|
پيش ارباب خرد مايه ايمان ادب است ...
|
|
۱۴:۰۱, ۶/مرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/مرداد/۹۱ ۱۴:۱۰ توسط Asma.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
چرا در نوشته ها به جای نوشتن "علیه السلام" از علامت اختصاری "ع" استفاده می شود، یا چرا به جای "عجل الله تعالی فرجه الشریف" کلمه ی "عج" به کار برده می شود؟ شاید در روزگاران گذشته که کاغذ به سهولت در دسترس نبود و کتابت زمان زیادی می خواست، کاربرد علائم اختصاری توجیهی داشت؛ اما امروزه که نوشتن الفاظ احترام آمیز برای حضرات معصومین علیهم السلام، با توجه به نرم افزارهای تایپ بسیار ساده شده و با یک عدد، کلیشه وارد صفحه ی تایپ می شود، معلوم نیست چرا بعضی اصرار به استفاده از علائم اختصاری دارند؟ افرادی که دستی در علوم دینی و شناخت و معرفت دارند، از کلمات احترام آمیزتری استفاده می کنند. در مقابل، این مساله ی معرفتی، به کاربرد علائم اختصاری محدود نمی شود. رسانه هایی چون صدا و سیما، متاسفانه، در موارد مختلف، نه تنها حق مطلب در تکریم و احترام را رعایت نکرده اند، بلکه حتی گاهی تعبیراتی شنیده می شود که ابدا شایسته نیست. به کاربردن تعبیر "علی" به تنهایی رواج فراوانی در این رسانه که باید آموزش دهنده ی مردم باشد، داشته و دارد. این تعبیرات ناشایست که نشان از بی معرفتی دارد، منحصر به نام بردن از امام اول شیعیان حضرت امیرمومنان علیه الصلاة والسلام، نبوده، بلکه هنگام نام بردن از امام سیدالشهدا سلام الله علیه، به کرّات "حسین" شنیده می شود. گاهی به یاد این فراز تاریخی می افتم که رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم، هنگامی که سیدالشهدا سلام الله علیه وارد مجلس ایشان شدند، فرمودند: مرحبا بک یا اباعبدالله. تعبیر به کنیه برای یک کودک چه مقدار آثار تربیتی برای شیوه ی برخورد با مقام عصمت دارد، و چه زیبا نحوه ی احترام به بزرگان دین و اولیای الهی را به مسلمانان و پیروان دین اخلاقی اسلام، تعلیم می دهد. حضرات ائمه معصومین علیهم الصلاة و السلام، علاوه برنام، لقب و کنیه نیز دارند، آیا ادب حکم نمی کند که هنگام نام بردن از ایشان کمال احترامی که از ما ساخته است را مبذول داریم و به جای گفتن "امام علی" از لقب ایشان که "امیرالمومنین" علیه السلام است، استفاده کنیم؟ آیا این القاب، نشان از اعتقاد ما ندارد؟ آیا نباید تفاوتی میان کسانی که مقامی بسیار پائین و نازل برای ائمه علیهم السلام قایل هستند و کسانی که آنان را برترین مخلوقات خداوند می دانند، وجود داشته باشد؟ هزار مرتبه شستن دهن به عطر و گلاب / هنوز نام تو بردن کمال بی ادبی ست
|
|||
|
|
۱۴:۳۴, ۶/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
سلام دوست عزیز
در رسانه ها گاهی به کار بردن اسم این بزرگواران به تنهایی در قالب مناجات و درد دل می باشد که فکر نکنم در اینصورت هیچکس قصد توهین به مقام جلیل القدرشان را داشته باشد هیچ آدابی و ترتیبی مجو هر چه می خواهد دل تنگت بگو ولی در غیر این صورت موافقم که با احترام کامل این بزرگواران را خطاب کنیم |
|||
|
|
۱۶:۰۴, ۶/مرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/مرداد/۹۱ ۱۶:۰۵ توسط Asma.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
ادب در برابر پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم )
مسلمان بايد مواظب باشد كه عاليترين مرتبه ادب را در برابر مقام شامخ پيامبراكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) مراعات كند. ابوهارون مى گويد: من همنشين امام صادق (عليه السلام ) بودم ، اتفاقا چند روزى توفيق تشرف حاصل نشد. بعد كه شرفياب شدم حضرت فرمود: اى ابوهارون ، چند روزى است كه تو را نديده ام عرض كردم : خداوند پسر بچه اى به من عطا فرمود. امام صادق (عليه السلام ) فرمودند: خداوند براى تو مبارك گرداند، نامش را چه گذاشتى ؟ عرض كردم : او را محمد ناميدم . حضرت سر را پايين آوردند و گفتند: محمد، محمد، محمد، به حدى كه نزديك بود پيشانى آن حضرت به زمين برسد. سپس فرمود: بنفسى و بولدى و باهلى و بابوى و باهل الارض كلهم جميعا الفدا لرسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ) لا تسبه و لا تضربه و لا تسى ء اليه ، و اعلم انه ليس فى الارض دار فيها اسم محمد الا و هى تقدس كل يوم ذكر مقدس صلوات ، رمز ادب به مقام والاى پيامبر است كه جزء تشهد و از واجبات نماز قرار داده شده است . علاوه بر آن مستحب است هر وقت انسان نام مقدس آن حضرت را ذكر كرد يا شنيد صلوات بفرستد. بنابراين ، بر عموم مومنان لازم است ، كه در مورد آن حضرت نيز آدابى را رعايت و حشمت و شكوه آن جناب را حفظ كنند: 1- مهمترين ادب آن است كه انسان آن حضرت را همه جا حاضر و مراقب بداند؛ يعنى همان طور كه خداوند همواره حاضر و آگاه بر همه احوال ظاهرى و باطنى است ، رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) نيز بر ظاهر و باطن افراد آگاه و ناظر است ؛ و بايد از مخالفت پنهان و آشكار آن حضرت شرم داشت و هيچ ادبى از آداب حضور آن جناب را ناديده نگرفت . 2- هر مقام و منزلتى كه صالحان به آن دست مى يابند به راهنمايى و هدايت آن حضرت تحقق يافته است ، و نبايد به انديشه كسى خطور كند كه مسير كمال و ولايت بى نياز از مدد اوست . 3- پس از اعتقاد كامل به آن بزرگوار، تبعيت كامل از سنت و سيره اوست . پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: من احيا سنتى قد اءميتت بعدى كان له من الاجر مثل من عمل بها من غير اءن ينقص من اءجورهم شيئا 4- هر كس كه با آن حضرت پيوند و خويشاوندى ظاهرى و معنوى دارد، نظير سادات ، مومنان و عالمان دين را براى محبت به پيامبر دوست داشته باشد و تعظيم و احترام كند. 5- در همه حالات ، چه در اعتقاد چه قول چه عمل ، تعظيم و تكريم پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) را با تعظيم خداوند مقرون كند، خداوند مى فرمايد: لتؤ منوا بالله و رسوله و تعزروه و توقروه ... بايد اطاعت آن حضرت را ملازم با اطاعت پروردگار دانست كه فرمود: قل اطيعوا الله و اطيعوا الرسول ... زيرا ايمان به خداوند و يگانگى او بدون ايمان به پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) و اقرار به رسالت آن حضرت صحيح و مقبول نيست . و همان طور كه نام خداوند در گفتار و نوشتار با تقديس و تنزيه و تعظيم ياد مى شود بايد نام پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) نيز با صلوات و سلام و با عظمت برده شود. محدث قمى قدس سره در سرگذشت امام صادق (عليه السلام ) مى نويسد: ... و آن جناب كثير الحديث و خوش مجالست و كثير الفوائد بود. هرگاه مى خواست بگويد: قال رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ) رنگش تغيير مى كرد؛ گاهى سبز مى گشت و گاهى زرد، بحدى كه نمى شناخت او را كسى كه مى شناخت او را... مولف گويد كه خوب تامل كن در حال حضرت صادق (عليه السلام ) در تعظيم و توقير او از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) كه در وقت نقل حديث از آن حضرت و بردن اسم شريف آن جناب ، چگونه حالش تغيير مى كرد، با آنكه پسر پيغمبر و پاره تن اوست ، پس ياد بگير اين را و با نهايت تعظيم اسم مبارك حضرت رسول (صلى الله عليه و آله و سلم ) را ذكر كن و صلوات بعد از اسم مباركش بفرست و اگر اسم شريفش را در جايى نوشتى ، صلوات را بدون رمز و اشاره ، بعد از اسم مباركش بنويس و مانند بعضى از محرومين از سعادت به رمز ((ص )) و يا ((صلعم )) و نحو آن اكتفا مكن ؛ بلكه بدون طهارت اسم مباركش را مگو و ننويس و با همه اينها باز از حضرت معذرت بخواه كه در وظيفه خود كوتاهى نمودى... اقبال لاهورى مى گويد: چون به نام مصطفى خوانم درود/ از خجالت آب مى گردد وجود تا ندارى از محمد رنگ و بو / از درود خود ميالا نام او |
|||
|
|
۱۶:۴۹, ۶/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
همانطور که قبلاً هم در این تاپیک مفصل در این موضوع صحبت کردیم:
یک توصیه ی برادرانه که مخاطبش اول خودم هستم! مجدد مطالب رو همینجا بیان میکنم بعد از یک هفته هم ادغام خواهد شد برای انسجام مطالب إن شاء الله سلام دوستان با دقت به این آیه ی شریفه دقت بفرماید: لاتجعلوا دعاء الرسول بینکم کدعاء بعضکم بعضاً (نور-63) [پیامبر را مانند صدا زدن خودتان صدا نزنید] شما بروید در روایات بگردید با اینکه بنابر روایات این حکم در مورد اهل بیت نیست اما خود ائمه ی اطهار علیهم السلام و حتی مولا علی علیه السلام به حضرت محمد تنها با لفظ رسول الله خطاب میکردند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ائمه ی اطهار مولا علی را با لفظ امیرالمومنین خطاب میکردند عباس بن حیدر کرار شاگرد اول مکتب ولایت مداری امام حسین علیه السلام هیچ گاه سید الشهدا را حتی با نام برادر خطاب نمیکرد یا سیدی یا مولای یا امامی خطابهای آقا ابالفضل به امام حسین علیه السلام است تنها فقط و فقط زمانی که خود خانوم فاطمه ی زهرا بر بالین آقا ابالفضل تشریف آوردند به امام حسین علیه السلام خطاب کردند برادرم!!!!!!!!!!!!!!!!!! اینها همه درس است اینها الگوی ما هستند این سیره ی خود اهل بیت و بزرگترین ولایت مداران و شیعیان حقیقی ایشان است متأسفانه بعضاً میبینم که بعضی دوستان و حتی خود بنده ی حقیر فقیر سراپا تقصیر با الفاظی 14 معصوم و اهل بیت را صدا میزنیم در دلنوشته و خطاب هایمان که به هیچ وجه در شأن ایشان نیست که مجاز هم نیستیم طبق حکم خدا در قرآن مجید: لاتجعلوا دعاء الرسول بینکم کدعاء بعضکم بعضاً (نور-63) [پیامبر را مانند صدا زدن خودتان صدا نزنید] الفاظی مانند عباس جان آقاجون بیا آقاجون خسته شدم آقا جون دلم تنگه برات و..... این گونه خطاب ها نه تنها نشان از عدم معرفت کافی ما به شأن و جایگاه این عزیزان است چرا که در سیره اهل بیت که نزدیکترین و صمیمیترین و با معرفت ترین اشخاص به رسول الله بودند هیچ از اینگونه خطاب ها یافت نمیشود فرقی باید باشد بین خطابی که ما با پسر خاله ی خودمان میکنیم با خطابی که بین اولیای اعظم خدا انجام میدهیم شأن ایشان باید حفظ شود در عین اینکه ما میخواهیم صمیمیت و علاقه ی خود را نشان دهیم اما آدابی را که خدا امر کرده و در سیره ی خود اهل بیت و بزرگان دین ما مشاهده میشود باید حتی الامکان رعایت شود منظور من این نیست که حالا فی المثل خیلی دیگه از این به بعد رسمی بنویسیم و مورد خطاب قرار دهیم اما باید کمال خضوع و ادب و احترام و بزرگداشت در الفاظ ما موج بزند در عین صمیمیت و حس محبت و علاقه مثلاً مولا علی یا حضرت امیر یا امیرالمومنین یا ذکر نام با کنیه مانند علی بن ابیطالب یا حضرت صاحب الزمان یا حداقل دیگه آقا جان به جای آقاجون در ضمن در درد دلها جوری درد دل نکنید که هر خواننده ای حس کنه دارید فی المثل با پسر خاله خود صحبت میکنیم به هر حال باز تکرار میکنم اینکار یعنی رعایت ادب و شأن اولیای خدا اولاً حکم خداست در قرآن لاتجعلوا دعاء الرسول بینکم کدعاء بعضکم بعضاً (نور-63) [پیامبر را مانند صدا زدن خودتان صدا نزنید] ثانیاً سنت خود اهل بیت است ثالثاً سنت نزدیکترین افراد به اهل بیت است کأنه هر چه نزدیکتر میشوند به اهل بیت ادب و خضوعشان بیشتر میشود دقیقاً مصداقش نوع سخن گفتن 14 معصوم در دعاها و مناجات هایشان با خداست با چه خضوعی از عظمت و رحمت خدا یاد میکنند مگر خودمونی تر از 14 معصوم هم به خدا داریم مگر 14 معصوم اسوه ی حسنه نیستند پس اگر ملاک درست سخن گفتن با خدا هم بخواهد روش مناجات اهل بیت در نظر بگیریم خود بنده مشاهده میکنم که فرسنگها فاصله است ریشه ی این فاصله نجومی به علت عدم درک عظمت کسی است که مخاطب ما واقع شده نه اینکه ما خودمونی و صمیمی هستیم با مخاطبمان و خدا میداند که مخاطب اول این پست علی 110 است خدایا به ما معرفت خودت و اولیایت را عنایت فرما و ما را عبد خود و از متولیان حقیقی به ولایت 14 معصوم قرار ده! یا علی التماس دعای فراوان |
|||
|
|
۱۷:۳۲, ۶/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
(۶/مرداد/۹۱ ۱۶:۴۹)علی 110 نوشته است: ریشه ی این فاصله نجومی به علت عدم درک عظمت کسی است که مخاطب ما واقع شده فرمایش شما دوستان بزرگوار کاملا متین. این جمله ای رو هم که فرمودین کاملا قبول دارم. یه مثال میزنم: در مجلسی عالم بزرگی در حال افاضه فیض بودن و صحبت رسول اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در میان بود و با هر بار بردن نام ایشان جمعیت صلوات می فرستادند. خب به نظر شما با این کار رشته کلام که به حق کلامی عرشی بود پاره نمی شود!؟ اگه اون کلام بر جان ودل مخاطب بنشیند حقا که موجب خوشنودی خود حضرت رسول(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) میشود. ثانیا اینکه خداوند بلند مرتبه از هرکس به فراخور دانش و بضاعتی که داره، انتظار داره، مگه اینطور نیست؟؟ مثل داستان موسی و شبان شاید اونایی که الفاظ زیر رو به کار می برن در چنان حال خوشی با اربابشان باشند که من روسیاه تا حالا تجربه نکرده باشم (الفاظی مانند عباس جان آقاجون بیا آقاجون خسته شدم آقا جون دلم تنگه برات و.....) اگه من حرفی زدم خدای نکرده دلیل بر این نیست که منکر رعایت ادب و احترام به آن بزرگواران باشم میگم صداقت و خلوص در گفتار مهمتره. ممکنه یکی که میگه آقاجون خیلی.... خالص تر بگه تا منی که بگم یا اباصالح یاحق/التماس دعا |
|||
|
۱۷:۴۳, ۶/مرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/مرداد/۹۱ ۱۷:۵۱ توسط Asma.)
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
ادب در برابر علما و بزرگان
اميرالمؤ منين على (عليه السلام ) فرمود: من وقر عالما فقد وقر ربه .(هرکس به عالمی احترام کند بدرستیکه به پروردگارش حرمت نهاده است) از وحيد بهبهانى ، آن عالم جليل القدر، پرسيدند كه چگونه به اين مقام رسيده اى ؟ فرمود: اگر به جايى رسيده ام ، مرهون احترامى است كه براى علماى اسلام قائل بودم . مرحوم آيه الله بروجردى قدس سره در مسجد بالاسر مرقد مطهر حضرت معصومه (عليه السلام ) تدريس مى كرد. يكى از روزها هنگام درس متوجه شد يكى از شاگردان او به قبر مرحوم آيه الله حاج شيخ عبدالكريم قدس سره تكيه داده است ، با تندى به او گفت : آقا به قبر تكيه نكنيد، اين بزرگان براى اسلام زحمت كشيده اند، به آنان احترام بگزاريد. در اينجا به گوشه اى از آداب احترام به علما اشاره مى شود. يك : تكذيب نكردن . گفته علما را به صرف اينكه با عقيده شما جور در نمى آيد، تكذيب نكنيد. اميرالمؤ منين (عليه السلام ) فرمود: در برابر عالم زياد نگوييد: قال فلان و قال فلان خلافا لقوله (دیگری چنان گفت بر خلاف گفته او) دو: خدمت كردن . حضرت على (عليه السلام ) فرمود: اذا رايت عالما فكن له خادما(هرگاه عالمی را دیدی خدمتگذار او باش) سه : ديدار و زيارت . پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: من زار عالما فكانما زارنى ، و من صافح عالما فكانما صافحنى ، و من جالس عالما فكانما جالسنى (هر کس به دیدار عالمی رود،پس گوئی مرا زیارت نموده و هرکس با عالمی مصافحه نماید، گویا با من مصافحه نموده و هرکس با عالمی همنشین گردد پس گوئی با من همنشین بوذه است ) چهار: بيشتر شنيدن . امام باقر (عليه السلام ) فرمود: اذا جلست الى عالم فكن على اءن تسمع اءحرص منك على اءن تقول ، و تعلم حسن الاستماع كما تتعلم حسن القول ، و لا تقطع على اءحد حديثه (هرگاه در حضور عالمی نشستی، بر شنیدن بیش از گفتن مبادرت کن و حریص باش و همانطور که شیوه خوب سخن گفتن را می آموزی، خوب شنیدن را نیز بیاموز و سخن او را قطع مکن) [/quote] یه مثال میزنم: در مجلسی عالم بزرگی در حال افاضه فیض بودن و صحبت رسول اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در میان بود و با هر بار بردن نام ایشان جمعیت صلوات می فرستادند. خب به نظر شما با این کار رشته کلام که به حق کلامی عرشی بود پاره نمی شود!؟ اگه اون کلام بر جان ودل مخاطب بنشیند حقا که موجب خوشنودی خود حضرت رسول(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) میشود. [/quote] ادب حضور در محضر یک عالم اینه که سخن او رو قطع نکنیم. میشه برای بار اولی که اسم حضرت (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) آورده میشه برای نشون دادن احترام همه بلند صلوات بفرستن ولی برای دفعات بعد هرکس در دلش صلوات بفرسته و خضوع قلبی نسبت به حضرت(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) داشته باشه. |
|||
|
|
۱۳:۳۶, ۷/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
ادب در برابر كتابهاى دينى
همان گونه كه قرآن كريم ، مورد احترام و تعظيم است كتابهاى دينى نيز شايسته تكريمند؛ زيرا اين كتب نيز حاوى آيات كريمه و احكام الهى و معارف اسلامى هستند. بنابراين ، بايد احترام اين كتابها را مراعات نمود. معروف است كه مرحوم آيه الله بروجردى قدس سره هرگز در كتابخانه خود نمى خوابيد بلكه براى استراحت به اتاق ديگر مى رفت تا كمال ادب كتابهاى دينى را مراعات كرده باشد و مى فرمود: در تمام عمرم در اتاقى كه كتب حديث باشد، نخوابيده ام . مرحوم محدث قمى در شرح حال فاضل دربندى مى گويد: آن مرحوم كتب حديث و علمى را زياد احترام مى كرد به نحوى كه هر وقت تهذيب شيخ طوسى و امثال آن را بر مى داشت مانند كلام الله مى بوسيد و روى سر مى گذاشت و مى گفت : كتب اخبار مانند قرآن محترمند. مرحوم محدث قمى بدون وضو و طهارت ، حتى دست به جلد كتاب حديث نمى زد چه رسد به اصل جملات حديث . و هرگاه مى خواست حديث مطالعه كند يا بنويسد با وضو و مؤ دب رو به قبله مى نشست و كارش را آغاز مى كرد. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |










