کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 2 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سرگرمی با چیزی به نام دانشگاه و یا بهتره بگیم دکون دانشگاه!!
۲۱:۲۲, ۵/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #1
آواتار



بسم الله الرحمن الرحیم



این مطلب هیچ گونه تو هین و یا تخریب به شخصی یا موسسه ای نمی باشد و فقط طنز انتقادی گونه به زبون جووناست.



اطلاعیه سال 1368 سازمان سنجش در رشته های …

در کنکور کارشناسی امسال از بین شرکت کنندگان 20 نفر از کل کشور وارد دانشگاه ها خواهند شد.

ودر مقطع کارشناسی ارشد 5 نفر ، و در مقطع دکتری 1 نفر از کل کشور خواهند بود.

اطلاعیه سال 1378 سازمان سنجش در رشته های …

در کنکور کارشناسی امسال از بین شرکت کنندگان 200 نفر از کل کشور وارد دانشگاه ها خواهند شد.

ودر مقطع کارشناسی ارشد25 نفر ، و در مقطع دکتری 5 نفر از کل کشور خواهند بود.

اطلاعیه سال 1386 سازمان سنجش در رشته های …

در کنکور کارشناسی امسال از بین شرکت کنندگان5000 نفر از کل کشور وارد دانشگاه ها خواهند شد.

ودر مقطع کارشناسی ارشد1000 نفر ، و در مقطع دکتری 500 نفر از کل کشور خواهند بود.

اطلاعیه سال 1391 سازمان سنجش در رشته های …

در کنکور کارشناسی امسال از بین شرکت کنندگان همه ‼! نفر از کل کشور وارد دانشگاه ها خواهند شد.

ودر مقطع کارشناسی ارشد نزدیک به همه نفر‼! ، و در مقطع دکتری کمتراز همه نفر‼! از کل کشور خواهند بود.



گفتگوی خانم X و Y که برای کنکور کارشناسی سال 91 آماده می شوند:



X :امسال بریم امتحان کنکور بدیم ، بلکه یه شوهر خوب گیرمون بیاد



Y: موافقم اگه دولتی نشد می ریم غیر انتفایی اگه اونم نشد میریم پیام نور و اونم نشد دانشگاه آزاد بدون کنکور رشته ی … رو میریم.



گفتگوی آقای X و Y که برای کنکور کارشناسی سال 91 آماده می شوند:



X : چطورایی؟ خوش میگذره؟آقا وضعیت درسا چطوره؟ میگن دانشگاه … دافای (منظور آقا از داف همون دخترای زیباست!)تر و تمیزی داره ها من که می خوام همون جا قبول بشم.



Y: چه خوب. منم ببینم اگه بتونم روزی 1 ساعت مطالعمو بیشتر کنم اونجا رو شاید بیارم،اگه نشد هم بیخیال خیابون بغل دستمون تازه دانشگاه آزاد زدن اونجا هم چیزای بدی نداره



5 سال بعد …( بنده خداها 12 ترمه شدن)



خانم ها :



X: چه خبر؟ شوهر کردی؟ آه…من که هیچ کسی سراغم نیومد.می خوام واسه ارشد بخونم بلکه اونجا یکی بیاد سراغم.



Y:منم مثل تو.امسال واسه ارشد ثبت نام کردم.میگن دانشگاه آزاد بدون کنکور رشته … رو داره.راستی فردا دارم میرم آزمون آزمایشی پارسه اسم بنویسم تو هم بیا با هم بریم بنویسیم.

آقای X و Y هم به سلامتی درساشون تموم شده و الان مشغول صحبت هستن



X: چطوری؟ اوضاع سربازی چطوره؟ معافی میتونی بگیری؟



Y: من که 3 برادری خوردم معافم. تو چی؟



X: خوش به حالت.من که تا 6 ماه وقت دارم مدارک سربازیمو پست کنم، میشینم واسه ارشد میخونم. بلکه سربازی رو دیرتر برم.کار و بار چطوره؟تو می خوایی چیکار بکنی؟



Y: اوضاع کاروبار خراب خرابه.می خوام امسال بشینم واسه ارشد بخونم.راستی آزمونای پارسه هم ثبت نام کردم.تو نمیای؟



X:بابا خیلی گرونه. حالا به بابام بگم ببینم پول میده؟



3 سال بعد ….



خانم X: درسات تموم شد؟

خانم Y: نه هنوز پایان نامم مونده

خانم X: شوهر کردی؟

خانم Y: من قصد ازدواج ندارم. می خوام واسه دکتری بخونم

خانم X: منم هنوز شوهر نکردم. می خوام واسه دکتری بخونم.آزمونای پارسه کی شروع میشه؟



و آقایون …



X: چطوری؟ میگن دانشگاه … امسال 40 تا دکتری میگیره بخونیم قبولیما؟

Y: آره منم شنیدم.می خوام آزمونای پارسه رو هم شرکت کنم.



الان آقایون و خانم ها به سن 30 سالگی رسیدن و قصد خوندن برای فوق دکتری دارن چون سازمان سنجش امسال ظرفیت فوق دکتری رو زیاد کرده‼!
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: azade ، تفکر ، Havbb 110 ، Mohammad Trust ، جویای حقیقت ، soshiant ، mahdyshr ، دل خسته ، آقا رضا ، mhvvhm ، sadegh-a ، Mitsonary ، دونده آزاد
۲۲:۳۶, ۵/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #2

چه عجب یه تاپیک درست و حسابی در بخش جنگ نرم!!! بسی تعجب نمودیم :دی


خب برادر پیشنهاد شما چیه؟ اصلا تحصیل تا چه حدش خوبه؟!



به نظر من این مسئله رو میشه در دو بخش تقسیم کرد:

1- مشکلی به نام مدرک گرایی به گونه ای که معادل با مدرکمان علم نداشته باشیم

2- مشکلی به نام مدرک گرایی به عنوان مشکل و مانعی برای ازدواج و اشتغال و تشکیل زندگی و...



در مورد شماره ی یک ، خب راستش راهکار درستی به ذهنم نمیرسه :دی

ولی در کل باید ارزش مدرک رو اورد پایین. یعنی بگن شما حتی اگه دکتری هم داشته باشی وقتی میخوای بری یه جایی سر کار اصلا ازت سوال نمیکنن مدرکت چیه ، بگن چقدر چیز حالیت هست....

وسط نوشت: اگه این کارو الان بخوان بکنن همه ی فوق دیپلم های ایران باید برن جای مهندس ها سر کار و مهندس ها اخراج بشن :دی



ولی در مورد شماره ی دو ، اگه اون پیشنهادی که گفتم عملی بشه خود به خود شماره ی دو هم حل میشه.

الان خیلیا به مدرک دانشگاهی به عنوان یه راه برای رفتن به سر کار نگاه میکنن ولی اون موقع دانشگاه تبدیل میشه به جای برای کسب علم و مهارت....

در ضمن تحصیل کلا خوبه ، به شرطی که تبدیل نشه به یه مانع در مسیر زندگی انسان! بلکه به موازات زندگی عادی باشه....



یا علی (علیه السلام) Heart
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mhvvhm ، vahrakan
۲۳:۵۲, ۵/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #3
آواتار
اين پست طنز در اصل اشاره داره به زندگي ما جوونا!(حالا هر كي يه قسمتش) يكي دنبال مدركه، يكي دنبال عشق و حاله، يكي دنبال سربازي، يكي دنبال شوهر!جالب اينه كه تو اين طنز تلخ ترين چيز نبود!(كار)
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Mohammad Trust ، دل خسته ، mhvvhm ، vahrakan
۱:۳۷, ۶/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #4
آواتار
(۵/خرداد/۹۱ ۲۲:۳۶)Havbb 110 نوشته است:  

ولی در کل باید ارزش مدرک رو اورد پایین. یعنی بگن شما حتی اگه دکتری هم داشته باشی وقتی میخوای بری یه جایی سر کار اصلا ازت سوال نمیکنن مدرکت چیه ، بگن چقدر چیز حالیت هست....

وسط نوشت: اگه این کارو الان بخوان بکنن همه ی فوق دیپلم های ایران باید برن جای مهندس ها سر کار و مهندس ها اخراج بشن :دی

بسم الله الرحمن الرحیم


سلام .

دوست عزیز من کاملا با شما مخالفم و به نظر من باید ارزش مدرک رو ببرن بالا به این معنی که همینجوری با شرط معدل و پو ل و ... هر کسی نتونه بره دانشگاه .
یه زمانی کنکور برای سراسری که برگزار میشد همه دنبال این بودن که بتونن قبول بشن تا بتونن برن دانشگاه برای ادامه تحصیل اما الان میگن خوب سراسری نشد آزاد ، آزاد نشد علمی کاربردی ، علمی کاربردی نشد پیام نور ، پیام نور نشد سما ، سما نشد ...!!!

وقتی ارزش مدرک به اندازه مطالب ژورنالیستی میاد پایین نتیجه این میشه که من .و شما به یه شخصی که 4 یا 6 سال درس خونده به چشم یه انسان معمولی نگاه میکنیم .

البته این هم متذکر بشم بعد از این مرحله باید نظام آموزشی هم سیستم رو عوض کنه تا کسانی که دانشجو هستن با علم بیان بیرون .

اما نظر حقیر :

به نظر من باید یا کلا مدرک رو از دانشگاهها بردارن و نظام دانشگاهی دنبال دادن مدرک نباشه تا هر کس و نا کسی برای گرفتن مدرک نیان دانشگاه و فقط کسانی بین دانشگاه که دنبال علم هستن .

و یا اینکه مدرک باشه اما فی*ل*تر ها رو قوی کنن تا مشخص بشه کی میخواد درس بخونه کی به خاطر دوست بازی و صرفا به خاطر مدرک میاد دانشگاه .

من خودم دانشجوام و به شدت مخالف اینم که که با شرط معدل کسی بیاد دانشجو بشه ...
الان توی دانشگاه علمی کاربردی ( حداعقل جایی که حقیر درس میخونم ) هیچ رقابتی وجود نداره و به جرات میتونم بگم 90% فقط به خاطر گرفتن مدرک دارن میان و همیشه با پارتی بازی و پول دارن پیش میرن !!!!!

خوب وقتی چنین فردی با مدرک کارشناسی میتونه بیاد بیرون حق کسی که توی دانشگاه سراسری درس خونده ضایع میشه .

اگر سیستم ما مدرک گرا نبود میشد این همه وقتی که توی دانشگاهها هدر میدیم رو با مطالعه آزاد خیلی بیشتر استفاده کنیم .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Havbb 110 ، mhvvhm ، vahrakan
۱:۴۸, ۶/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #5
آواتار
(۵/خرداد/۹۱ ۲۳:۵۲)t.kam67 نوشته است:  اين پست طنز در اصل اشاره داره به زندگي ما جوونا!(حالا هر كي يه قسمتش) يكي دنبال مدركه، يكي دنبال عشق و حاله، يكي دنبال سربازي، يكي دنبال شوهر!جالب اينه كه تو اين طنز تلخ ترين چيز نبود!(كار)
یکی هم مثل من عشق دانش داره ، بد می زنن تو پرش ، می گن کار نداره سربازی نرفته بهش زن نمی دن ، مجبور میشه ترک تحصیل کنه ، بعد هم که با این اوضاع خرابی بازار وقت نمی کنه ادامه تحصیل بده.
دانشگاه ها هم که قربونش برم ، دائم بچه سوسول ها نمره بیار هستند ، و معمولا کسانی می رند بالا که اعتقادات ضعیف تری دارند ، اساتید هم که خیلی هاشون از لحاظ علمی و مذهبی دچار مشکل هستند.
باور کنید از ته دل و اعتقاد قلبی می گم ، تگر فقط یک نفر در ورودی ما با عشق درس می خوند ، فقط برای رشد دین و کشورش و انگیزه معنوی داشت ، من بودم (البته بنا بر ریا نیست ، بحث درد دل هست) ، از خیلی ها می پرسیدی قصد ادامه تحصیل داری ،می گفتند نه ، اما من از ته دل می گفتم تا آخرش هستم،اما دانشگاه من رو به کجا کشوند؟
دوست داشتم و عقیده داشتم باید علم رو در دنیا متحول کنم ، باید کسی باشم که تمام دنیا به داشتنش حسرت بخورند ، آرزوشون باشه که کسی با این سطح علمی رو داشته باشند ، اما من بمونم و به کشورم خدمت کنم ، اما اصلا کسی بود توی این مملکت که این عشق و علاقه درونی من براش مهم باشه ، برام تره خورد کنه؟
باور کنید هر وقت به این شکست علمی فکر می کنم ، به شرایط گند اون زمان ، از ته دل غصه می خورم ، و آه می کشم ، و دوست دارم از ته دل گریه کنم.
بعضی شب ها هم خواب دانشگاه رو می بینم، می بینم که کسایی که یک موقعی توی آزمایشگاه گیر می کردند و نمی تونستند بفهمند گیر از کجا است و من مشکلاتشون روحل می کردم.توی کلاس مسائل سخت علمی رو نمی فهمیدند، الآن به کجا رسیدند.توی خواب اون ها رو می بینم و شرمسار می شم.احساس حقارت می کنم و وقتی از خواب بیدار می شم ، اشک می ریزم از ته دل.
واقعا داغ این شکست تا آخر عمر با من هست و خواهد بود.و من مسببینش رو نخواهم بخشید ، چرا که باعث شدند من که این قدر علاقه به تحصیل داشتم ، به این جا برسم و احساس حقارت کنم.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Mohammad Trust ، saloomeh ، t.kam67 ، mhvvhm ، vahrakan
۱:۵۲, ۶/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #6
آواتار
(۶/خرداد/۹۱ ۱:۴۸)دل خسته نوشته است:  
(۵/خرداد/۹۱ ۲۳:۵۲)t.kam67 نوشته است:  اين پست طنز در اصل اشاره داره به زندگي ما جوونا!(حالا هر كي يه قسمتش) يكي دنبال مدركه، يكي دنبال عشق و حاله، يكي دنبال سربازي، يكي دنبال شوهر!جالب اينه كه تو اين طنز تلخ ترين چيز نبود!(كار)
یکی هم مثل من عشق دانش داره ، بد می زنن تو پرش ، می گن کار نداره سربازی نرفته بهش زن نمی دن ، مجبور میشه ترک تحصیل کنه ، بعد هم که با این اوضاع خرابی بازار وقت نمی کنه ادامه تحصیل بده.
دانشگاه ها هم که قربونش برم ، دائم بچه سوسول ها نمره بیار هستند ، و معمولا کسانی می رند بالا که اعتقادات ضعیف تری دارند ، اساتید هم که خیلی هاشون از لحاظ علمی و مذهبی دچار مشکل هستند.
باور کنید از ته دل و اعتقاد قلبی می گم ، تگر فقط یک نفر در ورودی ما با عشق درس می خوند ، فقط برای رشد دین و کشورش و انگیزه معنوی داشت ، من بودم (البته بنا بر ریا نیست ، بحث درد دل هست) ، از خیلی ها می پرسیدی قصد ادامه تحصیل داری ،می گفتند نه ، اما من از ته دل می گفتم تا آخرش هستم،اما دانشگاه من رو به کجا کشوند؟
دوست داشتم و عقیده داشتم باید علم رو در دنیا متحول کنم ، باید کسی باشم که تمام دنیا به داشتنش حسرت بخورند ، آرزوشون باشه که کسی با این سطح علمی رو داشته باشند ، اما من بمونم و به کشورم خدمت کنم ، اما اصلا کسی بود توی این مملکت که این عشق و علاقه درونی من براش مهم باشه ، برام تره خورد کنه؟
باور کنید هر وقت به این شکست علمی فکر می کنم ، به شرایط گند اون زمان ، از ته دل غصه می خورم ، و آه می کشم ، و دوست دارم از ته دل گریه کنم.
بعضی شب ها هم خواب دانشگاه رو می بینم، می بینم که کسایی که یک موقعی توی آزمایشگاه گیر می کردند و نمی تونستند بفهمند گیر از کجا است و من مشکلاتشون روحل می کردم.توی کلاس مسائل سخت علمی رو نمی فهمیدند، الآن به کجا رسیدند.توی خواب اون ها رو می بینم و شرمسار می شم.احساس حقارت می کنم و وقتی از خواب بیدار می شم ، اشک می ریزم از ته دل.
واقعا داغ این شکست تا آخر عمر با من هست و خواهد بود.و من مسببینش رو نخواهم بخشید ، چرا که باعث شدند من که این قدر علاقه به تحصیل داشتم ، به این جا برسم و احساس حقارت کنم.
سرت رو بالا بگیر جوون. خدا از دلت خبر داره. غم چیو میخوری.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: دل خسته ، t.kam67 ، mhvvhm ، vahrakan
۲:۱۷, ۶/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #7

نقل قول:به نظر من باید یا کلا مدرک رو از دانشگاهها بردارن و نظام دانشگاهی دنبال دادن مدرک نباشه تا هر کس و نا کسی برای گرفتن مدرک نیان دانشگاه و فقط کسانی بین دانشگاه که دنبال علم هستن .


خب منم که همینو گفتم شما مخالفت کردی بعدش خودت همونو گفتی Wink
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: soshiant ، vahrakan
۱۲:۵۳, ۶/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #8
آواتار
(۶/خرداد/۹۱ ۱:۴۸)دل خسته نوشته است:  
(۵/خرداد/۹۱ ۲۳:۵۲)t.kam67 نوشته است:  اين پست طنز در اصل اشاره داره به زندگي ما جوونا!(حالا هر كي يه قسمتش) يكي دنبال مدركه، يكي دنبال عشق و حاله، يكي دنبال سربازي، يكي دنبال شوهر!جالب اينه كه تو اين طنز تلخ ترين چيز نبود!(كار)

یکی هم مثل من عشق دانش داره ، بد می زنن تو پرش ، می گن کار نداره سربازی نرفته بهش زن نمی دن ، مجبور میشه ترک تحصیل کنه ، بعد هم که با این اوضاع خرابی بازار وقت نمی کنه ادامه تحصیل بده.

فقط جهت اطلاع ميگم كه بدوني خدا چقدر بزرگه و نااميد نشي!
خود من وقتي ازدواج كردم، دانشجو بودم، بيكار بودم، وضعيت سربازيم معلوم نبود و كلي مشكل ديگه...
الان فارغ التحصيل شدم، معاف شدم، حج رفتم و كلي اتفاق خوب ديگه...
فقط كارم مونده كه اونم با سعي و تلاشي كه دارم ميكنم مطمئنم به زودي خدا واسم رديفش ميكنه!
اما دليل اينا ميدوني چيه؟ (خدا خلاف وعدش عمل نميكنه!)
اينو تو ذهنت داشته باش و ببين كجاها خدا وعده داده!يكي از وعده هاي خدا درباره ازدواجه! دربارش تحقيق كن ببين چه احاديث عجيبي وجود داره.من به همه اتفاقاتي كه برام افتاد ايمان داشتم ولي همسرم اونا رو معجزه ميدونه!چون من به وعده خدا مطمئن هستم ولي همسرم ته دلش شك داشت.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mhvvhm ، دل خسته ، vahrakan
۱۵:۵۳, ۶/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #9
آواتار
(۶/خرداد/۹۱ ۱۲:۵۳)t.kam67 نوشته است:  اما دليل اينا ميدوني چيه؟ (خدا خلاف وعدش عمل نميكنه!)
اينو تو ذهنت داشته باش و ببين كجاها خدا وعده داده!يكي از وعده هاي خدا درباره ازدواجه! دربارش تحقيق كن ببين چه احاديث عجيبي وجود داره.من به همه اتفاقاتي كه برام افتاد ايمان داشتم ولي همسرم اونا رو معجزه ميدونه!چون من به وعده خدا مطمئن هستم ولي همسرم ته دلش شك داشت.
سلام
بله خداوند متعال خلاف وعده نمی کنه
این بنده های خدا هستند که به دیگران ظلم می کنند.
من خدا رو شکر ازدواج کردم ، بچه دار هم شد ، سربازی هم رفتم ، کار بخور و نمیر هم دارم ، اما خوب این وسط ضربه روحی بدی خوردم.
توی دبیرستان معلم های خوبی داشتیم ، واقعا گل بودند.به علاقه من به تحصیل احترام می گذاشتند.حتی می شد معلم میومد دنبالم می گفت این جا رو بد خط نوشتی،من بهت اعتماد دارم ، بگو ببینم چی بوده اصلش و ... .واقعا هم به حس دانش دوستی من ارزش و بها می دادند.
در دانشگاه هم مثل دبیرستان با علاقه سر کلاس درس می نشستم ، تک تک نکته ها رو گوش می کردم و یاد می گرفتم.اهل دو در کردن نبودم ، تمرین ها رو خودم حل می کردم و واقعا انگیزه داشتم ، اما وقتی رسید آخر ترم ، دیدم منی که این همه زحمت کشیدم از کسی که شب امتحان درس می خونده در دید معلم پایین ترم.با این که میدونستم من مطالب رو عمقی یاد گرفتم و اون ها فقط من باب اخذ نمره.اما خوب کمتر استادی بها می داد.البته چند استاد بودند که دوستم داشتند و بهم کمک می کردند و ان شاء الله خدا نگهشون داره.اما جو غالب اساتید دانشگاه خودشون باقیمونده دانشجوهای بی اراده و پول دوست بودند و واقعا محیط دانشگاه های ما مناسب هستند برای کسانی که انگیزه های مادی دارند از درس خوندن.
من خیلی عشق تحصیل بودم ، گاهی اوقات اصلا غرق مطالعه می شدم که رفت و آمد دیگران رو نمی فهمیدم، و واقعا سال قبل از کنکور یکی از بهترین سالهای عمر من بود (برعکس اکثریت) و لذت می بردم از تحصیل.واقعا هم متعصب بودم و آرزو داشتم از الکترونیک استفاده کنم و پیشرفته ترین سلاح ها رو برای کشورم بسازم ، اما خوب من به شنا علاقه داشتم ، اما مسیر خوبی برای شنا ندیدم و دل سرد شدم.
الآن هم خیلی علاقه دارم ادامه تحصیل بدم ، اما با این شرایط مالی که هشتم جلوی نهم هست نمیشه ریسک زیادی کرد.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: vahrakan
۲۲:۲۴, ۶/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #10
آواتار
اگ صلاح باشه، حتما موفق ميشي!اگ نباشه... ،ظلم بنده هاي خدا هم بي جواب نميمونه و بعضي وقتا خدا با يه چيز بهتر پاداش صبر و شكرگزاري آدمو ميده!
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: دل خسته ، vahrakan
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  نقش دانشگاه ها در جامعه sayeh 3 2,109 ۹/شهریور/۹۲ ۱۸:۵۸
آخرین ارسال: samin23
  اینجا دانشگاه خیلی آزاد است! akhevi 65 26,660 ۲۴/فروردین/۹۲ ۱۳:۱۳
آخرین ارسال: دختر شیعه
  بهتره بگی جنگ یواش نه جنگ نرم!!!!!!!!!! SARV 14 6,010 ۲۵/مهر/۹۰ ۱۳:۱۰
آخرین ارسال: میثاق

پرش در بین بخشها:


بالا