|
به چه علت شما شیعیان علی را اول مسلمان میدانید؟
|
|
۱۵:۱۲, ۲۰/فروردین/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/فروردین/۹۱ ۱۵:۲۱ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
تقدیم به شما بخشی از مناظره مأمون (لعنت الله علیه) با فقيهان اهل سنت درباره برترى على (علیه السلام) "الطرائف-ترجمه داود الهامى، ص: 94"
مأمون: من بر اين عقيده هستم كه على بن ابى طالب بهترين خلق خداست پس از پيغمبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلّم سزاوارترين مردم براى خلافت است. اسحاق: در ميان اين جمعيت كسانى هستند كه آنچه را امير المؤمنين(منظور مأمون لعنت الله علیه است!) در باره على (عليه السلام) بيان كرد، نمىشناسند و بدان معتقد نيستند و امير المؤمنين ما را براى مناظره طلب كرده است. مأمون: هر طريق را مىپسندى اختيار كن من از تو سؤال كنم يا تو از من سؤال كنى؟ اسحاق: من پرسش را آغاز مىكنم. اسحاق مىگويد: من اين پيشنهاد را پسنديدم و گفتم: من پرسش را آغاز مىكنم. اسحاق: به چه دليل امير المؤمنين ادعا مىكند كه على برترين مردم است پس از رسول خدا و سزاوارتر است از همه به خلافت پس از وى؟ مأمون: به من بگو چه چيز مايه برترى مردم بر يك ديگر مىشود، چنان كه بتوان گفت: فلان كس از ديگرى افضل است؟ اسحاق: اعمال نيكو. ... اى اسحاق روزى كه خداوند رسول خود را مبعوث كرد، چه عملى از همه بهتر و برتر بود؟ گفتم: كلمه شهادت كه از روى اخلاص گفته مىشد و پيشى گرفتن به اسلام و قبل از همه مسلمان شدن و عمل به احكام اسلام كردن. گفت راست مىگوئيد در كتاب خداوند آمده است السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ، كسانى كه از همگان پيشى گرفتهاند آنها مقرب مىباشند و در بهشت متنعم مىباشند، در اينجا مقصود از سابقون كسانى هستند كه زودتر مسلمان شدهاند، آيا مىدانى كسى قبل از على عليه السّلام اسلام آورده باشد. گفتم: يا امير المؤمنين على در حالى اسلام آورد كه هنوز كودك بود و احكام بر او جارى نبود، ولى ابو بكر هنگامى كه مسلمان شد در كمال عقل بوده و احكام هم بر او واجب مىشد، مأمون: به من بگو كدام يك نخست اسلام آورده است تا پس از آن در باره موضوع نوجوانى و كمال و بزرگى با تو مناظره كنم. گفت: البته معلوم است كه على قبل از ابو بكر مسلمان شده است. مامون گفت: به من بگو هنگامى كه على مسلمان شد آيا رسول خدا او را به اسلام دعوت كرد و يا خداوند به او الهام فرمود و او هم اسلام اختيار كرد؟ اسماعيل گويد: من در اين جا به زمين نگاه كردم و در فكر فرو رفتم، اگر بگويم با الهام بوده كه او را به رسول خدا مقدم داشتهام، زيرا رسول خدا قبلا از اسلام خبر نداشت تا آنگاه كه جبرئيل آمد و به او تعليم داد. لذا گفتم: البته پيامبر او را دعوت به اسلام كرد. مأمون: اسحاق، آيا پيغمبر كه على را دعوت كرد به دستور خداوند بود يا از جانب خودش؟اسحاق مىگويد: باز من در انديشه فرو رفتم و سر پائين افكندم. مأمون: اسحاق! نمى توانى پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلّم را نسبت به تكلف دهى، زيرا خداوند مىفرمايد «وَ ما أَنَا مِنَ الْمُتَكَلِّفِينَ» «2». اسحاق: بلى، اى امير المؤمنين پيغمبر على را به دستور خداوند به اسلام خواند. مأمون: آيا شايسته است و كه خداوند به پيغمبر خود تكليف كند كسى را كه هنوز به سن بلوغ نرسيده است و حكمى بر وى جارى نمىشود به دين دعوت كند؟ اسحاق: پناه مىبرم به خداوند كه چنين نسبتى به وى داده شود. مامون گفت: حالا كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله او را به اسلام دعوت كرده آيا به امر خدا بوده يا رسول خدا خود از روى تكلّف او را دعوت كرده است گفتم: پيامبر كارى از روى تكلّف نمىكند زيرا خداوند مىفرمايد: وَ ما كانَ لِرَسُولٍ أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ*، پيامبر كارى بدون اذن خدا نمىكند و او را بفرمان خدا دعوت كرده است. و همچنین مىفرمايد «وَ ما أَنَا مِنَ الْمُتَكَلِّفِينَ» مامون گفت: اى اسحاق خداوند پيامبران خود (و مومنین) را به كارهائى تكليف مىكند كه طاقت انجام آن را نداشته باشند؟ گفت: به خداوند پناه مىبرم اگر خدا چنين كارى بكند آيا تو كه مىگوئى در حال كودكى مسلمان شد و حكم بر او جارى نبود خداوند پيامبر خود را تكليف كرد تا كودكانى كه توانائى انجام مراسم دينى را ندارند به اسلام دعوت كند؟ رسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله كودكان را به اسلام دعوت كند و آنها هم هر ساعت از دين خود بر گردند و حكمى در باره آنها نباشد آيا هم چه چيزى بر خداوند جايز است كه ما اين گونه مطالب را به خداوند نسبت بدهيم، گفتم به خداوند پناه مىبرم اگر در باره خداوند چنين عقيدهاى داشته باشم. مامون گفت: من اكنون مشاهده مىكنم كه تو يكى از فضائل بزرگ على عليه السّلام را كه بر همه مردم فضيلت دارد و مقام و منزلت او را به جامعه معرفى مىكند و او يك ساعت مشرك نشده است آن وقت شما آن فضيلت را براى او نقص مىدانى، اگر خداوند پيامبر را امر كرده بود كه كودكان را دعوت كند او كودكان ديگر را هم مانند على دعوت مىكرد. گفتم آرى چنين است، گفت: آيا خبر دارى براى تو روايت شده كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله يكى از كودكان دوره جاهليت را به اسلام دعوت كرده باشد و يا يك كودكى از خويشاوندان خود را غير از على به اسلام فرا خواند كه گفته شود، پيامبر پسر عموى خود را با كودك ديگرى دعوت كرده باشد گفتم: خير چنين روايتى نقل نشده و من حديثى در اين باره نديدهام. خدا شاهد است که این سه تاپیک را ویژه ی ایام فاطمیه قرار دادم تا ما بچه شیعه ها بصیرت پیدا کنیم که خانوم فاطمه ی زهرا اولین شهید ولایت چرا و برای چه شهید شدند و بیشتر قدر نعمت ولایت را که فاطمه ها و محسن ها در راهش فداشدند را بدانیم! آیه ی همنشینی در غار، در فضیلت خلیفه ی اول است یا در.....؟!! چرا اهل سنت سخن گفتن در نماز را قبل از سلام جایز میدانند؟!! به چه علت شما شیعیان علی را اول مسلمان میدانید؟ خجالت آور است که قاتل امام معصوم مأمون لعنت الله اینچنین بتواند با استدلال و استناد به آیات و تاریخ مورد قبول اهل سنت حقانیت تشیع را اثبات کند ولی ما که ادعای شیعه گری داریم........ و البته تعجب نکنید که این مأمون لعنت الله علیه حقیقتاً مومن به این معارف نبوده و برای جلب قلوب مردم و فریب مردمی که شیفته امام رضا علیه السلام شده بودند این اظهارات را منافقانه انجام داده !!!!!!!!!!! و در پایان هم زمانی که دید چاره ای ندارد جز قتل امام زمانش پرده از نفاقش کنار زد! |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |








