|
ادعیه منسوبه از ناحیه حضرت مهدی علیه السلام
|
|
۲۲:۲۹, ۷/اسفند/۹۰
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
مرهم فراق
دعاها و زیارتهای مربوط به ساحت مقدس امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)، بخش مهمی از فرهنگ شیعه را به خود اختصاص داده است. این گستردگی، به دلیل آن است که آن حضرت، خاتم اوصیا و امید امتهاست. دعا و زیارتهای مربوط به حضرت، در واقع انیس دلهایی است که در عصر غیبت، انیسی جز مولایشان ندارند و با آنچه به عنوان خطاب با ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) بر زبان میآورند، از اعماق وجود، آن محبوب دلها را دعا میکنند و از دور و نزدیک بر او درود میفرستند . دعا برای سلامت حضرت مهدی (عج ) یکی از وظایف منتظران، دعا کردن برای سلامت حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است. دعا کردن برای سلامت حضرت، آثار و برکات فراوانی دارد که از آن جمله میتوان به موارد زیر اشاره کرد : دعا کردن، موجب ازدیاد محبت آن حضرت در دل و در نتیجه، موجب تقویت ایمان میشود؛ دعا، اظهار تجدید عهد و پیمان با آن حضرت است و محتوای پیمان نیز شریعت محوری و تصمیم قلبی بر اطاعت امر امام و یاری رساندن او با نثار جان و مال میباشد؛ دعا، سبب زنده نگه داشتن یاد امام غایب در دل منتظران میشود؛ دعا، موجب فرج آن حضرت و نیز گشایش در زندگی مؤمنان میشود. کسی که برای سلامت امام دعا میکند، به یقین به اعمالی دست میزند که موجب خشنودی حضرت و در نتیجه رسیدن به مقام رضوان الهی میگردد . دعا برای فرج دعا برای فرج امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)، نه تنها با حکمتهای غیبت منافات ندارد، بلکه خود میتواند از شمار همین حکمتها باشد. دعا برای فرج امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)، به عنوان وظیفه و تکلیف در عصر غیبت، در روایات بسیاری مورد تأکید قرار گرفته است. این تأکید، نشان میدهد که خواستههای شیعه چشم انتظار فرج، در سایه «دعا برای فرج» قابل دسترسی است. امنیت ایمان، رشد اندیشه، آرامش روحی، کمالات معنوی و بهرههای بیپایان دوران پس از ظهور را، با عنایت الهی میتوان در دوران غیبت با اتکا به «دعا برای ظهور» به دست آورد. دعا کننده برای فرج، چون میداند یکی از عوامل غیبت آماده نبودن شرایط برای حکومت جهانی آن بزرگوار است، میکوشد تا در حد توان خویش، در ایجاد چنین زمینهای مؤثر باشد . دعای افتتاح از دعاهای مشهور شبهای ماه مبارک رمضان، «دعای افتتاح» است. این دعای شریف، به وسیله محمد بن عثمان بن سعید عمری، دومین نایب خاص حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) صادر شده است . مضامین عالی خداشناسی، حمد و ثنای الهی، بر شمردن صفات خداوند، برخی از علل تأخیر برآورده شدن دعا و بیان مهمترین نعمتهای الهی، سرآغاز این دعای شریف است. در این دعا، به ویژگیهای حکومت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به عنوان دولت کریمه اشاراتی شده است. علامه مجلسی (رحمة الله علیه) درباره این دعا مینویسد: «امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) آن را برای شیعیان نوشته است که هر شب ماه رمضان بخوانند. فرشتگان آن را میشنوند و برای خواننده آن استغفار میکنند ». دعای عهد از دعاهای مشهور که خواندن آن در دوران غیبت حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بسیار سفارش گردیده، « دعای عهد» است که از امام صادق علیهالسلام روایت شده است. درود خاص بر حضرت و تجدید پیمان و بیعت با ایشان، و نیز پایداری بر این پیمان تا روز قیامت، از جمله مضامین این دعای شریف به شمار میآید. مهمترین آثار مداومت بر این دعا سه چیز است : پاداش کسانی را که در زمان ظهور درخدمت امام هستند خواهد داشت؛ تجدید عهد، مایه ثبات و کمال محبت و اخلاص و ایمان شخص میشود؛ موجب توجه خاص و نظر رحمت کامل آن حضرت به بنده میگردد . دعای فرج کلمه «فرج» یعنی آسودگی از اندوه و غم و بیماری، و به معنای گشایش نیز آمده است . « دعای فرج» دعایی است که امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) آن را به یکی از شیعیان (محمد بن احمد بن ابی اللیت) آموخت. دعای فرج، دعایی است که برای طلب ظهور آن حضرت خوانده میشود . چندین دعا به دعای فرج معروف است. علامه مجلسی رحمهالله در کتاب ارزشمند بحار الانوار، با عنوان باب «ادعیة الفرج»، 39 دعا را با این نام آورده است . دعای ندبه از جمله دعاهای بسیار مشهور که مستحب است در چهار عید ـ روز جمعه، عید فطر، عید قربان و عید غدیر ـ خوانده شود، «دعای ندبه» است . ندبه، به معنای فراخوانی و نیز گریه و ناله است. این دعای شریف، استغاثه و یاریطلبی از حضرت ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و نیز تأسف بر غیبت و گریه از فراق آن بزرگوار را شامل میشود؛ از این رو، به این نام شهرت یافته است. این دعا، در حقیقت بیانگر تاریخ فشردهای از حضور حجتها و اولیای الهی بر پهنه خاک است؛ سلسلهای که از حضرت آدم علیهالسلام آغاز و تا آخرین حجت خدا، حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ادامه مییابد. دعای ندبه، از امام صادق علیهالسلام روایت شده است . زیارت آل یاسین زیارت آل یاسین، از مشهورترین زیارت نامههایی است که در توقیع شریف حضرت مهدی ( عج) به محمد بن عبدالله بن جعفر حمیری صادر شده است. در مقدمه این زیارت چنین آمده است: «هر گاه خواستید به وسیله من به سوی خدا توجه کنید و به ما روی آورید، پس همان گونه که خداوند فرموده است، بگویید: سلامٌ علی آل یاسین...». سلام و درود بر عترت پیامبر صلیاللهعلیهوآله ، اقرار به اصول اعتقادی صحیح، گواه گرفتن امام مهدی ( عج) بر آنها و نیز تجدید عهد وفاداری با اولیای دین، مضامین این زیارت است. این زیارت به تصریح بعضی علما، جامع و کامل، و از بهترین زیارتهای آن حضرت است که در همه اوقات و در هر مکانی میشود آن را خواند . زیارت ناحیه مقدسه زیارت ناحیه مقدسه، خونگریه و سوگنامه حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و مرثیه بلند آن حضرت بر رنجهای جدّش، امام حسین علیهالسلام در عاشوراست. این زیارت، توصیف لحظههای شهادت امام حسین علیهالسلام ، غربت و مظلومیت اهل بیت علیهمالسلام ، و معتبرترین و بلندترین روضهای است که از زبان معصوم خون خواه سیدالشهداء به ما رسیده است. هیچ زیارتی، عمق فاجعه کربلا را مانند زیارت ناحیه بیان نکرده است. این زیارت در کتاب مفاتیح الجنان ذکر نشده، ولی این مطلب، چیزی از آن عظمت نمیکاهد و همچنان مورد توجه بزرگان شیعه قرار دارد . |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۴:۲۶, ۲۹/اسفند/۹۰
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
زیارت آل یاسین سلام الله علیهم اجمعین برخی از منابع 1- احتجاج طبرسی ، ج 2، صص 316 - 318 قدیم ترین متنی که این زیارت شریفه در آن آمده است کتاب گرانقدر احتجاج است که از تألیفات پر ارزش محدّث جلیل ابومنصور احمد بن علیّ بن ابیطالب طبْرسی میباشد؛ بزرگ مردی که از علمای قرن ششم هجری و از مشایخ اجازة مرحوم ابن شهرآشوب است و همة ارباب رجال و بزرگان عالم شناس از او به قداست و عظمت یاد کردهاند. 2- بحارالانوار فخر الشیعه و ملاذ الشریعة علّامة بزرگوار مرحوم ملّا محّمد باقر مجلسی قدس سره به خاطر اهمیّتی که این زیارت شریفه داشته است - سه مرتبه آن را در جامع پربار بحارالانوارش نقل نموده است : الف – جلد 53، صص 171 – 173؛ در قسمت توقیعات امام عصر«علیه السلام». ب- جلد 94، صص 2 – 5؛ در کتاب الذکر و الدعا. ج- جلد 102، صص 81- 83؛ در کتاب المزار. 3 – فوز اکبر در توسّلات به امام منتظر عجل الله تعال فرجه، صص 68- 70 حجّة الاسلام مرحوم میرزا محمد باقر فقیه ایمانی درکتاب پر ارج فوز اکبر، نخسیتن زیارتی که برای آن بزگورار نقل نموده است زیارت شریفة آل یس است . 4- تکالیف الأنام فی غیبة الامام (پیوند معنوی با ساحت قدس مهدوی) صص 135- 138 فقید صمدانی مرحوم صدر الاسلام همدانی در کتاب نفیس تکالیف الانام این زیارت شریفه را در تکلیف بیست و پنجم – که عرض سلام به محضر آن وجود مقدّس است – آورده است . 5-مفاتیح الجنان ، صص 523- 525 ثقة المحدّثین مرحوم مبرور حاج شیخ عباسی قمی قدس سره در کتاب پر بار مفاتیح الجنان نخستین زیارتی را که برای حضرت صاحب الامر عجلّ الله تعالی فرجه الشریف نقل نموده همین زیارت است .برای اختصار، به ذکر همین پنج کتاب به عنوان نمونه بسنده میکنیم: لازم به ذکر است که مرحوم محمد بن مشهدی – که از علمای نیمه دوم سدة ششم هجری است و بیواسطه از ابن شهر آشوب حدیث نقل میکند - در کتاب نفیس مزار کبیر و همچنین مرحوم سیّد ابن طاووس قدس سره در کتاب شریف مصباح الزائر زیارتی دیگر ـ به عنوان توقیعی که از ناحیة مقدسة حضرت صاحب الامر عجل الله تعالی فرجه الشریف برای جناب محمّد بن عبدالله حِمیری رسیده است - نقل نموده و آن را به نام زیارت معروف، ندبه نامیدهاند که دستور داد شده در سرداب مقدس خوانده شود. این زیارت با زیارت آل یس در بسیاری از جملات مشابهت دارد؛ از طرفی اضافاتی دارد که در این زیارت نیست و از طرفی کاستیهایی نسبت به این زیارت دارد. به اصطلاح معروف، میان این دو زیارت عموم و خصوص من وجه است. بعید نیست بگوییم که از آن ناحیة سامیه برای جناب حمیری دو توقیع شرف صدور یافته و به افتخار دو نامه نائل آمده است؛ یکی آنچه در مزار کبیر و مصباح الزائر 1 آمده که در خصوص سرداب جلالتْ انتساب خوانده میشود و مرحوم مجلسی هم آن را در مزار بحار از مصباح الزائر آورده و به نقل مزار کبیر هم اشاره نموده است (بحارالانوار 102: 92 – 96 ) و در کتاب ذکر و دعای بحار الانور هم آن را با ذکر سند از خطّ شیخ شمس الدین محمّد بن علی جُبَعی، جدّ شیخ بهایی رحمة الله نقل نموده است (بحار الانوار، 94: 36- 40)دیگری همین زیارت معروف و مشهور آل یس است که مرحوم طبرسی در احتجاج آورده و اختصاصی به سرداب مقدّس ندارد و همه جا میتوان از آن بهرهمند شد. این متن زیارت است که ان شاء الله مورد شرح قرا خواهد گرفت. زیارت شریفه آل یس را چه کسی نقل کرده است ؟ راوی و ناقل این زیارت جناب ابوجعفر محمّد بن عبدالله بن جعفر بن الحسین بن مالک بن جامع الحمیری القمّی است که همة علمای رجال و بزرگان راوی شناس از او به بزرگی و قداست یاد کردهاند. او صاحب کتابهای متعددّی بود که ظاهراً چیزی از آنها در دست نیست و چون در اواخر دوران غیبت صغری میزیسته مکاتبات بسیار با ناحیة مقدسة حضرت صاحب الامر«علیه السلام» داشته و به افتخار جواب نائل آمده است. توقیعات شرف متعدّدی به وسیلة او نقل شده است که از جملة آنها همین توقعیی است که متضمّن زیارت شریفة آل یس است . پدرش جناب عبدالله بن جعفر حمیری نیز از بزرگان مکتب امامیه بود و علمای رجال او را از ثقات اصحاب و افراد مورد اعتماد حضرت هادی«علیه السلام» و حضرت عسکری«علیه السلام» شمردهاند. مکاتبات بسیار با آن حضرات داشته و همچنین به افتخار ارسال نامه و دریافت جواب از ناحیه مقدّسه ولیّ الله الاعظم اروحنا فداه نیز آمده است. او صاحب تألیفات بسیار بود که مانند کثیری از ذخائر شیعه در طول تاریخ از بین رفت و فقط اثر نفیس و جامع لطیف «قرب الاسناد»ش به یادگار مانده است . مرحوم آیت الله بروجردی «قدس سره» او را از راویان بزرگ طبقة هشتم شمرده و بسیاری از مشایخ او، چون ابوهاشم جعفری و ابراهیم بن مهزیار و احمد بن اسحاق و ابراهیم بن هاشم، را نام برده و همچنین آنها را که از او حدیث نقل کردهاند، چون علیّ بن بابویه، پدر مرحوم صدوق، و محمّد بن الحسن بن الولید، استاد شیخ صدوق، و مرحوم کلینی و محّمدبنعبدالله بن جعفر، فرزندش، برشمرده است و با قرائن و شواهدی او را قبل از سال 240 هجری تا بعد از سال 300 در قید حیات دانسته است. 2 بنابراین محمدبنعبدالله بن جعفر راوی این زیارت شریف از معاصران مرحوم کلینی و علی بن بابویه بوده و هم طبقة آنها میباشد. خصوصیات این زیارت علاوه بر آنچه سابقاً از جامعیّت این زیارت در دو جهت دعایی و زیارتی اشاره کردیم، ازخصوصیّات این زیارت این است که تعلیم دهنده آن کسی است که خود او را به این جملات زیارت میکنیم. شاید چنین زیارتی در میان زیارات رسیده نباشد و یا بسیار کم باشد. نوع زیارتهای رسیده از حضرات معصومین «علیهم السلام» ازمعصومی نسبت به معصوم دیگر صادر شده و حجّتی کیفیّت زیارت حجّت دیگری را بازگو نموده است. مثلاً حضرت سجّاد «علیه السلام» زیارت امیرالمؤمنین «علیه السلام» را تعلیم میدهد و یا امام صادق«علیه السلام» کیفیّت زیارت سید الشهداء«علیه السلام» را میآموزد و یا به عنوان زیارت جامعه نسبت به همه آن ذوات مقدّسه زیارتی میرسد. اما اینکه حجّتی به خصوص بگوید: با من به این جملات سخن بگویید یا امامی مرقوم دارد که : مرا به این زیارت زیارت کنید، مورد دیگری سراغ نداریم و این امر از لطائف و خصوصیّات زیارت شریفة آل یس است. در آغاز توقیع مبارک و طغرای صحیفة میمونه چنین میخوانیم: بسم الله الرحمن الرحیم لا لِأمْرِالله تعقلون* ولا مِن أولیائه تَقْبَلون * حکمة بالغةٌ فما تُغن النُّذُر عن قومٍ لایؤمنون* السّلام علینا و علی عبادِ الله الصالحین * إذا أردتُم التوجُّه بنا الی الله و إلینا فقولوا کما قال الله تعالی: سلامٌ علَی آلِ یس...3 به نام خدای رحمان رحیم. شما نه نسبت به امر پرودگار تعقل میکنید و نه از اولیای او پذیرائید .حکمتی بس کامل و تمام ولی چه سودی دارد بیمها و رهنمونها نسبت به جمعی که ایمان نمیآوردند ( این جمله از توقیع مبارک تلفیقی است از دو آیة شریفة قرآن؛ آیه 6 سوره قمر و آیه 101 سورة یونس) سلام بر ما و بر بندگان شایستة خدا.هرگاه خواستید به وسیلة ما به پروردگار توجّه پیدا کنید و به ما متوجّه شوید، پس آن گونه که خدای تعالی فرموده است بگویید: بر آل یس دورد و سلام باد... در این جمله، دو نکته قابل توجّه و عنایت است:یکی این که توقیع شریف این است که : إذا أردتُم التوجُّه بنا الی الله و إلینا فقولوا...یعنی، هرگاه خواستید به وسیلة ما به سوی خدا و سوی ما توجّه پیدا کنید ، بگویید... میبینیم دو توجّه در عبارت آمده است : یکی توجّه الی الله، دیگری توجّه الینا و هر دو توجه بنا( بوسیلة ما)ست. مگر در آنِ واحد دو توجّه میشود؟ متوَجّهٌ الیه خداست و خاندان رسالت. گویا پیوندی ناگسستنی و ارتباطی قطع نشدنی میان ذات کبریا و این مرائی و آیینههای تمام نمای او دیده میشود که هر کس میخواهد به هر نحوی به خدا راهی جوید و به او قربی پیدا کند، باید از این راه بیاید. چه زیبا این حقیقت در فقراتی از زیارت جامعه آمده است!:مَن أراد الله بدءَ بِکُم و من وحَّدَهُ قَبِل عَنْکم وَ مَنْ قصَده توجَّه بکم.4... هرکه خدا را قصد کرد به شما توجّه نمود. عجیب سری است! - خدا را میخواهم – بیا اینجا؛ این بندة خدا را ببین. - میخواهم به سوی خدا روی کنم. – بیا روی دل به سوی حجّت خدا کن که خدانماست. توجّه به آنها توجّه به خداست. چه بندگانی ! چه عَبیدی ! خدا هم به این بندگان فخر میکند. استاد وقتی شاگرد خویش را میبیند کیف میکند و با فخر و مباهات همه را ارجاع به او میدهد . میخواهی مرا ببینی، برو او را ببین. که ندیده روی ما را بیند به کدام رو خدا را؟ ای آن که ندیدهایش در عرش کن سجده جناب قدس ما را یکتاست به خانه آنکه دیده است آن گونه و طُرّة دو تا را دل خانة ماست ؛ صیقلی کن آیینه قطب حق نما را این سینه سرای سرّ عشق است پرداخته کن ز غیر ، جا را سلطان ازل رسید تنها هم ارض گرفت و هم سما را5 ترکیب و چهارچوب اجمالی زیارت از یک جهت، این مجموعه از دو قسمت ترکیب یافته است:قسمتی به عنوان زیارت که با جملة سلامٌ علی آل یس آغاز میشود و به کلمة آمین خاتمه میپذیرد.قسمت دیگر به عنوان دعاست که با جملة اللّهمَّ إنّی أسألُکَ شروع و به عبارت یا أرحم الرّاحمین تمام میشود. از این جهت میتوان به یک ساختمانی که دو قسمت دارد تشبیه نمود ؛ آن هم چنین دو قسمتی که در عین استقلال و جدایی با یکدیگر مرتبطاند. بخش نخست – آن که مشتمل بر سلام و درود است – متضمّن بیست و سه سلام است که با توجّه بیشتری میتوان آن را چهل سلام به حساب آورد؛ زیرا که بسیاری از فقرات آن مشتمل بر دو عنوان است که با واو به یکدیگر عطف شده و در واقع دو سلام است، همانند السّلام علیک یا خلیفة الله و ناصرَ حقّه و بعضی از آنها چهار عنوان را در خود جمع نمودهاند؛ السّلام علیک أیّها العَلَمُ المنصوبُ و العِلم المَصبوب و الغوْث و الرّحمة الواسعة وعداً غیر مکذوب که گویا در این زیارت بر آن کلمة تامة حقّ و اکمال و اتمام حجج، به عدد کمال و تمام اربعین و چهل عرض سلام داریم.نکتة دیگری که در این سلامها قابل توجّه و دقّت است این است که مجموعة این درودهای چهل گانه و سلامهای اربعین بر محور چهار امر می چرخد: قسمتی از آنها سلام به آن وجود مقّدس است به عنوان ذکر صفات کمال حضرتش؛ همچون السلامُ علیک یا داعیَ الله و ربّانی آیاته. بخشی از آنها درود بر آن آقای هستی است در قالب اوقات و زمانیهای متفاوت؛ همانند السلامُ علیک حین تُصبح و تُمسی سلام بر تو در صبحگاه و پگاه و غروب و شامگاه.دستهای از آنها عرض سلام است با اشاره به حالات مختلف حضرتش ؛ همچون: السّلام علیک حین تقوم. السّلام علیک حین تَقْعد. سلام بر تو آن گاه که به پا خیزی. سلام بر تو آن زمان که بنشینی.آخرین قسمت ، سلام کلیّ است و درود جمعی در جملة السلام علیک بجوامع السلام.شاید این هم از خصوصیّات این زیارت شریفه باشد که از همة جوانب و جهات و زمینهها و زمانها و حالات و صفات به حضرتش عرض سلام مینماییم. این تکرار سلامها و تنّوع و تفنّن درودها میتواند بیانگر این حقیقت باشد که بنده میخواهد به هر وسیلهای که ممکن است به مولای خودش عرض ادب کند که رعیّت مایل است مراتب انقیاد و تسلیم خود را نسبت به سرور و سلطان خود اظهار دارد. لذا ، از هر طریقی وارد می شود و به هر وسیلهای برای عرض ادب تمسّک میجوید. بلکه مطلب از این بالاتر است؛ اینجا وادی محبّت است، دیار حبیب و محبوب است، خلوت سرای عاشقان دل از دست داده و سوختگان و سالکان از پا اوفتاده است . آری، محبوب عاشقان دل از دست داده اوست مطلوب سالکان ز پا اوفتاده اوست.6 دیگر اینجا اطناب عین ایجاز است و تفصیل به حقیقت اجمال. اینجا در حال وصل، اندوه هَجر است و درگاه دیدار، حزنِ فِراق و حِرمان. دیگر در اینجا ، بیست و سه سلام یا چهل سلام مطرح نیست. میخواهد بند بند وجودش سلامی شود و به آن جان جانان ابلاغ گردد. میخواهد هستیاش گَردی گردد و به عنوان عرض سلام گرد آن محور هستی بگردد.دیگر در اینجا حروف الفبا از قالب ریزی الفاظ باز میماند. لفظ ندارد که بیاورد. چه بگوید؟ لذا وقتی مَرکب باد پای کلمات در دیار یار از تک واماند و لفظی برای ابلاغ سلام و عرض تحیّت و دورد پیدا نکرد، با جملة السلام علیک بجوامع السلام صحیفة سلام و کتاب درود را مُهر میزند. بگذریم و از این وادی زود عبور کنیم که : دلا ، راه تو پرخار و خَسَک بی. بخش دوم از قسمت نخست بر بیان یک دورة اجمالی عقائد حقّة امامیة مشتمل میباشد، از مبدأ تا معاد که به صورت گواه گرفتن آن وجود مقّدس بر آنها ذکر شده است . در آخر هم گویی خود را درحضور میبیند و با شور و شوق وضع درونی و باطنی خود را نسبت به خاندان پاک رسالت اظهار میدارد.اما قسمت دوم - که به عنوان دعا آمده است – از جهت کلّی دو گونه است و دو نمود دارد: نمودی از دعا و مسألت برای خود زائر و داعی و گونهای از آن صلوات و تحیّت برای آن وجود مقدّس و ذکر اوصاف کمال و جمال او در خواستاری حفظ و نصرت حضرتش در عصر غیبت و روزگار ظهور. پی نوشت: 1. زیارة ثانیهلمولانا صاحب الزمان«علیه السلام» و هی المعروفة بالندبة خرجت من الناحیة المحفوفة الی أبی جعفر محمد بن عبدالله حمیری و أمر أن تتلی فی السرداب المقدّس ... (مصباح الزائر:430- 434 . 2 . قُربُ الاسناد:2 – 3 (مقدمة مرحوم آیت الله بروجردی). 3 . احتجاج 2: 316- بحار الانوار، 53: 171 . 4 . عیون أخبار الرضا «علیه السلام» 2: 276. 5 . دیوان حکیم صفای اصفهانی ، 168 . 6 . دیوان حکیم صفای اصفهانی: 147 |
|||
|
|
۲۰:۳۲, ۸/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
خیلی ممنون جالیه خدا خیرتون بده
|
|||
|
|
۱۵:۵۷, ۹/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
اِلهی بِحَقِّ مَنْ ناجاکَ اِلهی بِحَقِّ مَنْ ناجاکَ در مهج ذکر شده که این دعای حضرت حجّت علیه السلام است : اِلهی بِحَقِّ مَنْ ناجاکَ وَ بِحَقِّ مَنْ دَعاکَ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ (صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ الِهِ وَ) تَفَضَّلْ عَلی فُقَرآءِ الْمُؤمِنینَ وَ الْمُؤْمِناتِ بِالْغَناءِ وَ الثَّرْوَةِ وَ عَلی مَرْضَی الْمُؤْمِنینَ وَ الْمُؤْمِناتِ بِالشِّفاءِ و الصِّحَّةِ وَ عَلی اَحْیآءِ الْمُؤْمِنینَ وَ الْمُؤْمِناتِ بِاللُّطْفِ وَ الْکَرَمِ (الْکَرامَةِ) وَ عَلی اَمْواتِ الْمُؤْمِنینَ وَ الْمُؤْمِناتِ بِالْمَغْفِرَةِ وَ الرَّحْمَةِ وَ عَلی غُرَبآءِ الْمُؤْمِنینَ وَ الْمُؤْمِناتِ بِالرَّدِّ اِلی اَوْطانِهِمْ سالِمینَ غانِمینَ بِمُحَمَّد وَ الِهِ الطّاهِرینَ. |
|||
|
|
۱۹:۰۱, ۱۰/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
اَللّهُمَّ ارْزُقْنا تَوْفیقَ الطّاعَةِ و نیز کفعمی در مصباح فرموده : این دعای حضرت مهدی صلوات اللّه علیه است : اَللّهُمَّ ارْزُقْنا تَوْفیقَ الطّاعَةِ وَ بُعْدَ الْمَعْصِیَةِ وَ صِدْقَ النِّیَّةِ وَ عِرْفانَ الْحُرْمَةِ وَ اَکْرِمْنا بِالْهُدی وَ الاِْسْتِقامَةِ وَ سَدِّدْ اَلْسِنَتَنا بِالصَّوابِ وَ الْحِکْمَةِ وَ امْلاَْ قُلُوبَنا بِالْعِلْمِ وَ الْمَعْرِفَةِ وَ طَهِّرْ بُطُونَنا مِنَ الْحَرامِ وَ الشُّبْهَةِ وَ اکْفُفْ اَیْدِیَنا عَنِ الظُّلْمِ وَ السَّرِقَةِ وَ اغْضُضْ اَبْصارَنا عَنِ الْفُجُورِ وَ الْخِیانَةِ وَ اسْدُدْ اَسْماعَنا عَنِ اللَّغْوِ وَ الْغیبَةِ وَ عَلَی الْمُتَعَلِّمینَ بِالْجُهْدِ وَ الرَّغْبَةِ وَ عَلَی الْمُسْتَمِعینَ بِالاِْتِّباعِ وَ الْمَوْعِظَةِ وَ عَلی مَرْضَی الْمُسْلِمینَ بِالشِّفآءِ وَ الرّاحَةِ وَ عَلی مَوْتاهُمْ بِالرَّأْفَةِ وَ الرَّحْمَةِ وَ عَلی مَشایِخِنا بِالْوَقارِ وَ السَّکینَةِ وَ عَلَی الشَّبابِ بِالاِْنابَةِ وَ التَّوْبَةِ وَ عَلَی النِّسآءِ بِالْحَیآءِ وَ الْعِفَّةِ وَ عَلَی الاَْغْنِیآءِ بِالتَّواضُعِ وَ السَّعَةِ وَ عَلَی الْفُقَرآءِ بِالصَّبْرِ وَ الْقَناعَةِ وَ عَلَی الْغُزاةِ بِالنَّصْرِ وَ الْغَلَبَةِ وَ عَلَی الاُْسَراءِ بِالْخَلاصِ وَ الرّاحَةِ وَ عَلَی الاُْمَرآءِ بِالْعَدْلِ وَ الشَّفَقَةِ وَ عَلَی الرَّعِیَّةِ بِالاِْنْصافِ وَ حُسْنِ السّیرَةِ وَ بارِکْ لِلْحُجّاجِ وَ الزُّوّارِ فِی الزّادِ وَ النَّفَقَةِ وَ اقْضِ ما اَوْجَبْتَ عَلَیْهِمْ مِنَ الْحَجِّ وَ الْعُمْرَةِ بِفَضْلِکَ وَ رَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ . |
|||
|
|
۲۳:۴۶, ۱۲/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
ساعت های شب و روز اَلسَّلامُ عَلَیکَ فِی آنآءِ لَیلِکَ وَ أَطرافِ نَهارِکَ سلام بر تو در ساعت های شب تو و کناره های روز تو آنآء: - جمع إنی و أَنی و أَنُو- ساعت ها ، وقت ها ، پاس ها ، و هنگام ها را گویند.(1) أَطراف: جمع طَرَف – کناره ها ، گوشه ها ، غایب و انتهای هر چیز است ، و اطراف روز به قولی : دو هنگام آغاز و انجام آن است که از جهت مبالغه به صیغه جمع تعبیر شده است .(2) و به قولی : هنگام نماز ظهر است زیرا وقت نماز ظهر از یک سوی نیمه اوّل روز است و از سوی دیگر نیمه دوم آن .(3) ترکیب آناء اللّیل= ساعت های شب ، سه بار در قرآن کریم به کار رفته امّا أطراف النّهار فقط یک بار در قرآن یاد شده است : 1-(لَیسُوا سَوآءً مِن أَهلِ الکِتابِ أُمَّةٌ قآئِمَةٌ یَتلُونَ آیاتِ اللهِ آناءَ اللَّیلِ وَ هُم یَسجُدُونَ)(4)؛ یکسان نیستند از اهل کتاب ( یهود و نصاری ) ، گروهی ( بر عقیده حق) پایدارند و آیات خداوند را در ساعت های شب تلاوت می کنند ، در حالی که سجده می نمایند. 2- ( وَمِن آنآءِ اللَّیلِ فَسَبِّح وَ أَطرافَ النَّهارِ لَعَلَّکَ تَرضی)(5)؛ و ( بخشی) از ساعت های شب و کناره های روز را تسبیح بگوی ( و به نماز برخیز) ، باشد که ( به پاداش و عنایت پروردگار در دنیا و آخرت ) خشنود شوی . 3- (أَمَّن هُوَ قانِتٌ آنآءَ اللَّیلِ ساجِداً وَ قآئِماً یَحذَرُ الآخِرَةَ وَ یَرجُو رَحمَةَ رَبِّهِ)(6)؛ آیا کسی که ساعت های شبانه را به عبادت می پردازد ، گاهی به حال سجده و گاهی بپا ایستاده ( و در حال نماز است) از عذاب آخرت بیمناک است و به رحمت پروردگارش امید دارد. در این سه آیه ، برنامه های شبانه روزی بندگان راستین خداوند بیان گردیده است ، به خصوص در آیه دوم که خطاب به پیامبر اکرم ((صلی الله علیه و آله و سلم)) است امّا به صورت دستور الزامی برای همه پیروان و امّت آن حضرت می باشد ، تا به نمازهای واجب و مستحّب اهتمام کنند. عبادت خداوند ، تنها راه سعادت و ترقّی بشر است ، عبادت مایه پرورش فکر و طراوت جان و کمال انسان است. زندگی بدون عبادت پوچ و بی ارزش و شبیه ترین صورت به گذران چهارپایان است که برنامه همیشگی آنها از بامداد تا شامگاه تمایل شدید به چراگاه و علاقه وافر به یونجه و کاه ، و انس و گرایش به جفت خویش است . آنها از لذتهای روحی بی بهره اند و با فرهنگ و فضیلت انسانی بیگانه ، و از علم و معرفت دورافتاده . ارزش و اعتبار این قبیل افراد ، به مقدار همان لقمه نانی است که می خورند و همان جامه ای که می پوشند و همان هوس هایی که آنها را در بند خود محصور نموده است. گر در طلب لقمه نانی ، نانی ور در طلب گوهر جانی ، جانی من فاش کنم حقیقت مطلب را اندر طلب آنچه که هستی ، آنی اینان هرگز از خود نمی پرسند که ما را برای چه به این جهان آورده اند؟ و سرنوشت ما آخر کار چه خواهد بود؟ روزها را چگونه باید بگذرانیم و شبها را چگونه به سر بریم؟ این همه نعمت را چه کسی به ما داده و توسّط چه کسانی به ما رسیده است؟ و در برابر آنها چه وظایفی بر عهده داریم و چه کار باید بکنیم؟ امّا روش مردان حق در هر شب و روز توجّه به سعادت اخروی و کمال معنوی است. آنان رستگاری خویش را در پرستش خالصانه خداوند و اطاعت کامل از دستورات او می دانند و در این راه نهایت کوشش را به کار می برند ، در عین حال عبادت خود را در پیشگاه عظمت حق ناچیز می بینند و بی ارزش و اندک می شمارند. جهان و هر چه در آن است ، همه را نعمتهای الهی می دانند و با رعایت حدود و مقرّرات خداوند و پرهیز از حرام و خودداری از زیاده روی از نعمت ها استفاده می کنند و شبانه روز به ذکر و مناجات و تسبیح و تلاوت قرآن و نماز می پردازند. دنیا را وسیله رسیدن به لذّتهای حقیقی و پایدار اخروی می گیرند و رسیدن به آن را هدف نهایی خود قرار نمی دهند و به این امور ناپایدار دل نمی بندند. واینکه در این بخش از زیارت عرضه می داریم: « اَلسَّلامُ عَلَیکَ فِی آنآءِ لَیلِکَ وَ أَطرافِ نَهارِکَ ». گویی اشاره به نحوه زندگی امام عصر – عجّل الله فرجه الشریف – و چگونگی رفتار و برنامه شبانه روزی آن حضرت (علیه السّلام) است که پیوسته آن شیوه را باید در نظر بگیریم و الگوی خویش سازیم و به پیروی از شیوه و سیره آن جناب بکوشیم. اقسام عبادت برنامه شبانه روزی حضرت ولی عصر – عجّل الله فرجه الشریف – از برنامه انبیا و ائّمه اطهار (علیهم السّلام) جدا نیست ، عبادتهای طولانی و خضوع و خشوع در برابر خداوند متعال مهم ترین ویژگی در زندگی مردان خداست . خداوند فرموده است: ( وَ لَقَد بَعَثنا فِی کُلِّ أُمَّةٍ رَسُولاً أَنِ اعبُدُوا اللهَ وَ اجتَنِبُوا الطّاغُوتَ)(7)؛ و به راستی که ما در هر امّتی فرستاده ای برانگیختیم که خداوند را بپرستید و از پرستش ( و پیروی) طاغوت بپرهیزید. بخشی از عبادتهای آنان به صورت نماز و روزه و حج و جهاد و ... است و بخش دیگر آن در رابطه با مخلوق است که در تغذیه مادّی و معنوی نیازمندان می کوشیدند ، شبهای تار مخفیانه و به صورت ناشناس کیسه های نان و غذا به در خانه مستمندان می بردند و به ناتوانان یاری می رساندند. روزها به ارشاد گمراهان و پرورش افکار مردمان و توجیه ناآگاهان و تعلیم و تربیت دانش پژوهان و پاسخ گویی به شبهات باطل جویان می پرداختند و با گفتار و رفتار خویش ، افراد جامعه را به سوی راستی و درستی سوق می دادند. از جمله برنامه های مهمّ ایشان در شبانه روز ، یادآوری خاطره جانسوز عاشورا و گریستن بر مصائب حضرت سیدالشّهداء (علیه السّلام) و لعن و نفرین بر قاتلان و دشمنان آن حضرت بوده است ، که این کارها را به عنوان یکی از بهترین عبادات و طاعات شمرده و بر آن تأکید نموده اند ، به خصوص حضرت ولی عصر- عجّل الله فرجه الشریف – که در زیارت ناحیه مقدّسه اظهار می دارد: « فَلَأَندَبَنَّکَ صَباحاً وَ مَسآءً وَ لَأَبکِیَنَّ عَلَیکَ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَماً (8)؛ پس هر صبح و شام بر تو ندبه و زاری می کنم ، و بر تو به جای اشک ، خون گریه می نمایم. زیرات اعتاب مقدّسه نیز از برنامه های مهمّ ایشان است که به عنوان حسن ختام این فصل یکی از تشّرفات را در این رابطه می آوریم: نماز و دعای فَرَج ابوجعفر محمّد بن هارون بن موسی تلعکبری نقل کرده ، از ابوالحسن بن ابی البغل کاتب که گفت: کاری را از سوی ابومنصور بن صالحان بر عهده گرفتم، ولی بین من و او اختلافی پیش آمد که از بیم او خود را مخفی نمودم و او را در جستجوی من بود ، مدّتی با ترس و هراس گذارنیدم، تا اینکه شب جمعه ای تصمیم گرفتم کنار مرقد منوّر امام کاظم (علیه السّلام) بروم و شب را برای دعا و نیایش در حرم مطهّر بمانم . آن شب باد و باران شدید بود ، و من از ابوجعفر قَیّم – متوّلی آستانه مقدّسه کاظمین- خواهش کردم درهای حرم را ببندد . آن مکان مقدّس را برای من خالی بگذارد که با خاطری آسوده به دعا و تضرّع بپردازم و از ورود کسی که بیمناک بودم ، ایمن بمانم . ابوجعفر خواسته ام را اجابت کرد و درها را بست ، نیمه شب آن قدر باران و باد تندتر شد که رفت و آمد مردم به کلّی قطع گردید و من تنها بودم و دعا می کردم و زیارت می نمودم و نماز می خواندم که ناگهان صدای پایی از سمت ضریح امام موسی کاظم (علیه السّلام) شنیدم و مردی را دیدم که زیارت می کرد، پس بر آدم (علیه السّلام) سلام داد ،سپس بر انبیاء اولوالعزم (علیهم السّلام) ، آنگاه بر ائمه (علیهم السّلام) یک به یک سلام داد تا به صاحب الزمان (علیه السّلام) رسید ، امّا آن حضرت را نام نبرد، از کار او تعجّب کردم و با خود گفتم : شاید او را فراموش کرده یا آن حضرت را نمی شناسد ، یا این مذهب خاصّی است که این مرد دارد ، پس از آنکه زیارت کرد ، دو رکعت نماز گزارد ، آنگاه به سوی مرقد مطهّر حضرت ابوجعفر امام جواد (علیه السّلام) روی آورد و به همان ترتیب زیارت و سلام کرد و نماز خواند و من از او بیم داشتم زیرا که او را نمی شناختم . او جوانی در حدّ کمال بود و جامه های سفیدی رد بر و عمامه ای بر سر داشت که بر یک طرف آن حنک آویخته و ردایی بر شانه اش بود ، پس روی به من کرد و فرمود: ای ابوالحسن بن ابی البغل! چرا از دعای فرج غافل هستی ؟ گفتم: ای سرور من! آن دعا کدام است؟ فرمود: دو رکعت نماز می گزاری و می گویی:« یا مَن أَظهَرَ الجَمِیلَ وَ سَتَرَ القَبِیحَ ، یا مَن لَم یُؤآخِذ بِالجَرِیرَةِ وَ لَم یَهتِکِ السِّترَ ، یا عَظِِیمَ المَنِّ، یا کَرِیمَ الصَّفحِ ، یا حَسَنَ التَّجاوُزِ ، یا واسِعَ المَغفِرَةِ، یا باسِطَ الیَدَینِ بِالرَّحمَةِ ، یا مُنتَهی کُلِّ نَجوی وَ غایَةَ کُلِّ شَکوی، یا عَونَ کُلِّ مَستَعِینٍ ، یا مُبتَدِئاً بِالنِّعَمِ قَبلَ استِحقاقِها . ده بار : یا رَبّاهُ ؛ ( ده بار : یا سَیِّداه ، ده بار : یا مَولاه ، ده بار : یا غایَتاه ) ، ده بار : یا مُنتَهی رَغبَتاهُ ( یا غایَةَ رَغبَتاهُ) ، أَسئَلُکَ بِحَقِّ هذِهِ الأَسمآءِ وَ بِحَقِّ مَحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطّاهِرِینَ إِلّا ما کَشَفتَ کَربِی وَ نَفَّستَ هَمِّ ی وَ فَرَّجتَ غَمِّی وَ أَصلَحتَ حالِی . سپس هر چه خواهی دعا کن و حاجت خویش را درخواست بنمای ، آنگاه گونه راست خود را بر زمین بگذار و ( دست کم) صدبار بگو: أَدرِکِنی ( یا صاحِبَ الزَّمانِ) و آن را بسیار تکرار کن و آن قدر بگو: اَلغَوثَ الغَوثَ الغَوثَ تا اینکه نفس قطع شود ، آن گاه سر بردارد که خداوند ان شاء الله به کرم خود حاجتت را برآورده می سازد . ابوالحسین گوید: وقتی من مشغول نماز و دعا شدم ، آن جناب بیرون رفت و هنگامی که دعا و دستور را به پایان بردم ، به نزد ابوجعفر- متولّی آستانه- بیرون رفتم ، تا از آن مرد جویا شوم که چگونه داخل شد، دیدم درها به همان حال بسته و قفل است! از این وضع تعجّب کردم و با خود گفتم: شاید درِ دیگری باشد که من نمی دانم ، بالاخره خود را به ابوجعفر رساندم که از اتاق زَیت(= جایگاه ویژه روغن چراغ که در قدیم مورد استفاده بوده است) به سوی من بیرون آمد ، از حال آن مرد و کیفیت دخول او جویا شدم ، جواب داد: چنان که می بینی همه درها قفل است و هیچ دری را باز نکرده ام ، وقتی قصّه ام را خبر دادم ، ابوجعفر گفت: این شخص مولایمان صاحب الزمان است که من بارها در چنین شبهایی آن جناب را مشاهده نموده ام ، هنگامی که حرم مطهر خالی از مردم است . بر آنچه از من فوت شده بود ، افسوس خوردم و نزدیک سپیده دم از حرم بیرون شدم و به محلّه کرخ- محلّی که در آن پنهان بودم – رفتم، روز به نیمه نرسیده بود که یاران ابن صالحان جویای ملاقات من شدند و امان نامه ای به خطّ وزیر همراه داشتند ، من به همراه یکی از دوستان مورد اعتماد نزد او حاضر شدم ، چنان به گرمی از من استقبال کرد که سابقه نداشت ، مرا در آغوش کشید و گفت: کارت به جایی رسیده که از من به حضرت صاحب الزمان (علیه السّلام) شکایت کنی؟! گفتم: دعا و درخواستی بوده که انجام دادم . گفت: من دیشب مولایم صاحب الزمان – عجّل الله فرجه الشریف – را در خواب دیدم که به من دستور هرگونه نیکی نسبت به تو فرمود و هشدارم داد که از آن ترسیدم . من گفتم: لا إله الّا الله ! گواهی می دهم که ایشان حق و نهایت درجه حقّند ، من دیشب در بیداری مولایم را دیدم که به من چنین و چنان فرمود، و آنچه را در حرم مطهّر کاظمین دیده بودم شرح دادم ، از این قضیه تعجّب کرد و نسبت به من کارهای بزرگی انجام داد و به جایگاه بلندی دست یافتم که انتظارش را نداشتم ، همه اینها به برکت مولایمان حضرت مهدی – عجّل الله فرجه الشریف – بود. (9)خداوندا به ما توفیق عبادتهای شبانه و حال توجّه و توسّل عنایت فرمای و از لطف و عنایت مولایمان صاحب الزمان (علیه السّلام) برخوردار ساز. پی نوشتها: 1- معجم مقاییس اللغة: 1/142. 2- ریاض السالکین : 5/455. 3- مجمع البیان ، 7/35-36. 4- سوره آل عمران ، آیه 113. 5- سوره طه : آیه 130. 6- سوره زُمَر : آیه 9. 7- سوره نحل : آیه 36. 8- بحار الانوار ، 101/320. 9- دلائل الامامه : 304-306 ؛ فرج المهموم : 245- 247؛ النجم الثاقب: 268-270. |
|||
|
|
۱۴:۵۴, ۱۴/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
صلوات ابوالحسن ضرّاب اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد سَیِّدِ الْمُرْسَلینَ وَ خاتَمِ النَّبِیِّینَ وَ حُجَّةِ رَبِّ الْعالَمینَ الْمُنْتَجَبِ فِی الْمیثاقِ الْمُصْطَفی فِی الظَّلالِ الْمُطَهَّرِ مِنْ کُلِّ افَة الْبَریءِ مِنْ کُلِّ عَیْب الْمُؤَمَّلِ لِلنَّجاةِ الْمُرْتَجی لِلشَّفاعَةِ الْمُفَوَّضِ اِلَیْهِ دینُ اللّهِ ، اَللّهُمَّ شَرِّفْ بُنْیانَهُ وَ عَظِّمْ بُرْهانَهُ وَ اَفْلِجْ حُجَّتَهُ وَ ارْفَعْ دَرَجَتَهُ وَ اَضِیءْ نُورَهُ وَ بَیِّضْ وَجْهَهُ وَ اَعْطِهِ الْفَضْلَ وَ الْفَضیلَةَ وَ الْمَنْزِلَةَ وَ الْوَسیلَةَ وَ الدَّرَجَةَ الرَّفیعَةَ وَ ابْعَثْهُ مَقامًا مَحْمُودًا یَغْبِطُهُ بِهِ الاَْوَّلُونَ وَ الاَْخِرُونَ وَ صَلِّ عَلی اَمیرِ الْمُؤمِنینَ وَ وارِثِ الْمُرْسَلینَ وَ قآئِدِ الْغُرِّ الْمُحَجَّلینَ وَ سَیِّدِ الْوَصیّینَ وَ حُجَّةِ رَبِّ الْعالَمینَ ، وَ صَلِّ عَلَی الْحَسَنِ بْنِ عَلِیّ اِمامِ الْمُؤمِنینَ وَ وارِثِ الْمُرسَلینَ وَ حُجَّةِ رَبِّ العالَمینَ ، وَ صَلِّ عَلَی الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیّ اِمامِ الْمُؤمِنینَ وَ وارِثِ الْمُرْسَلینَ وَ حُجَّةِ رَبِّ الْعالَمینَ ، وَ صَلِّ عَلی عَلیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ اِمامِ الْمُؤمِنینَ وَ وارِثِ الْمُرسَلینَ وَ حُجَّةِ رَبِّ الْعالَمینَ ، وَ صَلِّ عَلی مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیّ اِمامِ الْمُؤمِنینَ وَ وارِثِ الْمُرْسَلینَ وَ حُجَّةِ رَبِّ الْعالَمینَ ، وَ صَلِّ عَلی جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّد اِمامِ الْمُؤمِنینَ وَ وارِثِ الْمُرسَلینَ وَ حُجَّةِ رَبِّ الْعالَمینَ ، وَ صَلِّ عَلی مُوسَی بْنِ جَعْفَر اِمامِ الْمُؤمِنینَ وَ وارِثِ الْمُرسَلینَ وَ حُجَّةِ رَبِّ الْعالَمینَ ، وَ صَلِّ عَلی عَلیِّ بْنِ مُوسی اِمامِ الْمُؤمِنینَ وَ وارِثِ الْمُرسَلینَ وَ حُجَّةِ رَبِّ الْعالَمینَ ، وَ صَلِّ عَلی مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیّ اِمامِ الْمُؤمِنینَ وَ وارِثِ الْمُرسَلینَ وَ حُجَّةِ رَبِّ الْعالَمینَ ، وَ صَلِّ عَلی عَلیِّ بْنِ مُحَمَّد اِمامِ الْمُؤمِنینَ وَ وارِثِ الْمُرسَلینَ وَ حُجَّةِ رَبِّ الْعالَمینَ ، وَ صَلِّ عَلَی الْحَسَنِ بْنِ عَلِیّ اِمامِ الْمُؤمِنینَ وَ وارِثِ الْمُرسَلینَ وَ حُجَّةِ رَبِّ الْعالَمینَ ، وَ صَلِّ عَلَی الْخَلَفِ الْهادِی الْمَهْدِیّ اِمامِ الْمُؤمِنینَ وَ وارِثِ الْمُرسَلینَ وَ حُجَّةِ رَبِّ الْعالَمینَ ، اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ اَهْلِ بَیْتِهِ الاَْئِمَةِ الْهادینَ الْعُلمآءِ الصّادِقینَ الاَْبْرارِ الْمُتَّقینَ دَعآئِمِ دینِکَ وَ اَرْکانِ تَوحیدِکَ وَ تَراجِمَةِ وَحْیِکَ وَ حُجَجِکَ عَلی خَلْقِکَ وَ خُلَفآئِکَ فی اَرْضِکَ الَّذینَ اخْتَرْتَهُمْ لِنَفْسِکَ وَ اصْطَفَیْتَهُمْ عَلی عِبادِکَ وَ ارْتَضَیْتَهُمْ لِدینِکَ وَ خَصَصْتَهُمْ بِمَعْرِفَتِکْ وَ جَلَّلْتَهُمْ بِکَرامَتِکَ وَ غَشَّیْتَهُمْ بِرَحْمَتِکَ وَ رَبَّیْتَهُمْ بِنِعْمَتِکَ وَ غَذَّیْتَهُمْ بِحِکْمَتِکَ وَ اَلْبَسْتَهُمْ نُورَکَ وَ رَفَعْتَهُمْ فی مَلَکُوتِکَ وَ حَفَفْتَهُمْ بِمَلائِکَتِکَ وَ شَرَّفْتَهُمْ بِنَبِیِّکَ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَ الِهِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ عَلَیْهِمْ صَلوةً زاکِیَةً نامِیَةً کَثیرَةً دآئِمَةً طَیِّبَةً لا یُحیطُ بِها اِلاّ اَنْتَ وَ لا یَسَعُها اِلاّ عِلْمُکَ وَ لا یُحْصیها اَحَدٌ غَیْرُکَ اَللّهُمَّ وَ صَلِّ عَلی وَلِیِّکَ الْمُحْیی سُنَّتَکَ الْقآئِمِ بِاَمْرِکَ الدّاعی اِلَیْکَ الدَّلیلِ عَلَیْکَ حُجَّتِکَ عَلی خَلْقِکَ وَ خَلیفَتِکَ فی اَرْضِکَ وَ شاهِدِکَ عَلی عِبادِکَ اَللّهُمَّ اَعِزَّ نَصْرَهُ وَ مُدَّ فی عُمْرِهِ وَ زَیِّنِ الاَْرْضَ بِطُولِ بَقآئِهِ اَللّهُمَّ اکْفِهِ بَغْیَ الْحاسِدینَ وَ اَعِذْهُ مِنْ شَرِّ الْکآئِدینَ وَ ازْجُرْ عَنْهُ اِرادَةَ الظّالِمینَ وَ خَلِّصْهُ مِنْ اَیْدِی الْجَبّارینَ اَللّهُمَّ اَعْطِهِ فی نَفْسِهِ وَ ذُرِّیَّتِهِ وَ شیعَتِهِ وَ رَعِیَّتِهِ وَ خآصَّتِهِ وَ عآمَّتِهِ وَ عَدُوِّهِ وَ جَمیعِ اَهْلِ الدُّنْیا ما تُقِرُّ بِهِ عَیْنَهُ وَ تَسُرُّ بِهِ نَفْسَهُ وَ بَلِّغْهُ اَفْضَلَ ما اَمَّلَهُ فِی الدُّنْیا وَ الاْخِرَةِ اِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیْء قَدیرٌ اَللّهُمَّ جَدِّدْ بِهِ مَا امْتَحی مِنَ دینِکَ وَ اَحْیِ بِهِ ما بُدِّلَ مِنْ کِتابِکَ وَ اَظْهِرْ بِهِ ما غُیِّرَ مِنْ حُکْمِکَ حَتّی یَعُودَ دینُکَ بِهِ وَ عَلی یَدَیْهِ غَضًّا جَدیدًا خالِصًا مُخْلَصًا لا شَکَّ فیهِ وَ لا شُبْهَةَ مَعَهُ وَ لا باطِلَ عِنْدَهُ وَ لا بِدْعَةَ لَدَیْهِ اَللّهُمَّ نَوِّرْ بِنُورِهِ کُلَّ ظُلْمَة وَ هُدَّ بِرُکْنِهِ کُلَّ بِدْعَة وَ اهْدِمْ بِعِزِّهِ کُلَّ ضَلالَة وَ اقْصِمْ بِهِ کُلَّ جَبّار وَ اَخْمِدْ بِسَیْفِهِ کُلَّ نار وَ اَهْلِکْ بِعَدْلِهِ جَورَ کُلِّ جآئِر وَ اَجْرِ حُکْمَهُ عَلی کُلِّ حُکْم وَ اَذِلَّ بِسُلْطانِهِ کُلَّ سُلْطان اَللّهُمَّ اَذِلَّ کُلَّ مَنْ ناواهُ وَ اَهْلِکْ کُلَّ مَنْ عاداهُ وَ امْکُرْ بِمَنْ کادَهُ وَ اسْتَأصِلْ مَنْ جَحَدَهُ حَقَّهُ وَ اسْتَهانَ بِاَمْرِهِ وَ سَعی فی اِطفآءِ نُورِهِ وَ اَرادَ اِخْمادَ ذِکْرِهِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد الْمُصْطَفی وَ عَلِیّ الْمُرْتَضی وَ فاطِمَةَ الزَّهْرآءِ وَ الْحَسَنِ الرِّضا وَ الْحُسَیْنِ الْمُصَفّی وَ جَمیعِ الاَْوصِیآءِ مَصابیحِ الدُّجی وَ اَعْلامِ الْهُدی وَ مَنارِ التُّقی وَ الْعُرْوَةِ الْوُثْقی وَ الْحَبْلِ الْمَتینَ وَ الصِّراطِ الْمُسْتَقیمِ وَ صَلِّ عَلی وَلِیّکَ وَ وُلاةِ عَهْدِکَ وَ الاَْئِمَّةِ مِنْ وُلْدِهِ وَ مُدَّ فی اَعْمارِهِمْ وَ زِدْ فی اجالِهِمْ وَ بَلِّغْهُمْ اَقْصی امالِهِمْ دینًا وَ دُنْیا وَ اخِرَةً إنَّکَ عَلی کُلِّ شَیْء قَدیرٌ. که موافق روایت شب شنیه حکم شب جمعه را دارد و شایسته است آنچه در شب جمعه خوانده می شد در آن شب نیز خوانده شود. |
|||
|
|
۱۱:۰۶, ۱۵/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
دعای حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در قنوت مرحوم علّامه مجلسی در بحارالانوار با سندهایی که آورده است؛ بعد از وفات عثمان بن سعید عمری، حسین بن روح، جانشین او شد. پس از مراسم دفن «ذکاء» خادم محمّد بن عثمان عمری، اموال آن مرحوم را که یک بغچة بسته و یک عصا و یک جعبة کوچک بود، به حضور حسین بن روح آورد. حسین بن روح آن جواهر را به قیمت هزار دینار طلا از وارثان محمّد بن عثمان عمری خرید، و بغچه را در حضور وارثان عثمان بن سعید باز کرد و همه دیدند داخل آن، دعاهایی بود که امامان معصوم(علیه السلام) در قنوتهای نماز خویش میخواندند. یکی از آنها دعایی است که حضرت صاحب الزّمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در قنوت خویش میخوانند: اللّهمّ مالک الملک تؤتی الملک من تشاء و تنزع الملک ممّن تشاء و تعزّ من تشاء و تذلّ من تشاء بیدک الخیر إنّک علی کلّ شیء قدیر یا ماجد یا جواد یا ذا الجلال والإکرام یا بطّاش یا ذا البطش الشّدید یا فعّالاً لما یرید یا ذا القوّة المتین یا رءوف یا رحیم یا لطیف یا حیّ حین لا حیّ اللّهمّ أسألک باسمک المخزون المکنون الحیّ القیّوم الّذی استأثرت به فی علم الغیب عندک و لم یطّلع علیه أحد من خلقک و أسألک باسمک الّذی تصوّر به خلقک فی الأرحام کیف تشاء و به تسوق إلیهم أرزاقهم فی أطباق الظّلمات من بین العروق والعظام و أسألک باسمک الّذی ألّفت به بین قلوب أولیائک و ألّفت بین الثّلج والنّار لا هذا یذیب هذا و لا هذا یطفئ هذا و أسألک باسمک الّذی کوّنت به طعم المیاه و أسألک باسمک الّذی أجریت به الماء فی عروق النّبات بین أطباق الثّری و سقت الماء إلی عروق الأشجار بین الصّخرة الصّمّاء و أسألک باسمک الّذی کوّنت به طعم الثّمار و ألوانها و أسألک باسمک الّذی به تبدئ و تعید و أسألک باسمک الفرد الواحد المتفرّد بالوحدانیّة المتوحّد بالصّمدانیّة و أسألک باسمک الّذی فجّرت به الماء من الصّخرة الصّمّاء و سقته من حیث شئت و أسألک باسمک الّذی خلقت به خلقک و رزقتهم کیف شئت و کیف شاءوا یا من لا تغیّره الأیّام واللّیالی أدعوک بما دعاک به نوح حین ناداک فأنجیته و من معه و أهلکت قومه و أدعودک بما دعاک به إبراهیم خلیلک حین ناداک فأنجیته و جعلت النّار علیه برداً و سلاماً و أدعوک بما دعاک به موسی کلیمک حین ناداک ففرّقت له البحر فأنجیته و بنی اسرائیل و أغرقت فرعون و قومه فی الیمّ و أدعوک بما دعاک به عیسی(علیه السلام) روحک حین ناداک فنجّیته من أعدائه و إلیک رفعته و أدعوک بما دعاک به حبیبک و صفیّک و نبیّک محمّد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فاستجبت له و من الأحزاب نجّیته و علی أعدائک نصرته و أسألک باسمک الّذی إذا دعیت به أجبت یا من له الخلق والأمر یا من أحاط بکلّ شیء علماً و أحصی کلّ شیء عدداً یا من لا تغیّره الأیّام واللّیالی و لا تتشابه علیه الأصوات و لا تخفی علیه اللّغات و لا یبرمه إلحاح الملحّین أسألک أن تصلّی علی محمّد و آل محمّد خیرتک من خلقک فصلّ علیهم بأفضل صلواتک و صلّ علی جمیع النّبیّین والمرسلین الّذین بلغوا عنک الهدی و عقدوا لک المواثیق بالطّاعة و صلّ علی عبادک الصّالحین یا من لا یخلف المیعاد أنجزلی ما وعدتنی واجمع لی أصحابی و صبّرهم وانصرنی علی أعدائک و أعداء رسولک و لا تخیّب دعوتی فإنّی عبدک ابن عبدک ابن أمتک أسیر بین یدیک سیّدی أنت الّذی مننت علیّ بهذا المقام و تفضّلت به علیّ دون کثیر من خلقک أسألک أن تصلّی علی محمّد و آل محمّد و أن تنجزلی ما وعدتنی إنّک أنت الصّادق و لا تخلف المیعاد و أنت علی کلّ شیء قدیر پروردگارا! ای صاحب عظمت و پادشاهی! به هرکس که خواهی سلطنت میدهی و از هرکس که بخواهی سلطنت را میگیری. هرکس را که بخواهی عزیز میکنی و هرکس را که بخواهی خوار و ذلیل میکنی. رشتة همة خوبیها در دست قدرت توست، البتّه تو بر هر کاری توانایی. ای بزرگوار! ای بخشنده! ای صاحب شکوه و کرامت! ای خشمگینترین، در هنگام خشم! ای صاحب خشم شدید! ای انجام دهندة هر آن چه که اراده کردهای! ای صاحب توانمندی پایدار! ای مهربان! ای بخشنده! ای خوشخو! ای زندة جاوید از زمانی که هیچ زندهای نبود! به حقّ آن نام پنهان در گنجینهات، همان زندة پایدار (حیّ قیوم) همان نامی که به وسیلة آن علم غیب را مخصوص به خود ساختهای، به گونهای که هیچ یک از مخلوقاتت بر آن اطّلاعی ندارند، از تو درخواست دارم و به حقّ آن نامت که به وسیلهاش آن گونه که بخواهی، مخلوقات را در رحم مادر چهرهپردازی میکنی و روزیشان را در رحم مادر، در تمام طبقات تاریک و بین رگها و استخوانها به آنان میرسانی، از تو درخواست میکنم. و به حقّ آن نامت که به وسیلة آن، دلهای دوستانت را به هم مهربان ساختی، و بین یخ و آتش آن چنان آشتی میدهی که نه آتش یخ را آب میکند و نه یخ آتش را خاموش میسازد، و به حقّ آن نامت که به وسیلة آن مزة آب را آفریدی، و به حقّ آن مات که به وسیلة آن درون خاک آب را به ریشة گیاهانی میرسانی و آب را به سوی ریشههای درختان روییده بر صخرة سخت، هدایت میکنی. و به حقّ آن نامت که به وسیلة آن مزة میوهها و رنگهای آنها را آفریدی و به حقّ آن نامت که به وسیلة آن هر چیز را میآفرینی و سپس به عدم برمیگردانی، و به حقّ آن نام یکتا که برای بیان یکتایی تو و نفوذناپذیری تو انتخاب شده است، و به حقّ آن نامت که به وسیلة آن از درون صخرة سخت، چشمة آب جاری کردی و به هر جا که خواستی جاری ساختی، و به حقّ آن نامت که به وسیلة آن مخلوقات را آفریدی و به نحوی که خود خواستی و آنها خواستند به آنان روزی دادی؛ از تو درخواست میکنم. ای خدایی که گذشت روز و شب تأثیری در تو ندارد، در درگاهت آن گونه که حضرت نوح در درگاهت به زاری ایستاد و دعا کرد و تو او و همراهانش را نجات دادی و دیگر افراد قوم او را هلاک ساختی، دست به دعا برمیدارم. و در درگاهت به گونهای که حضرت ابراهیم، در هنگام مناجات با تو دست به دعا برداشت و تو آتش را بر ایشان سرد و ملایم قرار دادی، دست به دعا برمیدارم. و در درگاهت به گونهای که حضرت موسی کسی که با تو سخن گفت، در هنگام مناجات دست به دعا برداشت و تو دریا را برایش شکافتی و او و بنی اسراییل را نجات دادی و فرعون و قومش را در دریا غرق کردی، دست به دعا برمیدارم. و در درگاهت به گونهای که حضرت عیسی، روح الله در هنگام مناجات دست به دعا برداشت و تو او را از شرّ دشمنان نجات دادی و به سوی خود بردی، دست به دعا برمیدارم. و در درگاهت آن گونه که دوست، برگزیده و پیامبرت حضرت محمّد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) دعا کرد و تو دعایش را مستجاب کردی و از شرّ احزاب متّحد نجاتش دادی و او را بر دشمنانش پیروز کردی، دست به دعا برمیدارم، و به حقّ آن نامت که اگر به وسیلة آن نام از تو درخواست شود، پاسخ مثبت میدهی، از تو درخواست میکنم. ای خدایی که آفرینش و آن فعل عجیب در اختیار توست، ای خدایی که از نظر دانش بر هر مخلوقی احاطه داری و آنان را در احاطة خود قرار دادهای. ای خدایی که تعداد همة اشیاء را میدانی! ای خدایی که گذشت شب و روز در او تأثیری ندارد! فراوانی صداها و گویشها، او را در تشخیص هویّتها به اشتباه نمیاندازد و هرگز هیچ لغت و گویشی از او مخفی نیست و اصرار پافشاری کنندگان، در رأی او تغییر ایجاد نمیکند. ای خدا، همة این درخواستها و دست به دعا برداشتنها خلاصه شده در این است که: از تو میخواهم بر محمّد و خاندانش درود فرستی، همان بهترینها از آفریدگانت. پس با برترین درودهایت بر آنان درود فرست. و بر همة پیامبران و رسولان الهی، همانها که به مأموریت از طرف تو هدایت را به مردم رساندند و برای تو از مردم پیمان اطاعت گرفتند، درود فرست. و بر بندگان صالح خودت درود فرست. ای خدایی که وعدة خلاف و غیر واقعی به کسی نمیدهی، آن وعدهای را که به من دادهای اجرا کن و همة اصحابم را دور من جمع کن و به آنان بردباری عنایت فرما و مرا بر دشمنانت و دشمنان پیامبرت پیروز گردان و نسبت به خواستهام ناامیدم نکن، زیرا که من بندة تو و فرزندان کنیز تو هستم و اسیر در دست قدرت تو هستم. مولای من! تو همان کسی هستی که به خاطر دادن این مقام و منزلت به من، بر من منّت نهادی و به جای بسیاری دیگر از بندگانت، من را به وسیلة این مقام بر دیگران برتری دادی، از تو میخواهم که بر محمّد و خاندانش درود فرستی و آن وعدهای را که به من دادهای، اجرا کنی، زیرا که تو درستکاری و هرگز برخلاف وعده عمل نمیکنی و بر هر کاری توانایی. منبع: گوهرهای ناب در کلام امام زمان علیه السلام 286-291 |
|||
|
|
۱۰:۲۱, ۲۳/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
دعایِ حضرت در مقام نعمانیّه و حلّه قال الفاضل الجلیل النحریر الآمیرزا عبدالله الأصفهانی الشهیر بالأفندی فی المجلد الخامس من کتاب ریاض العلماء فی ترجمة الشیخ بن أبی الجواد النعمانی أنه ممن رأی القائم(عجل الله تعالی فرجه الشریف) فی زمن الغیبة الکبری و روی عنه(علیه السلام) و رأیت فی بعض المواضع نقلا عن خط الشیخ زین الدین علی بن الحسن بن محمّد الخازن الحائری تلمیذ الشهید أنه قدر أی ابن أبی جواد النعمانی مولانا المهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) فقال له یا مولای لک مقام بالنعمانیة و مقام بالحلة فأین تکون فیهما فقال له أکون بالنعمانیة لیلة الثلاثاء و یوم الجمعة و لیلة الجمعة أکون بالحلة ولکن أهل الحلة ما یتأدبون فی مقامی و ما من رجل دخل مقامی بالأدب یتأدب و یسلم علی و علی الأئمة و صلی علی و علیهم اثنتی عشرة مرة ثم صلی رکعتین بسورتین و ناجی الله بهما المناجاة إلا أعطاه الله تعالی ما یسأله أحدها المغفرة. فقلت یا مولای علمنی ذلک فقال قل اللهم قد أخذ التأدیب منی حتی مَسِّنِیَ الضُّرُّ وَ أَنتَ أَرحَمُ الرّاحِمِینَ و إن کان ما اقترفته من الذنوب أستحق به أضعاف أضعاف ما أدبتنی به و أنت حلیم ذو أناة تعفو عن کثیر حتی یسبق عفوک و رحمتک عذابک در شرح حال ابن ابی جواد نعمانی گفتهاند که او از کسانی است که به حضور حضرت صاحب الزّمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) مشرّف شده است و در جریان ملاقات پرسید: برایِ شما دو مقامِ تحت عنوان مقام امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) نقل کردهاند، یکی در نعمانیّه و یکی در حلّه. شما در چه زمانهایی در آن مکانها حضور دارید؟ حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) فرمود: در شب و روز سه شنبه در نعمانیّه هستم و در شب و روز جمعه در حلّه هستم. امّا اهالیِ شهر حلّه نسبت به مقامِ من (مقامِ امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)) احترامِ لازم را نگاه نمیدارند. و بعد اضافه نمود: هرکس مؤدّبانه و با احترام واردِ مقامِ من در حلّه شود و در آن مکان، بر من و بر امامان معصوم(علیه السلام) سلام کند و دوازده بار بر من و امامانِ معصوم(علیه السلام) درود فرستد و دو رکعت نماز، که در هر رکعت یک سوره خوانده شود، بخواند و مناجاتِ خاصّی را در درگاهِ خداوند انجام دهد، خداوند همة حاجات او را برآورده میکند که کمترین حاجتی که برآورده میشود، آمرزشِ گناهان است. نعمانی گوید: پرسیدم ای سرورِ من! آن مناجات را به من بیاموز. حضرت فرمود: بگو: پروردگارا! طی نمودن مراحل تربیت از من سلب شد، تا جایی که اکنون به سختی و بدحالی افتادم، البتّه تو مهربانترین مهربانان هستی. گرچه با حاصلِ این زندگی که دارم (یعنی با گناهانی که مرتکب شدهام)، مستحقِّ چندین برابر عذابی هستم که اکنون برایم در نظر گرفتهای. در حالی که تو بردباری و هر بندهای در آرزویِ رسیدن به بردباریِ توست. به گونة شایستهای از گناهانِ زیاد چشمپوشی میکنی، زیرا که عفو و رحمتِ تو بر عذابَت پیشی میگیرد. منبع: گوهرهای ناب در کلام امام زمان علیه السلام 269-271 |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| چرا امام صادق(علیه السلام) قیام نکرد؟ | در جستجوی سختی | 30 | 12,659 |
۲۶/مهر/۹۴ ۱۵:۵۰ آخرین ارسال: در جستجوی سختی |
|
| قلب مقدس حضرت مهدی علیهم السلام | قلب | 2 | 1,720 |
۱۵/خرداد/۹۴ ۱۱:۳۲ آخرین ارسال: amirak |
|
| مصاحبه با قرآن درباره امام زمان علیه السلام | hadi22 | 0 | 1,603 |
۱۲/دی/۹۳ ۲۳:۱۱ آخرین ارسال: hadi22 |
|
| جایگاه حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)در خطبه غدیر | Farzaneh | 0 | 1,647 |
۲۸/شهریور/۹۳ ۱۷:۴۱ آخرین ارسال: Farzaneh |
|
| بشارت نزدیک بودن حضور حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) از زبان آیت ا..بهجت | یاوران مهدی | 0 | 1,333 |
۲۴/شهریور/۹۳ ۲۲:۵۷ آخرین ارسال: یاوران مهدی |
|
| دلایل طول عمر حضرت مهدی علیه السلام | aboutorab | 1 | 2,229 |
۲۱/تیر/۹۳ ۲:۰۸ آخرین ارسال: aboutorab |
|
| ادعیه مهدوی(مجموعه ی ادعیه،زیارات و نمازهای امام زمان«عج») | Seyed Mohsen | 26 | 22,092 |
۱۱/تیر/۹۳ ۱۵:۱۲ آخرین ارسال: aboutorab |
|








