کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 9 رای - 4.56 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
در محضر حاج محمد اسماعیل دولابی (رحمة الله علیه)
۲۳:۵۷, ۲۶/خرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/خرداد/۹۱ ۱:۰۱ توسط Hadith.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

کمتر کسی است که این عارف و سالک بزرگ را نشناسد...

سخنانش برآمده از دل است و لاجرم بر دل می نشیند..

در این تاپیک باهم،چند خط هائی از این عارف بزرگوار را مرور می کنیم،باشد که چراغ راهنمائی و تلنگری مثبت بر احوالمان باشد..

[تصویر: 917310211_orig.jpg]

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------




آدمی که مزرعه‌اش را بکارد و چیز خوب بکارد و به آن برسد، آخر کار هم محصول بر می‌دارد. در هر مزرعه‌ای هم هر چیزی نمی‌شود کاشت. هر چیزی هر جایی عمل نمی‌آید. باید آب و خاک را بشناسی.
از یکی پرسیدم :"این زنها که مزرعه هستن* ، چه باید کاشت در این مزرعه ها؟!"

گفت: "نسل"

گفتم:"ضرر می‌کنی. آفتش زیاد است و محصولش کم. نه که بگویم نسل را از بیخ و بن بگذر ازش.

می‌گویم آن که باید بکاری تا آخرش برنده باشی، نیست. باید چیزی بکاری که آفتش کم باشد و محصولش زیاد. مزرعه است، گلدان که نیست"
... گفت :"چی بکارم؟"
گفتم :"برو محبت بکار. در این خاک که من می‌شناسم ، فقط تخم محبت می‌گیرد. یک دانه بکار ، صد دانه درو کن"



شب که میخواهید بخوابید میدانم که هرکس را که اذیت کرده اید استغفار میکنید و از خدای خودتان میخواهید که "خدایا ما را ببخش و عفو کن و او هم از سر تقصیرات ما بگذرد" بعد آمده ای و میخواهی بخوابی میبینی باز هم خوابت نمی برد لذا با خودت میگویی" آنهایی را که من اذیتشان کرده ام که استغفار کردم اما آنها هم که مرا اذیت کرده اند، بیچاره اند، خدایا آنها را هم ببخش، من از آنها گذشتم"
آن وقت دیگر خیلی کار بالا میگیرد.
این طور نیست؟ از کسی که طلب نداری و به کسی هم بدهکار نیستی بدهکاری هایت را اول استغفار کردی و خدا بخشید حالا طلبکاریهایت را هم بخشیدی.





برخی که خیلی گناه دارند می گویند یعنی خدا من را می بخشد؟
آنها نمی دانند وقتی که به این حال میرسند یعنی اینکه بخشیده میشوند.

«مرحوم دولابی»
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: sevenmoons ، Admirer ، بیداری اندیشه ، میلاد.م ، Ramin_Ghn ، paradise ، أین المنتظر ، جویای حقیقت ، heaven ، تفکر ، مجید121 ، meshkat ، Tolou ، rastin ، آوای انتظار ، فاطمه خانم ، ali.khm ، rezvan ، mhvvhm ، yamin ، hesam110 ، ZaHrA110M ، mahdi14 ، هادی بهمنی ، Agha sayyed ، یا صاحب الزمان ، saloomeh ، somayeh ، فرید ، دوست خدا ، mohammadhadi ، drmilad ، MESSENGER ، vahrakan ، ترنم ، m.hossein ، ضرغامیان ، MEHDI. ، Farzaneh ، SARV ، محمدهادی ، sunrise59 ، باهتول ، حسن.س. ، Seyed Mohsen ، netlog36 ، bahareh ، احیاء ، azade ، sedad ، nafas ، rahi ، محمود ، mohamad ، Mahdy2021 ، حسن عزتي ، سدرة المنتهی ، ANTI satan ، مفقود الاثر ، تازه مسلمان ، parisan ، یاســین ، بچه شیعه ، Havbb 110 ، میثاق ، AMINI ، mohammad reza ، شیدا ، omidman ، وحید110 ، مجید املشی ، seiied ، آرین (الهه.ع) ، sidsid ، شهیدطیبه واعظی ، Elia ، ساقی ، Islam ، *مهاجر* ، نسیم ، salman313 ، حوریه سادات ، مسعود.پاکرو ، آشفته ، منادی حق ، monazzah.51 ، ilidin ، ســــــاقی ، آفتاب ، مرتاح ، sagheb ، عبدالرحمن ، medad.sefid ، fiftynine ، Night_World ، OSZ ، NARJES ، mahramaneh ، خیبر110 ، صهبا ، لبخند خدا ، السا ، fatemeh-55 ، Just God ، Bahar ، mahdy30na ، انتصـار ، Eve ، نورالسادات ، مرتضی اقبالی

آغاز صفحه 9 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۲:۲۹, ۱۴/شهریور/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/شهریور/۹۱ ۱۲:۳۱ توسط Hadith.)
شماره ارسال: #81
آواتار

دنیا جای خنده است، چرا همه اش گریه؟
سید پیری بود اهل ابهر و اهل منبر و عبادت. لقب خوبی هم داشت، " وجیه الله ". او قصد رفتن به مشهد را داشت. به تهران آمد که با هم برویم. به ایشان گفتم: شما برو، من چند روز دیگر می آیم. من تا بروم مدتی طول کشید و روزهای آخر صفر شد. در مشهد در صحن نو ایشان را دیدم. تا مرا دید اشکش جاری شد.
گفتم: حتما این چند روز دایم گریه می کردی؟
گفت: گریه نکنم چکنم.
گفتم: اگر حضرت رضا(علیه السلام) بفرمایند: آقا وجیه، شما سالی چند روز اینجا می آیی، فقط گریه هایت را پیش ما می آوری، خنده هایت را کجا می بری، چه جواب می دهی؟
یک باره همان جا داخل صحن خنده اش گرفت و هر چه سعی می کرد جلوی خنده اش را بگیرد، نمی توانست.
بعضی از ما هم اینجور هستیم. بعد از یک سال یا چند سال می رویم زیارت، فقط گریه ها یمان را برای حضرت می بریم، حاجت هایمان هم روی آن. آن وقت ببینید چه می شود!
درست است که ائمه (علیه السلام) کریم هستند و بزرگوار، ولی انصاف داشته باشید. گریه هایتان را کنار بگذارید و خنده هایتان را بیاورید. اجتماع جای خنده است، دنیا جای خنده است. سر نماز که می روید با خنده بروید.
البته خداوند هم مزاج ما را می داند برای همین گفت زیاد گریه کنید و کم بخندید " فلیضحکوا قلیلا ولیبکوا کثیرا ".
خدا می گوید: حال که پیش ما نمی آیید و در بیابان ها سر گردانید، زیاد بگریید و کم بخندید و الا بایستی، قشنگ ها را نزد امامان (علیه السلام) ببریم.


امضای Hadith
بیایید ارتباطمان را هر روز با حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) حفظ کنیم.
حتی به اندازه ی خواندن یک دعای فرج و
یـا ذکر صلواتی با تقدیم ثواب آن به امام زمانمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)..
و یار امام زمانمان باشیم،حداقل به اندازه ی ترک یک گــــــناه..

[تصویر: Marg.jpg]

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: meshkat ، saloomeh ، أین المنتظر ، میلاد.م ، yamin ، مجید121 ، Admirer ، nafas ، rahi ، Agha sayyed ، احیاء ، یا صاحب الزمان ، mohamad ، Farzaneh ، بیداری اندیشه ، Eve
۱۵:۰۹, ۱۴/شهریور/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/شهریور/۹۱ ۱۵:۲۹ توسط Hadith.)
شماره ارسال: #82
آواتار
از سخنان كامل و جلسات حاج محمداسماعيل دولابي فقط 6 جلد كتاب منتشر شده به شرح زير :

...1_طوباي محبت كتاب نخست
2_طوباي محبت كتاب دوم
3_طوباي محبت كتاب سوم
4_طوباي محبت كتاب چهارم
5_طوباي محبت كتاب پنجم
6_طوباي محبت كتاب ششم (كه تازه و امسال منتشر شده)

هر كتابي غير از كتاب هاي طوباي محبت، ناقص و گاهي تحريف شده است... اگر به دنبال انديشه ها و رهنمودهاي مرد محبت هستيد تنها سري كتاب هاي طوباي محبت را تهيه كنيد.

در ضمن موسسه ي فرهنگي هنري طوباي محبت كه زير نظر فرزند ارشد حاج محمداسماعيل دولابي اداره مي شود و مسئول انتشار آثار است (و دفتر آن در خيابان شريعتي تهران است) هيچ نسبتي با انتشارات طوباي محبت كه در شهر قم است ندارد.

[تصویر: 426214_233229746770106_1048022721_n.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: أین المنتظر ، saloomeh ، yamin ، Ramin_Ghn ، Admirer ، nafas ، Agha sayyed ، احیاء ، mohamad ، Farzaneh ، بیداری اندیشه
۱۱:۱۵, ۱۶/شهریور/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/شهریور/۹۱ ۱۲:۵۱ توسط میلاد.م.)
شماره ارسال: #83
آواتار
از جمله نظرات منحصربه فرد مرحوم دولابی در باب عکس العمل رایج به قرائت قرآن است که در در جلد ششم طوبای محبت مفصل بیان شده است.
عرب های آن زمان پنبه در گوششان می گذاشتند که کلام پیغمبر را نشنوند... تا می شنیدند هوار می کردند... الان هم سربه سر اهل سنت که شناس بشوند می گذارم و می گویم چرا وقتی قرآن می خوانند هوار می کنید. انگار دشمن پیدا شده... در یکی از مجالس وقتی قرآن خواندند دیدم دوسه نفر که احتمالا مربوط به جلسات قرآن تهران که مسابقه می گذارند بودند آها آها کردند. گفتند که مثلا ما الله الله می گفتیم اما من فهمیدم کلک می زنند و برای زینت مجلس این کار را بکنند و روی عادت است... یک ناقلایی آن بغل های دنیا توی بشر هست که بوق را می گیرد و به بشر دم می دهد... آن دم ، مال شیطان است نفخ فیه الشیطان. شیطان گول می زند و می خواهد لطائف قرآن را از دستشان بگیرد. توجه به قرآن را بگیرد و انحراف حاصل کند. (طوبای محبت، ج6، صص 111الی113)
از مطالب دیگر می فهمیم که مستند نظر ایشان آیه 204سوره اعراف است. ایشان می گوید: این چقدر بی عقلی است که مثل اهل سنت در وقت خواندن قرآن دادو فریاد کنیم در حالی که قرآن می فرماید وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ (مصباح الهدی، 439). از این آیه دو تفسیر می شود داشت. یکی استحباب یا وجوب سکوت حین قرائت قرآن است دومی سکوت بعد از استماع قرائت قرآن. بر اساس تفسیر اول اشکالی بر جلسات و مسابقات فعلی قرآن نیست چون حین قرائت سکوت حاکم است. اما بر اساس تفسیر دوم بعد از استماع قران باید

توجه

به لطائف قرآن شود و لازمه این توجه سکوت است. سکوت بعد از قرائت. ظاهر آیه هم که ابتدا امر به استماع و بعد به سکوت است هم مؤید این تفسیر است. ولی در جلسات امروز درست خلاف این عمل می شود و به عقیده مرحوم دولابی این دم

شیطان است!

و نیز ایشان معتقدند که این بدعت در بین اهل سنت رواج به وجود آمده و به ما هم سرایت کرده است.
اساسا ایشان معقد بودند که تأکید زیاد بر ظواهر قرائت و تجوید، جلسات قرائت قرآن را خراب کرد و از بین برد(مصباح الهدی، 439).
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجید121 ، Admirer ، احیاء ، یا صاحب الزمان ، yamin ، بیداری اندیشه ، Asma ، nafas
۱۹:۱۵, ۱۶/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #84
آواتار


روی دعایت تعقّل كن تا رشد كند . نكند از بچّگی تا هشتاد سالگی همه اش نخودچی كشمش از خدا بخواهی .
حاجاتی را كه داری به صورت یك نامه ، روی كاغذ یا روی دلت ، البتّه اوائل روی كاغذ ، برای خدا بنویس و بگذار در جانمازت یا هر جای دیگری . دو سه ماه بعد هروقت حال خوبی داشتی و شنگول بودی آن را به دقّت بخوان و ببین هرجا زیاده روی كرده ای یا به خدا بی ادبی كرده ای ، آنها را خط بزن و تصحیح و تجدید نظر كن و نهایتاً آن را پاك نویس كن . نامه اوّل را هم حفظ كن . دو سه ماه بعد باز همین كار را روی نامه تصحیح شده ، انجام بده . یكی دو سالی این كار را ادامه بده .
بعد نامه آخری را با اوّلی مقایسه كن ببین از كجا سر در آورده ای و چقدر رشد كرده ای . مرشد تو كه نامه ها را عوض می كرد خداست كه همراهت است . آخر كار به چیزی می رسی كه از حاجتت بهتر است ، به كسی می رسی كه برایش نامه می نوشتی .

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: meshkat ، nafas ، saloomeh ، مجید121 ، yamin ، حسن.س. ، Admirer ، احیاء ، یا صاحب الزمان ، Farzaneh ، بیداری اندیشه ، Eve
۱۸:۰۴, ۱۸/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #85
آواتار
عفو و غفران انسان را خیلی بزرگ می کند.اگر همسرت بوده،پدرت بوده،خواهر و برادرت بوده اند و اذیت کرده اند گذشت کن.این صفت خدایی است.خداوند صاحب عفو و گذشت را خیلی دوست دارد.

چون صفت خدایی است.خداوند است که خلق را می آمرزد ،شما هم اگر گناهکاری را که تو را اذیت و آزار رسانده است یا مالت را خورده است،عفوش کنی،این کار،کار خدایی است.شبیه کار خداوند است.خدا هم صفت و فعل خودش را خیلی دوست دارد.
چگونه می شود انسان برای کسی که اذیتش کرده است استغفار کند و قلبش بزرگ شود؟این استغفار چگونه این خاصیت را دارد؟سرش این است که وقتی کسی انشان را اذیت می کند،انسان دلتنگ می شود.ناراحت می شود که فلانی مرا اذیت کرده است.قلبش تنگ می شود.
وقتی برای او استغفار می کند قلبش راحت می شود،بزرگ می شود،خنک می شود.دل او باز می شود.می گفت:اذیتم کرده بود از دستش پکر بودم.دلم تنگ شده بود،ناراحت بودم.برای او استغفار کردم راحت شدم.
هر وقت کسی شما را اذیت کرد و ناراحت شدید،نمی خواهد به کسی بگویید،بلکه استغفار کنید؛هم برای خودتان و هم برای کسی که شما را اذیت کرده است.بگو:بیچاره کار بدی کرده است.اگر فهم داشت نمی کرد.وقتی استغفار می کنی خداوند دوست دارد.خودت باز می شوی.اصلا قلبت باز می شود.
طوبای محبت
1
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: meshkat ، rahi ، حسن.س. ، saloomeh ، Agha sayyed ، Admirer ، احیاء ، yamin ، مجید121 ، یا صاحب الزمان ، Farzaneh ، mohamad ، بیداری اندیشه ، nafas
۱۱:۵۱, ۲۲/شهریور/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/شهریور/۹۱ ۱۱:۵۳ توسط Hadith.)
شماره ارسال: #86
آواتار
ما مثل بچّه ای هستیم كه پدرش دست او را گرفته است تا به جایی ببرد و در طول مسیر از بازاری عبور می كنند . بچّه جلب ویترین مغازه ها می شود و دست پدر را رها می كند و در بازار گم می شود و وقتی متوجّه می شود كه دیگر پدر را نمی بیند ، گمان می كند پدرش گم شده است ، در حالی كه در واقع خودش گم شده است .
انبیاء و اولیاء پدران خلقند و دست خلایق را می گیرند تا آنها را به سلامت از بازار دنیا عبور دهند . غالب خلایق جلب متاعهای دنیا شده اند و دست پدر را رها كرده و در بازار دنیا گم شده اند.
امام زمــــان ( علیه السلام ) گم و غائب نشده است ، ما گم و محجـــوب گشته ایم.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حسن.س. ، میلاد.م ، yamin ، Asma ، meshkat ، یا صاحب الزمان ، Agha sayyed ، Farzaneh ، Admirer ، saloomeh ، بیداری اندیشه ، احیاء ، nafas
۱۲:۳۳, ۲۴/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #87
آواتار
انقدر با ادب باش كه وقتی پهلوشون نشستي انگار كه ننشستي.
يه جوري بگو الله اكبر كه ديگه خودت نباشي.
گفت چيكار كردي: گفت كاري كردم كه خودم نبودم . يعني خدايا تو منزهي از ذكر من. خودم قايم شدم.
الله اكبر رو گفته داره حمد و سوره ميخونه ولي داره ميگه من نيستم من نيستم.
كار كه بالا بگيره انسان در اعمال خودش مخفي ميشه و خدا ظاهر ميشه امام ظاهر ميشه.
...عمل را خالص كن يعني همين ديگه.
گفت وقتي كاري ميكني كاري كن كسي حاليش نشه خودتم حاليت نشه . چون مال اونهاست چرا من دخالت كنم
ما اصابك من حسنة فمن الله . گفت غرور كه رفت تكبر هم كه رفت
فاعل كيه؟ هوالفعال .
در اعمالتون خالص شوید تا خودتون كنار بريد و فاعل اصلي ظاهر بشه
.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: meshkat ، یا صاحب الزمان ، حسن.س. ، Agha sayyed ، Farzaneh ، yamin ، Admirer ، بیداری اندیشه ، احیاء ، nafas ، Eve
۱۷:۳۵, ۲۵/شهریور/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/شهریور/۹۱ ۱۸:۵۶ توسط Hadith.)
شماره ارسال: #88
آواتار


در شبانه روز ،ترجيحا دل شب ،ده دقيقه اي با خدا خلوت كن،اگر بر اين كار مداومت نمايي اين ده دقيقه همه اوقات شبانه روزت را خواهد گرفت.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Farzaneh ، Agha sayyed ، yamin ، meshkat ، حسن.س. ، Asma ، Admirer ، بیداری اندیشه ، احیاء ، nafas ، تازه مسلمان ، Eve
۱۳:۱۷, ۲۶/شهریور/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/شهریور/۹۱ ۱۳:۱۸ توسط Hadith.)
شماره ارسال: #89
آواتار
کنار خيابان ميوه هاي خوبي است. آنها را مي شويند و قشنگ مي چينند.
مي گويد اگر پول داشتم يک خورده از اين ها مي خريدم و به زن و بچه ام مي دادم.
خدا در مقابل اين اي "کاش" در مقابل عملش اجر حسنه مينويسد.
آيا دستگاه خدا اينقدر منظم است؟ آنهايي که پول دارند بخرند و بخورند شما که نداري غصه بخوري؟ نخير! خداوند اين جزا را مي دهد تا بنده اي محروم نباشد. خدا خيلي حامي مومنين است.
"در راه ها اگر سستي هست از خودمان است."
خدا ، پيغمبر و امام هيچ کوتاهي نمي کنند. اميدوارم خداوند ما را هم صابر و شاکر قرار بدهد.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Farzaneh ، saloomeh ، یا صاحب الزمان ، حسن.س. ، مجید121 ، meshkat ، أین المنتظر ، بیداری اندیشه ، Asma ، Admirer ، احیاء ، nafas ، Eve
۱۷:۵۰, ۲۶/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #90
آواتار
اگر چهار مرتبه بگویی بیچاره ام و عادت کنی، اوضاع خیلی بی ریخت می شود... همیشه بگویید الحمدلله، شکر خدا.
بلکه بتوانی دلت را هم با زبانت همراه کنی. اگر پکر هستی دو مرتبه همراه با دلت بگو الحمدلله. آن وقت غمت را از بین می برد.
امیدوارم جلوی زبانت را بگیری که موثر است.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: بیداری اندیشه ، saloomeh ، Farzaneh ، سدرة المنتهی ، meshkat ، شیدا ، m.hossein ، Asma ، yamin ، أین المنتظر ، مجید121 ، Admirer ، حسن.س. ، rastin ، یا صاحب الزمان ، احیاء ، nafas ، Eve
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  در محضر آیت الله مرعشی نجفی(رحمة الله علیه) حسن عزتي 9 6,034 ۷/اسفند/۹۶ ۱۶:۵۵
آخرین ارسال: Hadith
  در محضر آیت الله بهجت بیداری اندیشه 41 24,548 ۷/اسفند/۹۶ ۱۶:۵۱
آخرین ارسال: Hadith
  در محضر آیت الله سید علی قاضی(رحمة الله علیه) عبدالرحمن 14 9,033 ۱/شهریور/۹۵ ۱۷:۴۹
آخرین ارسال: ماحی
  سخنان آیت الله بهجت (رضوان الله علیه) Agha sayyed 315 128,082 ۳/تیر/۹۴ ۱۴:۴۶
آخرین ارسال: saloomeh
  زندگانی آیت الله سید علی قاضی رحمه الله علیه آوا 14 4,655 ۳۰/اردیبهشت/۹۴ ۱۵:۱۹
آخرین ارسال: آوا
  خاطراتی از آیت الله بهجت (رضوان الله علیه) ترنم 18 8,230 ۱۱/فروردین/۹۴ ۹:۰۹
آخرین ارسال: رضوانه
  >>>> تحولات روحی مرحوم دولابی از چه زمان آغاز شد؟ آوا 2 1,648 ۱۰/اسفند/۹۳ ۴:۱۳
آخرین ارسال: سدرة المنتهی

پرش در بین بخشها:


بالا