کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 4 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
واکاوی یکی از مهمترین آفات در مسیر خود سازی (پست ویژه)$#
۱۳:۲۱, ۳/اسفند/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/بهمن/۹۱ ۷:۰۲ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
دوستان
یک ویژگی در تمام یاران حضرت حجت وجود دارد و آن این است که آنها اخلاص دارند
نشانه ی عمل خالص میدانید چیست؟
چند چیز است
یکی این که کسی که عملی از روی خلوص انجام داد آن عمل در نظرش باقی نمیماند و امری مهم آن را تلقی نمیکند!!!!!!!!!

اما از این نشانه مهمتر بر طبق روایات ما
این است که
کسی که عملی را از روی اخلاص انجام میدهد از هیچ کس توقع ندارد

این جمله خیلی خیلی خیلی مهم است
این که آدم اگه عملی را خالص برای خدا انجام داد نباید از ماسوا الله توقعی داشته باشد قابل فهم و ملموس است
البته انجام حقیقی آن بی لطف خدا میسر نیست
یعنی اگر کسی خدا بهش عنایت کرد و توفیق عمل خالص بهش داد
دیگه هزاری هم به دیگران محبت کنه و کمک کنه و کار خیر انجام بده اما با بدترین ناسپاسی هم مواجه بشه ، چون اون کار رو فقط برای خدا انجام داده از این سبب که قدر شناسی نشده از طرف مردم ناراحت نمیشه

اما نکته ای بسیار بالاتر در این حدیث نهفته است
کسی که عملی را از روی اخلاص انجام میدهد از هیچ کس توقع ندارد
وقتی اولین بار این حدیث رو دیدم
با استاد تماس گرفتم
گفتم استاد آیا وقتی گفته که از هیچ کس توقع ندارد، این شامل خود خدا هم میشود
استاد گفتند: بله شامل خدا هم می شود و مومنِ موحد از خدا هم هیچ توقعی نباید داشته باشند
بعد که دیدند من سکوت کردم به این معنا که کلامشان مقادیری برایم گنگ است خودشان اضافه کردند

توقع حالتی است که به دلیل دریافت احساس استحقاق نسبت به کسی در درون انسان به وجود می آید
و انسان استحقاق هیچ چیزی را در مقابل خدای متعال ندارد
اساساً موجودی که فقیر محض است چه انتظار و استحقاقی میتواند داشته باشد

يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاء إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ ﴿۱۵﴾

اى مردم شما به خدا نيازمنديد و خداست كه بى‏نياز ستوده است (۱۵-فاطر)

چه چیز را ذاتاً از خود دارد که به واسطه ی آن خود را مستحق بداند
و هر فیض و نعمت و رحمتی که خداوند از فضل خود از زمان خلقت از عدم به انسان می رساند همه الطافی هستند که بی استحقاق انجام شده در حق انسان و بعلاوه بی توفیق و مدد و دستگیری خدا هم انسان نمیتواند ذره ای در راه خیر قدمی بردارد که بعد بخواهد ادعای استحقاق کند و متوقع باشد
بنابر این مومنی که توفیق خلوص در نیت و عمل پیدا کرده باشد از هیچ کس حتی خداوند توقع ندارد
بعد افزودند آن حسی که ما باید در ارتباط با خالق خود داشته باشیم
توقع نیست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
بلکه حسن ظن و امید است
یعنی بعد از انجام تمام اعمال خیرمان با نیت الهی باید امیدوار باشیم که خداوند الطاف خود را شامل حالمان کند و نه این که توقع داشته باشیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ریشه ی بسیاری از نا امیدی ها و یأسها در مسیر خودسازی و سلوک افراد همین احساس توقع است
یعنی معمولاً فرض میشود که اگر شخصی توفیق یافت به ترک گناه انجام واجبات و مستحبات و پس از همه ی این امور به حوائج مادی و حتی معنوی خود دست پیدا نکرد نوعی سرخوردگی و یأس در خود احساس میکند و از ادامه ی مسیر سرد میشود

البته یکی دیگر از ریشه های این حالت یأس و نا امیدی پس از تلاش در راه خود سازی نیت حقیقی درونی فرد است
اگر محور نیت خودِ فرد و کمال فرد باشد و هدف فردی که در مسیر خود سازی گام برمیدارد هر امر خیری باشد با محوری خودش، اینجا وقتی تحولات و اتفاقات مورد انتظار خود را نمیبیند دچار یأس میشود
اما اگر محور و نیت خودِ فرد نباشد بلکه عشق به محبوب باشد هر تلاشی با توجه به اینکه میداند مورد رضای محبوب است دل انگیز و روح افزا است
یعنی اگر کسی انگیزه اش از خود سازی و به طور مثال انجام وظایف منتظران کسب رضای خدا و ولی اعظم خدا باشد
حتی اگر هیچ یک از انتظاراتش هم براورده نشود همین که میداند در راه رضای محبوب گام برمیدارد برای ادامه ی مسیر با قدرت کافی است
و اگر حقیقتاً عاشق محبوب شده باشد حتی انتظاری هم جز کسب رضای محبوب ندارد که در صورت براورده نشدن آن انتظارات بخواهد ذهنش درگیر شود

فی الواقع از نشانه های مهم و بارز کسانی که ریشه عبادتشان و اطاعتشان حب محبوب است این است که همواره در خود احساس تقصیر و قصور دارند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
یعنی فی المثل اگر کسی تمام وظایف منتظران را هم انجام داد متوقع نیست که الان دیگر باید به طور مثال جزو یاران حضرت حجت باشد
چرا که اولاً میداند که بی توفیق الهی و مدد حضرت حجت اصلاً امکان ندارد که قدمی با موفقیت در این مسیر بردارد
و تازه بعد از انجام تمام این وظایف باز حدیث نفسش این است که:
تا یار که را خواهد و میلش به که باشد
یعنی مقام صبر و رضا عجین شده است در قلب اهل اخلاص
راضی هستند به حکم و رضای محبوب و بر هر مصیبت و رنج و سختی هم در کسب رضای محبوب صبر میکنند

تا جایی که با پایداری در مقام صبر و رضا مقدمات رسیدن به مقام فنا و لقای رب را پیدا میکنند
و بهترین تجلی این مقام صبر و رضا و فنا و رسیدن به مقام لقای رب حضرت اباعبدالله الحسین سید الشهدا هستند
که در ظهر عاشورا مخاطب این آیات قرآن مجید و پروردگار قرار گرفتند:



اى نفس مطمئنه (۲۷)

يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ﴿۲۷﴾
خشنود و خداپسند به سوى پروردگارت بازگرد (۲۸)
ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً ﴿۲۸﴾


و در ميان بندگان من درآى (۲۹)

فَادْخُلِي فِي عِبَادِي ﴿۲۹﴾
و در بهشت من داخل شو (۳۰)
وَادْخُلِي جَنَّتِي ﴿۳۰﴾

به این عبارت
وَادْخُلِي جَنَّتِي ﴿۳۰﴾

و در بهشت من داخل شو (۳۰)
بسیار توجه کنید
در روایات داریم که بهشت از تجلی انوار امام حسین علیه السلام خلق شده
و تنها یک بار خدا در قرآن از عبارت جنتی (بهشت من) استفاده کرده
و این بهشت خود خدا با این جنت و بهشتی که معمولاً در آیات قرآن هست بسیار متفاوت است!!!!!!!!!!
مخصوص کسانی هست که به نفس مطمئنه رسیده اند در مقام صبر و رضا استقامت داشته اند در راه محبوب خویش


و تا میتوانید به این عبارت امام سجاد علیه السلام بیاندیشید!

یا مَن لا یُخیَّب الملحین علیه
ای کسی که نا امید نمیکند اصرار کننده گان بر درگاهش را

این عبارت خیلی خیلی حیرت انگیز است
امام نمی فرماید به طور مثال خدا امیدوارانش را ناامید نمی کند
نمی فرماید خدا مطیعینش را نا امید نمیکند یا مضطران به درگاهش را یا....
می گوید کسانی که اصرار میکنند
اما چرا؟
در اصرار هم امید هست و هم اضطرار و از غیر بریدن وگرنه اصرار نمی کرد
اما یک چیز بالاتری هم هست
آن هم مرتب اعلام و اقرار عملی به فقیر بودن بنده و غنی و کریم بودن خدا!!!!!!!!!!!
هر چه در یک مدار در مقاومت ثابت اختلاف پتانسیل زیاد شود شدت جریان افزایش میابد تا جایی که مقاومت می سوزد
یعنی اظهار فقر در مقابل غنی محض هر چه بیشتر باشد شدت جریان رحمت خدا بیشتر تا جایی که به بینهایت میل میکند و در اثر همین اظهار فقر فنای فی الله در جنب شدت رحمت خدا رخ میدهد و از من و تعین من چیزی باقی نمی ماند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
إن شاء الله

در تکمیل عرایض قبلی این نکات هم شاید گفتنش راهگشا باشد إن شاء الله
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-17896-page-2.html

استاد بنده گفتند:
کسانی هستند که بعد از یه مدت مأیوس میشوند از این که بخواهند آدم بشن و راه بندگی خدا رو پیش بگیرند
یکی از دلایل یأس اونها و نتیجه نگرفتنشون از اعمالشون این هست که برنامه ی منظم عبادی ندارند (همون عمل اندک هم اگر با نظم انجام داده بشه و مداوم باشه خیلی اثرش بیش از اعمال پراکنده است که بی نظم باشه ولو که بعضی وقتا خیلی هم زیاد باشه، یعنی یه حداقل نظمی در همان عبادات ولو حداقلی لازم هست!!!!!!!!!!!!!!!!)

در تبیین عرایض ایشون بگم که:
این نظم در عبادت یک سرّ و نکته ی بسیار لطیف و دقیقی درِش نهفته است


شما چه وقت یک کار رو منظم انجام میدید؟

بله

وقتی که به هر دلیلی اون کار برای شما دارای اهمیت باشه!!!!!!!!!!!!!!!!!

و وقتی کاری رو بی نظم انجام میدید
معمولاً اونکار برای شما چندان اهمیتی نداره حقیقتاً!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


کسی که بی نظم داره عبادت میکنه یه جورایی انگار خدا و عبادت خدا چندان براش اهمیتی نداره
و چه طور میشه تا وقتی حقیقتاً انسان براش خدا و عبادت خیلی اهمیت نداره منتظر باشه که در عرصه تقرب به خدا اتفاق خاصی براش پیش بیاد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟



و همونطور که مجدد تأکید شده در این ارسال: http://forum.bidari-andishe.ir/thread-17896-page-2.html
استاد گفتند:
اگر انسان میدونست در التماس کردن به خدا چه چیزهایی هست کاری نمیکرد جز التماس به خدا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


گفتند اینکه خدا در قرآن می فرماید: ما خلقتَ الجنِّ و الانسِ الّا لیعبدون معناش این نیست که انسان برای عبادت خلق شده
یعنی انسان برای عبودیت خلق شده (هر که عبودیت داشته باشد بی شک عبادت کننده است اما هر عبادت کننده ای الزاماً عبد خدا نیست، یعنی مثلاً اعمال عبادی انجام میده اما از هوای نفسش و ابلیس هم در هر چیزی اطاعت میکنه یا حالت شکستگی و خضوع رو دربرابر خدا نداره در عین اینکه اعمال عبادیش رو هم انجام میده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!)
و تضرع و اظهار فقر به خدا از مهمترین مضاهر عبودیت هست
پس آدم باید در خونه ی خدا دائم تضرع کنه همونطور که اهل بیت دائم اینجوری بودند

(یه توضیح بدم که فرق بین عبادت و عبودیت چیه:
اعمالی هستند مثل نماز و روزه و خمس و زکات و حج و... که بهشون میگن اعمال عبادی
اما الزاماً در اینها ممکن هست که تضرع و خشوع و اظهار فقر به خدا وجود نداشته باشه!!!!!!!!!!!!!!!!!!
همونطور که خدا در آیات ابتدایی سوره ی مومنون می فرماید از نشانه های مومنین این هست که در نماز خاشعند!!!!!
عبد در مقابل مولا و معبود خود متضرع و خاشع است!!!!!)

یه توضیح تکمیلی دیگه هم در خصوص این قسمت از حرفای ارسال قبلیم که نوشتم:



(۱۹/دي/۹۱ ۲۲:۵۳)علی 110 نوشته است: استاد گفتند:
[color=#0000cd]اگر انسان میدونست در التماس کردن به خدا چه چیزهایی هست کاری نمیکرد جز التماس به خدا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

به همین مضمون روایتی هم داریم که

اگر بنده می دانست که در سجده چه رحمتی او را فرا گرفته، سر از سجده بر نمیداشت!!!!!!

[color=#c71585]و سجده از بزرگترین تجلیات تضرع و التماس به درگاه خداست

و همیشه یادمان باشد که امام سجاد علیه السلام با آن عظمتشان در دعای مکارم الاخلاق (که در مفاتیح هم هست و دعای 20 صحیفه ی سجادیه هست) می فرمایند:

لاَ فِي عَمَلِي مَا أَسْتَحِقُّ بِهِ عَفْوَكَ‏
وَ مَا لِي بَعْدَ أَنْ حَكَمْتُ عَلَى نَفْسِي إِلاَّ فَضْلُكَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ تَفَضَّلْ عَلَيَ‏
در کارهایم عملی نیست که مرا مستحق عفو تو نماید
و بعد از حکمی که درباره خود نموده ام راهگشایی جز فضل تو ندارم،
پس بر محمد و آل او درود فرست و بر من تفضل فرما.

فضل هم یعنی بی استحقاق بخشیدن!!!!!

و حتی خدا وقتی داره در قرآن در مورد بهشتش صحبت میکنه میفرماید:

هَذَا مِن فَضْلِ رَبِّي (40-نمل)
این از فضل پروردگار من است




یا علی
التماس دعای فراوان
به خصوص اگر شد برای پدر و مادر حقیر
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mahdy_mir ، jkb ، Havbb 110 ، rastin ، میلاد.م ، حسن.س. ، در جستجوی سختی ، mohamad ، وحید110 ، أین المنتظر ، shakiba ، fazel ، mhvvhm ، najmeh ، meshkat ، خادمة الزهرا ، soldier ، MohammadMeraj ، مسافر ، Agha sayyed ، یا صاحب الزمان ، Hadith ، تازه مسلمان ، ساقی ، zarati313 ، بیداری اندیشه ، revenger ، Ramin_Ghn ، Ronak ، انتصـار ، Reza14 ، فدک زهرا ، nasimesaba ، محب الزهرا ، انديشه ، samaneh.k ، yamin ، یا ثارالله ، yektaparast ، باهتول ، حسنیه ، jamandeh ، libera ، سربازفدایی رهبر ، mohammad reza ، mohammad790 ، حسام+ ، payam mahdi ، seven.attar ، parisan ، امید ، M03TAFA ، Tolou ، ELENOR ، Admirer ، یوسف خان ، محیصا ، heaven ، جبریل ، montazer_rm ، سلیم ، zahra.shakiba ، taleb ، Farzaneh ، Nmm ، رنجستان ، بچه شیعه ، دوست خدا ، bahareh ، امیرحسن ، بیداری12 ، ztb ، AMINI ، rahgozar.f ، fatemeh zahra ، ZaHrA110M ، مجنون الحسین ، منادی حق ، N2376DIR ، Just God ، Anti gods

آغاز صفحه 5 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲:۵۶, ۲۳/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #41
آواتار
بله شما درست میگید
بنده کم آوردم
موفق باشیدSmile

امضای علی 110
پرستش به عبادت نیست، به اطاعت است!!!!
از که اطاعت می کنیم؟!
همو معبود ماست!!

امام زمان علیه السلام:
ظهور ما به تأخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان (شیعیان) سر می‌زند و خبر آنها به ما می‌رسد.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۳:۰۱, ۲۳/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #42
آواتار
کسی که تو جبهه جان میده برای اینه که خداوند فرمودن در راه حق جهاد کنید اگه خود خدا نگفته بود آخه کی این کار رو میکرد؟؟
اونی هم که این کار رو کرد چون خدا گفته بود و اونم محبوب و معشوقش رو دوست داشت ، به حرفش گوش داد و این عین اخلاصه

امضای شیدا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: علی 110 ، دوست خدا ، azade ، مجنون الحسین
۳:۰۱, ۲۳/مرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/مرداد/۹۱ ۳:۳۰ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #43
آواتار
اما برای سایر دوستان که بحث رو دنبال میکنند
بر طبق صریح روایات
دوست داشتن دوستان خدا و دشمن داشتن دشمنان دوستان خدا و عمل برای رضای خدا بی توقع پاداش صرفاً برای اینکه میدانید رضایت محبوب در انجام عملی است میشود عمل خالص

یک مثال ساده اش میشود این حکایت
یک روز امام خمینی در روز جمعه داشتند ناخونهایشان را کوتاه میکردند
یکی از اطرافیانشان میپرسند
آقا جان چرا در جمعه دارید ناخون کوتاه میکنید
ایشان جواب میدهند چون خدا دوست داره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
میتونستند بگن چون مستحب است(بیشتر در بین عموم مردم مستحب که میگن در ذهن ثواب و اینها متبادر میشه) اما این رو نگفتند

امام حسین علیه السلام در گودی قتلگاه چه فرمودند؟
الهی رضاً به رضائک و مطیعاً لأمرک
خدای من راضی هستم به رضای تو و مطیع امر و فرمان تو هستم
این میشه خلوص




(۲۳/مرداد/۹۱ ۲:۲۱)رنجستان نوشته است:  باز هم که خودتان مطرح شدید و این که اخلاص نیست. میگوید من دلم میخواهد پس برای دلتان رفتید زیارت برایدل خودتان است که دوست دارید در محضر امام رضا باشید نه خودش


حرف شما به تعبیری درست است و اشکال شما بر کلام بنده وارد اگه البته توجه میکردید به حدیثی که در پست قبلی گذاشتم متوجه اشتباه کلامتون میشدید
همین دل خواستن اگه با توجه به این باشه که رضای خدا در این است که محبوب خدا را ما دوست بداریم میشود عین اخلاص!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
مومن و موحد حقیقی برای دلش کار نمیکند
تکلیف محور است
معنای دلم خواست اگر این باشد که چون خدا میخواهد دلم اینگونه بخواهد من اینگونه میخواهم میشود اخلاص!!!!!!!
در ازای انجام تکلیف هم طلبکار نیست و توقعی ندارد
این میشود اخلاص
اگر کسی به زیارت رفت چون میداند در میدان بندگی خدا مکلف است که به زیارت امامش برود و این از حقوق امام بر مأموم است که باید بجا بیاورد این میشود زیارت خالص
عبودیت ناب یعنی عمل بر مبنای امر مولا و تلاش برای کسب رضای محبوب
مانند امام حسین علیه السلام که در گودی قتلگاه فرمودند
الهی رضاً به رضائک و مطیعاً لأمرک
خدای من راضی هستم به رضای تو مطیع هستم نسبت به امر و فرمان خود
یعنی اراده ی خود و رضای خود را فانی کردند در راده و خواست و مطلوب محبوب و معبود خود
این میشود اخلاص
و یکی از اعمال خالصانه بر طبق روایات این است که دوستان خدا را دوست بداری
یعنی دوست داشتن امام رضا اگر به این علت باشد که خدا خواسته که شما دوست بداری میشود اخلاص
در ازای این حب و دوست داشتن هم چیزی متوقع نیستیم!!!!!!!!!!!!!!!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: محمود ، شیدا ، دوست خدا ، azade ، مجنون الحسین
۳:۲۲, ۲۳/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #44
آواتار
یه جایی شنیده بودم بهتره نگیم راضیم به رضات. این جمله شاید مال اوناییکه با خدا یکی شدن. وحدت وجودی پیدا کردن
آخه یه آدم عادی میتونه هرچی که خدا بخواد و تحمل کنه!!!
هر چه قدر سخت باشه؟؟؟
وقتی آقا امام حسین(علیه السلام) میفرمایند:الهی رضاً به رضائک و مطیعاً لأمرک
یعنی آمادگی هر اتفاقی رو دارن[b]
و اینجاست که حضرت زینب(سلام الله علیها) در رابطه با واقعه عاشورا میفرمایند: ما رایت الا جمیلا
[/b]شنیده بودم اونایی که به این مراتب نرسیدن بهتره بگن پناه میبریم به خدا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۳:۲۵, ۲۳/مرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/مرداد/۹۱ ۳:۲۷ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #45
آواتار
عده ای در ارتباط با خدا مثل تجار عمل میکنند بر طبق فرمایش مولا علی
اگر عملی را انجام میدهند در پی مزد گرفتن هستند

عده ای مثل عاشق و معشوق عمل میکنند
رضای محبوبشان برایشان مهم است و عمل به تکلیفشان بی توقع و چشم داشت

حالا یک نکته
ما فقیر هستیم
خدای غنی خواسته و امر کرده که برای رفع نیازتان دست نیاز به سوی من دراز کنید!
دعا و درخواست حاجات از خدا کردن هم امر خداست و اگر با این نیت انجام شود که چون خواست خداست انجام میدهیم همین دعا و درخواست حاجات هم میشود مصداق عبودیت چون تکلیف کرده خدا

اما اگر همین حاجات را به این نیت انجام ندیم یعنی در نظر نگیریم که از شئون بندگی دعا و عرض حاجت است
فقط بخواهیم حاجت بگیریم بدون این نکته این دیگر با مرابت بالای عبودیت و اخلاص فاصله داره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

(۲۳/مرداد/۹۱ ۳:۲۲)شیدا نوشته است:  یه جایی شنیده بودم بهتره نگیم راضیم به رضات.

شنیده ها مهم نیست
مهم قرآن و اهل بیت هست
باید بگیم راضی به رضای خدا هستیم و اگر هم میبینیم حقیقتاً در حد این گفته نیستیم عاجزانه و با تضرع به خدا و توسل به اهل بیت باید از خدا بخواهیم که به این افق برسیم به توفیق و فضل الهی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: saloomeh ، شیدا ، وحید110 ، دوست خدا ، بیداری اندیشه ، azade ، heaven ، در جستجوی سختی ، مجنون الحسین
۳:۴۵, ۲۳/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #46
آواتار
فرمایشاتون کاملا متین البته منم هر شنیده ای رو قبول ندارم چون عین کلام اون بزرگ یادم نبود و به مضمون نقل کردم گفتم که جایی شنیدم
مطمئنا کسی که در اون مراتب باشه چیزی جز این نمیگه
ولی واسه مردم عادی نمیدونم !!!!!
شک دارم شاید هم یقین دارم!!!!!!!!!!!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: بیداری اندیشه
۵:۵۹, ۲۳/مرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/مرداد/۹۱ ۶:۰۰ توسط بیداری اندیشه.)
شماره ارسال: #47
آواتار
تضادی بین صحبت علی آقا و اون بزرگ نیست. هدف رسیدن به جایی هست که راضی به رضای خداوند باشیم. اما مقام رضا جزء مراتب بالای توحیدی هست که طبیعتا هر کسی رو به این مقام راه نمیدن که رضی الله عنهم و رضو عنه ....

منتهی اگه کسی تنها به لقلقه زبان این جملات معصومین رو تکرار کنه صرفا ادعای محض کرده و اگه اون بزرگ گفته نگیم منظورش این نبوده که کلا چنین نگرشی نداشته باشیم بلکه منظورش این بوده که چنین ادعایی در قلب خودمون نداشته باشیم چون ادعای بسیار بزرگی هست و ادعا بی امتحان نمیشه....

اما مهم اینه که به قول علی آقا با تضرع و التماس مقام رضا رو از خداوند بخوایم بدون اینکه ادعایی داشته باشیم و در جهت رسیدن به این مقام در حد خودمون تلاش کنیم و بدونیم مقام رضا هم مثل ایمان و تقوی مراتب داره...

امضای بیداری اندیشه
[تصویر: signature.jpg]

والذین جاهدوا فینا، لنهدینهم سبلنا
به یقین کسانی که در راه ما تلاش کنند را به راه های خود هدایت خواهیم نمود.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: azade ، شیدا ، امیرحسن ، در جستجوی سختی ، مجنون الحسین
۶:۴۶, ۲۳/مرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/مرداد/۹۱ ۷:۰۲ توسط azade.)
شماره ارسال: #48
آواتار
(۲۳/مرداد/۹۱ ۲:۵۱)رنجستان نوشته است:  در رفتن به امام رضا که ایثار مطرح نیست خودت داری میگوی من دلم میخواهد بروم دیگر از این تابلو تر چیست. داری برای دل خودت میروی دیگر اقا جان....
ان کسی هم که در جبهه مثلا میجنگد و ببرای خدا جان میدهد و ایثار میکند. این کار را میکند چون دلش میخواهد که برای خدا جان بدهد باز هم دل خودش مطرح است. دقیقا مثل همانهای که دلشان نخواست برای خدا کشته بشوند. والا میدانستند که خدا خوب است.
سلام
ببخشید من از صحبتهایی که یک بار در این مورد از یک بزرگی شنیدم ، پاسختون رو میدم ، البته تا اونجایی که حافظه و زبانم یاری کنه!

یکی از خصوصیات ما انسانها ، حب نفس هست ، همه ما خودمون رو دوست داریم و این به خودی خود چیز منفور و بدی نیست و لازم نیست که ترک بشه بلکه به صورت درستش لازم هم هست
و این حب نفس، در سنین مختلف و در مراتب مختلف مرفتی به نوع خاصی متجلی میشه
مثلا در طفولیت به خاطر همین حب نفس هست که طفل با گریه کردن ناراحتیش (گرسنگی و ...) رو ابراز میکنه و جلب توجه و محبت میکنه
وقتی کمی بزرگتر شد چون بازی براش لذت بخشه به دنبال بازی میره ، چون خودش رو دوست داره و میخواد بازی کنه

و در هر سنی ، به مقتضای سنش کاری رو میکنه که به نفعش هست
ما اگر حب نفس نداشتیم ، هیچ فعالیتی انجام نمیدادیم و چه بسا که با وجود علم به ضرر داشتن چیزی و بدون هیچ گونه لذت بردن از اون باز هم اون رو انجام میدادیم

برگردیم به همون طفل ،گفتیم وقتی خردسال شد میره سراغ بازی ، اما وقتی که کمی بزرگتر شد میره مدرسه !
درست که شاید به میل خودش نره اما وقتی که او رو توجیه میکنیم که این مدرسه رفتن به صلاحت هست ، میپذیره

تا وقتی که این بچه به دبیرستان میرسه باز هم سرگرمی هایی داره اما وقتی که سال کنکور میشه میبینیم که از همه سرگرمیهاش میزنه و حاضر میشه یک سال و شاید هم بیشتر از خونه بیرون نره و سرگرمی ها رو کنار میذاره
چرا؟ یعنی دیگه اون سرگرمی ها لذتی نداره؟
بله لذت داره اما اون رو فدای لذت بزرگتری کرده ...

درواقع ، تمام فعالیتها برای نفس هست ، به خاطر اون علاقه طبیعی و فطری
اما تفاوت افراد در این جا مشخص میشه که چه چیزی رو برای خودشون لذت برتر قرار میدن
ممکنه یک دانش آموز هم حاضر نشه به خودش سختی بده و درس نخونه ! ما عمل این فرد دوم رو نادرست میدونیم اما فرد اول رو سرزنش نمیکنیم که چرا به خاطر خودت داری درس میخونی!!!!

البته حالا باز هم در بین افرادی که دارند درس میخونند تفاوت هست ؛ یکی پول رو دوست داره و به خاطر رسیدن به پول و کار خوب درس میحونه ، یکی به خاطر شهرت ، یکی به خاطر علم آموزی بیشتر، یکی چون دستور خدا و دینه و....

ظاهر کار همه یکی هست اما از نظر ارزشی متفاوته ، همه در یک چیز مشترکند که به خاطر حب نفس انجام شده

اما اگر از بعد معنوی نگاه کنیم کار اونی که به خاطر پول یا شهرت یا .. درس میخونه ارزشمند نمیدونیم اما به دلیل علم آموزی و دستور خدا ، مراتب مختلفی داره و پسندیده هست

اگر بخوام خلاصه اش کنم
این حب نفس همیشه با ما هست و ما به خاطر اون هست که عمل انجام میدیم ، در غیر اینصورت نسبت به خودمون و سرنوشتمون بی تفاوت بودیم
این حب نفس یک چیز مذموم و ناپسند، به خودی خود، نیست
اما اگر در راستای برآورده کردن شهوت و نفسانیت به کار برده بشه اون موقع مذموم هست

امیدوارم که تونسته باشم مطلب رو به خوبی و درست ، بیان کرده باشم

ضمنا
(اگر اشتباه نکنم) این حب نفس در همه مخلوقات هست اما در انسان فرقی که داره و او رو از دیگر مخلوقات جدا میکنه ، اختیارش هست

میگویم:
ممکنه این موضوع برای همه افراد (بزرگان و ائمه ) صادق نباشه، اما فکر میکنم در حد عموم این موضوع صحت داشته باشه...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: بیداری اندیشه ، شیدا ، امیرحسن
۱۱:۱۹, ۲۳/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #49
آواتار
البته بي نياز مطلق فقط خداست.
اما براي رسيدن به معبود بايد خودمونو شبيه او كنيمAngel
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: بیداری اندیشه ، شیدا ، امیرحسن
۱۵:۱۹, ۲۳/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #50

اقا ممنونم از جوابها که دادید فکر نمیکردم انقدر ما را تحویل بکیرید . الان یک مقدار فبول کردم اما کامل برایم حل نشد . مشکلی نیست دیگر نیازی نیست ممنون.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: azade ، Reza2035
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  شرح خطبه فدکیه : آفات حذف حاکمیت دینی از مدیریت جهان مصباح 11 3,624 ۲۵/اردیبهشت/۹۳ ۲۳:۲۸
آخرین ارسال: مصباح

پرش در بین بخشها:


بالا