کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مناجات نامه خواجه عبد الله انصاری
۲:۵۳, ۲۸/فروردین/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/فروردین/۹۱ ۱۱:۵۶ توسط أین المنتظر.)
شماره ارسال: #1
آواتار
الهي!
نام تو ما را جواز و مهر تو ما را جهاز.
الهي!
شناخت تو ما را امان و لطف تو ما را عيان.
الهي!
فضل تو ما را لوا و كنف تو ما را ماوا !
الهي!
ضعيفان را پناهي ، قاصدان را بر سر راهي ، مومنان را گواهي ، چه بود كه افزايي و نكاهي ؟
الهي!
چه عزيز است او كه تو او را خواهي! ور بگريزد ، او را در راه ، آيي.
طوبي آن كس كه تو اورايي!
آيا كه تا از ما خود كه رايي؟

كشف الاسرار ، ج اول ، ص 29
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Tolou ، أین المنتظر ، Agha sayyed ، N.Mahdavian ، said_siraj ، مجید121 ، spaceshi ، shafagh_mah ، Farzaneh ، مهسان
۱۰:۵۲, ۲۸/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #2
آواتار
الهي!
از آنچه خواستي چه آيد ؟ و آن را كه نخواندي كي آيد ؟
نا كشته را از آب چيست ؟ و نابايسته را جواب چيست ؟
تلخ را چه سود اگر آب خوش در جوار است ؟
و خار را چه حاصل از آن كه بوي گل در كنار است ؟

كشف الاسرار ، ج اول ، ص 73
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Agha sayyed ، أین المنتظر ، N.Mahdavian ، said_siraj ، shafagh_mah ، مجید121 ، Farzaneh ، مهسان
۱۱:۴۸, ۲۹/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #3
آواتار
الهی!
نمي توانيم كه اين كار بي تو به سر بريم ،
نه زهره آن داريم كه بي تو به سر بريم ،
هر گه كه پنداريم كه رسيديم ، از حيرت شمار با سر بريم .
خداوندا !
كجا باز يابيم آن روز كه تو بودي و ما نبوديم ،
تا باز به آن روز رسيم ، ميان آتش و دوديم ،
اگر به دو گيتي ، آن روز يابيم برسوديم ،
ور بود خود را دريابيم ، به نبود خود خوشنوديم.

كشف الاسرار ، ج اول ، ص 36
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: أین المنتظر ، N.Mahdavian ، said_siraj ، shafagh_mah ، hajiali.m ، Farzaneh ، مهسان
۱۱:۱۴, ۳۱/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #4
آواتار
الهي!
گر زارم ، در تو زاريدن خوش است ،
ور نازم ، به تو نازيدن خوش است .
الهي!
شاد بدانم كه در درگاه تو مي زارم ،
بر اميد آنك روزي در ميدان فضل ، به تو نازم ،
تو ، من بپذيري و من با تو پردازم ،
يك نظر در من نگري دو گيتي به آب اندازم .

كشف الاسرار / ج اول / ص 113 و 114
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: أین المنتظر ، said_siraj ، shafagh_mah ، N.Mahdavian ، Farzaneh
۲۳:۰۵, ۱/اردیبهشت/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱/اردیبهشت/۹۱ ۲۳:۰۵ توسط nasimesaba.)
شماره ارسال: #5
آواتار
الهي!
در سر گريستني دارم دراز ، ندانم كه از حسرت گريم يا از ناز !
گريستن از حسرت ، بهره يتيم و گريستن شمع ، بهره ناز ،
از ناز گريستن ، چون بود ؟ اين قصه اي است دراز .

كشف الاسرار / ج اول / صفحه 241-240
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: N.Mahdavian ، أین المنتظر ، hajiali.m ، مجید121 ، erfan90 ، Farzaneh ، مهسان
۱۱:۳۳, ۳/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #6
آواتار
الهي!
كار آن دارد كه با تو كاري دارد ، يار آن دارد كه چون تو ياري دارد .
او كه در دو جهان تو را دارد ، هرگز كي تو را بگذارد ؟
عجب آنست كه او تو را دارد ، از همه زارتر مي گدازد ،
او كه نيلفت به سبب نايافت مي زارد ،
او كه يافت ، باري چرا مي گدازد ؟؟!

در بر آن را كه چون تو ياري باشد گر ناله كند سياه كاري باشد

كشف الاسرار / ج اول / ص 175
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فاطمه خانم ، N.Mahdavian ، أین المنتظر ، مجید121 ، Farzaneh
۱۰:۱۹, ۱۰/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #7
آواتار
الهي !
از نزديك نشانت مي دهند و برتر از آني و نزديكتر از جاني !
موجود نفس هاي جوانمرداني ، حاضر دل هاي ذاكراني !
ملكا !
تو آني كه خود گفتي و چنانك گفتل آني .

كشف الاسرار / ج اول / ص 498
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: أین المنتظر ، مجید121 ، erfan90 ، Farzaneh
۱۱:۱۰, ۱۱/اردیبهشت/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/اردیبهشت/۹۱ ۱۱:۱۱ توسط nasimesaba.)
شماره ارسال: #8
آواتار
الهي !
گهي به خود نگرم ، گويم : از من زارتر كيست ؟
گهي به تو نگرم ، گويم : از تو بزرگوار تر كيست ؟

گاهي كه به طينت خود افتد نظرم
گويم كه من از هر چه به عالم بترم


چون از صفت خويشتن اندر گذرم
از عرش همي به خويشتن در نگرم



كشف الاسرار / ج اول / ص 664
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: أین المنتظر ، مجید121 ، Farzaneh
۲:۰۶, ۲۰/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #9
آواتار
الهي !
محنت من بودي ، دولت من شدي ،
اندوه من بودي ، راحت من شدي ،
داغ من بودي ، چراغ من شدي ،
جراحت من بودي ، مرهم من شدي .
الهي !
همگان در فراق مي سوزند و محب در ديدار ،
چون دوست ديده ور گشت ، محب را با صبر و قرار چه كار ؟

كشف الاسرار / ج دوم / ص 400
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: erfan90 ، أین المنتظر ، Farzaneh
۱۱:۵۱, ۲۷/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #10
آواتار
خداوندا !
نثار دل من اميد ديدار توست !
بهار جان من در مرغزار وصال توست !

كشف الاسرار/ج دوم/ص 10
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: محیصا ، أین المنتظر ، Farzaneh
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:

پرش در بین بخشها:


بالا