کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 5 رای - 3.6 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
وزن و قافیه در شعر
۲۳:۵۲, ۲۴/فروردین/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/فروردین/۹۱ ۲۲:۱۶ توسط دل خسته.)
شماره ارسال: #1
آواتار
سلام
دیدم بسیاری از دوستان زوق و قریحه شعری دارند ، گفتم در راستای بهبود روند شعر سرایی ، توضیحی پیرامون این موضوع داشته باشم.
بریم سراغ علم وزن شعر :
فقط اول به دوستان بگم که نترسند ، این علم در 15 دقیقه آموزش داده می شه و به مرور جا میفته ، بنده هم حدود 14 سالگی این روش رو از یک دیپلم ادبیات یاد گرفتم (رشته بنده ریاضی فیزیک بود)
اما بریم سراغ اصل مطلب.
اول از همه بگم وزن شعر به نوعی در واقع مبین موسیقی یک شعر هست ، یعنی یک شعر با وزن سنتی ، جوری هست که هر مصرع از اون رو می شه مثل تمام مصرع های دیگه با یک آهنگ خوند.
مثلا شعر زیر:
آن قصر که جمشید در آن کام گرفت
آهو بچه کرد و روبه آرام گرفت
بهرام که گور می گرفتی همه عمر
دیدی که چگونه گور بهرام گرفت
وزن این شعر لا حول و لا قوة الا بالله هست ، که ما می تونیم با آهنگ این جمله ، تمام این چهار مصرع رو بخونیم.

دوم این که در وزن شعر مهم نیست که اون شعر چه جوری نوشته میشه ، بلکه آواها و نوع خواندن شعر مهم هست مثلا:
الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها = اَ لا یا ای یُ هَس سا قی اَ در کَئ سَن وَ نا وَل ها
پس اصلا به نوع نوشتن شعر دقت نکنید.
اما اصل ماجرا
برای به دست آوردن وزن شعر ، باید مثل مثال بالا ، هجاهای چند مصرع ازشعر رو به صورت جدا شده بنویسیم.بعد باید هجا ها رو به سه نوع "کوتاه" ، "بلند" و "کشیده" دسته بندی کنیم.
اما تعریف این هجاها چیه؟
هجای کوتاه :هجایی هست که از یک مصوت کوتاه (مثل َ ُ ِ ) و یک صامت (هر یک از حروف بدون صدا) تشکیل شده باشه ، مثل بَ ، خِ ، توجه داشته باشید که همزه هم به تنهایی یک مصوت حساب میشه،مثل اَ ، اِ ، اُ.
هجای بلند :
- هجایی که از یک مصوت بلند ( آ ، و ، ی) و یک صامت تشکیل شده باشه ، مثل : آ ، با ، سی
-هجایی که از دو صامت و یک مصوت کوتاه تشکیل شده باشه ، مثل اَخ ، تَر ، بِه.
هجای کشیده : هجایی که از هجای بلند بلند تر باشه، مثل بانگ.

بعد به ازای هر یک از این هجا ها در اون مصرع یک نماد قرار می دیم :
هجای کوتاه : U
هجای بلند : _
هجای کشیده : ( _U ) یا ( U _) با توجه به مقتضای شعر. به واقع هجای کشیده ترکیب دو هجای بالا است.
سپس مصرع ها رو زیر هم می نویسیم و یک میانگین گیری می کنیم از این نماد ها ، چون ممکنه گاهی اوقات به ظاهر از روی شعر شاعر چیز مخالف واقع بدست بیاد،پس باید چند مصرع رو با هم درنظر بگیریم.
سپس به جای هر چند هجا ، یک کلمه (مثل مفاعیلن ، فعولن ، فاعلاتن و ....) قرار می دیم ، که واقع این کلمه هم وزن با اون چند هجا است (فعولن = فَ عو لَن = U _ _ )

اما حالا خود وزن شعر ، برای شعر اول دیوان حافظ داریم:
الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها = اَ لا یا ای یُ هَس سا قی اَ در کَئ سَن وَ نا وَل ها
U _ _ _ U _ _ _ U _ _ _ U _ _ _ =
(U)( _ _ _ U)( _ _ _ U)( _ _ _ U _ _ _ )= مفاعلین مفاعلین مفاعلین مفاعلین
چرا؟ چون مفاعلین = مَ فا عی لُن = U _ _ _
خوب تا این جا رو داشته باشید ، سوالی داشتید بپرسید ، نقصی هم دیدید بگید که برطرف کنم.
______________________________________________________________________________
دوباره سلام ، چند تا نکته درباره وزن شعر هست که باید بگم.
اول این که در شعر های استاندارد سنتی نباید در یک بیت بیشتر از 6 یا 8 تا از کلمات رایج در وزن شعر داشته باشیم (منظور همون امثال فعولن ، مفاعیلن و ...) هستند. بر اساس همین طبقه بندی هم شعر ها به دو نوع 6 تایی و 8 تایی تقسیم می شند (اسم عربیش رو خاطرم نیست)
در زیر چند تا از این کلمات رو می آرم ، هر چند ممکنه چیزی از ذهنم رفته باشه،دوستان لطف کنند و یادآوری کنند.
فعلاتن،فاعلاتن ، فعولن ، فعل ، مفتعلن ، فاعلن ، مفاعیلن ، فع ، فَعلن (ف مفتوح ، عین ساکن) و فعلن (ف مفتوح ، عین مکسور) ، مفعولن ، مفعول ، فعلاتن (عین مکسور)
در ضمن وزنی هم داریم مخصوص رباعی که "لا حول و لا قوة الا بالله" هست که به واقع مترادف با "مفعول مفاعلن فعولن فعلن (عین ساکن)" هست.
_____________________________________________________________________________
سلام دوباره.
قصد دارم به بحث قافیه بپردازیم، خوشبختانه تقریبا تمام ایرانی ها یک اشتباه ابتدایی با قافیه دارند ، به همین دلیل هم بنده بیشتر سعی می کنم به اشکالاتی که در باور مردم هست بپردازم.
اول از همه این که قافیه چیه؟
- قافیه در آخر ردیف های میاد (در شعر های مختلف شماره این ردیف ها متفاوته) ، در انتهای دو قافیه در دو مصرع هم قافیه می بایست حداقل یک مصوت بلند یا یک مصوت کوتاه + یک صامت به صورت مشترک باشه، البته با این شرط که باید دو قافیه کلماتی متفاوت باشند ، یا این که حتی اگر ظاهر یکسان دارند دارای معنی متفاوت باشند.
مثال برای حالت اول که یک مصوت بلند قافیه رو تشکیل می ده : فنا و بقا
مثال برای حالت دوم که یک مصوت کوتاه + یک صامت تشکیل دهنده قافیه هستند : احمد و امجد یا آورده و کرده.
یک مثال از قافیه اشتباه : آمده و سره که می بینیم یک مصوت کوتاه نتونسته قافیه رو برقرار کنه.
یک مثال از قافیه مشابه ولی نا هم معنا :
آن یکی شیری است اندر بادیه(کاسه) --------وان یکی شیری است اندر بادیه(صحرا)
یک مثال از قافیه اشتباه (هم شکل و هم معنا)
این جا آمده------مردی آمده
_____________
اما ردیف ، ردیف ها در اصل قافیه نیستند (مثل مورد آخر) ، بلکه دو کلمه مشابه و هم معنا هستند،مثل است و است ، برای این که از ردیف درست استفاده کنیم ، باید قبل هر ردیفی در دو بیت هم قافیه ، از یک قافیه مناسب استفاده کنیم ، مثل :
مثال بالا که اصلاح شده : آن جا آمده ----- دریا آمده.
می بینید که در اینجا آمده نقش ردیف رو بازی می کنه ، اما ما با هم قافیه کردن دریا و آنجا مشکل رو برطرف کردیم.
نکته ای که باید در استفاده از ردیف مد نظر بگیریم این هست که نباید در اشعاری مثل غزل که نیاز به چند قافیه هم قافیه داریم ، در دو مصرع از ردیف استفاده کنیم ، اما در مابقی مصرع ها قافیه رو با ردیف هم قافیه کنیم، مثلا بنویسیم:
"این جا آمده ----------مردی آمده" و در آخر بیت بعد بنویسیم "در این سده" ، این کار اشتباه هست.
____________
یک نکته ظریف در رابطه با قافیه در غزل بگم ، به دلیل این که حافظ در بعضی از غزلهاش در مصرع یک و چهار از قافیه یک سان (مثل ردیف) استفاده کرده ، ادبا این امر رو به احترام حافظ مجاز می دونند.الآن مثالی خاطرم نیست ، اگر یادم اومد براتون می گذارم.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجید121 ، Havbb 110 ، netlog36 ، آرین (الهه.ع) ، bagheri4 ، أین المنتظر ، یاران مهدی ، MAHDI59 ، نسیم ، m.hossein ، مجتبی110 ، حوریه سادات ، حضرت عشق

آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۰:۰۴, ۲۸/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #31
آواتار
(۲۸/فروردین/۹۱ ۱۰:۰۱)دل خسته نوشته است:  بله کاملا درسته.
می خواهید چک کنید صحت وزن رو ، یک راه ساده این هست که وزن رو مثل یک مصرع از شعر در کنار شعر و با همون آهنگ بخونید.
از تو با مصلحت خویش نمی پردازم
فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن.
مثلا شما یک وزن اشتباه قرار بدید و بخونید ، باز هم ببینید میشه؟
از تو با مصلحت خویش نمی پردازم
فعلاتن فاعلاتن فعلاتن فعلن
می بینید که اصلا نمیشه در ادامه این رو خوند.
نه میدونید من چیکار میکنم!
میشینم هجا هاشو درمیارم بلند وکوتاه بعد طبق فرمول وزن میذارم!
فعلا بعضی وزن هارو میتونم تشخیص بدم!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: دل خسته ، Havbb 110
۱۰:۱۲, ۲۸/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #32
آواتار
یک نکته ای رو هم بگم بد نیست.
بعضی از دیوان های شعرا وزن ثابت و مشخصی دارند.
مثلا وزن شاهنامه فردوسی از ابتدا تا آخر فعولن فعولن فعولن فعل هست
همینطور گلستان سعدی.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاران مهدی ، Havbb 110
۱۱:۲۱, ۲۸/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #33
آواتار
و البته مثنوی معنوی بر وزن «فاعلاتن فاعلاتن فاعلن » هست.

امضای أین المنتظر
www.kamitafakkor.blogfa.com

صفحه اینستاگرام:
hadithcity
soldierr313
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: دل خسته ، Havbb 110 ، مجید121 ، یاران مهدی
۱۲:۵۲, ۴/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #34
آواتار
سلام
یه سوال!
ببخشید این شعرهایی که ما مثلا توپیامکامون یا ...میگیم ایناهم وزن عروضی دارن!؟
من چندتاشون رو تقطیع کردم نشد!
شاید اشکال از طرز خوندنش بود!
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: دل خسته ، مهدی110
۱۲:۵۳, ۴/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #35
آواتار
سلام
خوش آمدید.
اگر لطف کنید و شعر رو اینجا قرار بدید با هم می تونیم به نتیجه برسیم.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مهدی110
۱۲:۵۹, ۴/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #36
آواتار
مثلا چندتا شعر رو میگم!
محبت برخلایق انتهای سادگیست
مردیه مردانگی آخرش آوارگیست
*
چنان در قید مهرت پای بندم
که گویی آهویی سر درکمندم
*
مگو چندین که مغزم را برفتی
کفایت کن تمام آنچه گفتی
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: دل خسته ، مهدی110
۱۳:۲۱, ۴/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #37
آواتار
سلام
شعر اول کمی مشکل دار هست از نظر وزنی ، فقط وقتی می تونه خونده بشه که پس از مردانگی یک مکث بلند داشته باشید:
م حب بت بر خ لا یق ان ت ها ی سا د گیست
مر دی ی مر دا ن گی ، آ خ رش آ وا ر گیست
مصرع اول خواهد شد "مفاعلین مفاعیلن مفاعلین فعولن (با کمی استثناء و در نظر گرفتن دو حجای بلند برای هجای کشیده آخر شعر که زیاد خوب جور در نمیاد).مصرع دوم هم اواضع بد تری داره.در کل بهتره بگیم وزن درستی نداره
*
اما دومی: به راحتی مشخص هست که وزنش مفعالین مفعالین فعولن هست :
چ نان در قی د مه رت پای بن دم
م فا عی ان م فا عی لن ف عو لن
در نظر داشته باشید که پای در این کشیده خونده می شه و باید دو هجای بلند و کوتاه جای اون گذاشت.
ک گو یی آ هو یی سر در ک من دم
در این جا هم "هو" کوتاه خونده میشه و می تونید حتی "هُ" خوانده میشه.
این جا وزن شعر بسیار خوب هست.
*
شعر بعد هم همین وزن رو داره:
م گو چن دین ک مغ زم را ب رف تی
ک فا یت کن ت ما م آن چه گف تی
اگر دقت کنید موقع خوندن هم اگر روی "م" تمام بیشتر مکث کنید شعر زیبا تر می شه تا این که سریع رد شید.این جا هم با استثناء م هجای بلند حساب میشه.
در کل برای بدست آوردن وزن با این روش بهتر هست حدود 3 یا 4 مصراع از شعر رو داشته باشید و از این چند مصراع وزن رو به دست بیارید ، یا این که بنا به تجربه از یک مصرع خوب شعر وزن رو بدست بیارید ، یا این که بر اثر تجربه زیاد به صورتی صوتی و بدون تفکر زیاد وزن شعر رو بگید.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مهدی110 ، tiyam ، أین المنتظر
۱۵:۰۵, ۴/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #38

شعر هایی که در پیامکها می بینید ممکنه وزنش درست نباشه! چون افراد نا وارد اونها رو گفتند...


ولی به عنوان مثال این بیت که گفتید فکر میکنم مال سعدی باشه:

چنان در قید مهرت پای بندم
که گویی آهویی سر درکمندم



در کل بعضی ها شعر های کهن رو با وزن اشتباه میگن و وقتی هم بهشون ایراد میگیری میگن شعر نو گفتند!
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: دل خسته ، tiyam
۱۵:۵۳, ۴/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #39
آواتار
(۴/اردیبهشت/۹۱ ۱۳:۲۱)دل خسته نوشته است:  سلام
شعر اول کمی مشکل دار هست از نظر وزنی ، فقط وقتی می تونه خونده بشه که پس از مردانگی یک مکث بلند داشته باشید:
م حب بت بر خ لا یق ان ت ها ی سا د گیست
مر دی ی مر دا ن گی ، آ خ رش آ وا ر گیست
مصرع اول خواهد شد "مفاعلین مفاعیلن مفاعلین فعولن (با کمی استثناء و در نظر گرفتن دو حجای بلند برای هجای کشیده آخر شعر که زیاد خوب جور در نمیاد).مصرع دوم هم اواضع بد تری داره.در کل بهتره بگیم وزن درستی نداره
*
اما دومی: به راحتی مشخص هست که وزنش مفعالین مفعالین فعولن هست :
چ نان در قی د مه رت پای بن دم
م فا عی ان م فا عی لن ف عو لن
باید بگم عزیز دلم،مفاعیلن رو که اینطوری نمینویسن.تازه اختیارات شاعری هم حد و اندازه دارهBlush
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: دل خسته
۱۶:۰۴, ۴/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #40
آواتار
سلام
اشتباه تایپی بود (ل در کنار ا قرار داره)
بله اختیارات شاعر اندازه ای داره ، اما شما در اشعار کسانی چون مولوی چنین استثنائاتی رو زیاد می بینید/
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مهدی110
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا