|
"روزهای زندگی" ... سختی شیرین تحمل تلخی های ظاهری
|
|
۱۸:۴۹, ۱۵/خرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/تیر/۹۱ ۰:۰۵ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
سلام به دوستان! راستش چند هفته ی قبل فیلم روزهای زندگی که چندین سیمرغ ( ازجمله سیمرغ بهترین فیلم ) هم از جشنواره ی فجر امسال گرفت در دانشگاه اکران خصوصی گرفته بود و جای شما خالی مجانی ، به همراه عوامل فیلم دیدیمش! و قرار بود که شرحی بر عاشقانه های این فیلم بنویسم که خوب ... توفیق نشد. اما حیفم اومد که این دیدن این فیلم زیبا رو به شما عزیزان پیشنهاد نکنم که در این کوران فیلم های بی سر و ته و بی هویت واقعا غنیمتیه و حقیقتا انسان رو به یاد خود راستینش می اندازه! . . . ![]() خوندن این مطلب از رجانیوز هم خالی از لطف نیست : به رسم معمول سالهای اخیر و البته به لطف مسئولان سینمایی کشور، یکی دیگر از فیلمهای دفاع مقدس و ارزشی سینمای ایران که برندهی بیشترین و مهمترین جوایز جشنوارهی سیام فجر هم هست، در بدترین موقع سال و در ایام مقارن با امتحانات مدارس و دانشگاهها اکران شده است. از این رو، برای آنکه اقدامی هر چند کوچک برای رفع مظلومیت و تبلیغ «روزهای زندگی» کرده باشیم، تصمیم گرفتیم تا گوشی تلفن را برداشته و نظر سینماگران ایرانی را در مورد این فیلم شریف جویا شویم. ابتدای کار باید اعتراف کنیم که ناامید بودیم و فکر نمی کردیم تا این لیست مثل حالا پروپیمان شود، اما با کمال خرسندی متوجه شدیم که «روزهای زندگی» در بین سینماگران طرفداران پروپاقرصی دارد و خیلی از آنها با افتخار تماشای این فیلم را به مردم توصیه میکنند. آن هم سینماگرانی از اصناف مختلف؛ از کارگردان، فیلمنامهنویس، تهیهکننده و بازیگر گرفته تا آهنگساز، فیلمبردار و متخصص جلوههای ویژه. فراستی و مستغاثی هم به عنوان دو نمونه از منتقدین مطرح سینمای ایران انتخاب شدند تا نظر صائب آنها را جویا شویم. ![]() به کسانی که پیگیر نظرات کارشناسی برای انتخاب فیلم جهت تماشا در سالن سینما هستند، توصیه میکنیم اکیداً نظرات تنی چند از سینماگران مطرح ایرانی پیرامون فیلم «روزهای زندگی» را در این مطلب رجانیوز بخوانند و مطمئن باشند که برای رفتن به سینما و تماشای فیلم برگزیدهی جشنوارهی سیام فجر، قانع خواهند شد : استاد مجید انتظامی:«روزهای زندگی» یکی از فیلمهای خوب بعد از انقلاب است ![]() استاد مجید انتظامی –مطرحترین موسیقیدان سینمای ایران با آثاری چون «از کرخه تا راین»، «آژانس شیشهای» و «بوی پیراهن یوسف» و عضو هیئت داوران جشنوارهی سیام فجر- به سختی حاضر به مصاحبه در مورد فیلمهای جشنوارهی فجر میشود، اما بالاخره نظرش را این چنین توضیح میدهد: «روزهای زندگی» به عقیدهی من فیلم بسیار خوبی است و تمام معیارهایی که تماشاچی برای یک فیلم خوب در نظر دارد، در این فیلم دیده میشود که فیلمبرداری حرفهای، بازیهای خوب، موسیقی قوی و کارگردانی مناسب از جملهی آنهاست. به نظر من «روزهای زندگی» یکی از فیلمهای خوب بعد از انقلاب است. من مردم را دعوت میکنم تا حتماً این فیلم را ببینند و مطمئنم تماشاچی بعد از دیدن این فیلم، راضی از سالن سینما بیرون میآید. استاد اسفندیار شهیدی: مردم از این فیلم حمایت کنند ![]() استاد اسفندیار شهیدی –فیلمبردار باسابقه و پیشکسوت سینما و عضو هیئت داوران جشنوارهی سیام فجر- در مورد آخرین ساختهی پرویز شیخ طادی به رجانیوز میگوید: در همان ایام جشنواره من معتقد بودم که این فیلم، تقریباً بهترین فیلم جشنواره است و خیلی مایل بودم که این فیلم سیمرغ بهترین فیلم را بگیرد؛ اما به هر حال داوران این کار را نکردند. با این حال، «روزهای زندگی» بسیار فیلم خوبی است و حداقل در بین فیلمهای جنگی دیگر جشنواره، به مراتب بهتر و فاخرتر است؛ چرا که بازیهای خوب، کار دوربین مناسب و کارگردانی خیلی خوبی دارد و در مجموع از نظر من خیلی کار موفقی است. علاوه بر این، به علت ریتم مناسب فیلم، مخاطب احساس میکند که جریان سیال فیلم قطع نمیشود و این نکتهی مهمی است. از حیث فیلمبرداری هم با وجود دشواری کار، نتیجه بسیار یکدست و خوب است. البته بعضی معتقد بودند که کار فلانی بهتر بود که اصلاً این طور نیست و اتفاقاً کار ایشان نقاط ضعف زیادی هم داشت. اما در «روزهای زندگی» با وجود بودجهی اندک و مضیقهی مالی، کار و حرکت دوربین، میزانسن، نورپردازی و کلاً کارگردانی فیلم خیلی خوب از کار درآمده. در مجموع من مردم را دعوت میکنم تا حتماً این فیلم را ببینند و از آن حمایت کنند. علیرضا رئیسیان: یک کار ویژه در کارنامهی شیخطادی ![]() علیرضا رئیسیان، کارگردان فیلمهایی چون «چهل سالگی» و «ایستگاه متروک» و عضو هیئت داوران جشنوارهی سیام فجر در مورد «روزهای زندگی» به رجانیوز چنین میگوید: بیشتر جوایزی که این فیلم در جشنوارهی فجر گرفت، ناظر به جنبههای ساختاری و فنی این فیلم بود تا جنبههای مضمونی فیلم چرا که شبیه این مضمون در کارهای مرحوم ملاقلیپور و دیگران کم و بیش دیده شده بود. اما از جنبهی فنی این فیلم نکات ویژهای داشت. مثلاً در بخش فیلمبردای ما به یکدستی فیلمبرداری این فیلم جایزه دادیم، گرچه اشکالاتی هم در کار دیده میشد اما در مجموع این یکدستی کار باعث شد تا این کار نسبت به کار آقای زرین دست، با فاصلهای اندک رای بیشتری در هیئت داوران کسب کند. در زمینهی بازیگری هم فیلم دارای نکات مثبت زیادی است. از این جنبه میتوان فیلم را به دو بخش تقسیم کرد. در بخش اول، فرخنژاد بازی خوبی داشت و در بازی خانم قاضیانی اشکالاتی وجود دیده میشد. اما در بخش دوم، از جایی که فرخنژاد نابینا میشود، بازی ایشان افت میکند و در عوض بازی خانم قاضیانی درخشش بیشتری مییابد. در نهایت هم با توجه به جمیع موارد و اینکه آقای فرخنژاد در اواخر کار پروژه را ترک نموده و به دلیل مشکلاتی سر صحنه حضور نداشته، داوران جایزهی بهترین بازیگر را به خانم قاضیانی اهدا کردند. در زمینهی گریم، بعد از بخش انفجار، آثاری روی صورت فرخنژاد ایجاد میشد که تا آخر کار این آثار روی صورت فرخنژاد قابل مشاهده بود. این دقت و مهارت، باعث شد تا جایزهی گریم هم به این فیلم برسد. «روزهای زندگی» مجموعاً گرچه فیلمی نبود که فیلم کاملی برای دریافت سیمرغ بهترین فیلم جشنوارهی فجر باشد و به همین خاطر هم دیپلم افتخارگرفت، اما نکات مثبت زیادی هم داشت و در کارنامهی شیخطادی قطعاً یک کار ویژه محسوب میشود. البته ما برای اهدای سیمرغ بهترین فیلم ملاکهای ویژهای داشتیم که در هیچ فیلمی نبود. این نکته هم نباید فراموش شود که این فیلم تولید سختی هم داشته و با مشکلات مالی زیادی روبرو بوده است. اصلاً این فیلم با بودجهی یک تلهفیلم تولید شده و بعداً به فیلم سینمایی تبدیل شده است. متأسفانه مسئولان برای ساخت فیلمهای دفاع مقدس امکانات خوبی فراهم نمیکنند و من خودم شاهد بودم که سعید سعدی –تهیهکنندهی فیلم- چه قدر با مسئولان سیمافیلم جلسه میگذاشت تا امکانات لازم را مهیا کند. به هر حال من مردم را دعوت میکنم تا این فیلم را -که زحمت زیادی پای آن رفته- حتماً تماشا کنند. این فیلم یک فیلم دفاع مقدس خوشساخت است و برخی صحنههای آن، مانند صحنهی ماندگار عمل قلب واقعاً در ذهن مخاطب میماند و تکاندهنده است. رابطهی ویژهی این زن و شوهر پزشک با هم از آن مواردی است که این فیلم را برای مخاطبان سینمای ایران دیدنیتر میکند. ناصر هاشمزاده: این فیلم انتظارها را از سینمای دفاع مقدس بالا میبرد ![]() ناصر هاشمزاده –فیلمنامهنویس مطرح سینمای دینی کشورمان با آثاری چون «بید مجنون» و «سیب و سلما»- با همان آرامش همیشگی و متانتش جوابگوی ما بود و نظر مثبتش نسبت به «روزهای زندگی» را این چنین ابراز کرد: «روزهای زندگی» فیلم ارجمندی است و جز آن دسته از فیلمهایی است که راه درستی را رفته است. چرا که نه شعار داده و نه به اصطلاح به ابتذال کشیده شده است. در واقع این فیلم از جبههها یک جک نساخته! این فیلم راه درستی را رفته است. گرچه این راه همچنان خام است؛ اما میتوان به آیندهی این کارها و آیندهی آقای شیخطادی بسیار امیدوار بود. این در واقع بلوغی برای کارهای ایشان بود. «روزهای زندگی» با تمام ضعفهایی که دارد، انتظارها را از کارهای دفاع مقدس بالا میبرد. من توصیه میکنم که مردم حتماً این فیلم دیدنی را ببینند. البته این فیلم در بخش فیلمنامه و تدوین اشکالاتی هم دارد که مرهون کمبود امکانات هم هست. بالاخره همیشه جاهای بهتری برای خرج کردن پولها وجود دارد! من در مورد این فیلم شنیدم که آقای شیخطادی به بیست تا بیست و پنج تانک نیاز داشته که فقط دو تانک در اختیار او قرار دادهاند! از آن دو تا هم که یکی کاملاً خراب بوده و دیگری بعد از یک بار روشن و خاموش شدن از کار افتاده است! خب با این امکانات که نمیشود انتظار تولید یک «نجات سرباز رایان» را داشت. با این وجود آنچه که تولید شده، باعث افتخار است و امیدوارم که این کارها تداوم داشته باشند. جهانگیر الماسی: روزهای زندگی احساس انسان بودن را احیا میکند ![]() جهانگیر الماسی مثل همیشه با خوشرویی جوابگوی ماست. وقتی از این بازیگر پیشکسوت سینمای ایران با سابقهی داوری در دورهی بیست و نهم جشنوارهی فجر، در مورد «روزهای زندگی» میپرسیم، میگوید با دیدن برخی صحنههای این فیلم اشک ریخته است: «روزهای زندگی» از چند زاویه فیلم قابل تأملی است. اولاً شما میدانید که امروزه در سینمای جهانی خیلی تصویر خون را نمیگذارند پخش شود. صداوسیمای خودمان هم این کار را انجام میدهد. من هم خودم از دیدن خون در فیلمهای اکشن و امثال آن احتراز میکنم. اما در «روزهای زندگی» من این خون را میدیدم و اشک میریختم. این فیلم را میدیدم و یادم میآمد که من هم انسانم و خداوند من را چنین شایسته خلق کرده است. یادم میآمد که در جهان هستی حرمت دارم. دوماً این فیلم تصویر شایستهای از مردم ایران در دههی شصت و به خصوص از پزشکان متخصص و جان برکف حاضر در جبههها ترسیم کرد که این برای اولین بار رخ میداد. در عین حال، آدمها در این فیلم خاکستری هستند؛ نه خیلی سفیدند و نه خیلی سیاه. سوماً این فیلم از حیث میزانسن، کار تکنیکی و به طور کلی ساختار سینمایی هم کار ارزندهایست. گرچه در فیلمنامه هم جا داشت که این کار عمیقتر باشد. حقیقت این است که پرویز شیخطادی از نادر سینماگران ایرانی است که هم خودش مینویسد، هم کارگردانی می کند، هم طراح صحنه بوده است، و نیز سینماگری است که ریتم و ضرباهنگ را خیلی خوب کمترین عنایتی به هویت ملی ما داشته باشد، حق میدهد که امثال پرویز شیخطادی امکان فیلمسازی داشته باشند. نکتهی بعدی آنکه من معتقدم کاملترین و عالیترین تعریف هنر هنوز هم متعلق به ارسطوست که میگوید هنر محصولی است که در اثر دیدار آن احساس شفقت، مهربانی، امید و انسان بودن در مخاطب زنده میشود. حالا با چنین دیدگاهی، بعد از دیدن «روزهای زندگی» هم همین احساسات در من زنده شد. به هر حال خوشحالم که این فیلم توسط رفیق من ساخته شده است. این وظیفهی ملی من است که مردم را به دیدن این فیلم دعوت کنم. مسعود فراستی : فقط میگویم یک فیلم خوب! ![]() مسعود فراستی –منتقد سرشناس سینما و برنامهی هفت- نظرش در مورد «روزهای زندگی» را در دو جمله بیان میکند: فقط میگویم یک کار خوب! و همین به نظرم برای مخاطب کافی و گویاست! محمد خزاعی: جذاب؛ حتی برای خانوادههایی که از سینما قهر کردهاند ![]() محمد خزاعی تهیهکنندهی فیلمهایی چون «قلادههای طلا» و دبیر منظم و دقیق جشنوارهی سیام فجر هم ما را از شنیدن نظرش در مورد «روزهای زندگی» بیبهره نگذاشت و با خوشرویی مثال زدنی خودش به رجانیوز چنین گفت: قظعاً این فیلم، فیلم خوب و متفاوتی در سینمای ایران است و یکی از ارزشمندترین کارهای ارزشی ماست. من فکر میکنم که تمام کسانی که مسائل جنگ را از طریق سینما دنبال میکنند، این بار میتوانند با دیدن این فیلم حماسهی کسانی را مشاهده کنند که تا به حال کمتر به آنها پرداخته شده است. در کنار این، «روزهای زندگی» برگزیدهی جشنوارهی سیام فجر هم هست و باید شرایطی فراهم گردد تا این فیلم بهتر دیده شود. به کسانی که به فرهنگ دفاع مقدس علاقهمندند و نیز به خانوادههایی که به دنبال تماشای یک فیلم سالم روی پرده هستند، سفارش میشود که حتماً این فیلم را ببینند. خب بالاخره برخی خانوادهها به علت آنکه فکر میکنند بعضی مضامین سینما مناسب تماشای خانوادگی نیست، از سینما فاصله میگیرند. اما «روزهای زندگی» برای این خانوادهها هم میتواند جذاب باشد. مضمون، ساختار و محتوای مناسب این فیلم به صورت توامان باعث شده تا این کار جذاب جلوه کند. از همین رو، شاید یکی از معدود فیلمهای دفاع مقدس ما باشد که هم جذابیت محتوایی دارد و هم جذابیت ساختاری. سعید مستغاثی: روایتی قوی و خوشساخت از ناگفتههای جنگ ![]() سعید مستغاثی منتقد مطرح سینما و دبیر سابق انجمن منتقدان سینما، معتقد است «روزهای زندگی» به یکی از ناگفتههای جنگ در مورد نیروهای امدادی و پزشکی میپردازد. او ادامه میدهد: خب میدانید که گروههای امداد در شرایط سخت ایام دفاع مقدس و در جابجایی جبههها و عقب جلو شدن نیروها نقش مهمی داشتند. این فیلم نحوهی عملکرد و جانبازیها و فداکاریهای این امدادگران را ترسیم میکند و بخشهایی از آنچه که در مورد این جنبه از دفاع مقدس، تا به حال گفته نشده و نشان داده نشده بود را به خوبی به تصویر میکشد. تصاویر تکان دهنده، ساختار بسیار خوب، فضاسازی و شخصیتپردازی قوی و محکم باعث شده تا «روزهای زندگی» به فیلمی جذاب در سینمای دفاع مقدس تبدیل شود که از خیلی از فیلمهای این سالها قویتر است. حمید بهمنی: «روزهای زندگی» از بسیاری از جنبههای فنی کار بینظیری است ![]() حمید بهمنی –کارگردان کم حاشیهی سینمای دفاع مقدس- گرچه از اکران مهجور فیلمش «گلوگاه شیطان» هنوز دل پر دردی دارد، اما برای تبلیغ فیلم خوب همکارش کم نمیگذارد: وقتی این فیلم این همه جایزهی مهم میگیرد و کارگردان آن فرد متعهدی چون «پرویز شیخطادی» است و در ضمن، نگاه نو و بکری هم به دفاع مقدس دارد، من دیگر چه حرفی در مورد آن بزنم؟ من فقط میتوانم بگویم که «روزهای زندگی» زوایای جدیدی از سینمای جنگ را مطرح میکند که جای آن به شدت خالی بود. از این نظر، این فیلم میتواند شاخصی باشد برای اینکه ما دوباره با افتخار و با بهترین شکل ممکن به سینمای جنگ برگردیم؛ چرا که سینمای جنگ اگر آرام آرام وارد تفکر و اندیشهی مخاطب شود، جامعه بیمه شده، نگاهها تغییر پیدا کرده و آرمان خواهی و ارزشطلبی چند برابر میشود. البته این مهم به شرطی رخ میدهد که این فیلم درست تبلیغ و حمایت شود. مثلاً مسئولان بیایند و فقط یک سوم تبلیغاتی را که برای «جدایی نادر از سیمین» صورت گرفت، برای این فیلم انجام دهند. متاسفانه ما بارها دیدهایم که اکران فیلمهای ضد ارزشی به شدت قویتر از فیلمهای خوب و ارزشی است و خیلی از آدمها پشت این فیلمها قرار میگیرند؛ ولی نوبت به اکران فیلم های ارزشی که میرسد، خیلیها سکوت میکنند و هیچ حمایتی از طرف افراد صورت نمیگیرد. «روزهای زندگی» به لحاظ کارگردانی، فیلمنامه، فیلمبرداری، بازیگری و تدوین، کار بینظیری است. از جنبهی کارگردانی هم آقای «شیخطادی» به شدت فرد مسلطی است و ریتم و اصول انتخاب زاویهی دوربین برای دکوپاژ را خوب میشناسد. طراحی بازیهای ملموس و خوب از بازیگران و حرکات مناسب دوربین از دیگر نکات مثبت این کار است؛ البته ضعفهایی به خصوص در مورد دکور وجود دارد که احتمالاً ناشی از مشکلات حین تولید و فراهم نشدن امکانات لجستیکی بوده است، اما به قدری فیلم ساختار محکم و استواری دارد که این ضعفها را میپوشاند. به هر حال من مردم را دعوت میکنم که این فیلم را تماشا کنند و مطمئن باشند که از دیدن آن غافلگیر خواهند شد. محمدحسین نیرومند: دولت باید مردم را ترغیب کند تا این فیلم را ببینند ![]() محمدحسین نیرومند –مسئول سابق واحد سینمایی حوزهی هنری و از اساتید گرافیک و هنرهای بصری- میگوید که باید یک بار دیگر با دقت «روزهای زندگی» را ببیند تا در مورد آن اظهارنظر فنی کند. اما او بعد از تماشای این فیلم در بار اول، کلیت کار را پسندیده است و به همین خاطر بیشتر از هر چیزی در مورد نحوهی اکران چنین فیلمهایی و عدم اتخاذ سیاست مناسب از سوی دولت انتقاد میکند: هر کاری که انجام بدهیم تا جریانسازی شود و در نتیجه این فیلم بیشتر دیده شود، ارزنده است. ببینید در دنیا بخشی از یارانههای حوزهی فرهنگ به مخاطب اختصاص پیدا میکند، اما در کشور ما عمدهی این یارانهها معطوف به تولید شده است. اگر دوستان همت میکردند و مثل تجربهی موفق حوزهی کتاب، یارانهها به سمت مخاطبان سوق داده میشد، فیلمهایی مثل «روزهای زندگی» بیشتر دیده میشد. به هر حال فیلمهایی مثل «روزهای زندگی» وجه سرگرمی پررنگی ندارند و مردم باید تشویق شوند تا این فیلمها را ببینند. اگر ما سینما را فراتر از بخش سرگرمی ببینیم و به آن به چشم آموزشی نگاه کنیم، چه عیبی دارد که دولت مردم را به دیدن برخی فیلمها ترغیب کند و بلیتهای رایگان برای آنها پخش کند؟ در شرایط فعلی ما میخواهیم فیلمهایی مثل «روزهای زندگی» را که وجه فرهنگسازی آنها پررنگتر از سرگرمی است و قرار است خاطرات گذشته را یادآوری کند، با فیلمهای صرفاً سرگرمکننده و مثلاً کمدی رقابت دهیم و آنها را با هم مقایسه کنیم. خب این رقابت و مقایسه غلط است. به نظر من، سیستم فرهنگی ما باید مردم را به طرق مختلف ترغیب کند تا این فیلمها دیده شود.از همین رو، من هم به نوبهی خودم توصیه میکنم که مردم تماشای این فیلم در سینماها را از دست ندهند. عباس شوقی: مضمون انسانی «روزهای زندگی» مهمترین نکتهی مثبت آن است ![]() «روزهای زندگی» یک کار بیگ پروداکشن با حجم بالای جلوههای ویژه است. به همین خاطر بد ندیدیم تا نظر عباس شوقی -متخصص کارکشتهی جلوههای ویژهی سینمای ایران که اخیراً با فیلم «قلادههای طلا» خوب درخشید- را هم در مورد فیلم آخر شیخطادی بشنویم: «روزهای زندگی» در مجموع فیلم خیلی خوبی است. ساختار، رنگآمیزی فیلمبردای و تمام اینها خوب است. گرچه از حیث جلوههای ویژه چیز تازهای ندارد و فقط حجم این جلوههای ویژه در ان بالاست که معمولاً داوران هم به این حجم خیلی اهمیت میدهند. این فیلم ساختار جدید و خوبی هم دارد. به ویژه آنکه حالا دیگر باید با توجه به گذشت زمان، در آثار دفاع مقدس حرف جدید زد تا کار جذاب شود. تولید این کارها هم خیلی سخت شده است. من تازه میفهمم که چرا امثال «ملاقلی پور» این همه باید داد و بیداد و گله و شکایت میکردند تا یک فیلم جنگی بسازند. مشکلات در این عرصه خیلی زیاد است. الان برای ساخت جلوههای ویژهی یک فیلم تلویزیونی، باید جوابگوی دو تا کارمندتازه استخدام شده در حراست صداوسیما هم بود! یعنی یکی مثل من هم که رکورددار طراحی جلوههای ویژه است، باید جوابگوی این دو تا کارمند باشد! خب این برای امثال ما با این همه تجربه سخت است. یعنی کسی در این پروسه برای شما احترامی قائل نمیشود. با این وجود، «روزهای زندگی» کارگردانی خوبی دارد و در ضمن، بازی خانم قاضیانی هم از نکات مثبت مهم فیلم است. اما اگر بخواهم یک نکتهی مثبت این فیلم را که مردم به خاطر آن به سینما بروند بگویم، مضمون انسانی آن را ذکر خواهم کرد. در مجموع هم من دعوت میکنم تا مردم این فیلم را تماشا کنند. . . . التماس دعا ... یا علی |
|||
|
|
۱۹:۱۰, ۱۵/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
بااین وضع فیلم سازی وسینما فکر نمیکردم بتوانیم دوباره شاهد دیدن یک "مهاجر "دیگر یا "لیلی با من است "دوباره باشیم اما پرویز شیخ طادی دوباره با روزهای زندگی گل کاشت. نقل قول:«روزهای زندگی» از چند زاویه فیلم قابل تأملی است. اولاً شما میدانید که امروزه در سینمای جهانی خیلی تصویر خون را نمیگذارند پخش شود. صداوسیمای خودمان هم این کار را انجام میدهد. من هم خودم از دیدن خون در فیلمهای اکشن و امثال آن احتراز میکنم. اما در «روزهای زندگی» من این خون را میدیدم و اشک میریختم. این فیلم را میدیدم و یادم میآمد که من هم انسانم و خداوند من را چنین شایسته خلق کرده است. یادم میآمد که در جهان هستی حرمت دارم. این قسمت از نظرات استاد الماسی واقعا حرف دل بنده است! هیچ صحنه ای از این فیلم به یادماندنی تر از لحطه ای که "دکتر امیر علی" سعی داشت میان خونها وبا دست به قلب یک رزمنده که ایستاده بود حیات ببخشه. بازیها واقعا ستودنی بود،بااینکه بعضی صحنه ها بدوراز تصور بود امابدوراز شعار.... امابازهم راحت درک میکنی که روایت روزهای جنگ روایت روزهای یک زندگی است... درپناه حق |
|||
|
|
۲۱:۲۱, ۱۵/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
سلام. پس شما هم فیلم رو دیدید؟ خارج از شوخی، فکر نمی کردم که کسی اهل سینما رفتن باشه توی این تالار! به خصوص با افتضاحات پیاپی که در اکثر ژانرها ( من جمله همین ژانر دفاع مقدس ) از دوستان شبه روشنفکر می بینیم ... توی اون نشستی که در دانشگاه بود، از عوامل فیلم خود آقای شیخ طادی و از بازیگران هم آقای کورش سلیمانی به علاوه ی یکی از پزشکان مشهور زمان جنگ ( که متاسفانه از بزرگواری ایشون اسمشون رو هم حتی یادم نیست! ) حضور داشتن و راجع به موارد مختلفی بحث شد. برخی صحنه ها می تونست بهتر باشه، هم در اجرا و هم در فیلمنامه که خودشون هم معترف بودن و البته همانطور که می دونید بودجه ی لازم هم در اختیار این دوستان قرار نمی گیره و جاهای دیگه ای خرج میشه که مزید بر علت هست. آقای شیخ طادی بسیار انسان شریف و متین و بزرگوارین که در همون نشستن هم این مشهود بود. و باید از رویش های انقلاب و از گنجینه های سینمای ملی ایران به حسابشون آورد. و همانطور که می دونید قبل از این هم فیلم تحسین شده و پر سر و صدای "شکارچی شنبه" رو کارگردانی کرده بودن. در مجموع تنها ایرادی که به نظر حقیر رسید، قضیه ی شهادت دکتر سامان بود که به نظر نمیومد منطقی پشتش باشه و خود کورش سلیمانی هم نتونست دوستان دانشجوی ما رو اونجا سر این ماجرا قانع کنه. ![]() دو تا نکته ی جالب هم یکی از دوستان ژورنالیست از آقای شیخ طادی در خلال صحبت هاشون پرسیدن که بد نیست به عنوان تکلیف به گوش شما برسونم : اولین مورد مربوط می شد به کلاه عراقی ای که بر سر فرخ نژاد بود، که ایشون گفتن بحث زیبایی شناسی داشت و در واقع نمادی از عشق همسرشون به ایشون هست که در پوسترهای تبلیغاتی دیده میشه! و دومین مورد هم مربوط میشه به ماجرای اهدای جایزشون به آقای طالبی در جشنواره ی فجر که ایشون گفتن، از اونجایی که امسال متاسفانه منیت در گرفتن جوایز خیلی دیده میشد و دیگه اثری از اون فداکاری در اهدای جوایز به غیر نبود، ایشون هم به رسم ادب جایزشون رو دادن به آقای طالبی که با از خودگذشتگی فیلم بسیار خوش ساخت "قلاده های طلا" رو از جشنواره بیرون کشیده بودن تا به امر داوری بپردازن. اگر سوال دیگه ای هم هست، خوشحال میشم بتونم جواب بدم. ![]() در پناه خدا |
|||
|
|
۰:۵۵, ۱۶/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
واقعا فیلم زیبایی بود به قول یکی از دوستان هزار بار هم ببینیش باز کمه
نکته ی خیلی مهمه این فیلم که جذابیتش رو زیاد کرده بود این بود که قهرمانان این فیلم رو افرادی معصوم و دور از خطا معرفی نکرد بلکه اون ها رو به عنوان یک انسان معرفی کرد و نکته ی دیگه اینکه در این فیلم مقایسه صورت گرفت بین دو پزشک که یکی شجاع تر و دیگری......نه اما باز هم اعتدال داشت و پزشک دوم رو فردی خبیث ندونست موقعی که این پزشک خودش رو در جلوی گلوله ی عراقی گرفت و از اون خواست که به پرستار شلیک نکنه در این فیلم نشون داد پیمان شکنیه عراقی ها را و اینکه به بیمارستان ها حمله می ردند اما از طرفی نشون داد وقتی به یکی از اون ها گفته شد چرا به من که مانند تو مسلمانم شلیک می کنی ؟ او از شلیک امتناع کرد . . . نقل قول: به همراه عوامل فیلم دیدیمش! شما کجا نشسته بودی ؟
|
|||
|
|
۱۱:۵۴, ۲۳/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
خب بلاخره من هم این فیلم رو دیدم با تاخیر بسیار زیاد.
فکر میکردم باید کم کم با سینمای مقدس دفاع مقدس خداحافظی کرد ولی نه... خیلی لذت بردم. یاد مهاجر افتادم. فیلم بسیار دقیق و در عین حال راحت. بدون هیچ تعصب و بزرگنمایی و شعار زدگی. تنها همون لحظه شهادت دکتر سامان برای من غیر قابل فهم بود ولی در باقی صحنه ها عالی بود. فیلم عین خود آقای شیخ طادی در عین سادگی متعالی است. یاد حرف فراتسی افتادم که می گفت هر فیلم بیانگر قسمتی از شخصیت سازنده اش است.... براستی همینه. بچه ها خواهشا ببینید. حتی اگه اهل سینما و فیلم نیستید این را ببینید. پشیمان نمی شوید.. من خودم از طرفداران جدایی نادر از سیمین بودم، با اینکه دوست ندارم مقایسه کنم، ولی یک سکانس این فیلم به همه جدایی می ارزه... حالا مشخص میشه که غربیان و برده های اون ها در داخل چقدر و چقدر بر خلاف ظاهرشان آدماهای مستبد و متحجر و تاریک فکری هستن. مطمئنا این فیلم از لحاظ فنی به مراتب بالاتر از جدایی است ولی عمرنات پتاسیم اگر بهش محلی شود. البته چه انتظار وقتی وزارت فرهنگ و ارشاد خودمان..... ای بابا بگذریم. |
|||
|
|
۱۴:۱۰, ۱/تیر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/تیر/۹۱ ۱۴:۱۲ توسط abbas313.)
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
با سلام خدمت دوستان عزیز
در کنار تمامی زوایای خوب و صد البته تو این فضای افتضاحی که وزارت عزیز ارشاد ایجاد کرده، فیلم یه سر و گردن بالاتر از بقیه بود اما یکسری اتفاقات توجهم رو جلب کرد. در فیلم تاکید شده بود که ( سکانسهای اولی که هنوز وارد درگیری ها نشده بود) رزمنده ها بدون بینش وارد جنگ شدن ( لا اقل اونهایی که مجروح شده بودن و داشتن درد میکشیدن) و یا علاقه شدیدی به دنیا داشتن. مثلا یکی مدام اسن دخترشو فریاد میزد و میخواست بتونه برگرده پیشش، یا اونیکه میگفت یعنی بعدش چی میشه، و دکتر گفت که خودت میدونی که اومدی اینجا، این یعنی ایمان قلبی حتی به شهادت و بهشت و اینکه تو جناح حقه وجود نداشت، و تو صحنه بعدی وقتی دکتر میره پیش اون آقایی که کور بود، طرف میگه چون خودت میبینی نمی فهمی من چی میگم و البته وقتی دکتر کور میشه حرکاتی انجام میده در تائید حرف اون بنده خدا. دوستان من نمیخوام بگم همه رزمنده ها پیغمبر زاده بودن ولی خداییش کم ادم کار درست یا کسایی که کار درست میشن نداشتیم. بخونید خاطرات زمان جنگ از شهید برونسی، همت، زین الدین ، چمران و یا حتی غیر مشهوراشو، میبینید که یه جورایی این صحنه آگاهانه یا غیر آگاهانه ظلم بود به اوانا و اصلا کلیت دفاع مقدس. اینکه این سکانس ها پشت سر هم اتفاق می یوفته در کنار بقیه چیزهای مثبت فیلم تصویری منفی از رزمنده ها تو ذهن ایجاد میکنه. رزمنده های ما این نبودن. ببینید مستند های شهید آوینی رو از جنگ و مقایسه کنید رزمنده هاشونو با هم. البته دارم عادت میکنم که هر فیلمی که این آقای فرخ نژاد توش باشه یه گیری گوری داشته باشه. یا علی |
|||
|
|
۲۳:۰۴, ۱/تیر/۹۱
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
سلام. خیلی ممنونم از اظهار نظر شما و کاملا با شما موافقم و این فیلم بدون ایراد نبوده و نیست و از اون مهم تر این که اون مفهوم بسیار متعالی و در واقع خداگونه ای که در روایت فتح آوینی و امثال مهاجر و دیده بان و ... به تصویر کشیده میشه به هیچ وجه نمیشه در فیلمی مثل روزهای زندگی پیدا کرد. در واقع حد نهایت این فیلم پرداختن به خود راستین انسانه و نه بیشتر! اما ارزش این فیلم از اونجایی بالا می ره که ما سال هاست در ژانر دفاع مقدس حتی فیلم متوسطی هم نمی بینیم و بسیار از فضای دهه ی شصت فاصله گرفتیم و ساخته شدن همچنین فیلمی در آستانه ی دهه ی نود می تونه حداقل این کورسوی امید رو در ما زنده کنه که در سال های نه چندان دور دوباره شاهد مفاهیم عمیقی از زمان جنگ باشیم که با نشستن پای یک فیلم مفهوم جدیدی رو کشف کنیم. البته این نکته رو هم خدممتونم عرض کنم که در فیلمنامه باورپذیری شخصیت ها بسیار مهمن و اگر افراد دارای ویژگی های مختلف و متضادی نباشن و قرار باشد فیلم سیاه سیاه یا سفید سفید ساخته شود اساسا قصه ای شکل نخواهد گرفت و کشمکشی نخواهد بود. لذا کارگردان باید بتونه این ظرافت ها رو به خوبی کشف کرده و کنار هم بچینه تا کشش داستان حفظ بشه و ضرباهنگ رو به جلو داشته باشه ... ممنونم از شما در پناه خدا |
|||
|
|
۲۳:۳۲, ۱/تیر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/تیر/۹۱ ۲۳:۴۶ توسط abbas313.)
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
(۱/تیر/۹۱ ۲۳:۰۴)Admirer نوشته است: البته این نکته رو هم خدممتونم عرض کنم که در فیلمنامه باورپذیری شخصیت ها بسیار مهمن و اگر افراد دارای ویژگی های مختلف و متضادی نباشن و قرار باشد فیلم سیاه سیاه یا سفید سفید ساخته شود اساسا قصه ای شکل نخواهد گرفت و کشمکشی نخواهد بود. لذا کارگردان باید بتونه این ظرافت ها رو به خوبی کشف کرده و کنار هم بچینه تا کشش داستان حفظ بشه و ضرباهنگ رو به جلو داشته باشه ...با سلام با شما موافقم اما باید این نکته هم در نظر داشت که وظیفه فیلمنامه و فیلم تو این دسته از فیلم ها نشان دادن واقعیت به جوونایی که ندیدن اون روز هارو. نه سیاه سیاه و نه سفید سفید بلکه اون طوری که بوده. منم میگم این فیلم تو قسمت که از قضا قسمت مهمی هم بوده چیزی که به خورد مخاطب میده تصویری متزلزل و ضعیف از رزمنده هاس در مقابل قسمت مثبت فیلم که نشون دادن مظلومیت ایران در جنگ بود. میدونید چرا رسانه bbc از رسانه صدای آمریکا خطر ناک تره؟ چون صدای آمریکا به وضوح دروغ میگه ولی bbc راست و دروغ رو هنرمندانه به خورد طرف میده تا همش رو باور کنه امید وارم منظورم رو رسونده باشم یا علی |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| شور شیرین | SARV | 2 | 2,321 |
۳۰/تیر/۹۱ ۱۵:۰۰ آخرین ارسال: SARV |
|
| سریال "مسیر انحرافی" ... Lost با ظاهری ایرانی | جویای حقیقت | 21 | 11,363 |
۱/اردیبهشت/۹۱ ۱۹:۲۹ آخرین ارسال: spaceshi |
|






، به همراه عوامل فیلم دیدیمش!
و قرار بود که شرحی بر عاشقانه های این فیلم بنویسم که خوب ... توفیق نشد.
اما حیفم اومد که این دیدن این فیلم زیبا رو به شما عزیزان پیشنهاد نکنم که در این کوران فیلم های بی سر و ته و بی هویت واقعا غنیمتیه و حقیقتا انسان رو به یاد
![[تصویر: 166598_754.jpg]](http://www.teribon.ir/base/img/2012/05/166598_754.jpg)
![[تصویر: 35988964451564102532.jpg]](http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up6/35988964451564102532.jpg)
![[تصویر: 54807359201426366779.jpg]](http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up6/54807359201426366779.jpg)
![[تصویر: 63466362238401421299.jpg]](http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up6/63466362238401421299.jpg)
![[تصویر: 60898229641022589057.jpg]](http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up6/60898229641022589057.jpg)
![[تصویر: 60511896383497915115.jpg]](http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up6/60511896383497915115.jpg)
![[تصویر: 88583725269277606188.jpg]](http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up6/88583725269277606188.jpg)
![[تصویر: 22283986239248850738.jpg]](http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up6/22283986239248850738.jpg)
![[تصویر: 96376130852073117708.jpg]](http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up6/96376130852073117708.jpg)
![[تصویر: 14126155786825809445.jpg]](http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up6/14126155786825809445.jpg)
![[تصویر: 05230754510931290086.jpg]](http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up6/05230754510931290086.jpg)
![[تصویر: 11608556222674082796.jpg]](http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up6/11608556222674082796.jpg)
![[تصویر: 26941405835451875690.jpg]](http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up6/26941405835451875690.jpg)






