|
بررسی اندیشه تناسخ
|
|
۴:۵۱, ۷/خرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/تیر/۹۱ ۰:۵۹ توسط فاطمه خانم.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
تناسخ از ریشه ( نسخ ) گرفته شده و به معنای تحول و انتقال یا ازاله شیء به وسیله شیء دیگر است .معنای اصطلاحی آن عبارت است از : انتقال روح انسان پس از مرگ به بدن انسانی دیگر یا یک حیوان یا یک گیاه یا یک جماد . این چهار صورت به ترتیب : نسخ ، مسخ ، فسخ و رسخ نامیده میشوند . اندیشه تناسخ دیدگاهی است مخالف با نظر مادی ها و ضد عقیده به معاد و جهان آخرت . در باب معاد : روح پس از جدایی از بدن دنیوی ، مجددا در جهان آخرت به همان بدن قبلی باز میگردد. براهمه ، بودایی ها ، هندوها ، سیکها ، آیین جینیسم و برخی آیین های عرفانی جدید مثل آیین اوشو و سای بابا قائل به تناسخ هستند. قانونی که کیفیت و چگونکی تولد دوباره و علت انتقال روح به جسد مافوق یا پیکری مادون را بیان میکند ، به قانون کِرِمه معروف است . پیروان این اندیشه درباره این که روح چه کسانی ، به بدن چه موجوداتی و تا کی منتقل میشوند ، نظر واحدی ندارند . قائلین به تناسخ را از یک جهت میتوان به سه دسته تقسیم کرد : تناسخ نامحدود : روح همه انسانها ، در همه زمانها ، پیوسته از بدنی به بدن دیگر منتقل میشود !! تناسخ محدود و نزولی : انسانهای کامل از نظر علم و عمل ، به عالم نور منتقل میشوند و انسانهای غیر کامل مکرر به این جهان باز میگردند تا به کمال علمی و عملی برسند و سپس به عالم نور و مجردات وارد میشوند !! تناسخ محدود و صعودی : فیض الهی یا حیات ابتدا به گیاهان ، که استعداد بیشتری دارند ، تعلق میگیرد و سپس به حیوان و بعد انسان منتقل میشود تا به مرتبه کمال برسد !! تناسخ مظلق یا نامحدود ، کاملا مخالف با معاد است ، تناسخ نزولی در مورد انسانهای غیر کامل با معاد نمیسازد و تناسخ صعودی اگر معتقد به انتقال روح بین بدنهای انسانی نشود ، معارض با معاد نیست ولی از جهت عقلی ، باطل است و دلیلی بر حقانیت آن وجود ندارد . برای گرایش به تناسخ شواهد متعددی ذکر شده اما هیچ کدام از آنها ، دلالت منطقی بر لزوم تناسخ ندارند و برای هر یک توجیهات دیگری وجود دارد ، از جمله آن شواهد میتوان به آشنایی با احساس افراد یا صحنه هایی که میبینیم و برخی از احساسات ناخود آگاه اشاره کرد . آنها میگویند : (( اگر امروز شما برده هستید ، باید نشانی از آن باشد که روزی برده دار بوده اید ))!! انسان به دلیل پیچیدگی های جهان و عالم روح ، هنوز از اسرار بسیاری نا آگاه است . اینگونه استنادات ، چیزی جز حدس و گمان معتقدان به تناسخ نیست و با خیال و گمان ، کاخ محکم عقاید را بنا کرد . منبع : جهان تاریک ( حمید کریمی ) ادامه دارد انشاءالله ... |
|||
|
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۲:۲۵, ۳/تیر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/تیر/۹۱ ۱۳:۳۵ توسط حسن.س..)
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
(۳/تیر/۹۱ ۱۰:۵۸)علی 110 نوشته است: موفق باشی حسن آقا........................................... خدا کمک فرماید و استعانت کند که امثال حاج آقا یعقوبی(حفظه الله) دست بنده ی بیچاره را هم بگیرند. همه مان را از نفس قدسیه این مرد الهی و دعای حقه ایشان بهره مند شویم و ان شاء الله شفیع ما در روز محشر گردند. علی جان ان شاء الله با هم کمک کنیم اول خودمان و درکنارش جامعه را آماده ی حضور حضرت حجت(عجل الله تعالی فرجه الشریف) کنیم و همه اعضای این محفل نورانی با هم پیمان ببندیم که دعای گوی هم باشیم و در روز رستاخیز شفیع و واسطه ی یکدیگر و به عنایت حضرات ائمه(علیه السلام) همه با هم مصداق این آیه شویم که و نزعنا ما فی صدورهم من غل اخوانا علی سرر متقابلین(و آنچه كينه در سينههاى آنان است بركنيم؛ برادرانه بر تختهايى روبروى يكديگر نشستهاند). دست همه مان خالی است خدا می داند....همه ی امید من و شما و تمامی بچه ها این تالار این است که با عنایت و شفاعت ائمه معصومین(علیه السلام) و بزرگان در آن عالم نورانی اطراف این وجودات نورانی حلقه بزنیم و وصفمان این باشد که شيعتك على منابر من نور مبيضة وجوههم حولى فى الجنة و هم جيرانى. یا علی و التماس دعا. |
|||
|
|
۱۲:۵۳, ۳/تیر/۹۱
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
|
سلام
بنده فرصت نکرده ام که همه متن را بخوانم، ببخشید ولی در مورد تناسخ و معتقدان به آن می توانم این آیه شریفه را یادآوری کنم. سوره مبارکه جاثیه آیه 24 وَقَالُوا مَا هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا نَمُوتُ وَنَحْيَا وَمَا يُهْلِكُنَا إِلَّا الدَّهْرُ وَمَا لَهُم بِذَلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ و گفتند غير از زندگانى دنياى ما [چيز ديگرى] نيست مى ميريم و زنده مى شويم و ما را جز طبيعت هلاك نمى كند و[لى] به اين [مطلب] هيچ دانشى ندارند [و] جز [طريق] گمان نمى سپرند. خیلی جالبه. یعنی یک سری آدم بی خرد پیدا می شوند که می گویند ما می میریم و باز زنده می شویم ولی دنیای دیگری وجود ندارد یعنی آیه جواب بسیاری از معتقدان به تناسخ است با تشکر یا علی مدد |
|||
|
|
۲۰:۱۴, ۳/تیر/۹۱
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
|
و دوباره سلام بر همگی... با مطالعه ای که بنده از بحث پیش آمده نمودم، حس کردم که اختلاف نظرات همقطاران عزیز، حسن و علی، فقط ناشی از دو نگرش متفاوت، و به دور از اشکال میتونه باشه. اینی که علی آقا از قول استادش میگه (خلاصه میگم) در پی علمی که به بندگی شما کمکی نمیکنه نرید، از این جهته که گرایشی عارفانه و فردیت گرایانه داره و اینی که حسن آقا میگه (بازم خلاصه) که در دین ما بر کسب و فراگیری علوم مختلف تأکید بسیار شده، از این جهته که نوعی گرایش فقهی و اجتماعی داره. به نظر من این دو راه، هیچ کدوم انحرافی ندارن، بلکه هر انسانی در واقع باید تا حدی معین، به کسب علوم مختلف بپردازه و بعد خودش رو وقف بندگی و خودسازی کنه. اگه کسی بدون کسب علوم کافی یکسره از ابتدا شروع به خود سازی کنه، ممکنه در میانه ی راه، دچار حس غریبگی با جهان اطراف و ناتوانی در برقراری ارتباط بشه. و اگر هم کسی تمام زندگی خودش رو وقف کسب علم کنه و از بندگیش غافل بمونه هم به بیراهه رفته و هرچه که جلوتر بره بیشتر احساس بی ارزشی میکنه... هر چیز خوبی در میانه، همونطور که شیوه ی اسلامه، میتونه در روند تکامل ما تأثیر مطلوبی داشته باشه. (و همونطور که زیاده روی در هر کاری منجر به نابودی میشه...)
و آقا حسن، فکر میکنم شما دقیقا متوجه مسئله ی من نشدید؛ من با سؤال آخرم سعی در اثبات تناسخ نداشتم که شما مرحمت فرمودید و برای چندمین بار استدلالات ناقض تناسخ رو عرضه کردید... خواستم برام قدری از عدل الهی بگید و اینکه نظام عدالت چطور کار میکنه و چرا از تناسخ عادلانه تر و بهتره... |
|||
|
۴:۵۴, ۴/تیر/۹۱
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
(۳/تیر/۹۱ ۱۲:۵۳)mohamad نوشته است: سلام احسنت بر شما محمد ، جا داشت که در یک تاپیک از شما قدردانی کنم ، واقعا نشان روشن و آگاه کننده ای بود. ممنون
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |












