|
خاطرات علماء
|
|
۲۳:۵۵, ۱۴/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
یا حی با عرض سلام خدمت شما دوستان عزیز و گرامی در این تاپیک میخوام خاطرات علمای عزیز و بزرگ رو بنویسیم و به یادگار بگذاریم . من دوست دارم همه بچه ها تا جایی که میتونند کمک کنند و خاطرات خوبی رو از منابع و کتابهای معتبر برای دوستان به یادگار بگذارند. خدا قوت دوستان
|
|||
|
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۸:۵۶, ۱۲/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
|
یا ارحم الراحمین حقیقت طی الارض چیست؟ آیة الله سید محمد حسین طهرانی از علامه طباطبایی تبریزی پرسیدند:حقیقت طی الارض چیست؟ و روی چه میزان از موازین فلسفی این امر صورت می گیرد؟ علامه طباطبایی فرمودند: حقیقت آن،پیچیدن زمین در زیر گام رونده است.برادر ما مرحوم سید محمد حسن الهی قاضی،یک روز به وسیله شاگردی که داشت و او احضار ارواح می نمود(نه با آئینه و نه با میز سه گوش،بلکه دستی به چشم خود می کشید و فورا احضار می کرد).از روح مرحوم حاج میرزا علی آقای قاضی-رضوان الله علیه- راجع به طی الارض سؤال کرده بود. مرحوم قاضی-رحمة الله علیه- جواب داده بودند که:"طی الارض شش آیه از اول سوره طه است". اسوه عارفان
|
|||
|
|
۱۰:۵۵, ۱۴/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
|
یا حی تفاوت حالات معنوی آیة الله سعادت پرور می فرمود: استاد ما علامه طباطبایی به نقل از استادش مرحوم آقا قاضی فرمود:مرحوم آقا شیخ محمد بهاری همدانی از اعاظم تلامذه آخوند همدانی به شغل زرگری اشتغال داشت و وضع مالی و معیشتی اش بهتر و روبراه بود و از این رهگذر حال معنوی و سلوکش نیز خوب بود،ولی من (قاضی)وقتی وضع معیشتی ام بد و خراب باشد از لحاظ روحی و معنوی حالم بهتر است! اسوه عارفان
|
|||
|
|
۱۹:۱۶, ۱۷/بهمن/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/بهمن/۹۱ ۲۰:۳۴ توسط Agha sayyed.)
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
|
یا نور پول با برکت آیة الله سید عباس حسینی کاشانی می فرمود:در ایامی که نجف اشرف بودیم دوستی داشتم که در امرار معاش دچار سختی و فشار بسیاری شده بود،روزی به محضر آقای قاضی رفت و عرض کرد:آقا!خداوند سبحان به من تمام چیزهای خوب را داده است جز اینکه سخت در فقر و فاقه هستم و فشار بسیاری را از این لحاظ تحمل می کنم،اگر ممکن است چاره ای برای این مشکل من بنمائید.مرحوم آقای قاضی پس از گوش دادن به حرفهای این شخص دستش را در جیبش برد و یک مشت فلوس(پول خرد عراقی)را از جیب خود درآورد و به وی داد و فرمود:بدون اینکه به مقدار این پول دقت کنی از آن استفاده نما.دوست ما نقل کرد که تا مدتهای مدید بدون اینکه از مقدار آن پول آگاه باشم،هر جا که نیازی به پول پیدا می کردم از آن استفاده می نمودم تا اینکه روزی وسوسه شدم و با خود گقتم مگر این پول چقدر است که تمامی ندارد،برای همین دست در جیب بردم و به شمارش آن پرداختم دیدم جز چند فلس ناچیز،چیز دیگری نیست!ولی طولی نکشید همین پول ناچیز،برکتش از بین رفت و دوباره به فقر و فلاکت افتادم.دوباره به محضر آقای قاضی رفتم و قبل از اینکه من چیزی بگویم فرمود:ها!چکار کردی؟پولها را شمردی؟بار دیگر مقداری فلوس به من داد و فرمود:دیگر آنها را نشمر!آیة الله کاشانی فرمودند:تا زمانی که دوستم در قید حیات بود از آن پول با برکت استفاده می کرد بدون اینکه در آن کاستی پیدا شود! اسوه عارفان |
|||
|
|
۱۱:۰۴, ۱۴/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
|
یا غفور "از هر دو جهان آزادم" آیة الله شیخ علی سعادت پرور می فرمود:مرحوم عارف کامل آیة الله میرزا علی اکبر مرندی در برخی از نامه هایش به علامه طباطبایی،نوشته بود:"مرحوم استاد آقا قاضی ما را خسر الدنیا و الاخرة کرده!نه از دین بهره ای داریم و نه از آخرت!" و منظورش این بود که کسی که بوی آقای قاضی بدو خورده بود دیگر میل و رغبتی به دنیا و آخرت از خود نشان نمی داد و تنها غم و همش رسیدن به" او" بود. اسوه عارفان |
|||
|
|
۰:۲۱, ۵/تیر/۹۲
شماره ارسال: #25
|
|||
|
|||
|
یا امین دوری از گناهان و لغزش هااز ویژگی های استاد،حساسیت و مواظبت بسیار در مواجهه با گناهان بویژه گناهان زبانی بوده است. آیت الله مسعودی خمینی می گوید:"ایشان در زمینه مراعات احکام اسلامی و حتی احکام ریز اسلامی حساسیت خاصی داشتند،علاوه بر اینکه خودشان خیلی مواظبت می کرد،نسبت به اطرافیان هم حساس بود .اگر کسی نزد ایشان از کسی بد می گفت یا نعوذ بالله فحش میداد ایشان به شدت عصبانی می شد که:آقا چرا زبانت را حفظ نمی کنی و چرا مراقب خودت نیستی؟ما به ایشان می گفتیم :خوب شما یک مرتبه گفتید کافی است.چرا این قدر حساس هستید و به اصطلاح جوش می زنید؟می گفت:چرا باید اینجور باشه؟زبان را باید حفظ کرد.ایشان حتی نسبت به ما که دوستان خیلی صمیمی ایشان بودیم اگر گاهی کنایه ای یا غیبتی از ما می شنید با ما در می افتاد و می گفت نباید چنین کنید. اما حساسیت ایشان در زمینه لغزش های قلمی و نوشتاری بیش از این بود و اگر لغزشی در نوشته ها می دیدند بی نهایت ناراحت می شدند.چون گفتند نوشته خیلی مهم است و پخش میشود و باقی می ماند و انسان باید درباره آنچه می نویسد خیلی مواظب باشد که دچار انحراف نشود یا دیگران را منحرف نکند.می توان گفت استاد این خصوصیتش را از درس های اساتیدی چون امام خمینی رحمة الله و علامه طباطبایی رحمةالله و تاثیر انفاس مسیحایی ایشان اخذ کرده بودند" برگرفته از کتاب زندگی نامه حضرت آیت الله محمد تقی مصباح یزدی |
|||
|
|
۲۳:۳۹, ۲۶/مهر/۹۲
شماره ارسال: #26
|
|||
|
|||
|
مطالب مندرج بخشی از خاطره سید آزادگان، مرحوم حجتالاسلام و المسلمین سیدعلی اکبر ابوترابی است که با هم میخوانیم.
در دوره جوانی وقتی تحصیلات دبیرستان ام را تمام کردم،پدرمان گفت:«از تو می خواهم درس حوزه را شروع کنی.» با چند نفر از دوستان که با هم حشر و نشر داشتیم،صحبت کردیم که به زیارت امام رضا(علیه السلام)در مشهد مقدس برویم و در آن جا عهد و پیمانی با امام رضا ببندیم و آن گاه درس حوزه را شروع کنیم.
در ادامه این خاطره میخوانیم: به مشهد مقدس رفتیم و در حرم عرض کردیم: «ای امام رضا!ما در این جا تعهد میدهیم که زندگی خودمان را وقف شما و راه و آیین شما بکنیم.در مقابل از شما یک خواسته داریم و آن این که در شداید و سختیها و تنگنای زندگی ما را رها نکنی.»آنگاه راهی قم شدیم. این عهد و پیمان گذشت و من طلبه شدم و ازدواج کردم. یکی از روزهایی که تازه ازدواج کرده بودم تمام دارایی من پنج تومان بود. یک شب، شخصی در خانه ما را زد.یکی از آشنایان بود.او با حالتی مضطرب گفت:«من در تهران دچار مشکلی شدهام و به 1000 تومان پول نیاز دارم.»با وجود این که تمام دارایی من پنج تومان بود،اما نخواستم دست رد به سینه او بزنم.گفتم:«تا فردا به من مهلت بده!ببینم چه کار میتوانم بکنم.» هنگام سحر،قبل از نماز صبح به حرم حضرت معصومه (سلام الله علیها)رفتم.آنجا متوسل شدم و عرض کردم که «یا فاطمۀ معصومه!من به برادر بزگوارت تعهدی سپردم و خواسته اجابت بشود و یک مضطر را از تنگنا نجات بدهی.» نماز صبح را خواندم و داشتم تعقیبات میخواندم. حرم شلوغ بود. ناگهان از پشت سر کسی دستی به کتف من زد و گفت:«آقای ابوترابی این پاکت مال شماست» و مهلت هم نداد که من عکسالعملی نشان دهم و تشکر بکنم. پاکت را به من داد.وقتی به خود آمدم،برگشتم که ببینم چه کسی بود اما اثری از آن شخص ندیدم. پاکت را باز کردم.دیدم 1000 تومان پول (همان مبلغی که خواسته بودم) در آن گذاشته شده بود. منزل آمدم و آن شخص هم طبق قرار،دوباره به سراغم آمد. پول را که به او دادم از فرط شوق از خود بیخود شد. باید در عرض ادب کردن به پیشگاه مقدس معصومین (علیه السلام) با دنیایی دلگرمی و اطمینان پیش برویم.«اشهد انک تسمع کلامی و ترد سلامی»من شهادت میدهم که شما من را میبینید و صدایم را میشنوید.آنها جواب ما را در حدی که شایستگی و لیاقت ماست،به ما بر میگردانند. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |








