|
آخرین دولت !! (مقاله ی ویژه)
|
|
۱۱:۲۷, ۲۲/آبان/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/آبان/۸۹ ۱۷:۰۵ توسط بیداری اندیشه.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام رفقا
آخرين دولت ------------------------ در انديشه مهدوي مباحث متعدد و متفاوتي مطرح مي شود. يكي از مهمترين آنها، مسئله «دولت مهدوي» است كه دامنه گسترده اي هم دارد و به همين جهت تعبيرهاي مختلفي از اين دولت در ادبيات ديني ( به خصوص ادبيات شيعه) شده است كه هر كدام از تعبيرها به جنبه اي از جنبه هاي متعدد حكومت مهدويت اشاره دارد. برخي از تعبيرهايي كه در روايات در مورد دولت و حكومت امام مهدي(عجل الله تعالی فرجه شریف) آمده به شرح زير است: - دولت جهاني، دولت عدالت، دولت كريمه، دولت صالحان، دولت حق، دولت مستضعفان، دولت امنيت، دولت رفاه يكي ديگر از تعبيرهايي كه از دولت مهدوي شده ولي كمتر توجه قرارگرفته ، تعبير آخرين دولت است. در اين نوشتار برآنيم كه تا در اين باره سخن بگوييم. در اين بحث سه مسئله مطرح خواهد شد، يكي اين كه منشأ تعبير آخرین دولت چيست؟ ديگري اين كه معني آخرين دولت چيست؟ سوم اين كه علت آخر بودن دولت مهدوي كدام است؟ - منشأ تعبير آخرين دولت اين تعبير در كلمات نوراني معصومان (علیه السلام) وجود دارد. امام باقر (علیه السلام) مي فرمايند. دولتنا آخر الدول . دولت ما آخرين دولت است. سپس در پايان كلام خويش مي فرمايند: و هو قول الله عز و جل : «والعاقبه للمتقين» [1] [2] اين همان سخن خداوند است كه مي فرمايد: عاقبت از آن پرهيزكاران است. همچنين روايت شده كه امام صادق (علیه السلام) در بسياري از اوقات اين شعر را زمزمه مي كردند كه : لكل اناس دوله يرقبونها و دولتنا في آخر الدهر تظهر [3] هر مردمي را دولتي است كه منتظر آن هستند و دولت ما در پايان روزگار آشكار مي شود. در پاره اي از روايات، اين حقيقت با عبارت «عاقبت از آن ما خواهد بود» آمده و آيه شريفه «والعاقبه للمتقين» به همين حقيقت تفسير شده است، امام حسن (علیه السلام) نيز اين حقيقت را ياد كرده اند و امام علي (علیه السلام) آن را تاييد نموده اند. ابن سيرين مي گويد: از تني چند از بزرگان بصره شنيدم كه گفتند: علي بن ابيطالب (علیه السلام) پس از جنگ جمل ناخوش گرديد و نتوانست در نماز جمعه شركت كند. لذا به فرزندش حسن (علیه السلام) فرمود: تو برو و نماز جمعه را با مردم بخوان. حسن (علیه السلام) به مسجد آمد و بر فراز منبر رفت. او ابتدا حمد و ثناي الهي را به جاي آورد، شهادتين گفت، بر رسول خدا درود و صلوات فرستاد و فرمود : اي مردم! خداوند، نبوت را در ميان ما قرار داد و ما را بر خلق خويش برگزيد و مقدم داشت و كتاب و وحي خود را بر ما فرو فرستاد. به خدا قسم كه هر كس چيزي از حق ما كم گذارد، خداوند در دنيا و آخرت از حق او بكاهد، و هيچ دولتي ضد ما نباشد، مگر اين كه عاقبت از آن ما باشد. آنگاه اين آيه را خواند كه : «و لتعلمن نباه بعد حين ؛ [4] و قطعاً پس از چندي خبر آن را خواهيد دانست. در اين كلام، امام حسن (علیه السلام) با بيان اين جمله كه عاقبت از آن ما است، به اين حقيقت توجه مي دهند كه دولت اهل بيت، دولت آينده است. جالب اين كه امام علي (علیه السلام) سخنان فرزندشان را مي شنيدند . پس از اتمام مراسم نماز و بازگشت امام حسن (علیه السلام) ، امام علی (علیه السلام) به او نگاهي كرد و بي اختيار، اشكهايش بر گونه هايش جاري شد و از فرزندش خواست كه نزديك آيد و ميان چشمانش را بوسيد و اين آيه را خواند كه : ذريه بعضها من بعض والله سميع عليم. [5] [6] فرزنداني بودند، برخي از نسل برخي ديگر پديد آمده، و خدا شنوا و داناست. اين برخورد امام علي (علیه السلام)، حكايت از تأييد سخن امام حسن (علیه السلام) دارد. همچنين نقل شده كه در خطبه ديگري نيز امام حسن (علیه السلام) همين جملات را درباره دولت اهل بيت بيان كردند. [7] از امام باقر (علیه السلام) نيز نقل شده كه ايشان دولتهاي ديگر را دولت حال ناميده اند و دولت اهل بيت را (دولت آينده ) ابوبكر حضرمي مي گويد: وقتي امام باقر (علیه السلام) را نزد هشام در شام بردند، هشام اهل بيت (علیه السلام) را به تفرقه افكني متهم ساخت و بدين وسيله امام را بسيار توبيخ كرد. به دنبال وي حاضران مجلس نيز به نكوهش امام (علیه السلام) پرداختند. وقتي آنان خاموش شدند، امام باقر(علیه السلام) برخاست و فرمود: اي مردم به كجا مي رويد؟ و شما را به كجا مي برند؟ به وسيله ما بود كه خداوند پيشينيان شما را هدايت كرد و هدايت آيندگان شما نيز به وسيله ما انجام مي شود. اگر شما سلطنت اكنون را داريد، حكومت ما حكومت آينده است. [8] |
|||
|
|
۱۱:۳۶, ۲۲/آبان/۸۹
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
از آنچه تاكنون نقل كرديم به خوبي روشن مي شود كه اهل بيت (علیه السلام) از دولت حضرت مهدي (علیه السلام) به عنوان آخرين دولت ياد كرده اند. اكنون دو سوال مطرح است :
نخست ، آخرين دولت بودن به چه معنا است؟ و دوم ، علت آخرين بودن دولت حضرت مهدي (علیه السلام) چيست؟ در پرسش اول مي خواهيم بدانيم منظور از صفت «آخرين» بيان مفهوم زماني است يا فكري و انديشه اي؟! در مراجعه به روايات و با استفاده از آيات قرآن ، مي توان فهميد كه هر دو مفهوم آن مراد است، يعني وقتي مي گوييم حكومت حضرت مهدي (عجل الله تعالی فرجه شریف) آخرين دولت است، هم به اين معني است كه آخرين و مترقي ترين انديشه در باب حكومت و زمامداري است و هم به اين معني است كه پس از آن دولت ديگري حاكميت نمي يابد و تا پايان تاريخ ادامه مي يابد. امام باقر (علیه السلام) به دنبال اين كه مي فرمايند: دولت ما آخرين دولت است، چنين ادامه مي دهند: و لم يبق اهل بيت لهم دول الا ملكلوا قبلنا. [9] هيچ خاندان داراي حكومتي باقي نمي ماند، مگر اين كه قبل از ما به حكومت مي رسند. امام صادق (علیه السلام) نيز در همين رابطه مي فرمايند: ما يكون هذا الامر حتي لا يبقي صنف من الناس الا و قد ولوا علي الناس ... ثم يقوم القائم بالحق و العدل. [10] اين امر (حكومت ما اهل بيت) فرا نرسد تا اينكه همه گروهها بر مردم حكومت كرده باشند ... آنگاه قائم (علیه السلام) قيام مي كند و حق و عدالت را بر پا مي دارد. كلام امام صادق (علیه السلام) وضوح بيشتري دارد. آنچه از اين دو حديث بر مي آيد اين است كه همه گروهها و صاحب نظراني كه درباره حكومت، ايده و نظريه اي دارند، به حكومت مي رسند و پس از همه آنها نظريه امامت، حاكميت مي يابد. اين بدين معني است كه اولاً هر نظريه ايي كه به انديشه بشر برسد، حاكميت مي يابد و ثانياً روزگاري فرا رسد كه فكر بشر، سخني براي گفتن ندارد ؛ آنگاه نظريه امامت حاكميت مي يابد. بنابراين، آخرين دولت يعني آخرين نظريه اي كه حكومتي بر مبناي آن تشكيل مي شود و پس از آن نظريه ديگري وجود نخواهد داشت و همچنین از برخي ديگر از روايات، مفهوم زماني را نيز مي توان فهميد و براين اساس دولت اهل بيت، هم از نظر انديشه آخرين است و هم از نظر زماني؛ امام باقر (علیه السلام) پس از آن كه در دربار هشام فرمودند «دولت شما دولت حال است و دولت ما دولت آينده» تصريح مي كنند كه : و ليس بعد ملكنا ملك ؛ لاف نّا اهل العاقبه ، يقول الله عز و جل : «و العاقبه للمتقين». [11] و بعد از حكومت ما حكومتي نباشد؛ زيرا ما همان كساني هستيم كه عاقبت از آنان است، خداوند مي فرمايد: «سرانجام نيك از آن پرهيزكاران است.» در اين حديث دو نكته قابل توجه وجود دارد، يكي تصريح به اين كه پس از حكومت اهل بيت، حكومت ديگري وجود نخواهد داشت و ديگري مستند نمودن اين ادعا به اين شريفه نيز به دست مي آيد و با تكيه بر آن ، گذشته از حديث، آيه نيز مي تواند آخر بودن زماني را گواهي دهد. جالب اين كه اين جمله از قرآن كريم،فراز پاياني آيه اي است كه در آغاز آن چنين آمده است: ان الارض لله يورثها من يشاء من عباده. زمين از آن خداست و به هر كس از بندگانش كه بخواهد آن را به ميراث مي دهد. همانگونه كه مي دانيد اين فراز از آيه ، نيز مربوط به حكومت حضرت مهدي (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است امام باقر (علیه السلام) مي فرمايند: وجدنا في كتاب علي عليه السلام «ان الارض لله يورثها من يشاء من عباده و العاقبه للمتقين» انا و اهل بيتي الذين اورثنا الله الارض و نحن المتقون و الارض كلها لنا. در كتاب علي ، كه بر او درود باد، [در ذيل آيه] «زمين از آن خداست و به هر كس از بندگانش كه بخواهد آن را به ميراث مي دهد. و سرانجام نيك از پرهيزگاران است » چنين يافتيم كه : «من و اهل بيتم همان كساني هستيم كه خداوند زمين را به ما ارث مي دهد و مائيم پرهيزكاران و زمين تماماً از آن ما است.» [12] ] یک توضیح کوتاه درباره ی کتاب علی (علیه السلام): همانطور که می دانید مولا علی از کاتبان وحی بوده اند، در زمان نزول آیات، امیر المؤمنین به دستور پیامبر بعد از نزول هر آیه ، شأن نزول آیه ، تأویل آیه ، تفسیر آیه و محکم و متشابه و ظاهر و باطن و... هر آیه را که رسول الله به شخص ایشان توضیح داده در آن نوشته بودند و پس از فوت پیامبر در هنگام اعلام فرمان جمع آوری قرآن از سوی خلیفه آن را به مردم ارائه دادند که با رد وعدم پذیرش خلیفه و اطرافیانش آن را به خانه برگرداندند و شیعیان و نزدیکان اعلام کردند که این کتاب را در دیگر منظر عموم نخواهید دید تا ظهور فرزندم مهدی و ایشان آن را پس از خود به امام حسن (علیه السلام) سپردند و دست به دست آمده و امروز هم در اختیار مولایمان امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است. [/i] |
|||
|
|
۱۱:۵۰, ۲۲/آبان/۸۹
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
[/i] حال بايد به اين پرسش پرداخت كه چرا اين دولت ، آخرين دولت است؟!!!!
در برخي از رواياتي كه در آنها مسئله آخرين دولت بودن حكومت امام مهدي (عجل الله تعالی فرجه الشریف) مطرح شده ، علت آن نيز تبيين شده است. مثلاً امام باقر (علیه السلام) پس از آن كه مي فرمايند دولت ما آخرين دولت است و پيش از آن ، همه صاحبان قدرت و انديشه به حكومت مي رسند، در بيان علت آن مي فرمايند: ... لئلا يقولوا اذا راواسيرتنا: اذا ملكنا سرنا مثل سيره هولاء ! ... تا وقتي شيوه حكومت ما را ديدند، نگويند: اگر ماهم به حكومت مي رسيديم، به شيوه اينان رفتار مي كرديم. [13] همچنين امام صادق (علیه السلام) پس از آن كه مي فرمايند پيش از برقراري دولت و ما همه گروهها به حكومت مي رسند، علت اين تقدم و تاخر را چنين بيان مي دارند: حتي لا يقول قائل «انالو ولينا لعدلنا» ثم يقوم القائم بالحق و العدل. تا كسي نگويد: اگر ما هم به حكومت مي ر سيديم به عدالت رفتار مي كرديم، سپس برپا كننده حق و عدل قيام مي كند. [14] از مجموع اين احادیث چنين بر مي آيد كه علت تاخر دولت امامت، اتمام حجت تاريخي و عملي است. بايد بشر به تجربه دريابد كه راه عدالت جز از طريق اهل بيت نمي گذرد و برقراري عدالت جز به دست مردان عدالت پيشه و امامان معصوم ممكن نيست. همانطور که در مقاله ی حقیقت ایمان هم اشاره شد ((لا اکراه فی الدین))، مردم خودشان باید برسند به این که خیر دنیا و آخرتشان پذیرفتن ولایت ولی الله الاعظمِ خداست و تا به این رشد عقلی و حد پذیرش نرسند ظهور محقق نمی شود. مطالب بسیار نغزی در این مورد در مقاله آخرالزمان شرایط ظهور باطنیترین بعد هستی، تألیف استاد طاهر زاده آمده که مطالعه ی آن در کنار این مقاله تصویر روشنی از واقعه ی ظهور را إن شاءالله در ذهن خوانندگان و رفقای گرامی پدید می آورد. اما یک نکته ی دیگر در این باره همه شما إن شاءالله دعای عهد را خوانده اید و می خوانید، فراز معروفی در این دعا هست که: ظَهَرَ الْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاس (به واسطه ی آنچه که مردم کسب کرده اند، فساد در خشکی و دریا آشکار گشته) نکته ی بسیار مهمی در باره ی عبارت بما کسبت أیدی ناس وجود دارد که بالاخره باید بفهمیم که مردم چه چیزی را کسب کرده اند تا به وسیله ی آن در خشکی و دریا ، به این مقیاس عظیم فساد تولید کنند تا حدی که آشکار شود؟ که فعلاً مجال پرداختن به این عبارت را ندارم اما آنچه در این عبارت بسیار مهم است این است: در حقیقت این عبارت قسمتی از یک آیه ی قرآن است که ادامه ی آن در دعا نیامده، ادامه ای که بسیار بسیار جالب است. آیه کامل این است: ظَهَرَ الْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ لِيُذيقَهُمْ بَعْضَ الَّذي عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ (41- روم) به واسطه ی آنچه که مردم کسب کرده اند، فساد در خشکی و دریا آشکار گشته تا خدا هم كيفر بعضى اعمالشان را به آنها بچشاند، باشد كه باز گردند. (41) از رنسان به این طرف بشر به یک باره بی خیال ربوبیت خدا میشود و می گوید خدایا هستی یا نیستی من باهات کاری ندارم ، من میخوام خودم، خودم را ربوبیت کنم ، به هر شکل که به عقل خودم میرسد دلم می خواهد در عالم دخل و تصرف کنم و تغییرو تحول بدم ، قوانین زندگی اجتماعی را خودم به میل خودم بنویسم و جهانی را بسازم ، زاده ی میل و خواست خودم ، با قائده ی کلی لا اکراه فی الدین و قد تبین الرشد من الغی بشر آزاد گذاشته شد برای به فعلیت در آوردن نیاتش در این عالم، البته هر شخص و امت و اجتماعی می توانند هر گونه که خواستند زندگی کنند اما باید بهای این مدل زندگی را هم بپردازند و معنی این قسمت آیه که (کیفر بعضی اعمالشان را می چشاند) هم همین است. اما رفته رفته بشر می فهمد که نمی تواند بدون وحی و هدایت خدا به سعادت حتی دنیایی رسید و اینجاست که( لعلهم یرجعون ) یعنی (باشد که باز گردند) رخ می دهد و تشنه و پذیرای امر ظهور می شوند. تبيين اين حقيقت که راه عدالت جز از طريق اهل بيت نمي گذرد در گرو توجه به اين سه امر است: نخست، از عدالت مهمترين نيازهای بشريت است و امور ديگر فرع بر این اصل هستند و سامان جامعه بشري به برقراري عدل و است و بدون آن نظام زندگي اجتماعي از هم مي پاشد. ]یک توضیح درباره ی عدل: دوستان همانطور که می دانید معنای عدل یکسانی نیست، بلکه معنای عدل قرار گرفتن هر چیز سر جای خودش است. امروز خدا و احکام خدا در بین مردم سر جایش نیست ، قرآن خدا سر جایش نیست، ولی الله الاعظم خدا سر جایش نیست، نظام توضیع ثروت سرجایش نیست و ... و با ظهور، همه ی این امور سر جایشان میرود به لطف خدا و برکت ولی اش [ دوم ، اجراي عدالت نياز به مردان عادل دارد. هر دستي توان عدالت گستري ندارد. عدالت گستري نياز به مرداني دارد كه معصوم و از هرگونه هوس به دور باشند. مردان آلوده به هوس، به هوس رفتار مي كنند نه به عدالت، آنكه به هوس رفتار مي كند و پيرو هواي نفس خويش است، توان اجراي عدالت را ندارد، به همين جهت در انديشه شيعي، يكي از شرايط امامت ، عصمت است. ]إن شاء الله در پستی مقداری از 313 هم صحبت میکنیم و با حاکمان و والیان آینده دنیا آشنا می شویم. بالاخره باید دید یاران حضرت حجت چه کسانی هستند و چه ویژگی هایی دارند که تضمین کننده ی حاکمیت عدل در جهانند!!! [ سوم، عدالت گستري نياز به عدالت پذيري دارد[i]. این نکته نکته ی بسیار لطیف و دقیق و عظیمی است، بدون عدالت پذيري ، اجراي عدالت ممكن نيست. اگر امام عدالت گستر وجود داشته باشد ولي امت عدالت پذير وجود نداشته باشد، عمليات عدالت گستري با شكست مواجه مي شود. [15] و این امر یکی از مهمترین دلایل تأخیر در امر ظهور است چرا که عموم دنیا هنوز حقیقتآً طالب عدالت نیستند و با این مدل زندگی خو گرفته اند. باتوجه به اين سه امر، يك بار مسئله را مرور مي كنيم: چون عدالت از مهمترين نيازهای بشريت است، خداوند هيچ گاه زمين را بدون امام عدالت گستر نگذاشته است. ولي از آنجا كه حاكميت عدالت، گذشته از وجود امام عدالت گستر، به عدالت پذيري ملت نيز نياز دارد این امر نیز باید محقق شود. |
|||
|
|
۱۱:۵۹, ۲۲/آبان/۸۹
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
حال سوال اين است كه اگر پذيرش عدالت و تحمل عدالت وجود نداشته باشد چه بايد كرد؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اولين اقدام روشنگری است . در اين مرحله بايد به روشنگري پرداخت و موقعيت پيش آمده را توضيح داد و عاقبت راه برگزيده شده را روشن ساخت تا حجت آگاهی عمومی وجود داشته باشد. ]و إن شاء الله همه ی ما هر کس بنا به امکانات و ظرفیت خود در این اقدام شرکت میکند[ اگر اين اقدام نتيجه اي نبخشد و مردم عدالت پذير نشوند، نوبت به گام دوم مي رسد كه «حجت عملي» است. در اين گام مردم آنچه را به آنها گفته شده است ولي نپذيرفته اند، در عمل مشاهده می كنند، در حقیقت در این جا قانون (لِيُذيقَهُمْ) یعنی(چشیدن نتیجه اعمال) عمل می کند و مردم بن بستها را مي بینند و به تجربه درمی يابند كه هيچ راهي براي تحقق عدالت، جز راه امامت وجود ندارد. به بيان ديگر اگر بشر راه خود را از راه امامت جدا ساخت و به هشدارها و اندرزهاي امامان گوش نداد، به خود واگذار مي شود تا آنچه را درست مي پندارد، عمل كند و بپذيرد و در اين راه دريابد كه هيچ كدام كليد عدالت نيست. اگر بشر به تجربه درنيابد كه هيچ راهي به عدالت ختم نمي شود و هيچ حاكمي توان اجراي عدالت را ندارد، مدعياني پيدا خواهند شد كه بگويند راه و روش و هدف ما همين است و بدين سان مردم را گمراه سازند. اما اگر هر كس و هر صاحب عقيده اي و هر گروهي آنچه را دارد بيان كند و به اجرا درآورد و عملاً ثابت شود كه توان اجراي عدالت را ندارد، آنگاه وقتي دولت امامت شكل مي گيرد، هيچ كس نمي گويد اگر ما هم مي بوديم چنين مي كرديم، و چنين ادعايي از هيچ كس پذيرفته نمي شود و خريداري نخواهد داشت. اين واقعيت تلخ، پيش از اين در كلمات معصومين اعلام شده بود اما بشر به اين هشدارها و اندرزها اهميت نداد و با خيره سري، راه پرمخاطره آزمون و خطا را انتخاب كرد و هزينه هاي سنگين بسياري را پرداخت و هنوز هم مي پردازد و خواهد پرداخت. همه ايده ها حاكميت يافتند و در عمل به بشر ثابت شد كه هيچ كدام توان اجراي عدالت را ندارند. در نهايت پس از شكست همه ايده هاي ممكن، بشر با سرخوردگي و سرافكندگي درخواهد يافت كه سعادت دنيا و آخرت او ، در انديشه هاي آسماني و نظام الهي است. اين مفهوم همان سخن امام باقر و امام صادق (علیه السلام) است كه فرمودند بايد در عمل ثابت شود كه هيچ كس توان اجراي عدالت را ندارد تا پس از آن عدالت گستر واقعي ظهور كند و زمين را پر از عدل و داد نمايد، پس از آنكه از ظلم و ستم پر شده است. و البته اين تأسف و درد جانكاه بر سينه بشر خواهد ماند كه مي شد اين آزمون و خطا انجام نشود و بسيار زودتر از اين بشر به عدالت دست يابد. چه مي شود كرد كه خود كرده را تدبير نيست. [16] شايان ذكر است كه سخن بالا هرگز به معناي كنار گذاشتن هرگونه تلاش و كوشش براي برقراري عدالت در عصر غيبت نيست؛ كه اين خود انديشه اي انحرافي و در تعارض با خواسته ائمه اهل بيت (علیه السلام) است، چرا که منتظران قائم خود باید قائم به قیام عدل باشند در حد توان خود و به این وسیله با ایشان سنخیت پیدا کنند . و منظور از سخن بالا اين معناست كه هيچ دولتي، اگر چه دولتي ديني، نمي تواند و نبايد ادعا كند كه توان برقراري عدالت كامل را به طور مستقل و منهاي حاكميت امام عصر (علیه السلام) را دارد. بنابراين - چنانكه از سيره قولي و عملي امام راحل (رحمت الله علیه) نيز برمي آيد - مسلمانان بايد در عصر غيبت هم خود عدالت گستري پيشه كنند و هم اميدوار به تحقق كامل عدالت به دست تواناي امام مهدي (علیه السلام) باشند. و منتظر واقعی کسی است که در درجه اول خود عادل باشد و سعی کند به عدالت برخورد کند و در حد توان به اقامه عدالت هم کمک کند و هر تلاشی که هر شخص در طول تاریخ برای اقامه کلمه توحید و برقراری عدل در تاریخ انجام داده باعث ثبت شدن نامش در خیل منتظران حقیقی و قرار گرفتنش در جبهه حق علیه باطل در طول تاریخ شده است. باشد که همه ی ما از یاوران حضرتش باشیم خدایا فرج امام زمان را تعجیل بخش و دلهای ما را پذیرای فرامینش که همانا فرامین توست قرار ده!! یا علی و التماس دعای فراوان!!!!! پي نوشت: - سوره اعراف (7) آيه 128 - الغيبه ؛ طوسي ص 472 ، ح 493 روضه الواعظين. ص 291 - الامالي ،صدوق ص 396 ح 3 روضه الواعظين، ص 234 ، 293 - سوره ص (38) آيه 88 - سوره ال عمران (3) آيه 34 - الامالي، طوسي ، ص 82 خ 121 و ص 104، ح 159، بشارالمصطفي، ص 263 ؛ مناقب ابن شهر آشوب ، ج 4 ص 11 - مروج الذهب، ج 3 ص 9، نثر الدر، ج 1، ص 328 - الكافي ، ج 1 ص 471، ح 5 - الغيبه، طوسي ، ص 472 ، ح 293 نثر الدر، ج 1 ، ص 328. - الغيبه ، طوسي ، ص 472 ، ح 493 روضه الواعظين، ص 291. - الكافي ، ج 1 ، ص 471 ح 5 - سوره اعراف (7) آيه 128 - الكافي ، ج 1 ص 407 ج 1 - الغيبه ، طوسي ص 472 ، ح 493 - الغيبه ، نعماني، ص 274 ح 53 - ر.ك : ماهنامه موعود، ش 35 ص 30 |
|||
|
|
۷:۲۰, ۲۴/آبان/۸۹
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
مطلب بسیار زیبا و جامع بود. تشکر.
|
|||
|
|
۲۳:۰۹, ۲۹/آبان/۸۹
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
دوست عزیز از شما متشکریم . واقعآ مطالب ارزنده ای بود
|
|||
|
|
۲:۱۰, ۳۰/آبان/۸۹
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
دوستان عزیز سلام
ضمن تشکر از مطلب ارزنده دوستمان میخواهم چند نکته ای راجع به دولت مهدوی بیان نمایم.ان شاءالله مقبول واقع شود. اول تعریف عدل در مقاله شما حامع نیست به دو دلیل اول اینکه عدل در جامعه خدا محور مبتنی برحاکمیت الله است و جون خدا منزه از اشتباه است پس به قاعده این تعریف از پایه اشکال دارد.دوم اینکه دولت مهدوی قائم به حرکت انقلابی است و هر حرکت انقلابی باید برای هر سخت افزاری تعریف کند وگرنه در عمل انقلاب و تاسیس جامعه مهدوی نا ممکن است.یکی از مهمترین این نرم افزارها عدالت است. دوم دولت مهدوی پاسخی است به این سوال که شیوه حکومت آرمانی چیست؟دوست من شما حدیث امام صادق (علیه السلام) که در مورد علت آخرین بودن دولت مهدوی است را بجا استفاده نکردید.آیا خداوند برای بستن دهان مشتی یاوه گو این همه تعلل میکند و ظهور دولت مهدوی را عقب می اندازد یا اصولا ما تفکرمان در مورد دولت مهدوی و معنای ظهور باطل است؟ سوم در مقاله شما من هیچ دلیل عقلی و فلسفی نمیبینم آیا تنها اثبات حقانیت یک منجی برای کل بشریت با آیات و روایات امکان پذیر است؟توجهتان را به تکه ای از سخنرانی تزیپی لیونی وزیر امور خارجه رژیم منحوس صهیونیستی جلب میکنم تا عمق تلاش دشمن برای بدست آوردن امکانات بیشتر و طرفداران بیشتر و ناکارآمدی تکنیکهای مجذوب کننده ما را دریابید."...ما در اندیشه جایگاهی ورای تفکرات صحرا و دریا هستیم.اندیشه ایجاد نظم و مدیریت نوینی که امنیت ما را برای همیشه و در همه جای جهان تضمین کند..." دوست عزیزم امیدوارم با عنایت به موضوعات بالا حتی الامکان توجه بیشتری به این موارد مبذول دارید. |
|||
|
|
۱۰:۴۴, ۳۰/آبان/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/آبان/۸۹ ۱۲:۱۱ توسط بیداری اندیشه.)
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
جناب asier گفته اند:{ آیا خداوند برای بستن دهان مشتی یاوه گو این همه تعلل میکند }
دوست عزیز در خود مقاله ذکر شده است که در ساحت خداوند دریغ راه ندارد و اگر ظهور تا کنون محقق نشده دلایل متعددی دارد که یکی از مهمترین این دلایل این است که همانطور که در مقاله آمده برای تشکیل حکومت عدل نیاز به مردمی عدل پذیر داریم که الآن یافت می نشود بعلاوه این تعریفِ عدل که عدل آن چیزی است که باعث میشود هر چیزی در جایگاه خود قرار بگیرد تعریف عدلِ مولا علی در نهج البلاغه است و حال اگر شما تعریف امام علی علیه السلام را معتبر نمی دانید این دیگر بحثی جداست و همچنین درست است که قالب استدلالات در این مقاله از آیات شریف قرآن و روایات معصومین است، آیا در این روایات و آیات ما خداوند و معصومین از استدلال عقلی و منطقی استفاده نکرده اند و اینکه به طور مثال تا جامعه عدل پذیر نشود نمی توان حکومت عدل برپا نمود کلامی بدون منطق است؟ |
|||
|
|
۱۳:۰۹, ۳۰/آبان/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/آبان/۸۹ ۱۳:۱۵ توسط asier.)
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
(۳۰/آبان/۸۹ ۱۰:۴۴)علی 110 نوشته است: جناب asier گفته اند:{ آیا خداوند برای بستن دهان مشتی یاوه گو این همه تعلل میکند } سلام دوست عزیزم
عذر من را بپذیرید اگر تذکرات دلسوزانه ام حمل بر ایراد گیری و اهانت به مقاله پر مغز و صحیح شما شده است.من صمیمانه از شما عذر میخواهم و دوست دارم بتوانم این سوء تفاهم بوجود آمده برطرف گردد. دوست عزیزم منظور من از جامعیت تعریف عدل،نقصان کلام مبارک مولا نبود که به خدا قسم این کلام کلام کامل است.منظور من این بود که ایشان تعریف عدل را به صورت کامل و عمومی مطرح کردند و به نظرم لازم میبود تا با آوردن تعاریف گوناکون از عدل و جایگاه آن در نظام قدرت یا به تعبیر خودتان دولت،ذهن ها را نسبت به این مفهوم آشنا تر میکردید.زیرا از آنجا که این سنگر منبعی موثق برای آشنا شدن با مباحث گوناگون تلقی میگردد لذا انتظار حقیر و دیگر همرزمان این است که مطلبی چنین حساس و کامل،جامع الاطراف نیز باشد.به طور مثال عرض میکنم سعد ابن شبیر کلبی در تعریف عدل آورده است:"عدل حاصل معین است به اندازه نامعین در حواس و روایت نا معین است از قدر معین.در قوه حاکمه به ضرورت است و در جامعه المامومه به سلب ریب به غایت حرج است.به نسبت عمل به یقین موجب تعدیل است و به نسبتی از عمل محتاج ادراک و سلب تشکیک است."(اسرار الریب،عثمان محمد فاطر،باب العدل،ص456) نکته دیگر این بود چه خوب بود شما تعریفی از ظهور و نسبت ظهور و تشکیل دولت مهدوی بیان میکردید که این امر موجب میشد که امثال حقیر در دلایل تشکیل دولت مهدوی تشکیک نورزند و این تشکیک از نبود برهان لازم و کافی است و نه بی دینی و بی ایمانی. دوست من منظور از دلایل و استدلالات منطقی نعوذ بالله زیر سوال بردن ادله به حق ائمه معصومین نبود بلکه این بود که اگر کسی قائل به حقانیت این شجره طیبه نبود نتواند در اصل موضوع که همانا لزوم استقرار دولت مهدوی است شکی به دل راه دهد. امیدوارم توانسته باشم سوء تفاهم بوجود آمده را برطرف کنم.باز هم از شما و دیگر دوستان به سبب نقصان در گفتارم که موجب این برداشت شد عذر تقصیر دارم. و صل الله علی محمد و آل محمد و عجل فرجه |
|||
|
|
۲:۰۲, ۱/آذر/۸۹
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
سلام به همه دوستان
این موردی که پیش امد و دوستمون asier نقدی بر مقاله داشتند را ما باید به فال نیک بگیریم. این نکته را یاداور میشوم که همین نقدهاست که باعث پیشرفت و پویایی مباحث میشوند. ما باید سعی کنیم تا از زحماتی که دوستان و مدیران کشیدند تا همچنین محفلی به نام بیداری اندیشه بوجود اید تا ما در یک محفل صمیمی جمع شویم و بدور از هیاهو و جنجال همفکری کنیم را استفاده کنیم و سعی در تعالی و تکامل اندیشه ها داشته باشیم, هرچند این امر به ظاهر مشکل می اید ولی ما پیرو این ایه قرانی باید باشیم: وَيزِيدُ اللَّهُ الَّذِينَ اهْتَدَوْا هُدًى وَالْبَاقِياتُ الصَّالِحَاتُ خَيرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَوَابًا وَخَيرٌ مَرَدًّا کساني که در راه هدايت گام نهادند، خداوند بر هدايتشان ميافزايد؛ و آثار شايستهاي که (از انسان) باقي ميماند، ثوابش در پيشگاه پروردگارت بهتر، و عاقبتش خوبتر است. بنظر من عدل یعنی همان چیزی که اشاره شد در مطلب, یعنی باید در جایی انسانی مثل حضرت ابی عبدالله امنیت خود را سرجایش قرار داده و وظیفه را هم که در قبال خدا دارند سرجایش قرار بدهند و مقدم بشمارند نسبت به امنیتشان , یعنی در جایی پیشرفت انسان از لحاظ مادی سر جایش قرار بگیرد و تعالی و پیشرفت معنوی مقدم باشد و فدای پیشرفت مادی نشود. اونها میگن تاریخ را ما تمام کردیم و ایدئولوژی ما پایان تاریخ است ,در صورتی که پایان تاریخ روزیست که در قران به ان اشاره شده اليوم اكملت لكم دينكم واتممت عليكم نعمتي در واقع این وظیفه ما میباشد که در خط مقدم باشیم و اماممان را یاری دهیم و مطمئن باشیم تا ما بیدار نشویم و بیدار نکنیم همچنان حضرت در پشت پرده می مانند و وظیفه منتظر راضی نبودن از شرایط فعلیست, وگرنه با دست روی دست گذاشتن اتفاقی نمی افتد و این سنت که ما بشینیم و ایشان بیایند را باید تغییر دهیم به اینکه ما دنبال ایشان برویم , این باید ما باشیم که هر روز جمعه منتظر باشیم و اگر نیامد با خود بگوییم که ما چه کردیم و چه نکردیم که باعث این تاخیر شد و در این مدت تا جمعه بعد چه کاری از دستمان بر می اید تا ظهور را جلوتر بیاندازد, اگر این تبدیل به برنامه ما شد میتوانیم به خود منتظر به معنای واقعی کلمه بگوییم. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| (A+)آخرالزمان، شرايط ظهور باطنيترين بُعد هستی (مقاله ی ویژه) | علی 110 | 11 | 17,269 |
۱۳/اسفند/۹۲ ۱۶:۲۸ آخرین ارسال: mohebALI |
|
| تفاوت پول اسلامی و پولهای رایج امروز دنیا (مقاله ویژه)!!!! (جامعه مهدوی) | علی 110 | 13 | 13,705 |
۱۹/آذر/۹۲ ۱۴:۲۸ آخرین ارسال: یاســین |
|










