|
.::حلقه ی نقد دسته جمعی : انیمیشن رنگو-Rango ::.
|
|
۱۷:۳۷, ۷/اسفند/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/فروردین/۹۱ ۱۶:۱۴ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام بر دوستان گرامی! همانطور که مستحضرید در تاپیک <<<___ بیایید گام به گام نقد کنیم ___>>> طرحی رو مطرح کردیم که مطابق آن قرار شد هر از چند گاهی به نقد و تحلیل یکی از آثار مشهور و جدید سینمای جهان بپردازیم که انتخاب اول انیمیشن رنگو شد. و در این تاپیک قرار هست که با مشارکت همه ی دوستان به نقد و بررسی این اثر بپردازیم و بنابراین به "حلقه ی نقد دسته جمعی ( 1 )" نام گذاری شد. چنانچه روند اجرای این طرح مناسب پیش برود انشاالله قصد داریم هر ماه این حلقه ی نقد رو تشکیل بدیم و نتیجه ی نهایی رو به صورت یک مقاله ی آماده و جامع در یک تاپیک جدید بنگاریم تا مورد استفاده ی دیگر کاربران اینترنت ( چه عضو اینجا و چه خارج از اینجا ) قرار بگیرد و سهم کوچکی در این عرصه داشته باشیم. _______________________ و اما می رسیم به اولین جلسه : در این جلسه قرار هست انیمیشن رنگو مورد کند و کاو قرار بگیرد. و این تاپیک به طور رسمی از فردا شب ( دوشنبه 8 اسفند ) شروع به کار خواهد کرد و تا آن زمان بسته خواهد بود! چند نکته از تجربیات خودم رو گفتم شاید بد نباشه به سمع و نظر دوستان برسونم تا با چشمانی بازتر به تماشای فیلم بنشینن : 1. مهم ترین نکته این که به احساساتتان غلبه کنید و هر جا که فکر می کنید فیلم در حال سوء استفاده از احساسات شماست سریعا قطعش کنید و پس از مدتی فکر و استراحت دوباره به تماشا بنشینید. 2. هنگام تماشا حتما سعی کنید قلم و کاغذ به همراه داشته باشید و با قطع کردن مکرر فیلم، سیر روند داستان و سرگذشت شخصیت ها را یادداشت و تجزیه و تحلیل کنید. 3. نقاط عطف داستان را حتما چندین بار بدون درگیر شدن احساسات تماشا کنید و نکات مهم موجود را استخراج کنید. 4. در آخر حتما خلاصه ای از داستان را بنویسید و سعی کنید تکه های به هم ریخته ی فیلم را به شکل یک داستان سر راست در بیاورید! 5. هر آنچه که در مورد پیام نهایی فیلم حدس می زنید و سرنخ هایی که یادداشت کرده اید را با جست و جوی خارجی دنبال کنید و بسط دهید. از وقایع تاریخی تا ارجاع به داستان های دیگر و . . . 6. با جست و جو در اینترنت و مجلات از چند و چون مولفان و حرف و حدیث های پیرامون حواشی فیلم و . . . مطلع شوید. 7. نظرات مختلف منتقدین و تماشاگران، میزان بازدید و به طور کلی بازتاب فیلم در دنیای خارجی را رصد کنید. این ها تجربیات شخصی ای بودن که به فکر من می رسید تا به شما برای تحقیق اولیه تا فردا شب بگم!! ________________ یک سری قانون که نمیشه گفت بیشتر خواهش از دوستان قبل از بحث دارم : 1. لطفا پست اسپم ( به خصوص خارج از موضوع اصلی تاپیک ) ارسال نکنن! 2. تا جایی که میشه مطلب کپی نکنن! مگر این که سوال خاصی داشته باشن و نکته ی خاصی مد نظرشون باشه! 3. هر کسی آزاد هست تا هر نکته ای که به ذهنش می رسه بیان کنه و دوست دارم اندیشه هامون با هم در کمال احترام برخورد کنه!! و لطفا تا جمع بندی نهایی سعه ی صدر خودتون رو حفظ کنید!! 4. نظرات و تحقیقات همینطور غربال میشن تا نهایتا به یک مقاله ی نسبتا کامل می رسیم که در آخر همین تاپیک برای جمع بندی نهایی زده میشه و در صورت تایید همه ی دوستان به صورت تاپیکی جداگانه و مقاله ای کامل در تالار قرار خواهد گرفت! 5. اینجانب قصد دارم بیشتر سکوت کنم تا نظرات و تحقیقات شما رو ببینم! و سعی می کنم بیشتر با طرح سوال و جهت دهی کلی بحث و تقابل با نظرات دوستان بحث رو پیش ببرم!! پس منتظر نظرات خارق العاده ای از سوی حقیر نباشید!! 6. چند تا مقاله و نقد معتبر خارجی هم هست که باید ترجمه بشن و به سمع و نظر دوستان برسه تا ابعاد بیشتری از داستان روشن بشه! از الان گفتم تا نیروهای خودجوش و انقلابی آماده ی ترجمه باشن!! و اگر مورد خاص دیگه ای هم باشه در طول بحث بهش اشاره می کنم چون همین ها فعلا به ذهنم رسید!! پس تا فردا شب که تاپیک باز بشه شما رو به خدای بزرگ می سپارم!! یا علی |
|||
|
| آغاز صفحه 16 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۲:۲۸, ۱۵/فروردین/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/فروردین/۹۱ ۲۲:۲۹ توسط Mitsonary.)
شماره ارسال: #151
|
|||
|
|||
|
با عرض سلام و خسته نباشید من نمی خواستم در این مورد نظری بدهم ولی خواستم پاپیش بگذارم تا شاید دوستان هم آستینی بالا بزنند و ... ![]() در مورد جمله ای که داداش محمد بولد کرده (منظورم جمله ی قرمز زیر!) باید بگویم که لاک پشت به مار میگه که اینجا غرب جدیده! و جایی برای امثال شما تفنگ دار ها و قانون شکن ها نیست! این جا دو نکته ی خیلی مهم وجود داره این که اولا لاک پشت خودش مدیون به همین تفنگ دار هاست ، قانون شکن هاست! و حالا داره اونا رو نفی می کنه! (بعد از این که خرش از پل گذشت ، دیگه نمی شناستش!) توسط اون ها به قدرت رسیده ولی خودش رو خیلی قوی تر از اون ها میدونه! نکته ی مهمی که بعدا می تونم بگم اینه که لاک پشت تاکید میکنه New West ، غرب جدید ، غربی که از دوره ی پست مدرن به ترنس مدرن رسیده و همه جا پیشرفت کرده و ... بخصوص که در اواخر کارتون ما با صحنه ی بسیار مدرن که بیشتر امروزه در فیلم ها باب شده برخورد می کنیم ( حمام آفتاب گرفتن ، اسکی روی آب و ... )It's a new West, Jake, there is no room for gunslingers any more بعد این که مار توسط رنگو نجات داده میشه بهش احترام میزاره و میگه As one legend to another سلسله مراتبی که از نسلی به نسل دیگر منتقل میشه ، حتی اگر یادتون باشه ، مار به مارمولک رنگو! می گفت برادر! اینه که در دوره های پست مدرنیته ، قشر حالم از زور بازو (به مار توجه کنید) و در دوره ی ترنس مدرن از رندی و هوش فرد استفاده میشه ، (یادتون هست رنگو تو بار داستان برادران جریکو و داستان کشتن آن ها را با یک گلوله شرح داد و همه باور کردن ، و این که مردم در این دوره خیلی نا امید هستند که خواهان کسی هستند که برایشان اسطوره گردد ، و این کسی نیست جز آقای رنگو!) ولی در اصل بچه های همون نسل هستند که رندتر و باهوش تر از پیش شده اند. دیگر نمی خواهم مطلب را تکمیل کنم. اگر نکته ی دیگری هست محمدجان تکمیل می کنند! ![]() |
|||
|
|
۱:۴۲, ۱۶/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #152
|
|||
|
|||
|
ممنون میلاد جان! اگر اجازه بفرمایید درباره عصر ترنس مدرن در تحلیل روح سرزمین غرب صحبت کنیم!
و الان محوریت بحثمون روی آرمادیلو هست!! منتظر نظرات دوستان هستیم!!![]() یا علی |
|||
|
|
۲:۳۲, ۱۶/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #153
|
|||
|
|||
|
بسم الله
سلام با عرض پوزش از رفقای فعال این تاپیک و خصوصا ادمیرر جان. جریان نقد انیمیشن به جایی رسیده که نقد ها اکثرا نمادشناسی و فلسفی شده و بنده نظر خاصی در مورد این شخصیت ها نمیتونم بدم. بطور مثال همین آرمادیلو کلا توی فیلم در یکی دو صحنه روی پرده اومد که اونم یه سری حرفای فلسفی زد و از نظر فیلم شناختی خیلی بحث خاصی نداشت. البته شاید مشکل از منه و کمی ذخایر اطلاعاتیم. در هر صورت رفقا به بزرگواری خودشون میبخشند. یه انتقادم دارم نسبت به بحث. دوستان فکر نمیکنید نقد تبدیل شده به یه کلاس نمادشناسی؟؟ یا علی |
|||
|
|
۱۱:۰۴, ۱۶/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #154
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
با سلام به شما! البته در انیمیشن ها ناگزیر خیلی بحث به سمت نمادگرایی میره و این طبیعیه و به ویژه در شخصیت شناسی! اما خوب ... تا اینجا سعی شده به همه ی جوانب پرداخته بشه! و حتی این اواخر از جنبش وال استریت و نظام سرمایه گرایی هم صحبت شد! ![]() در مورد بحث فلسفی هم حق با شماست. به دلیل این که اولا این کارتون به شدت فلسفی است و این رو می تونید از دیالوگ های سنگین و عجیبش حس کنید و ثانیا یکی از بنیان های اصلی نقد استراتژیک، پرداختن به فلسفه است. اما اگر به طور کلی انتقاد و یا پیشنهادی دارید، لطفا بعد از جمع بندی اولیه بگید تا مباحث مخلوط نشوند! ممنون از شما یا علی |
|||
|
|
۱۲:۴۴, ۱۶/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #155
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام من در مورد آرمادیلو هیچی نمیدونم فقط یادمه که بچه ها میگوفتند مثل بز میمونه خودمم فکر میکردم که مورچه خوار آرمادیلو رنگو مثل یه خردمند حرف میزد و تمام آرزوش پیوستن به روح غرب بود چرا که سعادت رو در دست موریدش میدید البته به رنگو هم با زبان بی زبانی گفت که وقتی به هیچ برسی برای معنا باید بیای اونور جاده تا معنارو بیابی صلوات یاحق |
|||
|
|
۱۴:۰۴, ۱۶/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #156
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
اول توضیح اجمالی درمورد آرمادیلو: واژه آرماديلو يك اصطلاح اسپانيايي است و به معني حيوان كوتاه قد زره دار آمده است . مکان پیدایش آرمادیلوها درآمریکای جنوبی است. آرمادیلو نمادی است برای:
دیالوگهای مهم: اين ماموريت منه. اون منتظر منه روح سرزمين غرب، آميگو (رفيق) روشنفکري بدون اون ما هيچي نيستيم روح منتظر منه راه ِ دانش پر از نتيجه و برآورده اگه ميخواي آب پيدا کني اول بايد خاک پيدا کني ...اون طرف مي بينمت ----------- درضمن ؛گویا نماد جام جهانی 2014 هم آرمادیلو است!!! |
|||
|
|
۱۴:۵۸, ۱۶/فروردین/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/فروردین/۹۱ ۱۸:۵۴ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #157
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
سلام. ضمن تشکر از جناب راستین! توی دو جا این موجود دیده میشه : اولین برخورد با رنگو که حکم یه هادی و راهنما رو داره :
[align=left]Roadkill: I need a little help here.
[the armadillo as a large gap in his body where the car wheel has passed through him] Rango: Uh...are you okay? Roadkill: I must get to the other side. Rango: The other side? You mean that...just now that was you crossing the road? That's why the... [he starts reenacting the car swerving off the road and him falling out of the car Rango: Why'd you do that? Roadkill: This is my quest. He waits for me. Rango: Wha...who? Roadkill: The Spirit of the West, amigo. The one! They say he rides an alabaster carriage with golden guardians to protect him. Rango: What are...what are you talkin' about? Roadkill: Enlightenment. We are nothing without it. Rango: Nothing?! Your delusional quest just ruined my life! I had an incredibly complex social network going! Highly sophisticated friends! I was very popular! Roadkill: Friends? I don't see no friends. Rango: Well, uh...the... Roadkill: You are a very lonely lizard. Roadkill: Now, uh...help me up. And I will help you find what you seek. Rango: Uh, you...you will? Roadkill: Quickly now, I must get back to my quest. Rango: You mean, you've done this before? Roadkill: Oh, yes! Many times. [Rango walks up on to Roadkills body] Roadkill: That's it. Pull my finger Rango: Uhhh... Roadkill: The Spirit is waiting for me. Rango: Okay. Okay. [Rango grabs hold of Roadkills finger and starts pulling, but he fails to move Roadkill] Rango: Okay! That's not gonna work. [after Rango has failed to move Roadkill] Roadkill: I must get to the other side. Rango: Why don't you just wait until there are no cars coming? Roadkill: It's not so easy as it looks. Rango: The what? Roadkill: It's a metaphor. [just then a massive truck heads towards them] [lying in the middle of the road after being run over by the truck] Roadkill: You need a little help, amigo? Rango: I think the metaphor broke my spleen! Roadkill: The path of loneliness is fraught with consequence. Rango: Yeah, I'm just looking for the path to water. Roadkill: If you want to find water, you must first find dirt. Rango: Uh...dirt. [Roadkill laughs] Roadkill: Destiny, she is kind to you. Tomorrow is Wednesday, the water comes. At noon the towns people gather for a mysterious ritual... Rango: Wow! What uhhh...a town? You mean like with real people and everything? Where? Roadkill: A days journey. Follow your shadow. Rango: You want me to just walk out into the desert? Roadkill: Uhumm. That's the way. Rango: Okay. So you're saying there's a town, a real town? Not a metaphor town? Roadkill: Go on. It's okay. Rango: Okay. Well, then I'm going. I am leaving the road now! [he turns to go] Rango: I am walking into the desert! Alone! [he starts walking slowly towards the desert; Roadkill calls out to him] Roadkill: We all have our journeys to make. [he turns his face away and says quietly] Roadkill: I will see you on the other side. و دومین جا که رنگو در واقع به مقصدی که مد نظر اون بود می رسه :
Roadkill: So, you made it.
[Rango looks around and sees Roadkill] Roadkill: That's right, amigo. The other side of the road Rango: Did you just...see that? Roadkill: We each see what we need to see. Beautiful, isn't it? [Rango turns and looks at the desert] Rango: Yeah. It is. Roadkill: Many years ago, this entire valley was covered in aqua. Now, only one question remains. Rango: Where did it go? [after discovering that the Mayor is using the emergency shut off valve to control the water] Roadkill: What now, amigo? Rango: No man can walk out on his own story. I'm goin' back. Roadkill: But why? Rango: Because that's who I am. -------------------- خوب این دیالوگ ها مهم بودن که حتما در اونها تعمق کنید و من با ارائه ی چند کلید و طرح چند پرسش از دوستان دعوت به همکاری می کنم : 1. توی این دیالوگ ها از metaphor و همچنین از enlightment اسم برده میشه!! از دوستان می خوام که در مورد این دو موضوع تحقیق کنن! 2. جاده نماد چیست؟ که به قول این شخصیت یه زمانی در این طرفش سراسر آب بوده!! 3. چرا این شخصیت هست که فقط رنگو رو به اسم amigo صدا می کنه؟ 4. این شخصیت به دنبال چیه و نقشش و رسالتش در داستان چیه؟ و چرا مدام به قول خودش سعی می کنه که از جاده رد بشه؟ 5. تاثیر این شخصیت در سرنوشت رنگو چیه؟ ( یادتون باشه که این شخصیتT رنگو رو از دنیای ذهن خارج می کنه و بهش هویت میده!! ) یا علی |
|||
|
|
۱۲:۰۹, ۱۷/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #158
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
سلام. دوستان ... علت این عدم حضور و این سردی چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اگر کسی دیگه نمی خواد شرکت کنه، خواهشا بیاید اینجا بگید و اینقدر ما و خودتون رو اذیت نکنید!!!!!!!!!!!!!!! بهانه گیری هم به هیچ وجه قابل قبول نیست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! متاسفانه این آخرین باری خواهد بود که این حلقه ی نقد برگزار میشه و این بار بنده به حد کافی اذیت شدم و اصلا دوست ندارم این اذیت ها به هیچ وجه دوباره تکرار بشن و صد تا نامه فرستم و التماس کنم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! گلایه به حد کافی دارم و دیگه بیش از این نمی خوام دهانم به گفتن باز بشه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! این تاپیک بسته و تا فردا شب نتیجه ی نهایی زده خواهد شد و دیگه هم مشارکتی از دوستان نمی خوام!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! از همتون هم تشکر می کنم به ولی از دو نفر ویژه : اول شاهین عزیز و هم بعد میلاد گرامی!!! شما رو به خیر و ما رو به سلامت یا علی |
|||
|
|
۲۰:۵۲, ۱۸/فروردین/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/فروردین/۹۱ ۱۵:۴۱ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #159
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
ضمن عرض سلام و ادب و احترام خدمت همه ی دوستان گرامی، همانطور که مستحضرید، چندی قبل طرحی تحت عنوان <<__بیایید گام به گام نقد کنیم__>> مطرح شد و مبتنی بر آن قرار شد تا هسته ی پژوهشی بخش صنعت سینما هر ماه به نقد و بررسی یکی از فیلم های روز و مطرح سینمای جهان بپردازد که برای اولین جلسه انیمیشن رنگو پیشنهاد و انتخاب شد. و با کمک و مساعدت دوستان گرامی این طرح با موفقیت نسبی پیش رفته و به پایان رسید. اگر چه نقص هایی هم وجود داشته است ولی امیدوارم روز به روز به ایده آل های مد نظرمان نزدیک تر شویم و نقدهای بهتر و با کیفیت تری ارائه کنیم. در آخر جا داره از دوستان به ترتیب فعالیت و زحمت بیشتر در این طرح قدردانی ناچیزی بشود : مشارکت فعال : Gryffen ، Prestige مشارکت خوب : rastin، حسن.س. حضور متوسط : mohammad reza، Imam12، soldier، aftab2014 از باقی دوستان هم که شرکت مختصری داشتن ولی اسمشون برده نشد همین جا تشکر و عذرخواهی می کنم. تالار گفت و گوی بیداری اندیشه
مقاله ی تخصصی بخش صنعت سینما-نقد و تحلیل انیمیشن رنگو ( Rango )- فلسفی یا سیاسی؟ ![]() نام فیلم : Rango محصول سال 2011 کارگردان : Gore Verbinski گویندگان : Rango با صدای Johnny Depp Beans با صدای Isla Fisher Priscilla با صدای Abigail Breslin Roadkill با صدای Alfred Molina Rattlesnake Jake با صدای Bill Nighy Balthazar با صدای Harry Dean Stanton Bad Bill با صدای Ray Winstone Spirit of the West با صدای Timothy Olyphant Tortoise John با صدای Ned Beatty تهیه کنندگان : Gore Verbinski، Graham King، John B. Carls نویسندگان : Gore Verbinski، John Logan، James Ward Byrkit فیلمنامه نویس : John Logan موسیقی : Hans Zimmer ژانر : انیمیشن کمدی_ماجراجویی_وسترن زبان : انگلیسی بودجه : 135 میلیون دلار فروش کل : 245,375,374 میلیون دلار امتیاز در IMBD : هفت و چهار دهم مدت زمان : 107 دقیقه تولید و توزیع توسط شرکت Paramount Pictures و Industrial Light & Magic جوایز : برنده ی جایزه ی بهترین انیمیشن بلند در هشتاد و چهارمین جشنواره ی اسکار، برنده ی چهار جایزه از جشنواره ی فیلم آنی و ... ( به طور کلی برنده ی 24 جایزه ی مختلف شده است که می توانید در این لینک مشاهده کنید! ) بخش اول-پیش فرض های موجود : قبل از این که به تماشای رنگو بنشینیم، باید گور وربینسکی ( Gore Verbinski ) و جان لوگان ( John Logan ) و همچنین سبک فیلم را خوب بشناسیم. چرا که شناخت مولف و تبیین خط فکری وی و همچنین شناخت ساختار داستان، می تواند مسیر فیلم را تا حد بسیار زیادی روشن کند و این از بنیان های نقد استراتژیک است : _گور وربینسکی ( Gore Verbinski ) : بدون شک همه او را با سه گانه ی دزدان دریایی کارائیب می شناسند. سه گانه ای که حتما جای تعمق و تامل بیشتری دارد، اما شباهت بی نظیرش با رنگو را نمی توان نادیده گرفت. این که آنجا هم قهرمان دست و پا چلفتی و بی قید و بندی به اسم کاپیتان جک اسپارو و اتفاقا با بازی جانی دپ وجود دارد که به تنهایی به دل دشمن زده و منجی وار به مردم امید دوباره می بخشد. و البته این اصلا چیزی جدیدی نیست و به وفور در تاریخ هالیوود، فیلم هایی با این مضمون دیده می شود و شاید ابتدا باید به این سوال پاسخ داد که : _به راستی راز این قهرمان سازی های هالیوود چیست؟ داستان های تیره ای که مملو از مردم ناراضی است و امیدها ناامید شده اند و یک دفعه یک ابر انسان می آید و یک تنه مبارزه می کند و همه را شکست می دهد. با نگاهی به تاریخ آمریکا می توانیم پرده از این راز برداریم : 1.بحران اقتصادی : در اوایل دهه ی سی ایالت متحده با بحران شدیدی مالی رو به رو می شود. و در همان ایام است که شخصیت سوپرمن و بت من سر از کمیک استریپ ها در آوردند. 2.جنگ سرد : با ورود به دوران جنگ سرد و فشارهای ناشی از جنگ های روانی و تبلیغاتی، شخصیت هایی نظیر جیمزباند و مت هلم سر و کله یشان پیدا می شود. 3. جنگ ویتنام : با نزدیک شدن به پایان جنگ سرد و اتفاقات دیگری نظیر شکست آمریکا در جنگ ویتنام، مقابله با کمونیست های آمریکای جنوبی، انقلاب ایران و ... شخصیت هایی نظیر رمبو و راکی خلق شدند. 4.یازده سپتامبر : در این دوره سر و کله ی سری اسپایدرمن و دزدان دریایی کارائیب پیدا می شود و حتی گاهی هم بازگشت به گذشته های دور مثل بتمن ( کریستوفر نولان ) هم از روی ناچاری صورت می گیرد. 5.جنبش وال استریت : بحران مالی ایالات متحده البته عمیق تر از آن است که هالیوود بتواند کاری را پیش ببرد، اما باز هم هالیوود دست به دامن شخصیتی مثل رنگو می شود. و چقدر زیبا شهردار شهر Dirt در اولین مصاحبت با رنگو از اهمیت غیر قابل انکار دل بستن عموم مردم به یک قهرمان سخن می گوید. در همه ی این پنج دوره هالیوود با ساختن دشمن فرضی و موهومی و ترسیم یک فضای سیاه، قهرمانی را خلق می کند که یک تنه همه ی سیاهی ها را از بین می برد و به مخاطب عام آرامش موقتی می دهد تا شاید بتواند فشارهای ناشی از تهدیدهای زندگی روزمره اش را التیام ببخشد. مایکل مور ( مستند ساز معروف آمریکایی ) در فیلم "بولینگ برای کلمباین" ، پراکندن همین نوع ترس توسط رسانه های مختلف آمریکایی را موجب بروز و رشد عدم اعتماد در جامعه آمریکا و رخداد سالانه بیش از 11 هزار قتل با اسلحه در این کشور می داند. ( از جمله فاجعه اخیر دانشکده پلی تکنیک ویرجینیا ) زیبگینو برژینسکی ( از استراتژیست های معروف جهان و مشاور امنیت ملی جیمی کارتر ) هم در مقاله ای که در روزنامه واشینگتن پست 25 مارس 2007 نوشت، چنین درباره ی توجیه سوپرقهرمان ها می گوید : «جنگ علیه ترور» موجب ایجاد «فرهنگ ترس» در ایالات متحده شده است. دولت بوش با تبدیل این سه کلمه به عنوان یک امر مقدس ملی پس از واقعه دهشتناک 11 سپتامبر، ضربه مهلکی به دموکراسی آمریکایی، امنیت روانی آمریکايیان و جایگاه ایالات متحده در جهان وارد کرده است. آسیبی که ازسوي این عبارت سه کلمهای متوجه آمریکا شده است، بارها و بارها بزرگتر از آسیبی است که حملات 11 سپتامبر به ما وارد کرد، حامیان «جنگ علیه ترور»، از ابهام موجود در این عبارت به صورت استادانهای استفاده کرده اند. ارجاع دائمی به «جنگ علیه ترور»، رسیدن به یک هدف بزرگ را امکانپذیر ساخته است. این هدف، سبب گسترش فرهنگ ترس در ایالات متحده شده است. ترسی که پشت این عبارت پنهان است، سیاستمداران را قادر میسازد تا با استفاده از این ترس، احساسات عمومی را در حمایت از طرحهای خود برانگیزند. بدون ايجاد ارتباط روانی میان شوک ناشی از واقعه 11 سپتامبر و ادعای وجود تسلیحات کشتار جمعی در عراق، کنگره آمریکا هرگز اجازه ورود به جنگ عراق را صادر نمیکرد. انتخاب مجدد بوش در سال 2004 نیز تا حدودی در نتیجه تأکید بر این مسئله بود که «یک مملکت در حال جنگ» فرمانده کل قوای خود را تغییر نمیدهد. آمریکای امروز، در نتیجه گسترش فرهنگ ترس، دارای ملتی با اعتماد به نفس و نیرومند نیست. ملت ما هم اکنون چند پاره شده است، دیگر خبری از آن اعتماد به نفس آمریکایی نیست ... این مشکلات نتیجه 5 سال شست وشوی مغزی ملت آمریکا به نام «جنگ علیه ترور» است. آمریکای امروز کشوری ناامن و سرشار از ناراحتیهای روانی است. کنگره آمریکا در سال 2003، گزارشی تهیه کرد و در آن 160 محل احتمالی وقوع حمله تروریستی را مشخص نمود. با لابیهایی که انجام شد، این آمار در ابتدای سال 2004 به 1849، در پایان همان سال به 28360 و در سال 2005 به 77769 مورد افزایش یافت. آخرین گزارشی که در اسناد ملی موجود است، این آمار را 300000 مورد اعلام کرده است. چنین آمارهایی خود دلیل دیگری از روان پریشی ناشی از گسترش فرهنگ ترس در ایالات متحده است. دولت، رسانههای عمومی و صنایع تولید سرگرمی در ایجاد فرهنگ ترس در جامعه نقش عمده را بازی میکنند. بیلبوردهای هشداردهنده در اتوبانها، پستهای بازرسی بیدلیل در ادارات و سازمانهای مختلف، تلویزیونهای کابلی که همواره ترس از عملیات تروریستی را گسترش میدهند و وسایل سرگرمی مانند فیلمهایی که شیطان را در هیبت عربی نشان داده و سبب گسترش اسلاموفوبیا ( اسلام هراسی ) میشوند، نمونهای از نقشی است که این عوامل در ایجاد جو ناامنی روانی در کشور برعهده دارند. آنچه امروز در تبلیغات مختلف مشاهده میشود، شبیه کارزار ضدیهودی نازیهاست و در صورت ادامه ، تبدیل به واقعهای همچون هالوکاست خواهد شد." وقتی در صحنه ای از فیلم "اسپایدر من" مردم به شدت برای این سوپر قهرمان عنکبوتی دست می زنند، روشن می شود که جامعه آمریکا را تا چه حد محتاج سوپر قهرمان ها کرده اند. شاید از آنجا که هیچگاه در تاریخش ، قهرمان آنچنانی نداشته است. ژان لوک گدار در صحنه ای از فیلم "در ستایش عشق" ضمن اشاره به هجوم فرهنگ و هنر بدون ریشه آمریکا بر فرهنگ و تاریخ اصیل اروپاییان ، آن را با تحمیل ناجی شدن یانکی ها در جنگ دوم جهانی مقایسه کرده و از زبان یکی از شخصیت هایش به نام "ادگار" ( که شاهد خرید خاطرات جنگ فرانسوی ها از سوی یک استودیوی هالیوودی است تا براساس آن فیلمی درباره جنگ ساخته شود ) می گوید : " ... آمریکاییان هیچ خاطره و گذشته ای ندارند و همیشه از خاطرات دیگران استفاده می کنند... " در فیلم "گنج ملی" هم که نیکلاس کیج و دوستانش برای کشف رمز و رازی ، به دنبال تاریخ آمریکا هستند ، حتی در گنجینه ملی شان ، کلکسیونی از میراث سرزمین ها و ملت های دیگر را می یابند!! ----------------------- تنها تفاوتی که قهرمان ها در طول این ادوار داشته اند، این که از انسان های خارق العاده ی دوره ی مدرن به آدم های دست و پا چلفتی، بی هویت، بدون نام و نشان دوره ی پست مدرن رسیده اند و این بیانگر آن است که دیگر حتی نیازی به اسم و رسم و عقبه ی آنچنانی هم نیست تا کسی قهرمان باشد و منجی بشود و هر کسی، با هر شرایطی می تواند به طور اتفاقی سوپر قهرمان جامعه باشد. و حالا در عصر ترنس مدرن این قهرمان های پست مدرنی توسط چیزی به اسم "سرنوشت" هدایت شده و حرکت می کنند. به عبارت دیگر در ترنس مدرنیسم اصالت به "برگزیده شدن" رسیده است و نه ویژگی های هویتی، فردی، اخلاقی، فیزیکی و ... و اینجاست که دست ماورای جعلی هالیوود بالای سر این ابر قهرمان های پوشالی پیدا می شود و به قول معروف "انتخابشان" می کند. و کلام آخر این که به قول گالیله : "بدبخت ملتی که به قهرمان نیاز دارد!!!"
-------------------------- _جان لوگان ( John Logan ) : فیلم نامه نویس قهاری است که در خیلی از کارهای موفق قلم زده است و واقعا نمی توان گفت کدام اثرش شاخص است. فیلم هایی مثل هوگو، هوانورد، گلادیاتور، آخرین سامورایی و ... به هر حال کارش را بلد است و به خوبی توانسته دیالوگ های فلسفی اش را در دهان کرکترهای داستان بدون زمختی قرار بدهد. به نظر می رسد بار فلسفی داستان بیشتر به دوش لوگان بوده است. --------------------------- _مقدمه : هنگامی که نگاهی به میزان فروش رنگو می اندازیم، مشاهده می شود که اکران عمومی اش در ایالات متحده موفق نبوده است ولی در عوض به شدت مورد توجه منتقدین قرار گرفته است. به طوری که رکورددار انواع و اقسام جوایز مختلف از جشنواره های مطرح بوده و با گرفتن اسکار این سیر را خاتمه بخشیده است. انیمیشنی که بر خلاف ادعای سازندگانش، اصلا برای کودکان ساخته نشده است و اهداف دیگری را در این اوضاع نا به سامان غرب مدرن و شورش های پست مدرنی مثل وال استریت دنبال می کند. رنگو یک انیمیشن وسترن_اسپاگتی می باشد که هم در ساخت و هم در محتوا پست مدرن است. پرانتز باز : وسترن_اسپاگتی، وسترنی است که توسط غیر آمریکایی ها ساخته شود. و سرجیو لئونه را می توان پدربزرگ این ژانر سینما لقب داد. پرانتز بسته در ساخت که از سیر روایت داستان و شکسته شدن حصر زمان و مکان برای شخصیت اول فیلم، تا راویانی که مدام با تمسخر داستان و به ویژه شخصیت اول سعی می کنند بیننده را از همذات پنداری دور کنند، تا ارجاع های متعدد هجوآلودی که اصلا از المان های اصلی فیلم های پست مدرن است. و در محتوا هم همین که هویت و چیستی انسان را مورد کنکاش قرار می دهد کافی است تا بدانیم در عصر پست مدرنی هستیم که انسان مدرن دائما این سوال را از خودش می کند و به دنبال خویشتن خویش می گردد. مجموعا می توان گفت رنگو ادای دینی به ژانر وسترن و تاریخ نداشته ی آنگلوساکسون هاست که از طرفی به مسائل سیاسی اخیر ایالات متحده با کمال ظرافت می پردازد و از طرف دیگر قهرمان داستان، مانند فیلسوفان اگزیستانسیالیسم مراحل "شدن" و "سیرورت" را طی می کند و در آخر گزاره های کلی ورود به ترنس مدرنیسم را از زبان عنصر ترنس مدرن داستان، یعنی روح سرزمین غرب بیان می کند تا باز هم غرب مدرن به اشتباه بزرگی به نام مدرنیته ادامه دهد! ادامه دارد ... |
|||
|
|
۱۶:۵۹, ۲۴/فروردین/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/فروردین/۹۱ ۱۷:۰۲ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #160
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
بخش دوم-شخصیت شناسی : بعد از بررسی پیش فرض ها ( شناخت مولف و باقی عوامل دست اندرکار، بررسی اخبار و حواشی، جریان شناسی و ... ) نوبت به کشف فلسفه ی وجود هر کرکتر و نحوه ی تعامل آن با سایر شخصیت ها و به ویژه شخصیت اول، تاثیرش در داستان، آغاز و پایان وی، ویژگی های ظاهری و فردی، نمادشناسی و ... می رسد. . . . 1.شهردار ( John ) : یک لاک پشت پیر صحرایی با صدای Ned Beatty ... ![]() اتیمولوژی اسم John : اسم John ( به فارسی یوحنا یا یحیی ) ریشه ای عبری دارد و به معنای "خدای مهربان" است.John the Baptist ( یوحنا معمدان پسر زکریا از پیامبران الهی )، John the Apostle ( یوحنا بن زبدی نویسنده ی انجیل یوحنا با نام دیگر John the Evangelist ) از شخصیت های معروف تاریخی با این اسم می باشند. ویژگی های فیزیکی : استفاده از لاک برای مقابله با دشمنان قوی تر، محل اصلی اقامت در صحرای موهاوی، پنهان کردن و ذخیره سازی آب در لاک، تغذیه از گیاهان، مقاوم در برابر بی آبی، جزء قدیمی ترین موجودات کره ی زمین و ... ![]() ویژگی های شخصیتی : موذی، مظلوم نما و ظاهر فریب، پیر و با حوصله، بسیار باهوش و سیاست مدار، با اراده و با استقامت، آرام و اهل گفت و گو و ... نمادشناسی : در داستان های اساطیری محافظ آب، دارای عمر زیاد، مظهر استقامت، بسیار باهوش، جزء خدایان و نگهبانان آب به حساب می آید. مروروی بر داستان ( بررسی کامل دیالوگ های کلیدی و سکانس های مهم ) : ---نکات کلیدی در دیالوگ ها : 1.اهمیت غیر قابل انکار آب در تمدن سازی، تشکیل حکومت و قدرتمندی : ![]()
00:35:14,546 --> 00:35:18,233
Water … Mr. Rango! Water! آب ... آقای رنگو! آب! 00:35:18,268 --> 00:35:22,071 Without it, there's nothing but dust and decay! بدون اون، چیزی جز گرد و خاک و تباهی نیست! 00:35:22,106 --> 00:35:26,432 But with water ... there's life! اما با آب ... زندگی هست! 00:35:33,756 --> 00:35:36,158 That's the immutable law .of the desert این قانون غیر قابل تغییر صحراست. 00:35:38,239 --> 00:35:42,326 Control the water and .you control everything else آب رو کنترل کن و انوقت همه چیز رو کنترل خواهی کرد. 2. مظلوم نمایی لاک پشت : ![]()
01:13:22,405 --> 01:13:26,807
!Come on, Mr. Rango !You tribute divine power to me! بی خیال، آقای رنگو! طوری می گید که انگار من قدرت الهی دارم! 01:13:27,248 --> 01:13:30,930 How on Earth could I possibly control the water? من چطور می تونم آب رو کنترل کنم؟ 3. قدمت زیاد حاکمیت تفکر لاک پشت بر دنیا ( اشاره به نگهبانی از آب ) : ![]()
00:36:05,203 --> 00:36:08,364
Hell, I was Mayor here before !there was the Dirt من قبل از این که Dirt وجود داشته باشه، شهردار اینجا بودم! 01:13:32,570 --> 01:13:39,254 !You obviously mastered this game - Well... I've been playing it for many years. معلومه که توی این بازی خیلی مهارت داری! خوب ... من سال های ساله که دارم این بازی رو انجام میدم! 01:13:39,574 --> 01:13:42,535 I was here before the highway .split this great valley من قبل از این که بزرگراه این دره رو به دو قسمت تقسیم کنه، اینجا بودم. 01:13:43,057 --> 01:13:48,298 I watched the march of progress .And I learned a thing or two من ذره، ذره پیشرفت رو مشاهده کردم و یکی، دو تا چیز هم یاد گرفتم. 4. نیاز قلبی مردم به یک قهرمان : ![]()
00:36:27,521 --> 00:36:31,688
Very hard... It's a hard life here یک زندگی سخت اینجا هست ... خیلی سخت ... 00:36:31,723 --> 00:36:35,525 Do you know how they make it through each and every day ? می دونی اونا هر روز چطوری دوام میارن؟ 00:36:35,560 --> 00:36:40,328 They believe. They believe .it's going to be better اون ها ایمان دارن که بهتر خواهد شد. 00:36:40,363 --> 00:36:43,974 They believe that the water !will come اونا باور دارن که آب میاد! 00:36:44,009 --> 00:36:46,771 They believe against all odds and all evidence اون ها بر خلاف همه ی مدارک و شواهد 00:36:47,291 --> 00:36:49,172 that tomorrow will be .better than today باور دارن که فردا بهتر از امروز خواهد بود. 00:36:50,893 --> 00:36:53,775 People have to believe in .Something مردم باید به یک چیزی باور داشته باشن. 00:36:54,295 --> 00:36:58,217 Right now, they believe in you و حالا شما رو باور دارن. 5. تبیین مسیری که لاک پشت برای آینده ی Dirt ترسیم کرده است ( عصر تکنوکراتیک = حذف مرزها، ارتش، قوانین اجتماعی و مجریان قانون + سیستم گرایی + سرعت زیاد پیشرفت + تجارت جهانی ) : ![]()
00:36:11,647 --> 00:36:14,568
but I think there's a future to this town اما من فکر می کنم که این شهر آینده ای داشته باشه. 00:36:14,603 --> 00:36:16,316 .and I hope you'll be part of it و امیدوارم شما جزئی از این آینده باشی. 01:13:48,819 --> 01:13:52,141 Perhaps it's time you started .to take a long view شاید زمانش رسیده باشه که نگاه عمیق تری بندازی. 01:13:52,420 --> 01:13:56,223 You'd begin to appreciate the .broad sweep of history و اینگونه از شیرینی عظمت تاریخ لذت خواهی برد. 01:13:56,583 --> 01:14:03,105 Look out there, son. You can .almost see time passing اونجا رو نگاه کن. می تونی پیشرفت زمان رو حس کنی. 01:14:23,860 --> 01:14:25,502 .That's what the future holds این چیزیه که در آینده وجود خواهد داشت. 01:14:25,942 --> 01:14:28,903 You can either be part of it .or you can be left behind می تونی بخشی از اون باشی و یا می تونی ازش جا بمونی. 01:14:04,667 --> 01:14:10,351 What're you building out here? .Future, Mr. Rango! future اون طرف داری چی می سازی؟ آینده رو آقای رنگو! آینده رو! 01:14:10,790 --> 01:14:14,072 One day soon, all this is going to faint into myth. به زودی همه ی این ها به افسانه تبدیل خواهند شد. 01:14:14,473 --> 01:14:17,113 The frontier town, the lawmen, the gunslinger … شهرهای مرزی، مردان قانون، مردان هفت تیر کش ها ... 01:14:18,315 --> 01:14:21,596 There's just no place for them .anymore. We're civilized now دیگه جایی برای اون ها وجود نخواهد داشت. ما دیگه متمدن شدیم. It's a new West, Jake, there is no room for gunslingers any more دیگه غرب جدید اومده جیک! و جایی برای هفت تیر کش ها نیست. 01:37:54,671 --> 01:37:58,353 We're businessmen now. ما الان تجارت می کنیم. 01:38:22,685 --> 01:38:26,527 You and the sheriff are more alike ... than you think. Nothing but legends تو و کلانتر بیش از چیزی که فکر می کنی به هم شبیه هستین. هیچ چیز به جز افسانه ... 01:38:33,731 --> 01:38:36,772 One last bullet to kill the last outlaw. آخرین تیر برای آخرین قانون شکن. ---سکانس های مهم : روز چهارشنبه که شهردار در حال سخنرانی برای مردم است، قصد دارد تا با استفاده از دکترین سایه، کلانتر رنگو را عامل بی آبی نشان بدهد و البته ناگفته نماند که ژست سخنرانی و ادبیاتش بسیار شبیه سیاست مداران حزب دموکرات آمریکاست : ![]() ![]() لاک پشت در داستان ارتباط تناتنگی با آب دارد. آب نماد چیست؟ ![]() آب در داستان های اساطیری، نماد پاکی و طهارت، عامل حیات موجودات و به ویژه در فلسفه ی شرق جایگاه سکوت و آرامش برای رسیدن به اشراق و حالات عرفانی است. در داستان ما، آب دو نقش عمده دارد. یکی نماد حقیقت و عامل امیدبخش ( حالا این که در اینجا حقیقت چیست جای بحث دارد! ) و یکی دیگر هم نماد سرمایه و کپیتال و عامل پیشرفت و هر دو هم قابل قبول است. چرا که درون مایه ی اصلی داستان اگزیستانسیالیسم ( اصالت وجود ) است و حالا در این بین گریز زیرکانه ای هم به باقی مسائل از جمله جنبش وال استریت می زند. ![]() در اینجا نماینده ی طبقه ی حاکم بر جامعه است که سیاست های کلی حکومت را تعیین می کند. بسیار متمول، قدرتمند و با نفوذ و در عین حال بسیار ظاهر فریب و دغلکار است. که انگار از جنس مردم و و همراه آنها، خواهان دموکراسی است ولی در عمل با استفاده از دکترین سایه جهت دهی اصلی را انجام می دهد. او آینده ای که برای Dirt رقم زده است دنیای تکنوتروتیک بدون مرزهای جهانی و بدون پلیس همگانی در جایی خارج از آن است . به همین منظور همه ی سرمایه ها را از شهر خارج کرده است. پرانتز باز : دکترین سایه ( Shadow Doctorine ) : شیوه ای از حکومت داری است که در آن یک قشر سایه با مخفیکاری زیاد، سیاست های اصلی جامعه را تعیین و آن را هدایت می کند که در صورت بروز مشکل تهدیدی شاملش نمی شود. انجمن های مخفی همانند فراماسونری، بیلدربرگ، کمیته ی 300، باشگاه روم و ... با همین دکترین بر کشورهای مختلف حکومت می کنند. و به همین دلیل در جایی از داستان حتی در زیر زمین تک چشم جهان بین مشاهده می شود که منحصرا نماد فراماسونری و استعاره از هوشیاری، مراقبت، کنترل و آگاهی است. ![]() پرانتز بسته . . . 2. مار ( Jake یا Jenkins ) : یک مار زنگی قلدر و بسیار خشن با صدای Bill Nighy ... ![]() اتیمولوژی اسم Jake : ریشه اش به کلمه ی عبری Jacob ( به فارسی یعقوب ) می رسد که به معنای " گیرنده ی پاشنه ی پا"ست. مهم ترین شخصیت تاریخ حضرت یعقوب پسر حضرت اسحاق ( ع )، پدر قوم بنی اسرائیل است. اتیمولوژی اسم Jenkins : به معنای "Little john" ( جان کوچولو ) است و در بریتانیا بیش از 1000 سال قدمت دارد و بیشتر به عنوان لقب به کار می رود و اسم مجزا نیست. ویژگی های فیزیکی : مکان اصلی اقامت در صحرای موهاوی، مقاوم در برابر کم آبی، بسیار خطرناک که زنگوله ی دمش را هنگام خطر به کار می اندازد و ... ![]() ویژگی های شخصیتی : خشن و نا آرام و جنگ طلب و بسیار رادیکال ( دقیقا نقطه ی مقابل لاک پشت )، قاطع و محکم، ماشین کشتار ( با توجه به حجم تیرهایی که با خودش حمل می کنه )، با کلاه Capotain ( که در زمان رنسانس، پیوریتن ها به سر می گذاشتند و امروز خاخام های یهودی ) و ... ![]() کلاه Capotain
نمادشناسی : در داستان های اساطیری نماد جاودانگی، تغییر و تحول، حافظ آب، مظهر شرارت و بدی و نیرنگ و بلاخره حتی جزء خدایان به حساب می آید. مروروی بر داستان ( بررسی کامل دیالوگ های کلیدی و سکانس های مهم ) : ---نکات کلیدی در دیالوگ ها : دیالوگ خیلی مهمی ندارد! فقط در یک جا تصریح می کند که از جهنم آمده و در جای دیگر خود را صاحب اصلی شهر معرفی می کند و در آخر داستان هم ضمن ادای احترام به کلانتر رنگو حاکمیت جدید را به او تبریک می گوید. ![]() مار در داستان، موجودی ابدی_ازلی می باشد که انگار از دیرباز با شاهین کشمکش داشته و به عنوان قدرت ماورایی دوم مطرح بوده است که پس از حذف شاهین زمان جولان دادنش فرا می رسد. در اینجا بیشتر نماد تغییر و تحول اساسی در بطن یک تمدن است و به عبارتی نقش فراحکومتی دارد که وظیفه ی اصلی اش تغییر و تعیین پارادایم های حاکم بر جامعه است. . . . 3.شاهین یا Hawk : شاهین غول پیکر و خطرناک بدون دوبلر ... ![]() ویژگی های فیزیکی : قدرت بینایی فوق العاده بالا، دارای منقار و چنگال بسیار قوی، تقریبا بدون رقیب در آسمان، مکان زندگی در مجاورت صحرای موهاوی و ... ![]() ویژگی های شخصیتی : جسور، خشن، بسیار با اراده و سمج، محکم و قاطع و ... نمادشناسی : در داستان های اساطیری نماد قدرت، مشیت و برکت الهی است و در واقع تجلی خداست. ![]() این شخصیت نماد پاردایم کهنه ی حاکم بر جامعه و به نوعی تجلی خداست که با ورود کلانتر رنگو نابود و راه برای جولان مار باز می شود تا اهدافش را به سرانجام برساند. به عبارت دیگر مار و رنگو روابط متقابلی از ابتدای داستان دارند. . . . 4. خانم بینز ( Beans ) : یک ایگوانای صحرایی جسور و بسیار هوشیار با صدایIsla Fisher ... ![]() اتیمولوژی اسم Beans : به لوبیا ترجمه می شود. ویژگی های فیزیکی : درباره ی لوبیا این که کشتش از قرن پانزدهم و با غرب آمریکا ( مکزیک و حوالی موهاوی ) شروع شده است. ![]() در مورد ایگوانا این دارای چشم سوم در فرق سر و به طور کلی مهارت بالا در رصد اطراف، حوزه ی زندگی صحرای موهاوی، در خطر انقراض و ... ![]() ویژگی های شخصیتی : جسور و با جرات، آگاه و هوشیار، محکم و قاطع، پدردوست و اصیل، کسی به هیچ وجه قصد فروش و ترک زمین های اجدادیش رو نداره، دچار نوعی بیماری که منتج به حملات عصبی می شود و ... نمادشناسی : در داستان های اساطیری نماد آگاهی و هوشیاری، توجه و مراقبت است. مروری بر داستان ( بررسی کامل دیالوگ های کلیدی و سکانس های مهم ) : ---نکات کلیدی در دیالوگ ها : دیالوگ مهمی ندارد! فقط در جایی اذعان می کند که از بچگی عاشق دیدن حرکت کاکتوس های رونده بوده است اما هیچ گاه موفق به رویت نشده است که اشاره به عطش فوق العاده زیاد انسان مدرن برای نیل به ماوراست. ![]() ![]() خانم بینز، نماد انسان های غنی و اصیلیه که سالیان سال در سرزمین اصلی خودش ساکن بوده و بسیار به این میراث اجدادی اش عشق می ورزد و مجموعا بی شباهت به آنگلوساکسون ها هم نیست. البته دقت شود که زن در ادبیات یونان نماد سرزمین محسوب شده و از این حیث سلطه ی شهردار به خانم بینز به معنای سلطه ی کامل بر سرزمین غرب ( و در ابعاد کوچکتر ایالات متحده ) می باشد که در طول داستان هیچ گاه اتفاق نمی افتد. و در طرف مقابل رسیدن رنگو به بینز بیانگر رسیدن کامل افسار هدایت سرزمین غرب به تفکر رنگو است که در ادامه بررسی می شود. . . . 5. آرمادیلو ( بدون اسم ) : یک آرمادیلوی پیر و بزرگ با صدای Alfred Molina ... ![]() اتیمولوژی اسم Armadillo : آرمادیلو، از یک کلمه ی اسپانیایی به معنای "زره دار کوچک" گرفته شده و هنگامی که آنگلوساکسون ها به سرزمین آمریکا رسیدند این موجود را کشف و این نام را برای او برگزیدند. ویژگی های فیزیکی : ترسو و محافظ کار، بی آزار، گیاه خوار و اهلی، در معرض انقراض، زیستگاه اصلی در مجاورت صحرای موهاوی و ... ![]() ویژگی های شخصیتی : عالم و دانا، منطقی و آرام، جوینده ی حقیقت، مرشد و راهنما و ... نمادشناسی : در داستان های اساطیری نماد صلح و آرامش، صداقت و درستی، محافظت و نگهبانی و در آخر این که نماد جام جهانی 2014 برزیل می باشد. مروری بر داستان ( بررسی کامل دیالوگ های کلیدی و سکانس های مهم ) : ---نکات کلیدی در دیالوگ ها : 1.تبیین ماموریت اصلی خودش ( رد شدن از جاده، رسیدن به روح سرزمین غرب، هدایت رنگو ) : ![]()
00:06:48,519 --> 00:06:51,360
I must get to the other side. من باید برم اون طرف جاده. 00:06:51,600 --> 00:06:54,207 The other side? You mean just now that was you crossing the road? اون سمت؟ منظورت اینکه که فقط می خواستی از جاده رد بشی؟ 00:06:54,242 --> 00:07:01,205 That's why!? ... Why did you do that!? -This is my quest. He waits for me. آخه چرا؟ چرا این کار رو انجام می دی؟ -این وظیفه ی منه. اون منتظرمه. 00:07:02,845 --> 00:07:05,332 The Spirit of the West, amigo. The One. روح سرزمین غرب آمیگو! همونی که 00:07:05,367 --> 00:07:10,929 They say he rides an alabaster carriage with golden guardians to protect him میگن سوار بر ارابه ی آتشینه و نگهبانان طلایی ازش محافظت می کنن. 00:07:40,929 --> 00:07:44,230 You mean, you've done this before? .O, yes. Many times- منظورت اینه که قبلا هم سعی کردی این کار رو انجام بدی؟ -اوه، بله. به دفعات. 00:07:47,987 --> 00:07:50,554 The Spirit is waiting for me. روح سرزمین غرب منتظر منه. 00:09:06,000 --> 00:09:11,563 If you want to find water, you must first find dirt. اگر دنبال آب می گردی، اول باید Dirt رو پیدا کنی. 00:09:13,924 --> 00:09:16,331 Destiny, she is kind to you. سرنوشت، اون منتظرته. 00:10:01,905 --> 00:10:04,214 I will see you on the other side … اون سمت جاده می بینمت ... 2.تاکید بر اهمیت خردورزی ( راسیونالیزم ) و تبیین مبانی خردورزی در عصر روشنگری : ![]()
00:07:12,891 --> 00:07:16,453
.Enlightenment .We are nothing without it بصیرت ( روشن اندیشی، روشن بینی، روشن فکری ) بدون اون ما هیچی نیستیم. 00:09:02,959 --> 00:09:05,640 The path to knowledge is fraught with consequence. راه دانش مملو از نتیجه است. 01:26:31,284 --> 01:26:37,728 We all see what we need to see. Beautiful, isn't it? ما هر چیزی رو که لازم باشه می بینیم. زیبا نیست؟ 3.تبیین نقش جاده : ![]()
00:07:58,397 --> 00:08:01,720
I must get to the other side. من باید برم اون طرف جاده. 00:08:01,755 --> 00:08:05,240 Why don't you just wait until there are no cars coming چرا صبر نمی کنی تا ماشین ها عبور کنن؟ 00:08:05,275 --> 00:08:07,070 ... Is not so easy as it looks اونطوری که به نظر میاد آسون نیست ... 00:08:07,105 --> 00:08:08,116 A what? چی؟ 00:08:08,151 --> 00:08:09,832 Is a metaphore. این یه استعاره است. 00:08:57,356 --> 00:09:02,924 I think the metaphore broke my spleen. فکر کنم استعاره ای که می گفتی کمرم رو شکست. 01:26:59,859 --> 01:27:04,902 Many years ago, this entire valley was covered in aqua. سالیان قبل، سرتاسر این دره، پر از آب بوده. ![]() این شخصیت ارتباط تنگاتنگی با جاده دارد. اما نقش جاده در داستان چیست؟ ![]() جاده در ادبیات معمولا استعاره از راه سرنوشت می باشد اما در این داستان گذرگاهی است که انسان های مدرن در طول آن حرکت می کنند و انسان های خودآگاه در عرض آن! جاده دنیای غرب را به دو قسمت غربی و شرقی تقسیم می کند که قسمت غربی نماد جامعه ی در هم تنیده ی پست مدرن و بیانگر زمان حال و قسمت شرقی مکانی برای ارائه ی راه حل های برون رفت از مشکلات و بیانگر زمان آینده است. در قسمت غربی جامعه ای را می بینید که با انحطاط اخلاقی رو به رو است و هزار و یک مشکل دارد و در قسمت شرقی در گوشه ای جامعه ی تکنوکروتیک لاک پشت و در سمت دیگر جامعه ی ترنس مدرن روح سرزمین غرب به علاوه ی دیگر عناصر ترنس مدرن ( کاکتوس های رونده و کرم ها ) را مشاهده می کنید. در سطح جاده هم انسان های مدرن بدون دغدغه ای رو ملاحظه می کنید که شدیدا درگیر زندگی روزانه هستند و حاضر به نفی پاردایم حاکم و توجه به خارج نیستند. ![]() وی را می توان نماینده ای از فیلسوفان غربی، به ویژه فیلسوفان مدرنیته و در دایره ای محدودتر فیلسوفان عصر روشنگری ( سده ی 18 ) دانست. یعنی اشخاصی مثل جان لاک، دیوید هیوم، امانوئل کانت و سایرین! او یقینا در حکم راهنماست برای شخصی که می خواهد غرب را وارد دوره ی جدیدتر کند و او را از لحظه ی که موجود می شود تا لحظه ای که به حقیقت می رسد هدایت می کند تا غرب وارد ترنس مدرنیسم شود. . . . 6. روح سرزمین غرب ( بدون اسم ) : یک مرد کابوی با صدای Timothy Olyphant ... ![]() ویژگی های فیزیکی : تنها انسان داستان، سوار بر ماشین مدرن، همراه داشتن مجسمه های اسکار و ... ![]() ویژگی های شخصیتی : عقل کل، عجیب و مرموز و پیچیده، قاطع و جدی، جوینده ( طلا ) و ... نمادشناسی : کابوی نماد سرزمین آمریکاست و تنها میراث تاریخی به جا مانده و قابل استناد آنگلوساکسون هاست که در رثایش فیلم های بسیاری ساخته شده است. به طور خاص در این داستان شخصیت روح سرزمین غرب از شخصیت مرد بدون نام با بازی کلاینت ایستوود در سه گانه ی معروف دلار سرجیولئونه وام گرفته شده است. مروری بر داستان ( بررسی کامل دیالوگ های کلیدی و سکانس های مهم ) : ---نکات کلیدی در دیالوگ ها : 1.خروج از ظاهرگایی صرف و ورود به باطن گرایی محض : ![]()
01:25:19,807 --> 01:25:23,209
These days, they gotta a name for just about everything. این روزا، تقریبا برای همه چیز اسم گذاشته میشه. 01:25:23,609 --> 01:25:27,652 It doesn't matter what they call you, it's the deeds, that make the man. مهم نیست چی صدات کنن، عمل انسانه که اون رو می سازه. 2.گذر از ایندیوجوالیسم در پست مدرنیسم : ![]()
01:25:47,382 --> 01:25:50,543
Don't you see? It's not about you. هنوز نفهمیدی؟ موضوع تو نیستی 01:25:50,903 --> 01:25:54,266 It's about them. موضوع اونان. 3.تقدیرگرایی در ترنس مدرنیسم : ![]()
01:26:03,029 --> 01:26:07,792
No man can walk out on his own story. هیچ کسی از داستان خودش نمی تونه بکشه بیرون. ![]() تفاوت عرفان تشیع با عرفان های ترنس مدرنیسم در چیست؟ ![]() اشکالات زیادی مطرح است که مجال خودش را می طلبد. اما عجالتا دو مورد را مرتبط با داستان تبیین می کنیم : 1. اومانیسم : در عرفان تشیع هدف رسیدن به خداست و حل شدن در ذات وی اما در عرفان های ترنس مدرنیسم هدف به آرامش رسیدن انسان است. در واقع انسان مدرن در عصر پست مدرن نیاز به خلسه دارد تا کمی از رنج های اومانیستی روزمره اش را کم کند. اینجاست که بخشی به دامان طبیعت بازگشته اند، بخش عمده ای به عرفان های شرقی و حوزه مرکزی و جنوبی آمریکا روی آورده و گروهی هم به سحرو جادو و جریانی تحت عنوان سیطنیسم رجوع کرده و البته ناگفته نماند که عده ای هم به دین بازگشته اند. اما در همه ی این حالات هدف رضای خدا نیست بلکه هدف رضای انسان است. 2.باطن گرایی محض : عرفان تشیع راهش از شریعت عبور می کند و جز بندگی خدا را بر نمی تابد ولی عرفان های ترنس مدرنیسم با تاکید بر باطن گرایی و نفی ساختارهای ظاهری سعی در کوتاه کردن مسیر برای رسیدن به آرامش دارند که این البته هم باز ریشه در اومانیسم دارد. ![]() تقدیر و سرنوشت در اسلام : ![]() به طور اجمالی در طول تاریخ عقاید مربوط به جبر و اختیار به سه دسته ی اصلی تقسیم می شوند : 1. جبرمحض : اگر جبر محض باشد، برخی صفات خداوند مانند عدالت زیر سوال می رود. 2. اختیار محض : اگر اختیار محض باشد، باز هم برخی از صفات خدا همانند جبار زیر سوال می رود. 3. نه جبر محض و نه اختیار محض ( نظر اسلام ) : البته تبیین دقیق مرز بین جبر و اختیار در اسلام کمی مشکل و شاید غیرممکن باشد. اما خداوند در اسلام به همان مقداری که به انسان عطا کرده است از او انتظار دارد و همه ی اعمالی که انسان در طول زندگی اش انجام می دهد با اذنش صورت می گیرد ولی به رضایش نیست حالا این که کجا اذن دهد و کجا نه، ریشه در حکمتش دارد و احاطه به حکمت خداوند از دایره ی فهم انسان خارج است. به عبارت دیگر اراده و اختیار انسان در طول اراده ی خداست. اخیرا با ورود به ترنس مدرنیسم، بحث تقدیرگرایی ( Fatalism ) مطرح شده است و اصالت به برگزیده شدن انسان توسط عاملی نامعلوم رسیده است که هیچ توجیهی را بر نمی تابد. یعنی حالا این که این سرنوشت چیست که انسان را هدایت می کند و ناگهان به مرحله ی خاصی می رساند، مشخص نیست ولی می توان گفت به نوعی توجیه اداره ی جهان توسط عاملی مافوق بشر است ... ![]() انتخاب یک کابوی و انتخاب نام روح سرزمین غرب بیانگر آن است که اساسا در ترنس مدرنیسم باید به گذشته بازگشت. اصلا بخش عظیمی از ترنس مدرنیسم ریشه در عصر خرافه گرایی دارد. اما تلفیق این کابوی با ماشین مدرن بیانگر آینده است. به عبارت دیگر روح سرمین غرب با تبیین آینده ی غرب، اشاره به بازگشت به گذشته برای یافتن گم شده ها را دارد. گم شده هایی که چیزی جز ماورای جعلی و عرفان های پوشالی نیستند. شباهتش به کلاینت ایستوود و عجین شدنش با مجسمه های اسکار هم ادای دین به تاریخ سینمای آمریکاست و باز هم اشاره به بازگشت به گذشته ها، حتی در سینما را دارد. . . . 7. تحلیل کلی شخصیت های فرعی : به غیر از 7 شخصیت اصلی باقی عناصر داستان را می توان به 4 گروه تقسیم کرد : 1.جامعه ی رو به انحطاط پست مدرن ( طبقه میانی ) : ![]() همه ی ساکنین شهر Dirt را شامل می شود. از لباس های کثیف و کدر و شهر خشک و بی روح تا انسان های بی حالی که حتی یکی از آنها حال در آوردن تیر از چشم خودش را ندارد تا حرکت های نامتعارفی مثل بادگلو و ... بیانگر انحطاط اخلاقی و ترسیم جامعه ای در حال فروپاشی است که از شدت ضعف همگی خیلی زود کسی را حتی مشخص نیست از کجا آمده است را می پذیرند و باورش می کنند. 2.جامعه ی رو به انحطاط پست مدرن ( طبقه ی فقیر ) : ![]() شامل ساکنین زیرزمین و خارج از شهر می شود. انسان های شارلاتان و مزدوری که با دزدی از طبقه ی میانی قصد دارند بقای خود را تامین کنند و فقط به فکر تامین مایحتاج روزانه یشان می باشند. تا جایی که حتی برای به دست آوردن یک بطری آب همه ی توانشان را در اسلحه کشی و کشت و کشتار به کار می گیرند. 3.انسان های خودخواه و تنهای پست مدرن : ![]() شامل همه ی افرادی که در جاده رانندگی می کنند. زندگی بسیار سریع و پرتلاطم، تنهایی و خودخواهی، بی دغدغگی، عدم توجه به اطراف و ... از ویژگی های آنهاست که در جاده ی زندگی ای که برایشان تعیین شده است بدون پرسشی تخت گاز حرکت می کنند و توانایی فکر به بیرون را ندارند. 4.عناصر ترنس مدرن : ![]() شامل درخت های رونده و حشرات کوچکی صحرایی! به کمک همین هاست که رنگو می تواند آب را به Dirt برگرداند و شهردار را برای همیشه از شهر بیرون کند. ادامه دارد ... |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| .::حلقه ی نقد دسته جمعی : فیلم به موقع - In Time ::. | Admirer | 48 | 29,574 |
۲۵/تیر/۹۱ ۱۹:۱۳ آخرین ارسال: DOROOD |
|






پس منتظر نظرات خارق العاده ای از سوی حقیر نباشید!!





![[تصویر: blush.gif]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/blush.gif)



![[تصویر: 44124990257850617323.jpg]](http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up2/44124990257850617323.jpg)
![[تصویر: 14403085409715926369.jpg]](http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up2/14403085409715926369.jpg)
![[تصویر: 09606340457780853343.jpg]](http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up2/09606340457780853343.jpg)
![[تصویر: 01634161026979294611.jpg]](http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up2/01634161026979294611.jpg)
![[تصویر: 52623746475917282875.jpg]](http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up2/52623746475917282875.jpg)
![[تصویر: 79660121181713073969.jpg]](http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up2/79660121181713073969.jpg)
![[تصویر: 77100405475349785384.jpg]](http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up2/77100405475349785384.jpg)
![[تصویر: 47884643629982957689.jpg]](http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up2/47884643629982957689.jpg)
![[تصویر: 66303733616011182607.jpg]](http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up2/66303733616011182607.jpg)
![[تصویر: 88187452073073731237.gif]](http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up2/88187452073073731237.gif)
![[تصویر: 51938755600451651847.jpg]](http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up2/51938755600451651847.jpg)
![[تصویر: 81285852638464028578.gif]](http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up2/81285852638464028578.gif)
![[تصویر: 68180167995854415424.jpg]](http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up2/68180167995854415424.jpg)
![[تصویر: 30603008607655627542.jpg]](http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up2/30603008607655627542.jpg)
![[تصویر: 06833516432594441337.jpg]](http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up2/06833516432594441337.jpg)
![[تصویر: 00815422166833005193.jpg]](http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up2/00815422166833005193.jpg)
![[تصویر: 79724229573840177112.jpg]](http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up2/79724229573840177112.jpg)
![[تصویر: 26313332260869389044.jpg]](http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up2/26313332260869389044.jpg)
![[تصویر: 76867969219543911398.jpg]](http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up2/76867969219543911398.jpg)
![[تصویر: 45759752165120332545.jpg]](http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up2/45759752165120332545.jpg)
![[تصویر: 72870916651710248962.jpg]](http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up2/72870916651710248962.jpg)
![[تصویر: 84516125945700372822.jpg]](http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up2/84516125945700372822.jpg)
![[تصویر: 79173674121711094964.jpg]](http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up2/79173674121711094964.jpg)
![[تصویر: 63860194238377486022.jpg]](http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up2/63860194238377486022.jpg)
![[تصویر: 40315656565233278930.jpg]](http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up2/40315656565233278930.jpg)
![[تصویر: 41351190707189970415.jpg]](http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up2/41351190707189970415.jpg)
![[تصویر: 55141402652706642249.jpg]](http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up2/55141402652706642249.jpg)
![[تصویر: 70221382107201711013.jpg]](http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up2/70221382107201711013.jpg)
![[تصویر: 37959176647491006785.jpg]](http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up2/37959176647491006785.jpg)
![[تصویر: 55572572762158880511.jpg]](http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up2/55572572762158880511.jpg)
![[تصویر: 01279936733509146590.jpg]](http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up2/01279936733509146590.jpg)
![[تصویر: 88822700982472003364.jpg]](http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up2/88822700982472003364.jpg)
![[تصویر: 86982918642444195716.jpg]](http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up2/86982918642444195716.jpg)
![[تصویر: 42567815651280429232.jpg]](http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up2/42567815651280429232.jpg)
![[تصویر: 15444412478896807615.jpg]](http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up2/15444412478896807615.jpg)
![[تصویر: 21142033774421077352.jpg]](http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up2/21142033774421077352.jpg)
![[تصویر: 60723656117819656952.jpg]](http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up2/60723656117819656952.jpg)
![[تصویر: 59597664962683770390.jpg]](http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up2/59597664962683770390.jpg)
![[تصویر: 31097531899837917419.jpg]](http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up2/31097531899837917419.jpg)