|
اشعاری که باید خواند ...
|
|
۱۳:۱۲, ۱۳/شهریور/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/آبان/۹۰ ۱۵:۳۱ توسط أین المنتظر.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
شعری که تحسین رهبر انقلاب را بر انگیخت
![]() تمام غصه ی ما بال و پر نداشتن است ز رمز و راز پریدن خبر نداشتن است در این قفس متولد شدیم و می میریم طبیعت قفس عمر در نداشتن است چگونه داغ دلش خون نباشد از غم عشق که شرط داغ ندیدن جگر نداشتن است طبیب حاذق بیمار زندگی مرگ است علاج دردسر عمر سر نداشتن است فقط نصیب شهیدان سرسپرده ی توست سعادتی که سازی سپر نداشتن است |
|||
|
| آغاز صفحه 22 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۰:۳۱, ۱۶/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/مهر/۹۲ ۱۴:۲۲ توسط mohamad.)
شماره ارسال: #211
|
|||
|
|||
|
نان پاره ز من بستان جان پاره نخواهد شد
آواره عشق ما آواره نخواهد شد آن را که منم خرقه عریان نشود هرگز وان را که منم چاره بیچاره نخواهد شد آن را که منم منصب معزول کجا گردد آن خاره که شد گوهر او خاره نخواهد شد آن قبله مشتاقان ویران نشود هرگز وان مصحف خاموشان سی پاره نخواهد شد از اشک شود ساقی این دیده من لیکن بی نرگس مخمورش خماره نخواهد شد بیمار شود عاشق اما بنمی میرد ماه ار چه که لاغر شد استاره نخواهد شد خاموش کن و چندین غمخواره مشو آخر آن نفس که شد عاشق اماره نخواهد شد مولانا-دیوان شمس |
|||
|
|
۱:۳۱, ۱۶/مهر/۹۲
شماره ارسال: #212
|
|||
|
|||
|
صبا اگر گذری افتدت به کشور دوست
بیار نفحهای از گیسوی معنبر دوست به جان او که به شکرانه جان برافشانم اگر به سوی من آری پیامی از بر دوست و گر چنان که در آن حضرتت نباشد بار برای دیده بیاور غباری از در دوست من گدا و تمنای وصل او هیهات مگر به خواب ببینم خیال منظر دوست دل صنوبریم همچو بید لرزان است ز حسرت قد و بالای چون صنوبر دوست اگر چه دوست به چیزی نمیخرد ما را به عالمی نفروشیم مویی از سر دوست چه باشد ار شود از بند غم دلش آزاد چو هست حافظ مسکین غلام و چاکر دوست |
|||
|
|
۱:۰۱, ۱۷/مهر/۹۲
شماره ارسال: #213
|
|||
|
|||
|
اقبال لاهوری
شهید ناز او بزم وجود است نیاز اندر نهاد هست و بود است نمی بینی که از مهر فلک تاب به سیمای سحر داغ سجود است |
|||
|
|
۱:۵۹, ۲۰/مهر/۹۲
شماره ارسال: #214
|
|||
|
|||
|
دنبال دلم نیست کسی با دل و جانش
وقف دل من نیست کسی وقت و زمانش گویند همه امر فرج نیست مهیّا اما مددی نیست ز سوی دگرانش دلداده ی دنیا شده هر فرد به هر جا بسته به دل اوست زن و پول و مکانش تنهایـــم و تنهاییم عادت شده یاران کس با دل من نیست نه فکرش نه گمانش دنیای شما جای گل نرگس حق نیست کس نیست در این بتکده ها دل نگرانش مهدیم و دلسوز شما پیر و زن و مرد عصیان شما برده ز کف تاب و توانش عمر همه شد پر ز گناه و طلب رزق دنبال زر و سیم و بدی پیر و جوانش بی من همه خوش در طلب روزی و شادی کس نیست به فکر دل اقای زمانش در لفظ بگویند بیا ای گل نرگس لیکن به عمل هرکه پی سود و زیانش من خسته ام و خسته تر از مهدیتان نیست کو یک دل عاشق که دهم یار نشانش هر کس پی مالیست به هر حیله و نیرنگ انگاه بود نام علـــــــی ورد زبانش صد سال بدون رخ من می گذراند یک لحظه عزیزش برود رفته امانش کو دوست که گوید به دلم درد و دلش را تا فــاش کنم بهر دلش ســــرّ نهـــانش یاری نبود تا کند از مهدی خود یاد با خوبی خود راست کند قدّ کمانش ...................... |
|||
|
|
۲۱:۵۲, ۲۰/مهر/۹۲
شماره ارسال: #215
|
|||
|
|||
|
میسوزم از فراقت روی از جفا بگردان
هجران بلای ما شد یا رب بلا بگردان مه جلوه مینماید بر سبز خنگ گردون تا او به سر درآید بر رخش پا بگردان مر غول را برافشان یعنی به رغم سنبل گرد چمن بخوری همچون صبا بگردان یغمای عقل و دین را بیرون خرام سرمست در سر کلاه بشکن در بر قبا بگردان ای نور چشم مستان در عین انتظارم چنگ حزین و جامی بنواز یا بگردان دوران همینویسد بر عارضش خطی خوش یا رب نوشته بد از یار ما بگردان حافظ ز خوبرویان بختت جز این قدر نیست گر نیستت رضایی حکم قضا بگردان [b]التماس دعا... |
|||
|
|
۱۵:۳۱, ۲۷/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/مهر/۹۲ ۱۵:۳۳ توسط hessam.)
شماره ارسال: #216
|
|||
|
|||
|
دوست من دیدنش آسان نبود پنجره اش رو به خیابان نبود دوست من منظره ی بسته اش طارمی پر گل ایوان نبود طرح زمینی بزنم دوست را دوست من هیچ جز انسان نبود با من و تو فرق زیادی نداشت او فقط این گونه هراسان نبود من پی دریوزه ی جسمم اگر او پی دریوزگی جان نبود دامنه ای داشت پر از آبشار منتظر رحمت باران نبود بد خبران آنچه از او گفته اند با دل خوش باورمان، آن نبود دوست من با دل طوفانی اش جز پی آرامش طوفان نبود دوست من نقطه ی آغازهاست دوست من نقطه ی پایان نبود با چه دریغی بسرایم ازاو او که خود از خویش پشیمان نبود. تقدیم به کسی که ازش دورم(محمد رضا) . . استاد محمد علی بهمنی |
|||
|
|
۱:۰۲, ۲۸/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/مهر/۹۲ ۲:۱۰ توسط Just God.)
شماره ارسال: #217
|
|||
|
|||
|
عصر این جمعه دلگیر...
وجود تو کنار دل هر بی دل آشفته شود حس ، تو کجایی گل نرگس؟ بخدا آه نفس های غریب تو که آغشته به حزنیست ز جنس غم و ماتم ، زده آتش به دل عالم و آدم مگر این روز و شب رنگ شفق یافته در سوگ کدامین غم عظمی به تنت رخت عزا کرده ؟ ای عشق مجسم... که بجای غم شبنم بچکد خون جگر دم به دم از عمق نگاهت ، نکند باز شده ماه محرم ؟ که چنین می زند آتش به دل فاطمه آهت بفدای نخ آن شال سیاهت... به فدای رخت ای ماه بیا... صاحب این بیرق و این پرچم و این مجلس و این روضه و این بزم تویی آجرک الله... عزیز دو جهان یوسف در چاه... دلم سوخته از آه نفس های غریبت... دل من بال کبوتر شده خاکستر پرپر شده همراه نسیم سحری روی پر فطرس معراج نفس گشته هوایی و سپس رفته به اقلیم رهایی به همان صحن و سرایی که شما زاِیر آنی و خلاصه... شود آیا که مرا نیز به همراه خودت ، زیر رکابت، ببری تا بشوم کرب و بلایی ؟ بخدا در هوس دیدن شش گوشه دلم تاب ندارد، نگهم خواب ندارد... همه گویند به انگشت اشاره ... مگر این عاشق بیچاره دلداده ی دلسوخته ارباب ندارد؟ تو کجایی تو کجایی؟ شده ام باز هوایی شده ام باز هوایی... |
|||
|
|
۱:۳۳, ۲۸/مهر/۹۲
شماره ارسال: #218
|
|||
|
|||
|
باران کـه ميبـارد دلـم بـرايت تنـگ تـر مي شـود راه مي افـتم بـدون ِ چـتـر... من بـغض مي کنـم، آسمـان گـريـه..... |
|||
|
|
۱:۵۵, ۲۹/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/آبان/۹۲ ۲:۱۰ توسط Just God.)
شماره ارسال: #219
|
|||
|
|||
|
فرض کن حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)به تو ظاهر گردد ... ظاهرت هست چنانی که خجالت نکشی؟
باطنت هست پسندیده ی صاحب نظری؟ خانه ات لایق او هست که مهمان گردد؟ لقمه ات لایق او هست که نزدش ببری؟ پول بی شبهه و سالم ، ز همه داراییت داری آنقدر که هدیه برایش بخری؟ حاضری گوشی همراه تو را چک بکند... با چنین شرط که در حافظه دستی نبری؟ واقفی بر عمل خویش تو بیش از دگران؟ می توان گفت تو را شیعه اثنی عشری؟؟؟ عاشق که شد که یار به حالش نظر نکرد ؟؟؟ ای خواجه درد نیست وگرنه طبیب هست... |
|||
|
|
۱۹:۵۴, ۲۹/مهر/۹۲
شماره ارسال: #220
|
|||
|
|||
|
ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﻧﺒﺨﺸﯿﺪ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ،
ﮐﻪ ﺑﺎﺭﻫﺎ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺨﺸﯿﺪﯼ ﻭ ﻧﻔﻬﻤــــﯿﺪ ، ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺑﺨﺸﺶ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ ! ﮔﺎﻫﯽ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺻﺒـــﺮ ﮐﺮﺩ ... ﺑﺎﯾﺪ ﺭﻫﺎ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ ﺗﺎ ﺑﺪﺍﻧﻨﺪ ، ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﻣﺎﻧﺪﯼ ، ﺭﻓﺘﻦ ﺭﺍ ﺑﻠﺪ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﯼ ! ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺮ ﺳﺮﮐﺎﺭﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ، ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯿﺪﻫﯽ ، ﺑﺎﯾﺪ ﻣﻨﺖ ﮔﺬﺍﺷﺖ ... ﺗﺎ ﺁﻥ ﺭﺍ ﮐﻢ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﻧﺪﺍﻧﻨــــﺪ ! ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺪ ﺑﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ، ﮐﻪ ﻓﺮﻕ ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺪ ! ﻭ ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﺭﺍ ﻣﺘﺬﮐﺮ ﺷﺪ ... ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ ... ﯾﮑﺠﺎ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ... ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﯽ ﺭﻭﻧـــﺪ |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| اشعاری در وصف اهل بیت که انسان را مست میکنند!!!! | ehsan8taherian | 8 | 3,291 |
۲/آذر/۹۴ ۱۸:۲۲ آخرین ارسال: ehsan8taherian |
|
| اشعاری در مدح امام خامنه ای(حفظه الله) | سجاد313 | 12 | 8,222 |
۱۰/اردیبهشت/۹۳ ۲۰:۰۵ آخرین ارسال: دل خسته |
|
| اشعاری در وصف ائمه (علیه السلام) | ali0077 | 17 | 7,498 |
۱۶/آبان/۹۲ ۲۰:۵۸ آخرین ارسال: پرنیان |
|






![[تصویر: new%20bitmap%20image.bmp]](http://www.emam8.com/images/stories/new%20bitmap%20image.bmp)





