|
کسی میتونه به این مباحث جواب بده؟آیا پیامبر بی سواد بوده اند؟
|
|
۱۲:۰۳, ۱۲/فروردین/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/فروردین/۹۱ ۳:۲۰ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام دوستی در یکی از فروم های مذهبی مباحثی رو مطرح کرده بودن که جالب بود ازشون دعوت کردم بیان اینجا با اساتید اینجا مثل آقا وحید و علی آقا بحث ها رو مطرح کنن تا تو این بحثها ما هم بهره ای ببریم
جوابهایی که به ایشون داده شد من یکی رو زیاد قانع نکرد گفتم با اجازه شما اینجا مطرح بشه ببینیم جوابها چه جوریه مثلا یکی از مباحث در مورد امی بودن رسول الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بود که من اینجا میزارم: همه دوستاني كه به امي بودن حضرت محمد اشاره مي كنن با وجود اين كه قبلا پاسخ خودم رو دادم اينبار با جزئيات بيشتر پاشخ ميدم : 1. اين مدعا را ـ كه پيامبر درسناخوانده و تعليمنايافته بود و خواندن و نوشتن نميدانست ـ نميتوان به گونهاي قطعي و خدشهناپذير اثبات كرد، و همين نكته مهم، دليل فوق را از اعتبار ساقط ميكند. ما از دوران نوجواني و جواني پيامبر اسلام چيز زيادي نميدانيم و اسناد و مدارك تاريخي معتبري در مورد جزئيات زندگي آن حضرت قبل از چهل سالگي (بعثت) موجود نيست، جز همان كتب تاريخي و روايي مسلمانان كه اولين آنها (سيرةابن اسحاق) در حدود يكصد و بيست سال پس از پيامبر و از روي نقلهايي كه بصورت شفاهي و سينه به سينه از يك نسل به نسل بعدي منتقل ميشد، نوشته شده است. بنابراين حقايق مربوط به دوران جواني پيامبر در هالهاي از شك و ابهام ميماند و كتب تاريخي مسلمانان به لحاظ منطقي حتي براي خودشان اعتبار چنداني نميتواند داشته باشد، چه رسد براي مخالفان (كه قاعدتاً بايد از ميان منابع و اسناد و مدارك تاريخنويسان سكولار يا حداقلغيرمسلمان_ که همعصر پيامبر بوده باشند _ براي آنها شاهد آورد). بگذريم از اينكه اطلاعات موجود در منابع تاريخي مسلمانان نيز بسيار اندك و ناچيز است. 2. فرض كنيم پيامبر اسلام پيش از نبوت، بگونهاي رسمي مكتب نرفته بود و خواندن و نوشتن هم نميدانست. اما آيا در چهل سالگي _ كه ادعاي پيامبري كرد _ فردي كاملاً عامي، بيسواد، بيتجربه، بياستعداد و بيخبر از همه چيز و همه جا بود؟ آيا در طول چهل سال زندگي، با هيچ عالم و حكيم و راهب و تاجر و شاعر و پير و جواني ملاقاتي نداشته و هيچ نكتهاي از كسي نياموخته و با تعاليم تورات و انجيل ـ با آنكه در شهر و ديارش هزاران يهودي و مسيحي زندگي ميكردند و حتي عموي همسرش (ورقه بن نوفل ) يک دانشمند مسيحي بود ـ هيچگونه آشنايي نداشت؟ آيا در اين مدت، به نمايندگي از طرف همسر ثروتمندش به سفرهاي داخلي و خارجي نرفته بود؟ آيا دانش و تجربة پيامبر در حد عرب بيابانگردي بود كه جز شترچرانيچيزديگري نميدانست؟ پاسخ همة اين سؤالات معلوم است. ميتوان به راحتي فرض كرد كه پيامبر درس نخوانده بود و خواندن و نوشتن نيز نميدانست، اما استعداد و نبوغ ذاتي و هوش سرشار و زندگيپرفراز و نشيب او در طول چهل سال برايش كولهباري از دانش و معرفت و تجربه به ارمغان آورده بود و ميدانست (يا گمان ميكرد) كه براي رسيدن به اهداف خود راهي جز ادعاي نبوت ندارد. بسياري از شخصيتهاي بزرگ تاريخ، افرادي مكتبنرفته و درسناخوانده بودند و خواندن و نوشتن نيز نميدانستند، اما تبديل به چهرههاييماندگار شدند. به بيان ديگراُمي بودن (همانطور که در مقدمه اول آمد) به معناي اين است که فرد، فاقد معلومات اکتسابياي است که در پرتو قدرت بر خواندن و نوشتن بدست آمده باشد، نه اينکههيچچيزي از هيچ کس نياموخته و هيچ دانش و معلومات و تجربياتي نداشته باشد. بنابراين ممکن است شخصي اُمي باشد، اما هوش و ذکاوت و دانش و معلوماتش از هزار فرد غير اُمي بيشتر باشد. پس اُمي بودن پيامبر اسلام اگر هم واقعيت داشته باشد، چيزي را اثبات نميکند. |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۰:۱۶, ۱۷/فروردین/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/فروردین/۹۱ ۲۱:۱۸ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
سلام بر جناب
rasel137 نایب بر حق جناب emadm بنده تک به تک ارسالهای شما را شخصاً در تالار رصد خواهم کرد بدون شک! و اما بعد! (۱۷/فروردین/۹۱ ۱۶:۳۰)rasel137 نوشته است: با درود دوباره به نظر میرسد که شما کمترین اطلاعی در باره ی اصول اعتقادی شیعه ندارید هیچ اختلاف نظری وجود ندارد بین علمای شیعه که پس از بعثت نبی مکرم اسلام! از آنجا که از لوازم نبوت اتصال علم نبی به علم الهی است هر آنچه که لازم باشد را با توچه به اتصال علم رسول الله به علم الهی از جمله توان خواندن و نوشتن ایشان داشته اند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! منظور از امی هم این است که ایشان نزد کسی نرفته برای یادگرفتن خواندن و نوشتن!!!!!!!!!!!!!!! (۱۷/فروردین/۹۱ ۱۶:۳۰)rasel137 نوشته است: ولي اگه امي بودن رو قبول نداريد اين موضوع الهي بودن قران به واسطه امي بودن هم خود به خود منتفي هست و نيازي به بحث نداره بیشتر شبیه لطیفه است این جمله تا استدلال معنی جمله ی شما این است که اگر پیامبر امی نبوده است پس دیگر موضوع الهی بودن قرآن به واسطه ی امی بودن منتفی است دوست عزیز پیش از نبوت و بعثت، ایشان نزد کسی خواندن و نوشتن نیاموخته و علم اکتسابی و مکتبی به صورت مرسوم نزد کسی نخوانده است که بخواهد پس از ادعای نبوتش مبتنی بر آن علوم قرآن را به رشته ی تحریر در آورده باشد محل اشکال شما و نوع ارتباطی که دارید به بحث الهی بودن قرآن میدهید اصلاً به هم ربطی ندارد ما میگوییم پس از بعثت و مبعوث شدن از طرف خدا و اتصال علم ایشان به منبع علم بی کران الهی علاوه بر قرآن هر آنچه که لازمه ی نبوت باشد مانند توان خواندن و نوشتن از طریق ارتباط با گنجینه ی علم نامنتهای ایشان بدون نیاز به یادگیری از طریق اکتساب در اختیار ایشان بوده و این هم نه تنها منافی با الهی بودن قرآن نیست بلکه مأید مبعوث بودن و رسول خدا بودن و الهی بودن کتاب خداست قبل از اینکه هر ارسال دیگری رو به این سبک و سیاق تشکیکی و پرسشی بخواهید در جاهای دیگری درتالار داشته باشد بنده میخواهم در مورد اعتقادات شما از شما سوالاتی بپرسم!!!!!!! پس یادتان باشد قبل از شروع هر مبحث دیگری در تالار در مورد اعتقادات شیعیان و مسلمین ابتدا میخواهم چند سوال از شما بپرسم منتظر سوالات بنده باشید! |
|||
|
|
۱:۰۸, ۱۹/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
(۱۷/فروردین/۹۱ ۲۰:۱۶)علی 110 نوشته است: سلام بر جناب با درود فكر كنم لزومي نداشته باشه جاي دوري بريم با نگاه كردن به پست هاي اين تاپيك برخي مسائل روشن مي شه در ضمن تعريف شما از امي بودن در اين پست و پست قبليتون فكر كنم اندكي متفاوت هست (۱۷/فروردین/۹۱ ۲۰:۱۶)علی 110 نوشته است: بیشتر شبیه لطیفه است این جمله تا استدلال بايستي خدمت شما بگم برداشت شما از جمله من درست نيست به همين دليل يك بار ديگه منظورم رو بيان مي كنم اگر شما مي پذيريد كه حضرت محمد خواندن و نوشتن رو نزد كسي ياد نگرفته (كه ظاهرا اين چنينه ) و با تكيه بر اين قصد داريد بگيد چنين انساني جز به واسطه متصل به خدا بودن نمي تونه كتابي مثل قران بياره و به اين ترتيب به الهي بودن قران برسين پس توصيه مي كنم با دلايل و مدارك عقلي و منطقي مدعاي خودتون رو ثابت كنيد و به متني كه در ابتداي تاپيك اومده پاسخ بديد ولي اگه چنين قصدي نداريد پس موضوع متن ابتدايي نيازي به بررسي نداره دوست گرامي سخن من هم همون طور كه در ابتداي تاپيك اومده اينه كه شما بايد ادعاهاي خودتون رو ثابت كنيد و گرنه يعني حضرت محمد نمي تونسته در كودكي خوندنو نوشتن و علوم مختلف رو ياد بگيره ؟ پس با دليل و مدرك حرف بزنيد خواهشا (۱۷/فروردین/۹۱ ۲۰:۱۶)علی 110 نوشته است:گويا اينجا محل تفتيش عقايد هست و من از سخنان شما تهديد رو حس مي كنم دوست گرامي من به خاطر aminrafael3اومدم و اگه بودن من شما رو ناراحت مي كنه(كه ظاهرا اين گونه هست) نيازي به كنايه و طعنه و يا تهديد و تفتيش نيست من ديگه پستي نمي دم يوزرم رو هم مي تونين بن كنيد قصد من يك مباحثه منطقي و دوستانه بود كه بتونيم در كنار مباحثه بر اگاهيمون بيافزاييم و در راه حقيقت گام برداريم (كه گويا چندان امكان پذير نيست) |
|||
|
|
۱:۲۰, ۱۹/فروردین/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/فروردین/۹۱ ۱:۲۱ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
اگه میخواید مباحثه کنید
سنگ بنای اول بحث ما در مورد خداست وجود دارد یا ندارد؟ چه ویژگیهایی دارد؟ اگه وجود دارد انسان را خلق کرده و رها کرده یا نه این خدا هادی است؟ اگه هادی است هدایت خود را چگونه اعمال میکند به صورت ویژه؟ آیا چیزی به اسم نبی و رسول دارد یا ندارد؟ اگه دارد چرا؟ اگه ندارد چرا؟ چرا باید نبی باشد و اگر نباشد چه میشود مگر؟ اگر نبی باید باشد ویژگیهای این نبی چیست؟ سوال و اختلاف نظرها در بود و نبود خداست و ویژگیهای این خدا در صورت وجود داشتن!!!! |
|||
|
|
۶:۱۹, ۱۹/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
دوست عزیز راسل منظور علی آقا اینه که مشکل این نیست که پیامبر امی بودن یا نه. مگه فقط امی بودن پیامبر دلیل بر الهی بودن قرآنه. پیامبر اگر حتی با سوادترین مرد زمان خودشون هم بودن باز نمی تونستن مثل قرآن رو بیارن.
بحث امی بودن یا نبودن پیامبر یه مسئله جزئی هست که اثبات کردن یا نکردنش مسئله نیست. دوستمون که بحث خدا رو مطرح کردن. در واقع میخوان بگن چون ما تجربه بحث با افراد مختلف در این خصوص رو داریم می دونیم که مشکل جای دیگه هست و اونهم بحث خدا و اثبات وجود خداست چون اثبات وجود خدا خودش خیلی مسائل رو حل میکنه. بنابراین به جای اثبات امی بودن یا نبودن پیامبر که اگرچه مهمه اما تمام حجت مسلمانها بر الهی بودن قرآن نیست، پیشنهاد دادن بحث خدا مطرح بشه تا بی جهت وقت شما و دوستان گرفته نشه وگرنه اصلا بحث تفتیش عقاید نیست. |
|||
|
|
۱۴:۵۹, ۱۹/فروردین/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/فروردین/۹۱ ۱۵:۰۶ توسط rasel137.)
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
(۱۹/فروردین/۹۱ ۱:۲۰)علی 110 نوشته است: اگه میخواید مباحثه کنید دوست گرامی توجه داشته باشید که بحث الهی بودن قران با فرض وجود خدا صورت می پذیره هرچند و احتمال داره شخص بحث کننده در واقعیت به خدا معتقد نباشه پس من لزومی نمی بینم برای این بحث حتما بحث خدا صورت بپذیره بنابراین پرسش هایی که شما مطرح می کنید در بحث دیگه ای جای می گیره و اگه مایل هستین چنین بحثی رو داشته باشیم من به شما پیشنهاد می کنم بر سر مبحث عام تری بحث رو افز کنیم مثل اثبات وجود ماوراءالطبیعه با وجود پیشرفت علم کنونی و ایا می توینم ماوراءالطبیعه رو بپذیریم با وجود این که اثری از اون در زندگی کنونی دیده نمی شه (بر خلاف تصور گذشتگان) و نیاز چندانی در زندگی کنونی بهش احساس نمی شه (۱۹/فروردین/۹۱ ۶:۱۹)بیداری اندیشه نوشته است: دوست عزیز راسل منظور علی آقا اینه که مشکل این نیست که پیامبر امی بودن یا نه. مگه فقط امی بودن پیامبر دلیل بر الهی بودن قرآنه. پیامبر اگر حتی با سوادترین مرد زمان خودشون هم بودن باز نمی تونستن مثل قرآن رو بیارن. با درود بر شما دوست گرامی توجه داشته باشین همون طور که قبلا هم گفتم این متن که دوستمون در ابتدای تاپیک اورده بخشی از پاسخ من به دوستانی بود که با تکیه بر امی بودن می خواستن الهی بودن قران رو نشون بدن پس بایستی به این مسئله دقت کنیم من هم نگفتم تنها دلیلی که برای الهی بودن قران میارن امی بودنه من تکیه بر امی بودن در بحث الهی بودن قران رو با متنی که اوردم رد کردم در مورد سایر دلایل هم( اگه به لینکی که دادم توجه کنین) سایر دلایل رو هم از قبیل تحدی رو بهشون پاسخ دادم در ضمن همون طور که گفتم بحث وجود خدا یک مسئله هست و الهی بودن قران یک مسئله دیگه |
|||
|
۱۵:۱۸, ۱۹/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
الان میشه بفرمایید یک کتاب الهی باید چه ویژگی هایی داشته باشه ؟!
در پناه خدا |
|||
|
|
۱۵:۲۸, ۱۹/فروردین/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/فروردین/۹۱ ۱۵:۳۰ توسط rasel137.)
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
۱۵:۳۲, ۱۹/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
الان شما مدعی هستید
ادعا دارید قران الهی نیست یا باید ادعاتون رو ثابت کنید یا باید بفرماید چه ویژگی هایی باید داشته باشد تا برایتان اقامه کنیم |
|||
|
|
۱۵:۳۶, ۱۹/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
(۱۹/فروردین/۹۱ ۱۵:۳۲)وحید110 نوشته است: الان شما مدعی هستید فکر کنم این رو بدونید که اثبات چیزی بر عهده مدعی اون هست من ادعایی ندارم و دلیلی هم ندارم کتابی رو منتسب به خدا بدونم و فکر کنم قوری راسل در این زمینه توضیح مناسبی باشه |
|||
|
۱۵:۴۲, ۱۹/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
|
ببینید شما الان در مقام رد ادعا باید دلیل بیاورید
و بفرمایید چه چیزی باید بوده باشد که الان نیست و یا هست و مخالف ان است تا اراءه دهیم در مقام دفاع در ضمن راسل حرف زیاد میزنه . اگر منظورتون اینه که دلیلی بر ردش ندارید پس خلاف ادعا رو نمیتونید مطرح کنید مگر با دلیل یعنی الان شما در مقام مدعی قرار دارید |
|||
|
|
|
|
|











