کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 6 رای - 2.33 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
خلیفه های یهودی یا یهودی های خلیفه !!!!!!!!!
۱۲:۳۳, ۴/اردیبهشت/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/اردیبهشت/۹۱ ۱۳:۲۱ توسط saloomeh.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بارها و بارها شاهد دسیسه های این قوم ظالمین بودیم و حالا اینکه رابطه خلفا با این قوم چه بوده خود بحث مفصلی است .!!!که ان شاءالله در ادامه به شفاف سازی این مهم خواهیم پرداخت .
[b]از خواهران و برادران اهل سنت خواهش میکنم با دیدی باز و بدون تعصب با این مسئله برخورد کنند .

ان شاءالله خدا هادی همه ما باشد .
[/b]

در دهها منبع اهل سنت نقل شده است که خلیفه مسلمانان خود رابط یهود بوده است. و اما مدارک:
۱- در المنثور، جلد ۲، صفحه ۴۸، چاپ مکتبه آیت الله نجفی
۲- در المنثور، جلد ۵، صفحه ۱۴۸
۳- در المنثور، جلد ۵، صفحه ۱۴۹
۴- در المنثور، جلد ۵، صفحه ۲۶۶
رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود:« از اهل کتاب چیزی نقل نکنید».
و اما مدارک اهل سنت:
۱- در المنثور، جلد ۵، صفحه ۱۴۷ این مطلب را از ۱۶ طریق نقل کرده است.
۲- در المنثور، جلد ۳، صفحه ۱۷۹ آورده است:
رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) چهار بار فریاد کشید نقل از یهود ممنوع است.

۳- در کنز العمال، خبر ۳۸۱۹۴ آمده است:

[b] عمر به شخصی گفت اگر به بیت المقدس رفتی زیارت آن را عمره قرار بده.
[align=-WEBKIT-AUTO]۴- در کنز العمال، خبر ۳۸۱۹۱ آمده است: خود عمر در حین ورود به بیت المقدس لبیک، اللهم لبیک گفت [ و مثل یهودیان ] سجده د اوودی کرد.
۵- در ترجمه تاریخ طبری، جلد ۵، صفحه ۱۷۹۱ آمده است: عمر در تعیین قبله در بیت المقدس با کعب الاحبار نفوذی یهودی مشورت کرد.
۶- در ترجمه تاریخ طبری،‌ جلد ۵، صفحه ۱۷۸۸ آمده است: عمر جهت اخذ علوم از یهود یک ملاقات خصوصی با رهبر فقهی یهودیان تشکیل داده بود.
۷- در مدارک زیر رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)‌ با عمر بخاطر اخذ علوم یهود دعوا کرده است.[/b]


المنصف، جلد ۱۰، صفحه ۱۱۳ و جلد ۶، صفحه ۱۱۲ و جلد ۱۱، صفحه ۱۱۱ و تقیید العلم، صفحه ۵۲ و جامع بیان العلم، جلد ۲، صفحه ۵۲ و ۵۳ و القایق،‌ جلد ۴، صفحه ۱۱۶ و مسند احمد، جلد ۳، صفحه ۳۸۷ و ۴۷۱ و ۲۶۶ و غریب الحدیث، جلد ۶، صفحه ۴۸ و ۴۹ و جلد ۳، صفحه ۲۸
[/b]

۸- عمر وقتی از یهود قول گرفت خلاء علم ناشی از عقب زدن علی (علیه السلام) از صحنه سیاسی جامعه را با اسرائیلیات پر خواهد کرد. دستور داد هرکس قال رسول الله بگوید طوری شکنجه کنید تا از پشتش خون جاری شود. خود ابوهریره گفت: ما کان احد منا یقول علی عهد عمر بن خطاب قال رسول الله الا سیل ظهره دماَ.

(تاریخ ابن عساکر، جلد ۵، صفحه۷)
....
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میلاد.م ، سید ابراهیم ، mhvvhm ، علمدار133 ، black ، فاطمه خانم ، Havbb 110 ، در جستجوی سختی ، انتصـار ، MohammadSadra ، Seyed Mohsen ، مهدی110 ، Maysam-1st ، محب الزهرا ، Hadith ، mahdy_mir ، Agha sayyed ، باهتول ، أین المنتظر ، hesam110 ، mohamad ، حسن عزتي ، EMPERATOR ، سجاد313 ، AMINI ، شهـاب ، m.hossein ، گل مرداب ، freewish ، seven.attar ، yamin ، یاران مهدی ، hsmoa ، Admirer ، سبز سفید قرمز ، vahrakan ، حسن.س. ، ZaHrA110M ، تفکر ، عبدالرحمن ، سدرة المنتهی ، aboutorab ، فنا

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۱:۱۶, ۱۰/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #11
آواتار
خلیفه اول و بدعت گذاری

قال رسول الله صلی الله علیه واله: آَبیَ اللهُ آن یقبلَ عملَ صاحبِ بدعةٍ حتیّ یدع بدعتَه. (۱)
خداوند عمل بدعت گذار را تا وقتی که دعوت به بدعتش می کند قبول نمی کند.
قال رسول الله صلی الله علیه و اله: لا یقبل الله لصاحبِ بدعةٍ صوماً و لا صلوةً و لا صدقةً و لا حجّاً و لا عُمرةً و لا جهاداً و…یخرج من الاسلامِ کما تخرج الشعرة من العجین. (۲)
خدا هیچ عملی را از قبیل نماز روزه صدقه حج و…از بدعت گذار قبول نمی کند و او از اسلام خارج میشود… .
قال رسول الله صلی الله علیه و اله: اهل البدع شرالخلق و الخلیفة (کنزالعمال)
اهل بدعت بدترین مخلوقات و موجودات هستند.
قال رسول الله صلی الله علیه واله: اهل البدع کلاب اهل النار (کنزالعمال)
اهل بدعت سگ های اهل آتش هستند.
عنه فی قوله تعالی: إِنَّ الَّذِینَ فَرَّقُوا دِینَهُمْ وَ کانُوا شِیَعاً هم اصحاب البدع و اصحاب الاهواء لیس لهم توبة. انا منهم بریء و هم منی بُراء. (کنزالعمال)
پیامبر اکرم صلی الله علیه واله درباره این آیه قرآن: “کسانى که دین خویش را پراکنده کردند و گروه گروه شدند” فرمودند آنها اهل بدعت و اصحاب و یاران هوا و هوس هستند . برای ایشان توبه ای نیست. من از ایشان بیزارم و ایشان نیز از من بیزارند.
[b]

الف) بدعت حلال کردن شراب توسط عمر:
عمر می گفت: آب را داخل شراب کنید و بخورید مانعی ندارد! همچنین آورده اند یک وقتی مردم شام از سرما و سنگینی آب و بدی محصول زمین نزد عمر شکایت بردند. عمر به آنها اجازه داد که شراب را بجوشانند وقتی دو ثلث آن کم شد یک سوم باقیمانده را بیاشامند! (۳)
جصاص داستان جالبی دراین رابطه از عمر نقل میکند. میگوید: یک روز عربی که شراب خورده بود. عمر خواست او را با تازیانه حد بزند عرب گفت: من همان شرابی را خوردم که خودت میخوری!!! عمر شراب خود را خواست و آن را با آب مخلوط نمود و گفت: هر کس در این موضوع شک کرد آب را داخل شراب نماید مانعی ندارد آنگاه پس از اینکه عرب را حد شراب زد خودش شراب را نوشید ! (۴)

در حالی که شراب با آب مخلوط شود باز هم شراب است و پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله فرمود: هر چه را که زیادی آن مستی آورد کمی آن نیز حرام میباشد خواه مستی بیاورد یا نیاورد. (۵)
[/b]

ب) پایه گذاری بدعت قیاس توسط عمر:

حافظان حدیث و تاریخ نگاران اسلامی نامه ای درباره دستور العمل حکومتی و قضائی از عمر به ابوموسی اشعری نقل کرده اند که بیان گر پیش قدمی عمر در مطرح نمودن قیاس است. و اینکه او قیاس را به عنوان یک قاعده فقهی و یک قانون اسلامی در جهت استنباط احکام شرعی پایه گذاری کرد. این نامه هنگامی نوشته شد که نامبرده از طرف عمر والی حکومت عراق بود و مشتمل بر این فراز است:
[b]
الفهم الفهم فیما تلجلج فی صدرک مما لیس فی کتاب الله و لا سنه. ثم اعرف الاشباه و الامثال و قس الامور عند ذلک.
ترجمه: هر آنچه به خاطرت خطور می کند و خبری از آن در کتاب و سنت نیست پیرامون آن فهمت را به کار انداز. آنگاه شبیه ها و همانندهای آن را شناسائی کن و آنها را به یکدیگر قیاس نما. یعنی حکم آنچه را که مورد نص کتاب و سنت است بر آنچه در کتاب و سنت مطرح نشده جاری کن… (۶)


ج) بدعت نهی از متعه توسط عمر:
عمر گفت: متعتان کانتا علی عهد رسول الله و انا احرمهما و اعاقب 7)
یعنی دو متعه در زمان پیامبر اکرم صلوات الله علیه واله (حلال) بوده و من امروز آنها را حرام میکنم و مرتکبین آنها را به کیفر میرسانم. یکی متعه زنان و دیگری متعه حج.
پس سیر منطقی و یا به بیانی دیگر خلاصه این بحث این شد که:
عمر طبق مصادر اهل سنت بدعت گذار هستند.
طبق مصادر اهل سنت بدعت گذار کافر است.
نتیجه: عمر کافر است.

۲) نزاع کننده در خلافت کافر است !

ابن مغازلی به سند متصل از ابوذر روایت کرده که پیامبر اکرم ص فرمودند: هرکه بعد از من با علی علیه السلام در خلافت منازعه کند کافر است. (8)
[b]

[/b]
در نزاع عمر و ابابکر با آقا امیر المومنین علیه السلام در رابطه با خلافت هیچ شکی وجود ندارد. فکر نکنم که نیاز به استدلال باشد. همان بس که به اعتراف بزرگان اهل سنت نزاع عمر و ابابکر با علی علیه السلام بر سر خلافت به جایی کشید که ابوبکر دستور حمله به خانه آقا امیرالمومنین علیه السلام را صادر کرد و عمر به پیروی از او به خانه وحی حمله کرد و این حمله باعث کشته شدن حضرت زهرا سلام الله علیها و حضرت محسن سلام الله علیه شد.
برای اطلاع بیشتر در این مورد میتوانید به مصادر (اهل سنت) زیر مراجعه فرمایید:
مصنف ابن ابی‏شیبه ۸/ ۵۷۲
میزان الاعتدال ۲/ ۴۹۰، شماره ۴۵۴۹
انساب الأشراف ۱/ ۵۸۶، ط دار معارف، قاهره
تذکره الحفاظ ۳- ۰۹۲، شماره ۸۶۰٫
سیر اعلام النبلاء ۱۳/ ۱۶۲، شماره ۹۶٫
البدایه والنهایه ۱۱/ ۶۵، حوادث سال ۲۷۹
الامامه و السیاسه، ص ۱۲، چاپ المکتبه التجاریه الکبری، مصر
عقد الفرید، ج ۴ ص ۲۶۸
تاریخ طبری، ج ۳ ص ۴۳۰
مروج الذهب، ج ۲ ص ۳۰۳٫
و…
[/b]
۳) گوینده: حسبنا کتاب الله کافر است !

إِنَّ الَّذِینَ یَکْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ یُرِیدُونَ أَنْ یُفَرِّقُوا بَیْنَ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ یَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَکْفُرُ بِبَعْضٍ وَ یُرِیدُونَ أَنْ یَتَّخِذُوا بَیْنَ ذلِکَ سَبِیلًا أُولئِکَ هُمُ الْکافِرُونَ حَقًّا وَ أَعْتَدْنا لِلْکافِرِینَ عَذاباً مُهِیناً
[b]
یعنی: آنان که به خدا و رسولان او کافر شوند و خواهند که میان خدا و پیغمبرانش جدایى اندازند و گویند: ما به برخى (از انبیاء) ایمان آورده و به پاره‏اى ایمان نیاوریم و خواهند که میان کفر و ایمان راهى اختیار کنند به حقیقت کافر اینهایند و ما براى کافران عذابى خوار کننده مهیا ساخته‏ایم. (9)
از این آیه شریفه فهمیده می شود که کسانی که قصد دارند تا بین خدا و رسول جدائی بیاندازند کافران حقیقی هستند. و نکته جالب اینجاست که قران تنها درباره این نوع کافران فرموده است که این ها کافران حقیقی هستند !
اما ببینیم چگونه عمر سعی کرد تا بین خدا و رسولش جدائی بیاندازد:
پیامبر اکرم صلی الله علیه واله در لحظات آخر عمرشان فرمودند:
قلم و کاغذ بیاورید تا وصیتنامه ای برای شما بنویسم که بعد ازمن هرگز گمراه نشوید.
ولی عمر بن خطاب گفت: ان النبی غلبه الوجع و عندکم کتاب الله حسبنا کتاب الله !!! (10) (این حدیث در اصح کتب اهل سنت موجود می باشد)
در قسمت اول جمله عمر توهین بسیار بزرگی به پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله می کند. در قسمت دوم گفت: “کتاب خدا ما را بس است”
عمر با گفتن این جمله همان کاری را کرد که در ایه شریفه مذکور در مورد آن صحبت میکند. یعنی او با این جمله قصد بر این داشت تا بین کلام خدا (قران) و پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله جدائی بیافکند. و در واقع او چنین گفت که خدا یک چیز می گوید و پیامبر ص چیز دیگر. و در میان این دو ما باید به کلام خدا تمسک بجوئیم !
در حالیکه خود قران درباره پیامبر اکرم صلی الله علیه واله می فرماید:
وَمَا یَنطِقُ عَنِ الْهَوَى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَى.
یعنی: وهرگز از روی هوای نفس سخن نمیگوید! آنچه میگوید چیزی جز وحی که بر او نازل شده نیست.
خلاصه این بحث:
عمر بن خطاب با گفتن “کتاب خدا ما را بس است” بین خدا و رسول جدائی افکند.
قران کریم کسانی که بین خدا ورسول جدائی می افکنند را کافر حقیقی می نامد.
نتیجه: عمر (طبق قران و روایت معتبر اهل سنت) کافر حقیقی می باشد
اسناد:
۱) سنن ابن ماجه ج۱ص۷۸
۲) سنن ابن ماجه ج۱ص۷۷
۳) سنن بیهقی ج۸ ص ۳۰۰ و ۳۰۱- سنن نسائی ج۸ ص ۳۲۹- کنز العمال هندی ج ۳ص ۱۰۹و ۱۰۱- تیسیر الوصول ج۲ ص ۱۷۸- جامع مسانید ابوحنیفه ج۲ص ۱۹۱
۴) احکام القران ج۲ ص ۵۶۵
۵) سنن دارمی ج۲ ص ۱۱۳- سنن نسائی ج۸ ص ۳۰۱ – سنن بیهقی ج۸ ص ۲۹۶- مصابیح السنه ج۲ ص ۶۷- تاریخ خطیب بغدادی ج۳ ص ۳۲۷- صحیح ترمذی ج ۱ص۳۴۲
۶) البیان و التبیین-جاحظ۲/۲۴ –صحیح مسلم ۱/۲۴-۲۵ — سنن بیهقی ۱۰/۱۵۰ — شرح نهج البلاغه- ابن ابی الحدید ۱۲/۹۰-۹۱ — عقدالفرید-ابن عبد ربه ۱/۸۶-۸۸ — تاریخ دمشق-ابن عساکر (به نقل از کنز العمال). و بسیاری از کتب دیگر…
7 ) تفسیر الرازی ج ۲ / ۱۶۷ وج ۳ / ۲۰۱ و ۲۰۲ ط ۱، شرح نهج البلاغة لابن أبى الحدید ج ۱۲ / ۲۵۱ و ۲۵۲ وج ۱ / ۱۸۲، البیان والتبیان للجاحظ ج ۲ / ۲۲۳، أحکام القرآن للجصاص ج ۱ / ۳۴۲ و ۳۴۵ وج ۲ / ۱۸۴، تفسیر القرطبى ج ۲ / ۲۷۰ وفى طبع آخر ج ۲ / ۳۹، المبسوط للسرخسی الحنفی باب القرآن من کتاب الحج وصححه ج، زاد المعاد لابن القیم ج ۱ / ۴۴۴ فقال ثبت عن عمر وفى طبع آخر ج ۲ / ۲۰۵ فصل اباحة متعة النساء، کنز العمال ج ۸ / ۲۹۳ و ۲۹۴ ط ۱، ضوء الشمس ج ۲ / ۹۴، سنن البیهقى ج ۷ / ۲۰۶، الغدیر للامینی ج ۶ / ۲۱۱، المغنى لابن قدامة ج ۷ / ۵۲۷، المحلى لابن حزم ج ۷ / ۱۰۷، شرح معانی الاثار باب مناسک الحج للطحاوی ص ۳۷۴، مقدمة مرآة العقول ج ۱ / ۲۰۰٫
8) مناقب ابن مغازلی ص۴۵ح۶۸- ینابیع المودة ص۹۷ – کنزالعمال ج۱ص۲۰۹ ح۱۰۴۶ – مناقب ابن شهر آشوب ح۳ص۲۱۶.
9) سوره نساء ۱۵۰-۱۵۱
10) صحیح بخاری باب کتابه العلم من کتاب العلم ۱/۲۲ و مسند احمد بن حنبل تحقیق احمد محمد شاکر حدیث ۲۹۹۲ و طبقات ابن سعد ۲/۲۴۴ چاپ بیروت.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: hesam110 ، MohammadSadra ، سید ابراهیم ، میلاد.م ، yamin ، باهتول ، m.hossein ، در جستجوی سختی ، أین المنتظر ، عبدالرحمن ، aboutorab
۱۱:۳۰, ۱۰/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #12
آواتار
این مطلب را قبلا هم در تالار فکر کنم آوردم ولی بهر حال به فراخور موضوع می آورم:

[size=xxx-large]گرایش فوق العاده عمر وحفضه به تورات[/size]
روزی عمر بن خطاب از کنار مردی عبور می کرد و آن مرد مشغول خواندن کتابی بود. عمر ایستاد و گوش داد و آن کتاب(تورات) را از آن مرد گرفت و نسخه ای از آن کتاب را برای خود نوشت . بعد از چند روز نزد پیامبر آمد و مقداری از این کتاب را خواند در این هنگام رنگ چهره پیامبر از عصبانیت تغییر کرد . مردی از انصار آنجا بود و به عمر­گفت­مگر­نمی­بینی چهره پیامبر دگرگون شده نخوان !!‌ پیامبر در این هنگام فرمود : من که مبعوث شدم در حالی که تمام کننده و ختم کننده و ادیان قبلی بودم و همه چیزرا برای شما آوردم .
«متن عربیإن عمربن الخطاب مرّ برجل یقرأ کتاباً. سمعه ساعة فاستحسنه فقال للرجل: أتکتب من هذا الکتاب؟ قال: نعم، فاشترى أدیمأ لنفسه، ثم جاء به الیه، فنسخه فی بطنه وظهره ثم أتى به النبی صلی الله علیه و اله و سلم فجعل یقرأه علیه. وجعل وجه رسول الله صلی الله علیه و اله و سلم یتلوّن، فضرب رجل من الانصار بیده الکتاب. وقال: ثکلتک امک. یابن الخطاب ألا ترى إلى وجه رسول الله صلی الله علیه و اله و سلم منذ الیوم. وأنت تقرأ هذا الکتاب؟! فقال النبی صلی الله علیه و اله و سلم عند ذلک: إنما بعثت فاتحا وخاتماً وأعطیت جوامع الکلم.(1)
وهمچنین نقل شده: و در مدینه منوره منطقه اى است به نام مسکه، معروف است که عمردر این مکان تورات را مى آموخت درباره حفصه دختر عمر نیز چنین مطلبى نقل شده است، که او در محضر پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم کتاب امت هاى قبل را مى خواند. و پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم نیز بسیار ناراحت شده به گونه اى که رنگ مبارکش تغییر کرده و فرمود: اگر حضرت یوسف امروز این کتاب را بیاورد و از او پیروى کنید گمراه مى شوید.
متن عربی:أن حفصة زوج النبی صلی الله علیه و اله و سلم جاءت الى النبی صلی الله علیه و اله و سلم بکتاب من قصص یوسف، فی کتف، فجعلت تقرأ علیه والنبی یتلوّن وجهه، فقال: والذی نفسی بیده لو أتاکم یوسف وأنا فیکم فاتبعتموه و ترکتمونی لضللتم..(2)
به نظر شما کسی که معرفتی به قرآن کریم نداشته و گرایش به یهود داشته لیاقت جانشینی رسول اکرم را داشت ؟
اسناد:
1) المتحیرون. المصنف 6: 113 و 1 163 ـ و ج 11 ص 111- المنثور سیوطی ج 5 ص 148
2)لمصنف جلد 6:صفحه 113 حدیث 1016
آری این همان خلیفه یهودی است که نمیتواند علاقه اصلی اش را به کتابش پنهان کند و با اینکه بارها پیامبر از این کار نهی کرده بودند ولی مکررا به این کتاب رجوع میکرد.

امضای سید ابراهیم
[تصویر: 70398176744835468767.png]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: saloomeh ، MohammadSadra ، hesam110 ، محب الزهرا ، yamin ، باهتول ، m.hossein ، در جستجوی سختی ، أین المنتظر ، عبدالرحمن ، aboutorab
۱۳:۱۷, ۱۲/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #13
آواتار
أخبرنا عبد الرزاق عن معمر عن الزهري قال قال أبو هريرة لما ولي عمر قال أقلوا الرواية عن رسول الله صلى الله عليه وسلم إلا فيما يعمل به قال ثم يقول أبو هريرة أفإن كنت محدثكم بهذه الأحاديث وعمر حي أما والله إذا لألفيت المخفقة ستباشر ظهري.


از ابو هريره روايت شده است که گفت: چون عمر به خلافت رسيد گفت: از رسول خدا جز در مورد آنچه به آن عمل مي‌شود، کم روايت کنيد.
سپس ابوهريره گفت: اگر اين روايات را در زمانی مي‌گفتم که عمر زنده بوده می‌دانستم که ابزار خفقان عمر بر پشت من فرود مي‌آمد!!!
الصنعاني، أبو بكر عبد الرزاق بن همام (متوفاي211هـ)، المصنف، ج 11، ص 262، ح 20496، تحقيق حبيب الرحمن الأعظمي، ناشر: المكتب الإسلامي - بيروت، الطبعة: الثانية، 1403هـ .

[i]القرشي الدمشقي، إسماعيل بن عمر بن كثير أبو الفداء (متوفاي774هـ)، البداية والنهاية، ج 8، ص 107، ناشر: مكتبة المعارف – بيروت
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم ، yamin ، MohammadSadra ، باهتول ، hesam110 ، m.hossein ، در جستجوی سختی ، أین المنتظر ، عبدالرحمن ، aboutorab
۱۳:۵۵, ۱۲/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #14
آواتار
سلام


احمد حنبل در مسند خود به چندين طريق نقل کرده که حضرت رسول صلي الله عليه و آله فرمودند:
من آذي علينا فقد آذاني
ايها الناس من آذي عليا بعث يوم القيمه يهوديا او نصرانيا
يعني: هر که آزار کند علي علیه السلام را و برنجاند او را پس به درستي که ايذا و آزار کرده است مرا،
اي گروه مردمان هر که ايذا و اهانتي رساند علي (عليه السلام) را برانگيخته مي شود روز قيامت يهودي با نصراني و حشرش با آن گروه خواهد شد، و هر که را حشر با آنها باشد ظاهر است که مثل آنها بي دين و کافر خواهد بود و مآل و عاقبت کارش به کجا خواهد رسيد.

و اين سه مدبر ملعون ( خلفاء به ظاهر راشدین ) در ايذا و آزار آن حضرت بغايت الغايت کوشيدند و هيچ تقصيري ننمودند، و اين دليلي است قاطع در کفر ابوبکر و عمر و عثمان خلفاي ثلاثه که در مرتبه پست تر از يهودي و نصرانيند، و با آن دو طايفه مخلد در جهنم خواهند بود.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: saloomeh ، سید ابراهیم ، MohammadSadra ، باهتول ، hesam110 ، m.hossein ، در جستجوی سختی ، أین المنتظر ، عبدالرحمن ، سدرة المنتهی ، aboutorab
۱۵:۳۷, ۱۳/اردیبهشت/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/اردیبهشت/۹۱ ۱۵:۳۹ توسط hsmoa.)
شماره ارسال: #15
آواتار
با عرض سلام
دوستان من حدودا یک ماه هستش که یه فروم با موضوع مهدویت زدم
برای بحث اینجا یه پیشنهاد خوب دارم :موضوع این لینک زیر هم در باره همین مطالب این تاپیک هستش یعنی خلیفه های یهودی یا یهودی های خلیفه !!!!!!!!! :
توی تالار من یه تاپیک هست با نام:
در این تاپیک 50 جلسه سخنرانی استاد طائب نویسنده کتاب "تبار انحراف" قرار داره البته هنوز به صورت کامل آپلود نشده فعلا تا جلسه 6 آپلود شده و بقیه قسمت ها هم به زودی قرار خواهد گرفت
در مورد نقش یهود در تاریخ اسلام و بررسی یهود در قرآن هست جلسات به صورت دنباله دار هست و نکات عجیب و تکان دهنده ای را بیان خواهد کرد

این سخنرانی ها رو بنده در سایت استاد طائب هم ندیدم اما در سایت تبیان لرستان فقط 40 جلسه سخنرانی هست ولی ما برای شما دوستان 50 جلسه رو به صورت کامل قرار خواهیم داد و با گشتی که بنده زدم در سایت های مختلف ندیدم که داخل سایتی 50 جلسه به صورت کامل باشد و انشاالله از طریق تالار 313 نور برای اولین بار 50 جلسه به صورت کامل انتشار خواهد یافت

آدرس تالار 313نور:
به امید رضایت مولا
یا علی


ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم ، saloomeh ، محب الزهرا ، بیداری اندیشه ، hesam110 ، seven.attar ، أین المنتظر ، mahdy30na ، m.hossein ، MohammadSadra ، عبدالرحمن
۱۵:۴۵, ۱۳/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #16
آواتار
بسیار ممنون شما هستیم. حتما اون ها رو هم گوش میکنم و مطالب مهم و جالبش را در همین تاپیک میذارم..... یا علی.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: hsmoa ، saloomeh ، hesam110 ، m.hossein ، MohammadSadra ، عبدالرحمن
۰:۳۲, ۱۴/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #17
آواتار
سلام



خلفا سه گانه مريدان خود را امر کردند که در نماز دست بر سينه گذارند و به جهت احياي سنت يهودان اين بدعت را در ميان امت يادگار گذاشتند و ارواح يهود را از خود شاد کردند، و روح مطهر حضرت رسول صلي الله عليه و آله را از خود آزرده نمودند.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میلاد.م ، saloomeh ، hsmoa ، hesam110 ، أین المنتظر ، MohammadSadra ، m.hossein ، سید ابراهیم ، در جستجوی سختی ، عبدالرحمن ، سدرة المنتهی ، aboutorab
۲:۲۰, ۲۰/اردیبهشت/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/اردیبهشت/۹۱ ۱۱:۵۹ توسط hesam110.)
شماره ارسال: #18
آواتار
سلام
سدي در تفسير قول خدايتعالي که يا ايها الذين امنوا لاتتخذوا اليهود و النصاري اولياء بعضهم اولياء بعض (سوره مائده آيه 51)

آورده در روز احد چون شکست بر اهل اسلام افتاد، عثمان با طلحه گفت: من به شام مي روم که در آنجا دوست يهودي دارم که از او امان بگيرم که مبادا يهود بر ما مسلط شود، طلحه گفت: من نيز به رفاقت تو به شام مي آيم آنجا صديقي از نصاري دارم در امان او در آيم که مي ترسم نصاري بر اسلام تسلط يابند، و سدي گويد که

عثمان مي خواست يهودي شود و طلحه مي خواست نصراني شود.

حضرت رسول صلي الله عليه و آله زره اي از يهودي خريده بود و قيمت آن را به يهودي رسانيده بود؛ يهودي ادعا مي نمود که قيمت آن به من نرسيده، حضرت پيغمبر ابابکر و عمر ملعون را حکم ساخت ايشان از رسول خدا در اداي قيمت گواه طلب نمودند، بعد از آن حضرت اميرالمؤمنين (عليه السلام) را حکم ساخت، علي تصديق قول حضرت رسول نمود در اداء قيمت زره، و گفت: ما ترا به وحي آسماني تصديق مي کنيم چگونه به ثمن زره تکذيب نمائيم؟ آن دو ملعون از گفته خود نادم و پشيمان شده عذر خواستند.
منبع:
کتاب انساب النواصب
تأليف:
علي بن داود الخادم الاستر آبادي
قرن يازدهم- 1076 – ه ق
تنظيم و بازنگري واصلاحات در سال 1403 ه ق
مرحوم مغفور جنت مکان خلد آشيان
سيد صادق ميرشاه ولد
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: saloomeh ، hesam110 ، أین المنتظر ، MohammadSadra ، mahdy30na ، m.hossein ، سید ابراهیم ، در جستجوی سختی ، عبدالرحمن ، سدرة المنتهی ، aboutorab
۱۶:۴۲, ۲۰/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #19
آواتار
سلام


روزی در ميان عثمان بن عفان ، و يهودي خصومت افتاد از براي زرهي، يهودي گفت: من مرافعه را پيش محمد صلي الله عليه و آله مي برم، و عثمان گفت من به نزد قاضي يهوديان ميروم تا او حکم کند.

و اگر عثمان ايمان مي داشت و حق را می گفت اين قسم گفتگو نمي کرد.




به نقل از کتاب انساب النواصب ص 232 ح 41

خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید:
از یهود دوست مگیرید، چرا که آنها به ضرر شما کار می کنند

حال عثمان چقدر با قرآن مانوس بوده که حکمیت رو به یهود می برهHuhHuh
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میلاد.م ، saloomeh ، أین المنتظر ، hesam110 ، MohammadSadra ، mahdy30na ، m.hossein ، سید ابراهیم ، در جستجوی سختی ، عبدالرحمن ، سدرة المنتهی ، aboutorab
۱۲:۴۳, ۲۵/تیر/۹۱
شماره ارسال: #20
آواتار
دوستان گرامی
لطفا برای مباحث سند قرار بدین ، اگر هم متن اصلی موجود باشد هم بهتر میشه.
چون بعضیها به متنها ایراد میگیرند اینطوری بهتر میشه کلام رو مستحکم کرد.
هربار متنی بدون منبع ببینم بحث منبع رو تذکر میدم.

امضای mahdy30na
بسم الله الرحمن الرحیم
ادع إلى سبيل ربك بالحكمة والموعظة الحسنة وجادلهم بالتي هي أحسن إن ربك هو أعلم بمن ضل عن سبيله وهو أعلم بالمهتدين

با حکمت و اندرز نيکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى که نيکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هر کسى بهتر می‏داند چه کسى از راه او گمراه شده است؛ و او به هدايت‏يافتگان داناتر است

Invite to the way of your Lord with wisdom and good instruction, and argue with them in a way that is best. Indeed, your Lord is most knowing of who has strayed from His way, and He is most knowing of who is [rightly] guided.
نحل 125
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: saloomeh ، m.hossein ، سید ابراهیم ، hesam110 ، در جستجوی سختی ، عبدالرحمن
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  سخنی پیرامون فتوحات خلیفه دوم ali-0110 7 4,054 ۳/فروردین/۹۳ ۱۳:۱۹
آخرین ارسال: al-shia
  ماجرای فدک----رد صلاحیت خلیفه----با استناد به منابع اهل تسنن میلاد.م 5 3,373 ۲۵/فروردین/۹۲ ۱۲:۱۴
آخرین ارسال: میلاد.م
  اگر خلیفه دوم غاصب است چرا سلمان حکومت را قبول کرد؟ سنت 5 2,551 ۶/مهر/۹۱ ۲۳:۱۸
آخرین ارسال: علی 110
  اسناد منصوب نمودن عمر (خلیفه دوم) توسط ابوبکر محب الزهرا 46 20,742 ۱۸/شهریور/۹۱ ۱۹:۱۷
آخرین ارسال: أین المنتظر
  خلیفه دوّم چگونه انتخاب شد و آیا مردم از انتخاب او راضی بودند ؟؟؟ أین المنتظر 0 1,553 ۱۳/شهریور/۹۱ ۱۷:۰۳
آخرین ارسال: أین المنتظر
  عقیده اهل سنت در باره خلافت خلیفه اوّل و نقد آن أین المنتظر 0 1,438 ۱۲/شهریور/۹۱ ۱۴:۱۲
آخرین ارسال: أین المنتظر

پرش در بین بخشها:


بالا