کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام

نظرسنجی: آیا به نظر شما فراماسونری زمینه ساز ظهور دجال است؟
این نظرسنجی بسته شده است.
بله 66.67% 20 66.67%
خیر 6.67% 2 6.67%
نمیدانم 26.67% 8 26.67%
تمام 30 رأی 100%
  اگر در نظرسنجی شرکت کرده باشید، گزینه انتخابی شما با * مشخص شده [نمایش جزئیات آرا]



موضوع بسته شده  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 6 رای - 2.83 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
فراماسونری دجال اخرالزمان نیست ؟
۲:۳۸, ۸/تیر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۸/تیر/۹۰ ۲:۳۹ توسط Amir.)
شماره ارسال: #1
آواتار
عرض سلام و ادب خدمت دوستان
بدون شک شما عزیزان مقاله معروف و معتبر فراماسونری: دجال آخرالزمان را مطالعه کرده اید و دانستنی های فراوانی از ان کسب نموده اید . . . بر طبق این مستند ما نقد ها و مطالب زیادی درباره صنعت موسیقی و خواننده هایی نظیر کتی پرتی و مدونا و لیدی گاگا و حتی متین دو حنجره داشته ایم ،‌ اما در این مطلب برایتان قرار داده ایم تا شاید ردی بر این نظریه باشد.
حتما این مستند جذاب را دریافت کنید ونظراتتان را درباره آن به ما اعلام نمایید !

(قسمت۱)-۱۹مگابایت

http://s1.picofile.com/file/6857905430/r...1.rar.html

(قسمت۲)-۱۹مگابایت

http://s1.picofile.com/file/6858106636/r...2.rar.html

(قسمت۳)-۱۹مگابایت

http://s1.picofile.com/file/6858638828/r...3.rar.html

(قسمت۴)-۱۹مگابایت

http://s1.picofile.com/file/6862327962/r...4.rar.html

(قسمت۵)-۲مگابایت

http://s1.picofile.com/file/6858123738/r...5.rar.html

دانلود کلی غیر مستقیم باکیفیت متوسط -18 مگابایت

http://s1.picofile.com/file/6862341046/r...p.rar.html
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: basir ، Reza2035 ، fs231 ، بیداری اندیشه ، MESSENGER ، zarati313 ، خیبر110 ، فرهاد ، سرود پیروزی ، Comet1986

آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲۳:۵۵, ۱۰/آبان/۹۰
شماره ارسال: #21
آواتار
پاسخ استاد محسن قنبریان به مقاله بازی دو سرباخت سایت وعده صادق:

میدان دوسر برد !
۱- چرا«بازی» چرا«دوسر باخت» ؟!
میدان «نقد» و «نظر»، «میدان باز» است نه «بازی» و ثمره اش صد در صد «برد» است نه با خت. جناب خادم الامام ما پیرو مکتب علی(علیه السلام) هستیم مکتب «احدی الحسنیین» یعنی دو سر برد. باخت کدام است؟! اگر نقد این کمترین بر نظریه شما وارد باشد که واضح است رشدی برای جامعه مهدوی است چون تطبیقی ناروا را ابطال کرده است و اگر نقد وارد نباشد هم باز برد است برای منتظران چون با نقد نقد و اصلاحهای درونی، نظریه پخته تر عرضه می شود.
فرمایشات امیر المومنین(علیه السلام) را به یادتان می آورم که فرمود:
- اضربوا بعضٍ الرأی ببعض یتولدُ منه الصواب (غررالحکم/۱۰۰۶۳): تضارب آرا کنید تا ازآن رأی صواب پدید آید

- امخضوا الرأ مخضَ السّقإ ینتج سدید الاراء (غررالحکم/۱۰۰۶۲): نظریه و رای را مثل مشک بزنید(نقد کنید) تا آرا محکم نتیجه دهد

- مناقشةُ العلمإ تنتجُ فوائدهم و تکسب فضائلهم(غرر الحکم/۲۷۳): مناقشه علما با هم (در آرا و نظریات)ثمره اش ظهور فواید آنها و کسب فضایل است

دوست عزیز اگر در واقع نفس الامر فراماسونری و دجال منطبق نباشد روزی بر ملا می شود واگر قبل از تحقیق کافی به باور منتظران رسیده باشد آنروز خسارتی عظیم ترداریم نمونه ای از این ریزشها را در برخی تطبیقهای غیر اصولی و غیر مستند به تازگی از سر گذرانده ایم (سی دی ظهور بسیار نزدیک است که مصور وب سایتها و وبلاگهای متفاوت بود) باخت واقعی آنجاست نه بررسی های مدقانه در مرحله تحقیق وسخت گیری درقبال باور داشتها. فراموش نکنید «لا سنة افضل من التحقیق» [علی(علیه السلام)/غرر الحکم/۶۸۴] اگر نظریه ای با اشکالاتی منطقی و به حق منقرض شود و صاحب آن گردن نهد این مغلوب شدن و باخت نیست عین برد است «المغلوب بالحق غالب /امام علی(علیه السلام)» فراموش نکنید بنده هم مثل شما از بدی فراماسونری و حتی زمینه سازی اش برای خروج دجال سخن بسیار گفته ام اما آنرا عین دجال نمیدانم تا به روایات اهلبیت پای بند بمانم

۲- عدم رعایت انصاف !

دوست عزیز آنچه بین صاحبان نظریات و ناقدان خوب است مورد کنکاش و مناقشه باشد «انگیخته ها» و خود نظرات و نقد هاست نه «انگیزه ها» و نیت ها یا نمره دهی ها و…

رعایت یا عدم رعایت انصاف علمی، واتقان یا سستی حرف رقیب را بر عهده مخاطبان بگذارید و به اصل بحث بپردازید. اگر از اطناب گویی و مفصل نویسی که دأب شماست پرهیز و از حواشی حذر کرده به اصل بحث و اشکالات بپردازید مخاطب از شما راضی تر و به اخلاق هم نزدیک است بگذریم که همین نوشته اخیر هم صراحتاً دارید: «در هر صورت انسان جایز الخطاست و خطا کردن جزئی از ذات انسان میباشد بنابراین ما نیز از این قانون مـسـتـثـنی نیستیم در مورد تطبیق دجال با فراماسونری نیز باید ذکر کنیم که ما این مسئله را به صورت احتمال قوی ذکر می کنیم اما ادعا نمی کنیم این مطلب صد در صد قطعی است»

این خلط بین ساحت «بساطت» و «ترکیب» در علم و جهل است و مشکلی را حل نمی کند.

شما در ساحت بسیط علم، قاطعانه می گویید فراماسونری دجال است چون عدم اصابه به واقع و احتمال خطا در ساحت ترکیب بالای سر هر نظریه ای هست می گویید انسان جایز الخطاست و…

از حواشی بکاهید و به متن ما جرا توجه کنید.

۳- مناقشه در مثال بجای پاسخ به اشکال !

در نوشته قبلی تان که بلافاصله پس از نقد بنده نگاشتید اصلا تصور کردید بنده کریس آنجل رادجال گرفته ام! و اشکال کردید که کجا او از اصفهان خروج کرده یا خراسان؟


http://forum.bidari-andishe.ir/thread-43...l#pid28804


حالا هم که ظاهرا رفته اید و کامل گوش داده اید و شاید در سایر صحبتهای این کمترین تحقیق کرده اید کمی تعدیل شده اید اما باز به جای استدلال به مناقشه در مثال روی آورده اید که او یک دغل کار است و جزئی از جریان فراماسونری و می فرمایید بنده اطلاعات غلط داده ام و بازی خورده ایم و…!

ظاهرا از الفبای نقد این است که در مثال جای مناقشه نیست.

بنده درآن سخنرانی هویت جمعی داشتن دجال را قویا رد کرده و دو گزینه احتمالی (البته قابل جمع) بجایش طرح میکنم:

۱- دجال می تواند یک موجود متشخص رجعتی باشد (که در بسته کیستی دجال مفصل بدان پرداخته ام).

دانلودبسته کیستی وچیستی دجال http://www.radepaclip.com/?p=1469


2- دجال یک انسان موجود آخرالزمان اما ساحر و جادوگر یا شعبده باز سپس برای دادن نمونه کوچک و تنظیر از باستان المقنع و ماه کذایی او و در عصر مدرن هم مثل آنجل را مثال آورده ام :

http://s2.picofile.com/file/7172501505/moghna.3gp.html


و تا کید هم کرده ام که هر گز کریس آنجل در قد قواره دجال نیست

http://s2.picofile.com/file/7172502254/t...l.mp3.html

بلکه یک نمونه و مثل است برای دادن تصویر. البته اگرضربدر هزار کنید نمایی از دجال می تواند باشد.

حال مناقشه در این مثال و به حاشیه بردن بحث و اتهام بازی خوردن و… چه مشکلی از شما حل می کند؟ پاسخ کدامیک از اشکالات به نظریه شما می شود!

دوست عزیز سلمنا که انجل یک دغل کار است و حرف شما درست باشد این دقیقا یعنی طرح دستی شعبده بازی (که غیراز سحر و جادوست و آنجا توضیح داده ام) باز هم مثالی برای بنده می تواند باشد به تعبیر دیگر آنجل از دوحال خارج نیست.

الف – ساحر و جادوگر

ب – شعبده باز و… (چنانچه ماه المقنع هم چین بود)

در هر دو احتمال یک تنظیر و مقیاس کوچک برای دجال بنابر احتمال مرد متشخص در اخرالزمان و آشنای فنون جادو و شعبده می باشد.

(که البته احتمال موجودی رجعتی راجح تر است که مفصل بدان پرداخته ام)

پس به جای این حاشیه پردازی ها به اشکالات رجوع و برای آنها پاسخ منطقی تدارک کنید. تا مخاطب را اقناع کنید و وقتش را بی خود هدر ندهید. مثالها را اهل لب و عقل خوب دریافت کرده جای خود بحث نمیگذارند (ضروب الامثال تضرب لاولی النهی والالباب . امام علی(علیه السلام)/غرر/۶۸۳)

۴- نظر علما و بزرگان

در این بخش با جناب خادم الامام دو سخن دارم

الف – در مباحث نظری- که البته جای تقلید نیست- در هنگام آوردن نظریه خود خوب است برای تایید (بعنوان موید نه دلیل) نظرات همراستای از بزرگان را هم بیاورید اما هیچ وقت در جواب منتقد خود آن بزرگان را به رخ نکشید که نوعی مغالطه است.



ومناقشه بر سر آرا و نظرات را به سر اشخاص می آورد که سد راه فهم یا خدای نکرده جسارت به بزرگان را منجر می شود.

اگر نظرآن بزرگ را قبول دارید- که بعنوان تایید خود آورده اید- خوب ازطرف او پاسخگوی اشکالات باشید نه اینکه دوباره رای آن عزیز را به رخ بکشید که نوعی مصادرۀ بحث است.

به این فرمایش رهبر معظم ارج نهید که اخیرا باز گله نمودند که چرا علی رغم تاکید صدباره باز کرسی های آزاد اندیشی دایرنشده است!

دوست عزیز این طلبه کوچک از همان بزرگان فراگرفته ام که بر سر درس با اشکال و انتقاد علمی علی رغم ارجمندی مقام استاد اتقان علمی خود و نظریات را منجر شوم امیرالمومنین به ما آموزاند:«با اهل ورع و حکمت همنشین باش و زیاد با آنها مناقشه کن چرا که اگر جاهل باشی (از این طریق) به تو علم می آموزند و اگر عالم باشی (صاحب نظر) علمت (با این روش) زیاد تر می شود» (غرر/۹۸۸۷)

همچنین فرمود: الشرکة فی الرأی تؤدی الی الصواب (غرر/۱۰۰۶۱) «مشارکت کردن رای و نظر موجب رسیدن به صواب می شود»

دوست عزیز کتاب آن بزرگان چند دهه قبل نوشته شده و اولین تلاشها در این حوزه پژوهشی است با این همه مواجهه آراء و تضارب صورت گرفته اگر نظریه ای از آن بزرگان عوض شود ملامتیی و تنقیصی برای آنان نیست رهبر معظم انقلاب درباره برترین متفکر معاصر ما – شهید مطهری – فرمود نباید در او ماند. عادت کنید این فرمایش علوی را در خود نهادینه کنید که «خذالحکمة ممن اتاک بها وانظر الی ماقال و تنظره الی من قال»(غرر/۶۱۲) «حرف حکیمانه را از هر کسی که آورد دریافت کن به گفته نظاره کن نه گوینده»

همچنین فرمود:« رای خطیر (نظریه بزرگ) را کوچک نشمار حتی اگر مرد حقیری آنرا عرضه کند»

ب ) تحمیل نظریه خود به رهبران دینی !

توصیه دیگر به جناب خادم الامام این است که برای درست کردن کثرت موید از سخنان بزرگان، نظریه خویش را به رهبران دینی تحمیل ننمایند.

ـــ درباره امام خمینی(رحمة الله علیه) آورده اند: «از سوی دیگر امام خمینی هم بارها آمریکا را شیطان بزرگ نامیده اند این نامگذاری ها نشان میدهد که در ورای الفاظ ظاهری باید به لایه های پنهانی معانی روایات نیز توجه کرد»!

اینکه امام، آمریکا را شیطان بزرگ خوانده چگونه تاییدی برای فراماسونری بودن دجال است؟! حتی چگونه تاییدی براصل این رویکرد یعنی تأویل ظاهر کلمه «دجال» بر یک هویت جمعی (مثل نظام سلطه، فراماسونری و…) است؟!

در اینکه تعبیر امام عزیز، استعاری و کنایی است بین ما و شما اختلافی نیست اما استفاده اش در ما تحن فیه جز دو احتمال دارد:

الف)دجال در کلمات معصومین هم مثل این تعبیر در کلام امام باشد!

ب) این تعبیر کنایی و استعاری را امام از روایات گرفته و در واقع فهم امام از روایات است. که ظاهرا منظور شما این است و این احتمال هم بدرد شما می خورد.

ولی آیا واقعا این تاییدی بر نظریه یا حتی رویکرد شما می شود؟!



توضیح اینکه استعمال الفاظ دو گونه است:

الف) استعمال حقیقی: جایی که لفظ برای همان چیزی استعمال شود که برای آن وضع شده است مثل استعمال «شیر» در «حیوان درنده ای که می شناسیم»

ب) استعمال مجازی: جایی که لفظ برای چیزی غیر از آن حقیقت که برایش وضع صورت گرفته استفاده شود مثل بکار گرفتن لفظ «شیر» برای «انسان شجاع»(۱)

حال به ما پاسخ دهید استفاده «شیطان بزرگ» برای آمریکا یک لفظ مجازیاست یا حقیقی؟!

شکی نیست که شیطان نزد امام یک موجود متشخص است و افرادی در جن و انس دارد حال بر سبیل مجاز آمریکا را هم یکی از شیاطین بلکه بزرگترین آنها می شمارد.

این چه ربطی دارد که شما از این استعمالات مجازی – که بسیار هم شایع است و عقلایی – استفاده کنید و تطبیق دجال بر فراماسونری را نتیجه بگیرید؟

اگر فراماسونری را «دجال وش» و «دجال گونه» میخوانید هیچکس مخالفتی نداشت اما «فراماسونری دجال آخر الزمان است» یعنی نام دجال از سوی ادیان برای حقیقتی بنام فراماسونری وضع شده و استعمالش در اینباره حقیقی است. این تحمیل نظر خود بر رهبران را درباره رهبر معظم انقلاب هم سرایت می دهید می نویسید: «مقام معظم رهبری گرچه صریحا از دجال نام نبرده اند اما بارها به خطر نظام سلطه اشاره کرده اند»

سپس گفته اید چون نظام سلطه و فراماسونری بر هم منطبق اند پس این فرمایشات را هم موید خود گرفته اید! متوجه هستید چه لازمه گیریهای فاسد می کنید؟

۱) خط نظام سلطه در زبان رهبری

۲) نظام سلطه همان فراماسونری است (به اثبات شما)

۳) فراماسونری هماد دجال است (به ادعای شما)

»»»»» پس رهبری هم موید ماست !

درحالی که رهبر انقلاب منطقا می تواند دوتای اول را ملتزم باشد (که فقط به اولی تصریح کرده اند) اما سومی را منکر باشند. چه ملازمه ای بین گزاره ۱و۲ باگزاره ۳ وجود دارد؟

چون نظام سلطه فراماسونری است و بد پس دجال آخر الزمان همان فراماسونری است؟!!



اما تعبیر خر دجال در تعبیر ایشان (بوق استکبار و خردجال) که ذکر کرده اید واضح است همان استعمال مجازی و تشبیهی است که اقتضاء سخن بلیغ گفتن است به همان دلیل و متدی که امام آمریکا را شیطان بزرگ می خواند رهبر معظم انقلاب هم بوق استکبار و خر دجال را با هم می خواند. چنانچه عرض شده هیچ منعی نیست شما بگوئید فراماسونری «کأن» دجال است، «شبه دجال» است در فتنه گری،دجال وش است و… اما اینها دلالتی ندارد که مفهوم دجال و مصداق فراماسونری در خارج تصادق داشته باشند.خادم الامام عزیز ما در بحث علمی به دنبال کشف مدلولهای مطابقی و معانی حقیقی وا‍ژگان روایات (مثل دجال) هستیم نه استفاده مجازی از این وا‍‍‍‍ژه در ادبیات سیاسی – اجتماعی (که بجا هم هست) و بین این دو فرق بسیار است که نزد شما خلط شده و به غلط رهبر انقلاب را مؤید خود گرفته اید. ((دقت بفرمایید)

۵)مرور اشکالات بجای حواشی

بنده به این احتمال قوی شما مبنی بر انطباق دجال روایات بر جریان فراماسونری اشکالاتی کرده ام که منتظر پاسخ عالمانه هستم اما متأسفانه تا کنون جزء حاشیه پردازی از شما و برخی دوستان دیگر ندیده ام :

http://forum.bidari-andishe.ir/thread-73...l#pid52673

اشکالات گذشته از جمله:

ــــ تغییر منطبَق در شواهد ۱۵ گانه شما.

ــــ سانسور روایات و گزینشی انتخاب کردن فرازها و …

را تکرار نمی کنم.

لینک پاور پوینت http://s2.picofile.com/file/7172508381/r....ppsx.html



لینک مستند فراماسونری دجال نیست http://www.radepaclip.com/?p=691





اینجا چند اشکال دیگر می افزایم و ما بقی را وا می گذارم.

دوست عزیز حتما قبول دارید فرضیه ای کاملتر و قویتر است که آثار و نشانه های بیشتری را توجیه کند فرضیه شما این است که دجال همان فراماسونری است و فراماسونری هم یک جریان جهانی است با توجه به اینها این مضامین روایی درباره دجال را برای ما توجیه کنید:روایات

۱)

نامش صائدبن صید یا… است وشبیه «ابن قطن خزایی» خوانده شده است.(صحیح بخاری/۶۵۰۸) واضح است ابن قطن یک شخص بوده است و معاصر پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و قبیله بنی مصطلق. پس موی مجعد و رنگ صورت و … تنها گفته نشده بلکه صراحتا فردی بعنوان شبیه معرفی شده است چگونه یک شبکه اجتماعی و جریان جهانی را شبیه یک شخص می کنید؟!



2)

در روایات شیعی متکثر از عذاب شدن او به همراه چند نفر دیگر (جمعا۱۲ نفر) در تابوتی در قعر جهنم سخن است (از جمله بحار الانوار ج۸ ص۳۹۶ و تفسیر قمی و …) همنشینان او در تابوت، نمرود، سامری، فرعون و … شمارش شده اند به ما توضیح دهید چگونه یک هویت جمعی (چه نظام استکباری چه تمدن غرب یا فراماسونری) می تواند کنار اینها در یک تابوت عذاب شود؟!



3)

روایاتی از ائمه شیعه او را مصداق آیه ای از آسمان (من فوتهم) می خوانند (بحار ج۹ ص۲۰۴ و ص۲۰۵) در روایتی دیگر از هبوط دجال سخن است (امالی شیخ طوسی ص۲۵۶) چگونه فراماسونری را آیه ای از آسمان دانسته و چه راهی برای توجیه دارید؟!



4)

در دو نقل از «آب شدن دجال هنگام مشاهده مسیح سخن است» آنهم با این وصف که مثل پی و شمع آب میشود ! (بحار ج۳۳ ص۲۵۶ و مند احمد/۴۴۲۶) خیلی مشتاقم توجیه شما را درباره مثل شمع آب شدن جریان فراماسونری هنگام مشاهده مسیح بشنوم.



5)

جای دقیق کشته شدن دجال توسط مسیح( ۱۷ زراعی باب لد یا… )را چگونه توجیه می کنید؟

(روایت شیخ طوسی در کتاب امالی)گیریم زایل شدن فراماسونری را بجای کشته شدن از شما بپذیریم! این آدرس دقیق دادن برای زوال یک جریان را چگونه توجیه می کنی؟! آیا یک جریان عریض و طویل را می توانید در ۱۷زراعی باب لد فلسطین تشخصی(جزء تشخیص فردی) بدهید که با دیدن مسیح آب شده و سپس کشته شود؟! اگرمجبور شدید یک فراماسونری را جای فراماسونری در این مصاف بیاورید از نظریه خود عدول کرده و عملا دجال را یک شخص گرفته اید و تازه اقرار به نظریه رقیب کرده اید چرا که ما هم فراماسونری را زمینه ساز خروج دجال می دانیم.

جالب است بدانید در این روایات «حربه ای خاص در دست عیسی» برای کشته شدن او هم سخن است که مشتاق شنیدن تأویل شما هستم.(ر.ک تفسیر ذیل آیه انه للعلم للساعة) بقیه اشکالات بماند تا مجالی دیگر.

خواهشا بیش از این بنده و مخاطبان را معطل نکرده و بجای حاشیه نویسی به متن اشکالات و پاسخ به آنها بپردازید

با التماس دعا محسن قنبریان

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ​ـــــ

۱)

حتی برای آشنایان با مبانی اصولی امام که قائل به مجاز عقلی است هم می افزاییم آنجا نیز استعمال مجازی است البته همراه ادعا و مناسبتی کانه متکلم می خواهد بگوید این انسان شجاع واقعا و البته ادعائا یکی از مصادیق شیر است(ر.ک: تهذیب اصول ج۱ ص۴۴ امام خمینی ره )
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Amir ، سرود پیروزی
۱۸:۲۸, ۱۱/آبان/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/آبان/۹۰ ۱۸:۳۱ توسط Amir.)
شماره ارسال: #22
آواتار
(۴/مرداد/۹۰ ۱۷:۱۸)hed_gol نوشته است:  با سلام خدمت دوستان
مستند تهاجم دجالها
کاری از موسسه فرهنگی باقرالعلوم بهبهان
حتماً دانلود کنید، و نظر یادتون نره
http://www.radepaclip.com/?p=1001

بهتر بود مطلبتان را در یک تاپیک جدا معرفی میکردید نه اینجا ...


نقل قول: به نظر شما اساتید و بزرگان ادامه این مباحث و مناظره یا هر اسم دیگه ای که بخوایم روی این کار بزاریم درسته آیا به نزدیک شدن ظهور کمکی میکنه ؟؟؟؟

بهتر بود قبل از ارسال نظر کمی فکر میکردید ، با تشکر
[تصویر: tb8w202sltx9e6wmgg3m.jpg]
حتما مطلب ” مستند فراماسونری دجال آخرالزمان نیست ” یادتان است. مستندی که گفته هایی درباره رد مقاله ” فراماسونری دجال آخرالزمان ” را در برداشت اما بعد از مدتی گفتگو دراین باره در تالار بیداری اندیشه بین استاد خادم الامام و حجت الاسلام محسن قنبریان درباره این مسائل ،‌ همانطوری که استاد خادم الامام به بنده عرض کرده بودند بودند که مقاله ای جامع درباره نقد این مستند آماده خواهند کرد همانطور شد و به قولشان وفا کردند … در ادامه میتوانید اید قسمت اول این مقاله را مطالعه کنید …

بسم الله الرحمن الرحیم
بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند …)
مقدمه

حدود ۵ سال قبل، مقاله ی « فراماسونری: دجال آخرالزمان » با رویکرد خاص نسبت به مقاله ی فراماسونری تدوین گشت و به حول و قوه ی الهی و یاری امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، به سرعت در میان قشر تحصیلکرده، فعال، محقق و فرهنگی میهن اسلامیمان منتشر گردید و محققان، خطبا و مستند سازان متعددی، از مطالب و تصاویر آن استفاده نمودند و به ایجاد یک جبهه ی جدید در مقابل استکبار جهانی، یاری رساندند.

این مسیر گرچه با فراز و نشیب های متعددی همراه گردید و با زیرکی و عکس العمل دشمن در انتشار اطلاعات سست و ضعیف، افراط و تفریط هایی از سوی تعدادی از محققان همکار و همراه صورت گرفت، اما در کل موجب ارتقای دانش جوانان و فرهیختگان مومن و مسلمان، نسبت به تحرکات آخرالزمانی دشمن گردید.

بعد از انتشار مقاله ی مذکور، نقدها و نظرات بسیاری نسبت به آن وارد گردید که مورد استقبال مولف مقاله قرار گرفت و بعضاً موجب تکمیل برخی مطالب در مقالات تکمیلی مولف پیرامون فراماسونری از جمله « جهان در سیطره ی دجال؛ ایران جزیره ی امید »، « فراماسونری جهانی (دجال آخرالزمان) کدام مهره ی خود را در آمریکا به قدرت می رساند؟ »، « شیطان خودش را توجیه می کند؟ » و … گشت. جالب این که تعدادی از منتقدان محترم، در ادامه ی مسیر، در زمره ی همراهان، همکاران و اعضای افتخاری وبسایت « وعده ی صادق » قرار گرفتند و مقالات این بزرگواران نیز در وبسایت « وعده ی صادق » چه با اسامی حقیقی و چه با اسامی مستعار درج گردید.

اما متاسفانه در طی چند ماه اخیر، فیلمی با عنوان « فراماسونری دجال آخرالزمان نیست! » از سوی برادران فعال در وبسایت « ردپا کلیپ » در فضای اینترنت منتشر شده است که موجب بروز تحیر، سردرگمی و شکاف در جبهه ی ضد « فراماسونری جهانی » گردیده و برخلاف سایر انتقادها، به جای سازنده بودن و تکمیل مطالب قبلی، تیشه به ریشه ی دستاوردهای ایجاد شده در طی ۵ سال اخیر می زند! مولف این مقاله، از این جریان با عنوان « بازی دو سر باخت! » نام می برد و معتقد است که این جریان که تعدادی از برادران همکار و همراه به راه انداخته اند، اگر با شکل و شمایل فعلی ادامه یابد، نه تنها کمک چندانی به جامعه ی مهدوی، منتظر و ضد استکباری نمی نماید، بلکه این جبهه را شکافته و دستاوردهای آن را مورد هجوم قرار خواهد داد.

فیلمی که از سوی این برادران ارجمند تدارک دیده شده و عمده ی مطالب آن نیز بر اساس سخنرانی یکی از محققین ارجمند جناب آقای « حجت الاسلام محسن قنبریان » تدوین شده است، می رود تا با رویه ی نسنجیده و ناپخته ی خود، شرایط نامساعدی را در عرصه ی « دشمن شناسی » پدید آورد.

در طی چند ماه اخیر و به خصوص پس از نگارش مقاله ی وقت گیر و سنگین « مهدویون و امتحانی بزرگ »، مولف مقاله ی حاضر، وقت خود را معطوف نگارش مقاله ی « قرآن معجزه ی جاوید: سوره های « بقره » و « لقمان » و اعجاز شیر مادر » نمود و تلاش کرد تا به صورتی غیر جنجالی و در فروم « بیداری اندیشه » تنها به برخی از مطالب عنوان شده در فیلم نامبرده پاسخ دهد و از کشاندن این گونه مباحثات به عرصه ی وبسایت « وعده ی صادق » و سایر وبسایت های « خبری – تحلیلی » خودداری نماید و وقت گرانبهای اعضای وبسایت « وعده ی صادق » را صرف مسایل مهم تر نماید، اما متاسفانه ادامه ی این جریان و نیز تدبیر ضعیف سازندگان این فیلم، موجب گردید تا افکار و نظرات نامناسب، نگرانی ها و تشویش ها و سردرگمی هایی در بین علاقمندان به مباحث دشمن شناسی پدید آید. به همین دلیل و به ناچار و با پذیرش تعویق در برخی از فعالیت های وبسایت، به منظور جلوگیری از ادامه ی روند مخرب مذکور، در این مقاله بر آن شدیم تا برخی نکات مهم را پیرامون مستند نامبرده و حواشی آن بیان نماییم و کنکاش بیشتر در این زمینه را بر عهده ی مخاطبان فهیم و عزیز وانهیم.

البته لازم به ذکر است که تا زمان ظهور مبارک مهدی موعود (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و نبرد ایشان با « دجال آخرالزمان »، هیچ یک از نظریه های مطرح شده پیرامون دجال، به صورت صد در صد قابل تایید یا قابل رد نیستند و این مقاله نیز در نظر ندارد تا به تایید یا رد قطعی هیچیک از احتمالات بپردازد؛ چرا که از نظر عقلانی و علمی، این کار صحیح نمی باشد.

در مورد بحث های مطرح شده در این مقاله، باید این نکته را متذکر شویم که مولف این مقاله، به هیچ عنوان قصد نداشته و ندارد تا تئوری خود را درباره ی شباهت احتمالی « فراماسونری » به « دجال آخرالزمان » به عنوان یک اصل کلی و لایتغیر بیان نماید و به هیچ وجه قصد ندارد تا احتمال « فرد » بودن « دجال » را زیر سوال برد، بلکه تلاش می نماید تا احتمال قوی تر و ضعیف تر را مورد بررسی قرار دهد. بنابراین عزیزان مخاطب، توجه داشته باشند که نسبت به مسایل مطرح شده، به صورت سیاه و سفید نگاه نکنند، بلکه احتمالات را بین دو طیف در نظر بگیرند.
در ضمن این مقاله قصد توهین به هیچ فرد یا گروهی را نداشته و تنها تلاش می نماید تا به برخی نقدها و شبهات پاسخ دهد.

همچنین ذکر این نکته ضروری به نظر می رسد که به منظور پرهیز از فرسایشی شدن اینگونه مباحثات و به دلیل پیشگیری از تشدید برخوردها بین گروه های خودی، این مقاله در قالب چندین پلان کوتاه و از زوایای مختلف، ارایه خواهد شد و از نگاشتن مقاله ای طولانی همچون « مهدویون و امتحانی بزرگ » که فرسایشی و وقت گیر بود، خودداری خواهد گردید؛ چرا که در سال تحصیلی جدید، وبسایت « وعده ی صادق » قرار بود وارد فاز جدیدی از مبارزه ی فرهنگی علیه دشمن شود که فعلاً نگارش این مقاله، ورود به آن فاز را به تاخیر انداخت و به همین دلیل تلاش خواهد شد تا این مقاله در کوتاهترین قالب ممکن ارایه شود.


بازی دو سر باخت
[b]
۱ – پلان اول: عدم رعایت انصاف در نقد مقاله ی « فراماسونری: دجال آخرالزمان »[/b]

متاسفانه یکی از مشکلاتی که در مستند « فراماسونری دجال آخرالزمان نیست! » به چشم می خورد، عدم رعایت انصاف در نقد مقاله ی « فراماسونری: دجال اخرالزمان » و ارایه ی اطلاعات ناصحیح به مخاطب در مستند مذکور می باشد.

در مستند « فراماسونری دجال آخرالزمان نیست! »، سخنران محترم جناب آقای قنبریان در جای جای سخنرانی، مستقیماً یا غیر مستقیم، چنین به مخاطب القا نموده اند که مولف مقاله ی « فراماسونری دجال آخرالزمان » از هر حربه ای برای اثبات تئوری خود در زمینه ی شباهت « فراماسونری » به « دجال » بهره جسته است که از آن جمله به گزینشی برخورد کردن با روایات و … اشاره شده است، ولی ایشان متاسفانه به صورت غیر منصفانه هیچ اشاره ای به این موضوع نکرده اند که مولف مقاله ی « فراماسونری دجال آخرالزمان » در همان مقاله ی معروف نیز ذکر کرده که علمای حوزه بعضاً به شخص بودن دجال و بعضاً به جریان بودن دجال اعتقاد دارند و در ادامه، مولف با ارایه ی شباهت های مورد اشاره در مقاله، اعلام نموده که با نظر علمایی که « دجال » را یک « جریان » و « حرکت فرهنگی » می دانند بیشتر موافق است! مطالب زیر عیناً از مقاله ی « فراماسونری دجال آخرالزمان » نقل می شود:
« صفحات ۹۰ تا ۹۲ مقاله ی « فراماسونری دجال آخرالزمان » چنین می گوید:
شباهت فراماسونری و دجال در روایات اسلامی

در روایات اسلامی، احادیث فراوانی در مورد دجال و خر دجال گفته شده است و معصومین (علیه السلام)، فتنه ای که توسط دجال برپا می شود را سخت ترین فتنه ی تاریخ دانسته اند.(۱۵۷) معصومین (علیه السلام) همواره درباره ی دجال به مسلمانان هشدار داده اند و مسلمین را از فریب خوردن توسط دجال برحذر داشته اند. در روایات ذکر شده است که دجالان زیادی در طول تاریخ خواهند آمد،(۱۵۸) اما دجال آخرالزمان از همه خطرناک تر خواهد بود. توصیفاتی که در روایات پیرامون دجال و خر دجال آمده اند، مربوط به همین دجال آخرالزمان می باشد. با این اوصاف، لزوم شناخت دقیق این موجود خبیث بر هیچ کس پوشیده نیست، زیرا که در صورت عدم شناخت دجال، انسان ها ممکن است فریب خورده و دجال را یاری کنند و بدین ترتیب شقاوت ابدی را برای خود بخرند.
معصومین (علیه السلام) برای این که مومنین را از چنگال دجال رهایی بخشند، نشانه ها و توصیفات دجال را در روایات فراوانی ذکر کرده اند تا مومنین با مطالعه ی این توصیفات، بتوانند دجال را بشناسند و از افتادن در دام دجال برهند. نکته ی مهمی که در روایات دجال حایز اهمیت است، این است که روایات پیرامون دجال، بسیار گسترده و گوناگون بوده و بسیاری از آن ها از نظر سندی یا محتوایی مخدوش می باشند؛ اما در هر حال روایات مستند فراوانی نیز وجود دارند که می توانند راهگشای مسلمانان باشند.

از سوی دیگر، در بین علما نظرات متفاوتی در مورد محتوای روایات دجال وجود دارد. برای مثال عده ای از علما معتقدند که دجال و خر او شخصیت هایی حقیقی هستند و در واقع دجال یک انسان، و خر او واقعاً یک خر می باشد. اما عده ای دیگر از علما که تعدادشان نیز بسیار زیاد است، معتقدند که دجال و خر دجال توصیفاتی نمادین از جریان های فکری، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی خاصی هستند که مسلمانان و دیگر انسان ها را فریب داده و خطرناکترین فتنه ی تاریخ را رقم می زنند.(۱۵۹)

در نظر این خادم حقیر آقا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، به احتمال بسیار زیاد، سخن گروه دوم از علما (که قایل به نمادین بودن توصیفات روایات در مورد دجال و خر دجال هستند)، صحیح تر به نظر می رسد؛ زیرا سخن گروه اول علما بنا به دلایلی کمتر قابل پذیرفتن است.

برای مثال اگر بپذیریم که واقعاً دجال انسانی یک چشم و دارای ویژگی های بسیار عجیب است و خرش نیز خری استثنایی است و از هر مویش نغمه ای بلند می شود، چگونه می توان پذیرفت که عده ی زیادی به دورش جمع می شوند و از وی حمایت می کنند؟ زیرا اگر انسانی با این ویژگی های عجیب و غریب همراه با خری عجیب تر از خودش! ظاهر شود، انسان ها نسبت به او مشکوک شده و او را به راحتی می شناسند. در این حالت، با توجه به عجیب و غریب بودن این انسان (دجال)، مردم به راحتی وی را شناخته و دیگر از وی فریب نمی خورند. زیرا انسانی که یک چشم بوده و چشمش در وسط پیشانی او است، به راحتی قابل شناسایی است. بنابراین دجال نمی تواند واقعاً یک انسان باشد، بلکه احتمالاً نماد یک تفکر، گروه و یا جریان خاصی در آخرالزمان است که خیلی فریبنده و بدون اینکه دیگران متوجه شوند، اعمال شیطانی خود را انجام می دهد.
[/b]
از توصیفاتی که در احادیث و روایات در باب دجال وارد شده است، می توان نتیجه گرفت که دجال یک شخص واحد نیست، بلکه یک جریان و یک تفکر است. بیشتر توصیف ها در مورد دجال به صورت نمادین است و ویژگی هایی که برای دجال گفته شده است، عموماً مربوط به انسان نمی شود. این در حالی است که در مورد سفیانی ( یکی دیگر از دشمنان امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) )، کاملاً ویژگیهای یک انسان بیان شده است. به همین دلیل اکثر علما در مورد سفیانی اتفاق نظر دارند که سفیانی احتمالاً یک انسان است.

بسیاری از عالمان بزرگ از جمله آیت الله مکارم شیرازی دجال را نماد حرکات شیطانی « سردمداران ستمگر جهان مادی » می دانند.(۱۶۰) همچنین مقام معظم رهبری نیز گرچه صریحاً از دجال نام نبرده اند، اما بارها به خطر « نظام سلطه » اشاره کرده اند.(۱۶۱) از سوی دیگر امام خمینی (رحمة الله علیه) هم بارها آمریکا را «شیطان بزرگ» نامیده اند.(۱۶۲) این نامگذاری ها نشان می دهد که در ورای الفاظ ظاهری، باید به لایه های پنهان معانی روایات نیز توجه کرد.

به نظر بنده ی حقیر، تشکیلات جهانی فراماسونری، دجال آخرالزمان است. زیرا شباهت های بسیاری با توصیفات نمادینی که از دجال در روایات آمده است، دارد. همچنین فتنه ای که این تشکیلات جهانی به راه انداخته است، به حق بزرگترین فتنه ی تاریخ است؛ تا آن جا که بزرگترین فتنه گران تاریخ از جمله اسراییل، آمریکا، یهود، بهاییت و… همگی جزیی از این تشکیلات شیطانی هستند.

البته نظر ما در مورد دجال بودن فراماسونری، با نظر علمای بزرگی همچون آیت الله مکارم شیرازی و مقام معظم رهبری مغایر نیست؛ زیرا تشکیلات فراماسونری، دقیقآً منطبق بر « استکبار جهانی » و « نظام سلطه » است. در واقع در این مقاله، تلاش داریم تا صحت این ادعا را اثبات کنیم و تطبیق روایات پیرامون دجال را با فراماسونری (استکبار جهانی)، بررسی نماییم.

در هر صورت انسان جایزالخطا است و خطا کردن جزیی از ذات انسان می باشد؛ بنابراین ما نیز از این قانون مستثنی نیستیم. در مورد تطبیق دجال با فراماسونری نیز باید ذکر کنیم که ما این مسأله را به صورت احتمال قوی ذکر می کنیم، اما ادعا نمی کنیم که این مطلب صد در صد قطعی است. اگر این تطبیق صحیح نباشد نیز قصور از جانب ما بوده است و اشکالی بر روایات مترتب نیست.


البته ترس از اشتباه نباید سبب شود تا از مطالعه در نشانه های ظهور خودداری کنیم؛ زیرا ممکن است که ما نشانه ها را نشناخته و این نشانه ها به وقوع بپیوندند و ما نادانسته گرفتار فتنه های آخرالزمان شویم. اما در طی این مطالعات، باید دقت کنیم که نشانه های ظهور را بدون مطالعه و بی مهابا بر حوادث اطرافمان تطبیق ندهیم؛ بلکه در شرایطی این تطبیق را انجام دهیم که دقیقاً نشانه ها بر حوادث منطبق باشند و ما خودمان آن ها را به یکدیگر ربط ندهیم! از سوی دیگر حتی اگر نشانه ها را بر حوادث اطرافمان تطبیق دادیم، باید مسؤلیت این مسأله را خودمان بر عهده بگیریم و از اشکال گرفتن بر روایات بپرهیزیم؛ زیرا این روایات نبودند که ما را به تطبیق وا داشتند، بلکه ما خودمان این کار را انجام دادیم! با رعایت این مسایل، هم می توانیم نشانه های ظهور را به خوبی مطالعه کنیم و ان شاء الله بدین ترتیب از افتادن در دام فتنه های آخرالزمان بپرهیزیم، هم از افتادن در اشتباهی که عده ای از پیشینیان ما انجام دادند (و به دلیل تطبیق نا به جای نشانه ها بر حوادث اطرافشان عجله کردند و با عدم وقوع ظهور ناامید شدند)، خودداری کنیم.

بعد از ذکر این مقدمه ی طولانی، به بیان شباهت های فراماسونری با دجال در روایات اسلامی می پردازیم. این نکته را باید متذکر شویم که در اینجا سعی نموده ایم تا عده ای از نشانه ها را ذکر کنیم که در اکثر روایات، مشترک بوده اند … »

با دقت در عبارات فوق می توان دریافت که بنده به عنوان مولف مقاله ی « فراماسونری دجال آخرالزمان « در همان زمان نگارش مقاله نیز به وجود نظریه های مختلف در مورد « دجال » اشاره نموده و نظریه ی خود را در حد یک احتمال بیان نموده ام که احتمال اشتباه در آن نیز وجود دارد! بنابراین چگونه این وصله به این حقیر چسبانده شده که برای اثبات تئوری خود به هر ترفندی از جمله گزینشی برخورد کردن با روایات (همان تحریف با بیان محترمانه تر!) دست زده تا نظریه ی خود را اثبات کنم؟!

در واقع در همان مقاله نیز بنده به عنوان مولف مقاله به احتمال اشتباه بودن تئوری خود اشاره نمودم تا مخاطبان به صورت چشم بسته، مطالب ذکر شده در آن را نپذیرند و خدای ناکرده در صورت اشتباه بودن این تطبیق، دیگران راه را به اشتباه نروند.

این در حالی است که در بسته ی ارایه شده توسط وبسایت محترم « ردپا کلیپ »، عبارات پر طمطراقی همچون بسته ی معرفی « چیستی و کیستی دجال »، با اعتماد به نفس تمام و بدون توجه به ظرایف تبلیغاتی، با درجه ی قطعیت بسیار به کار رفته شده است!!!

حال برادر گرامی جناب آقای « قنبریان » باید پاسخگو باشند که چرا در سخنرانی خود ذکر نکردند که مولف مقاله ی « فراماسونری دجال آخرالزمان » در مقاله ی خود به احتمالات دیگری غیر از نظریه ی خود نیز اشاره کرده است تا مولف مقاله ی نامبرده متهم به تحریف روایات نگردد؟! آیا این امر خود تحریف نوشته های مولف مقاله نیست.؟
۲ – پلان دوم: وجود برخی اطلاعات غلط در مستند

متاسفانه در فیلم مستند « فراماسونری دجال آخرالزمان نیست! » بعضاً اطلاعات غلط و ناصحیحی به مخاطب ارایه شده است. در بخشی از سخنرانی جناب آقای « قنبریان » و در راستای بیان جادوگری « دجال »، ایشان به جادوهای « کریس آنجل » جادوگر و شعبده باز مشهور غربی اشاره نموده و ذکر کردند که « بنده صراحتاً و ابداً قبول ندارم که کارهای وی بازی باشد، چرا که در جلوی دوربین های فیلم برداران و خبرنگاران اجرا می شود … »:
[تصویر: 01.jpg]
این در حالی است که در فیلم ها و کلیپ های متعددی، بخش اعظم « حقه ها » و « شعبده های » « کریس آنجل » توسط شعبده بازان مشهوری همچون « جادوگر نقابدار : Masked Magician » و حتی خود شخص « کریس انجل » لو رفته است!:
الف) لو رفتن حقه ی « راه رفتن بر روی آب » به وسیله ی « شعبده باز نقابدار : Masked Magician »: (تصاویر زننده تا حد امکان سانسور شده اند)
[تصویر: 02.jpg]
ب) لو رفتن حقه ی « پرواز » توسط « جادوگر نقابدار : Masked Magician):
[تصویر: 03.jpg]
ج) لو رفتن حقه ی « شناور شدن در هوا » به وسیله ی خود « کریس آنجل »!!!:
[تصویر: 04.jpg]
اما با ملاحظه ی کلیپ های فوق، یک ایراد بزرگ بر سخنان جناب آقای « قنبریان » مترتب است:
از یک محقق عرصه ی « دشمن شناسی » بعید است که دست به چنین اشتباهی بزند و فریب تاکتیک و صحنه آرایی دشمن و « فراماسونری جهانی » را بخورد و حتی با ذکر عبارات « ابداً و صراحتاً قبول ندارم که کارهای کریس آنجل بازی باشند، چرا که فیلم برداران و خبرنگاران نیز در صحنه حضور دارند … »، بر اشتباه خود تاکید ورزد!

آیا برادر بزرگوار ما جناب آقای قنبریان و همکاران وبسایت « ردپا کلیپ » تاکنون صحنه آرایی ها و فریبکاری های جهان استکباری را در عرصه های خبر رسانی، فیلم سازی، مستند سازی و … ملاحظه نکرده اند که آنگاه با ملاحظه ی چند فرد اجیر شده و مزد گرفته در کلیپ های « کریس آنجل » که نقش خبرنگار و فیلم بردار بی طرف را بازی می کنند، فریب چشم بندی و شعبده بازی « کریس آنجل » و همکاران وی را می خورند؟!!! آیا با مشاهده ی لو رفتن حقه ی « شناور شدن در هوا » توسط خود « کریس آنجل » باز هم می توان اصرار کرد که کارهای « کریس آنجل » همگی واقعی هستند؟!!

خیر عزیزان! اعمال « کریس آنجل »، « دیوید کاپرفیلد »، « جادوگر نقابدار : Masked Magician » در عصر حاضر، و اعمال جادوگران عصر حضرت موسی (علیه السلام) و اعمال ساحران در هر عصر و زمانی، تنها چشم بندی، تردستی، شعبده و حقه بوده و می باشند و با کلک و حقه به خورد تماشاگر می روند! اصولاً همین تفاوت اعمال جادوگران با معجزات پیامبران و امامان (علیهم السلام) است که موجب گردید تا ساحران عصر حضرت موسی (علیه السلام) مقابل اعجاز ایشان تسلیم شده و به ایشان ایمان بیاورند.

جالب این که لقب « کریس آنجل »، « دیوید کاپرفیلد » و « جادوگر نقابدار : Masked Magician »، علاوه بر جادوگر « Magician »، فریبکار ایجاد کننده ی توهم « Illusionist » نیز می باشد که بر فریبکاری و حقه بازی آن ها در ایجاد وهم و خیال در بیننده، تاکید دارد.

البته این فریبکاری های سرگرم کننده، تنها بخش کوچکی از ابزار آلات اغوا کننده ی « فراماسونری جهانی » می باشد؛ حال باید پرسید که آیا لقب دجال احتمالی آخرالزمان، نمی تواند برازنده ی « فراماسونری جهانی » باشد که با ابزار رسانه ای قدرتمند خود که روایات از آن به « خر دجال » تعبیر کرده اند، به فریب مردم پرداخته و حتی محققان کارکشته همچون بنده، شما و دیگران را نیز فریب داده است! به نحوی که امثال « عبدالله هاشم » که به زعم خود تلاش های بسیاری در جهت مبارزه با فراماسونری جهانی ترتیب دادند، در نهایت به دام یکی دیگر از مهره های این دجال احتمالی آخرالزمان (فراماسونری جهانی) یعنی « احمد بن الحسن الیمانی » افتاده اند:

http://www.alvadossadegh.com/fa/new-news...41-56.html
و
http://www.alvadossadegh.com/fa/new-news...43-46.html
و
http://www.alvadossadegh.com/fa/new-news/74-1388-12-05-17-45-54/10468–2.html
و
http://www.alvadossadegh.com/fa/new-news/74-1388-12-05-17-45-54/12321–l-r-.html
البته مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالی) نیز همین تعبیر (خر دجال) را درباره ی دستگاه قدرتمند رسانه های غرب به کار برده و نسبت به آن هشدار داده اند:

« وقتی‌ به‌ صحنه‌ی‌ نبرد نگاه‌ می‌کنم‌، صحنه‌یی‌ را می‌بینم‌ که‌ یک‌ طرف‌ آن‌، شما ملت‌ ایران‌ که‌ طرفدار اسلام‌ و نجات‌ مستضعفان‌ و دشمن‌ نظام‌ استکباری‌ دنیا هستید، قرار دارید و طرف‌ دیگر آن‌، دشمنان‌ شما، یعنی‌ سردمداران‌ جبهه‌ی‌ استکبار و ضد اسلام‌، دنباله‌روهایشان‌ و اراذلی‌ که‌ در این‌ بین‌، به‌خاطر منافع‌ شخصی‌ و هواهای‌ نفسانی‌، دنبال‌ بوق‌ استکبار و خر دجال‌ او راه‌ افتاده‌اند، قرار دارند.[/i] الان‌، کارزاری‌ برپاست‌; شوخی‌ نیست‌. جنگ‌ نظامی‌، تمام‌ شد. تازه‌ اگر دشمن‌ ـ یعنی‌ استکبار جهانی‌ ـ بتواند، حرفی‌ ندارد که‌ باز هم‌ جنگ‌ نظامی‌ را راه‌ بیندازد; منتها برایش‌ آسان‌ نیست.
الان‌، [b]یک‌ کارزار فکری‌ و فرهنگی‌ و سیاسی‌ در جریان‌ است‌
. هر کس‌ بتواند بر این‌ صحنه‌ی‌ کارزار و نبرد تسلط پیدا کند، خبرها را بفهمد، احاطه‌ی‌ ذهنی‌ داشته‌ باشد و یک‌ نگاه‌ به‌ صحنه‌ بیندازد، برایش‌ مسلم‌ خواهد شد که‌ الان‌ دشمن‌ از طرق‌ فرهنگی‌، بیشترین‌ فشار خود را وارد می‌آورد. کم‌ هم‌ نیستند قلم‌به‌مزدها و فرهنگیهای‌ دین‌ و دل‌ و وجدان‌ باخته‌ و نشسته‌ی‌ پای‌ بساط فساد استکبار ـ چه‌ غالبا و اکثرا در خارج‌ کشور و چه‌ تک‌وتوکی‌ در داخل‌ کشور ـ که‌ برای‌ مقاصد استکباری‌، قلم‌ هم‌ بردارند، شعر هم‌ بگویند، کار هم‌ بکنند و دارند می‌کنند.
نبرد فرهنگی‌ را با مقابله‌ی‌ به ‌مثل‌ می‌شود پاسخ‌ داد. کار فرهنگی‌ و هجوم‌ فرهنگی‌ را با تفنگ‌ نمی‌شود جواب‌ داد. تفنگ‌ او، قلم‌ است‌. این‌ را می‌گوییم‌، تا مسؤولان‌ فرهنگ‌ کشور و کارگزاران‌ امور فرهنگی‌ در هر سطحی‌ و شما فرهنگیان‌ عزیز ـ اعم‌ از معلم‌ و دانشجو و روحانی‌ و طلبه‌ و مدرستان‌، تا دانش‌آموزتان‌ و تا کسانی‌ که‌ در بیرون‌ این‌ نظام‌ آموزشی‌ کشور مشغول‌ کارند ـ احساس‌ کنید که‌ امروز، سرباز این‌ قضیه‌ شمایید و بدانید که‌ چگونه‌ دفاع‌ خواهید کرد و چه‌ کاری‌ انجام‌ خواهید داد… »

« بیانات مقام معظم رهبری (مد ظله العالی) در دیدار گروهی‌ از معلمان‌ و فرهنگیان و جمعی‌ از کارگران، در تقارن روز معلم‌ و روز جهانی‌ کارگر به تاریخ ۱۲/۲/۶۹ »
http://www.leader.ir/langs/fa/?p=bayanat&id=287

اما یک سوال! چرا شعبده بازان و جادوگران غربی که عمدتاً عضو گروه های « فراماسونری » و « شیطان پرستی » هستند، اخیراً حقه های خود را لو داده اند؟

پاسخ این سوال با کمی تفکر به راحتی نمایان می شود. بله عزیزان! جهان استکباری و « فراماسونری جهانی »، با ارایه ی نمایش ها و برنامه های شعبده بازی و جادوگری از یک سو و سپس لو دادن آن ها از سوی دیگر، تلاش می نماید تا به خیال خود و به واسطه ی مهره های خود همچون « کریس آنجل »، « دیوید کاپرفیلد » و « جادوگر نقابدار » به صورت پیشگیرانه و پیشدستانه، اهالی مغرب زمین و مشرق زمین را در مقابل معجزات آخرالزمانی « مهدی موعود (عجل الله تعالی فرجه الشریف) » و حضرت « مسیح (علیه السلام) » بیمه نماید! در واقع رسانه های غربی با نشان دادن اعمال شعبده بازی محیر العقول از سوی شعبده بازان مشهور و سپس لو دادن حقه های آنان می خواهد اذهان و افکار عموم را برای مواجهه با معجزات آخرالزمانی منجی موعود حضرت مهدی صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) آماده نماید تا در صورت بروز اینگونه معجزات، به افکار عمومی مردم جهان اینگونه بقبولاند که این معجزات، تردستی و شعبده هستند!!! این ترفند و زدن انگ جادوگری به اولیای الهی از قرن ها قبل نیز وجود داشته و چه مشرکان مکه در زمان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و چه مشرکان و کافران هم عصر سایر پیامبران الهی (علیهم السلام) به آن ها تهمت جادوگری و سحر می زدند و امروزه نیز دشمن با استفاده از ابزار آلات پیشرفته تر، تلاش می نماید تا مجدداً این تهمت ها را حواله ی منجی موعود آخرالزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نماید.
۳- پلان سوم: برداشت نادرست از عبارت « فراماسونری »
در مستند « فراماسونری دجال آخرالزمان نیست! » یک اشکال به مقاله ی « فراماسونری دجال آخرالزمان » وارد شده است و در طی آن ذکر شده که مولف مقاله ی نامبرده، برخی از خصوصیات دجال را به افراد عضو لژهای فراماسونری نسبت داده و برخی دیگر از خصوصیات دجال در روایات را به ابزار آلات این فرقه و برخی از خصوصیات دجال را به سازمان فراماسونری نسبت داده است. این بخش سخنان آقای قنبریان در لینک زیر قابل مشاهده است:
[تصویر: 01.jpg]
اما با ملاحظه ی این سخن می توان دریافت که ایشان برداشت صحیحی از عبارت « فراماسونری » در مقاله ی « فراماسونری دجال آخرالزمان » و اصولاً برداشت صحیحی از « سیستم » و « نظام » نداشته اند. هنگامی که از یک « سیستم »، « نظام » یا « نهاد » سخن می گوییم، آن « سیستم » یا « نظام »، فقط شامل « افراد » یا فقط شامل « ساختمان ها و سازه ها » یا فقط شامل « رسانه های مرتبط با آن نهاد » یا … نیست و مجموعه ای از « افراد »، « ابزار »، « ساختمان ها و سازه ها »، « رسانه ها »، « زیر ساخت های مالی » و … یک « سیستم » را می سازند.

برای مثال، « ارتش جمهوری اسلامی ایران » به عنوان یک « سیستم » و « نظام » از مجموعه ی « افراد »، « سازمان های زیر مجموعه »، « ادوات »، « ابزار »، « رسانه » و حتی « تیم های ورزشی!!! » متعلق به خود بهره می گیرد.

هنگامی که یک « فرد » عضو « نهاد » ارتش جمهوری اسلامی ایران موفق به نابودی ۱۰ تانک دشمن می گردد، گفته می شود که « ارتش جمهوری اسلامی ایران » موفق به نابودی ۱۰ تانک دشمن شد! هنگامی که ابزار آلات الکترونیک هوشمند و خودکار ارتش جمهوری اسلامی ایران موفق به شناسایی و نابودی هواپیمای دشمن می گردد، گفته می شود که « ارتش جمهوری اسلامی ایران » موفق به نابودی هواپیمای دشمن گردید! هنگامی که « تیم فوتبال ارتش جمهوری اسلامی ایران » رتبه ی « اول » فوتبال ارتش های جهان را کسب می نماید، باز هم گفته می شود « ارتش جمهوری اسلامی ایران » قهرمان فوتبال ارتش های جهان گردید! هنگامی که توسط نیروهای دشمن، « ساختمان ها »، « انبارها » و « زاغه های مهمات » ارتش جمهوری اسلامی ایران مورد تهاجم و آسیب قرار می گیرد، گفته می شود که « ارتش جمهوری اسلامی ایران » در طی حمله ی دشمن، متحمل خسارات مالی گردید!!!
آیا رسانه ها در این زمینه اشتباه می کنند یا دروغ می گویند؟

خیر عزیزان! اشتباهی در کار نیست! گزاره های خبری فوق به این دلیل است که رسانه ها می دانند که « ارتش جمهوری اسلامی ایران »، تنها « یک فرد » یا « یک ساختمان » یا « یک تانک »، « یک هواپیما »، « یک تیم ورزشی » یا یک … نیست، بلکه مجموعه ای از افراد، ساختمان ها، ابزار آلات، تیم های ورزشی و … در کنار یکدیگر قرار می گیرند تا « سیستم »، « نظام » و « نهاد » ارتش اسلامی ایران را بسازند و هر واقعه ای که به واسطه ی یکی از اجزای نامبرده رخ دهد، منتسب به « ارتش جمهوری اسلامی ایران » می باشد.

در مورد « فراماسونری جهانی » نیز همین گونه است و « فراماسونری جهانی » به عنوان یک « سیستم »، « نظام »، و « تشکیلات » بزرگ و پیشرفته، مجموعه ای بزرگ شامل « افراد »، « رسانه ها »، « ادوات نظامی و فرهنگی »، « رسانه ها »، « آثار هنری »، « تیم های ورزشی » و … است و هر فعل و انفعالی که از جانب یکی از « افراد »، « سازمان ها »، « رسانه ها »، « ادوات » و … « تشکیلات بزرگ فراماسونری » سر بزند، منتسب به « سیستم » فراماسونری است و این زیرمجموعه ها و اجزا، همگی بخشی از « سیستم » فراماسونری جهانی هستند، نه چیزی جدا از آن ها.

نشریات متعلق به « فراماسونری » نیز بر این مفهوم تاکید ورزیده و حتی به عنوان مثال مدرسه ای که مدیر آن ماسون باشد را به دلیل اینکه در جهت سیاست های مدیر ماسونش گام برمی دارد، یک جامعه ی ماسونی می داند:

« مدرسه ای که توسط مدیر ماسون اداره می شود، یک موسسه ی ماسونی محسوب می گردد. جامعه ای که توسط یک لیدر ماسون رهبری می شود، جامعه ی ماسونی به حساب می آید. اگر تعداد اعضایمان هم زیاد نشود، از طرف هر کسی که می خواهد باشد، باشد، تحقق اصول و آداب در هر جا و مکان یک موفقیت شمرده می شود. » (نشریه ی ماسون ترک – صفحه ی ۳۰۳۲)

بدین ترتیب کاملاً واضح و مبرهن است که مفهوم و معنی فراماسونری، بسیار وسیعتر از چیزی است که در ذهن برخی از دوستان شکل گرفته است و عدم شناخت وسعت این « تشکیلات » منجر به جهت گیری های ناکافی در مقابل آن خواهد شد.

در واقع « تشکیلات شیطانی فراماسونری » را اگر به یک انسان تشبیه کنیم، فراماسون ها به مثابه مغز آن، ادوات و ابزار جنگی فراماسونری به مثابه دست های آن، موسسات زیرمجموعه، به مثابه پاهای آن و … می باشد. یقیناً اگر فعل و انفعالی از سوی دست یک انسان، پای وی، مغز وی و … سر بزند، منتسب به خود فرد خواهد شد، نه صرفاً دست، یا پای او!

نکته ی مهم این که تعابیری همچون « نظام سلطه » یا « استکبار جهانی » که بارها از سوی رهبر فرزانه ی جمهوری اسلامی ایران بیان شده است، صرفاً به روسای جمهور کشورهای غربی و انسان های مستکبر، یا صرفاً به ارتش های مستکبر، یا صرفاً به نهادهای مالی مستکبر و یا … اشاره نمی کند و مقصود از این تعبیر، تمامی افراد، نهادها، ارتش ها، رسانه ها و … است که همگام و هماهنگ با یکدیگر، در جهت چپاول و غارت ملت های مستضعف فعالیت می کنند.

البته ما از قبل نیز احتمال بروز چنین سوء تعبیرهایی را داده و در مقالات خود، مقصود خود را از عبارت « فراماسونری » بیان نموده بودیم:
۱- در صفحه ی ۹۱ مقاله ی « فراماسونری دجال آخرالزمان » چنین آمده است:

« به نظر بنده ی حقیر، تشکیلات جهانی فراماسونری، دجال آخرالزمان است. زیرا شباهت های بسیاری با توصیفات نمادینی که از دجال در روایات آمده است، دارد. همچنین فتنه ای که این تشکیلات جهانی به راه انداخته است، به حق بزرگترین فتنه ی تاریخ است؛ تا آن جا که بزرگترین فتنه گران تاریخ از جمله اسراییل، آمریکا، یهود، بهاییت و… همگی جزیی از این تشکیلات شیطانی هستند.

البته نظر ما در مورد دجال بودن فراماسونری، با نظر علمای بزرگی همچون آیت الله مکارم شیرازی و مقام معظم رهبری مغایر نیست؛ زیرا تشکیلات فراماسونری، دقیقآً منطبق بر « استکبار جهانی » و « نظام سلطه » است. در واقع در این مقاله، تلاش داریم تا صحت این ادعا را اثبات کنیم و تطبیق روایات پیرامون دجال را با فراماسونری (استکبار جهانی)، بررسی نماییم. »

۲- در صفحه ی ۱۲۳ مقاله ی « جهان در سیطره ی دجال، ایران جزیره ی امید » چنین آمده است:
« در این قسمت ذکر یک نکته ضروری به نظر می رسد و آن اینکه اصطلاحاتی همچون « صهیونیسم جهانی »، « سلطه طلبان »، « استکبار جهانی » و … که مکرراً از سوی امام خمینی () به کار می رفت منافاتی با مطالبی که تاکنون درباره ی « فراماسونری دجال » گفته شد، ندارد؛ زیرا اصطلاحات مذکور با یکدیگر قرابت بسیار دارند. در این میان یکی از عواملی که باعث شد تا ما از بین این اسامی مختلف، نام « فراماسونری جهانی » را برگزینیم، بحث « نماد شناسی » ماسونی بود که با وجود نمادهایی چون « چشم جهان بین »، « پرگار و گونیا »، « Baphomet » و …، توضیح آن ها در قالب اصطلاحاتی چون « نظام سلطه »، « صهیونیسم » و … بسیار دشوار بود. همچنین استفاده از واژه هایی چون « صهیونیسم » می توانست تا حدودی بار مذهبی برای « نظام سلطه » به ارمغان بیاورد و آن را به « یهودیت » و تا حدی « اوانجلیسم » محدود نماید که انتخاب نام « فراماسونری » این مشکل را نیز رفع می نماید. بنابراین عبارات « صهیونیسم جهانی »، « سلطه طلبان »، « استکبار جهانی »، « نظام سلطه » و … که مکرراً توسط امام خمینی () و مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای () بیان شده و ذکر می گردد، با « فراماسونری جهانی » یا همان « دجال احتمالی آخرالزمان » مطابقت دارد. »

نکته ی جالب این که در ابتدای مقاله ی « فراماسونری دجال اخرالزمان » و در صفحه ی ۳ این مقاله، حتی به تفاوت مفهومی « فراماسونر » به عنوان یک مفهوم « عام » با معنای این « عبارت » به صورت « خاص » و « تخصصی »، اشاره شده تا مخاطب به اشتباه نیفتد و مقصود از عبارت « فراماسونری » در آن مقاله را به خوبی در یابد:

« یک توضیح: در کشور های غربی گروه های مختلف مخفی و سری فعالیت می کنند که بعضآً نام های اغواگری چون ( Illuminati = روشن ضمیران، روشن فکران ) و… دارند. اکثر گروه های نامبرده ، گروه هایی توطئه گر و پیرو اهداف شیطانی هستند که دست بسیاری از آن ها برای محققین رو شده است. اکثر این گروه ها با وجود تفاوت های ظاهری، عقاید مشترک و اهداف یکسانی دارند. اسامی که به این گروه ها اطلاق می شود عبارتند از: Theosophical Society (نامی که به هیچ عنوان درخور آنان نیست)، Occult، Secret Society، Illuminati، The Committee of 300، Masonry و Freemasonry. از این به بعد وقتی از ماسون ها یا فراماسون ها سخن می گوییم ، علاوه بر اعضای Freemasonry و Masonry به طور خاص، منظورمان اعضای گروه های دیگر نیز به طور عام می باشند. چرا که این گروه ها همگی عقاید و اهداف مشترکی دارند. »

بدین ترتیب ایراد بیان شده از سوی جناب آقای قنبریان، ناشی از عدم برداشت صحیح ایشان از مفهوم فراماسونری است، نه ایراد در مقاله ی « فراماسونری دجال آخرالزمان » و این اشکال بیان شده از سوی جناب آقای قنبریان وارد نمی باشد.
۴- پلان چهارم: نگاهی دوباره به احادیث مربوط به « دجال »

نکته ای که در مقاله ی « فراماسونری دجال آخرالزمان »، مستند « فراماسونری دجال آخرالزمان نیست » و سایر مقالات مشابه کمتر مورد بررسی قرار گرفته است، وضعیت کلی روایات ذکر شده پیرامون دجال است.

آن چه که مخاطبان محترم باید بدانند، این نکته ی مهم است که اصولاً عمده ی روایات ذکر شده پیرامون دجال، در زمره ی احادیث « ضعیف السند » تلقی می شوند و به همین دلیل، این گونه روایات قابل اتکای صد در صد ندارند و نمی توان با اتکا به آن ها در مورد خصوصیات دجال، با قطعیت سخن گفت. در این زمینه، به دلیل پرهیز از اطاله ی کلام، مطالب مستقیماً از آثار سایر محققین مهدوی نقل می شود:

« دجّال در منابع شیعى و سنّى
احادیث حکایت حال دجّال در کتب اهل سنت حجم عظیمى را تشکیل مى‏دهد در حالى که در منابع شیعى با روایات اندکى در این خصوص روبروییم و در مقایسه باید گفت روایات باب دجّال در منابع عامّه ده‏ها برابر همان احادیث در جوامع روایى خاصه است
. بر اساس حجم قابل توجه روایات اهل سنت، مى‏بینیم که کتاب‏هاى مستقلّ فراوانى از سوى ایشان در خصوص دجّال نگاشته شده است مانند:
_ نبأ الدجّال، تألیف: شمس الدین محمد ذهبى.
_ المسیح الدجّال، تألیف: سعید ایّوب.
_ المسیح الدجّال حقیقة لا خیال، تألیف: شیخ عبداللطیف عاشور.
_ المسیح الدجّال بیننا، تألیف: شیخ الرشید ابراهیم ناصر.
براى آگاهى بیشتر از حجم روایات دجّال در کتب اصلى روایى اهل سنت، کافى است نگاهى گذرا داشته باشیم به صحیح مسلم؛ ابو الحسین مسلم بن حجاج قشیرى در صحیح خود از حدود ۲۸طریق!! روایات مربوط به دجّال و چهره و اوصافش، نحوه ى قیام، منش و رفتار، عقاید و جنایات و مفاسد و پیروان و اتباع و چگونگى کشته شدن و محل به درک واصل شدنش، را ذکر مى‏کند که در اینجا به نقل پنج طریق از آن‏ها اکتفا مى‏کنیم:
_ از ابوبکر بن ابى شیبه از ابى اسامه از محمد بن بشر از عبیداللّه از نافع از عبداللَّه بن عمر.
_ از زهیر بن حرب از عفان از عبدالوارث از شعیب بن حبحاب از انس از رسول خداصلى الله علیه و آله .
_ از محمد بن عباد از حاتم بن اسماعیل از موسى بن عقبة از نافع از رسول خداصلى الله علیه و آله .
_ از ابى الربیع از ابى کامل از حماد بن یزید از ایوب از نافع از رسول خداصلى الله علیه و آله .
_ از محمد بن مثنى و محمد بن بشر از محمد بن جعفر از شعبه از قتاده از انس بن مالک از رسول خداصلى الله علیه و آله.
سخنى قابل توجه از تفتازانى: سعد الدین تفتازانى (متوفاى ۷۹۳ق) در کتاب کلامى معروف (شرح المقاصد) – که از معتبرترین کتب کلامى اهل سنت است – در بخش ملحقات باب امامت و تحت عنوان (خاتمه) چنین عنوان مى‏کند که: خروج مهدى [علیه السّلام] و نزول عیسى بن مریم [علیهما السّلام] از طریق اخبار آحاد صحیح به ما رسیده، ولى اخبار خروج دجّال قریب به متواتر معنوى است!!
این سخن از سعد تفتازانى که یکى از بزرگترین متکلمان اهل سنت است، بیانگر میزان توجه و اعتقاد – حداقل بخشى از برادران – اهل سنت به قضیه ى دجّال در برابر مسئله‏ ى مهدویت است. (سخن وى به ویژه از این جهت حائز اهمیت است که بر اساس برخى از مبانى کلامى، مسائل اصول دین و اعتقادات به وسیله‏ ى خبر واحد -هر چند صحیح- قابل اثبات نیست، بر خلاف اخبار متواتر که مى‏توانند مستند عقاید کلامى واقع شوند)
.
امّا در مورد انباء الدجّال در کتب شیعه، مناسب است که ابتدا مرورى داشته باشیم بر کتب قدماى اصحاب و در مرحله‏ ى دوم نگاهى داشته باشیم به کتب علما و مهدى پژوهان معاصر.

احادیث دجّال در کتب قدماى امامیه
مى‏دانیم که مهمترین کتب روایى ما در بحث مهدویت عبارتند از:
۱ – کتاب الحجة از اصول الکافى تألیف: ثقة الاسلام کلینى.۱
۲ – إکمال الدین و تمام النعمة تألیف: شیخ صدوق.۱
۳- کتابُ الغیبة تألیف: ابن ابى زینب نعمانى.۱
۴- باب ذکر الامام القائم از الارشاد تألیف: شیخ مفید.۱
۵- کتابُ الغیبة تألیف: شیخ الطائفة طوسى.۱
با نگاهى به کتب فوق، روشن مى‏شود که در کتاب‏هاى (الکافى)، (الغیبة نعمانى) و (الارشاد) حتى یک حدیث نیز در مورد دجّال روایت نشده است!! در حالى که در مورد (سفیانى)، (خسف البیداء)، (صیحه و نداى آسمانى) و (قتل نفس زکیه) و… روایات بسیارى نقل شده است و گذشته از این نشانه ‏هاى مشهور و حتمى، مثلاً در (الارشاد) به بیش از ۵۰علامت تصریح شده است ولى از دجّال هیچ سخنى به میان نیامده است.
از طرفى مجموع روایاتى که در آن‏ها به دجّال اشاره رفته و در إکمال الدین صدوق (قدس سره) و الغیبة شیخ الطائفة (قدس سره) وارد شده است، به ده عدد نمى‏رسد!
از این پنج منبع که بگذریم کتاب (إعلام الورى بأعلام الهدى) تألیفِ شیخ فضل ‏بن حسن طبرسى که از عمده کتاب‏هاى مرجع در مبحث امام‏شناسى است، نیز على رغم ذکر احادیث متعدد در باره ‏ى (سفیانى)، (قتل نفس زکیه) و (خسف البیداء) و … در مورد دجّال روایتى را نقل نمى‏کند.
البته باید افزود که در کتاب‏هاى معتبرى چون (الخصال) تألیفِ شیخ صدوق ۱تفسیر على بن ابراهیم قمّى)، (الملاحم و الفتن) تألیفِ سیدبن طاووس ۱و (الخرائج و الجرائح) تألیفِ هبة اللَّه راوندى ۱روایات اندکى در مورد دجّال وارد شده است.


نظر مهدى پژوهان معاصر در باره ى دجّال
۱- مرحوم آیت اللَّه صدر الدین صدر ۱در اثر خود (المهدى) تنها به ذکر پنج روایت از دو کتاب اهل سنت -یعنى عقد الدرر و الصواعق المحرقه- اکتفا مى‏کند.

[b]۲- آیت اللَّه صافى گلپایگانى -حفظه اللّه- در دو قسمت از کتاب (منتخب الاثر)، از دجّال یاد مى‏کند:

یکم: (فى خروج الدجال) که ذیل آن به نقل شش روایت از کتب اهل سنت مى‏پردازند.
دوم: باب نهم از فصل هفتم (فى انّه علیه السلام یقتل الدجال) که در آن یک حدیث از: إکمال الدین و یک حدیث از اربعین مرحوم خاتون آبادى نقل مى‏کنند.

۳- آیت اللَّه ابو طالب تجلیل در (من هو المهدى) و شیخ محمد فقیه در (السفیانى و علامات الظهور) با وجود این که روایات علایم ظهور را از عامّه و خاصه نقل کرده‏اند، هیچ ذکرى از (دجال) به میان نیاورده‏اند.

۴ - آیت اللَّه ابراهیم امینى در (دادگستر جهان)، با تردید بسیار به مسئله دجّال نگاه کرده و آن را از رسوبات تفکر مسیحى مى‏داند که به کتاب‏هاى اهل سنت راه یافته است. ایشان بسیارى از روایات دجّال را ضعیف و غیر قابل اعتماد دانسته و در نهایت با بى‏رغبتى، اصل وجود او را قابل پذیرش مى‏شمارند؛ ولى کیستى او، اوصاف و سیره‏اش و سایر امور مرتبط به وى را مبهم دانسته و مسکوت عنه مى‏گذارند.

۵ - کامل سلیمان در (یوم الخلاص) احادیث شیعه و سنى را در باره ى دجّال ذکر کرده ولیکن پیش از ذکر آن‏ها مى‏گوید: (مسئله ‏ى دجال، قضیه ‏اى مبهم بوده و بالفعل غیر قابل پذیرش است. زیرا اولا: اخبار آن غیر معتبرند. ثانیا: امور جعلى در آن‏ها مشاهده مى‏شود که با بلندترین صدا، فریاد زده و اعتراف مى‏کند که رسول خداصلى الله علیه و آله و ائمه طاهرین‏ علیهم السّلام از ابراز داشتن این خرافات و اراجیف منزّهند. ثالثا: اساسا برخى از این روایات جعلى بوده و سندشان ساختگى است. [/b] [b]
(امّا برخى علایم ذکر شده در باره ى دجّال بر بعضى پدیده‏ هاى شوم امروزى منطبق است که آدمى را متقاعد مى‏سازد که اخبار صحیح این باب نیازمند به تأویل است؛ [یعنى زبان این روایات سمبلیک است]… بار دیگر تکرار مى‏کنم که تقریبا با [
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سرود پیروزی
۲۱:۱۰, ۱۲/آبان/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/آبان/۹۰ ۱۰:۰۴ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #23
آواتار
فراماسونری دجال نیست
دجال یک شخص حقیقی است که در آخرالزمان ظهور خواهد کرد
فتنه ای عظیم به پا خواهد کرد
مرده را زنده می کند!!!!!
که البته این ها حقیقتاً مرده نیستند
بلکه اجنه ای هستند که ممثل به شکل انسان شده اند
عده ای بر این باورند که رابط بین رأس هرم فراماسونری (همانطور که میدانید هرم ماسونی رأس ندارد) و شخص ابلیس یعنی کسی که مستقیم با خود ابلیس در رأس هرم ارتباط داره همین دجال است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
بنا بر روایات که در کتاب کمال الدین شیخ صدوق هم ذکر شده است دجال در ساعت 3 بامداد به دست حضرت حجت گردن زده خواهد شد
حالا چرا در ساعت سه بامداد
ادعای این موجودات این است که اون زمان اوج زمان قدرت ساحره ها و شیاطین است و با این کار ، یعنی کشتن دجال در زمان اوج قدرتش خدا می خواهد اثبات کند که هیچی نیستی

خلاصه ی کلام روایات در این باره زیاد است
یک بار دیگر مطالبی را که قبلاً در این خصوص مطرح کردم را ذکر می کنم:
يکي از علايم بحث ‏انگيز ظهور، قضيه ي دجّال است که پرسش‏هاي زيادي را ايجاد مي‏کند؛ بنا بر اين لازم است در اين قسمت نکاتي را در باره‏ ي آن بيان کنيم. ليکن پيش از آن شايسته است در باب توصيف دجّال دو حديث نقل کنيم تا با اوصاف او از زبان روايات بيشتر آشنا شويم. با اين هدف، ترجمه يک روايت نبوي و يک حديث علوي را از حديقه الشيعه تأليفِ مولي احمدبن محمد معروف به مقدس اردبيلي (متوفاي 993ق) نقل مي‏کنيم:
حديث نبوي: (عبداللَّه بن عمر از رسول خدا روايت مي‏کند که [1] .

... حق تعالي هيچ پيغمبري را به دنيا نفرستاد الاّ آن که انذار نمود قومش را از دجّال وليکن او را در اين امت ظاهر گردانيد و او - لعنه اللَّه - بيرون خواهد آمد بر خري سوار که عرض ميان هر دو گوش آن خر، يک ميل باشد و بهشت و دوزخي و کوهي از نان و نهري پر از آب، همراه او سِير خواهد نمود و اکثر تابعان او يهود و زنان و اعراب باشند و در جميع آفاق خواهد گشت به غير از مکّه و مدينه که قدمش به حرمين نخواهد رسيد (أنا ربّکم الأعلي) خواهد گفت، هرگاه امرِ او بر کسي مشتبه شود بايد بداند که خدا أعور(یک چشم) نيست و بر خر سوار نمي‏شود). [2] .

حديث علوي [3] : روزي اميرالمؤمنين خطبه مي‏خواند، بعد از فارغ شدن از خطبه فرمود: (سلوني ايها الناس قبل أن تفقدوني).
صعصعة بن صوحان قد راست کرده، پرسيد که يا أمير المؤمنين کي دجّال بيرون آيد؟ آن حضرت فرمود:
اين علمي است که از اسرار مخفيه است و شايد رخصت اظهار آن نباشد و امّا آن را نشانه‏ ها و علامت‏هاست که همه به هم متصل است، فوت کردن و سهل دانستن نماز و برطرف شدن امانت و رواج يافتن و حلال دانستن دروغ و افترا و رشوه خوردن و...)
سپس أصبغ‏بن نباته برخاست و گفت: يا أميرالمؤمنين! دجّال کيست؟ فرمود:
(دجّال کسي است که تصديق کننده ي او شقي است و تکذيب کننده ي او سعيد...، چشم راست ندارد و چشم چپش در پيشاني است مانند ستاره ي سرخ، لفظ کافر در زير آن نقش، بر خري سرخ رنگ سوار، طيّ ارض به سرعت نمايد، به هر چشمه که قدمش برسد آن چشمه بر زمين فرو رود و اکثر تابعان او از اولاد زنا باشند و اصحاب طيلسان و يهوديان. و آن ملعون با آن که طعام خورد و در بازارها گردد به آواز بلندي که همه جا رسد (أنا ربکم الأعلي) گويد. بقية الله در حوالي شام بر عقبه‏اي که آن را (فيق) خوانند در ساعت سيّم در روز جمعه او را به قتل آورد...) [5] .


[2] حديقة الشيعه / ج / 3 ص 1000 و 1001.
[3] اکمال الدين / ج / 4 ص _525الخرائج / ج / 3 صص _1137 - 1135نوادر الاخبار / صص 298 و 299.
[5] حديقة الشيعه / ص 999 - 997.

به جز این دو مورد، در کتب دیگر شیعه مثل جلد مهدی موعودِ بحار الانوار و کمال الدین شیخ صدوق در باب دجال احادیثی وجود دارد که در اکثر اونها دو مورد مشترک است

یکی این که أنا ربکم الاعلی، جمله ی معروف فرعون را می گوید و دیگر اینکه یک چشم است

بعلاوه در کتاب ارزشمند سفینة الصادقین که شرح حال عالم ربانی آفای یعقوبی قائنی نوشته شده (ایشان در قید حیاتند و مقیم مشهد و از شاگردان آقای انصاری همدانی اند) که دجال ملعون در آخر الزمان خروج می کند و طبق برخی روایات مردگان را هم زنده می کند اما این مردگان در حقیقت اجنه ای هستند که خود را به شکل مردگانِ انسی ممثل کرده اند (همان طور که در مستند ظهور و فیلم ملک سلیمان اشاره شده و همچنین در برخی روایات آمده در آخر الزمان یک بار دیگر موجودات عالم دخان به دنیای ما وارد می شوند البته طبق معمول بر مؤمنین و موحدین واقعی کاری نمی توانند بکنند بلکه اثرشان در سست ایمان ها و بی ایمان هایی است که خودشان با رفتار و اعتقاد خودشان مقدمه اثر بخشی این موجودات بر خود را محیا کرده اند و خداوند یاری دهندگان دین خود را نصرت می دهد و خدای الرحم الراحمین حافظ بندگان خویش است)
حقیر در پست برای کسانی که به مطالب عرفانی علاقه مندند گزیده ای از سخنان و نکته های ارزشمند معرفتی آقای یعقوبی را برای دوستان آورده ام که پیشنهاد می کنم دوستان با دقت مطالعه فرمایند. برای مشاهده می توانید اینجا هم کیلیک کنید
عجالتاً از احادیث و روایات و سخنان بزرگان دین این چنین بر می آید که دجالی وجود دارد و آن ملعون در آخرالزمان بیرون خواهد آمد (البته موحدانی که خدا دارند نگران نباشند! که یدالله فوق ایدیهم و کفی بالله وکیلا و خدا ما را بس است)
و این ملعون به دست آقا امام زمان کشته خواهد شد
یک نکته ی دیگر دوستان
در آخرالزمان شیطان سعی میکند بدل از حقیقت ایجاد کند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
یعنی چه یعنی از هر نسخه ی خدایی از شخصیتهای آخرالزمان سعی میکند شخصیتهای بدلی بسازد
همچنان که در روایات ذکر شده در ندای آسمانی که ذکر میکند در آغاز روز در ماه رمضای که حق با مهدی علیه السلام است شیطان در پایان روز ندا میکند که حق با سفیانی لعنت الله است و کسانی که بیمار دل هستند به شک خواهند افتاد!!!!!
دقیقاً همین مورد را درباره ی حضرت مسیح هم تکرار خواهد کرد و اساسا برای همین هم به دجال می گویند ضد مسیح
یکی از کارهایی که شیطان سعی کرده انجام بدهد این است که این بدعت را در اعتقاد مسیحیان ایجاد کرده که به مسیح جنبه ی الوهیت بدهد و این هم همان ادعای دجال ملعون است که در روایات ذکر شده
یعنی شعار او این است (أنا ربکم الاعلی) من رب اعلی شما هستم ، یعنی ادعای الوهیت و ربوبیت میکند
معجزاتش را هم مثل زنده کردن حضرت مسیح که به اذن خدا بوده
مرده زنده میکند (که البته همانگونه که قبل ذکر شد اینها مرده نیستند بلکه اجنه ای تمثل یافته به شکل انسان ها هستند)
خلاصه کلام اینکه شخصیت بدلی حضرت مسیح در مسائل آخرالزمان همین دجال خواهد بود
می توان گفت فراماسونری مجری طرح های دجال است
اما اینکه بگوییم فراماسونری خود دجال است
این یک برداشت شخصی است
که هیج روایتی هم این را نمی گوید
اگر چیزی برای ما قابل باور نبود اجازه ی انکار نداریم

حالا از همه ی این جنگ و دعوا های زرگری هم که بگذریم

دجال کیست یا چیست خیلی مهم نیست


مهم این است که کسانی که بندگی خدا را به جای آورند و حقیقتاً متوکل به خدا و متوسل به اهل بیت باشند إنشالله از فتنه های آخر الزمان در امان هستند

شما تمام علایم و فتنه ها را هم بلد باش و علمش را داشته باشد

تا بندگی خدا را نکنی از فتنه و گمراهی در امان نیستی!!!!!!!!!!!!!!

وگرنه مگر امام حسین در روز عاشورا کم روشنگری کرد برای عمر سعد؟
مشکل ما و عامل اصلی گمراهی ما ندانستن های ما نیست بر طبق صریح آیات قرآن!!!!!!!!
اگر قدرت تشخیص حق از باطل را می خواهیم تا به کمک آن گرفتار فتنه های آخرالزمان هم نشویم
باید تقوای الهی پیشه کنیم
إن تتقوا الله یجعل لکم فرقانا
بدون تقوا نمیتوان حق را از باطل تشخیص داد در زمانی که فتنه رخ میدهد!!!!!!!!!!!!!!!!!!
حالا ما علامه ی دهر هم که باشیم!!!!!!
یا علی

امضای علی 110
پرستش به عبادت نیست، به اطاعت است!!!!
از که اطاعت می کنیم؟!
همو معبود ماست!!

امام زمان علیه السلام:
ظهور ما به تأخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان (شیعیان) سر می‌زند و خبر آنها به ما می‌رسد.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mohammad790 ، meshkat ، سرود پیروزی ، Islam ، سدرة المنتهی ، در جستجوی سختی
۲:۴۸, ۱۳/آبان/۹۰
شماره ارسال: #24
آواتار
نقص مقاله وعده صادق:

من نمی تونم اطلاعات مقاله و عکس زیر رو با هم جمع کنم (شاید چون این عکس رو هم خود ماسون ها برای رد گم کنی از خودشون منتشر کردن):


[تصویر: 57731.JPG]
بالاخره اون لوسیفری که تو راس هرم قرار گرفته دجال اصلی هست یا فراماسونری که اناق فکر این نظام قدرته و چند درجه پایین تر از تک چشم؟


نقص حرفهای آقای قنبریان:

اینکه از تغییر کردن مصداق مشبه (فراماسونری) نسبت به مشبه به (دجال)، تو مقاله ایراد گرفته بود. خب خود مقاله داره میگه که جریانی به نام فراماسونری دجاله پس در نتیجه همه اسبابی که در خدمت این جریان باشه رو میشه مورد مقایسه با ویژگی های دجال قرار داد.

==================================================​===========

اصلا شروع این بحث برمیگرده به اینکه دجال رو یک موجود حقیقی (مثلا یک آدم) در نظر بگیریم یا یک جریان و همین شده نقطه اختلاف نظر این دو محقق که البته تو خود مقاله وعده صادق هم به سابقه ی طولانی وجود این اختلاف اشاره شده ...

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Amir
۱۶:۵۰, ۳۰/آبان/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/آبان/۹۰ ۱۷:۲۸ توسط hed_gol.)
شماره ارسال: #25
آواتار
بسمه تعالي
ميدان دو سر برد!
قسمت دوم پاسخ حجت السلام والمسلمين قنبريان به سلسله جوابهاي مقاله "بازي دو سر باخت!"
نقد پلان سوم
1-بهترين دليل بر مجاز از خودايشان
در نقد ما-كه بنام فراماسونري دجال آخرالزمان نيست! روي اينترنت رفته بحث با ايشان (جناب خادم الامام)بر سر "حقيقت"و"مجاز"است كه "مدلولي مطابقي"و "مصداق واقعي"دجال كيست؟ ايشان فراماسونري را مصداق واقعي دجال مي گيرند نه "فرد تنزيلي"براي آن و مصداقي تشبيهي يا "دجال گونه". اشكال ما اين بوده كه:"براي انطباق درست بايد "منطَبَق" با"منطَبِق "تغيير ننمايد اگر سازمان فراماسونري به دجال تطبيق شده (يا برعكس) نبايد يك جا از فراماسونري ،ماسون منظور باشد و يك جا تسليحات آن و...! ايشان در مقاله بازي دوسرباخت(!) راه حلي ارائه كرده كه بهترين دليل بر "استعمال مجازي"و "دلالت غير مطابقي"دجال و فراماسونري است و همين دليل بر تمام بودن سخن ما (يكي نبودن دجال و فراماسونري) كفايت مي كند.
خادم الامام-به عنوان نويسنده اي در عرصه مهدويت كه سرو كار با روايات هم دارد-بايد حتما فنون علم بلاغت و اصول فقه را مرور كرده باشند در جاي خود ثابت شده كه : "استعمال و كاربرد كلمات در زبان ،اعم از حقيقت و مجاز است"صرف اينكه استعمالي درست بود دليل نمي شود كه حقيقي هم باشد و كشف از وضع كلمه براي آن معنا بكند.
از شايع ترين مصاديق مجاز هم مجاز كل و جز است يعني جز گفته و اراده كل شود و برعكس. مثلا گفته شود ارتش اما منظور تيم ارتش يا تسليحات آن يا برخي افراد

آن باشد (چنانچه ايشان مثال زده اند)اينها همه استعمال مجازي است و البته استعمالي درست و لذا در رسانه ها و بين مردم شايع است .
پس طبق قواعد فن بلاغت گفتن "فراماسونري "و منظور "ماسون"يا"تسليحات"و...بودن يا برعكس،بهترين شاهد بر مجازي بودن استعمال و كاربرد است. ما با جناب ايشان دعواي مجاز و انواع استفاده هاي تشبيهي و كنايي و استعاره اي نداشته ايم بحثي علمي در "مطابق واقعي" دجال داشتيم. بهتر است ايشان حتما رجوعي به كتابهاي ابتدايي در علوم بلاغت و اصول فقه در اينباره بنمايد تا از خطاي فاحش خود مطلع شود.استعمالات عرفي (بگو رسانه اي) اعم از بكارگيري كلمه در وضع اصلي يا غير اصلي اش است. لذا علما بلاغت و اصول مي فرمايند:استعمال اعم از حقيقت و مجاز است. آقاي خادم الامام ما دنبال اين هستيم كه دجال در لسان روايات براي چه واقعيتي وضع شده است نه براي چه حقايقي استعمال مي شود

تا هم شامل حقيقي شود و هم مجازي و هزاران چيز را بتوان بر طريق مجازي و تشبيهي دجال خواند!(دقت فرماييد)
2-مغالطه مصادره به مطلوب
فارغ از اشكال قبل اين اشكال جديد را خواننده متفكر متوجه مي شود كه مگر اشكال ما به خادم الامام اين بوده است كه چرا تسليحات فراماسونري و ماسون ها را فراماسونري خوانده ايد؟ تا چنين راه حل و استعمالي را به رخ ما بكشد! ما اشكالمان اين بوده كه چرا براي اثبات دجال بودن فراماسونري يكجا دجال مي گويد و ماسون جايش مي گذارد ، يكجا دجال مي گويد و تانك و كشتي ماسوني جايش مي گذارد...؟!
زود حرف قبل را تكرار نكنند و منتقد خود را بي سواد نداند كه "اصولا برداشت صحيحي از سيستم و نظام نداشته".
دقت كنيد:
در محل بحث ما سه عنصر يا مفهوم داريم نه دوتا:

1-


اجزا و اركان فراماسونري:






1/1-ماسون ها






1/2تسليحات




1/3-زيرساخت ها



1/4-نمادها


1/5-و....
2.خود سيستم فراماسونري

(كه البته غير از اجزا و اركانش نيست)
3. مفهوم دجال[/font]
[font=B Nazanin]



اشكال ما اين بوده كه چرا مفهوم (3)همان مفهوم (1) و(2) است؟ وبه تعبير ديگر چگونه مفهوم (3) با (2) و (1) همپوشاني دارد تا حكم اين هماني بين آنها بكنيم؟ايشان به ما جواب داده چون تطبیق مفاهيم (1) و (2) بجاي هم درست و شايع است !(رجوع كنيد به پلان سوم مقاله بازي دو سر باخت) متوجه چشم بندي شديد؟!
براي روشن ديدن نيازمند توضيحي هستيم كه شايد ايشان لحاظ نكرده است و آن اين كه :

·


"نظام ها و سيستم ها"وجودي جداي از "اركان و اجزا" ندارند به تعبير ديگر وجود آنها "اعتباري "است نه "حقيقي". مثلا جامعه يا لشكر و ارتش خود واقعيتي جداي از اجزا واركان ندارد. افراد واجزا موجودات حقيقي هستند كه در اجتماعشان با هم و نسبت و ربطشان، جامعه و ارتش را مي سازند.بدون اين كه بتوانيد براي جامعه و ارتش هم وجودي مستقل از افراد و اجزا پيدا كنيد. (براي اين بحث هم بايد جناب ايشان سري به فلسفه بزنند)
مي بينيم: اجزاء در نسبتي خاص و صورتي خاص با هم آرايش يافته تا ما مفهوم جامعه يا ارتش يا هر سيستم ديگر را از آنها بفهميم
حال جايي كه "اجزاء و اركان" و "سيستم" براي ما شناخته شده باشد مشكلي نداريم. مثلاً اجزاء و اركان ارتش جمهوري اسلامي را مي شناسيم( از آنها و ارتباطشان با هم و نسبت خاصشان با

كل با خبريم ) ارتش را هم به عنوان نظام و سيستم بر آنها حمل كرده هر كدام را جاي ديگري به كار مي بريم. اما اگر پاي مفهوم بيگانه اي وسط آمد(يعني عنصر (3) ) آياحق داريم اجزاء

را جدا جدا با اين مفهوم جديد تطبيق داده وبا انطباق ذوقي برخي حكم كنيم كه مفهوم جديد عبارت ديگر همان سيستم است؟! ( مثلاً دجال همان فراماسونري هست؟!)
ببينيد چه كار كرده اند:
1. اجزاء و اركان فراماسونری:

الف)ماسون ها

ب)نمادها

ج) رسانه ها

د)تسلیحات
2.سیستم وسازمان فراماسونری (که وجود اعتباری دارد)
3.مفهوم جدید وبیگانه(اوصاف دجال)
الف)ورود به دریا

ب)طی زمین

ج)یک چشم
از انطباق اجمالي و ذوقي مجموعه (1)و (3) حكم كرده اند كه (2) و (3) هم يكي است ! چون (2) و(1) يكي اند!
مثلاً " وارد دريا مي شود" را به " كشتي ها و زير دريايي هاي ماسوني تطبيق داده " و " طي زمين كردن دجال" را به " تانك ها " و ... . آيا اين ها استفاده از جزء غير مختص نيست؟! توضيح اين كه كشتي از زمان نوح تا كنون بوده و براي معاصرين معصوم كاملاً شناخته شده بوده است سيستم غير ماسوني ( از جمله جبهه حق ) هم تانك و ساير تسليحات را دارد حال از اين تطبيق ذوقي نتيجه مي گيريم كه پس دجال همان فراماسونري است چون اين اجزاء و اركان با اوصاف دجال جورند ؟! كانّه از پيش پذيرفته ايم كه دجال همان فراماسونري است. حال مي خواهيم اوصاف او را به مثابه اجزاء و اركان فراماسونري در آورده

براي هر وصفي يك جزء و ركن در سيستم فراماسونري تراشيده و براي هر جزء و ركن در سيستم، وصفي در دجال بياوريم و اين همان مصادره به مطلوب

است. ما فقط حق داريم سيستم ها را بر اجزاء شناخته شده خود حمل كنيم( آن هم استعمال مجازي ) نه بر اوصاف ناشناخته كه نيازمند اثبات اند.
خوب آقاي خادم الامام حدس نزديد كسي به شما اشكال كند كه طي زمين توسط دجال و وارد دريا ها شدنش اگر همان تانك ها و كشتي هاي ماسوني است پس چرا وصف دجال قابل انطباق بر جبهه حق هم هست؟!!
چون جبهه ي حق هم لا اقل در عصر غيبت كشتي دارد ، زير دريايي هاي جمهوري اسلامي از درياي عدن تا مديترانه و اخيراً حتي به سمت اقيانوس هاي هم جوار امريكا در حال حضورند. پس اين چه وصفي براي دجال است كه بر جبهه ي حق هم صدق مي كند؟!
از سانسور ها بگذريم كه در روايات مورد اقبال شما دجال به آب ها ( تصريح به دريا ندارد ) وارد مي شود و آب ها خشك مي شود! كدام كشتي ماسوني وارد دريا شده كه خشك شود؟!
تازه، آیاكشتي مفهوم ناشناخته اي بود كه معصوم به كارش نگرفت؟! نمي توانست چنان چه از خرش گفته از كشتي اش هم بگويد؟! بشر كشتي را از زمان نوح به اين سو شناخته است!
خادم الامام براي ما از "ارتش " هم مثال زدند آيا حاضرند مفهومي قرآني (يعني عنصر سوم) را به ازاء ارتش بگذارند و همين متد و روش ايشان را پي بگيريم تا مشاهده شود به چه نتايج مضحكي مي رسيم؟!
اگر از " شيطان بزرگ" در كلام امام " نظام سلطه" در كلام رهبري براي دجال استفاده كرده اند در مثال ما رهبران انقلاب تصريح كرده اند" ارتش شجره طيبه است(1) " حال بيايد به تفسير شجره طيبه به روش خادم الامام بپردازيم (چنان چه ايشان روايت دجال را به همين متد بر فراماسونري انطباق داده اند) :
براي انطباق آيه 24 ابراهيم (الم تر كيف ضرب الله مثلاً كلمه طيبه اصلها ثابت و فرعها في السماء توتي اكلها كل حين باذن ربها ) بايد بگويند: شجره طيبه همان ارتش جمهوري اسلامي است. ارتش يك سيستم و نظام است و اجزاء و اركاني دارد از جمله نيروي زميني، زيرساخت ها و زرادخانه و لجستيك و هم نيروي هوايي و هم درجه داران و افسران ارتش و ... . حال براي موجه كردن انطباق شجره طيبه بر ارتش حتماً مي گويند: اصلها ثابت = همان نيروي زمين و لجستيك ارتش است!!! "فرعها في السماء هم ظاهراً منطبق بر نيروي هوايي ارتش است! " توتي اكها كل حين" ( هميشه ميوه مي دهد) هم لابد درجه و افسران جوان ارتش است كه هر سال از دانشگاه افسري فارغ التحصيل مي شوند!!!
باور كنيد در انطباق دجال و فراماسونري همين روش غلط اعمال شده و آن نتايج مضحك گرفته شده است !
در حالي كه شجره طيبه و ارتش در كلام امام و رهبري استعمالي مجازي است و ارتش را مثل شجره طيبه يا حد اكثر مصداقي ادعايي از آن خواسته اند كه شايع است و درست بهترين شاهد اين كه همين شجره طيبه را اگر در سايت مقام معظم رهبري جست و جو كنيم بر بسيج، انقلاب و ده ها چيز ديگر تطبيق شده است.‌ آيا همه اين ها مي تواند مدلول مطابقي و مصداقي واقعي و منحصر شجره طيبه باشد علي رغمي كه اين ها هر كدام چیزمجزایی است؟! اما واضح است همه مي توانند مصاديق ادعايي ( مجاز عقلي ) يا فرد تنزيلي و تشبيهي آن باشند.
همين طور شيطان بزرگ و بوق استكبار خر دجال و ... .( اميد آن كه دقت شده باشد)
نقد پلان 4 : اعتراف ختمي به باخت!
آقاي خادم الامام پس از5 سال وقتي با اشكالات منتقدين مواجه شده است تازه يادش آمده روايات مورد اسنادش ضعيف السند است نوشته اند:نكته اي كه در مقاله فراماسونري دجال آخر الزمان ،مستند فراماسونري دجال آخر الزمان نيست و ساير مقالات مشابه كمتر مورد بررسي قرار گرفته است وضعيت كلي روايات ذكر شده پيرامون دجال است !!!
واضح است اشكال اصلي منتقدين به شما مطالبتان درباره فراماسونري نبوده است اشكال اصلي متوجه انطباق آن بر دجال بوده كه تنها ادله شما پيدا كردن شباهتها درروايات است ! به چه حقي از روايات ضعيف (به قول خودتان) استفاده كرديد و حكم انطباق نموديد؟!
اينجا از ضعيف سند روايات مي نویسد: «تا جايي كه بسياري از محققين بزرگ مهدوي حتي وجود دجال را با اكراه پذيرفته اند»!
واقعا اين گونه نويسندگي را مي توان تحقيقي خواند كه چيزي كه در روايات به نظرتان اصلش هم زير سوال است چه رسد به اوصافــش ! را مطابق فراماسونري معرفي كنيد بعد كه با اشكالات مواجهه شديد بگوييد روايات ضعيفند !
اين اشكال به شما مطرح است نه منتقدتان
چرا كه به حسب روش جدال احسن منتقدان از همان روش خودتان به مقابله با شما آمده است در واقع نظرماخلاصه اش

اين بوده كه اگر اينگونه روايات مورد استناد شماست پس چرا : اولا بريده نقل كرده ايد
ثانيا چرا روايات هم وزن ديگر كه بخلاف منظورتان است را نديده ايد؟!
حالا بعد از 5 سال براي رد اشكالات منتقد و تضعيف بقيه روايات و تتمه رواياتي كه سانسورش كرده ايد بگوييد روايات ضعيفند اين اصلا روش علمي و تحقيقي نيست.
در قسمت دوم سـلـسـلـه مقالات بازي دوسر باخت ! آورده اند «به همين دليل (لزوم احتياط در تطبيق بخاطر ضعف روايات)

راقم اين سطور در تمامي مقالات خود ذكر نموده كه مطالب ذكر شده در اين مقالات عمدتا مبتني بر روايات هستند ممكن است صحيح نباشد»
بعد دو شاهد از مقاله دجال آخر الزمان آورده تا اين حرف خود را مستند كند درحاليكه آن دو نقل صد و هشتاد درجه برعكس اين را ثابت ميكند اول شاهدهايش را ببينيد:
الف ) ص91 و ص92...«گر اين تطبيق (دجال و فراماسونري)صحيح نباشد نيزقصور از جانب ما بوده است و اشكالاتي بر روايات مترتب نيست !!!»
ب ) 259: « تطبيقي كه صورت گرفته است ديدگاه ما را نسبت به فراماسونري و دجال بودن آن بيان مي كند بنابراين اگر اين تطبيق درست نباشد اشتباه رخ داده از جانب ما مي باشد و اشكالي بر روايات معصومين مترتب نيست»!!!
از اين دو شاهد كاملا پيداست

ايشان در آن مقالات روايات مورد استنادش را كاملا از معصوم مي دانسته است و ضعفي برايش سراغ نداشته وحداكثر انطباق خود را مشكوك مي دانسته است در حاليكه اينجا بر ضعف سند تأكيد كرده اما باز هم از انطباق خود دست بر نمي دارد مثلا در ماجراي طاعون و دجال (كه بدان مي پردازم) پس از اشكال به ضعف سند باز مي گردد وقتي طاعون وارد مدينه ومكه شده چرا دجال (فراماسونري) نشود؟!
آقاي خادم الامام : اگر روايات ضعيفند طوري كه اصل دجال زير سوال است پس دجال بودن فراماسونري چه معنايي دارد؟! به نظر بنده پس از نوشتن پلان 4 اين مقاله بهتر بود صريحا اعتراف مي كرديد اشتباه كرده ايد از اول روايات ضعيف مورد اسناد بوده پس فراماسونري زشت و بد است اما دجالي در كار نيست تا فراماسونري باشد يا چيز ديگر يا دجال در روايات اينقدر مشكوك و مشتبه است كه نمي توان دنبال مصداق آن گشت.
گرچه به اين باخت اعتراف ضمني كرده ايد در جواب اشكال يكي از كاربران (ايمان) كه ذيل قسمت دوم بازي دوسر باخت نوشته: «به همان دليل كه گفتيد روايات درمورد دجال اكثرا ضعيف السند هستند و با اين بيان نقد جناب آقاي قنبريان را رد كرديد پس خود شما هم نمي توانيد براي قوت نظريه تان وشباهت دجال با فراماسونري از روايات استفاده كنيد.»
نوشته ايد Sad بنده هم به همين دليل و به علت اين كه مخاطب عام توانايي هضم كامل اين مطلب را ندارد و نهايتا هر دو نظريه از ديدگاه زير سئوال خواهد رفت نام مقاله را «بازي دو سر باخت» گذاشته ام)!!!
آقاي خادم الامام اينگونه كارهاي عوام پسندانه و استفاده ابزاري از هر چيز (به نظر خودتان ضعيف) براي رسيدن به مقصدتان را خواص بيشتر از عوام بر نمي تابند.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۹:۱۹, ۳۰/آبان/۹۰
شماره ارسال: #26

با عرض سلام و احترام. شما این موجودات تک چشم و دوست داشتنی که بارها در کارتون های خود به تصویر کشیده اند که البته همگی آنها فقط یه چشم و یه دهن در صورت خود دارند نه بیشتر, اینکه پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند: هر یک از مومنان که دجال رو دید آب دهان بر روی او بیاندازد و سوره حمد را بخواند تا سحر آن ملعون در او اثر نکند را چطور توضیح میدید؟ شما روی هر کی ماسون بود آب دهان میندازید؟ سحر را چطور توجیه میکنید؟ اصلا بگید سحرش چیه؟ شما میتونید فکر کنید که دجال اسم گروه یا جریان خاصیه نه یه شخص. لزومی هم نداره الاغش بزرگ باشه تا سریع حرکت کنه. همه میدونیم که دجال ادعای خدایی میکنه
راستی کدومشون میخوان ادعای خدایی کنن!!!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۱:۳۱, ۵/فروردین/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۵/فروردین/۹۱ ۱۱:۳۳ توسط mohamadmahd.)
شماره ارسال: #27

دجال موجودی دورگه از انس و جن است برای همین شکل آن عجیب غریب است و هم می تواند با انسانها ارتباط برقرارکند و هم اجنه و شیاطین زیادی در تسخیر او هستند. و ساحر توانایی است به شکل های مختلف می شود این موضوع مربوط به زمانی است که عالم اجنه وارد دنیا می شود در حقیقت دجال یک شخص است که فراماسونری تبلیغ آن را می کند
atrezohur.blogfa.ir
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۸:۳۳, ۵/فروردین/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۵/فروردین/۹۱ ۱۸:۳۳ توسط Amir.)
شماره ارسال: #28
آواتار
نقل قول:
دجال موجودی دورگه از انس و جن است برای همین شکل آن عجیب غریب است و هم می تواند با انسانها ارتباط برقرارکند و هم اجنه و شیاطین زیادی در تسخیر او هستند. و ساحر توانایی است به شکل های مختلف می شود این موضوع مربوط به زمانی است که عالم اجنه وارد دنیا می شود در حقیقت دجال یک شخص است که فراماسونری تبلیغ آن را می کند

یه جورایی میشه گفت توهم نزنیم و بگیم که دجال یعنی سیستم استکبار ، هیچ کدوم از این چیزهایی که گفتید با توصیفات دجال همخونی نداره !
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۸:۵۷, ۵/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #29
آواتار
(۵/فروردین/۹۱ ۱۸:۳۳)zohur12.ir نوشته است:  
نقل قول:[align=JUSTIFY] دجال یعنی سیستم استکبار ،
یک تعبیر شخصی است که هیچ تأییدی در آیات و روایات ندارد[align=JUSTIFY]برداشت شخصی و تفسیرهای شخصی است از روایات
دجال سیستم نیست!
[quote='علی 110' pid='63433' dateline='1320338442']
فراماسونری دجال نیست

دجال یک شخص حقیقی است که در آخرالزمان ظهور خواهد کرد

فتنه ای عظیم به پا خواهد کرد

مرده را زنده می کند!!!!!

که البته این ها حقیقتاً مرده نیستند

بلکه اجنه ای هستند که ممثل به شکل انسان شده اند

عده ای بر این باورند که رابط بین رأس هرم فراماسونری (همانطور که میدانید هرم ماسونی رأس ندارد) و شخص ابلیس یعنی کسی که مستقیم با خود ابلیس در رأس هرم ارتباط داره همین دجال است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

بنا بر روایات که در کتاب کمال الدین شیخ صدوق هم ذکر شده است دجال در ساعت 3 بامداد به دست حضرت حجت گردن زده خواهد شد

حالا چرا در ساعت سه بامداد

ادعای این موجودات این است که اون زمان اوج زمان قدرت ساحره ها و شیاطین است و با این کار ، یعنی کشتن دجال در زمان اوج قدرتش خدا می خواهد اثبات کند که هیچی نیستی



خلاصه ی کلام روایات در این باره زیاد است

یک بار دیگر مطالبی را که قبلاً در این خصوص مطرح کردم را ذکر می کنم:

يکي از علايم بحث ‏انگيز ظهور، قضيه ي دجّال است که پرسش‏هاي زيادي را ايجاد مي‏کند؛ بنا بر اين لازم است در اين قسمت نکاتي را در باره‏ ي آن بيان کنيم. ليکن پيش از آن شايسته است در باب توصيف دجّال دو حديث نقل کنيم تا با اوصاف او از زبان روايات بيشتر آشنا شويم. با اين هدف، ترجمه يک روايت نبوي و يک حديث علوي را از حديقه الشيعه تأليفِ مولي احمدبن محمد معروف به مقدس اردبيلي (متوفاي 993ق) نقل مي‏کنيم:

حديث نبوي: (عبداللَّه بن عمر از رسول خدا روايت مي‏کند که [1] .



... حق تعالي هيچ پيغمبري را به دنيا نفرستاد الاّ آن که انذار نمود قومش را از دجّال وليکن او را در اين امت ظاهر گردانيد و او - لعنه اللَّه - بيرون خواهد آمد بر خري سوار که عرض ميان هر دو گوش آن خر، يک ميل باشد و بهشت و دوزخي و کوهي از نان و نهري پر از آب، همراه او سِير خواهد نمود و اکثر تابعان او يهود و زنان و اعراب باشند و در جميع آفاق خواهد گشت به غير از مکّه و مدينه که قدمش به حرمين نخواهد رسيد (أنا ربّکم الأعلي) خواهد گفت، هرگاه امرِ او بر کسي مشتبه شود بايد بداند که خدا أعور(یک چشم) نيست و بر خر سوار نمي‏شود). [2] .



حديث علوي [3] : روزي اميرالمؤمنين خطبه مي‏خواند، بعد از فارغ شدن از خطبه فرمود: (سلوني ايها الناس قبل أن تفقدوني).

صعصعة بن صوحان قد راست کرده، پرسيد که يا أمير المؤمنين کي دجّال بيرون آيد؟ آن حضرت فرمود:

اين علمي است که از اسرار مخفيه است و شايد رخصت اظهار آن نباشد و امّا آن را نشانه‏ ها و علامت‏هاست که همه به هم متصل است، فوت کردن و سهل دانستن نماز و برطرف شدن امانت و رواج يافتن و حلال دانستن دروغ و افترا و رشوه خوردن و...)

سپس أصبغ‏بن نباته برخاست و گفت: يا أميرالمؤمنين! دجّال کيست؟ فرمود:

(دجّال کسي است که تصديق کننده ي او شقي است و تکذيب کننده ي او سعيد...، چشم راست ندارد و چشم چپش در پيشاني است مانند ستاره ي سرخ، لفظ کافر در زير آن نقش، بر خري سرخ رنگ سوار، طيّ ارض به سرعت نمايد، به هر چشمه که قدمش برسد آن چشمه بر زمين فرو رود و اکثر تابعان او از اولاد زنا باشند و اصحاب طيلسان و يهوديان. و آن ملعون با آن که طعام خورد و در بازارها گردد به آواز بلندي که همه جا رسد (أنا ربکم الأعلي) گويد. بقية الله در حوالي شام بر عقبه‏اي که آن را (فيق) خوانند در ساعت سيّم در روز جمعه او را به قتل آورد...) [5] .





[2] حديقة الشيعه / ج / 3 ص 1000 و 1001.

[3] اکمال الدين / ج / 4 ص _525الخرائج / ج / 3 صص _1137 - 1135نوادر الاخبار / صص 298 و 299.

[5] حديقة الشيعه / ص 999 - 997.



به جز این دو مورد، در کتب دیگر شیعه مثل جلد مهدی موعودِ بحار الانوار و کمال الدین شیخ صدوق در باب دجال احادیثی وجود دارد که در اکثر اونها دو مورد مشترک است



یکی این که أنا ربکم الاعلی، جمله ی معروف فرعون را می گوید و دیگر اینکه یک چشم است



بعلاوه در کتاب ارزشمند سفینة الصادقین که شرح حال عالم ربانی آفای یعقوبی قائنی نوشته شده (ایشان در قید حیاتند و مقیم مشهد و از شاگردان آقای انصاری همدانی اند) که دجال ملعون در آخر الزمان خروج می کند و طبق برخی روایات مردگان را هم زنده می کند اما این مردگان در حقیقت اجنه ای هستند که خود را به شکل مردگانِ انسی ممثل کرده اند (همان طور که در مستند ظهور و فیلم ملک سلیمان اشاره شده و همچنین در برخی روایات آمده در آخر الزمان یک بار دیگر موجودات عالم دخان به دنیای ما وارد می شوند البته طبق معمول بر مؤمنین و موحدین واقعی کاری نمی توانند بکنند بلکه اثرشان در سست ایمان ها و بی ایمان هایی است که خودشان با رفتار و اعتقاد خودشان مقدمه اثر بخشی این موجودات بر خود را محیا کرده اند و خداوند یاری دهندگان دین خود را نصرت می دهد و خدای الرحم الراحمین حافظ بندگان خویش است)

حقیر در پست برای کسانی که به مطالب عرفانی علاقه مندند گزیده ای از سخنان و نکته های ارزشمند معرفتی آقای یعقوبی را برای دوستان آورده ام که پیشنهاد می کنم دوستان با دقت مطالعه فرمایند. برای مشاهده می توانید اینجا هم کیلیک کنید

عجالتاً از احادیث و روایات و سخنان بزرگان دین این چنین بر می آید که دجالی وجود دارد و آن ملعون در آخرالزمان بیرون خواهد آمد (البته موحدانی که خدا دارند نگران نباشند! که یدالله فوق ایدیهم و کفی بالله وکیلا و خدا ما را بس است)

و این ملعون به دست آقا امام زمان کشته خواهد شد


یک نکته ی دیگر دوستان

در آخرالزمان شیطان سعی میکند بدل از حقیقت ایجاد کند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

یعنی چه یعنی از هر نسخه ی خدایی از شخصیتهای آخرالزمان سعی میکند شخصیتهای بدلی بسازد

همچنان که در روایات ذکر شده در ندای آسمانی که ذکر میکند در آغاز روز در ماه رمضای که حق با مهدی علیه السلام است شیطان در پایان روز ندا میکند که حق با سفیانی لعنت الله است و کسانی که بیمار دل هستند به شک خواهند افتاد!!!!!

دقیقاً همین مورد را درباره ی حضرت مسیح هم تکرار خواهد کرد و اساسا برای همین هم به دجال می گویند ضد مسیح

یکی از کارهایی که شیطان سعی کرده انجام بدهد این است که این بدعت را در اعتقاد مسیحیان ایجاد کرده که به مسیح جنبه ی الوهیت بدهد و این هم همان ادعای دجال ملعون است که در روایات ذکر شده

یعنی شعار او این است (أنا ربکم الاعلی) من رب اعلی شما هستم ، یعنی ادعای الوهیت و ربوبیت میکند

معجزاتش را هم مثل زنده کردن حضرت مسیح که به اذن خدا بوده

مرده زنده میکند (که البته همانگونه که قبل ذکر شد اینها مرده نیستند بلکه اجنه ای تمثل یافته به شکل انسان ها هستند)

خلاصه کلام اینکه شخصیت بدلی حضرت مسیح در مسائل آخرالزمان همین دجال خواهد بود


می توان گفت فراماسونری مجری طرح های دجال است

اما اینکه بگوییم فراماسونری خود دجال است

این یک برداشت شخصی است

که هیج روایتی هم این را نمی گوید

اگر چیزی برای ما قابل باور نبود اجازه ی انکار نداریم



حالا از همه ی این جنگ و دعوا های زرگری هم که بگذریم



دجال کیست یا چیست خیلی مهم نیست





مهم این است که کسانی که بندگی خدا را به جای آورند و حقیقتاً متوکل به خدا و متوسل به اهل بیت باشند إنشالله از فتنه های آخر الزمان در امان هستند



شما تمام علایم و فتنه ها را هم بلد باش و علمش را داشته باشد



تا بندگی خدا را نکنی از فتنه و گمراهی در امان نیستی!!!!!!!!!!!!!!



وگرنه مگر امام حسین در روز عاشورا کم روشنگری کرد برای عمر سعد؟

مشکل ما و عامل اصلی گمراهی ما ندانستن های ما نیست بر طبق صریح آیات قرآن!!!!!!!!

اگر قدرت تشخیص حق از باطل را می خواهیم تا به کمک آن گرفتار فتنه های آخرالزمان هم نشویم

باید تقوای الهی پیشه کنیم

إن تتقوا الله یجعل لکم فرقانا

بدون تقوا نمیتوان حق را از باطل تشخیص داد در زمانی که فتنه رخ میدهد!!!!!!!!!!!!!!!!!!

حالا ما علامه ی دهر هم که باشیم!!!!!!

یا علی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۹:۰۱, ۵/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #30
آواتار
به نام خدا


با عرض سلام خدمت دوستان عزیز .

به قدر کافی راجع به این موضوع بحث و تبادل نظر صورت گرفته.

اگر در بین دوستان، عزیزی امری داشتند در پیام خصوصی در خدمتم.

یا حق.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
موضوع بسته شده  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  آیا دجال همان شیطان است؟ (شناخت کامل دجال) Imam12 16 15,878 ۳۱/مرداد/۹۲ ۱۲:۳۸
آخرین ارسال: غربت تشیع

پرش در بین بخشها:


بالا