کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 4.67 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
زندگی فست‌فودی، رفاقت فیس‌بوکی!
۱۹:۳۴, ۷/خرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۷/خرداد/۹۱ ۱۹:۳۹ توسط میثاق.)
شماره ارسال: #1
آواتار
[تصویر: 1x4118_facebook-forghani1.jpg]


پسرعمه‌م نشسته بود پای کامپیوتر. همچین چسبیده بود به صندلی که حتی برای شام کَنده نشد. روبروش می‌شینم می‌گم «فرهود! چه خبر؟ زنده‌ای که هنوز؟». می‌گه «عضو فیسبوک هستی؟». می‌گم «زیاد بهش سر نمی‌زنم.». می‌گه «اسمت چیه که پیدات کنم؟».

اسمم رو می‌گم و شروع می‌کنه به گشتن. یهو با تعجب می‌گه «یعنی اشکال نداره من بیام توی پروفایلت؟». می‌گم «نه! چه اشکالی؟ مگه اشکال داره من پروفایل شما رو ببینم؟!» می‌گه «خب چون دختری شاید زیاد خوشت نیاد! بچه‌ها شیطونی می‌کنند. می‌دونی دیگه!». می‌گم «متوجهم. اصولا همه‌چیز زیر سر “بچه‌ها”ست. مثل قدیما که همه‌ی خرابکاری‌ها زیر سر “بعدازظهری‌ها” بود.»…

شروع می‌کنه از مزیت‌های فیسبوک و جذابیتش می‌گه. می‌گم «پسر خوب! اون زمان که ما اومدیم فیسبوک، اونجاها همه بیابون بود. هنوز جاده‌هاش آسفالت نشده بود. شما یادت نمیاد. هنوز طفل بودی اون موقع.». می‌گه «حالا چرا نیستی؟».
می‌گم «آدم وارد فیسبوک که میشه انگار وایساده سر خیابون، هر کیو که رد میشه نگه می‌داره، تمام اطلاعات و اخبار زندگانیش رو میذاره کف دستش! می‌گه برو به سلامت!».

هنوز با کامپیوتر مشغوله. می‌گه «بیا اینو ببین!». وقتی می‌رم پشت سیستم، می‌بینم وب‌کم رو روشن کرده و داره با یه چهره (!) چت می‌کنه، از اونایی که یه عالمه مدادرنگی دارند! پروفایل خانومه رو نشونم میده و می‌گه «همین الان توی فیسبوک آشنا شدیم.». برای خانومه دست تکون می‌دم، یعنی «یوهو! من اومدم!!».

به فرهود می‌گم «توی عکس پروفایلش چقدر مینیاتوری به نظر میاد! با وب‌کم تفاوت را احساس کنید! خدا بیامرزه پدر آقای فتوشاپ رو! هر کاری از دستش برمیاد برای این مردم انجام میده! اجرش با صاحب مجلس!».

فرهود داره تندتند تایپ می‌کنه. می‌گم «روسریش منو کشته! خب پس چرا عکس پروفایلش روسری نداره؟» فرهود می‌گه «الان ازش می‌پرسم». براش می‌نویسه «به قول شاعر، پیش من چادر رو بردار!». خانومه در حالی‌که داره از خنده ریسه می‌ره می‌نویسه «ئه؟ نمیشه که. آخه تو نامحرمی!». می‌زنم زیر خنده. جل‌الخالق! عجب ملت جُکی داریم! خودشو گذاشته سر کار یا ما رو؟!

فرهود می‌نویسه «حالا دیگه ما نامحرم شدیم؟!». خانومه می‌نویسه «اصلا قرار نبود اینجا غیر از فامیل و دوستام کسی رو Add کنم. اما وقتی شایان [دوست فرهود] رو Add کردم گفتم حالا تو هم باشی!».
می‌گم «یاد اون موجودی افتادم که وقتی زیر پروفایلش آتیش روشن کردند، کم‌کم آب‌پز شد! ولی تا انداختندش توی وب‌کم یهو پرید بیرون!!». فرهود می‌گه «زیرنویس فارسی نداره حرفت؟». می‌گم «قورباغه‌ی طفلی رو می‌ندازند توی آب‌جوش، یهو می‌پره بیرون. اما وقتی می‌ذارندش توی ظرف آب و نمه‌نمه گرمش می‌کنند، اون‌قدر می‌مونه تا کاملا آب‌پز میشه. حالا مصدوم آماده‌ست. نوش جان!! این طفلی هم انگار داره کم‌کم آب‌پز میشه توی فیسبوک!».

گویا مهمونی تموم شده. باید بریم خونه‌مون. توی راه به این فکر می‌کنم که چقدر دلم برای دوستای دانشگاه و دبیرستانم تنگ شده، که اتفاقا همه‌شون به‌شدت فیسبوکی هستند.

توی کوچه‌مون که می‌رسیم، صدای دوستای برادرم رو می‌شنوم که دارند در مورد دوستای نِتی‌شون حرف می‌زنند. تا اسم فیسبوک رو میارند یادم میفته که هر کدوم‌شون چه چــــیزایی برای برادرم می‌فرستند و اتفاقا به ایمیل من میاد، چون پروفایلش با ایمیل من ساخته شده. به جای اونا من خجالت می‌کشم!!

این روزا دیگه شناسنامه زیاد کارایی نداره؛ اگه عضو فیسبوک نباشی، انگار اصلا جزو موجودات زنده به حساب نمیای! در همین راستا برادر منم یه پروفایل ساخت و مسئولیتش رو به من واگذار کرد!

توصیه می‌کنم هیچ‌وقت مدیریت پروفایل برادرت رو، در حالی‌که تمام بچه‌های محل و دوستاش که می‌شناسی، توی Add Listش هستند به عهده نگیر، چون از همه ناامید میشی! و من بعد از این ناامید شدن‌ها از اطرافیان و دوستانم بود که جیفه‌ی فیسبوک رو به اهلش بخشیدم و دست از محتویاتش شستم!

مشغول چک کردن ایمیلم هستم که یه خبر می‌بینم «ازدواج زوکربرگ!». خدا رو شکر! بالاخره بخت این بچه باز شد. بذار ببینم چی انتخاب کردی حالا… چی انتخاب کردی؟؟؟ حیف شما نبود؟ درسته خودت هم از لحاظ خوش‌تیپی به گرد پای ایرونی‌جماعت نمی‌رسی، ولی پول‌دار که بودی! شما یه سر به فیسبوکی‌های ایران می‌زدی، هم به فتوشاپ ایمان میاوردی، هم می‌فهمیدی «خانوم دکتر» یعنی چی!! البته هر چیزی لیاقت می‌خواد خب… اما حیف شدی پسر، می‌فهمی؟ حیف!

شما در مورد ما چی فکر کردی واقعا؟ نگفتی با جوی که ما رو درمی‌نورده چی‌کار می‌خوای بکنی؟ نکنه توقع داری ملت همیشه‌درصحنه‌ی ما از این قضیه به سادگی عبور کنند؟! یادت رفته وقتی استیو جابز مرد؟ ما اون‌قدر پیرهن عزای استیو خدابیامرز رو درنیاوردیم که خانواده‌ش برامون پیرهن سفید خریدند و اومدند بهمون سرسلامتی بدند.
حالا بگذریم از تغییر اسم و عکس پروفایل مردم غیورمون، به اسم و عکس اون مرحوم! اینجور آدمایی هستیم ما. حالا شما فکر نکردی این موجی که آواتارها رو به عکس همسر شما تغییر می‌ده، چقدر از نظر زیبایی‌شناسی آسیب می‌زنه به پیکره‌ی فیسبوک؟! این دفعه که گذشت؛ ولی دفعه‌ی بعد یادت باشه قبل از هر اقدامی حتما مشورت کنی.


[تصویر: 1-facebooklogo.jpg]




دارم همین‌جوری تأسف می‌خورم که دایی SMS می‌ده: «…این مشخصات خواستگار ملیحه‌ست. ببین چی می‌تونی ازش پیدا کنی؟» یه لحظه خودمو هم‌پای زحمت‌کشان پلیس+۱۰ می‌بینم و وظیفه‌ی سنگینی رو روی دوشم احساس می‌کنم! گواهی سوءپیشینه می‌خواید؟ خلافی ماشین؟ تعارف می‌کنید؟ به خدا اگه بذارم بدون شخم زدن کل فعالیت‌های اینترنتی طرف از این در برید بیرون! بعد از چند تا ازدواج فیسبوکی که شاهد بودم، یهو دلم به شور میفته…

نه دیگه. انگار قضیه جدیه. باید برم فیسبوک! بسم‌الله فی.لترشکن!… اوه اوه! این همه Notification رو کی میخواد چک کنه؟ من که اصلا! چند تا رو رندوم می‌بینم:

۱. به به… مبارکه. مهتاب با اون آقاهه که عمران می‌خوند ازدواج کرده. از کجا فهمیدم؟ عکساشون موجوده! از مدل لباس عروسش خوشم نمیاد!! ماه عسل هم جای گرمی رفتند! از دست و پای آفتاب‌سوخته‌شون فهمیدم! چه کاریه خب؟ می‌رفتید یه جای خوش‌آب‌وهوا! حالا خارج هم نبود، نبود. والا! راستی، مهتاب این مدلی نبودآ… باد فیسبوکی داره حیاها رو می‌بره یعنی؟!

۲. آخ جون! سارا زنده‌ست. برام پیام فرستاده. غروب بهش SMS دادم، جواب نداد. گفتم نکنه مُرده. تو رو خدا دوستای ما رو ببین! گوشیش رو نگاه نمی‌کنه، ولی فیسبوکش یکسره بازه. به قول IT‌چی‌ها «دائمُ‌الـآن‌ه» (همون دائمُ‌الـآنلاین یعنی!).

۳. یکی از آقایان هم‌کلاسی توی یکی از عکساش منو برچسب زده… پناه بر خدا! اینجا خانواده زندگی می‌کنه‌ها! چرا فکر کرده دیدن عکس لب ساحلش، با یه خُرده لباس، برای من جالبه؟! اصلا آدم وقتی لباس زیادی تنش نیست عکس می‌گیره مگه؟ «غیورمردِ وطن»ه داریم؟

۴. یه نفر درخواست دوستی داده. قبل از Confirm میرم توی پروفایلش ببینم چه جور موجودیه. با ۲۱ سال سن، تحصیلات دکتری؟! به برکت شبکه‌های اجتماعی کلی به تحصیل‌کرده‌هامون اضافه شده‌ها. ما قدر نمی‌دونیم!

۵. فرهود هم که سر شب خونه‌شون بودیم، پیام نوشته: «بابا پاستوریزه!». گویا خودم باید از این جمله عمق فاجعه‌ی خجالت‌آور حاکم بر پروفایلم رو درک کنم.

۶. …

تا صبح هم بشینم، Notificationها تموم نمیشن. اینکه کی برای کی کامنت گذاشته، کی با کی دوست شده، کی چه عکسی رو لایک زده و… اخبار خاله‌زنکی و به‌درنخوری هستند که انتشارش فقط در شأن اقدس خانومای تلویزیونیه!
اما حالا این وظیفه‌ی خطیر رو زوکربرگ و دار و دسته‌ش به عهده گرفتند، که از همین‌جا بهشون «خدا قوت» میگم. رسالت عظیمی رو به دوش می‌کشند! از خیر این اخبار مهم می‌گذرم.

اسم آقاهه‌ی خواستگار رو سرچ می‌کنم. چند مورد پیدا میشند که با تطبیق اطلاعات واصله از دایی، می‌فهمم کدوم‌شون آقای مربوطه‌ست. ماشالا لیست دوستان! چه خانومای خوش‌تیپی! آفرین، آفرین… به به! چقدرم مهربونه با همه‌ی خانوما: «عزیزم»، «گلم»، «فدات بشم»، «خانوم قشنگم» و… راحت باش شما! نامحرم کیلو چنده؟ زندگی فست‌فودی، رفاقت فیسبوکی هم می‌طلبه! آقا «ما برای وصل کردن آمدیم»، اما این آدم فقط روبوسی نمی‌کنه توی نوشته‌هاش! ای بمیری زوکربرگ! حالا من جواب دایی رو چی بدم؟…

به خودم که میام ساعت ۲ نصفه شبه. خوب شد؟ خوب شد الکی‌الکی ساعات خوابم از دست رفت؟…

صبح که سیستم رو روشن می‌کنم می‌بینم از فیسبوک ایمیل اومده که «سارا برات پیام فرستاده». بهش SMS می‌زنم می‌گم «سلام. دیگه نه من، نه فیسبوک! امری بود؟!»…
_______________________________________________
منبع: مینا فرقانی،کارشناس آی تی،سایت چارقد
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: N.Mahdavian ، yamin ، Havbb 110 ، Mohammad Trust ، Detector ، salman313 ، حسنیه ، azade ، mohamad ، aliali ، شیدا ، medad.sefid ، sarallah ، جویای حقیقت ، عدالت ، Maysam-1st ، shafagh_mah ، AFG Shia ، taban ، cszm ، mhklord ، مطواعی ، zaa ، سدرة المنتهی ، در جستجوی سختی ، SARV ، راحیل ، علمدار133 ، درست پسند ، blue.blood ، مفقود الاثر ، مجید املشی ، farzad313 ، Dragonborn ، 135 ، zryy ، faraz_223 ، آوای انتظار ، mahdyshr ، Tolou ، عبدالرحمن ، help me

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲۰:۰۹, ۳۰/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #11
آواتار
کلا مطلب عالی بود.
ولی چه فایده، چنان در جان و ذهن مردم نفوذ کرده،وقتی در جواب سوال ((تو فیس بوک هستی؟)) میگم نه، انگار که قتل کردم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میثاق ، شیدا ، medad.sefid ، در جستجوی سختی ، مجید املشی ، Tolou
۲۰:۴۱, ۳۱/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #12
آواتار
خوشبختانه من که در فیس بوک عضو نبوده ام و نیستم ، نه به خاطر اینکه شما می گویید جاسوسی است و جنگ نرم

است بلکه خیلی لوس بازی می دانم و انجمن ها ( Forums) را جایگاه مفیدتری می دانم .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شیدا
۲۳:۳۰, ۳۱/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #13
آواتار
رابطه ها مجازی شده
دوستانی که هرگز ندیدیمشون بیشتر از خانواده ای که هر روز میبینیمشون باهاشون هم کلامیم
ما سرگرم کارهایی شدیم که نه هیچ فایده ای دارد نه هیچ ضرری
و این خودش بزرگترین ضرره
داره ما رو سر جای خودمون می چرخونه
والا
بچه های ژاپنی به عنوان کاردستی ربات طراحی می کنند
بچه های ایرانی وبلاگو و سایتو صفحه ی فیس بوک باز می کنن
بچه های ژاپنی دنباله استاده خوب می گردند
و بچه های ایرانی دنباله سوژه های خوب
بچه های ژاپنی مشغله های علمی دارند
بچه های ایرانی نگرانه دلیور نشدن اس مس هاشون هستند
حالا هم که اس مس قدیمی شده همه رفتند سمت ......
والا
کیا مسلمون ترند؟؟؟؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شیدا ، نجف آبادی ، medad.sefid ، SARV ، faraz_223
۱:۴۱, ۱/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #14
آواتار
دوسال پیش متاسفانه سیاسی دو آتیشه بودم البته ازنوع چرندات تو فیس بوک که میرفتم دنبال سیاسیا میرفتم که حالشونو بگیرم یا برعکس
ولی خدا وکیلی همیشه حال بچه های دوجناح رو میگرفتم نه با این بودم نه با اون فقط برا خنده با عموم مینشستیم ومیخندیدیم به خودشون وافکارشون
عموم تو سازمان اطلاعات شیراز کار میکنه از اون آخوندهای بالا بالاس تعریف نیس برا هضم داستانم میگم
ما دیگه کم کم یکه بیار فیس بوک وبه خاک زدن بچه های سیاسی میشدیم که داستان شروع میشه یکی از بچه های سیاسی که خیلی هم اطلاعاتش عالی بود به ایمیل من میاد ودر اونجا کل کل کردن سیاسی رو شروع کردیم تا ماجرا به پیشنهادش شد
امر خیر نه ....Big GrinBig GrinBig GrinBig Grinاونم تو چنین جاهایی کلا کلاه سرخودمون گذاشتنه
پیشنهاد کرد که در داشگاه در مورد شبهات قران مثل ارثیه زن ومرد یا دیه یا حجاب و....بحث کنم وخیلی از جوونا رو جذب کنم
در ازاش هم ماهیانه مبلغ بیش از دومیلیونی میده
خدارو شکر که من خودم بچه مسلمون دو آتیشه وسخنران سازمان تبلیغات بودم
من که جواب نه دادم اما دست بردار نبود اسمش سیاوش بود(مستعار)
خلاصه میگذره ودادگاه انقلاب تشکیل میشه برا متهمان فتنه 88 تو یکی از دادگاه ها طرف تموم نشونی هاشو گفت دقیقا جناب سیاوش بود من درب وداغون مسئله رو به عمو گفتیم دوسه روز نگذشته بود که دوباره از طرف سیاوشه پیغام داشتم ترسم خیلی شدید شد اینکه تو زندونه دادگاه 15سال براش زندونی بریده هاج و واج دوباره مسله رو به عمو میگیم بعد از کلی بررسی اطلاعت که واقعا من تو اون جریان فهمیدم عجب سازمان اطلاعات بیست که نه 100 داریم کلا به همه چی وارد
بگذریم...
خلاصه سیاوش که تنها نبوده تو بهارستان اصفهان یه خونه ی تیمی داشتن که از عکا اومده بودن ایران پول از این بهایی های مچول میگرفتن وخرج اسرائیلو اهدافشون میکردن
از اون به بعد فیس بوک برا من شد یه کابوس همیشه گی اصلا از اینترنت تا مدتها فرار میکردم
خدا ایشالله نه برا شما ونه برا آشنایانتون چنین اتفاقی نیفته....
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شیدا ، میثاق ، فانوس *7* ، cszm ، علمدار133 ، مجید املشی ، faraz_223 ، Tolou
۱۹:۴۹, ۲/شهریور/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲/شهریور/۹۱ ۱۹:۵۶ توسط medad.sefid.)
شماره ارسال: #15
آواتار
Confusedنمی تونید بگید هر کی عضو FB هست ناقص العقله. خیلی ها هم آدمای قابل احترامی هستن از جمله اساتید من . اصلا خیلی از متخصصای هم رشته اینجوری با هم آشنا میشن.
همه شون غرض دار مرض دار نیستن.
خیلیا آگاهی ندارن مثل شما پر معلومات نیستن و مستند ظهور ها و توضیحات Drرائفیو ندیدن.
یا یه عده با نیت های خوب و اصلاحی میان. اصلا شاید فقط برای تفریح و گپ با دوستای قدیمیشون عضون و ذاتا آدمای سالم و خوبی باشن.
دوستی که گفتن یه عده آدم معاند با اعتقادای مشابه و اسلام آمریکایی هستن؛
نه، اتفاقا اغلب نسل خاکسترین نمتونن تصمیم بگیرن کدوم وری باشن و کدوم نقائصو به قیمت کدوم مزایا متحمل شن؟؟؟!
همونا که نتونستیم به سمت دین سوقشون بدیم و بی پروایی های رسانه و جو دانشگاه هم از دین زده شون کرده و در مسیر توفان تبلیغات غربی قرار گرفته اند . شاید بی طرف حتی وطن دوست باشن اما سر در گم شدن
و بازم این تقصیر ماست که واسه داعیه دین داری کردیم و واسه ترویج دین خدا کم گذاشتیم...

از گفتارمون گرفته تا رفتار و کردارمون
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شیدا ، فانوس *7* ، cszm ، zaa ، سدرة المنتهی ، faraz_223
۱۱:۴۹, ۴/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #16
آواتار
مشكل ما اينه كه فك ميكنيم مرغ همسايه غازه!!!

فك ميكنيم هر چي از غرب مياد كلاس داره و وقتي نداشته باشيمش عقب مونده ايم!!!

الان بعضي جووناي ما از 24 ساعت دارن 25 ساعتشونو پاي فيس هدر ميدن كه چي؟!!

چن وقت پيش از يكي از دانشجوهاي تونسي دانشگاهمون شنيدم كه داشته به دخترا ميگفته كه روابط اجتماعي تو ايران خيلي ضعيفه(!) چرا؟چون از هر كدوم از دختراي همكلاسيش پرسيده كه فيس دان يا نه يا گفتن دارم ولي سر نميزنم يا نداشتن يا....

همه رو جو ميگيره بعضي از ما ايرانيا رو توهم كلاس غربي ميگيره!!!

كاش قبل از اينكه جناب ALI بگن
"کلن توی کشور ما یک تفکری هست که میگه"هرچه از غرب آمد بد است!" اینم جزو اون دسته از تفکرات هست "

يه ذره تحقيق ميكردن ميديدن كه همچين الكي هم نيس اين حرف! دست هاي اسرائيل توي فيس بوك چيز قابل چشم پوشي اي نيست!!!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: medad.sefid ، فانوس *7* ، در جستجوی سختی ، faraz_223
۲:۰۴, ۱۶/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #17
آواتار
(۷/خرداد/۹۱ ۲۳:۵۵)Mohammad Trust نوشته است:  این 50% داستان فیس بوک بود.

خیلی چیزای خوبی هم داره. خیلی هارو میشه و تونستیم از توش نجات بدیم یا اگاه کنیم
البته البته
ولی اگر خودمون نجات پیدا کرده باشیم.
جسارت نشه ها تواضع بد چیزی نیست.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: در جستجوی سختی ، faraz_223
۲:۰۸, ۱۶/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #18
آواتار
(۱۶/شهریور/۹۱ ۲:۰۴)zaa نوشته است:  
(۷/خرداد/۹۱ ۲۳:۵۵)Mohammad Trust نوشته است:  این 50% داستان فیس بوک بود.

خیلی چیزای خوبی هم داره. خیلی هارو میشه و تونستیم از توش نجات بدیم یا اگاه کنیم
البته البته
ولی اگر خودمون نجات پیدا کرده باشیم.
جسارت نشه ها تواضع بد چیزی نیست.


نه بابا
جسارت چیه ، راحت باش. من که چیزی نگفتم. والا وقتی میگن 100% بده ، خوب یه خوبیش رو که خودم حداقل دیدم باید بگم که بدونن میشه ازش استفاده مفید و محدود کرد.

وگرنه من وضعم از همه بد تره ، خدا ببخشه.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سدرة المنتهی ، در جستجوی سختی ، faraz_223
۳:۱۸, ۱۶/شهریور/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/شهریور/۹۱ ۳:۴۹ توسط سدرة المنتهی.)
شماره ارسال: #19
آواتار
(۳۰/مرداد/۹۱ ۱۹:۵۹)mohamad نوشته است:  
(۲۸/مرداد/۹۱ ۱۱:۲۸)sarallahe73 نوشته است:  
عضویت در فیسبوک = شک کردن به داشتن عقل سالم

بسیار موافقم


دست شما درد نکنه دیگه !

پس باید یک سر برم تیمارستان.

مقام قضاوت و اینام کشک! به اینم فکر نمی کنیم به کسی بر بخوره هم کشک. :|

نقل قول:عضویت در فیسبوک = شک کردن به داشتن عقل سالم

اگه می تونستم بهت صد تا اعتبار منفی میدادم ... با وجود اینکه هیچ مشکلی باهات ندارم عزیزم.Heart



حکایت ما درباره اینطور قضاوت ها مثل حکایت کسی میمونه که نمک رو نمیخوره و از هم دور میگه نمک شیرینه!
خیلی هاتون که اینطوری قضاوت می کنید شرط می بندم 5 دقیقه هم توش نبودین که آدمای معقولش رو ببینین ، فیس بوک بچه های بیداری داره مثل همینجا.

اتفاقا اسم یکیشون منتقم الزهرا هم هست Smile که یه خانوم محترمیه مثل خانم های همین تالار. (اونقدم معتقد که عکس هم نداره)

اکثر ارسال هام تو تصاویری که باید دید از فیس بوکه ، حالا برید ببینید کدوم عکس تو اون تاپیک مشکل داره ؟ بیاید بزنید تو صورتم وعقلم رو ببرید زیر سول..
اون عکسی که یه آقا داره تو نماز قنوت میخونه ولی دست نداره فکر می کنید از کجا بود؟

این چه قضاوتیه آخه ! من نمی فهمم !
نامردیه تا قضاوت. Sad
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: medad.sefid ، faraz_223
۵:۰۸, ۱۶/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #20

من بدبختانه به خیلی از دوستام دسترسی ندارم و خوشبختانه فیسبوک تنها جاییه که می تونم همه ی دوستای قدیمیمو نزدیک خودم حس کنم... من یکی که باهاش مشکلی ندارم، اگه کسی داره می تونه استفاده نکنه!

(۷/خرداد/۹۱ ۱۹:۳۴)azam نوشته است:  نه دیگه. انگار قضیه جدیه. باید برم فیسبوک! بسم‌الله فی.لترشکن!… اوه اوه! این همه Notification رو کی میخواد چک کنه؟ من که اصلا! چند تا رو رندوم می‌بینم:

۱. به به… مبارکه. مهتاب با اون آقاهه که عمران می‌خوند ازدواج کرده. از کجا فهمیدم؟ عکساشون موجوده! از مدل لباس عروسش خوشم نمیاد!! ماه عسل هم جای گرمی رفتند! از دست و پای آفتاب‌سوخته‌شون فهمیدم! چه کاریه خب؟ می‌رفتید یه جای خوش‌آب‌وهوا! حالا خارج هم نبود، نبود. والا! راستی، مهتاب این مدلی نبودآ… باد فیسبوکی داره حیاها رو می‌بره یعنی؟!

۲. آخ جون! سارا زنده‌ست. برام پیام فرستاده. غروب بهش SMS دادم، جواب نداد. گفتم نکنه مُرده. تو رو خدا دوستای ما رو ببین! گوشیش رو نگاه نمی‌کنه، ولی فیسبوکش یکسره بازه. به قول IT‌چی‌ها «دائمُ‌الـآن‌ه» (همون دائمُ‌الـآنلاین یعنی!).

۳. یکی از آقایان هم‌کلاسی توی یکی از عکساش منو برچسب زده… پناه بر خدا! اینجا خانواده زندگی می‌کنه‌ها! چرا فکر کرده دیدن عکس لب ساحلش، با یه خُرده لباس، برای من جالبه؟! اصلا آدم وقتی لباس زیادی تنش نیست عکس می‌گیره مگه؟ «غیورمردِ وطن»ه داریم؟

۴. یه نفر درخواست دوستی داده. قبل از Confirm میرم توی پروفایلش ببینم چه جور موجودیه. با ۲۱ سال سن، تحصیلات دکتری؟! به برکت شبکه‌های اجتماعی کلی به تحصیل‌کرده‌هامون اضافه شده‌ها. ما قدر نمی‌دونیم!

۵. فرهود هم که سر شب خونه‌شون بودیم، پیام نوشته: «بابا پاستوریزه!». گویا خودم باید از این جمله عمق فاجعه‌ی خجالت‌آور حاکم بر پروفایلم رو درک کنم.

۶. …

تا صبح هم بشینم، Notificationها تموم نمیشن. اینکه کی برای کی کامنت گذاشته، کی با کی دوست شده، کی چه عکسی رو لایک زده و… اخبار خاله‌زنکی و به‌درنخوری هستند که انتشارش فقط در شأن اقدس خانومای تلویزیونیه!
اما حالا این وظیفه‌ی خطیر رو زوکربرگ و دار و دسته‌ش به عهده گرفتند، که از همین‌جا بهشون «خدا قوت» میگم. رسالت عظیمی رو به دوش می‌کشند! از خیر این اخبار مهم می‌گذرم.

اسم آقاهه‌ی خواستگار رو سرچ می‌کنم. چند مورد پیدا میشند که با تطبیق اطلاعات واصله از دایی، می‌فهمم کدوم‌شون آقای مربوطه‌ست. ماشالا لیست دوستان! چه خانومای خوش‌تیپی! آفرین، آفرین… به به! چقدرم مهربونه با همه‌ی خانوما: «عزیزم»، «گلم»، «فدات بشم»، «خانوم قشنگم» و… راحت باش شما! نامحرم کیلو چنده؟ زندگی فست‌فودی، رفاقت فیسبوکی هم می‌طلبه! آقا «ما برای وصل کردن آمدیم»، اما این آدم فقط روبوسی نمی‌کنه توی نوشته‌هاش! ای بمیری زوکربرگ! حالا من جواب دایی رو چی بدم؟…

به خودم که میام ساعت ۲ نصفه شبه. خوب شد؟ خوب شد الکی‌الکی ساعات خوابم از دست رفت؟…

صبح که سیستم رو روشن می‌کنم می‌بینم از فیسبوک ایمیل اومده که «سارا برات پیام فرستاده». بهش SMS می‌زنم می‌گم «سلام. دیگه نه من، نه فیسبوک! امری بود؟!»…
_______________________________________________
منبع: مینا فرقانی،کارشناس آی تی،سایت چارقد[/font]

-می خوای کسی عکساتو نبینه؟ آلبوم خصوصی
-می خوای کسی اسمتو تو عکساش برچسب نزنه؟ تنظیمات حریم خصوصی
-می خوای هر کسی برات درخواست دوستینفرسته؟ تنظیمات حریم خصوصی
-می خوای کسی از طریق اسم پیدات نکنه؟ تنظیمات حریم خصوصی
-می خوای دیگران صحبتات با دوستاتو نبینن؟ تنظیمات حریم خصوصی
-می خوای کسی اطلاعات شخصیتو نبینه؟ تنظیمات حریم خصوصی
.
.
.

بدبختانه بیشتر مردم به امنیتشون تو فیسبوک اهمیت نمی دن و بعد که مشکلی براشون پیش می آد از فیسبوک شاکی می شن!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سدرة المنتهی ، Yaser_h2011 ، faraz_223
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا