کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 11 رای - 4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
اشعاری که باید خواند ...
۱۳:۱۲, ۱۳/شهریور/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/آبان/۹۰ ۱۵:۳۱ توسط أین المنتظر.)
شماره ارسال: #1
آواتار
شعری که تحسین رهبر انقلاب را بر انگیخت


[تصویر: new%20bitmap%20image.bmp]


تمام غصه ی ما بال و پر نداشتن است
ز رمز و راز پریدن خبر نداشتن است

در این قفس متولد شدیم و می میریم
طبیعت قفس عمر در نداشتن است

چگونه داغ دلش خون نباشد از غم عشق
که شرط داغ ندیدن جگر نداشتن است

طبیب حاذق بیمار زندگی مرگ است
علاج دردسر عمر سر نداشتن است

فقط نصیب شهیدان سرسپرده ی توست
سعادتی که سازی سپر نداشتن است
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عـلـی ، shafagh_mah ، محمود ، وحید110 ، خادمة الزهرا ، بیداری12 ، oO DaViD Oo ، ريحانه الرسول ، saloomeh ، ST92 ، مبينا ، said_siraj ، Night moans ، لبخند خدا ، عبدالرحمن ، ali0077 ، ADAM ، Fatemeee ، درست پسند ، rahbin ، پرنیان ، Just God ، hessam ، mahramaneh ، ahmbove ، MohammadMeraj ، 313flowers ، محمد امین + ، حسن عزتي ، رضوانه ، help me ، یا امام رضا ، fatemeh-55 ، 135 ، فانوس *7* ، حسن.س. ، aliakbar110 ، امیرخان ، حضرت عشق ، Farzaneh ، فدک زهرا ، fafa* ، Mohammad Trust ، انتصـار ، آفتاب ، یاســین ، مجتبی110 ، نورالسادات ، soora ، vahrakan ، Anti gods

آغاز صفحه 21 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۱:۳۸, ۳۱/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #201
آواتار
بنام خدا
سلام دوستان جای شعر زیبای یاس سپید بین این اشعار زیبا خالی بود آنرا برایتان مینویسم
عشق من !پاییز امد مثل یار
بازهم ما باز ماندیم از بهار
احتراق لاله را دیدیم ما
گل دمید وخون نجوشیدیم ما
باید ازفقدان گل خون جوش بود
درفراق یاس مشکی پوش بود
یاس بوی مهربانی میدهد
عطر ایام جوانی میدهد
یاسها یاداور پروانه اند
یاسهاپیغمبران خانه اند
یاس مارا رو به پاکی می برد
رو به عشقی اشتراکی میبرد
یاس در هرجا نوید آشتی ست
یاس دامان سپید آشتی ست
در شبان ما که شد خورشید؟یاس
برلبان ما که میخندید ؟یاس
یاس یک شب را گل ایوان ماست
یاس تنها یک سحر مهمان ماست
بعدروی صبح پرپر میشود
راهی شبهای دیگر میشود
یاس مثل عطر پاک نیت است
یاس استنشاق معصومیت است
یاس را آئینه ها روکرده اند
یاس را پیغمبران بوکرده اند
یاس بوی حوض کوثر میدهد
عطر اخلاق پیمبر میدهد
حضرت زهرا (سلام الله علیها)دلش از یاس بود
قطره های اشکش از الماس بود
داغ عطر یاس زهرا (سلام الله علیها)زیر ماه
میچکانید اشک حیدر را به چاه
عشق محزون علی (علیه السلام)یاس است و بس
چشم او یک چشمه الماس است وبس
اشک میریزد علی(علیه السلام) مانند رود
برتن زهرا (سلام الله علیها)گل یاس کبود
گریه آری گریه چون ابرچمن
برکبود یاس وسرخ ونسترن
گریه کن حیدر که مقصد مشکل است
این جدایی از محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)مشکل است
گریه کن زیرا که دخت افتاب
بی خبر باید بخوابد در تراب
این دل یاس است وروح یاسمین
این امانت را امین باش ای زمین
گریه کن زیرا که کوثر خشک شد
زمزم از این ابر ابتر خشک شد
نیمه شب دزدانه باید درمغاک
ریخت برروی گل خورشید خاک
یاس خوشبوی محمد داغ دید
مدفن این ناله غیراز چاه چیست؟
جزتوکس از قبراو آگاه نیست
گریه برفرق عدالت کن که فاق
میشود اززهر شمشیرنفاق
گریه بر تشت حسن کن تاسحر
که پراست ازلخته خون جگر
گریه کن چون ابربارانی به چاه
برحسین تشنه لب در قتلگاه
خاندانت را به غارت می برند
دخترانت را اسارت میبرند
گریه بر بی دستی احساس کن
گریه بر طفلان بی عباس کن
باز کن حیدر توشط اشک را
تا نگیرد با خجالت مشک را
گریه کن بر ان یتیمانی که شام
با تو میخوردند در اشک مدام
گریه کن چون گریه ابر بهار
گریه کن برروی گلهای مزار
مثل نوزادانی که مادر مرده اند
مثل طفلانی که آتش خورده اند
گریه کن درزیر تابوت روان
گریه کن بر نسترنهای جوان
گریه کن زیرا که گلها دیده اند
یاسهای مهربان کوچیده اند
گریه کن زیرا که شبنم فانی است
هرگلی در معرض ویرانی است
ما سرخود را اسیری میبریم
ماجوانی را به پیری میبریم
زیر گورستانی از برگ رزان
من بهاری مرده دارم ای خزان
زخم ان گل در تن من چاک شد
آن بهار مرده در من خاک شد
ای بهار گریه بار ناامید
ای گل مایوس من یاس سپید
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مهسان ، 135 ، rahbin ، عبدالرحمن
۱۰:۴۳, ۲/مهر/۹۲
شماره ارسال: #202
آواتار

[تصویر: 1.jpg]

سالها بود که این راز نمی فهمیدم

موسم حج به حرم دور چه می گردیدم
مروه را تا به صفا سعی چه سودم می داد
سنگ برداشتن و رمی چه سودم می داد
حلق و احرام و منا و عرفات و تقصیر
تلبیه،زمزمه و ذکر ودعا و تکبیر
این همه بارش دستور خداوند چرا؟
که چنین گوی و چنان باش و زبان بند چرا؟
نه مرا زهره که این راز بگویم با کس
نه ز حی ازلی سر زند افعال،عبس
من در اندیشه که این کار عجب مشکل شد
که سر انجام مراد و فرجی حاصل شد
هاتفی گفت که در کشتی جان نوحی هست
این که گفتی همه جسم است ،در آن روحی هست
سر تراشیدن و قربانی و رمی جمرات
ذکر و تسبیح و مناجات و وقوف عرفات
استلام حجر و منزلت رکن و مقام
این همه اوج و فرود ،آن همه تنزیل و قیام
آنکه گفته است فقط (سنگ نشانیست) بجاست
حاجی احرام دگر بند ببین یار کجاست
مروه و سعی و صفا را بنگر چون باشی
این ره منزل لیلی ست چو مجنون باشی
هیچ در راه خداوند زخود دل نکنی
سنگ تا بر سر شیطان هوایت نزنی
حال باید ز یقین جلوه به ذاتت بدهند
قدحی معرفت اندر عرفاتت بدهند
در منا کعبه دل قبله افلاک شود
گر که خالی دلت از هرچه که ناپاک شود
شامل لطف خداوند جلی میگردی
به مطاف آمده و دور علی میگردی
در طواف حرم اینگونه که برمی آید
اولین فکر که آندم به نظر میآید
سند دل چو به نام پدر خاک زنی
کعبه هم باشی اگر سینه خود چاک زنی
همه را هست دلی خانه دلدار هوس
و خدا خانه خود را به علی داده و بس
مادر روح خدا را زحرم دور نمود
بهر مولا در این خانه ز دیوار گشود
در جهان کیست چنین پاک و مقدس باشد
گر که در خانه کسی هست همین بس باشد
هر که روشن دلش از نور ولایت نشود
پای در کعبه نهد باز هدایت نشود
-------------------------------------------------------
یاسر رحمانی
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: 135 ، rahbin ، عبدالرحمن ، آلاله
۱۰:۴۰, ۳/مهر/۹۲
شماره ارسال: #203

ای بس که نباشیم و جهان خواهد بود
نی نام ز ما و نی نشان خواهد بود
ز این پیش نبودیم و نبُد هیچ خلل
ز این پس چو نباشیم همان خواهد بود

خیام نیشابوری
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، آلاله ، آیلار
۱۹:۱۵, ۴/مهر/۹۲
شماره ارسال: #204
آواتار
خواستم لذت حاصل از خواندن این سروده زیبای جناب آقای عبدالهی رو با دوستان تقسیم کنم :
يک شبي مجنون نمازش را شکست
بي وضو در کوچه ليلا نشست

عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود

سجده اي زد بر لب درگاه او
پر زليلا شد دل پر آه او

گفت يا رب از چه خوارم کرده اي
بر صليب عشق دارم کرده اي

جام ليلا را به دستم داده اي
وندر اين بازي شکستم داده اي

نشتر عشقش به جانم مي زني
دردم از ليلاست آنم مي زني

خسته ام زين عشق،دل خونم مکن
من که مجنونم تو مجنونم مکن

مرد اين بازيچه ديگر نيستم
اين تو و ليلاي تو...من نيستم

گفت:اي ديوانه ليلايت منم
در رگ پيدا و پنهانت منم

سال ها با جور ليلا ساختي
من کنارت بودم و نشناختي

عشق ليلا در دلت انداختم
صد قمار عشق يک جا باختم

کردمت آوارهءصحرا نشد
گفتم عاقل مي شوي اما نشد

سوختم در حسرت يک يا ربت
غير ليلا برنيامد از لبت

روز و شب او را صدا کردي ولي
ديدم امشب با مني گفتم بلي


مطمئن بودم به من سرميزني
در حريم خانه ام در ميزني

حال اين ليلا که خوارت کرده بود
درس عشقش بيقرارت کرده بود

مرد راهش باش تا شاهت کنم
صد چو ليلا کشته در راهت کنم
مرتضی عبداللهی
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آلاله ، 135 ، آیلار ، عبدالرحمن ، پرنیان ، rahbin
۱:۴۶, ۱۲/مهر/۹۲
شماره ارسال: #205
آواتار
Smileتاپیک شـــــــــــعرHeart
معلومِ دلی و
مجهول ِ چشم ...
ای همه ی من !
ح.پناهی
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mahpare ، عبدالرحمن ، پرنیان ، mosafer
۰:۲۹, ۱۳/مهر/۹۲
شماره ارسال: #206
آواتار
شعرHeart
امان از اشتباه های نا تماممان , همان
تفاخر همیشگی به هیچ های قیمتی !

-
میان قرن حادثه کجاست اتفاق عشق
نمانده در تسلط همان هبوط لعنتی ؟!

-
کسی نیامد از تبار انتظارمان ببین

که مانده ایم سخت در هجوم بی لیاقتی !
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mahpare ، عبدالرحمن ، rahbin ، آلاله
۲۱:۱۱, ۱۳/مهر/۹۲
شماره ارسال: #207
آواتار
زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نیست
در حق ما هر چه گوید جای هیچ اکراه نیست


در طریقت هر چه پیش سالک آید خیر اوست
در صراط مستقیم ای دل کسی گمراه نیست


تا چه بازی رخ نماید بیدقی خواهیم راند
عرصه شطرنج رندان را مجال شاه نیست


چیست این سقف بلند ساده بسیارنقش
زین معما هیچ دانا در جهان آگاه نیست


این چه استغناست یا رب وین چه قادر حکمت است
کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست


صاحب دیوان ما گویی نمی‌داند حساب
کاندر این طغرا نشان حسبه لله نیست


هر که خواهد گو بیا و هر چه خواهد گو بگو
کبر و ناز و حاجب و دربان بدین درگاه نیست


بر در میخانه رفتن کار یک رنگان بود
خودفروشان را به کوی می فروشان راه نیست


هر چه هست از قامت ناساز بی اندام ماست
ور نه تشریف تو بر بالای کس کوتاه نیست


بنده پیر خراباتم که لطفش دایم است
ور نه لطف شیخ و زاهد گاه هست و گاه نیست


حافظ ار بر صدر ننشیند ز عالی مشربیست
عاشق دردی کش اندربند مال و جاه نیست
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mahpare ، رهگذر. ، آلاله ، Bahar
۱۴:۱۲, ۱۴/مهر/۹۲
شماره ارسال: #208

لحظه ها عریانند!

نه تو می مانی و نه اندوه


و نه هیچیک از مردم این آبادی...

*به حباب نگران لب یک رود قسم،*

و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،

غصه هم می گذرد،

آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند...

لحظه ها عریانند
.به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز...
سهراب سپهری
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آیلار ، عبدالرحمن ، آلاله ، Bahar ، mahramaneh
۱:۴۴, ۱۵/مهر/۹۲
شماره ارسال: #209
آواتار




واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند

چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند




مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپرس


توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می‌کنند



گوییا باور نمی‌دارند روز داوری

کاین همه قلب و دغل در کار داور می‌کنند




یا رب این نودولتان را با خر خودشان نشان


کاین همه ناز از غلام ترک و استر می‌کنند



ای گدای خانقه برجه که در دیر مغان

می‌دهند آبی که دل‌ها را توانگر می‌کنند




حسن بی‌پایان او چندان که عاشق می‌کشد


زمره دیگر به عشق از غیب سر بر می‌کنند



بر در میخانه عشق ای ملک تسبیح گوی

کاندر آن جا طینت آدم مخمر می‌کنند




صبحدم از عرش می‌آمد خروشی عقل گفت


قدسیان گویی که شعر حافظ از بر می‌کنند


یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آلاله ، در جستجوی سختی ، یاوران مهدی ، آیلار ، Bahar ، mohamad
۰:۱۱, ۱۶/مهر/۹۲
شماره ارسال: #210

نگاه کن که غم درون دیده ام
چگونه قطره قطره آب می شود
چگونه سایه سیاه و سرکشم
اسیر دست آفتاب می شود
نگاه کن
تمام هستی ام خراب می شود
شراره ای مرا به کام می کشد
مرا به اوج می برد
فروغ
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: rahbin ، Bahar ، آیلار ، mohamad
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  اشعاری در وصف اهل بیت که انسان را مست میکنند!!!! ehsan8taherian 8 3,291 ۲/آذر/۹۴ ۱۸:۲۲
آخرین ارسال: ehsan8taherian
  اشعاری در مدح امام خامنه ای(حفظه الله) سجاد313 12 8,223 ۱۰/اردیبهشت/۹۳ ۲۰:۰۵
آخرین ارسال: دل خسته
  اشعاری در وصف ائمه (علیه السلام) ali0077 17 7,503 ۱۶/آبان/۹۲ ۲۰:۵۸
آخرین ارسال: پرنیان

پرش در بین بخشها:


بالا