|
ما از نسل چه هستیم ؟ آدم یا میمون !!!؟؟؟
|
|
۱۶:۱۴, ۱۷/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم سلام دوستان عزیز : میخوام یه سوال بزرگ بپرسم که میدونم سوال خیلی از افراد هست . راستش رو بخوائید ، دیروز توی دانشگاه یه بحثی پیش اومد که انسانها از نسل میمون هستن . استادمون هم چند تا عکس نشون داد که از جمجمه انسانهای نخستین چهره ها رو بازسازی کرده بودن . راستش رو بخوائید ، اصلا نتونستم این موضوع رو درک کنم که حضرت حق ، ما انسانها رو به شکل میمون خلق کرده باشه و ما در اثر تکامل به شکل امروزی در اومده باشیم !!! می دونم که مسئله ی بزرگی هستش و نمی شه براحتی نقضش کرد . اما اگه دوستان نظری دارن و میتونن به صورت علمی این موضوع رو رد کنن ، بسم الله . . . تا هم یه بحث علمی خوب داشته باشیم و هم حقیر بتونم توی کلاس این موضوع رو تا حدودی ردش کنم . فقط منبع مقالات یادتون نره . . . در پناه الله یا مهدی مدد
|
|||
|
| آغاز صفحه 15 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۷:۳۲, ۱۰/شهریور/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/شهریور/۹۲ ۱۷:۳۴ توسط مجتبی110.)
شماره ارسال: #141
|
|||
|
|||
(۱۰/شهریور/۹۲ ۱۷:۲۴)Reza71 نوشته است: بله با تکامل و با رشد تدریجی قابل قبول تر از یهویی بوجود اومدنه. (۱۰/شهریور/۹۲ ۱۷:۲۴)Reza71 نوشته است: دلیلی هم نیست اقلیت حرف درست رو بزنن.البته دلیلی هم نیست که اکثریت حرف درست بزنن!! |
|||
|
|
۱۸:۰۱, ۱۰/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #142
|
|||
|
|||
(۱۰/شهریور/۹۲ ۱۶:۳۶)تلمیخا نوشته است: گرچه حرف بی ربطی بود(دینمان) ولی هر موقع اثبات شد بساط بحث را پهن کنید. اتفاقا شما باید ثابت کنید. وقتی همه مردم کتاب بوستان رو منسوب به سعدی می دونن و حتی متخصصان حوزه ادبیات هم این رو قبول دارن، منی که می خوام ادعا کنم بوستان متعلق به شخص دیگری هست باید برای حرفم مدرک بیارم. الآن هم جامعه علمی فرگشت رو به عنوان یک نظریه علمی می شناسه و هر کس مدعی خلاف این نظریه هست بار اثبات بر دوشش هست. |
|||
|
|
۱۸:۱۶, ۱۰/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #143
|
|||
|
|||
نقل قول:منظور شما اینه که خدا هر چیزی رو یهو خلق می کنه دیگه؟ پس در این صورت نوزاد انسان هم مخلوق خدا نیست دیگه... چون یهو خلق نشده. اگه هم خدا به تدریج خلق می کنه، پس دین با تکامل مشکلی نداره. نقل قول:چرا فکر می کنید هر خلقی باید بصورت تدریجی اتفاق بیفتد؟با منطق جور در نمی یاد. هر چیزی علتی داره. قانون علت و معلول که یکی از برهان های وجود خدا بود رو یادتون بیاد.( تو راهنمایی خوندیم!) علم هم می گه یه چیزی الکی به وجود نمی یاد. یه سری اتفاقاتی می افته تا به وجود بیاد. قانون نظم هم که دوباره تو مدرسه برای اثبات وجود خدا خونده بودیم هم می گفت جهان بی قانون نیست و بر پایه قوانین و نظم هست. به وجود اومدن چیزی به صورت یهو خلاف نظم است. |
|||
|
|
۱۸:۲۳, ۱۰/شهریور/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/شهریور/۹۲ ۱۹:۱۰ توسط namekarbary.)
شماره ارسال: #144
|
|||
|
|||
نقل قول:یعنی الان من نسبت به 100 نسل قبل از خودم12000 جهش داشتم ولی کلا باهاشون هیچ فرقی ندارم ؟ 100 نسل که هیچی یه اختلاف بین من و فسیل های فرعون ها پیدا کنید که من یه چیزی بیشتر از اونها داشته باشم .جهش ها غالبا بی اثرن. بقیه جهش ها هم با انتخاب منفی پاکسازی می شن. اتفاقا این عدد چیزیه که ما انتظارشو داریم، چرا که با پیش بینی های تکاملی در یک درجه بزرگی قرار می گیره. نقل قول:گونه زایی رو بفرمائید در چه شرایطی ایجاد شده ؟ چون فرض ما بر این هست که گونه به طور کامل در حال انقراضه و بنابر اصل بقا گونه ای جدید بوجود خواهد امد که در شرایط قبلی به انقراض محکوم نخواهد شد.اعضای قبلی در حال انقراض نیستن. بلکه تنها برازندگی نسبی ارگانیسم های جدید بزرگتر از 1 هست. اگر به جای نسبت دهی اون چیزی که فکر می کنید فرگشته به فرگشت هم کمی صبر کنید مثال به اندازه کافی وجود داره. نقل قول:حتما داروینی که ما میشناسیم با داروینی که شما میشناسید فرق میکنه .! نقل قول:در ضمن زمین هم در خلا بوسیله ی لایه اوزون ایزوله شده است . ![]() نقل قول:باز هم شما را به اسپینوزا ارجاع میدم . طبیعت قانون گذار که در اندیشه اسپینوزا مساوی با خداست اگر نباشد چگونه طبیعت قانون پذیر بوجود میاد ؟بهتر نیست به جای این که از خدای نامتشخص اسپینوزا دفاع کنید از خدای "متشخص" و "هوشمند" خودتون دفاع کنید؟ نقل قول:پاسخ تون هم به برهان نظم هم کلا مغلطه بود چون چیزی که نمیتونید رد کنید اینه که یک خالق وجود داره که با اصل نظریه داروین که دنیا رو یهویی بوجود اورده مخالفه ! به جای تثلیثی که تحویل من میدین که اخرش میشه اینکه سه خدا در یک اقلیم نمگینجد چون اختلاف بینشون پیش میاد . یه چیزی بگین که بخونم و یاد بگیرم نه اینکه مغلطه کنید .من که متوجه نشدم چه طور چند موضوع کاملا بی ربط رو در یک پاراگراف پیوند زدید! (این پاراگراف رو هم در پرانتز عرض می کنم که نگید از موضوع بحث دور شدیم. جواب دادن و ندادنش هم به خودتون بستگی داره. برهان نظم که به اندازه کافی انتقاد بهش وارده، بزرگان شما هم دیدیم نقصانش رو پذیرفتن و همین برای من کفایت می کنه. تا اون جایی هم که به بحث منطق مربوط می شه برهان نظم تمثیل ضعیفه و فاقد قطعیت. تا اونجایی هم که به شگفتزدگی شما از مشاهده جهان مربوط می شه به من مربوط نمی شه. تا اونجاییم که به درخواست منبع در این مورد مربوط می شه «مکالماتی درباره دین طبیعی» رو پیشنهاد می کنم.) |
|||
|
۱۹:۳۳, ۱۰/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #145
|
|||
|
|||
نقل قول:در ضمن زمین هم در خلا بوسیله ی لایه اوزون ایزوله شده است .لایه ی اوزون در استراتوسفر قرار داره... بعد از لایه ای که گفتم هم بازم لایه هوا دور زمین هست. پس اوزون مرز بین خلاء و هوای زمین نیست. در ضمن چیزی به عنوان خلاء وجود نداره، بلکه هوا بسیار بسیار رقیق می شه که ما اونو خلاء در نظر می گیریم. |
|||
|
|
۱۷:۳۱, ۱۴/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #146
|
|||
|
|||
|
یه سوال :
علم ثابت کرده که محال است از موجود بیجی جان موجود جاندار به وجود بیاد حالا نظریه داروین چه جوری ثابت می کنه بدون وجود یه نیروی فوق بشر یا همون خدا از ماده ی بی جان موجودات زنده به وجود آمدند ؟؟؟؟؟ هنوز بشر نتونسته مرده رو زنده کنه !!!! و نخواهد توانست !!!! راستی این موضوع به اثبات رسیده که در هیچ شرایطی نمیشه موجود بی جان جاندار بشه یعنی نیایید استدلال کنید که شاید در ازل یه شرایطی بوده که حالا نیست!!!! |
|||
|
۱۷:۴۸, ۱۴/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #147
|
|||
|
|||
(۱۴/شهریور/۹۲ ۱۷:۳۱)فانوس *7* نوشته است: یه سوال :دوست من، نظریه ی داروین اصلا چنین ادعایی نداره! ![]() (۱۴/شهریور/۹۲ ۱۷:۳۱)فانوس *7* نوشته است: هنوز بشر نتونسته مرده رو زنده کنه !!!! و نخواهد توانست !!!!خوب این تقریبا همون نظریه ی داروینه!حالا شما چه مشکلی دارید با نظریه داروین! قضیه همون 4 نفری هست که انگور می خواستند اما هرکدوم به زبان خودشون می گفتند و حرف دیگری رو متوجه نمی شدند.! حالا حرف هممون یکیه اما حرف هم رو متوجه نمی شیم! |
|||
|
۱۸:۴۸, ۱۴/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #148
|
|||
|
|||
(۱۴/شهریور/۹۲ ۱۷:۳۱)فانوس *7* نوشته است: یه سوال :خوبه وقتی ادعاهای علمی عجیب و غریبی مطرح می کنیم، پشت سرش مرجعش رو هم بیاریم تا ادعامون ارزش علمی پیدا کنه |
|||
|
۲۱:۴۵, ۱۴/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #149
|
|||
|
|||
|
به نام حق
من فکر میکنم اسلام با تکامل مشکلی نداره, برای مثال اونجایی که داره تکامل جنین توضیح میده! بحث سر تکامل اونجا ایراد دار میشه که درمورد انسان چنین حرفی زده میشه و میگن با از نسل میمونیم!! نقل قول:منظور شما اینه که خدا هر چیزی رو یهو خلق می کنه دیگه؟ پس در این صورت نوزاد انسان هم مخلوق خدا نیست دیگه... چون یهو خلق نشده. اگه هم خدا به تدریج خلق می کنه، پس دین با تکامل مشکلی نداره. خدا میتونه یهویی کاراشو انجام بده, همونجا که میگه "کن فیکون" همچنین خدا میتونه کارهای خودشو با اسبابش انجام میده یعنی به تدریج! این منافاتی با اراده خدا نداره! ------------------------------------------------------------------------------------------------------ همه این 15 صفحه رو نخوندم! پس نمیدونم این متن رو دیدید یا نه :انسان 46 تایی میمون 48 تایی بدن یک حیوان از میلیونها واحد بهنام سلول ساخته شده است. هر سلول دارى یک هسته است که جنس آن از پروتوپلاسم است و دور هسته را سیتوپلاسم فرا گرفته و سیتوپلاسم بهوسیله? دیواره? سلول احاطه شده است. زندگى هر حیوانى از یک سلول شروع مىشود، این سلول تقسم شده و دو سلول ایجاد مىکند و تقسیمات ادامه پیدا مىکند تا اینکه گروهى از سلولها را که بافتها و ارگانهاى مختلف بدن از آنها بهوجود مىآیند، تشکیل مىدهد در داخل هسته اجسام نوارى شکلى وجود دارند که کروموزوم نامیده مىشود کروموزومها به دو دسته تقسیم مىشوند کروموزومهاى جنسى (Sexchromosome) و کروموزومهاى بدنی(Autosome) کروموزومها در سلولها بهصورت جفت بوده (بهجز در سلولهاى جنسی) و تعداد آنها در یک سلول بدنى یک گونه عدد ثابتى است. ![]() کروموزومها دوبهدو لنگه و نظیر یکدیگر هستند، یعنى هر کروموزوم صاحب یک لنگه همتاى خود است که به آن جفت همولوگ گفته مىشود کروموزومها در فعالیت حیاتى و مخصوصاً در انتقال صفات ارثى اهمیت بهسزائى دارند. در روى هر کروموزوم تعداد زیادى برجستگىهاى کوچک قرار داد که ژن نامیده مىشود و این ژنها مسؤل انتقال صفات از والدین به فرزندان مىباشد. هر ژن در روى کروموزوم محل معینى را اشغال مىکند که در اصطلاح به آن جایگاه ژن یا لوکوس (Locus) گویند. به فرمهاى مختلف یک ژن یک در روى کروموزومهاى همولوگ نقاط مشابهى را اشغال مىنمایند آلل (Allele) گویند. ![]() هر حیوانى داراى صفات متعددى است، رنگ اندازه بدن، شاخدار و یا بىشاخ بودن، اینها تعداد کمى از صفاتى هستند که از والدین به اولاد منتقل مىشوند. این صفات بهوسیله? ژنها کنترل مىشوند. ژنها مولکولهاى بسیار ریز و پیچیدهاى هستند که در روى کروموزومها قرار دارند و هر حیوانى حاوى هزاران جفت ژن است که نصف آن از پدر و نصف دیگر آن از مادر به ارث رسیده است و مجموعاً ژنوتیپ حیوان را تشکیل مىدهد. ژنوتیپ مشخصکننده حدود قابلیت عملکرد حیوان در صفات مختلف است. هرجفت ژن تعدادى از صفات را کنترل مىکند. بعضى از صفات توارثپذیرى زیادى دارد ولى در بعضى دیگر توارثپذیرى کم است. اگر صفتى توارثپذیرى زیادى داشته باشد اصلاح آن صفت در حیوان بهسرعت انجام خواهد گرفت و برعکس براى صفاتى با توارثپذیرى کم اصلاح بهکندى پیشرفت خواهد داشت؛ بهعبارت دیگر، براى بهبود چنین صفاتى احتیاج به تولید نسلهاى زیادى است تا یک صفت بهصورت قوى درآید. همه خانواده میمونها از جمله: شامپانزه و گوریل و اورانگوتان، دارای 24 جفت کروموزم هستند و انسانها دارای 23 جفت کروموزم می باشند، به عبارت دیگر انسانها دو تا کروموزوم کمتر دارند. چهار حالت وجود دارد: 1- انسان ها دو کروموزوم از دست داده باشتد. 2- خانواده میمونها دو تا کروموزوم جدید بدست آورده اند. 3- یکی از کروموزوم های انسان ها به دو قسمت تقسیم شده باشد(این حالت منطقی تر است، زیرا از حالت انسان به شامپانزه می رسیم. یعنی از حالت کامل تر به یک حالت ناقص تر... اما چون اورانگوتان نیز 24 جفت کروموزوم دارد این حالت رد می شود(زیرا اورانگوتان زودتر منشعب شده است) 4- دو تا از کروموزوهای شامپانزه به هم وصل (fusion) شده باشند.(این فرضیه تکامل گرا ها می باشد) این فرضیه وجود دارد که در خانواده میمونها، 24 کروموزم وجود داشته و در انسانها 2 تا از کروموزمها ادغام شده و انسانها 46 کروموزم به جای 48 تا دارند. یکی از دلایل ارائه شده برای اثبات این فرضیه این است که اگر کرومزمهای شماره 2 میمونها را کنار هم بگذاریم کاملا شبیه کروموزوم شماره 2 انسان است. اما آیا این فرضیه درست است یا خیر و آیا این ادغام به یکباره صورت گرفته و یا بصورت تدریجی صورت گرفته است. در حقیقت ثابت می کنیم که این فرضیه چقدر بی پایه و اساس است. تکامل گراها با بیان این سناریو، قصد دارند علت تفاوت در تعداد کروموزوم های انسان و خانواده میمونها را ثابت کنند. اما این اتصال که البته کاملا اجباری است، آیا الزاما مفید هم می تواند باشد؟! اما چرا می بایست این ادغام صورت گرفته باشد؟! چه عاملی محیطی باعث این ادغام شده است؟! مگر کروموزوم ها حاوی اطلاعات و نقشه بدن جانوران نیستند؟ پس این اتصال و ادغام مانند آن است که مطالب قسمتی از یک متن کتابی را برداشته و در ادامه متن دیگر قرار بدهیم. آیا در نتیجه این جابجایی، بازهم اطلاعات موجود در آن کروموزوم معنی و مفهومی خواهد داشت؟ خروجی این تغییر در اطلاعات، که به صورت اتفاقی بوده است در بدن آن جاندار چه تغییرات نابهنجاری را بوجود خواهد آورد. بیایید فرض کنیم که چنین ادغامی اساسا امکان پذیر باشد، اما آیا این ادغام تصادفی و البته اجباری، می تواند مفید هم باشد؟! و یا فقط یک سناریو تخیلی برای توجیه اختلاف بین تعداد کروموزوم ها می باشد. اگر محیط و زمان باعث این ادغام شده است پس حتما می توان این دو کروموزم را در آزمایشگاه نیز با هم ادغام کرد؟ آیا تا کنون تحقیقاتی در این خصوص انجام شده است. بر اساس نتایج این تحقیقات آیا دانشمندان این ادغام را امکان پذیر می دانند؟ بر اساس آخرین تحقیقات پرفسور جری برگمن که در آپریل 2011 صورت گرفته است و در نشریه کریشن منتشر شده است(April 2011 Journal of Creation.) نشان می دهد که این سناریو امکان پذیر نمی باشد. |
|||
|
|
۲۲:۱۳, ۱۵/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #150
|
|||
|
|||
(۱۴/شهریور/۹۲ ۱۸:۴۸)namekarbary نوشته است: خوبه وقتی ادعاهای علمی عجیب و غریبی مطرح می کنیم، پشت سرش مرجعش رو هم بیاریم تا ادعامون ارزش علمی پیدا کنه شما رشتت چیه ؟ چه قدر نزدیک رشته ی پزشکی هست ؟ اگر از یه دانش آموز دبیرستانی این رو بگو بهت لبخند میزنه کتاب زیستشو درمیاره زیست سال اول !!!!! بهت نشون میده متاسفم فکر می کردم چند تا با سواد هست اینجا چه طور تونستی با این صراحت بگی عجیب غریب!!!!!! |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |












پس نمیدونم این متن رو دیدید یا نه :![[تصویر: 3bic2ei9v7qhwy3d2n0z.jpeg]](http://up.iranbiologists.com/images/3bic2ei9v7qhwy3d2n0z.jpeg)
![[تصویر: pa99b9v3ju823o9fg.jpg]](http://www.mediafire.com/convkey/2cc4/pa99b9v3ju823o9fg.jpg)