammadMeraj ، مسافر ، Agha sayyed ، یا صاحب الزمان ، Hadith ، تازه مسلمان ، ساقی ، zarati313 ، بیداری اندیشه ، revenger ، Ramin_Ghn ، Ronak ، انتصـار ، Reza14 ، فدک زهرا ، nasimesaba ، محب الزهرا ، انديشه ، samaneh.k ، yamin ، یا ثارالله ، yektaparast ، باهتول ، حسنیه ، jamandeh ، libera ، سربازفدایی رهبر ، mohammad reza ، mohammad790 ، حسام+ ، payam mahdi ، seven.attar ، parisan ، امید ، M03TAFA ، Tolou ، ELENOR ، Admirer ، یوسف خان ، محیصا ، heaven ، جبریل ، montazer_rm ، سلیم ، zahra.shakiba ، taleb ، Farzaneh ، Nmm ، رنجستان ، بچه شیعه ، دوست خدا ، bahareh ، امیرحسن ، بیداری12 ، ztb ، AMINI ، rahgozar.f ، fatemeh zahra ، ZaHrA110M ، مجنون الحسین ، منادی حق ، N2376DIR ، Just God ، Anti gods

آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱:۵۷, ۲۳/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #31
آواتار
در عشق حقیقی که فانی کننده ی منیت است شما خود را تغییر میدهید مطابق میل محبوب
در عشق غیر حقیقی که منیت تجلی داره شما به اصطلاح محبوب خودت رو میخوای تغییر بدی مطابق میل خودت!!!!!!!!

امضای علی 110
پرستش به عبادت نیست، به اطاعت است!!!!
از که اطاعت می کنیم؟!
همو معبود ماست!!

امام زمان علیه السلام:
ظهور ما به تأخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان (شیعیان) سر می‌زند و خبر آنها به ما می‌رسد.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: azade ، مجنون الحسین
۱:۵۹, ۲۳/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #32
آواتار
ببخشید پریدم وسط بحثتون

به نظرم چون ما مخلوقیم پس بدیهی است که نیازمندیم
انسان فطرتا خداجو است. ما فطرتا نیاز داریم به سمتش بریم. اومدیم اینجا تا عیارمون مشخص بشه
شاید الان برامون پوشیده باشه ولی وقتی از این عالم فانی به دیار باقی رفتیم تازه میفهمیم که رو کردن به خدا چه قدر برامون مفید بوده
زندگی در اونجا هم ادامه داره، علم، تحصیل، کمال....
ولی در صورتی قابلیت گرفتن فیوضات رو داریم که اینجا به فکر خوب و بد اعمالمون بوده باشیم، قدمی مثبت در راه خودسازی برداشته باشیم
در ضمن خدای ما اونقدر مهربونه که اومدن ما رو بی پاسخ نمیذاره، حتی اگه توقع هم نداشته باشیم باز هم بی پاسخ نمیمونه
درسته که ما نیازمندیم ولی
او به ما مشتاق تره

امضای شیدا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: azade
۲:۰۳, ۲۳/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #33

من هم میدونم که خدا قبول میکنه و پاداش میده اما میگیم چطوری اخلاص داشته باشیم اصلا نمیشه چنین چیزی. من هر جور فکر میکنم میبینم اخرش پای خودم وسط هست
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: azade
۲:۰۶, ۲۳/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #34
آواتار
شما اگه به شما مزدی ندهند زیارت امام رضا نمیروید؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: azade
۲:۱۱, ۲۳/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #35
آواتار
رهرو آن نیست که گه تند وگهی خسته رود
رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود


داشتن اخلاص که به این راحتی ها نیست. این مشکل خیلی ها مثل خودمم هست. باید سعی در بهتر شدن کرد. عیب های خودمونو بر طرف کنیم مثل دروغ، غیبت، تهمت(در کل ترک معصیت)کاهلی در نماز، اهمیت به نماز اول وقت و .....
یه جا از آیت الله بهجت(رحمة الله علیه) خوندم که فرمودن:

هیچ ذکری بالاتر از ذکر عملی نیست و هیچ ذکر عملی بالاتر از ترک معصیت نیست
اگه آدم خسته نشه و عجول نباشه و ثابت قدم باشه انشاءالله اخلاص هم حاصل میشه
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: دوست خدا ، azade
۲:۱۲, ۲۳/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #36

من به زیارت امام رضا میروم چون حاجت میدهد و گناهان را پاک میکند و من را شفاعت میکند اگر من را شفاعت نکند و بگوید من هیچ کاری با تو ندارم دیگر برای چه بروم این همه راه را. دیگر چه فایده دارد. خود شما اگر امامان بگویند برو ما با تو هیچ کاری نداریم و شفاعتت نمیکینم خودت میروی زیارت؟ پس دیگر امام به چه درد میخورد؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Reza2035
۲:۱۶, ۲۳/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #37
آواتار
آهان!!!!!!!!!!!!!
الان معلوم شد اختلاف ما در کجاست
چون بنده هیچ حاجتی ندارم گاهی اوقات و فقط صرفاً به علت زیارت امامم که محبوبم هست میروم مشهد
هیچ حاجتی هم ندارم اصلاً وقتی میرم حاجاتم یادم میره فقط دلم میخواد در محضر حضرت باشم به تعبیری نهایت حاجتم این است که در محضر امامم باشم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
خیلی وقتا زیارت عاشورا میخوانم فقط چون دلم برای امام حسین تنگ شده
دوستانی دارم که هستی خود را میدهند تا سر سوزنی رنج امام زمانشان کم شود بدون اینکه چیزی بخواهند در ازای دادن تمام هستیشان
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: دوست خدا ، azade ، مجنون الحسین
۲:۲۱, ۲۳/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #38

باز هم که خودتان مطرح شدید و این که اخلاص نیست. میگوید من دلم میخواهد پس برای دلتان رفتید زیارت برایدل خودتان است که دوست دارید در محضر امام رضا باشید نه خودش
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Reza2035
۲:۳۰, ۲۳/مرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/مرداد/۹۱ ۲:۵۰ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #39
آواتار
اخلاص برای محبوب کار کردن است

من برای محبوب کار میکنم برای رضای محبوب توقعی هم ندارم در ازای این کار

یک ایثار داریم یک خود خواهی
خود خواه همه چیز را برای خودش میداند
فرد ایثار گر همه چیز خودش را میدهد برای دیگران
با نوع برخورد شما در بحث ایثار گر هم نوعی خود خواه است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
مسئله بدیهی است
اصل مطلب مبهم بودن نیست
اصل مطلب چیز دیگری است و به همان دلیل بحث رو بنده ادامه نخواهم داد

به عنوان حسن ختام کلامم استناد میکنم به یک حدیث قدسی کلام را:
«أَنَّ اللَّهَ تَعَالَى قَالَ لِمُوسَى هَلْ عَمِلْتَ لِي عَمَلًا قَطُّ»؛
خداوند به موسی گفت آیا تا به حال کاری برای من انجام داده‌ای؟
حضرت موسی که پیغمبر مرسل است، گفت: «قَالَ صَلَّيْتُ لَكَ»؛ برای تو نماز خوانده‌ام.
«وَ صُمْتُ وَ تَصَدَّقْتُ وَ ذَکَرتُ لَکَ»؛ روزه گرفتم، صدقه دادم و ذکر گفتم.
«قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَهُ: أَمَّا الصَّلَاةُ فَلَكَ بُرْهَانٌ»؛
خداوند فرمود نمازی که خواندی دلیل این است که تو دین داری
«وَ الصَّوْمُ جُنَّةٌ»؛ روزه هم سپری است که در جهنم نروی.
«وَ الصَّدَقَةُ ظِلٌّ»؛ صدقه‏هایی هم که دادی برای این است که در روز قیامت زیر سایه‏بان آنها قرار بگیری و از حرارت روز قیامت که می‏گویند چه‌قدر زیاد است و طولانی، در امان بمانی.
«وَ الذِّکرُ نُورٌ»؛ ذکر هم که برای این است که نورانیّت پیدا کنی.
«فَأَيَّ عَمَلٍ عَمِلْتَ لِي»؛ چه‌کار برای من کردی؟
[/font]
حضرت موسی در پاسخ درماند.
«قَالَ مُوسَى دُلَّنِي عَلَى الْعَمَلِ الَّذِي هُوَ لَكَ»؛ عرض کرد خدایا، خودت مرا راهنمایی کن تا من آن را انجام دهم.
«قَالَ يَا مُوسَى هَلْ وَالَيْتَ لِي وَلِيّاً»؛ خداوند فرمود ای موسی!
آیا پیوند دوستی با دوستان من برقرار کرده‌ای؟ یعنی آیا شده که به خاطر من کسی را دوست بداری؟ رفاقت برای خدا و رابطه برای خدا، عملی است که برای خدا است. قطع رابطه برای خدا هم هست که آن هم باید باشد. «وَ هَلْ عَادَيْتَ لِي عَدُوّاً قَطُّ»؛ آیا با کسی به خاطر من قطع رابطه کرده‌ای؟ «فَعَلِمَ مُوسَى أَنَّ أَفْضَلَ الْأَعْمَالِ الْحُبُّ فِي اللَّهِ وَ الْبُغْضُ فِي اللَّه
». پس موسی دانست که بافضیلت‌ترین عمل، دوستی برای خدا، و جدایی برای خدا است.

[font=Arial]دوست داشتن دوستان و محبوبان خدا و دشمن داشتن دشمنان خدا و دشمنان دوستان خدا و عمل بر طبق این حب و بغض بالاترین مصداق عمل خالص برای خداست!!!!!!!!!!!!!!!!!

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شیدا ، azade ، مجنون الحسین
۲:۵۱, ۲۳/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #40

اصل مطلب چیست مگر؟ خوب اقا شما کم اوردی بگو کم اوردم دیگر. در رفتن به امام رضا که ایثار مطرح نیست خودت داری میگوی من دلم میخواهد بروم دیگر از این تابلو تر چیست. داری برای دل خودت میروی دیگر اقا جان. چرا ناراحت میشی. ان کسی هم که در جبهه مثلا میجنگد و ببرای خدا جان میدهد و ایثار میکند. این کار را میکند چون دلش میخواهد که برای خدا جان بدهد باز هم دل خودش مطرح است. دقیقا مثل همانهای که دلشان نخواست برای خدا کشته بشوند. والا میدانستند که خدا خوب است. باشه اشکالی ندارد جواب ندهید ممنون از همین اندازه
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Reza2035
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  شرح خطبه فدکیه : آفات حذف حاکمیت دینی از مدیریت جهان مصباح 11 3,623 ۲۵/اردیبهشت/۹۳ ۲۳:۲۸
آخرین ارسال: مصباح

پرش در بین بخشها:


بالا