کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
تحلیل فیلم "درخت زندگی-The Tree Of Life"--خط باریک کابالا
۲۰:۵۲, ۱۳/اسفند/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/اسفند/۹۰ ۲۰:۱۵ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #1
آواتار
[تصویر: 3d0ur4nbkzeszix2rf.jpg]
بررسی و تحلیل فیلم درخت زندگی یا ” The Tree Of Life ” ، فیلمی با بازی بازیگر معروف برد پیت
وقتی در سال ۱۹۹۸ ، پس از گذشت ۲۰ سال از ساخت فیلم “روزهای بهشت” ، ترنس مالیک فیلم “خط باریک قرمز” را درباره جنگ گواداکانال آمریکا در ژاپن برپرده سینما برد ، خیلی ها بازگشت وی به سینما را غنیمت شمرده و آن را ناشی از بروز دیدگاههای جدید در این کارگردان کم کار سینما دانستند. اگرچه هر دو فیلم قبلی مالیک یعنی “برهوت” در سال ۱۹۷۳ و “روزهای بهشت” در سال ۱۹۷۸ مورد پسند برخی منتقدان قرار گرفته و فیلم “روزهای بهشت” علاوه بر نامزدی دو جایزه اسکار بهترین فیلمبرداری و صدا ، اسکار فیلمبرداری را توسط نستور آلمندروس از آن خود کرده بود.
اما پس تراژدی های عاشقانه ای که مالیک در فیلم های “برهوت” و “روزهای بهشت” درباره فرار و گریز از کلان شهرها به سوی طبیعت و سپس سرخوردگی در آن تصویر کرد ، آشکارا تغییر نگاه وی در “خط باریک قرمز” از برانگیخته شدن غریزه خشونت در دامان طبیعت به نماد مامن و پناهگاه انسانی در مقابل تمدن و مدرنیسم احساس گردید. اگرچه در اواخر فیلم “روزهای بهشت” نیز بیابان و طبیعت گریزگاه دو جوان خسته از روابط از هم گسیخته شهری بود.
اما فیلم “خط باریک قرمز” به دلیل همین نگاه که از نوعی نگرش ایدئولوژیک کهن درباره رابطه متقابل انسان و طبیعت (در برابر ارتباط انسان و خدا) می آمد، نامزد دریافت ۷ جایزه اسکار در سال ۱۹۹۹ (در آستانه هزاره سوم) شد اما قافیه را به فیلم “نجات سرباز وظیفه راین” استیون اسیلبرگ باخت ، چرا که ورای آن دیدگاه نانورالیستی و طبیعت گرا ، به طور کلی بیانیه علیه جنگ و میلیتاریسم به شمار می آمد. همان نوع نگاهی که ۱۰ سال بعد در فیلم “آواتار” جیمز کامرون رویت شد. و شاید همین نوع نگرش نیز باعث واگذاری میدان اسکار توسط جیمز کامرون و آواتارش به همسر سابقش یعنی کاترین بیگلو و “محفظه رنج” او شد. اما آنچه آثاری همچون “خط باریک قرمز” و “آواتار” را برجسته ساخته و می سازد ، نوع دیدگاه عمیقا ایدئولوژیک آنها براساس نظریه ای است که امروزه در منظر برخی کارشناسان و تئوری پردازان “ دین نوین جهانی ” خوانده می شود. نظریه ای که بخشی از همان پروژه به اصطلاح ” نظم نوین جهانی ” به شمار می آید.
[تصویر: x5vu17ykqqn72m45tc78.jpg]
ترنس مالیک نگاه ایدئولوژیک و طبیعت گرای خویش که رگه هایش از فیلم “روزهای بهشت” آغاز شده بود و در “خط باریک قرمز” تکامل جدی پیدا کرد را در فیلم سال ۲۰۰۵ خود تحت عنوان “دنیای نو” براساس داستان قدیمی “پوکاهانتس”( که در سال ۱۹۹۵ نیز یک انیمیشن بلند سینمایی براساس آن ساخته شد) به یک ترکیب آرمانی و تاریخی رسانید. یعنی همان تم طبیعت گرایی و رابطه معنوی انسان و طبیعت را به یک واقعه تاریخی ایدئولوژیک یعنی فتح قاره آمریکا ( به عنوان نقطه عطفی برای عملی ساختن باورهای اعتقادی فاتحان پیوریتن آن ) پیوند زد و حضور نخستین مهاجران به این قاره و تسخیر مکان و سرزمین بومیان و قتل عامشان را به مثابه یک پیوند عمیق معنوی با طبیعت که از درونش عشقی به اصطلاح غیر افلاطونی هم بیرون می زند، به تصویر کشید. یعنی دقیقا همان باور و اعتقادی که در نگاه پیوریتن ها(همان مسیحیان صهیونیست) معتقد به ماموریت آمریکا برای زمینه سازی بازگشت مسیح موعود(براساس دو شرط برپایی اسراییل بزرگ و جنگ آخرالزمان) موج می زد و برای همین به قاره نو رفتند و آن را اورشلیم جدید نام دادند.
عاشقانه ناتورالیستی ترنس مالیک ( در فیلم “دنیای نو” ) در مقابل میلیتاریسم قرون وسطایی تازه واردین به آمریکا که از همان جنس پیوریتن های آخرالزمان گرای صهیونی بودند ، بیش از آنچه در “خط باریک قرمز” تصویر کرده بود به آن دین نوین جهانی راه می برد.
اما “درخت زندگی” نقطه اوج مسیر ایدئولوژیکی محسوب می شود که ترنس مالیک از فیلم “روزهای بهشت” آن را آشکار ساخت و با یک شیب آرام به سوی برجسته ساختن آن در ترسیم همان دین نوین جهانی (برگرفته از فرقه های شرک آمیزی همچون کابالا) تا امروز پیش آمده است.
فیلم با زندگی روزمره خانواده ای در تگزاس آمریکا و در دهه ۵۰ میلادی به نام اوبراین آغاز می شود که از مرگ پسر ۱۹ ساله شان با خبر می گردند و همین مرگ ما را از دریچه ذهن پسر بزرگ خانواده به نام جک (که اینک به عنوان یک آرشیتکت، در میان آسمانخراش ها و ساختمان های سر به فلک کشیده به سر می برد) به گذشته و مروری بر خاطرات تلخ و شیرین آن واد می سازد. پس از یک سفر ادیسه وار در سیر خلقت هستی ( براساس تئوری های داروین ) آقا و خانم اوبراین را می بینیم که با ۳ پسر بچه قد و نیم قد ، زندگی معمولی را طی می کنند. اما روش تربیتی دو گانه از سوی پدر و مادر ، بچه ها را با پارادوکس رفتاری مواجه ساخته است. آقای اوبراین ( با بازی براد پیت) با سخت گیری و اعمال نظم افراطی و اجرای نوعی قوانین سربازخانه ای ، وجه خشن و خشک این آموزش و تربیت است و خانم اوبراین با عطوفت و رحمت و مهربانی ، سوی نرم خویی آن به حساب می آید.
این دوگانگی تربیتی به گونه ای فاجعه بار است که جک در یکی از نریشن هایش به آن اشاره می نماید که چگونه دو نوع روش تربیتی در وجود او با یکدیگر در جنگ و نزاع به سر می برند و جک را دچار نوعی تناقض رفتاری ساخته است. تناقضی که آن را در برخورد با برادرها و حتی مادرش مشاهده می نماییم.
پرسه زدن در طبیعت ، بازی های کودکانه ، همراهی مادر ، تنبیه های مختلف پدر و روزهای خوشی مسافرت او ، وظایفی که هربار بردوش پسر بزرگ یعنی جک می گذارد ، دعواها و نزاعش با مادر بر سر همین تنبیه ها و …همه و همه از جمله وقایعی است که به تناوب و در صحنه های نسبتا طولانی مرور می شوند.
اما آنچه این صحنه ها و سکانس های ظاهرا ساده و سرراست را متفاوت می سازد ، تاکیدات متعدد و مکرر ترنس مالیک بر حضور کاراکترها به خصوص بچه ها و مادر درون طبیعت است به شکلی که تداعی یگانگی آنها با طبیعت را کرده و یا اینکه آنها را جزیی از طبیعت می نمایاند.حرکات و میزانسن های ویژه دوربین و ترکیب بندی های مفهومی ، در صحنه های یاد شده به خوبی می تواند آمیزه انسان و طبیعت را القاء نماید. حرکات سیال دوربین ( که نماهای مشابه در سایر آثار مالیک حتی فیلم جنگی “خط باریک قرمز” را به ذهن می آورد ) از جمله تمهیدات ساختاری است که مالیک برای القاء فوق به کار گرفته است. حرکاتی که کاملا حضور دوربین را برجسته ساخته و گویا که حکایت از چشم ناظر طبیعت دارد.
این حضور در طبیعت ، با صحنه هایی که جک بزرگسال را در حال راه رفتن در میان صخره های سنگی یک بیابان بی آب و علف نشان می دهد، شکل و رنگ دیگری می گیرد. گویی او در یک آخرالزمان طی طریق می کند ، که تنها او مانده و بس. صحنه های حضور جک آرشیتکت در میان ساختمان های سر به فلک کشیده و پیوند آن با سکانس های بیابان نوردی به نوعی نشانه های آخرالزمان را از یک فضای سوررئالیستی به دنیای کلان شهرهای امروزی می کشاند که گویی همین اکنون و در میان آن اسمانخراش ها ، جک در یک فضای آخرالزمانی سیر می کند.
سکانس پایانی فیلم ، همه انسان ها را در یک ساحل بی انتها تصویر می کند که گویی تا آخر دنیا امتداد دارد و در یک فضای قیامت گونه سرگشته به هر سو می روند. ( همانند نمایی مشابه در فیلم “قربانی” یا ” ایثار ” آندری تارکوفسکی که در تصویری از بالا آدم هایی را نشان می دهد که در آخرالزمان به هر سو می گریزند) و در این میان تنها جک بزرگسال و ارشیتکت است که هدفمند و آگاه در میان آن انسان ها گم گشته ، حرکت می کند و از بین آنها برادر از دست رفته اش را یافته و به پدر و مادرش می رساند.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Admirer ، mhvvhm ، mohamad ، freewish ، خاک
۲۰:۳۶, ۱۴/اسفند/۹۰
شماره ارسال: #2

با تشکر از شما ولی خیلی کم به فیلم پرداختید، فیلم واقعا فلسفی هست، و نکات جالبی داره، مثلا صحبت ها و شکایت های مادر در طول فیلم به آرامی توسط کتاب خدا و آیات پاسخ داده میشه و یا صحبت های جک با خدا و ... .
دوستان شاید براتون جالب باشه بدونید که پدر بزرک آقای مالیک (مالک) از روستایی در ارومه ایران به آمریکا مهاجرت کرده بوده.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  تحلیل فیلم 'مثل بالا،خیلی پایین'؛ vahrakan 2 2,416 ۱۲/شهریور/۹۵ ۱۹:۵۷
آخرین ارسال: vahrakan
  تحلیل فیلم "The Adjustment Bureau " Reza2035 7 10,050 ۹/مرداد/۹۵ ۵:۴۳
آخرین ارسال: A.N.P.X
  تحلیل فیلم Exodus: Gods and Kings / موسی به روایت سامری vahrakan 9 7,756 ۸/بهمن/۹۴ ۱۸:۲۴
آخرین ارسال: سرباز منتظر
Video تحلیل فیلم THE WORLD END captaincharisma 4 4,907 ۱۹/آذر/۹۴ ۱۶:۵۱
آخرین ارسال: pars.movies
  تمام اصول کابالا در فیلم‌های برجسته هالیوودی + تصاوير vahrakan 0 1,867 ۳۱/مرداد/۹۴ ۹:۵۲
آخرین ارسال: vahrakan
  مواد لازم برای ساخت یه فیلم شیطانی +تحلیل فیلمای هالیوود Justice Bringer 133 101,887 ۲۷/مرداد/۹۴ ۱۹:۰۵
آخرین ارسال: Marooned
  بررسی و تحلیل فیلم هابیت: برهوت اسماگ عدالت 14 11,030 ۸/خرداد/۹۳ ۲۰:۲۲
آخرین ارسال: مصطفای جبهه ها

پرش در بین بخشها:


بالا