|
قدم بعدی (دوم) اثبات وحدانیت خدا
|
|
۱۲:۳۱, ۲۳/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
با نام خداوند متعال قسمت دوم مباحث خودمونو آغاز میکنیم .
در قسمت قبلی بحثهای مقدماتی و اولیه ای مطرح شد و با مضامین و مفاهیم فلسفی آشنا شدیم و تونستیم به یاری خدای بزرگ با روش های کاملا عقلانی به اثبات وجود خداوند متعال برسیم. هم اینک در پی اینم که با یاری خدا و همت شما دوستان عزیز به وحدانیت و یگانگی خدا و ارائه توضیحاتی مبسوط و البته مفید از صفات خداوند بپردازم. از همه دوستان خواهش میکنم که با رعایت انصاف و بدون هیچ پیش زمینه ذهنی و بی تعصب به کمک من بیان تا این بحث هم به یه جای خوب برسونیم. |
|||
|
| آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۱:۵۳, ۲۴/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #31
|
|||
|
|||
|
باشه چشم ... هرچی شما بگید اصلا... پس من پاسخ شما رو ندیده میگرم و می پردازم به پاسخ سوال دیدگاه نوین، ادامه بحثمان ولی مطمئن باشید که با کمی تاخیر ولی درست و حسابی و محکم ما به شما هم خواهیم رسید:
سوال دیدگاه نوین این بود:اما گاهی از خودم میپرسم ، دقیقا چه نیاز عقلی وجود داره که این خالق در صفات مطلق باشه ؟؟؟ اگر فرضا این خالق و در مرحله بعد پروردگار ، بی نیاز مطلق نباشه چه اصل عقلانی نقض میشه ؟؟؟!!!!! [font=B Mitra][/font]چون میخوام بحث دقیق جلو بره رو تک تک کلمات شما میخوام دقت کنم. ما اصلا بحثمان خالق نبود... هنوز به خاق نرسیدیم وهنوز دلیلی برای اینکه این موجود واجب خالق جهان باشد را ارائه نداده ایم. بحث واجب است نه خالق. حال سوال شما این می شود: چه نیاز عقلی وجود دارد که این واجب در صفات مطلق باشد؟؟؟ من میگویم اصلا این صفات از کجا آمده؟ مثلا صفت مهربانی اینجا صفت مهربانی یک معلول است. (فقط امیدوارم که این ها رو تو تاپیک قبلی خونده باشی) حال این معلول باید از علتی سرچشمه گرفته باشد که در نهایت به همان وجود واجب می رسد. سوال من این است: چگونه می شود وجود معلول از وجود علتش کاملتر شود؟؟؟؟ یعنی آن چیز اضافی که در معلول هست و در علت نیست آن از کجا آمده؟؟؟؟ یا علی مدد |
|||
|
|
۱۲:۴۸, ۲۴/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #32
|
|||
|
|||
|
بله درست است ، اولش سوال من یه چیز دیگه بود بعد یه چیز دیگه شد .
![]() سوال من در مورد این بود که چه نیازی هست خدا بی نیاز مطلق باشه . خب ابراهیم جان ، یعنی شما میگید چون چیزی در وجود معلول هست که در وجود علت نیست ، پس فرض اول من غلط است چون به هر حال اونی که معلول داره باید از یک علتی باشه دیگه . این حرفتون درسته ... ولی اینجا میشه بازم همون سیستم چند خدایی رو مطرح کرد که مثلا یه بخشی داشته های معلول از علت1 سرچشمه گرفته یه بخشیش از علت2 که البته با دلایلی که علی آقا از قرآن آوردند سیستم چند خدایی از یک راه دیگه غلط از آب درمیاد . پس با توجه به دلایل رد سیستم چند خدایی ، خدای واحد باید دارنده تمام داشته های معلول باشه . درسته ؟؟؟ که البته اینجا یه بحث دیگه پیش میاد که خدا فقط داشته های معلول رو نداره ، خیــــــــــــــــــلی بیشتر داره البته میدونم که این مورد ربطی به موضوع تاپیک نداشت . |
|||
|
۱۲:۵۳, ۲۴/خرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/خرداد/۹۱ ۱۲:۵۴ توسط سید ابراهیم.)
شماره ارسال: #33
|
|||
|
|||
|
بله درسته... البته ربط هم داشت
خداوند متعال دارنده جمیع تمام هستی است.... خب اینکه یه بخشی از هستی معلول را علت یک داشته باشد یعنی علت 2 ندارد... درسته؟ یعنی علت 2 در آن مورد نیازمند چیزی است و ذاتش کامل نشده.... در حالی که ثابت کردیم ذات واجب بی نیاز مطلق است. من سعی میکنم که در کمترین حالت ممکن پاسخ بدم که زیاد خسته هم نشوید... اگر قانع نشدین بفرمایید تا بیشتر توضیح بدم. |
|||
|
|
۱۴:۴۷, ۲۴/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #34
|
|||
|
|||
|
|
۱۲:۳۵, ۲۷/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #35
|
|||
|
|||
|
ببینید در تاپیک قبلی به این مسئله پرداختیم...
نیازمندی یعنی چیزی حالتی که ذات من مثلا در پی چیزی است که در بیرون ذات من وجود داشته باشد و من برای کمالم به آن احتیاج داشته باشم... در حالی که ما ثابت کردیم ذات واجب کمال صرف است... چیزی بیرون از ذاتش نیست که به آن احتیاج داشته باشد چون خودش مبدا تمام خوبی ها و کمالات است اگر قانع نشدید باز من توضیح بدم؟؟؟ |
|||
|
|
۱۴:۵۱, ۲۷/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #36
|
|||
|
|||
|
درسته ، پس چون خودش مبدا (خالق) است و همه چیز ازش سرچشمه گرفته ، پس چیزی نیست که بهش نیاز داشته باشه .
باشه ، من قانع شدم ... بریم سراغ مطلب بعدی ![]()
|
|||
|
|
۱۵:۰۸, ۲۷/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #37
|
|||
|
|||
|
مطلب بعدی همون ارسال 11 هست که بنده آورده بودم.... ما در پی اثبات یگانگی وجود واجب هستیم. حال اگر این را قبول میکنید... برویم سراغ دیگر صفات خداوند متعال.
|
|||
|
|
۱۶:۴۶, ۲۷/خرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/خرداد/۹۱ ۱۸:۲۴ توسط حسن.س..)
شماره ارسال: #38
|
|||
|
|||
(۲۳/خرداد/۹۱ ۱۰:۴۳)سید ابراهیم نوشته است: سلام خدمت آقا سید عزیز ![]() چرا دو تا واجب الوجود با تمام صفات و البته اکمل هر صفت نداریم؟؟؟؟ چون صرف وجود تنها یکی است و وجود دو واجب الوجود خود دارای یک اشتراک به نام وجود است که حقیقت آن تنها یکی است!!!!! این نتیجه مستلزم این است که وجود را یک اصل بدیهی برای هر چیزی(موجودی) بگیریم یعنی اشتراک معنوی وجود یا همان اصالت وجود.اصالت وجود به عبارت دقیقتری یعنی وحدانیت واجب الوجود.پذیرفتن اصالت وجود---->پذیرفتن اینکه هر چیزی دارای وجودی است که منتهی به اصل وجود می شود---> اصل وجود یکی است چون اشتراک لفظی وجود را پذیرفتیم----->پذیرفتن وحدانیت اصل وجود زیرا اگر دوتا باشند ، دوباره هر کدام از وجود تشکیل شده اند که آن منتهی به یک اصلی می شود که صرف وجود است. اصالت وجود لازمه اش پذیرفتن وحدانیت واجب الوجود است!!!! اصالت یعنی حقیقت وجود تنها یک وجود. اثبات نمی خواهد.... ![]() (۲۳/خرداد/۹۱ ۱۰:۴۳)سید ابراهیم نوشته است: حضرت حق وجود صرف است و وجود صرف به خاطر بى کرانگى وجودش، هیچ گونه ماهیت و حَدّ وجودى براى آن مطرح نیست. چرا واجب الوجود ماهیت ندارد؟؟؟؟ پذیرفتن اصالت وجود----> چون اصالت با وجود است غیر آن ماهیت و عدمی هستند -------> پس واجب الوجود که عین و اصل وجود است معلوم است که عدم ندارد پس------> ماهیت ندارد اصلا اصالت وجود یعنی فقط یک وجود احدی و بدون ماهیت،تنها حقیقت است....خودمان فرض کردیم و خودمان هم نتیجه همان فرض را بیان می کنیم!!!!!!! آقا سید عزیز نتیجه می شود که همه اش همان اصالت وجود است.درست است؟؟؟ |
|||
|
|
۱۲:۱۴, ۲۸/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #39
|
|||
|
|||
|
نه ،
البته می توان از اصالت وجود هم در اثبات این امر کمک گرفت همان طور که شما گرفتید ولی این مبحث تکیه اش بر این نیست. اینکه چرا دو تا واجب الوجود با تمام صفات اکمل نمی توانیم داشته باشیم را از راه دیگر باید ثابت کرد... ببین در این جا اصلا نمی توان دو ئیتی در نظر گرفت. وقتی که دو واجب داریم که در تمامی صفات مثل هم در اوج باشند پس اصلا از کجا می گوئید که این ها دو تا هستند. آن مایه افتراق این دو چیست؟ این را بگویید تا بیشتر توضیح بدهم. |
|||
|
|
۹:۰۵, ۲۹/خرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/خرداد/۹۱ ۱۹:۳۱ توسط حسن.س..)
شماره ارسال: #40
|
|||
|
|||
(۲۸/خرداد/۹۱ ۱۲:۱۴)سید ابراهیم نوشته است: نه ، به نظر بنده که پایه ی اصلی استدلال همان اصالت وجود در دو واجب الوجود است!!! اما اگر شما منکر هستید می شود به صورت دسته بندی دقیق پایه های استدلالتان را دوباره بیاورید؟به نظرم دو استدلال در کامنت یازده وجود داشت که بنده در کامنت قبلی ام در دو قسمت آن ها را جداگانه بررسی کردم..در جواب سوال شما نیز عرض کنم که فرض بفرمایید افتراق این دو(واجب الوجود) به تمامی ذاتشان باشد.(اصالت وجود را هم نداریم!!! )
|
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| قدم بعدی (ششم) ............امامـــــــــت | سید ابراهیم | 8 | 4,332 |
۱۸/اسفند/۹۳ ۱۶:۱۲ آخرین ارسال: سید ابراهیم |
|
| قدم بعدی( پنجم) اثبات نبــــــــــــــــــــــوت!!!!!!! | سید ابراهیم | 32 | 16,749 |
۹/تیر/۹۳ ۱۹:۲۸ آخرین ارسال: m.hossein |
|









![[تصویر: smile.gif]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/smile.gif)



این نتیجه مستلزم این است که وجود را یک اصل بدیهی برای هر چیزی(موجودی) بگیریم یعنی اشتراک معنوی وجود یا همان اصالت وجود.اصالت وجود به عبارت دقیقتری یعنی وحدانیت واجب الوجود.
