کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 4 رای - 4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سلسله مقالات تحقیقی پیرامون حرمت موسیقی
۱۷:۴۲, ۵/مهر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۵/مهر/۹۰ ۱۷:۴۳ توسط علیرضا110.)
شماره ارسال: #1

«کسی که چهل روز در خانه اش بربط نوازند و مردمان بر او وارد شوند شیطانی به نام قفندر اعضای خود را به تمام اعضای بدنش مس می نماید ، پس غیرت از آن مرد برداشته می شود تا به حدی که با زنانش اگر فعل قبیحی کنند بدش نمی آید ». با این روایت شاید بتوان به یکی از علل اصلی رواج بد حجابی و فحشا در جامعه پی برد ...

چکیده
در این مقاله که عنوان آن «پژوهشی در موسیقی واثرات آن» می باشد، سعی شده هم به لحاظ فقهی و هم به لحاظ علوم تجربی، تحقیق مختصری راجع به موسیقی و اثرات آن انجام گیرد. بحث موسیقی از جمله مباحثی است که با وجود این که دارای قدمت زیادی است ولی درعین حال، جزو مباحث روز بوده و از جمله مسائلی است که مخصوصاً جوانان زیادی را به خود مشغول داشته و بالتّبع سؤالات زیادی پیرامون آن مطرح شده و می شود. موسیقی را از جنبه های مختلفی ازجمله، فقهی، هنری و...می توان بررسی کرد، ولی آن چه بیشتر در این مقاله مدّنظر بوده، نگاه به موسیقی هم از جنبة علوم تجربی وهم ازمنظردین است که درکل، در مورد اثرات موسیقی برجسم و روان انسان، مطلب مختصری به دست می دهد. در مورد اهمّیّت وضرورت چنین بحثی همین بس که این بحث از قدیم الأیّام مطرح بوده ولی بیشتر جنبة فقهی آن مدّ نظر بوده و از جنبة علم تجربی کمتر مورد توجّه واقع شده لذا در این مقاله سعی شده بیشتر به جنبة علم تجربی پرداخته شود.این مقاله در 5 فصل تنظیم شده که در دو فصل نخست به تعریف موسیقی و انواع آن پرداخته و نیز ارتباط واژة موسیقی با واژة غنا ازنگاه مراجع عظام مطرح شده، سپس دریک فصل مجزّا وطولانی تری به انواع اثرات موسیقی بر جسم و روان که در بخشهای مختلفی ازآن، از روایات وآیات قرآن استفاده شده پرداخته شده است. و امّا فصل چهارم، برای آشنایی با نظرات علما و دانشمندان اسلام وغرب، راجع به موسیقی تنظیم شده ودر فصل آخر نیز بحث مختصری راجع به موسیقی درمانی وصحّت آن انجام شده است و درکل یک بحث نسبتاًجامعی که راجع به موسیقی نیاز بوده عنوان و ارائه گردیده است.
کلیدواژه : موسیقی، غنا، تأثیر، جسم، روان.

مقدّمه
آن چه در این نوشتارآورده شده است پژوهشی است پیرامون موسیقی و انواع آن و اثرات موسیقی بر جسم و روان انسان که البتّه اثرات آن بیشتر مورد توجّه قرار گرفته است.آن چه در این زمینه بیشتر مورد توجّه صاحب نظران بوده است پرداختن به موسیقی ازجنبة فقهی آن بوده است وکمتر به جنبة تأثیرات آن و خصوصاً تأثیرات جسمی آن پرداخته شده است. لذا برآن شدیم تا از جنبة تأثیرات جسمانی و فیزیکی نیز آن را بررسی کرده تا هم از یک زاویة جدید به مسئله پرداخته شود و هم این که به برخی سؤالات جدید مطرح شده پاسخی هر چند مختصر داده شود.
همان گونه که بیان شد اگر چه این بحث دارای سابقة طولانی است و از دیر باز مطرح بوده است ولی امروزه نیز جزو مباحث روز، مطرح است وعموم مردم، خصوصا ًجوانان با آن در ارتباط اند وگویا جزءلاینفکّ زندگی ما شده است. از طرفی نیز این هنر به ابزار و وسیله ای برای انتقال فرهنگ و حتّی تغییر فرهنگ جوامع، مبدّل گشته است و این گونه مسائل برضرورت تحقیق بیشترراجع به این هنر وکارایی آن و اثرات آن می افزاید.هم چنین همان گونه که مطرح شد بیشترین اثرات، راجع به هنر موسیقی به جنبة فقهی آن بر می گردد ولی از کتاب ها و مقالاتی نیزکه در این زمینه نگاشته شده است، نباید چشم پوشی کرد و ما نیز در این نوشتار که به روش اسنادی ـ کتابخانه ای تهیّه شده از برخی از آنها بهره برده ایم.برخی از این کتابها عبارتند از: تأثیر موسیقی براعصاب وروان، نوشتة زنده یاد، حسین عبداللّهی خوروش، موسیقی ازدیدگاه فلسفی وروانی، نوشتة علّامه محمدتقی جعفری، تاریخ موسیقی، نوشتة سعدی حسنی، بخشی ازکتاب سلامتی وطول عمر در احکام اسلام، نوشتة مهدی طاهری، بخشی ازکتاب نکته های ناب، نوشتة حسن قدّوسی زاده و نیز برخی از مقالات که در این زمینه نوشته شده اند.ازجملة وجه امتیاز این مقاله این است که مطالب این نوشته ها را به صورت موجز و مختصرجمع کرده و برخیمطالب پراکنده و زاید را ازآنها حذف کرده وآن چه در این باره مورد نیاز بوده است در حدّ این نوشتار ارائه گردیده است.بالأخره بعد از تحقیق دربارة انتخاب موضوع و پس از انتخاب آن به خاطر اهمیّت آن و پس از ارائه به مسؤولین مورد تأیید قرارگرفت و مشغول به تنظیم آن شدیم. البته درتنظیم آن مشکلاتی نیز پیش روی ما قرارداشت؛ ازجمله این که در این زمینه، کتابهای اندکی نوشته شده وکمتر قلم فرسایی شده است لذا منابع قابل دسترسی در این باره محدودتر می باشد. هم چنین بعد از رجوع به منابع ، بعضاً استناد به منابعی شده بود ولی از ذکر آن منابع به صورت کامل ودقیق، صرفنظر شده بود وحتّی گاهی مطلبی مستند به منبعی شده بودکه بعد از مراجعه به آن منبع چنین چیزی یافت نمی شد.یا مشکلات دیگری که نیازی به اطالة کلام در این مورد نیست.این مقاله، پیرامون 5 سؤال کلّی و جواب آنها تنظیم گشته که این سؤالات شاکله و پایة این مقاله را تشکیل می دهد و هرسؤالی یک فصل ازمقاله رابه خود اختصاص داده است که هرفصل، جواب یکی ازآن سؤالات وسؤالات ریزتر دیگر است و مجموعاً اطلاعات کلّی دراین زمینه رابه خواننده می دهد.
سؤالات کلّی هرفصل عبارتست از:





البته تذکّراین نکته لازم است که در این نوشتار با توجّه به ظرفیّت وگنجایش آن، مطلب آمده و ممکن است مطالب فراوان دیگری نیز باشدکه به جهت اختصار، بیان نشده باشد و این مسئله در نقل قول افراد و دانشمندان و علما نیزصدق می کند یعنی ممکن است در میان دانشمندان، تنها به ذکراقوال برخی از آنان اکتفا شده باشد و این فقط به جهت رعایت اختصار بوده وترجیحی دراین مسئله صورت نگرفته است. ولی پیشاپیش از نواقص موجود، عذرخواهی می نمائیم.

1ـ موسیقی چیست؟ وانواع آن کدام است؟ 2ـ فرق موسیقی وغنا چیست؟ 3ـ موسیقی چه تأثیری برانسان دارد؟ 4ـ نظرعلما و دانشمندان در مورد موسیقی چیست؟ 5 ـ آیا موسیقی درمانی واقعیّت دارد؟ فصل اول : موسیقی و انواع آن
در این فصل برآنیم که تعریف مختصری از موسیقی ارائه داده و با اقسام آن آشنا شویم که البتّه محصوردر این اقسام نبوده و ممکن است به اعتبارهای مختلف، اقسام مختلفی پیداکرد، ولی در یک تقسیم بندی کلّی می توان آن را به اقسامی که بعداً خواهد آمدتقسیم نمود.

تعریف موسیقی
برای موسیقی تعریفهای زیادی ارائه شده و از زوایای مختلفی به آن نگریسته شده است . موسیقی را می توان هم ازلحاظ لغوی و هم از لحاظ اصطلاحی مورد بررسی قرارداد. این واژه، یک واژة یونانی است که به آن «موسیقیا»گفته می شود و ازآن به عنوان غنا ولحن نیز یاد شده است :
«بدان که موسیقی در لغت یونان، لحن است و لحن عبارت است از اجتماع در نغم مختلفه که آن را ترتیبی محدود باشد و بعضی این قید را زیاده کنند که کلام مفید بدان مقرون بود....و بعضی این قید را زیاده کنند که آن کلام، دال بر معانی که محرّک نفس باشد به تحریکی که ملایم غرض و لفظ او موزون باشد(1)هم چنین درتعریف موسیقی گفته شده« عبارتست ازاصوات وآهنگهایی که انسان را در عالمی که برای وی قابل توصیف نیست سیر می دهد و چنان بر اعصاب آدمی مسلّط می شودکه گاهی می خنداند ، گاهی می گریاند گاهی اعضاء و جوارح انسان را بدون اختیار به حرکت در می آورد، و زمانی تهییج عشق و شهوت می کند و آدمی را برده و غلام خود ساخته و بر اعصاب ، فکر ، عقل و روانش فرمانروایی می کند».(2)مانند ساز زدن فارابی دربزم سیف الدّوله که با ساز زدن او مدّتی همه خندیدند و باتغییر آهنگ، همه را به گریستن وا داشت و در آخر بانواختن آهنگی دیگر ، همه اهل مجلس را به خواب فروبرد و سپس ازآن مجلس خارج شدکه این جریان در تاریخ ، مشهور است.«ارسطو موسیقی را یکی از شعب ریاضی دانسته و فیلسوفان اسلامی نیزاین قول راپذیرفته اند ولی از آنجاکه همة قواعد موسیقی مانند ریاضی مسلّم و غیرقابل تغییر نیست ، بلکه ذوق و قریحة سازنده و نوازنده هم درآن دخالت تام داردآن را هنر نیز محسوب دارند».(3)زیبایی موسیقی بر حسب اثری است که درذهن و احساسات شنونده می گذارد . این هنر با دقّت و محاسبه و اندازه گیری دقیق انجام می گیرد شاید به همین خاطر است که در تقسیم بندیهای علوم قدیم و همان گونه که ذکرشد از شعب علوم ریاضی به حساب آمده است.

انواع موسیقی
شاید دریک تقسسیم بندی بتوان موسیقی را به دو دسته تقسیم کرد : 1ـ موسیقی طبیعی. 2ـ موسیقی هنری.
موسیقی طبیعی : عبارت است از اصوات و نغمه هایی که ازطببیعت و یا از حنجره حیوانات شنیده می شو د ؛ مانند صدای برگها و درختان هنگام وزیدن باد و یا مثل آواز پرندگان وموسیقی هنری : عبارت است ازآهنگهایی که انسان با وسایل مصنوعی(چون ویولون،گیتارو...) می سازد.تفاوت موسیقی طبیعی و مصنوعی یا هنری را شاید بتوان در این مسئله دانست که آهنگ های طبیعی دارای سیر ملایم و یکنواخت هستند لذا همواره برای انسان جذّاب و مفرّح و مسرت بخش بوده و بر نشاط انسان به صورت واقعی می افزاید و این مسئله کم و بیش شاید برای همه اتفاق افتاده ولی آهنگهای مصنوعی این گونه نیستند بلکه دارای ارتعاشات وزیر وبم های گوناگونی هستند و لذا به نسبت این ارتعاشات و زیروبم ها سلسله اعصاب از آن اثر می پذیرند و چون یکنواخت نیستند اثرات آن زیان بخش خواهد بود. در موسیقی هفت دستگاه اصلی و البته دستگاههای فرعی نیز وجود دارد و هرگونه صدایی که انسان تولید کند در یکی از این دستگاهها می گنجد . بالأخره بعد از آن که موسیقی را به طبیعی و هنری تقسیم کردیم موسیقی هنری نیز خود ازلحاظ فقهی به موسیقی حلال و موسیقی حرام تقسیم می شود.اگر موسیقی غنا باشد و جزء موسیقی حرام شناخته شده باشد، قطعاً در انسان تاثیرات منفی بسیاری خواهد گذاشت . البته در برخی از مراکز انرژی‌ درمانی ثابت شده است که اصوات آثار بسیاری بر احساسات و روح بشر برجا می‌گذارد که هم ممکن است سودمند وهم زیانبار باشد و در آینده درباره اثرات منفی یا مثبت آن مطالبی خواهدآمد.

فصل دوم : فرق موسیقی و غنا چیست ؟
بعد از آشنایی کلّی باتعریف موسیقی وهمچنین انواع موسیقی، بدنیست به جواب سؤالی که در ذهن افراد زیادی هست بپردازیم وآن این که چه تفاوتی میان موسیقی و غنا وجود دارد؟ و مرز این دو کدام است؟ برای پاسخ به این پرسشها از نظرات علما و مراجع بهره می گیریم.
حضرت آیت الله خامنه ای(حفظه الله):
«غنا یعنی ترجیع صدا به نحوی که مناسب با مجالس لهو باشد که ازگناهان بوده و بر خواننده و شنونده حرام است . ولی موسیقی نواختن آلات آن است که اگر به نحو معمول در مجالس لهو و گناه باشد هم بر نوازنده و هم بر شنونده حرام است . واگر به آن نحو نباشد فی نفسه جایز است و اشکال ندارد».(4)
حضرت آيت الله صافي گلپايگاني(حفظه الله):
«غنا عبارت از آوازي است که مشتمل بر ترجيع و صوت و طرب انگيز و مناسب با مجالس طرب باشد و موسيقي گاه بر غنا وگاه بر آلات مختلف موسيقي مانند تار، سنتور، دف و غيره اطلاق مي شود. موسيقي را اگر به همان معناي غنا و آوازها و سازها و بکار گرفتن آنها بدانيم ، فراگرفتن موسيقي که از قديم الايّام بين اهل لهو و بزم متداول بود و در کشورها و مناطق مختلف انواعي از آن بکار برده مي شده و مي شود همه حرام است».(5)
حضرت آيت الله فاضل لنکراني(رحمة الله علیه):
«غنا عبارتست از آوازی که درآن صدا را در گلو می گردانند که به زبان عرفی چهچه می گویند و طرب (تحوّل غیر اختیاری در مستمع) انگیز هم باشد و مناسب مجالس لهو و لعب هم باشد.... غنا صوتی است که باترجیع و طرب همراه باشد ومناسب مجالس لهو و لعب باشد».(6)

سؤال : اگر استماع موسيقي هيچ گونه تأثيري در انسان نداشته باشد، آيا باز حرام است؟
جواب همه مراجع : اگر از نوع موسيقي حرام باشد، گوش دادن به آن جايز نيست ؛ هر چند در شخص تأثيري نداشته باشد. (7)تبصره: موسيقي حرام ، غالباً آثار ناپسندي دارد و باعث بيگانگي از خدا و تحريک شهوت و آلودگي به مفاسد ديگر مي شود ولي حکم، تابع اين امور نيست و اگر به فرض، در موردي موسيقي حرام ، هيچ تأثيري در روح و روان انسان برجاي نگذارد باز گوش دادن به آن جايز نيست.

اولین غنا :
بنابر آنچه در معارف اسلامی آمده است:«اولین کسی که مرتکب غنا شد ، شیطان بود(8)و ازآن به بعد غنا رواج پیدا کرد. همچنین در روایتی از امام جعفرصادق(علیه السلام)آمده است : « وقتی آدم رحلت نمود ابلیس و قابیل بارحلت او خوشحال شدند،آن دو در اجتماع شرکت کردند و به نشانة شادی برای مرگ آدم از تنبورها و وسائل لهو (موسیقی) استفاده کردند پس هرکس در روی زمین از این وسائل لذت می برد از پیروان آن می باشد»(9)
باید دانست در متون دینی واژۀ موسیقی به چشم نمی خورد ولی به جای آن واژه های غنا ، لهو ، ملاهی و مصادیق آلات موسیقی مانند : مزمار(نی و فلوت)، معزف (تار) ، عود ، طبل ، تنبور و مانندآن به کار رفته است.

فصل سوم : اثرات موسیقی برجسم و روان.
حال که تفاوت موسیقی وغنا و احکام آنها دانسته شد به یکی ازمهمترین بخشهای این نوشتاریعنی انواع اثرات موسیقی برجسم و روان انسان می پردازیم. دربارة حوزة تأثیرگذاری موسیقی و این که اصالتاً مخاطب آن کدام یک از این دو (جسم و روان) هست باید گفت : « مخاطب حقیقی این هنر ، مغز و روان انسانها است ، نه حس بینایی و نه حس شنوایی ؛ زیرا این دو حس چیزی جز واسطه انتقال اصوات فیزیکی به مغز و روان انسانها نیست .تیز گوش ترین انسانها که دریافت درونی از معنای موسیقی ندارند ، هیچ درکی درباره آن نمی توانند داشته باشند ، حتی تفسیر و چگونگی برداشت انسانهایی که در یک جامعه و در پوشش یک فرهنگ و یک محیط و سرگذشت زندگی می کنند گوناگون می باشد،اگرچه همه آنان ازحس شنوایی مساوی برخوردار بوده باشند(10)ولی بالاخره اثر موسیقی دوگونه است :1ـ اثرات معنوی 2ـ اثرات جسمی.

اثرات معنوی و روحی موسیقی:
روح انسان ، مهم ترین جنبة وجودی انسان است، لذا هر آن چه که برآن اثر بگذارد می تواند در کمال و سقوطش، مؤثّر باشد. از این جا اهمّیت اثر موسیقی بر روح و روان انسان مشخّص می شود. ما در این بخش مهمترین آثار موسیقی را بر روح بررسی می کنیم:

1ـ گمراهی و غفلت ازخدا :
از بزرگ ترین آثاری که برای موسیقی ذکر شده است دور شدن از یاد و ذکر خداست . قرآن در سورة لقمان يكى از عوامل گمراهى و ضلالت را «لهو الحديث» دانسته است. «ومِن النّاسِ مَن یشتری لَهوالحدیثِ لیُضلَّ عن سبیلِ الله(11)«لهویعنی غفلت ،یعنی دورشدن از ذکرخدا ، دورشدن از معنویت ، دورشدن از واقعیتهای زندگی ، دورشدن ازکار وتلاش و فرو غلتیدن در ابتذال و بی بند وباری».(12) در روايات اسلامى از «لهو الحديث» نیز به «غنا» تفسير شده است.(13) شنيدن غنا و موسيقى آن چنان اراده انسان را سست و غريزه جنسى شخص را تحريك مى‏كند كه شخص را از ياد خدا و قيامت باز می دارد لذا ازعوامل گمراهی به حساب می آید.

2- گرايش به فساد :
غنا و آواز مطرب و لهوى، انسان را به سوى شهوت و فساد اخلاقى مى‏كشاند و از راه پرهيزكارى باز مى‏دارد.مجالس غنا و موسيقى، معمولاً جزو مراكز مفاسد گوناگون است و این خود دلیل روشنی است بر این که موسیقی درگرایش به فساد نقش مؤثّری دارد . در حديثى از نبى اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) آمده است : «الغناءُ رقية الزنا»:«غنا نردبان زنا است».(14)


3ـ سوء عاقبت :
برای اثبات سوء عاقبت، به واسطة غنا و موسیقی به یک داستان کوتاهی که در زمان امام صادق (علیه السلام) اتفاق افتاده اکتفا می کنیم ، چرا که آن چه در زمان آن بزرگواران رخ داده، صرفاٌ یک داستان نیست بلکه باید عبرت برای سایرین وآنان که در زمانهای بعد می آیند قرار بگیرد. مردی به امام صادق(علیه السلام) عرض کرد: همسایگان من کنیزانی دارند که آواز می خوانند و با عود (یکی از آلات موسیقی) می نوازند . چه بسا به هنگام قضای حاجت نشستنم را طول می دهم، تا صدای آنها را بیشتر بشنوم.امام فرمودند: « این کار را نکن. در روز قیامت در برابر خداوند هیچ عذری نداری ؛ مگر سخن حق را نخواندی که می فرماید : گوش، چشم، دل، مسئولند و در برابر کارهایی که کرده اند، مورد سؤال واقع می شوند. » مرد عرض کرد : به خدا سوگند گویا این آیه را تاکنون نخوانده و نشنیده بودم. دیگر به خدا این کارها را انجام نمی دهم و از اوآمرزش می طلبم . امام سپس فرمودند: «برخیز و غسل کن و آن چه می توانی نماز بخوان، چون تا کنون به گناه بزرگی مشغول بودی و چه بد حال وتیره بخت بودی اگر بدون توبه و بر این حال از دنیا می رفتی.» (15) همین داستان کوتاه، خود مؤیّد بزرگی بر مطلب ما می باشد و تو خود حدیث مفصّل بخوان از این مجمل.

4- قساوت قلب :
يکي از اثرات شوم موسيقي بر روان انسان ها پديد آوردن بيماري قساوت قلب در انسان مي باشد. و مويّد اينکلام، سفارش رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به حضرت علي (ع ) مي باشد كه به ایشان فرموده اند:« يا على؛ سه كار دل راسخت كند: گوش دادن به آواز و موسيقى و شكار و به دربار سلاطين رفتن(16) افرادي که مداومت بر گوش دادن به موسيقي و مطربي دارند قلبشان مريض مي گردد. و نتيجه اين سختي و قساوت قلب اين مي شود که ديگر موعظه و پند در اين قلوب اثر نمي کند. زيرا طبق آيات قرآنی از آثار گناهکاري ، قساوت قلب است.خداوند متعال درقرآن مي فرمايد : قلوب افراد گناهکار مانند سنگ است يا سخت تر از سنگ . زيرا برخي از سنگ ها از ميانشان آب بيرون مي آيد يا از ترس خدا از بلندي ها فرو مي افتد.(17) ولي قلوب افراد گناهکار به قدري سخت است که ديگر چيزي از پندها و موعظه هاي الهي در آن اثر نمي نمايد.نشانه و علامت اين بيماري آن است که اين گونه افراد وقتي در مجلسي قرار مي گيرند که در آن سخن از خدا و قرآن و ياد مرگ و آخرت است، اهل موسيقي، حالشان بد مي شود و دوست دارند زود از اين گونه مجالس خارج شوند و بر عکس اگر در جايي باشند که سخن از دنيا و سرگرمي هاي گمرا ه کننده باشد . به اشتياق بر آن توجه مي کنند و دوست ندارند که تمام شود و باز تاييد کنندة سخنان فوق،آية 6 و7 سورة لقمان است که در آية 6 در مورد اهل «لهوالحدیث» توضيح و بلافاصله درآية 7 که مورد بحث ما است مي فرمايد: و چون آيات و گفتارما بر اهل لهو و موسيقي خوانده شود دوري گزينند و روي برگردانند و تکذيب آن گفتار نمايند مانند کسي که آن را نشنيده و گويا در گوش هاي ايشان سنگيني است از شنيدن آيات ما پس به ايشان عذابي دردناک را مژده بده.

5- از بین رفتن حيا :
امام صادق(علیه السلام) در این رابطه در حدیثی می فرمایند :«مَن ضُربَ في بَيته بَربَطٌ أربعينَ يوماً سلَّطَ اللهُ عليه شَيطاناً يُقال له القَفَندَر فلا يَبقي عضوٌ مِن أعضائه إلّا قَعدَ عليه فإذا كانَ كذلك نزعَ منه الحياءُ ولم يُبال ما قال و لا ما قيل فيه»(18)«كسي كه در خانه اش چهل روز بربط ( نوعي تار ) نواخته شود خداوند متعال شيطاني را به نام قفندر بر او مسلّط مي كند كه عضوي از اعضاي وي باقي نمي ماند مگر اينكه او را در برمي گيرد و هنگامي كه اين گونه شد حيا از او گرفته مي شود به گونه اي كه نسبت به آنچه به او گفته مي شود بي تفاوت مي گردد».در خصوص اهمّيت حيا نيز خوب است بدانيد رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در این باره فرموده اند : «حيا و ايمان با همديگر وابسته‏اند چون يكى از ميان برود، ديگرى هم از ميان مى‏رود».(19)و باز در اهمیّت حیا درحدیثی آمده است که:«کسی که حیا نداردایمان ندارد(20)شهید مطهّری در کتاب تعلیم وتربیت در اسلام به نقل ازمسعودی در مروّج الذّهب می نویسد : در زمان عبدالملک یا یکی ازخلفای بنی امیّه که موسیقی رایج بود خبربه خلیفه رسیدکه شخصی باکنیزش خواننده هستند و تمام جوانان مدینه را به فساد می کشند . خلیفه دستور داد آنها را آوردند .آن مردگفت : معلوم نیست آنچه این کنیز می خواند غنا باشد و ازخلیفه خواست خودش امتحان کند. وقتی کنیز شروع به خواندن کرد کم کم دید سرخلیفه دارد تکان می خورد و به جایی رسید که خلیفه چهار دست و پا راه می رفت و می گفت : بیا به امرکوب خودت سوارشو.
«واقعاً موسیقی قدرت فوق العاده ای مخصوصاً ازجهت پاره کردن تقوا و عفّت دارد».(21)

6ـ از بین رفتن قوّة تفکّر:
موسیقی بوسیله ارتعاشات خود، اعصاب راتحت تأثیر خودقرارداده وکم کم برقوای ادراکی چیره می شود.به عبارت دیگر«موسیقی به حسب انواع هنری که دارد وهریک از آن انواع مختلف یک حالت دراعصاب ادراکی بر می انگیزد، ازشهوت و بی بندوباری ویا شادی ونشاط و اندوه و یا خیالات عرفان گونه و یا دیگرحالات که همۀ آنهاحالاتی است خیالی و اوهام ساز ،دیگر ادراکات را بر کنار کرده و همان خیالات جای آن راگرفته و در مسیر انگیزه های موسیقی به حرکت در می آورد . در این حال پای عقل و ذهن و اندیشه به همان خیالات و اوهام بسته شده و درهمان مسیر خیال بافی های موسیقی درحرکت است و دیگر نمی تواند به خود آید.»(22)

7- از بين رفتن غيرت:
«إنّ شَيطاناً يُقال له القَفَندَرُ إذا ضَربَ في مَنزل الرَّجلِ أَربعينَ صباحاً بالبَربَطِ و دَخلَ الرّجالُ وَضع ذلك الشّيطانُكلَّ عضوٍ منه علي مِثله مِن صاحبِ البيَتِ ثمّ نفخَ فيه نفخةً فلا يُغار بعدَها حتّي تؤتي نساؤه فلايُغارُ.» (23)«كسي كه چهل روز در خانه اش بربط نوازند و مردمان بر او وارد شوند شيطاني به نام قفندر اعضاي خود را به تمام اعضاي بدنش مس مي نمايد ، پس غيرت از آن مرد برداشته مي شود تا به حدي كه با زنانش اگر فعل قبيحي كنند بدش نمي آيد ». با اين روايت شاید بتوان به يكي از علل اصلي رواج بد حجابي و فحشا در جامعه پي برد، چراكه براساس اين روايت به هر مقدارموسيقي در جامعه رواج پيدا كند غيرت از مردان زايل شده و نسبت به بد حجابي وتعرّض نامحرمان به ناموسشان ،بي تفاوت تر مي شوند.

8 ـ جنون و دیوانگی:
فشار شدید موسیقی بر روی اعصاب ، قدرت اندیشه و تفکّر را از انسان می گیرد لذا منجر به انجام کارهایی که با عقل تضاد دارد می شود.نمونه ای ازاین کارهای جنون آمیز را ذکرمی کنیم : «درملیون پنجاه هزار نفر بعد ازگوش کردن به یک کنسرت موسیقی چنان موسیقی آنها را به هیجان آوردکه ناگهان همه به هم ریختند و بدون جهت، هم دیگر را زخمی و مصدوم کردند و قبل از این که پلیس خود را برساند چند نفر به ضرب چاقو از پای درآمدند و به چندین دختر ، تجاوز شد وتعداد زیادی مجروح شدند»(24) یا« درایالت «لتیل راک» جوانی پیانو یاد می گرفت . نغمات موسیقی چنان درروح اوهیجان ایجادکرد که بدوندلیل ازجای برخاست وبا19ضربه چاقو،معلّم خودرا ازپای درآورد».(25)

9ـ افسردگی:
کسی که درموسیقی غوطه ور شد، حالت خمودی وافسردگی،یکی ازحالاتی است که بر او عارض می شود.این مسئله در کسانی که با مطالعه ودرس وبحث سروکار دارند بیشتر نمود دارد . به گونه ای که بعد از موسیقی رغبت آنها نسبت به مطالعه کمترشده و نیروی فکر آنها ضعیف می شود.روانشناس معروف ، دکتر «الکسیس کارل» درکتاب «راه و رسم زندگی» می نویسد : «برخی دانش آموزان می خواهند با توجه به رادیو درس خود را یاد بگیرند و در راه تحصیل پیشرفت کنند ، باید گفت رادیو نیز مانند سینما و موسیقی کاهلی کاملی می بخشد به کسانی که به آن سرگرمند(26)

10- نزول بلاهاي ناگهاني و عدم استجابت دعا :
هم اكنون بسياري به دنبال پاسخ اين پرسش مي گردند كه چرا زندگي هايمان با وجود رفاه ظاهري با بلاها و مصيبت ها آميخته شده و يا اينكه چرا هرچه دعا مي كنيم مستجاب نمي شود ؟ یکی ازعوامل این گونه مسائل راشاید بتوان در روايتي که از امام صادق (علیه السلام) نقل شده پیدا کرد.که فرموده اند : «بَيت الغناءِ لاتُؤمن فيه الفجيعةُ و لا تُجاب فيه الدَّعوةُ و لا يَدخلُه المَلَكُ.»(27) «خانه اي كه در آن غناء خوانده مي شود از مصيبت و بلاي ناگهاني ايمن نيست و دعا در آن مستجاب نمي شود و فرشته داخل آن نمي گردد .»اینها بخشهایی از مضرّات موسیقی بر روان و معنویّت انسان ها بود و اینک، اثرات جسمانی و مادی آن را بررسی می کنیم.

پي‌نوشت‌ها:

1. شریعت موسوی، مصطفی ،نظری به موسیقی ازطریق کتاب وسنت، به نقل از نفائس الفنون،محمدبن محمودآملی،ج3،ص83.
3. معین ،محمّد، فرهنگ فارسی معین،ج4،ص3031. 4. حسینی خامنه ای،علی،رهبرمعظّم انقلاب،أجوبة الإستفتائات،ص 250،م1138. 5. محمودی،محسن،مسائل جدیدازدیدگاه علماو مراجع تقلید،ص49. 6. فاضل لنکرانی،محمد،جامع المسائل،م 974و978،ص252. 7. استفتائات مراجع. 8. عاملی،محمدبن حسن،وسائل الشیعه، ج12،ص231،ح28. 9.همان،ص233وکلینی،محمدبن یعقوب،کافی،ج6،باب الغناءص1654،ح3. 10. جعفری،محمدتقی،موسیقی از دیدگاه فلسفی وروانی، ص117و118. 11. لقمان(31)،آیه6. 12. قدوسی، حسن، نکته های ناب، ص102. 13. وسائل الشّیعه،ج12،باب99،ص226،ح7. 14. مجلسی،محمدتقی،بحارالأنوار،ج79،باب99،ص247،ح26. 15. طباطبائی،محمدحسین،ترجمة تفسیر المیزان، ج13، ص107وکافی،ج6،،ص1655،ح10. 16. فیض مشکینی،علی اکبر،نصایح، ترجمه آیت الله احمدجنّتی ،ص 134. 17. بقره، (2)، آیة 74. 18. وسائل الشیعه،کتاب تجارت، باب100،ج12،ص232،ح2وکافی،ج6،،ص1655،ح17. 19. بحارالأنوار،ج71،باب81،ص331،ح4،به نقل ازکافی ،ج2،ص106. 20. همان. 21. مطهری،مرتضی،تعلیم وتربیت دراسلام،ص72. 22. نظری به موسیقی ازطریق کتاب وسنت، ص227. 23. وسائل الشیعه،كتاب تجارت،باب 100 ،ج 12،ص 232،ح1وکافی،ج6،ص1655،ح14. 24. محمدی نیا،اسدالله،بهشت جوانان،ص359 وموسيقي از نظر دين ودانش،ص20،كيهان شماره 6265. 25. طاهری،مهدی،سلامتی وطول عمردراحکام اسلام،،ص84. 26. تاثیرموسیقی براعصاب وروان،ص62. 27. کافی،ج6،ص1655،ح15ووسائل الشیعه،ج12،باب99،ص225،ح1.
2. اولیایی،احمد،نگاهی به موسیقی ،ص9.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: netlog36 ، سربازفدایی رهبر ، yashar1374 ، immigrant7sm ، Amir ، Havbb 110 ، بچه های گمنام

آغاز صفحه 5 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۵:۱۰, ۴/اردیبهشت/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۴/اردیبهشت/۹۱ ۱۴:۳۴ توسط Havbb 110.)
شماره ارسال: #41

سنت

سنت که در لغت به معنای راه روشن و پسنیدده و در اصطلاح فقهاء عبارت است از قول(گفتار)، فعل (رفتار) و تقریر (امضای) پیامبر و معصومین علیهم السلام ، از منابع مهم احکام اسلامی است.
احادیث فراوانی (به صورت قول، فعل و تقریر) در کتابهای حدیثی از معصومین علیهم السلام درباره ی غنا و موسیقی نقل شده که در حرمت هر دو به حد تواتر رسیده است. که ما تعدادی از این احادیث را در فصل .... خواهد آمد.

اجماع

یکی از معان یاجماع در لغت، اتفاق است و در اصطلاح فقهاء، اجماع عبارت است از: اتفاق نظر علمای اسلام، یا علمای شیعه درباره ی یک حکم شرعی.(160)
اجماع، نزد اهل سنت ، در کنار کتاب و سنت، دلیل مستقلی محسوب می شود، ولی در فه شیعه؛ اجماع دلیل مستقلی نیست، بلکه از یزر شاخه های سنت است و تنها در صورتی اعتبار دارد که کاشف از قول یا فعل و یا تقریر معصوم باشد.(161)
کاشف بودن اجماع از قول معصوم مبتنی بر چهار شرط زیر می باشد:
1- اجماع از ناحیه ی قدمای فقهی زمان غیبت، انجام گرفته که به زمان حضور معصوم نزدیک بوده است.
2- همه ی اجماع کنندگان یا بعضی از آنان به مدرک حکم تصریح نکرده باشند.
3- قرائنی از زمان امامان معصوم علیهم السلام و اصحابشان بر خلاف مطلب مورد اجماع وجود نداشته باشد.
4- مطلب مورد اجماع از مسائلی باشد که جز از ناحیه ی شرع به دست نمی آید.
با توجه به مطالب فوق، اجماع در حرمت موسیقی و غنا – که مدارک حکم در عبارت اجماع کنندگان آمده است – نمی تواند دلیل مستقلی باشد، بلکه فایده ی اجماع در این گونه موارد که دلیلی از کتاب یا سنت وجود دارد، این است که مؤید دلالت ـیه و روایت می باشد؛ یعنی معلوم می شود همه ی فقهاء در فهم معنای آیه یا روایت اتفاق نظر دارند؛ مگر این که از اجماع و اتفاق نظر همه ی فقهای شیعه معلوم شود این حکم از ضروریات مذهب امامیه است – هم چنان که در عبارت بعضی از فقهاء مانند میرزای قمی، صاحب جواهر، شریف کاشانی و نراقیین به این مطلب تصریح شده است- در این صورت از اعتبار بیشتری برخوردار بوده و می تواند دلیل محکمی بر حرمت غنا و موسیقی به حساب آید. در این جا به عبارت برخی از فقهایی که ادعای اجماع فرموده اند، اشاره می شود.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۴:۳۳, ۴/اردیبهشت/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۴/اردیبهشت/۹۱ ۱۴:۳۵ توسط Havbb 110.)
شماره ارسال: #42

ادعای اجماع فقها در حرمت موسیقی

فقهای اسلام در حرمت موسیقی، ساخت و ساز و خرید و فروش آلات موسیقی اتفاق نظر دارند و برخی از فقهاء به این اجماع تصریح کرده اند.
ما فقط در این جا نام آن بزرگواران همراه با نام کتاب و صفحه ی آن را می نویسیم برای اطلاعات بیشتر دوستان می توانند به کتابهایی که ذکر می شود و کتاب موسیقی و غنا از دیدکاه اسلام مراجعه کنند.
1- شیخ محمد حسن صاحب جواهر در کتاب جواهر الکلام ج 22 ص 25 و ج 41 ص 51
2- سید علی صاحب ریاض در ریاض المسائل ج 8 ص 49
3- مولی احمد نراقی در کتاب مستند الشیعه ج 18 ص 160
4- شیخ مرتضی انصاری در مکاسب ج 1 ص 117
5- آیه الله خویی در مصباح الفقاهه ج 1 ص 155
6- آیت الله گلپایگانی در کتاب الشهادات ص 114
این بزرگواران مدعی اجماع بر حرمت موسیقی هستند.

ادعای اجماع فقها بر حرمت غناء

تعداد کثیری از فقهای بزرگ، در حرمت غناء ادعای اجماع کرده اند، که در این جا با نام و کتاب آنها و صفحات کتاب آنها آشنا می شویم:
1- شیخ طوسی (متوفای 460 ه.ق) در کتاب تلخلاف ج 6 ص 305 مسئله 54
2- سید علی طباطبایی صاحب ریاض (متوفای 1231 ه.ق ) در ریاض المسائل ج 8 ص 49 و 155
3- مقدس اردبیلی (متوفای 993 ه.ق) در کتاب مجمع الفائده و البرهان فی شرح ارشاد الاذهان ج 8 ص 57 و 59
4- شیخ حر عاملی (متوفای 1104 ه.ق) در کتاب رساله فی الغناء ص 47
5- آقا محمود بهبانی (1269 ه.ق) نواده ی وحید بهبهانی در رساله فی الغناء ، که در کتاب میراث فقهی ج 2 ص 809 و 810 به نقل از کتاب فوق نقل کرده است.
6- شیخ عبدالصمد همدانی (1216 ه.ق) از شاگردان برجسته ی وحید بهبهانی در راسله فی الغناء ، که در کتاب میراث فقهی ج 1 ص 672 و 708 به نقل از کتاب فوق نقل کرده است.
7- میرزای قمی (1231 ه.ق) در رساله فی تحقیق الغناء ، که در کتاب میراث فقهی ج 2 ص 809 و 810 به نقل از کتاب فوق نقل کرده است.
8- سید محمد جواد حسینی عاملی (1226 ه.ق) صاحب مفتاح الکرامه در ج 4 ص 52
9- شیخ یوسف بحرانی صاحب حدائق در الحدائق الناضره ج 18 ص 101
10- مولی احمد نراقی (1245 ه.ق) در مستند الشیعه ج 14 ص 129
11- مولی محمد نراقی (1297 ه.ق) در کتاب مشارق الاحکام، نراقی ص148
12- علامه حلی (648- 726 ه.ق) در منتهی المطلب ج 2 ص 1012
و دیگر علمای مانند شهید ثانی، محقق سبزواری، شیخ حر عاملی، علامه محمد باقر مجلسی، سید علیخان مدنی ،مولی محمد رسول کاشانی، شیخ محمد حسن نجفی صاحب جواهر الکلام، آقا محمود بهبهانی، شیخ هادی تهرانی، شیخ مرتضی انصاری و علامه ملا حبیب الله شریف کاشانی ، آیت الله سید احمد خوانساری، آیت الله سید ابوالقاسم خویی، آیت الله سید محمد رضا گلپایگانی و دهها و بلکه صدها تن دیگر از مراجع و علمای سلف و تازه قائل به اجماع بر حرمت غناء هستند.
تا اینجا با نام علمای آشنا شدید که درباره ی حرمت موسیقی و غنا ادعای اجماع کرده اند. و عده ای از همین بزرگان حرمت آنها را از ضروریات و مسلمات مذهب شیعه (بلکه اسلام) معرفی کرده اند، در این صورت مدرکی بودن اجماع، خدشه ای بر استدلال به آن وارد نمی کند.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۰:۲۷, ۵/اردیبهشت/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۵/اردیبهشت/۹۱ ۱۵:۴۹ توسط Havbb 110.)
شماره ارسال: #43

عقل

از دیدگاه فقهای امامیه، عقل نیز – در کنار کتاب و سنت- منبع مستقلی برای احکام شرعی است.
اگر در موضوع خاصی از طریق کتاب و سنت و اجماع هیچ حکمی به ما نرسیده باشد، ولی عقل به طور جزم و یقین به مصلحت یامفسده ی آن موضوع پی ببرد، می تواند حکم آن را کشف کند و در حقیقت، عقل در این موارد استدلال منطقی ترتیب می دهد، به صورت زیر:
در فلان مورد (مثل تریاک، هروئین و سیگار) مفسده ی لازم الاحتراز وجود دارد. (صغرا)
هر جا چنین مفسده ای باشد، قطعاً شارع از آن نهی می کند و باید آن را ترک کرد.(کبرا)
پس، در مرود مزبور، حکم شرع این است که باید آن راترک کرد. (نتیجه)
این در مورد حکم تحریمی عقل بود. در مورد وجوب و مصلحت لازم الاستیفا نیز عقل استدلال مشابهی انجام می دهد.
درباره ی غنا و موشیقی نیز با توجه به مضرات فراوانی از قبیلک ایجاد عدم تعادل بین اعصاب شمپاتیک و پاراسمپاتیک، مرض مانی، مرض پارانویا، مرض سیکلوتمی، هیجان، اختلالات دماغی، فشار خون، نامنظم شدن ضربان قلب، تضعیف حس شنوایی و بینایی، تضعیف نیروی قضاوت، از دست دادن توانایی های فکری ، سلب اراده، سلب غیرت، تهییج عشق، ازدیاد فحشاء و منکر، ایجاد حالت افسردگیو خمودی، انتحار و خودکشی، کوتاهی عمر و صدها بیماری دیگر که توسط پزشکان و روان شناسان جامعه شناسان اثبات شده است. عقل می تواند با استدلال منطقی به ترتیب زیر، حرمت غناء را اثبات نماید:
غنا و موسیقی ضرر معتنا به و مهم دارد (صغرا)
هر چیزی که ضرر معتنابه داشته باشد حرام است(کبرا)
پس غنا و موسیقی حرام است.(نتیجه)
این از طریق فلسفه ی احکام بود.
عقل از طریق لوازم احکام نیز می تواند حرمت غنا و موسیقی را اثبات نماید، زیرا شکی در این نیست که موسیقی و غنا در برخ یاز موارد، مقدمه ی جرأت بنده در مقابل مولا شده و زمینه ی گناهان را فراهم می کند. جرأت در مقابل مولا و هتک محرمات الهی ، از چیزهایی است که عقل هر عاقلی به قباحت و زشتی آن حکم می کند. پس، انسان عاقل باید خود را از هر عملی (مثل غنا و موسیقی) که موجب جرأت عبد در مقابل مولا می شود ، دور نگه دارد.
تا این جا روشن شد که همه ی ادله اربعه (کتاب، سنت، اجماع و عقل) بر ممنوعیت غنا و موسیقی دلالت دارد و مهم ترین آنها – که در دلالتشان هیچ گونهای خدشه ای نمی توان کرد- کتاب و سنت است که در فصل های آتی خواهد آمد.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۵:۴۸, ۵/اردیبهشت/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۵/اردیبهشت/۹۱ ۱۵:۵۰ توسط Havbb 110.)
شماره ارسال: #44

فصل پنجم: سئوالاتی پیرامون موسیقی و غناء

در این فصل می پردازیم به یک سری از سئوالاتی که زیاد امروزه پیرامون موسیقی مطرح می شود.

1- شایستگی موسیقی به خاطر لذت به هیچ منطقی تکیه نمی کند

لذت و احساس خوشی که معلول شنیدن موسیقی است در تاریخ بشری دوشادوش در تمام جوامع وجود داشته است به این معنا که هر یک از جوامع با در نظر گرفتن تنوع و دوران هایش، نوع یا انواعی از موسیقی را مورد بهره برداری قرار داده و روان خود را با موسیقی نوازش داده اند. انگار این موضوع بی شباهت به انکار مردن طبیعت گرایی بشر نیست.
اگر کمی دقت داشته باشیم، خواهیم دید که لذت خودگرایی نه تنها بالاتر از لذت موسیقی است، بلکه اصلاً قابل مقایسه نیست؛ زیرا خودگرایی که اجرای امیال بی نهایت را در این زندگانی ضروری می بیند به متن حیات نزدیک تر از موسیقی است؛ زیرا افراد فراوانی پیدا می شوند که موسیقی را متن حیات خود قرار نمی دهند در صورتی که خود خواهی برای اکثریت قریب به اتفاق مانند محور اساسی زندگی تلقی شده است و هیچ جای تردید نیست که همه ی مکتب های انسانی اعم از دینی، اخلاقی و سایر مکتب هایی که شایستگی انسان را مطرح می کنند، خودخواهی را محکوم نموده و لذتش را فریبنده و بی احساس دانسته اند؛ بنابراین اگر دلیل شایستگی موسیقی همان احساس لذت بوده باشد به هیچ منطقی تکیه نمی کند.
درست است که تحریک مثبت و تشجیعی را که موسیقی انجام می دهد ما را از موجودیت حقیقی خود با یک گروه نوسانات بالاتر می برد؛ ولی هنگامی که موسیقی تمام می شود یک سرازیری حقیقی در خود احساس می کنیم ومی بینیم که موسیقی سایه ای از برای ما ساخته .اکنون شبح مصنوعی از بین رفته، واقعیات با همان خشونت برای ما نمودار می شود.

2- علت ممنوعیت موسیقی در منابع اسلامی

بایستی گفت بشر از نظر کمبودی که در معرفت توانایی مواجه با واقعیت دارد، موسیقی را برای تسلی خود تأئید می کند، پس نام آن را ضرورت می گذارد و به همین جهت است که اسلام به موسیقی روی نشان نمی دهد و می خواهد انسان ها در زندگانی روحی و طبیعی با خود واقعیات روبه رو گردند.
علتی که برای ممنوعیت موسیقی در منابع اسلامی ذکر شده است، مسئله ی لهو و لعب است با نظر به این علت، کاملاً روشن می شود که اسلام می خواهد انسان در این دنیا خود را در مقابل هیجانات نبازد و آمادگی واقعی خود را از دست ندهد تا بتواند اختیار را از خود سلب کند.

3- آیا موسیقی روح انسان را تصفیه می کند؟

اگر موسیقی آن چنان که عاشقان دلباخته اش می گویند حقیقتاً روح انسانی را تصفیه می کند، چرا با شیوع موسیقی در شرق و غرب ، بیماری های روانی و فساد اخلاقی به حدی است که گفت و گو درباره ی آن باعث شرمساری است. ما نمی دانیم که اگر انسان ها به این موسیقی اشتغال نمی ورزیدند و با خود واقعیات رو به رو می گشتند چه اندازه راه ترقی و اعتلا را می پیمودند!

4- اگر موسیقی واقعاً ضرر داشت آیا می توانست این اندازه مردم را به خود مشغول کند؟

می گویند امروزه مانند دوران های گذشته، موسیقی از آن موضوعات است که اکثریت به اتفاق آن را تأیید می کنند. اگر واقعاً ضرر داشت آیا می توانست این اندازه مردم را به خود مشغول بدارد.
می گوییم: صحیح است ، ولی فراموش نکنیم که بشر در دوران های گذشته بردگی را هم زیر بنای تمام مسائل اجتماعی و سیاسی خود قرار داده بود و به فکر هیچ کس نمی رسید که یک اصل خلاف انسانی بوده باشد. حتی ارسطوها و افلاطون ها که از آنها با تمام تأکید دفاع می کردند.
امروزه اگر مردم از اندیشه های عمیق درباره ی مسائل دینی، اجتماعی، روانی و تکامل به معنای عمومی سرباز می زدند، آیا می توان گفت این اکثریت بدون علت صحیح نمی تواند از اندیشه ی صحیح سرباز بزند، پس ناچاریم این هم یک واقعیت است که بایستی تمامی موضوعات را از نظر سطحی آنها رسیدگی کرد.
امروزه جوان اروپا، آمریکا وکشورهای زیادی از آسیا در مستی شگفت آوری به سر می برند. برای آنان زندگی شکل هدفمند خود را نشان نمی دهد. آیا می توان گفت زندگانی هدفی ندارد؛ زیرا اگر هدفی داشت جوانان امروزی ما هم در جست و جوی آن تلاش می کردند؟
خلاصه برای انسان خردمندی که می خواهد همه ی موضوعات را همه جانبه بنگرد روش اکثریتی که «برتراندراسل» فیلسوف انگلیسی درباره ی آن می گوید: هر فردی از انسان زاویه ای برای جنون دارد!! او راه اعتدال بشر را هنوز نمی شناسد یا راه اعتدال را نمی رود!! هیچ گونه ملاک نمی باشد و نمی تواند راه واقعی را به او نشان بدهد.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۹:۰۹, ۵/اردیبهشت/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۶/اردیبهشت/۹۱ ۱۴:۰۳ توسط Havbb 110.)
شماره ارسال: #45

5- موسیقی نمی تواند چاشنی روح باشد

کسی که می گوید: موسیقی چاشنی روح است، این مطلب را در نظر نمی گیرد که ارواح آدمی که در شعله های انحراف از واقعیت ها می سوزد چه نتیجه ای از تحریکات خیالات و رؤیاهای غیر علمی به دست خواهد آورد. آیا این تحریکات امضا و ادامه ی تخدیر در مقابل واقعیت ها نیست؟ آن که می گوید: خشونت، جریانات طبیعت، بدبختی ها و ناگواری ها است که ما را به موسیقی پناهنده می کند.
اولاً: کدامین فرمول علمی و ریاضی است که بتواند حدود واقعی موسیقی را مشخص نموده و بگوید: این نوع آهنگ می تواند علاج دردهای ناشی از خشونت زندگی باشد و آن نوع نمی تواند حال روی این منطق بایستی برای هر فرد از انسان ها به شماره بدبختی ها و ناگواری های زندگانی اش یک آهنگ معین بسازیم.
ثانیاً: آیا با اعتبار به موسیقی، موضوع خشونت و ناملایمات زندگی مبدل به خوشی و آسایش می شود یا عینک تار به دیدگان آدمی می زند که واقعیت ها را دگرگون ببیند. کار این انسان خیلی تعجب آور است؛ مثل این است که سوگند خورده است که برای بازی گری خود در جهان واقعیات حد و اندازه هایی قائل نشود.

6- آیا موسیقی در محل کار سبب کار بیشتر است؟!

می گویند: آزمایش کرده اند وقتی در کارگاه ها موسیقی نواخته می شود ؛ راندمان کارگران بیشتر می شود. این پدیده را چگونه می توان با تحریم موسیقی توجیه کرد؟
می گوییم چون مسلماً افزایش راندمان مار انرژی می خواهد، خود تموجات صوتی نمی تواند در داخل بدن انرژی تولید کند، پس آن کارگر مجبور است انرژی بیشتری را در زمان کوتاه تری از دست بدهد تا پدیده ی فوق به وقوع بپیوندد. به این ترتیب ملاحظه می شود که ظاهراً مو سیقی در اینجا نقش مثبتی داشته؛ ولی همان طور که گفته شد، این نقش مثبت ظاهری است و در واقع موسیقی در اینجا هیچ عمل مثبتی انجام نداده بلکه جنبه ی منفی هم داشته است که باعث شده انرژی کارگران در زمان کوتاه تری صرف شود به علاوه کدامین اصل انسانی می گوید: برای افزایش دادن منافع سود، کارگران را در خیالات و تجسمات بی اساس غوطه ور سازیم؟

7- اختلالات تعقل در موسیقی دانان

«... مکتبی که ممنوعیت موسیقی را گوشزد می کند (اسلام)، در حقیقت بزرگ ترین حمایت را از درون آدمیان به عهده گرفته است. حال اگر ما در درون موسیقی دانان و آهنگ سازان و نه شنوندگان موسیقی هیچ اختلالی نمی بینیم؛ اولاً: این ادعای کلی به هیچ وجه قابل اثبات نیست؛ زیرا مگر نمی گویند موسیقی حافظه¬ی آدمی را از کار می اندازد یا کم می کند.
ثانیاً: فرض می کنیم که ما هیچ ضرر محسوسی در آن اشخاص که با موسیقی سرو کار دارند نمی بینیم؛ اما نباید فراموش کنیم که هیچ حقوق دان، فیزیک دان و هیچ یک از دانشمندان علوم تحقیق، نه تنها از موسیقی برای کارهای خود بهره برداری نکرده اند، بلکه به جهت مخالف بودن موسیقی با فعالیت های علمی مغز همواره راه تعقل و اندیشه را از موسیقی جدا کرده اند.
این حقیقت دلیل آن است که اندیشه و تعقل با تحریکات و تجسمات موسیقی سازش ندارد ؛ بنابراین ما نوعی از اختلال تعقل در موسیقی می یابیم.

8- گوش دادن به موسیقی های مجاز

در مواردی که ادای موسیقی را در می آوریم یا به برخی از موسیقی ها که گمان می کنیم جزء موسیقی های ممنوع نیست گوش فرا می دهیم. اگر این گونه امور ممنوع نباشد حداقل قدم روی نوار باریکی گذاشته ایم که یک طرف آن قطعاً قلمرو ممنوعیت و حرمت می باشد و چون نفس آدمی لذت طلب است، لذا تدریجاً قانون را پایمال می سازد. این را هم بدانیم که طبق خاصیت پدیده ی تقلید و مقتضای قانون محاکمات نوعی از تأثیر و تلقین ناخود آگاه در درون به وجود می آید که تدریجاً سطح مربوط روان ساییدگی پیدا کرده و کم کم از ممنوعیت موضوع تقلید می کاهد.(162)

9- آیا در اسلام به زیبایی و جمال عنایتی شده؟

اسلام مخالفتی با جمال و زیبایی ندارد و با این حس نه تنها مبارزه نکرده، بلکه در قسمت هایی این حس را تأیید هم کرده است. در «اصول کافی» بابی داریم تحت عنوان « الزی والتجمل» که تجمل همان خود را زیبا کردن است.
حدیثی داریم که: « ان الله جمیل و یحب الجمال» خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد و از همه بالاتر خود زیبایی بیان است که در اسلام در حد اعلایی به آن توجه شده است. اسلام خود اعجازش – یا لا اقل یکی از موارد اعجازش- زیبایی کلام قرآن است.(163)
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۳:۱۶, ۵/اردیبهشت/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۶/اردیبهشت/۹۱ ۱۴:۰۴ توسط Havbb 110.)
شماره ارسال: #46

10- آیا بیماران روحی به وسیله ی موسیقی معالجه می شوند؟

گروهی وقتی که نسبت به زیان موسیقی گفت و گو و بحث می شود بدون دقت وتأمل اظهار می دارند که: « اکنون به وسیله ی موسیقی در بعضی از کشورهای خارجی ، بیماران روحی را معالجه می کنند و نوارهای آرام بخش موسیقی را بعضی از پزشکان تجویز می کنند و ...»
در این مورد باید، اولاً دقت کرد که این مطلب تا چه اندازه جنبه تبلیغاتی و تشریفاتی دارد و اگر از جنبه ی تبلیغاتی و ... آن بگذریم در کدام یک از مراکز علمی جهان تاکنون موسیقی، دیوانگان و بیماران روحی را معالجه کرده و نتیجه مثبت آن در هر سال برابر آمار روزافزون بیماریهای روانی چند نفر بوده است؟
ثانیاً اغلب روان پزشکان، خود معتقدند که نتیجه ی درمان با موسیقی بسیار ضعیف است، چنانچه «اسکریل» می نویسد: من اقرار می کنم که عدم موفقیت هایی در زمینه ی درمان با موسیقی وجود دارد؛ ولی باید در ضمن اثر تسکین دهنده و مشغول کننده ی آن را نیز در نظر داشت.(164)
ثالثاً دلیل قاطعی از نظر تجربی، راجع به این موضوع نداریم، جز آنکه مشاهده می کنیم ، آمار بیماریهای روحی، مخصوصاً در ممالک غربی، روز به روز بیشتر نشان داده می شود و همچنین مجامع بزرگ پزشکی جهان ، اعلام داشته اند که مهم ترین اثر موسیقی تولید ضعف اعصاب و روان و آثار خطرناک دیگر است.
رابعاً اگر بر فرض هم معتقد باشیم که از هزاران بیماری روانی، موسیقی یکی را هم تخفیف می دهد، تازه این یک نوع موسیقی علمی و طبی نامیده می شود و هیچ مربوط به موسیقی هایی که مورد بحث و گفتگو است نیست.
نخستین شرط آرامش و آسایش
قابل ذکر است که در جهان ، شخصی که دارای عقل سلیم باشد نمی توان پیدا کرد که بهبود و آسایش زندگی خود را درآرامش فکری خود نداند. اگر از یک یک دانشمندان جهان در مورد اولین شرط آرامش و آسایش فکر و بهره برداری از زندگی و طول عمر در برابر حوادث جهان بپرسید به اتفاق آرا به شما می گویند:
نخستین شرط آرامش و آسایش زندگی، حفظ سلامت ، صحت و تعادل روان و اعصاب است. همین اعصاب در سلامت بدن و حفظ بهداشت به اندازه ای قابل توجه است که حتی می توان گفت: بر قلب سایه ی برتری گسترانده؛ زیرا سلامت قلب بستگی تام به صحت و درست کارکردن اعصاب آن دارد.(165)

11- آیا درست است که موسیقی دانان را تشویق کرد یا نه؟

با توجه به آیات و روایاتی که در بحث موسیقی گذشت روشن شد که از نظر اسلام موسیقی مطرب جزء پلیدترین کارها است، تا جایی که شارع مقدس آن را در ردیف شراب و مقدمه ی زنا و سایر گناهان قرار داده است از لحن شدید احادیث بر می آید که انسان عاقل برای نجات از این سم کشنده در جایی که شک هم دارد اجتناب می نماید تا چه رسد مجالسی تحت عنوان موسیقی سنتی و اصیل ایرانی و امثال اینها را بر پا نماید و جوایزی از بیت المال مسلمین به مروجین موسیقی بدهد آیا در کشور ما مشکل مردم از جهت اقتصادی ، اشتغال و بیکاری ، تورم، ازدواج جوانان، فرهنگ ناب اسلامی و صدها امور دیگر حل شده تا به این کارهای باطل بپردازیم؟!
بر فرض که همه مشکلات ما حل شده، مگر اسلام عزیز اجازه می دهد اموال مردم صرف امور پوچ و بیهوده گردد ، در کجای تاریخ معتبر اسلام داریم که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و یا حضرت علی علیه السلام و سایر ائمه علیهم السلام العیاذبالله جلسه ای تحت عنوان موسیقی اصیل عربی و ... تشکیل داده و مروجین موسیقی اعم از موسیقی حرام یا مشکوک را با بیت المال تقدیر نامه و صوت و کف مورد تشویق قرار دهند.
و اینک به فتاوای اسلام شناسان واقعی که همان علماء ربانی و مراجع عظیم الشأن هستند توجه فرمائید:
متأسفانه برخی متصدیان فرهنگی کشور، بعضی از نویسندگان طاغوتی را تشویق کرده و یا با برپایی جشنواره های موسیقی هدایایی را به عنوان تشویق به موسیقی دانان می پردازند. آیا صرف بیت المال مسلمین در این راستا و اهدای هدایا از بیت المال به اینگونه افراد جایز است و اساساً این حرکات در نظام اسلامی چه صورت دارد؟
مقام معظم رهبری (دامت برکاته): صرف بیت المال باید طبق موازین قانونی و شرعی صورت پذیرد.
آیت الله تبریزی رحمه الله علیه: تشویق کسانی که موسیقی لهوی می زنند حرام است، و کسی که اموال عمومی را صرف آنها می کند ضامن است و نزد خداوند متعال مسئول اعمالش می باشد و باید توجه کند و گر نه در آخرت مسئول خواهد بود.
آیت الله صافی گلپایگانی (دامت برکاته): موسیقی متداول فعلی به تمام اقسامه حرام است و تعلیم و تعلم و صرف بیت المال مسلمین در اینگونه امور حرام است و موجب اشتغال ذمه مسئولین مربوطه است.
آیت الله مکارم شیرازی (دامت برکاته): تشویق کسانی که موسیقی می نوازند جایز نیست.
آیت الله فاضل لنکرانی رحمه الله علیه: مربوط به نظر مسئولین است ولی به طور کلی اگر کار حرامی صورت گیرد به هیچ وجه جایز نیست.
آیت الله مظاهری (دامت برکاته): حرام است و ضمان آور می باشد.(166)
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یار کوچک
۱۲:۰۰, ۳۰/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #47
آواتار
ترك كردن عادت به لهو و لعب سخت نيست. چون تجربه اش كردم. خيلي راحت تر از...
آدم هر روز عوض ميشه سليقه و باورهاي سطحي اش هم هميشه هر لحظه در حال دگرگونيه و كاري نداره هروقت هوا و حال دل بهت دست داد capture يا save اش بكن!! نذار در برهWink
وقتي آدم با يه اعتقاد عميق كاريو بكنه راحت تر از چيزي كه فكرشو ميكرد احساس پيروزي و رهايي ميكنه ونتيجه با دوامتري ميگيره.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۳:۳۸, ۳۰/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #48
آواتار
فکر نکنم هیچکس بتونه این صفحه رو بخونه.
من "پژوهشی در موسیقی و اثرات آن "1 و2 رو قبلا خوندم اما خداییش فکر نکنم کسی بتونه این صفحه رو بخونه!
کی کامل خونده؟؟
اگه میشه یکم خلاصش کنید.
لطفا منابع رو هم بذارید.آقای
علیرضا110
،فکر کنم این مقاله واسه سایت "موعود" باشه
یا حق
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: medad.sefid
۱۸:۰۲, ۳۰/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #49
آواتار
همه چیز به شعور و اندیشه خودمون برمیگرده ما انسانهایی که اختیار در انتخاب داریم و همچین مسئله ای رو با عقل خودمون میتونیم بررسی کنیم کاملا به خود ما وابسته است
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فدايي ولايت ، Amir ، fereydun
۱:۴۴, ۱/تیر/۹۱
شماره ارسال: #50

(۵/مهر/۹۰ ۱۷:۵۷)علیرضا110 نوشته است:  گفته می شود عمر متوسّط انسان، حدود 120سال می باشد...
...و من همچنان می خندم.

(۶/بهمن/۹۰ ۰:۰۹)mohammad reza نوشته است:  سلام
شاید گوش کردن موسیقی اصلا تاثیرات خوبی‌ نداره اما شدیدا باید هواسمونو جموجور کنیم تا هر آهنگیرو گوش نکنیم یادمه یه دوستی‌ میگفت آهنگا در مغز به صورت برگشت هم باز خوانی میشن و تو این آهنگهای متالو از این دست آهنگا کلی‌ اراجیف سر هم می‌کنن که رو ضمیر ناخوداگاه تاثیر داره
کسی رو کره ی خاکی وجود ندار که بتونه این موضوعو اثبات کنه.

پیغام من به مدیر پاککن: گلم! گیریم پست منو پاک کردی، با حقیقت چه کار می کنی؟ اونو که دیگه نمی تونی پاک کنی.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  تحقیقی پیرامون موسیقی (مقاله ای از گروه بیداری اندیشه) asier 113 83,196 ۱۰/خرداد/۰۲ ۱۷:۴۵
آخرین ارسال: علی 110
  اگر نسبت به موسیقی شبهه داری یا معرفی یک نوع موسیقی حلال... Femme Moderne 12 10,757 ۲۴/شهریور/۹۰ ۱۴:۱۹
آخرین ارسال: Reza2035

پرش در بین بخشها:


بالا