کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
فقط اونهایی که کم آوردند بیان داخل (ویژه ی منتظرانی که ... هستند)!
۱۰:۴۵, ۱۰/خرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/بهمن/۹۱ ۰:۱۵ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
آواتار
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم

... لا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لا يَيْئَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلا الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ (یوسف 87)
از فرج خدا نوميد مشويد، كه جز گروه كافران از گشايش خدا نوميد نمى‏شوند، (87)


استادِ استاد ما میگن:
نقل قول:
مردمى كه مى‏خواهند در راه خدا قدم بگذارند، اى كاش نصف آن مقدار كه از گمراه كردن شيطان مى‏ترسند، به حفظ و هدايت خداى متعال وثوق و اعتماد مى‏كردند.
خداى متعال در قرآن شريف درباره‏ى شيطان مى‏فرمايد:
«إن كيد الشّيطان كان ضعيفا»

"همان بی شک که کید شیطان ضعیف است"
و در جاى ديگر مى‏فرمايد:
«إن عبادى ليس لك عليهم سلطان»
"(ای شیطان) بی شک تو را بر بندگانِ من غلبه و سلطانی نیست"

پس چه‏طور ممكن است بنده‏ى خاكى ضعيف، او را قصد كند و خداى دانا و قادر و كريم، بنده‏اش را به خود راه نداده، او را رها كند تا گرفتار سگ‏هاى اطراف خانه‏اش شود؟!
هر گاه يك مرد چادرنشين صحرايى متوجه شود كسى به ديدن او مى‏آيد يا با او كارى دارد، فورا سگ پاسبان خانه‏ى خود را در بند مى‏كند يا پاى خود را روى گردن سگ مى‏گذارد تا شخص غريب به سلامت بر او وارد شود و گزندى به او نرسد، آن‏وقت خداى خبير قادر و كريم رؤوف، واردين بر خود و قاصدين جنابش را حفظ نمى‏كند؟! و آيا قدرت شيطان در جنب قدرت او - جلت عظمته - بيشتر از قدرت آن سگ است نسبت به مرد صحرانشين؟!

و يا اينكه علمش به مقاصد عباد احاطه ندارد و از حال آنها بى‏خبر است؟!
بلى، اين دو سگ، سگ مرد صحرا نشين و سگ خدا يعنى ابليس لعين، هر دو پاره كننده‏اند، ولى نه هر واردى را، بلكه آن كسى را كه به قصد دزدى و يا به جهت مقاصد غير مرضى خدا حركت نمايد.
پس اول نيت را در قصد كردن جنابش خالص كن

و بعد بگو: صاحب‏خانه! سگ خود را بگير كه من مى‏خواهم بنا به خواسته‏ى جنابت كه فرموده‏اى: «و ما خلقت الجن و الانس الاّ ليعبدون» "خلق نکردیم جن و انس را مگر برای عبادت" به فرمانت سر بسپارم.
بگو و بخواه و زارى كن كه او خود فرموده است: «ادعونى أستجب لكم»"بخوانید مرا تا استجابتتان کنم".
[/font]
[font=B Mitra]



خوب و اما چرا یأس از رحمت خدا این قدر گناه عظیمی است ؟
اساساً بر سر در یکی از درب های جهنم نوشته شده: اینجا جایگاه کسانی است که از رحمت خدا مأیوسند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اولین مأیوس از رحمت خدا هم همین ابلیس لعین است و میخواهد هر که را میتواند با همین چاه به قعر شقاوت بکشاند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

بچه ها وقتی ما از آدم شدن خودمون مأیوس میشیم بعد از تلاشی که کردیم البته، اگر این یأس منتهی شود به عجز و لابه و انابه و تضرع بیشتر به درگاه خدا و توسل خاضعانه و مضطرانه به درگاه اهل بیت ، این خوب است و رشد دهنده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اما...................

پناه بر خدا اگه این یأس از آدم شدن بره به سمت حرکت نکردن ما و نا امیدی
این یه جورایی یأس از رحمت خدا است که از مهمترین مکرهای شیطان و از عظیم ترین گناهان کبیره و از بزرگترین توهینها به ساحت ربوبی الله جل جلاله است!!!!!!

اما چرا؟
چرا مأیوسان از رحمت خدا کافرند؟
و چرا از بزرگترین توهین ها به ساحت ربوبی است یأس از رحمت خدا و از بزرگترین گناهان کبیره محسوب میشود؟

چون شما رسماً و عملاً دارید به خدا میگید "البته نعوذاً بالله"
ببین خدا تو و رحمت تو از گناهان و گاگولیت من کوچیکتر و حقیرتری!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

پس به کوری چشم ابلیس
ما از رحمت خدا مأیوس نمیشیم!!!!!!

این داستان هم بخوانید خوب است:


مصباح الشریعة / ترجمه و شرح عبد الرزاق گیلان، ص: 488
روایت است که معاذ بن جبل که از بزرگان صحابه است، روزى گریه‏کنان داخل مجلس حضرت شد و سلام کرد. حضرت بعد از ردّ سلام، فرمود که: سبب گریه تو چیست اى معاذ؟
معاذ گفت: یا رسول اللَّه جوانى نوخطّ خوش‏صورت، در در خانه ایستاده است و مانند زن بچه مرده، گریه و زارى مى‏کند و اراده ادراک ملازمت شریف دارد و من از گریه او گریه مى‏کنم.
حضرت کس فرستاد و او را طلب کرد.
جوان همچنان گریه‏کنان داخل مجلس شریف شد و به حضرت سلام کرد.
حضرت بعد از جواب سلام، فرمود که: چه چیز تو را مى‏گریاند اى جوان؟
جوان گفت: اى حضرت چون نگریم و حال آنکه من کارى کرده‏ام که اگر خداى تعالى مرا به آن مؤاخذه نماید، مرا داخل جهنّم کند و مى‏دانم به یقین که مرا به آن کردار بد، خواهد گرفت و از جهنّم خلاصى نخواهم داشت.

حضرت فرمود که: آیا شرک به خدا آورده‏اى؟
جوان گفت: پناه مى‏برم به خدا از شرک به خدا آوردن.
حضرت فرمود که: پس مؤمنى را به ظلم کشته‏اى؟

گفت: نه.
حضرت فرمود که:
پس دیگر هر چه کرده‏اى خدا تو را مى‏آمرزد، هر چند گناه تو به قدر کوههاى بلند باشد.

جوان گفت: گناه من عظیم‏تر از کوههاى بلند است.
حضرت فرمود که: خدا تو را مى‏آمرزد هر چند گناه تو به قدر هفت طبقه زمین و دریاها باشد.
جوان گفت: گناه من عظیم‏تر از آن است.
حضرت فرمود که: خدا مى‏آمرزد گناهان تو را هر چند گناهان تو مثل آسمان‏ها و ستاره‏ها باشد و مثل عرش و کرسى باشد. جوان گفت: گناه من از این‏ها عظیم‏تر است.
حضرت غضب آلود شد و گفت: واى بر تو اى جوان، گناه تو بزرگتر است یا خداوند عالم؟
جوان سر پیش انداخت و گفت:
خداوند از همه چیز عظیم‏تر است.

حضرت فرمود که: پس گناه هر چند عظیم است که خداوند عالم از او عظیم‏تر است و امید عفو است.
جوان گفت: نه یا حضرت. و ساکت شد.
حضرت گفت: واى بر تو اى جوان، خبر کن مرا به یک گناه از گناهان خود.
جوان گفت: بلى خبر مى‏کنم، بدان یا حضرت که من نبّاش قبورم (قبر کن هستم) و هفت سال است که کار من نبش قبور است و دزدیدن کفن موتى. تا آنکه دخترى از انصار فوت شد و بعد از آنکه او را دفن کردند و اقوامش به خانه‏هاى خود رفتند و شب تاریک شد، بر سر قبر او رفتم و قبر او را شکافتم و میّت را از قبر بیرون آوردم و کفنها از او جدا کردم و او را برهنه بر لب قبر گذاشتم و رفتم، چند قدم که رفتم شیطان مرا وسوسه کرد که تو این دختر را خوب نگاه نکردى و او در حسن و جمال مشهور بود، بازگشتم و... مواضع بدن او را به من جلوه نمود، تا مرا از راه برد و با او جماع کردم و به همان جا گذاشتم.
پس ناگاه صدائى از او شنیدم که گفت: اى جوان واى بر تو و از سزا و جزا دهنده روز قیامت که در آن روز میان من و تو، به عدل حکم کند، که مرا در میان گروه مرده‏ها برهنه گذاشتى و کفن از من سلب کردى و مرا جنب تا روز قیامت بردادى. من گمان ندارم که از این عمل که تو کردى، هرگز بوى بهشت به مشام تو برسد، این است کار من یا حضرت، چه مى‏فرمائى؟ حضرت فرمود که:
دور شو از من اى فاسق نابکار که مبادا که از آتش تو، ماها بسوزیم. چه نزدیکى تو، به جهنّم و به عذاب جهنّم.!؟ و این را حضرت چند مرتبه تکرار فرمود تا آنکه آن جوان از نزد حضرت برخاست و متوجّه مدینه شد و در مدینه تردّد مى‏کرد تا روزى به بالاى کوهى رفت و در آنجا به عبادت مشغول شد و پلاسى پوشید و دستها را به گردن چنبر کرد و به حضرت پروردگار مناجات مى‏کرد و مى‏گفت:
خداوندا! من بنده عاصى توام، بهلول، ایستاده‏ام نزد تو، دستها به گردن غل کرده و تو خداوند عالمى و به همه چیزها دانائى و از من چنین خطائى صادر شده است و از کرده خود پشیمانم و به خدمت پیغمبر تو رفتم، مرا راند و از پیش خود دور کرد و مرا بیشتر ترسانید. و سؤال مى‏کنم به حقّ نامهاى بزرگ تو و به حقّ سلطنت و بزرگوارى تو، که مرا ناامید نکنى، و دعاى مرا باطل نکنى، و از رحمت خود محروم برنگردانى. تا چهل روز و شب در آن سر کوه، این چنین استغاثه و ناله‏ مى‏کرد و درنده‏ها و وحوش صحرا به گریه او گریه مى‏کردند و

در روز چهلم دستها را به جانب آسمان برداشت و گفت: خداوندا چه کردى در حاجت من؟ اگر اجابت دعاى من کرده‏اى و مرا آمرزیده‏اى، پس وحى فرست به پیغمبر خود تا مرا معلوم شود که اجابت کرده‏اى، و اگر اجابت نکرده‏اى و اراده عذاب من دارى در روز قیامت، پس در دنیا آتشى فرست و مرا بسوزان و کار مرا به آخرت مینداز.
پس توّاب على الاطلاق و رحیم بالاستحقاق وحى فرستاد به پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله و این آیه نازل شد:


وَ الَّذِینَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَکَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَ مَنْ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ (آل عمران- 135)،
و آنان كه چون كار زشتى كنند، يا بر خود ستم روا دارند، خدا را به ياد مى‏آورند و براى گناهانشان آمرزش مى‏خواهند- و چه كسى جز خدا گناهان را مى‏آمرزد؟ ...(135)
حضرت جبرئیل از نزد ملک جلیل، به پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله نازل شد و گفت که: خداوند عالم دعا مى‏رساند و مى‏گوید که: بنده من نزد تو مى‏آید که شفیع او شوى، از پیش خود مى‏رانى پس به کجا رود؟! و به جانب که قصد کند؟! و آمرزش گناه خود از که خواهد؟! این آیه که به حضرت نازل شد و این خطاب عتاب آمیز که از جانب عزّت به او رسید، از شهر بیرون رفت و از اصحاب مى‏پرسید که: کیست از شما که دلالت کند مرا به جوان نبّاش توبه‏کار؟
معاذ گفت: یا رسول اللَّه من خبر دارم که او در فلان موضع است.
حضرت با اصحاب به آنجا رفت. نگاه کرد، دید که جوان ایستاده است بر بالاى دو سنگ و دستها را به گردن غل کرده و از زحمت گرسنگى و برهنگى، رنگش سیاه شده و از بسیارى گریه مژه‏هاى چشمش ریخته و به مناجات مشغول است، و مى‏گوید: خداوندا، خوب خلق کردى مرا و صورت مرا زیبا کردى، کاش مى‏دانستم که در جهنّم خواهى سوخت مرا؟ یا در همسایگى خود جا خواهى داد مرا؟

خداوندا، احسان بسیار به من کردى، و نعمتهاى عظیم به من دادى، کاش مى‏دانستم که آخر من به کجا خواهد رسید؟ آیا بهشت روزى من خواهى کرد؟ یا به سوى جهنّم خواهى راند مرا؟
خداوندا، گناه من از آسمان‏ها و عرش و کرسى تو بزرگتر است کاش مى‏دانستم که خواهى آمرزید مرا در روز قیامت یا رسوا خواهى کرد مرا. این چنین مى‏گفت و مى‏گریست و خاک بر سر مى‏کرد و دور او حیوانات درنده احاطه کرده بودند و در بالاى سر او، مرغان صف بسته و همه این‏ها به گریه او گریه و زارى مى‏کردند.
حضرت نزدیک او رفت و دستهاى او را از گردن جدا کرد و به دست مبارک خود خاک و خاشاک از سر او پاک کرد و گفت: اى بهلول! بشارت باد تو را که تو آزاد کرده خدائى از آتش دوزخ، و تو را خداى تعالى آمرزید و از تقصیر تو گذشت.
بعد از آن به اصحاب خود گفت: توبه این چنین مى‏باید و تدارک گناه را چنین باید کرد


دیگه اینقدر که خرابکاری نکردیم بابا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
تازه اگه هم میکردیم دیدید که خدا چه قــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....ــــــدر باحاله
مهم اینه صادقانه بگیم خدایا میخوایم بگردیم
می خواهم برگردم خدایا! (دلو به دریا زدم و هر هفتاد بند رو قرار دادم همراه با متن عربیشون)

با فرض این که کسی که از آدم شدن مأیوس شده از خدا هم رویگردان شده در عمل این دو را هم به دقت بخوانید:
خداوند میفرماید:
اگر آنانکه از من روي برگرداندند اگر ميدانستند که چقدر مشتاق آنانم. هر آيينه از شوق جان ميسپردند.

(۱۴/بهمن/۹۰ ۱:۳۸)علی 110 نوشته است:  دوستان من
میدانید حنان یکی از اسامی خداوند است
اما آیا میدانید حنان به چه معناست
حنان یعنی بسیار بازگشت کننده به سوی کسی که از او دوری میگزیند
الله اکبر
چقدر این نام خدا زیبا است
از وقتی معنی این نام خدا را فهمیدم مرتب با این نام خدا را صدا میزنم
چون خودم را میشناسم که با اعمال و رفتار و گفتارم در عمل کسی هستم که از خدا دوری میگزیند
اما وقتی خدا را با این اسم صدا میزنم معنایش این است که :
اوست کریم خودت گفتی بسیار بازگشت کننده ای به سوی منی که عملم در حال دوری گزیدن از تو هستم در پیچ و خم های امتحانات زندگی
اما معتقدم که تو خدایی هستی که بسیار بازگشت کننده ای



و کلام آخر حقیر با خودم و همه ی دوستان
جمع کنید این حالت قنوط و یأس بی پایه و اساس را تا نگفتم یکی بیاد هممون رو یه کتک اساسی بزنه....
Smile
به قول یکی میگفت:
علی تو گِل خیلی خوبی داری ولی لگد کم خورده!!!!!!Smile

تکانی بخوریم
100 بار اگر خوردیم زمین
یه آقایی داریم که اساساً کارشان بلند کردن کسانی است که زمین میخورند
و خدایی داریم که....
یَا مَنْ لَیْسَ غَیْرَهُ رَبٌّ یُدْعَى

ای خدایی که غیر تو نیست پروردگاری که او را بخوانند
"مفاتیح‏الجنان ص ۴۱ نماز حضرت فاطمه صلوات الله علیها"


یَا مَنْ أَظْهَرَ الْجَمِیلَ وَ سَتَرَ الْقَبِیحَ یَا مَنْ لَمْ یُؤَاخِذْ بِالْجَرِیرَة

ای خدایی که نیکویی را اشکار میکنی. و زشتی را پنهان می سازی ای خدایی که به گناهان مواخذه نمیکنی وپرده را نمی دری
مفاتیح‏الجنان ص۴۳

یَا مَنْ عَفَا عَنِ السَّیِّئَاتِ وَ لَمْ یُجَازِ بِهَا

ای خدایی که از گناهان میگذری وکیفر نمیکنی
مفاتیح‏الجنان ص ۳۹


یَا مَنْ لا یَشْغَلُهُ سَمْعٌ عَنْ سَمْعٍ وَ یَا مَنْ لا یُغَلِّطُهُ السَّائِلُونَ وَ یَا مَنْ لا یُبْرِمُهُ إِلْحَاحُ الْمُلِحِّینَ أَذِقْنِی بَرْدَ عَفْوِکَ وَ حَلاوَةَ رَحْمَتِکَ وَ مَغْفِرَتِک‏

ای خدایی که تو را سخنی از سخن دیگر باز ندارد وای خدایی سخن سخنگویی تو را به اشتباه نمی تواند بیاندازد و ای کسی که اصرار محتاجان تو را خسته نمی کند

یَا مَنْ بِیَدِهِ نَاصِیَتِی…

ای کسی که زمام اختیارم بدست اوست
مفاتیح‏الجنان ص : ۶۶

یَا مَنْ إِلَیْهِ مَفَرِّی‏
ای پناهگاه و فرارگاه من!
مفاتیح‏الجنان ص ۱۱۴

یَا مَنْ إِلَیْهِ مَلْجَأُ الْعِبَاد

ای کسی که پناه بندگان هستی
مفاتیح‏الجنان ص : ۱۶۷


یَا مَنْ أَرْجُوهُ لِکُلِّ خَیْرٍ وَ آمَنُ سَخَطَهُ عِنْدَ [مِنْ‏] کُلِّ شَرٍّ یَا مَنْ یُعْطِی الْکَثِیرَ بِالْقَلِیلِ یَا مَنْ یُعْطِی مَنْ سَأَلَهُ یَا مَنْ یُعْطِی مَنْ لَمْ یَسْأَلْهُ وَ مَنْ لَمْ یَعْرِفْهُ تَحَنُّنا مِنْهُ وَ رَحْمَة

ای خدایی که از او امید هر خیر واحسان دارم ونزد هر شری از خشم او ایمنی میجویم ای کسی که عطا میکنی بسیار را به کم ای انکه هرکس سوال بکند عطا میکنی ای انکه به هر کس که سوال هم نکند تو را هم نشناسد عطا میکنی
مفاتیح‏الجنان ص ۱۳۷
یا من عبد فشکر و یامن عصی فغفر

ای خدایی که اگر عبادت شوی پاداش میدهی و اگر معصیتت را بکنن می بخشی

خودت در قران گفته ای:

نبا عبادی انی انا الغفور الرحیم

(ای پیامبر) به بندگانم خبر بده که من بسیار بخشنده و بسیار مهربان هستم

و بند ۱۱ جوشن کبیر که خیلی زیباست:

یَا عُدَّتِی عِنْدَ شِدَّتِی یَا رَجَائِی عِنْدَ مُصِیبَتِی یَا مُونِسِی عِنْدَ وَحْشَتِی یَا صَاحِبِی عِنْدَ غُرْبَتِی یَا وَلِیِّی عِنْدَ نِعْمَتِی یَا غِیَاثِی عِنْدَ کُرْبَتِی یَا دَلِیلِی عِنْدَ حَیْرَتِی یَا غَنَائِی عِنْدَ افْتِقَارِی یَا مَلْجَئِی عِنْدَ ضْطِرَارِی یَا مُعِینِی عِنْدَ مَفْزَعِی

اى ذخیره من هنگام سختى ام

اى امید من در برابر پیش آمدهاى ناگوار
اى همدم من هنگام ترس و وحشت

اى رفیق من در غربتم
اى صاحب اختیار من در نعمتم
اى فریادرس من در غم و اندوه
اى دلیل و راهنمایم هنگام سرگردانى
اى توانگرى من هنگام ندارى
اى پناه من هنگام درماندگى
اى کمک کارم در بیچارگى و پریشانى

استدعا دارم بروید سراغ این پست
بسیار بسیار بسیار بسیار حیاتی است
خط به خطش را به دقت با چشم دلتان بخوانید

مؤمن به هر خير و خوبى دنيوى و اخروى كه نایل میشود بر اثر...



ختم کلام، بیایید بپریم در آغوش رحمت خدای خوب و مهربانمان در این ماه اجابت دعا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: saloomeh ، انصارالمهدی ، N.Mahdavian ، وحید110 ، در جستجوی سختی ، .Ali. ، black ، SARV ، Agha sayyed ، Hadith ، حقیر ، میثاق ، امید ، rastin ، میلاد.م ، yashar_nice ، بی نام ، mohammad reza ، شهرام ، یاســین ، خیبر110 ، fatemeh ، only_y2d ، Havbb 110 ، یار کوچک ، شهیدطیبه واعظی ، ANTI satan ، ats ، یا ثارالله ، محب الزهرا ، یوسف خان ، m.hossein ، zarati313 ، بیداری اندیشه ، sadegh-a ، ztb ، ZaHrA110M ، حسن.س. ، yashar1374 ، ساقی ، نسیم ، فدک زهرا ، sarallah ، مسافر ، حسام+ ، Tolou ، تفکر ، هدهد ، asire entezar ، حلما ، Dragonborn ، F_R ، mahdyshr ، نگار ، خادمة الزهرا ، ali.khm ، nasimesaba ، محیصا ، Farzaneh ، zahra.shakiba ، mohammad727 ، taban ، taleb ، heaven ، بیداری12 ، mohammadhadi ، azade ، faateme-313 ، rahi ، fazel ، Fatemeee ، مجنون الحسین ، Moh3eN-QalaM ، منادی حق ، راحیل ، حفیظ ، حوریه سادات ، moflehoon ، عبدالرحمن

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۳:۳۵, ۱۰/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #11
آواتار
قرار نبود اینجا این بحث پیش بیاید
إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذينَ آمَنُوا وَ عَلى‏ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ (99-نحل)
شيطان را بر كسانى كه ايمان آورده‏اند و بر خدا توكل مى‏كنند تسلطى نيست. (99)
خوب این آیه ی شریفه به صراحت میگوید که بر متوکلان تسلط ندارد اما نفی نفرموده که بر غیر متوکلان تسلط ندارد!!!!!!

و اساساً معنای پذیرش ولایت طاغوت در آیت الکرسی هم همین است

امضای علی 110
پرستش به عبادت نیست، به اطاعت است!!!!
از که اطاعت می کنیم؟!
همو معبود ماست!!

امام زمان علیه السلام:
ظهور ما به تأخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان (شیعیان) سر می‌زند و خبر آنها به ما می‌رسد.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میثاق ، شهرام ، black ، fatemeh ، در جستجوی سختی ، m.hossein ، ساقی ، فدک زهرا ، taleb ، بیداری12
۱۳:۳۷, ۱۰/خرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/خرداد/۹۱ ۹:۵۵ توسط میثاق.)
شماره ارسال: #12
آواتار
به نام خدا
پستمو ویرایش کردم...
لاحول و لاقوه الا بالله العلی العظیم
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یار کوچک ، Havbb 110
۱۳:۳۹, ۱۰/خرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/خرداد/۹۱ ۱۳:۴۴ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #13
آواتار
(۱۰/خرداد/۹۱ ۱۳:۱۸)شهرام نوشته است:  من هميشه به جاي فكر در مورد قدرت شيطان به قدرت انسان بودنم فكر ميكنم

کمال انسان در این است که شدت فقرش را به خدا بفهمد
انسان هیچ چی نیست
قدرتش کجا بود
همین که به قدرت خودش زیاد فکر کند مقدمه ی یک لقمه ی چپ شیطان بودن هست
انسان همین را بس که مانند 14 معصوم دائم الاضطرار به درگاه خدا باشد
و خود را فقیر محض به خدا حس کند و متوکل و پناه برنده به درگاه خداوند باشد

ما در اسلام اعتماد به نفس نداریم
مزخرف و احمقانه است اعتماد به نفس
اصلاً انسان ذاتاً از خودش چه چیز دارد که بخواهد به آن اعتماد کند
در اسلام
انسان مومن دو چیز باید داشته باشد
یکی
عزت نفس (که با در نظر گرفتن آن خود را به ذلت گناه نیافکند)
دو
اعتماد به خدا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

امیدوارم توانسته باشم تبیین کنم مفاهیم رو برادر شهرام
خداوند هادی و نگهدار همه ی ما
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: خیبر110 ، fatemeh ، در جستجوی سختی ، ساقی ، فدک زهرا ، taleb ، بیداری12
۱۳:۴۵, ۱۰/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #14
آواتار
باز دوباره تاپیک انتحاری زدی علی اقا
به خودت بمب بستی اومدی وسط ماBig Grin


(۱۰/خرداد/۹۱ ۱۰:۴۵)علی 110 نوشته است:  به قول یکی میگفت:
علی تو گِل خیلی خوبی داری ولی لگد کم خورده!!!!!!Smile

خدا پدر و مادرش رو بیامرزه خیلی خوب گفتهBig GrinBig GrinBig Grin

در کل تاپیک عالی بودش ممنونWink
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: علی 110 ، only_y2d ، انصارالمهدی ، black ، در جستجوی سختی ، Havbb 110 ، ساقی ، فدک زهرا ، Farzaneh ، taleb
۱۴:۰۸, ۱۰/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #15
آواتار
(۱۰/خرداد/۹۱ ۱۳:۱۸)شهرام نوشته است:  من هميشه به جاي فكر در مورد قدرت شيطان به قدرت انسان بودنم فكر ميكنم
من فکر کنم منظور دوستمون از این جمله شناخت خویشتن هست.
هر چقدر بیشتر بتوانیم خودمون رو بشناسیم و به قدرت اختیار خود پی ببریم. بیشتر متوجه نیازمندی خود به خدا خواهیم شد.
یعنی هر چقدر انسان کمالات بیشتری کسب کنه خودش رو به درگاه خدا فقیر تر و محتاج تر خواهد دید.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شهرام ، یار کوچک ، علی 110 ، taleb
۱۴:۳۲, ۱۰/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #16
آواتار
(۱۰/خرداد/۹۱ ۱۳:۳۹)علی 110 نوشته است:  ما در اسلام اعتماد به نفس نداریم
مزخرف و احمقانه است اعتماد به نفس
اصلاً انسان ذاتاً از خودش چه چیز دارد که بخواهد به آن اعتماد کند
در اسلام
انسان مومن دو چیز باید داشته باشد
یکی
عزت نفس (که با در نظر گرفتن آن خود را به ذلت گناه نیافکند)
دو
اعتماد به خدا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


با سلام خدمت دوستان
بحث به جای جالبی رسیده
جناب علی110 یه سوال داشتم
آیا این اعتماد به نفس با توجه به توضیحاتی که دادید نوعی شرک محسوب نمیشه ؟
چون پیش خودت میگی من اعتماد به نفس دارم و به توانایی ها و داشته های خودم!!!! تکیه میکنم پس - نعوذ بالله - بیخیال خداHuh
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شهرام ، ساقی ، taleb
۱۴:۳۴, ۱۰/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #17
آواتار
سلام
علی اقا در انتخاب عناوین تایپیک هایتان یه کمی دقت فرمایید



باتشکر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Ahmad-A.R.M ، ساقی ، taleb
۱۴:۳۸, ۱۰/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #18
آواتار
(۱۰/خرداد/۹۱ ۱۳:۲۳)moheb12 نوشته است:  
(۱۰/خرداد/۹۱ ۱۲:۵۷)mohammad reza نوشته است:  حداقل 14 تن داریم که پیش خدا آبرو دارن خدا دست رد به سینشون نمیزنه

اللهم عجل لولیک الفرج
یا الله

حاجی
این 14 تا حد اقل نیستن
حد اکثرن

ولی بهتره برا شادی اونا هم که شده
جای یاس و ناامیدی
گناه نکنیم
چون شفاعت ما
اونا رو ناراحت میکنهSad

بسم الرحمن الرحیم
سلام
حداکثر خود حق تعالی هستن که نهایت هر چیز می باشند
اصلا همیشه باید اول از خدا درخواست داشت اگه وصول نشد باید توصل کرد
لطفا اگه اشتباه میکونم و 14معصوم(علیه السلام) حد اکثر هستن
شما چند تا حداقل معرفی کنید تا ما گناه کارها هی با توصل به ائمه(علیه السلام) مزاحم ایشان نشیم
وقتی اینقدر بد بختیم که مستجاب الدعوه نیستیم
جز با گدائی از در خونه اهل بیت(علیه السلام) و توصل به ایشان و واسطه قرار دادن ایشان بین خود و خدا تا اجابت خواستمون چه عفو و استغفار باشه چه چیز دیگه ای کجارو داریم بریم؟
ما بعد حداکثری چون خدا تازه اگه انقدر آدم خوبی باشیم که خدا ماهارو ببینه جز اهل بیت دستمون به کجا بنده ؟
کاش قدر بدونیم
صلوات
یا حق
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ساقی
۱۵:۳۲, ۱۰/خرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/خرداد/۹۱ ۱۷:۰۳ توسط عدالت.)
شماره ارسال: #19
آواتار
به نام خدا
یک نکته که بسیار ناراحت کننده میباشد جملاتی مانند این جمله : (نقل قول:بیایید بپریم در بغل خدای ) میباشد امیدوارم از بکار بردن کلماتی مثل اوس کریم و اون بالایی و فلان شخص خدایه فلان کاریه و خیلی دیگر از این مدل کلمات که به خداوند قادر و متعال نسبت میدهیم پرهیز کنیم خداوند قادر پادشاه تمام ما و خالق تمام هستی بیکران میباشد پس نام او فقط باید با احترام کامل و به دور از هرگونه شوخی یا جسارت باشد. خیلی از انسانها بخاطر احترامی که به والدین خود یا استاد خود یا مدیر شغلی یا حتی یک پلیس دارند و یا به خاطر ترس از آنها جرات و جسارت کوچکترین شوخی یا مزاح حتی مودبانه هم با آنها ندارند حال چطور ما انقدر راحت و نادانسته و بدون اینکه منظوری داشته باشیم از این کلمات در وصف خدای متعال استفاده میکنیم. خداوند بسیار بزرگتر از این است که این جمله ها را در وصف او بگوییم پس دوستان عزیز لطفا لطفا از این کلمات برای توصیف خداوند یا دعا کردن لطفا استفاده نکنید به آن زمان فکر کنید که پیغمبران و امامان چگونه در سجده از عشق و عظمت خداوند از تمام هستی و عالم مادی جدا میشدند و چگونه در برابر خداوند خشوع میکردند حال ما با این همه گناهان رنگ و وارنگ چگونه به خود اجازه میدهیم هر طور که دلمان خواست با خدا صحبت کنیم. با خدا فقط باید با احترام کامل و در خشوع کامل و در بندگی کامل صحبت کرد. لطفا رعایت کنید.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: در جستجوی سختی ، شهرام ، ساقی ، taleb
۱۵:۵۵, ۱۰/خرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/خرداد/۹۱ ۱۶:۰۰ توسط شهرام.)
شماره ارسال: #20
آواتار
(۱۰/خرداد/۹۱ ۱۳:۳۹)علی 110 نوشته است:  کمال انسان در این است که شدت فقرش را به خدا بفهمد
انسان هیچ چی نیست
قدرتش کجا بود
همین که به قدرت خودش زیاد فکر کند مقدمه ی یک لقمه ی چپ شیطان بودن هست
انسان همین را بس که مانند 14 معصوم دائم الاضطرار به درگاه خدا باشد
و خود را فقیر محض به خدا حس کند و متوکل و پناه برنده به درگاه خداوند باشد

براد بزرگ من:فكر نميكني شايد شيطان همين رو از ما ميخواهد،او ميخاهد كه ما بگوييم:انسان هيچ است،من كه هيچوقت فكر نكرده اه هيچ هستم و هميشه به انسان بودن و مسلمان بودن خود افتخار ميكنم،درست مثل هر انسان ديگر،درضمن مگه شما خودتان هيچ هستيد،در حالي كه اينقدر قدم هاي بزرگ براي اسلام برميداريد،حتي خود شما به من هم در درك اسلام كمك كرده ايد و از اين كمك هايتان بسيار سپاسگذارم
(۱۰/خرداد/۹۱ ۱۳:۳۹)علی 110 نوشته است:  ما در اسلام اعتماد به نفس نداریم
مزخرف و احمقانه است اعتماد به نفس
اصلاً انسان ذاتاً از خودش چه چیز دارد که بخواهد به آن اعتماد کند
برادر بزرگ من: روح من هديه ي خدا به من هست و همين روح و وجدان پاك، دو چيزي هستند كه باعث ميشوند من با ارزش بشوم و هميشه بايد به انها اعتماد بكنم.
(۱۰/خرداد/۹۱ ۱۳:۳۹)علی 110 نوشته است:  در اسلام
انسان مومن دو چیز باید داشته باشد
یکی
عزت نفس (که با در نظر گرفتن آن خود را به ذلت گناه نیافکند)
دو
اعتماد به خدا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

برادر بزرگ من:انسان مومن در دو چيز خلاصه نميشود و ((قران كريم ))بهتر ويژگي هاي مومن را ميگويد
(۱۰/خرداد/۹۱ ۱۳:۳۹)علی 110 نوشته است:  امیدوارم توانسته باشم تبیین کنم مفاهیم رو برادر شهرام

از لطفتون ممنونم برادر و من هم اميدوارم توانسته باشم كمكي كرده باشم

خداوند هادی و نگهدار همه ی ما
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: black ، عدالت ، ساقی ، taleb
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  حاشا به غیرتمان ! (ویژه ی به اصطلاح منتظرانی چون من) علی 110 17 7,661 ۵/اسفند/۹۲ ۱۳:۰۳
آخرین ارسال: هانا

پرش در بین بخشها:


بالا