|
آشنایی با شخصیت حضرت ابالفضل العباس(علیه السلام)
|
|
۲۰:۲۴, ۱/تیر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/مهر/۹۲ ۱۲:۲۰ توسط Tolou.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم السلام علیک یا ابالفضل العباس(علیه السلام) برای هر تاپیکی دلیل یا دلایلی برای ایجادش و ادامه دادنش هست... و از دلایل ایجاد این تاپیک میتواند محبت باشد یا علت این که چه شد که عباس(علیه السلام)، عباس(علیه السلام) شد یا این که چرا امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) توجه ویژه به عمویشان دارند... و یا شاید قول و عهدی خاک خورده باشد که با حضرت عباس(علیه السلام) بسته شده ...
انشالله و به یاری خداوند در این تاپیک در مورد شخصیت حضرت ابالفضل العباس(علیه السلام) صحبت خواهد شد... فعلا تنها منبعی که دارم، مربوط به سخنرانیهای آقای معمار منتظرین تحت عنوان " عبد صالح" می باشد...دوستان اگه پیشنهاد و انتقادی دارید خیلی خوشحال میشم بشنوم... امید است مورد قبول واقع گردد.... التماس دعای فراوان از دوستان ------------------------------------------------------------------------- بسم الله الرحمن الرحمن الرحیم یکی از شاخص ترین ولی شناسان حضرت ابالفضل (علیه السلام) میباشند... یکی از مهمترین خصیصه های ایشان آشنایی ایشان با ولایت اباعبدالله الحسین(علیه السلام) و برادر بزرگوارشان، امام حسن مجتبی(علیه السلام) و پدر بزرگوارشان امام علی(علیه السلام) بوده است.مقدمه: امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در زیارت ناحیه مقدسه، توصیفاتی از عمویشان دارند که بیانگر توجه ایشان به حضرت ابالفضل عباس(علیه السلام) دارند و از بهترین راه های قرب به امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) اظهار ادب در مقابل ساحت مقدس آقا ابالفضل است. از مداحان شنیده اید که در روز عرفه آقا به خیمه هایی توجه دارید که روضه عباس(علیه السلام) خوانده میشود و شاید از سر آن رد شده باشید... اما چه سری در قصه ابالفضل العباس(علیه السلام) هست؟؟؟ به راستی چرا 5 امام دست حضرت اباالفضل علیه السلام را بوسیده اند؟؟؟ دست بوسی کار بسیار عظیمی است.ائمه هدی فرموده اند بهترین جای بوسه زدن پیشانی است. خب آقا جان شما اگر گفته اید پیشانی مومن را ببوسید شما که اعلی هستید ازحضرت اباالفضل(علیه السلام)-چون امام وجود و مقامش بالاست حضرت اباالفضل(علیه السلام) معصوم بودند ولی امام نبوده اند -چه خصوصیتی در آقا بوده که محور عالم وجود حضرت امیر، امام حسن مجتبی,خامس آل عبا، امام حسین(علیه السلام)؛ دست آقا اباالفضل رابوسیده اند؟؟؟!!!
لذا برهمه ما آشنایی باحضرت اباالفضل(علیه السلام) لازم است مخصوصا آنهایی که میخواهند سلوک الهی کنند و راه خدایی بروند که فنای دروجود امام است. چون ما سه منزل بیشتر نداریم: - فنای در امام - فنای درحضرت رسول - فنای در حق تعالی است: کل من علیها فان ویبقی وجه ربک ذوالجلال والاکرام ...ادب فنا از حضرت اباالفضل(علیه السلام) سر زده است... |
|||
|
| آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲:۱۰, ۲۸/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #31
|
|||
|
|||
|
آیا حضرت ابوالفضل العباس ، معصوم هستند؟
|
|||
|
|
۱۹:۱۴, ۲۹/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #32
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
نقل قول:آیا حضرت ابوالفضل العباس ، معصوم هستند؟ راستش من اطلاع درستی ندارم. ولی چندتا سرچ که کردم، مطلب زیر یکی از مطالب خوب بود... قبل از اینکه به این مسئله بپردازیم که چه کسانی عصمت دارند . باید پرسیده شود که عصمت چیست ؟ عصمت، علم شناخت گناه است که خداوند به پیامبران و اولیای الهی داده است و به واسطه آن انزجار قلبی از گناه پیدا می کند. در این باره به نکات ذیل توجه کنید : 1- عصمت یک موهبت الهی است که و نوعی علم است که صاحبش را به طور دایم و همیشه در راه بندگی قرار می دهد و اورا بر تمام غرایض طبیعی غالب می سازد تا مانع از انجام گناه گردد .به گونه ای که شخص معصوم در مورد گناه علمی پیدا می کند که به اختیار و اراده خود به سوی معصیت گرایش پیدا نمی کند . 2-آگاهی کامل پیامبران (شرط آگاهی تقوا،درعربی آگاه بودن به معنای بصیر است و شخص آگاه را می گویند بصیرت دارد ) ازنتایج درخشان طاعت و پیامدهای سوء معصیت باعث مصونیت آنان از نافرمانی خدا می شود آنان می توانند گناه کنند اما با اراده قوی و محکم گناه نمی کنند . مانند پدری مهربان که قادر به کشتن فرزند خود است ولی هرگز این کار را انجام نمی دهد . 3-معصومان زشتی گناه را درک کرده اند مانند کسی است که دربرابر یک لیوان پراز آب آلوده به میکروب واکنش نشان میدهد . و از خوردن آن پرهیز می کند . در اینجا کسی نیست که ایشان را از ارتکاب گناه باز دارد بلکه خود با علم و بینش الهی که دارند گناهی انجام نمی دهند. 4-معصومان به خاطر شناخت خدا هیچ گاه راضی نمی شوند که خشنودی خدا را با چیز دیگری عوض کنند. 5-علم و عصمت اعطایی از سوی خداوند پایه ای تلقی می شود و معصومان با اراده و سعی خویش توان رسیدن بالاتر از علم و عصمت را دارند . 6-عصمت با اختیار سازگاری دارد بنابراین آنان هم مانند باقی مردم تکلیف دارند و برسر دوراهی آری و خیر قرار می گیرند ولی باعصمتی که دارند در مقابل گناه خیر را می پذیرند . اگر معصومان در انجام ندادن گناه مجبور بودند و مقتضی گناه برای آنان فراهم نمیشد برای ما حجت نبودند . خب به سراغ ارزش عصمت می رویم . هدفمند بودن بعثت انبیا در گروه عصمت فرستادگان الهی است از این رو عصمت و مصنویت از گناه برای پیامبران لازم است تا اعتماد به گفتار آنان شود . پروردگار عالم است می دانسته که گروهی بیش از دیگران با اختیار خود سرآمد دیگران خواهند شد .ازاین رو به آنان محبتی خاص ارزانی داشت (قضیه یک قدم اومدن سمت خدا و 100 قدم اومدن خدا به سوی بنده است )تا از گزند گناه به دور باشند . و سپس مقام راهنمای خلق خود را به آنان اعطا فرمود . از این رو اعطای عصمت به دلیل پاداش آن ها و هم برای فراهم سازی وسایل هدایت مردم به واسطه ایشان بوده است . بی شک وظیفه آن گروه که از چنین ابزاری بی بهره است پیروی از رهبران معصوم است . مانند نیاز غیر متخصص به متخصص . اما خب کسی که از ولی خدا ( ائمه معصوم پیروی کند )به درجه ای از معصومیت می رسد .مانند حضرت عباس (علیه السلام) بحث ولی شناسی حضرت عباس (علیه السلام) بسیار مشهور است. [/b] منبع ان شاء الله جواب کاملتری در اولین فرصت داده خواهد شد. |
|||
|
|
۲۰:۵۷, ۳۱/شهریور/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۱/شهریور/۹۱ ۲۰:۵۹ توسط Tolou.)
شماره ارسال: #33
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم السلام علیک یا ابالفضل العباس(علیه السلام) امام حسین نامه ای به حبیب بن مظاهر نوشته اند. در این نامه دارد: من حسین بن علی ابن ابی طالب الی حبیب مظاهر... بعد حضرت تعریف میکنند: حبیب رجلی است که فقیه است و بعد از آن حضرت تعلیل می آورند: به این دلیل فقیه است که ما اهل بیت (علیه السلام) را میشناسد. از این بیان فهمیده میشود که فقیه اهل بیت(علیه السلام) کسی است که عارف به حق آل محمد(علیه السلام) باشد.هرکس اهل بیت (علیه السلام) راشناخت، او فقیه است. درست است که فقیه اصطلاحی کسی است که احکام شریعت را میداند اما فقیه به معنای حقیقی کلام، عارف شدن به حق اهل بیت (علیه السلام) است... بعد از آن حضرت میفرمایند: تو عارف به حق ما هستی، تو منزلت ما را نزد خدا میدانی.... و در ادامه درخواست میکنند که: ما را یاری بفرما و جانت را در راه ما بذل کن... امام حسین(علیه السلام) در این نامه فقیه را معرفی کردند. به حبیب گفتند تو فقیه هستی چون عارف به حق و مقام ما هستی... فقیه یعنی امام شناس.... هرکس میخواهد فقیه شود، باید عارف به حق اهل بیت(علیه السلام) شود. چرا فقیه یعنی اهل بیت(علیه السلام) شناس؟؟؟ در قرآن داریم: لِتَفَقَهوا فِی الدین.... مگر در زیارت حضرت نمیخوانید السلام علیک یا دین الله... پس خود حضرت دین خداست... حضرت امام رضا (علیه السلام) دین الله است... امام حسین(علیه السلام) دین الله است... امیرالمومنین دین الله هستند.... تفقهوا فی الدین ... یعنی عمیق شوید در حضرت رضا(علیه السلام)، عمیق شوید در امام حسین(علیه السلام) و... تفقهوا در شریعت بخشی از افعال وجود امام است... شریعت فعل ا مام است... بخشی از امام شناسی است... حضرت ابالفضل(علیه السلام) کلید بصیرت که فقاهت است در اختیارشان میباشد... یک پله عمیقتر میرویم: اگر کسی بخواهد فقیه در دین باشد باید امام شناس شود. ان شالله ادامه دارد.... |
|||
|
|
۶:۲۹, ۸/مهر/۹۱
شماره ارسال: #34
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم السلام علیک یا ابالفضل العباس(علیه السلام) خدای بزرگ یک اسماء دارند و یک اسماءالحسنی که اسماء فقط لفظ هستند. یابصیر لفظ است... یا سمیع لفظ است... اینها اسماء خداوند هستند ولی اسماء حسنی نیستند... یک بار هشام بن حکم که یکی از علما زمان امام صادق(علیه السلام) بودند، نزد امام صادق (علیه السلام) آمدند. امام فرمودند: برای من پروردگار عالم را وصف کن. هشام گفت: انه هو السمیع البصیر. امام (علیه السلام): اینها دو صفتی هستند که خالق و مخلوق در آن مشترک هستند. چون در سوره دهر فرمود: انا خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَّبْتَلِيهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعًا بَصِيرًا هم خدا سمیع و بصیر است و هم انسان را خداوند به سمیع و بصیر جعل کرده است.... هشام گفت: من در این حد میدانم. آقاجان خودتان وصف فرمایید. امام صادق(علیه السلام) فرمودند: هو النور لا ظلمت فیه: خداوند خودِ نور است و تاریکی در آن راه ندارد... هو علم لا جهل فیه.... هو حیاه لا موت فیه ........... پس اسما لفظ است ولی اسماءالحسنی اسم تکوینی خداست یعنی اسمی که میتوان مشاهده کرد.... فرق است بین اسم الله و درک اسم الله . یه موقع میگویید یا سمیع و یه موقع سمیع را میبینید و درک میکنید... [b]به همین دلیل امام رضا فرمودند: نحن اسماء الحسنی... اگر میخواهید اسماء الحسنی خدا را ببینید ما را ببینید. جامع همه اسماء خداوند یک اسم است و آن اسم اعظم است... هرکس که اسم اعظم را بشناسد، صاحب اسم اعظم شده است...
حال اسم اعظم کیست؟ ان شاءلله ادامه دارد... |
|||
|
|
۲۲:۰۹, ۱۷/مهر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/مهر/۹۱ ۲۲:۱۵ توسط Tolou.)
شماره ارسال: #35
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم السلام علیک یا ابالفضل العباس(علیه السلام) اسم اعظم در هر زمانی، امام زمان هر عصر هست... حضرت ابالفضل به این دلیل نافذالبصیره شده اند که اسم اعظم را شناختنه اند: امام زمانشان، امام حسین، را شناختند... و امروز کسی نافذالبصیره هست که حضرت بقیه الله (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را خوب بشناسد... اصلا یکی از دلایل این که روی حضرت ابالفضل(علیه السلام) تاکید هست، این است که از طریق حضرت عباس(علیه السلام) ولی شناسی را یاد بگیریم... امام شناسی را یادبگیریم... ان شاء الله ادامه دارد... |
|||
|
|
۱۹:۴۲, ۵/آبان/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۵/آبان/۹۱ ۱۹:۴۵ توسط Tolou.)
شماره ارسال: #36
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم السلام علیک یا ابالفضل العباس(علیه السلام) غیب عالم وجود حجت خداست... علاوه براین که غیب عالم وجود حجت خداست، خودِ حجت خدا غیبی دارد که حضرت ابالفضل(علیه السلام) به آن نگاه کرده بودند. حضرت سیدالشهدا را خوب شناخته بودند...این شناخت عمیق حضرت ابالفضل(علیه السلام) اعطای خداوند بود... که به واسطه پدربزرگشان، امام علی(علیه السلام) به ایشان عطا شده بو دند... در زیارت نامه حضرت ابالفضل (علیه السلام) داشتیم: کان عمنا العباس نافذالبصیره... عموی ما عباس (علیه السلام) نافذالبصیره بود...یک بصیرت دقیق و فرو رفته داشت که همه جوانب وجودِ سیدالشهدا(علیه السلام) را دید... به همین دلیل چون ما نمیتوانیم در جمال حضرت سیدالشهدا نگاه کنیم باید از خدمت و محضر حضرت ابالفضل(علیه السلام) برای معرفت سیدالشهدا(علیه السلام) کمک بگیریم... [/font] یکی از دوستان حضرت یوسف به دیدارشان آمدند . حضرت یوسف گفتند برای من چه هدیه ای آورده اید؟ ایشان هم یک آینه در آورد و گفت این هدیه من است. پرسیدند منظورتان چیست؟ گفتند گشتم در تمام مصر کسی زیباتر از شما پیدا نکردم. به همین دلیل آینه ای آوردم که خودتان راببینید و شما قرین ندارید، محظوظ بشوید از جمال خودتان.... کسی به مثل جمال سیدالشهدا(علیه السلام) نمیرسد... حال بخواهیم این جمال را تماشا کنیم باید یک آینه بیاوریم و تماشا کنیم... این آینه وجود حضرت عباس(علیه السلام) است... صحبت از حضرت عباس (علیه السلام) یک تحفه ایست به نام آیینه و آیینه ایست که فقط جلال و جمال امام حسین که جمال و جلال خداست، را نشان می دهد. چرا که حضرت عباس (علیه السلام) اهل بصیرت بودندو امام حسین(علیه السلام) را شناختند... بصیرت هیچکدام از اصحاب به اندازه حضرت عباس(علیه السلام) نمیرسد... و چون ایشان نافذالبصیره هستند، تمسک به عنایات عباسی انسان را آرام آرام، صاحب بصیرت میکند... این که گفته شده حضرت ابالفضل(علیه السلام) ملجا و پناهگاه اولیای خداهستند به دلیل همین نافذالبصیره بودن هست.. چرا که چشمشان به ملکوت باز است... چشمشان به غیب وجود حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) باز است... [font=B Zar]ان شاءالله ادامه دارد....
|
|||
|
|
۱۱:۵۳, ۱۹/آبان/۹۱
شماره ارسال: #37
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم این روزها بی خبرتر شده ام... فرصت کم است حتی برای نوشتن تاپیک عباس(علیه السلام).... به خاطر همین چند هفته پیش از دوستم خواهش کردم که سخنرانی رو گوش کنه و متنشو بنویسه تا من تایپ کنم و بذارم... واسم نوشت ولی همون تایپ کردن و درست کردنش هم من فرصت نکردم که نهایتا شد پست قبلی بعداز دوهفته!!!! چندروز پیش بهش گفتم اگه میشه تایپ کن و بهم بده... معلوم بود میخواست بگه سرم شلوغه و... ولی چیزی نگفت... همینطوری به دلم افتاد که بهش بگم نیت کن و بنویس... دوروز پیش بهم زنگ زد گفت بیا کارت دارم... رفتم... گفت داشتم سخنرانی رو گوش میدادم و مینوشتم خوابم برد... میگفت از خواب که بیدار شدم فقط دوست داشتم دستهامو نگاه کنم... فلششو بهم داد ... گفت بیا تایپ کردم....!!!! ... من هم دلم واسه دستام تنگ شده دعام کنید ================================================= السلام علیک یا ابالفضل العباس(علیه السلام) گفتیم اولین معرفی که امام صادق در مورد حضرت ابولفضل (علیه السلام) فرمودند این بود که آقا ابالفضل(علیه السلام) نافذ البصیره هستند ،بصیرت نور دل است و کما اینکه بصر نور چشم است. البته که کسی صاحب بصیرت شده با نور دل حقایق عالم را می بیند و کسی که نافذالبصیره است، نگاه او با کسی که صاحب بصیرت است خیلی متفاوت است. نافذ البصیره به مراتب، نگاهش وسیع تر،دقیق تر و درست تر است. هر کس که صاحب بصیرت شد و به هر چه نگاه کند همان طور که هست همان طور می بیند . خدارحمت کند مرحوم کربلای کاظم که خدای متعال در کنار امام زاده ای لطف فرموده اند وقران کریم را به او عطا نموده بودند. این بزرگوار را نزد آقای بروجردی و بقیه علمای قم آورده بودند که امتحانش کنند( او هیچ سواد قبلی نداشت و یکجا قران به آن عطا شده بود.) کتاب مغنی( مقنی) که یکی از کتابهای درسی و ادبیاتی حوزه بود را برای او خوانند. ازبین کلماتی که می خوانند لابه لای کلمات میگفت که این کلمات قرآن است و آن کلمات قرآن نیست ،به او گفتند از کجا تشخیص دادی؟ گفت: وقتی قران میخوانید از دهانتان نور بیرون می آید که او را می بینم . این یک بصیرت است که خدابه او عطا فرموده است... حضرت ابوالفضل (علیه السلام) نزد سه امام خدمت کردند: امیرالمومنین (علیه السلام)، امام حسن مجتبی (علیه السلام) و حضرت ابا عبد الله حسین (علیه السلام) و این سه بزرگوار هر کدام منشا اشاعه نور هستند. به همین خاطر حضرت ابوالفضل(علیه السلام) صاحب بصیرت نیستند بلکه صاحب نافذ البصیره هستند؛ نافذالبصیره یعنی نگاه بسیار دقیق که هر وقت نگاه می کند تا کُنه وجود را تماشا میکندو حقیقت دین را دیده است. حضرت رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودهاند :الصلاه معراج المومن. حضرت ابولفضل چون نافذ البصیره هستند، وقتی که به نماز میایستند حقیقت عروج را می بینند. یک یک احکام الهی را به همان نحوی که پیامبر اکرم بیان کردند، مورد شهود حضرت ابوالفضل (علیه السلام)قرار گرفته است... لذا وجود سید شهدا(علیه السلام) را دیده اند چون حقیقت حسین (علیه السلام) در پشت این جسم پنهان است و حقیقتی که هزار مرتبه تنزیل پیدا کرده است... ان شالله ادامه دارد...
|
|||
|
|
۲۳:۱۶, ۲۸/آبان/۹۱
شماره ارسال: #38
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم باسلام وعرض تسلیت شما می گویید علی، علی یک لفظ است، شما میگویید حسین، حسین یک لفظ است. اما کسی بتواند به باطن امام حسین(علیه السلام) راه پیدا کند این نافذ البصیره است و این جور بصیرت داشتن خدای متهال به او آثاری مرتبت کرده است و اگر کسی بصیرت پیدا کرد ،اولین محدوده که خدا بصیرت میدهد، بصیرت در دین است. در تعقیبات در نماز در بسیاری از دعاها آمده ، حتی در دعای ابوحمزه، شما هم از خدا خواسته اید و هر روز صبح هم میخواهید و حالا مفهوم بصیرت چه قدر وسیع شده است ؟ [b]بصیرت نور دل است و نوری که تحصیلی نیست بلکه باید هبه شود. باید خدا هِبه کند والبته اگر ما عمل کردیم هبه خواهد شد. اگر اطاعت از اهل بیت(علیه السلام) کردیم به ما هِبه خواهند کرد . راه هِبه کردن بصیرت : اطاعت از فرامین اهل بیت(علیه السلام) و توسل به اهل بیت(علیه السلام) باید در این خانه سر به آستانه سایید و خضوع کرد و به برکت گریه ها و توسلات که بهترین مجرای علوم هبه ایست ،که ان شا الله به ما بصیرت داده بشه. به همین دلیل در تعقیب نماز صبح این را از خداوند میخواهیم، چون صبح هنگام تقسیم ارزاق است و اگر بین الطلوعین خواب باشد روزی او محدود میشود.آمد خدمت امام هادی(علیه السلام) و فرمود : روزی من کم شده است. فرمودند بین الطلوعین بیدار باش که هم روزی مادی و هم روزی معنوی تو وسعت یابد. ان شالله ادامه دارد... |
|||
|
|
۲۲:۵۱, ۱/آذر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/آذر/۹۱ ۲۲:۵۴ توسط akhevi.)
شماره ارسال: #39
|
|||
|
|||
|
سخنرانی بسیار تاثیر گذار در مورد سرگذشت علی گندابی و تحول او بدست امام حسین و حضرت ابالفضل العباس علیهم السلام
از حجه السلام مومنی http://s1.picofile.com/file/7349850000/a..._.mp3.html |
|||
|
|
۰:۲۸, ۲/آذر/۹۱
شماره ارسال: #40
|
|||
|
|||
|
شیخ مفید و محمّد بن المشهدى و دیگران روایت کرده اند که چون خواهى زیارت حضرت عبّاس کنى مى روى به سمت حرم آن جناب، همین که به در حرم رسیدى بایست و بگو:
سَلامُ اللّهِ وَسَلامُ مَلائِکَتِهِ الْمُقَرَّبینَ وَاَنْبِیائِهِ الْمُرْسَلینَ وَعِبادِهِ الصّالِحینَ وَجَمیعِ الشُّهَداءِ وَالصِّدّیقینَ وَالزّاکِیاتِ الطَّیِّباتِ فیما تَغْتَدی وَتَرُوحُ عَلَیْکَ یَابْنَ اَمیرِالْمُؤْمِنینَ * اَشْهَدُ لَکَ بِالتَّسْلیمِ وَالتَّصْدیقِ وَالْوَفاءِ وَالنَّصیحَهِ لِخَلَفِ النَّبِیِّ الْمُرْسَلِ وَالسِّبْطِ الْمُنْتَجَبِ وَالدَّلیلِ الْعالِمِ وَالْوَصِیِّ الْمُبَلِّغِ وَالْمَظْلُومِ الْمُهْتَضَمِ * فَجَزاکَ اللّهُ عَنْ رَسُولِهِ وَعَنْ اَمیرِالْمُؤْمِنینَ وَعَنْ فاطِمَهَ وَالْحَسَنِ وَالْحُسَینِ صَلَواتُ اللّهِ عَلَیْهِمْ اَفْضَلَ الْجَزاءِ بِما صَبَرْتَ وَاحْتَسَبْتَ واَعَنْتَ * فَنِعْمَ عُقْبَى الدّار * لَعَنَ اللّهُ مَنْ قَتَلَکَ * وَلَعَنَ اللّهُ مَنْ جَهِلَ حَقَّکَ وَاسْتَخَفَّ بِحُرْمَتِکَ * وَلَعَنَ اللّهُ مَنْ حالَ بَیْنَکَ وَبَیْنَ ماءِ الْفُراتِ * اَشْهَدُ اَنَّکَ قُتِلْتَ مَظْلُوماً وَاَنَّ اللّهَ مُنْجِزٌ لَکُمْ ما وَعَدَکُمْ * جِئْتُکَ یَابْنَ اَمیرِالْمُؤْمِنینَ وافِداً اِلَیْکُمْ وَقَلْبی مُسَلِّمٌ لَکُمْ وَاَنَا لَکُمْ تابِـعٌ وَنُصْرَتی لَکُمْ مُعَدَّهٌ حَتى یَحْکُمَ اللّهُ وَهُوَ خَیْرُ الْحاکِمینَ * فَمَعَکُمْ مَعَکُمْ *لا مَعَ عَدُوِّکُمْ * اِنّی بِکُمْ وَبِاِیابِکُمْ مِنَ الْمُؤمِنینَ * وَبِمَنْ خالَفَکُمْ وَقَتَلَکُمْ مِنَ الْکافِرینَ * قَتَل اللّهُ اُمَّهً قَتَلَتْکُم بِالاَْیْدی وَالاَْلْسُنِ. پس داخل شو و بچسبان خود را به ضریح در حالى که رو به قبله باشى و بگو: السَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الْعَبْدُ الصّالِحُ الْمُطیعُ للّهِ وَلِرَسولِهِ وَلاَِمیرِ الْمُؤمِنینَ وَالْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ صَلّى اللّهُ عَلَیْهِمْ وَسَلَّمَ * وَالسَّلامُ عَلَیْکَ وَرَحْمَهُ اللّهِ وَبَرَکاتُهُ وَمَغْفِرَتُهُ وَرِضْوانُهُ وَعَلى رُوحِکَ وَبَدَنِکَ * اَشْهَدُ وَاُشْهِدُ اللّهَ اَنَّکَ مَضَیْتَ عَلى ما مَضى عَلَیْهِ الْبَدْرِیُّونَ والْمُجاهِدُونَ فی سَبیلِ اللّهِ الْمُناصِحُونَ لَهُ فی جِهادِ اَعْدائِهِ * الْمُبالِغُونَ فی نُصْرَهِ اَوْلِیائِهِ * الذّابُّونَ عَنْ اَحبّائِهِ * فَجَزاکَ اللّهُ اَفْضَلَ الجَزاءِ وَاَکْثَرَ الْجَزاءِ وَاَوْفَرَ الْجَزاءِ وَاَوْفى جَزاءِ اَحَد مِمَّنْ وَفى بِبَیْعَتِهِ وَاسْتَجابَ لَهُ دَعْوَتَهُ وَاَطاعَ وُلاهَ اَمْرِهِ * اَشْهَدُ اَنَّکَ قَدْ بالَغْتَ فِی النَّصیحَهِ وَاَعْطَیْتَ غایَهَ الْمَجْهُودِ * فَبَعَثَکَ اللّهُ فِی الشُّهَداءِ *وَجَعَلَ رُوحَکَ مَعَ اَرْواحِ السُّعَداءِ * وَاَعْطاکَ مِنْ جِنانِهِ اَفْسَحَها مَنْزِلاً *وَاَفْضَلَها غُرَفاً * وَرَفَعَ ذِکْرَکَ فِی عِلِّیّینَ *وَحَشَرَکَ مَعَ النبِیِّینَ وَالصِّدّیقینَ وَالشُّهَداءِ وَالصّالِحینَ وَحَسُنَ اُولئِکَ رَفیقاً * اَشْهَدُ اَنَّکَ لَمْ تَهِنْ وَلَمْ تَنْکُلْ وَاَنَّکَ مَضَیْتَ عَلى بَصیرَه مِنْ اَمْرِکَ * مُقْتَدِیاً بِالصّالِحینَ وَمُتَّبِعاً لِلنَّبِیّینَ * فَجَمَعَ اللّهُ بَیْنَنا وَبَیْنَکَ * وَبَیْنَ رَسُولِهِ وَاَوْلِیائِهِ فی مَنازِلِ الْمُخْبِتینَ فَاِنَّهُ اَرْحَمُ الرّاحِمینَ. پس برو به سوى بالاى سر و دو رکعت نماز کن و بعد از این دو رکعت هر چه خواستى نماز کن و بسیار بخوان خدا را، و بگو در عقب نمازها: اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد * وَلا تَدَعْ لی فی هذا الْمَکانِ الْمُکَرَّمِ وَالْمَشْهَدِ الْمُعَظَّمِ ذَنْباً اِلاّ غَفَرْتَهُ * وَلا هَمّاً اِلاّ فَرَّجْتَهُ * وَلا مَرَضاً اِلاّ شَفَیْتَهُ * وَلا عَیْباً اِلاّ سَتَرْتَهُ * وَلا رِزْقاً اِلاّ بَسَطْتَهُ * وَلا خَوْفاً اِلاّ اَمِنْتَهُ *وَلا شَمْلاً اِلاّ جَمَعْتَهُ * وَلا غائِباً اِلاّ حَفِظْتَهُ * وَلا دَیْناً اِلاّ اَدَّیْتَهُ * وَلا حاجَهً مِنْ حَوائِجِ الدُّنْیا وَالآخِرَهِ لَکَ فیها رِضاً وَلِیَ فیها صَلاحٌ اِلاّ قَضَیْتَها * یا اَرْحَمُ الرّاحِمینَ. پس برگرد به سوى ضریح و در نزد پا بایست و بگو: السَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبَا الْفَضْلِ الْعَبّاسَ بْنَ اَمیرِالْمُؤْمِنینَ * السَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ سَیِّدِ الْوَصِیّینَ * السَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ اَوَّلِ الْقَومِ اِسْلاماً وَاَقْدَمِهِمْ اِیماناً وَاَقْوَمِهِمْ بِدینِ اللّهِ وَاَحْوَطِهِمْ عَلَى الاْسْلامِ * اَشْهَدُ لَقَدْ نَصَحْتَ للّهِ وَلِرَسُولِهِ وَلاَِخیکَ * فَنِعْمَ الاَْخُ الْمُواسی * فَلَعَنَ اللّهُ اُمَّهً قَتَلَتْکَ * وَلَعَنَ اللّهُ اُمَّهً ظَلَمَتْکَ * وَلَعَنَ اللّهُ اُمَّهً اسْتَحَلَّتْ مِنْکَ الْمَحارِمَ وَانْتَهَکَتْ حُرْمَهَ الاِْسْلامِ * فَنِعْمَ الصّابِرُ الْمُجاهِدُ الْمُحامِی * النّاصِرُ * وَالاَْخُ الدّافِعُ عَنْ اَخیْهِ *الْمُجیبُ اِلى طاعَهِ رَبِّهِ * الرّاغِبُ فیما زَهِدَ فیهِ غَیْرُهُ مِنَ الثَّوابِ الْجَزیلِ والثَّناءِ الْجَمیلِ * فَألْحَقَکَ اللّهُ بِدَرَجَهِ آبائِکَ فی دارِ النَّعیمِ * اللّهُمَّ اِنّی تَعَرَّضْتُ لِزِیارَهِ اَوْلِیائِکَ رَغْبَهً فی ثَوابِکَ * وَرَجاءً لِمَغْفِرَتِکَ وَجَزیلِ اِحْسانِکَ * فَاَسْألُکَ اَنْ تُصَلِّیَ عَلى مُحَمَّد وَآلِهِ الطّاهِرینَ * وَاَنْ تَجْعَلَ رِزْقی بِهِمْ دارّاً * وَعَیْشی بِهِمْ قارّاً * وَزِیارَتی بِهِمْ مَقْبُولَهً * وَحَیاتی بِهِمْ طَیِّبَهً *وَاَدْرِجْنی اِدْراجَ الْمُکْرَمینَ * وَاجْعَلْنی مِمَّنْ یَنْقَلِبُ مِنْ زِیارَهِ مَشاهِدِ اَحِبّائِکَ مُفلِحاً مُنْجِحاً قَدِ اسْتَوْجَبَ غُفْرانَ الذُّنُوبِ * وَسَتْرَ الْعُیُوبِ *وَکَشْفَ الْکُرُوبِ * اِنَّکَ اَهْلُ التَّقْوى وَاَهْلُ الْمَغْفِرَهِ. و چون خواستى وداع کنى آن حضرت را به جهت بیرون آمدن، پس نزد قبر برو و بگو: اَسْتَوْدِعُکَ اللّهَ وَاَسْتَرْعیکَ * وَاَقْرَأُ عَلَیْکَ السَّلامَ * آمَنّا بِاللّهِ وَبِرَسُولِهِ وَبِکِتابِهِ وَبِما جاءَ بِهِ مِنْ عِنْدِ اللّهِ * اللّهُمَّ اکْتُبْنا مَعَ الشّاهِدینَ * اللّهُمَّ لا تَجْعَلْهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ زِیارَتی قَبْرَ ابْنِ اَخی رَسُولِکَ صَلِّى اَللّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّم * وَارْزُقْنی زِیارَتَهُ اَبَداً ما اَبْقَیْتَنی * وَاحْشُرْنی مَعَهُ وَمَعَ آبائِهِ فِی الْجِنانِ * وَعَرِّف بَیْنی وَبَیْنَ رَسُولِکَ وَاَوْلِیائِکَ * اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد * وَتَوَفَّنی عَلَى الاِْیمانِ بِکَ وَالتَّصْدیِق بِرَسُولِکَ * وَالْوِلایَهِ لِعَلِیّ بْنِ اَبی طالِب وَالاَْئِمَّهِ عَلَیْهِمُ السَّلامُ * وَالْبَراءَهِ مِنْ عَدُوِّهِمْ فَاِنّی رَضیتُ بِذلِکَوَصَلَّى اللّهُ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد. پس دعا کن از براى خود و به جهت والدین خود و از براى مردان مؤمن و زن هاى مؤمنه و اختیار کن از دعاها هر دعایى را که مى خواهى. مناسب دیدم کسی زیارت حضرت عباس رو قرار نداده ، قرار میدم که حداقل تو این شبا که زیارت عاشورا خوندی این زیارت رو هم بخونی. برای اموات حقیر هم فاتحه ای بفرستید ممنون میشم. یا علی اصغر علیه السلام |
|||
|
|
|
|
|
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| عوامل قیام امام حسین علیه السلام در زیارت ناحیه | mahdy30na | 8 | 3,381 |
۸/آبان/۹۴ ۷:۵۷ آخرین ارسال: mahdy30na |
|
| فضیلت یاد امام علی علیه السلام | ali0077 | 12 | 6,375 |
۳۰/مهر/۹۳ ۰:۲۳ آخرین ارسال: آفتاب |
|
| .:خطبه های تکان دهنده ی امــــام عــــــــلیــ علیه السلام:. | اولولالباب | 25 | 10,572 |
۱۷/تیر/۹۳ ۲۲:۰۴ آخرین ارسال: اولولالباب |
|
| توصیف برکات صلوات از دیدگاه امام صادق(علیه السلام) | ali0077 | 1 | 1,764 |
۱۵/دی/۹۲ ۱۷:۰۵ آخرین ارسال: عالم مقدس ملکوت |
|
| مطابقه ی حالات امیر المومنین علیه السلام با هارون(علیه السلام)!! | help me | 0 | 1,460 |
۸/شهریور/۹۲ ۱۵:۵۲ آخرین ارسال: help me |
|
| درمورد ولایت امام علی علیه السلام | سید احمد | 1 | 1,765 |
۱۴/مرداد/۹۲ ۲:۵۶ آخرین ارسال: آفتاب |
|
| توهین بعضی از شعرا به شخصیت امام علی(علیه السلام) و حضرت فاطمه(سلام الله علیها) | m.hossein | 23 | 13,919 |
۲۳/تیر/۹۲ ۱۹:۵۵ آخرین ارسال: m.hossein |
|








