|
جنگ سایبری با هتّاکین، حتّی با اتّحاد در امضا و آواتار کاربران تالار (*ویژه*)
|
|
۹:۴۶, ۲۱/اردیبهشت/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/اردیبهشت/۹۱ ۱۴:۱۴ توسط أین المنتظر.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرّحمن الرّحیم
سلام دوستان.با توجه به اینکه تحقیق و آگاهی ما نسبت به امام مظلوممون امام هادی (علیه السلام) بسیار کمه، و برای همین هم دشمنانمون از نقطه ضعفمون استفاده کردن و هتاکی و اهانت به امام هادی (علیه السلام) رو از حد گذرروندن، لازمه که به خودمون بیایم. همه جوره برا اماممون فعالیت کنیم. ممکنه چند وقت دیگه با مشورت علی آقا 110 گروه مطالعاتی امام هادی شناسی هم در تالار تشکیل بشه. به هر حال ما وظیفمون رو نسبت به اماممون ادا نکردیم. آخرش هم با لگد دشمن بیدار شدیم...!!! حالا که بیدار شدیم از خواب غفلت و دیدیم که چه بلایی به سرمون آوردن، لازمه فعالیت های سایبری مون رو همه جوره به رخ دشمن بکشیم. حتی با اتحاد در آواتار و امضامون برای اینکه بگیم همه جوره پشت اماممون هستیم. باید جوری باشه که وقتی یک دشمن یا اصلا یک غریبه وارد تالار میشه، به یاد امام هادی (علیه السلام) بیفته و فاز و فضای حمایت از امام هادی (علیه السلام) رو تو تالار حس کنه. به همین منظو تصاویری مربوط به امام هادی (علیه السلام) قرار دادم تا عکس امضا و آواتامون بکنیم. شما هم هر جا که میتونید، این موضوع رو بیان کنید و نشر بدید. باشد که مقبول ائمه (علیم السّلام) و خداوند قرار گیرد. ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() |
|||
|
| آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۹:۲۳, ۳۱/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #31
|
|||
|
|||
|
شعری از "علیرضا قزوه" به بچه خفاشی که به ساحت امامان مظلوم شیعه اهانت کرد و به بچه های سرراهی "بالاترین" که کارگردانان این بازی اند.
بسم رب النور بسم رب العشق بسم رب الهادی المهدی آن که شعر و هرچه موسیقی ست نذر درگاهش آن که پاکان هنر در پای او سجاده افکندند بسم رب العشق آن که حافظ ها و سعدی ها عشق او و آل او را بر زبان دارند بسم رب الهادی المهدی صاحب عصری که عالم وامدار اوست گرچه دجالان بدآهنگ گرچه شیطان های بدترکیب داردار و واق واق خویش را آواز می گویند این نه موسیقی ست این نه شعر و نه ترانه این همه فحش است این فضیحت نامه صهیون و آمریکاست بچه های نطفه هایی از لجن روییده در مرداب کارگردان استخوانی پرت خواهد کرد پیش دم جنبانی چلپاسه ای بدبو آن دَل هرجایی یابو مزد وق وق کردن سگهای بی اصل و نسب این است مزد سگدوخوانی این از شغالان بدصداتر مزد این چندین دهان بی چاک استخوانی مزد این مزدورهای مست عیاشش فکر چندین جایزه از دست خام چند خاخام اند جایزه در راستای فکرهایی از جنابت تا جنایت پُر جایزه در راستای گنده گویی ها و چیزی از همین هایی که می دانید و می دانند پولهای هرزه سهم حنجر بدبوی فحاشش مرتدند اینان نه یک تن شان مرتد اول همین بالاترین با بچه های تخس بی مادر با همان اصحاب یک پاشان به اسرائیل با همان مسئول کلاشش مرتد دوم کارگردان چنین آهنگ بد آهنگ مرتد سوم همین خفاش عیاشش ... مانده آن سو مادری چشم انتظار راه مادری شرمنده شاهین... نه، خفاشش! عشق علیه السلام |
|||
|
|
۱۷:۲۲, ۱/خرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/خرداد/۹۱ ۱۷:۲۷ توسط تفکر.)
شماره ارسال: #32
|
|||
|
|||
|
حکایاتی از امام نقی
زنده كردن پنجاه غلام
مرحوم ابن حمزه طوسی - كه یكی از علماء قرن ششم است - در كتاب خود آورده است : شخصی به نام بلطون حكایت كند: من مسئول حفاظت خلیفه - متوكّل عبّاسی - بودم و نیروهای لازم را پرورش و آموزش می دادم تا آن كه روزی ، پنجاه نفر غلام از اهل خزر برای خلیفه هدیه آوردند. متوكّل آن ها را تحویل من داد و گفت : آموزش های لازم را به آن ها بده تا در انجام هر نوع دستوری آمادگی كامل داشته باشند، همچنین دستور داد تا نسبت به آن ها محبّت و از هر جهت كمك شود تا خود را مطیع و فدائی خلیفه بدانند. پس از آن كه یك سال سپری شد و سعی و تلاش بسیاری در آموزش و پرورش و تربیت آن ها انجام گرفت ، روزی در حضور خلیفه ایستاده بودم كه ناگهان حضرت ابوالحسن ، علی هادی علیه السلام وارد شد. هنگامی كه حضرت در جایگاه مخصوص قرار گرفت ، خلیفه دستور داد تا تمام پنجاه غلام را در حضور ایشان احضار كنم . پس وقتی آن ها در مجلس خلیفه حضور یافتند و چشمشان به حضرت هادی علیه السلام افتاد، برای احترام و تعظیم در مقابل حضرت روی زمین به سجده افتادند. متوكّل با دیدن چنین صحنه ای بی حال و سرافكنده شد و در حالی كه توان راه رفتن نداشت ، با زحمت مجلس را ترك كرد و با بیرون رفتن
متوكّل ، حضرت هم از مجلس خارج شد. پس از گذشت ساعتی متوكّل مراجعت كرد و به من گفت : وای به حال تو! این چه كاری بود كه غلام ها انجام دادند؟ از آن ها سؤ ال كن كه چرا چنین كردند؟!
هنگامی كه از غلامان سؤ ال كردم ، كه چرا چنین تواضعی را در مقابل آن شخص ناشناس انجام دادید؟ اظهار داشتند: این شخص در هر سال یك مرتبه نزد ما می آید و مسائل دین را به ما می آموزد و مدّت ده روز برای تبلیغ احكام و معارف دین ، نزد ما می ماند، ما او را می شناسیم ، او خلیفه و وصی پیغمبر اسلام می باشد. خلیفه دستور داد تمامی آن پنجاه نفر كشته شوند، به همین جهت تمامی آن غلامان را سر بریدند؛ و فردای آن روز من به سمت منزل حضرت ابوالحسن هادی علیه السلام رفتم ، همین كه نزدیك منزل رسیدم ، دیدم شخصی جلوی منزل ایستاده كه ظاهراً خادم حضرت بود، پس نگاهی عمیق به من كرد و گفت : وارد شو! موقعی كه وارد منزل شدم ، دیدم حضرت در گوشه ای نشسته و مشغول دعا و تسبیح می باشد، به من خطاب نمود و فرمود: ای بلطوم ! با آن غلامان چه كردند؟ عرضه داشتم : یاابن رسول اللّه ! تمامی آن ها را سر بریدند. فرمود: آیا خودت دیدی كه سر تمامی آن ها را بریدند و همه آن ها كشته شدند؟ پاسخ دادم : بلی ، به خدا سوگند، من خودم شاهد بودم .
فرمود: آیا مایل هستی آن ها را زنده ببینی ؟ گفتم : آری ، دوست دارم . سپس حضرت به من اشاره نمود كه آن پرده را كنار بزن و داخل برو تا آن ها را ببینی . هنگامی كه پرده را كنار زدم و وارد شدم ، ناگهان دیدم كه تمام آن افراد زنده شده اند و صحیح و سالم كنار هم نشسته اند و مشغول خوردن میوه می باشند.
چهل داستان و چهل حديث از امام هادي(علیه السلام)/ عبدالله صالحي
پیدایش دو درخت همچنین یكی از درباریان متوكّل ، معروف به ابوالعبّاس - كه دائی نویسنده خلیفه بود - حكایت كند: من با ابوالحسن ، علی هادی علیه السلام سخت مخالف و نسبت به او بدبین بودم ، تا آن كه روزی متوكّل مرا به همراه عدّه ای برای احضار آن حضرت از شهر مدینه به سامراء بسیج كرد. پس از آن كه وارد شهر مدینه شدیم ، به منزل حضرت وارد شده و پیام متوكّل عبّاسی را ابلاغ كردیم ؛ و حضرت هادی علیه السلام موافقت نمود كه به سوی شهر سامراء حركت كنیم . پس از آن ، از شهر مدینه به سمت سامراء خارج شدیم ، هوا بسیار گرم و ناراحت كننده بود؛ و چون موقع حركت ، آب و غذا نخورده بودیم ، مقداری راه را كه پیمودیم ، پیشنهاد دادیم تا پیاده شویم و اندكی استراحت كنیم ؟ امام هادی علیه السلام فرمود: در این جا مناسب نیست ، بهتر است كه به راه خود ادامه دهیم تا به محلّی مناسب برسیم . به همین جهت به حركت خود ادامه دادیم تا این كه در بیابانی قرار گرفتیم كه هیچ آب و گیاهی یافت نمی شد و گرمی هوا و تشنگی و گرسنگی تمام افراد را بی طاقت كرده بود. در این هنگام حضرت توجّهی به افراد نمود و اظهار داشت : چرا این قدر بی حال و ناتوان شده اید، چنانچه خسته ، تشنه و گرسنه هستید،
[b]همین جا اُتراق كنید. ابوالعبّاس گوید: من گفتم : یا اباالحسن ! در این صحرای بزرگ چگونه استراحت كنیم ؟ حضرت فرمود: همین جا مناسب است . بنابر این ، طبق دستور حضرت در حال بار انداختن بودیم كه ناگهان متوجّه شدیم در همان نزدیكی - كنار ما - دو درخت بسیار بزرگ با شاخه های زیاد بر زمین سایه افكنده و كنار یكی از آن ها چشمه ای است و آب آن بر زمین جاری می باشد، كه بسیار سرد و گوارا بود. بسیاری از همراهان با حالت تعجّب گفتند: ما چندین مرتبه از این مسیر رفت و آمد كرده ایم ؛ ولی هرگز چنین چشمه و درختانی را در این مكان ندیده ایم . و من بسیار در تعجّب فرو رفته و با تمام وجود، به آن حضرت خیره شده بودم كه ناگهان تبسّمی نمود؛ و سپس روی مبارك خود را از من برگرداند. با خود گفتم : این موضوع را باید خوب بررسی كنم ؛ لذا از جای خود برخاستم و كنار یكی از آن دو درخت آمدم و شمشیر خود را زیر خاك پنهان نموده و دو سنگ به عنوان علامت و نشانه روی آن ها نهادم ، و بعد از آن آماده نماز شدم . و چون افراد استراحت كردند، حضرت فرمود: چنانچه خستگی افراد برطرف شده است ، حركت كنیم . همه رفتیم ، من بازگشتم ؛ ولیكن هیچ اثری از درخت و چشمه آب نیافتم و شمشیر خود را برداشتم و به قافله ، ملحق شدم و بسیار در فكر فرو رفتم و دست به سمت آسمان بلند كرده و از خداوند خواستم كه مرا از دوستان و معتقدان به حضرت ابوالحسن ، امام هادی علیه السلام قرار دهد. در همین لحظه ، حضرت متوجّه من شد و فرمود: ای ابوالعبّاس ! بالا خره كار خود را كردی؟ عرضه داشتم : بلی ، یاابن رسول اللّه ! من نسبت به شما مشكوك بودم و الا ن به حقانیّت شما معتقد گشتم و به لطف خداوند منّان هدایت یافتم . حضرت فرمود: آری چنین است ، همانا افراد مؤ من و اهل معرفت ، كمیاب هستند. چهل داستان و چهل حديث از امام هادي(علیه السلام)/ عبدالله صالحي[/b]
|
|||
|
|
۲۲:۴۷, ۱/خرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/خرداد/۹۱ ۲۲:۵۳ توسط تفکر.)
شماره ارسال: #33
|
|||
|
|||
|
قدرت پوشالی
[/b] روزی متوكل تصممیم گرفت ، قدرت ارتش خود را به امام هادی (علیه السلام) بشان دهد و به اصطلاح خودش زهر چشم آن حضرت را بگیرد و در نتیجه آن حضرت بترسد و در مقابل متوكل ، به مبارزه بر نخیزد. دستور داد 90هزار از افراد ترك ارتش خود را كه در سامرا بودند، هر كدام توبره علف خوری اسب خود را پر از خاك كرده و در نقطه معین شده بریزند همه افسران و سربازان به انجام این فرمان ، همت كردند، در نتیجه تل عظیمی از خاك ، مانند یك كوه بزرگ ، در بیابان به وجود آمد، كه آن را تل مخالی (تل توبره ها) نامیدند. سپس متوكل ، با كمال غرور دستور داد، امام هادی (علیه السلام) را احضار كردند، تا او آن تل عظیم رااز نزدیك ببیند، حضرت هادی (علیه السلام) حاضر شد و همراه متوكل تا بالای آن تل رفتند، ارتشیان در اطراف آن تل كوه پیكر، رژه می رفتند، و با همه امكانات لوجستیكی كه بهمراه داشتند، خود را آشكارنمودند. در این هنگام كه متوكل ، اوج قدرت خود را می خواست به رخ امام هادی (علیه السلام) بكشد، سری تكان داد و به امام گفت : آیا لشگرم رامی بینی ؟! امام هادی (علیه السلام) فرمود: آیا من هم لشگر خود را به صحنه بیاورم ؟ متوكل گفت : مانعی ندارد. امام هادی (علیه السلام) دعائی خواند، ناگاه متوكل دید: زمین و آسمان ، پر از فرشتگان غرق در اسلحه شده است ، و خود و لشگر خود را در برابر آن ، بسیار ناچیز یافت ، هماندم تعادل خود را از دست داد و بیهوش به زمین افتاد، هنگامی كه به هوش آمد، امام هادی (علیه السلام) به او فرمود:هدف ما دنیا نیست ، بلكه هدف ما امور معنوی و آخرت است ، و آنچه تو می پنداری ، اساسی ندارد )یعنی اگر دنیا وسیله آخرت گردد، خوب است و گرنه همه این قدرتهای ظاهری ، پوشالی و پوچ و نا پایدار خواهد بود( به این ترتیب مانور پوشالی متوكل ، در برابر عظمت معنوی امام هادی (علیه السلام) در هم شكست. داستانهاي شنيدني از چهارده معصوم(عليهم السلام)/ محمد محمدي اشتهاردي شعبده باز گستاخ [/b] شعبده بازی از هند نزد متوكل آمد، تردستی های عجیبی از خود نشان داد كه متوكل حیران گردید، متوكل كه از هر فرصتی می خواست بر ضد امام هادی (علیه السلام) استفاده كند، و با پف كردن ، نور خورشید خدا را خاموش نماید، به شعبده باز گفت : اگر طوری كنی در مجلسی عمومی ، حضرت هادی (علیه السلام) را شرمنده كنی ، هزار اشرفی به تو جایزه می دهم . شعبده باز گفت : سفره غذا را پهن كن و قدری نان تازه نازك در سفره بگذار، و مراكنار آن حضرت بنشان ، به تو قول می دهم كه حضرت هادی (علیه السلام) را نزد حاضران ، سرافكنده و شرمنده سازم . متوكل مغرور، سفره ای با غذاهای رنگارنگ گسترد، و عده ای از رجال را دعوت كرد، از جمله امام هادی (علیه السلام) را ناگزیر كنار آن سفره آورد. مهمانان مشغول خوردن غذا شدند، مقداری نان دراز كرد تا بردارد، هماندم شعبده باز كاری كرد كه نان به جانب دیگر پرید، امام هادی (علیه السلام) دست به طرف نان دیگر دراز كرد، باز آن نان به سوی دیگر پرید، و حاضران خندیدند، این حادثه چند بار تكرار شد و موجب خنده حاضران گردید. امام هادی (علیه السلام) به توطئه زیر پرده ، آگاه شد، خشمگین گردید، در آنجا متكائی بود كه صورت شیر در پارچه آن كشیده بودند، امام هادی (علیه السلام) بر همان صورت دست نهاد و فرمود: قم فخذ هذا: بر خیز و این شعبده باز را بگیر همان صورت به شكل شیری در آمد و به شعبده باز حمله كرد و او را بلعید، سپس به جای اولش ، به همان صورت و نقش شیر در پارچه متكاباز گشت . متوكل در آن مجلس ، آنچنان ترسید و وحشت زده شد كه بی هوش شده و از رو بر زمین افتاد، و حاضران در مجلس از ترس گریختند. بعد متوكل به دست و پای امام هادی (علیه السلام) افتاد و عاجزانه درخواست كرد كه كاری كنید آن شعبده باز برگردد، امام هادی (علیه السلام) به او فرمود: این كار نشدنی است ، آیا تو دشمنان خدا را می خواهی بر اولیاء خدا مسلط كنی ؟. و دیگر آن شعبده باز دیده نشد. داستانهاي شنيدني از چهارده معصوم(عليهم السلام)/ محمد محمدي اشتهاردي
|
|||
|
|
۲۲:۵۹, ۱/خرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/خرداد/۹۱ ۲۲:۵۹ توسط vahrakan.)
شماره ارسال: #34
|
|||
|
|||
|
سخنان حجت الاسلام پناهیان در مورد امام نقی (علیه السلام) و موج سایبری به راه افتاده برای شناخت این امام بزرگوار ![]() دانلود سخنرانی حجت الاسلام رفیعی با موضوع امام علی نقی (امام هادی) علیه السلام بصورت صوتی و فرمت mp3. مدت سخنرانی ۳۰ دقیقه است و از کیفیت خوبی برخوردار است. خلاصه زندگی امام علی نقی (علیه السلام) و برخی از حوادث زمان امامت این امام بزرگوار. حجم: ۸ مگابایت
سخنرانی تصویری استاد میرباقری با موضوع: معرفت شناسی امام نقی (علیه السلام) سخنرانی تصویری استاد میر باقری در حرم امام رضا علیه السلام بصورت تصویری با موضوع معرفت شناسی امام نقی (علیه السلام). مدت این سخنرانی ۵۵ دقیقه است. و با فرمت wmv قابل دانلود و مشاهده بصورت آنلاین هستش. این سخنرانی در شب ولادت امام علی النقی علیه السلام نطق شده است. Download File [/b] |
|||
|
|
۱۳:۰۵, ۲/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #35
|
|||
|
|||
|
ما سامرا نرفته گدای تو میشویم
ای مهربان امام فدای تو میشویم هادی خلق؛کوری چشمان دشمنان پروانگان شمع عزای تو میشویم امسال مراسم عزای امام دهم پیشوای شیعیان را باشکوه تر برگزار میکنیم. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| پیشنهاد تغییر آواتار و امضا به مناسبت نیمه شعبان | میلاد.م | 7 | 4,506 |
۳۰/خرداد/۹۲ ۱۸:۰۱ آخرین ارسال: SAViOR |
|
| پیشنهاد تغییر امضا و آواتار به مناسبت محرم | میلاد.م | 18 | 10,002 |
۲۸/آبان/۹۱ ۱۷:۳۸ آخرین ارسال: mohamad |
|





![[تصویر: 20761370470499599873.jpg]](http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up5/20761370470499599873.jpg)
![[تصویر: 27600770331206249408.jpg]](http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up5/27600770331206249408.jpg)
![[تصویر: 28501514649354769754.jpg]](http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up5/28501514649354769754.jpg)
![[تصویر: cy5v63z4pa6242lzm06i.jpg]](http://up.vatandownload.com/images/cy5v63z4pa6242lzm06i.jpg)
![[تصویر: jrt5x1xk7qyh8rg2x8i.jpg]](http://up.vatandownload.com/images/jrt5x1xk7qyh8rg2x8i.jpg)
![[تصویر: vomyixvhqybe48xywwxu.jpg]](http://up.vatandownload.com/images/vomyixvhqybe48xywwxu.jpg)
![[تصویر: do63tl9hhfgx1wgm4e5p.jpg]](http://up.vatandownload.com/images/do63tl9hhfgx1wgm4e5p.jpg)
![[تصویر: 33437251077030687222.jpg]](http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up5/33437251077030687222.jpg)
![[تصویر: 62946161449772113343.jpg]](http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up5/62946161449772113343.jpg)
![[تصویر: 36567684881715860194.jpg]](http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up5/36567684881715860194.jpg)
![[تصویر: 47686449288426404608.jpg]](http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up5/47686449288426404608.jpg)
![[تصویر: ero28yodiyfl13a683l0.jpg]](http://up.vatandownload.com/images/ero28yodiyfl13a683l0.jpg)
![[تصویر: cszppi8tzm1dhw57ibfj.jpg]](http://up.vatandownload.com/images/cszppi8tzm1dhw57ibfj.jpg)
![[تصویر: 28773464647557137097.jpg]](http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up5/28773464647557137097.jpg)
![[تصویر: 25204074289247248382.jpg]](http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up5/25204074289247248382.jpg)
![[تصویر: 98664060866452546991.jpg]](http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up5/98664060866452546991.jpg)
![[تصویر: 73664099547024044582.jpg]](http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up5/73664099547024044582.jpg)
![[تصویر: 85700497818242905197.jpg]](http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up5/85700497818242905197.jpg)
![[تصویر: 1_236emam_hadi.jpg]](http://www.quranct.com/gallery/images/6/large/1_236emam_hadi.jpg)
![[تصویر: 1_e-hadi_Wallpaper_S.jpg]](http://www.askquran.ir/gallery/images/4260/1_e-hadi_Wallpaper_S.jpg)







![[تصویر: 84188310182876485296.jpg]](http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up5/84188310182876485296.jpg)
![[تصویر: rafiei-fateme.jpg]](http://takdid.com/wp-content/uploads/2012/05/rafiei-fateme.jpg)
![[تصویر: naghi-mirbagheri.jpg]](http://takdid.com/wp-content/uploads/2012/05/naghi-mirbagheri.jpg)