|
در محضر حاج محمد اسماعیل دولابی (رحمة الله علیه)
|
|
۲۳:۵۷, ۲۶/خرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/خرداد/۹۱ ۱:۰۱ توسط Hadith.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
کمتر کسی است که این عارف و سالک بزرگ را نشناسد... سخنانش برآمده از دل است و لاجرم بر دل می نشیند.. در این تاپیک باهم،چند خط هائی از این عارف بزرگوار را مرور می کنیم،باشد که چراغ راهنمائی و تلنگری مثبت بر احوالمان باشد.. ![]() ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- آدمی که مزرعهاش را بکارد و چیز خوب بکارد و به آن برسد، آخر کار هم محصول بر میدارد. در هر مزرعهای هم هر چیزی نمیشود کاشت. هر چیزی هر جایی عمل نمیآید. باید آب و خاک را بشناسی. از یکی پرسیدم :"این زنها که مزرعه هستن* ، چه باید کاشت در این مزرعه ها؟!" گفت: "نسل" گفتم:"ضرر میکنی. آفتش زیاد است و محصولش کم. نه که بگویم نسل را از بیخ و بن بگذر ازش. میگویم آن که باید بکاری تا آخرش برنده باشی، نیست. باید چیزی بکاری که آفتش کم باشد و محصولش زیاد. مزرعه است، گلدان که نیست" ... گفت :"چی بکارم؟" گفتم :"برو محبت بکار. در این خاک که من میشناسم ، فقط تخم محبت میگیرد. یک دانه بکار ، صد دانه درو کن" شب که میخواهید بخوابید میدانم که هرکس را که اذیت کرده اید استغفار میکنید و از خدای خودتان میخواهید که "خدایا ما را ببخش و عفو کن و او هم از سر تقصیرات ما بگذرد" بعد آمده ای و میخواهی بخوابی میبینی باز هم خوابت نمی برد لذا با خودت میگویی" آنهایی را که من اذیتشان کرده ام که استغفار کردم اما آنها هم که مرا اذیت کرده اند، بیچاره اند، خدایا آنها را هم ببخش، من از آنها گذشتم" آن وقت دیگر خیلی کار بالا میگیرد. این طور نیست؟ از کسی که طلب نداری و به کسی هم بدهکار نیستی بدهکاری هایت را اول استغفار کردی و خدا بخشید حالا طلبکاریهایت را هم بخشیدی. برخی که خیلی گناه دارند می گویند یعنی خدا من را می بخشد؟ آنها نمی دانند وقتی که به این حال میرسند یعنی اینکه بخشیده میشوند. «مرحوم دولابی» |
|||
| آغاز صفحه 9 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۲:۲۹, ۱۴/شهریور/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/شهریور/۹۱ ۱۲:۳۱ توسط Hadith.)
شماره ارسال: #81
|
|||
|
|||
|
دنیا جای خنده است، چرا همه اش گریه؟ سید پیری بود اهل ابهر و اهل منبر و عبادت. لقب خوبی هم داشت، " وجیه الله ". او قصد رفتن به مشهد را داشت. به تهران آمد که با هم برویم. به ایشان گفتم: شما برو، من چند روز دیگر می آیم. من تا بروم مدتی طول کشید و روزهای آخر صفر شد. در مشهد در صحن نو ایشان را دیدم. تا مرا دید اشکش جاری شد. گفتم: حتما این چند روز دایم گریه می کردی؟ گفت: گریه نکنم چکنم. گفتم: اگر حضرت رضا(علیه السلام) بفرمایند: آقا وجیه، شما سالی چند روز اینجا می آیی، فقط گریه هایت را پیش ما می آوری، خنده هایت را کجا می بری، چه جواب می دهی؟ یک باره همان جا داخل صحن خنده اش گرفت و هر چه سعی می کرد جلوی خنده اش را بگیرد، نمی توانست. بعضی از ما هم اینجور هستیم. بعد از یک سال یا چند سال می رویم زیارت، فقط گریه ها یمان را برای حضرت می بریم، حاجت هایمان هم روی آن. آن وقت ببینید چه می شود! درست است که ائمه (علیه السلام) کریم هستند و بزرگوار، ولی انصاف داشته باشید. گریه هایتان را کنار بگذارید و خنده هایتان را بیاورید. اجتماع جای خنده است، دنیا جای خنده است. سر نماز که می روید با خنده بروید. البته خداوند هم مزاج ما را می داند برای همین گفت زیاد گریه کنید و کم بخندید " فلیضحکوا قلیلا ولیبکوا کثیرا ". خدا می گوید: حال که پیش ما نمی آیید و در بیابان ها سر گردانید، زیاد بگریید و کم بخندید و الا بایستی، قشنگ ها را نزد امامان (علیه السلام) ببریم. |
|||
|
|
۱۵:۰۹, ۱۴/شهریور/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/شهریور/۹۱ ۱۵:۲۹ توسط Hadith.)
شماره ارسال: #82
|
|||
|
|||
|
از سخنان كامل و جلسات حاج محمداسماعيل دولابي فقط 6 جلد كتاب منتشر شده به شرح زير :
...1_طوباي محبت كتاب نخست 2_طوباي محبت كتاب دوم 3_طوباي محبت كتاب سوم 4_طوباي محبت كتاب چهارم 5_طوباي محبت كتاب پنجم 6_طوباي محبت كتاب ششم (كه تازه و امسال منتشر شده) هر كتابي غير از كتاب هاي طوباي محبت، ناقص و گاهي تحريف شده است... اگر به دنبال انديشه ها و رهنمودهاي مرد محبت هستيد تنها سري كتاب هاي طوباي محبت را تهيه كنيد. در ضمن موسسه ي فرهنگي هنري طوباي محبت كه زير نظر فرزند ارشد حاج محمداسماعيل دولابي اداره مي شود و مسئول انتشار آثار است (و دفتر آن در خيابان شريعتي تهران است) هيچ نسبتي با انتشارات طوباي محبت كه در شهر قم است ندارد.
|
|||
|
|
۱۱:۱۵, ۱۶/شهریور/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/شهریور/۹۱ ۱۲:۵۱ توسط میلاد.م.)
شماره ارسال: #83
|
|||
|
|||
|
عرب های آن زمان پنبه در گوششان می گذاشتند که کلام پیغمبر را نشنوند... تا می شنیدند هوار می کردند... الان هم سربه سر اهل سنت که شناس بشوند می گذارم و می گویم چرا وقتی قرآن می خوانند هوار می کنید. انگار دشمن پیدا شده... در یکی از مجالس وقتی قرآن خواندند دیدم دوسه نفر که احتمالا مربوط به جلسات قرآن تهران که مسابقه می گذارند بودند آها آها کردند. گفتند که مثلا ما الله الله می گفتیم اما من فهمیدم کلک می زنند و برای زینت مجلس این کار را بکنند و روی عادت است... یک ناقلایی آن بغل های دنیا توی بشر هست که بوق را می گیرد و به بشر دم می دهد... آن دم ، مال شیطان است نفخ فیه الشیطان. شیطان گول می زند و می خواهد لطائف قرآن را از دستشان بگیرد. توجه به قرآن را بگیرد و انحراف حاصل کند. (طوبای محبت، ج6، صص 111الی113) از مطالب دیگر می فهمیم که مستند نظر ایشان آیه 204سوره اعراف است. ایشان می گوید: این چقدر بی عقلی است که مثل اهل سنت در وقت خواندن قرآن دادو فریاد کنیم در حالی که قرآن می فرماید وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ (مصباح الهدی، 439). از این آیه دو تفسیر می شود داشت. یکی استحباب یا وجوب سکوت حین قرائت قرآن است دومی سکوت بعد از استماع قرائت قرآن. بر اساس تفسیر اول اشکالی بر جلسات و مسابقات فعلی قرآن نیست چون حین قرائت سکوت حاکم است. اما بر اساس تفسیر دوم بعد از استماع قران باید توجه به لطائف قرآن شود و لازمه این توجه سکوت است. سکوت بعد از قرائت. ظاهر آیه هم که ابتدا امر به استماع و بعد به سکوت است هم مؤید این تفسیر است. ولی در جلسات امروز درست خلاف این عمل می شود و به عقیده مرحوم دولابی این دم شیطان است! و نیز ایشان معتقدند که این بدعت در بین اهل سنت رواج به وجود آمده و به ما هم سرایت کرده است. اساسا ایشان معقد بودند که تأکید زیاد بر ظواهر قرائت و تجوید، جلسات قرائت قرآن را خراب کرد و از بین برد(مصباح الهدی، 439).
|
|||
|
|
۱۹:۱۵, ۱۶/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #84
|
|||
|
|||
|
روی دعایت تعقّل كن تا رشد كند . نكند از بچّگی تا هشتاد سالگی همه اش نخودچی كشمش از خدا بخواهی . حاجاتی را كه داری به صورت یك نامه ، روی كاغذ یا روی دلت ، البتّه اوائل روی كاغذ ، برای خدا بنویس و بگذار در جانمازت یا هر جای دیگری . دو سه ماه بعد هروقت حال خوبی داشتی و شنگول بودی آن را به دقّت بخوان و ببین هرجا زیاده روی كرده ای یا به خدا بی ادبی كرده ای ، آنها را خط بزن و تصحیح و تجدید نظر كن و نهایتاً آن را پاك نویس كن . نامه اوّل را هم حفظ كن . دو سه ماه بعد باز همین كار را روی نامه تصحیح شده ، انجام بده . یكی دو سالی این كار را ادامه بده . بعد نامه آخری را با اوّلی مقایسه كن ببین از كجا سر در آورده ای و چقدر رشد كرده ای . مرشد تو كه نامه ها را عوض می كرد خداست كه همراهت است . آخر كار به چیزی می رسی كه از حاجتت بهتر است ، به كسی می رسی كه برایش نامه می نوشتی . |
|||
|
|
۱۸:۰۴, ۱۸/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #85
|
|||
|
|||
|
عفو و غفران انسان را خیلی بزرگ می کند.اگر همسرت بوده،پدرت بوده،خواهر و برادرت بوده اند و اذیت کرده اند گذشت کن.این صفت خدایی است.خداوند صاحب عفو و گذشت را خیلی دوست دارد.
چون صفت خدایی است.خداوند است که خلق را می آمرزد ،شما هم اگر گناهکاری را که تو را اذیت و آزار رسانده است یا مالت را خورده است،عفوش کنی،این کار،کار خدایی است.شبیه کار خداوند است.خدا هم صفت و فعل خودش را خیلی دوست دارد. چگونه می شود انسان برای کسی که اذیتش کرده است استغفار کند و قلبش بزرگ شود؟این استغفار چگونه این خاصیت را دارد؟سرش این است که وقتی کسی انشان را اذیت می کند،انسان دلتنگ می شود.ناراحت می شود که فلانی مرا اذیت کرده است.قلبش تنگ می شود. وقتی برای او استغفار می کند قلبش راحت می شود،بزرگ می شود،خنک می شود.دل او باز می شود.می گفت:اذیتم کرده بود از دستش پکر بودم.دلم تنگ شده بود،ناراحت بودم.برای او استغفار کردم راحت شدم. هر وقت کسی شما را اذیت کرد و ناراحت شدید،نمی خواهد به کسی بگویید،بلکه استغفار کنید؛هم برای خودتان و هم برای کسی که شما را اذیت کرده است.بگو:بیچاره کار بدی کرده است.اگر فهم داشت نمی کرد.وقتی استغفار می کنی خداوند دوست دارد.خودت باز می شوی.اصلا قلبت باز می شود. طوبای محبت1 |
|||
|
|
۱۱:۵۱, ۲۲/شهریور/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/شهریور/۹۱ ۱۱:۵۳ توسط Hadith.)
شماره ارسال: #86
|
|||
|
|||
|
ما مثل بچّه ای هستیم كه پدرش دست او را گرفته است تا به جایی ببرد و در طول مسیر از بازاری عبور می كنند . بچّه جلب ویترین مغازه ها می شود و دست پدر را رها می كند و در بازار گم می شود و وقتی متوجّه می شود كه دیگر پدر را نمی بیند ، گمان می كند پدرش گم شده است ، در حالی كه در واقع خودش گم شده است .
انبیاء و اولیاء پدران خلقند و دست خلایق را می گیرند تا آنها را به سلامت از بازار دنیا عبور دهند . غالب خلایق جلب متاعهای دنیا شده اند و دست پدر را رها كرده و در بازار دنیا گم شده اند. امام زمــــان ( علیه السلام ) گم و غائب نشده است ، ما گم و محجـــوب گشته ایم. |
|||
|
|
۱۲:۳۳, ۲۴/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #87
|
|||
|
|||
|
انقدر با ادب باش كه وقتی پهلوشون نشستي انگار كه ننشستي.
يه جوري بگو الله اكبر كه ديگه خودت نباشي. گفت چيكار كردي: گفت كاري كردم كه خودم نبودم . يعني خدايا تو منزهي از ذكر من. خودم قايم شدم. الله اكبر رو گفته داره حمد و سوره ميخونه ولي داره ميگه من نيستم من نيستم. كار كه بالا بگيره انسان در اعمال خودش مخفي ميشه و خدا ظاهر ميشه امام ظاهر ميشه. ...عمل را خالص كن يعني همين ديگه. گفت وقتي كاري ميكني كاري كن كسي حاليش نشه خودتم حاليت نشه . چون مال اونهاست چرا من دخالت كنم ما اصابك من حسنة فمن الله . گفت غرور كه رفت تكبر هم كه رفت فاعل كيه؟ هوالفعال . در اعمالتون خالص شوید تا خودتون كنار بريد و فاعل اصلي ظاهر بشه. |
|||
|
|
۱۷:۳۵, ۲۵/شهریور/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/شهریور/۹۱ ۱۸:۵۶ توسط Hadith.)
شماره ارسال: #88
|
|||
|
|||
|
در شبانه روز ،ترجيحا دل شب ،ده دقيقه اي با خدا خلوت كن،اگر بر اين كار مداومت نمايي اين ده دقيقه همه اوقات شبانه روزت را خواهد گرفت. |
|||
|
|
۱۳:۱۷, ۲۶/شهریور/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/شهریور/۹۱ ۱۳:۱۸ توسط Hadith.)
شماره ارسال: #89
|
|||
|
|||
|
کنار خيابان ميوه هاي خوبي است. آنها را مي شويند و قشنگ مي چينند.
مي گويد اگر پول داشتم يک خورده از اين ها مي خريدم و به زن و بچه ام مي دادم. خدا در مقابل اين اي "کاش" در مقابل عملش اجر حسنه مينويسد. آيا دستگاه خدا اينقدر منظم است؟ آنهايي که پول دارند بخرند و بخورند شما که نداري غصه بخوري؟ نخير! خداوند اين جزا را مي دهد تا بنده اي محروم نباشد. خدا خيلي حامي مومنين است. "در راه ها اگر سستي هست از خودمان است." خدا ، پيغمبر و امام هيچ کوتاهي نمي کنند. اميدوارم خداوند ما را هم صابر و شاکر قرار بدهد. |
|||
|
|
۱۷:۵۰, ۲۶/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #90
|
|||
|
|||
|
اگر چهار مرتبه بگویی بیچاره ام و عادت کنی، اوضاع خیلی بی ریخت می شود... همیشه بگویید الحمدلله، شکر خدا.
بلکه بتوانی دلت را هم با زبانت همراه کنی. اگر پکر هستی دو مرتبه همراه با دلت بگو الحمدلله. آن وقت غمت را از بین می برد. امیدوارم جلوی زبانت را بگیری که موثر است. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| در محضر آیت الله مرعشی نجفی(رحمة الله علیه) | حسن عزتي | 9 | 6,034 |
۷/اسفند/۹۶ ۱۶:۵۵ آخرین ارسال: Hadith |
|
| در محضر آیت الله بهجت | بیداری اندیشه | 41 | 24,548 |
۷/اسفند/۹۶ ۱۶:۵۱ آخرین ارسال: Hadith |
|
| در محضر آیت الله سید علی قاضی(رحمة الله علیه) | عبدالرحمن | 14 | 9,033 |
۱/شهریور/۹۵ ۱۷:۴۹ آخرین ارسال: ماحی |
|
| سخنان آیت الله بهجت (رضوان الله علیه) | Agha sayyed | 315 | 128,082 |
۳/تیر/۹۴ ۱۴:۴۶ آخرین ارسال: saloomeh |
|
| زندگانی آیت الله سید علی قاضی رحمه الله علیه | آوا | 14 | 4,655 |
۳۰/اردیبهشت/۹۴ ۱۵:۱۹ آخرین ارسال: آوا |
|
| خاطراتی از آیت الله بهجت (رضوان الله علیه) | ترنم | 18 | 8,230 |
۱۱/فروردین/۹۴ ۹:۰۹ آخرین ارسال: رضوانه |
|
| >>>> تحولات روحی مرحوم دولابی از چه زمان آغاز شد؟ | آوا | 2 | 1,648 |
۱۰/اسفند/۹۳ ۴:۱۳ آخرین ارسال: سدرة المنتهی |
|





![[تصویر: 917310211_orig.jpg]](http://www.inn.ir/iran_media/image/2011/02/917310211_orig.jpg)



