|
تایپک جامع دفاع مقدس (ویژه دلیرمردان وشیرزنان کرمانشاهی)
|
|
۱۳:۳۸, ۳۰/اردیبهشت/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/شهریور/۹۱ ۲۰:۴۷ توسط شهیدطیبه واعظی.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
این تایپک شامل 4بخش اصلی است: روزشمار كرمانشاه در 8 سال دفاع مقدس یادمان ها،قدمگاه ها و زیارتگاههای هشت سال دفاع مقدس استان کرمانشاه عملیاتهای دفاع مقدس در کرمانشاه زندگی نامه شهدای کرمانشاهی میباشد.امیدوارم بتوانم دینم را به شهدا ادا کنم. ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() سراپا اگر زردو پژمرده ايم ، ولي دل به پاييز نسپرده ايم چو گلدان خالي لب پنجره پر از خاطرات ترك خورده ايم اگر داغ دل بود ما ديده ايم اگر خو ن دل بود ما خورده ايم اگر دل دليل است ما آورده ايم اگر داغ شرط است ما برده ايم اگر دشنه ي دشمنان گردنيم اگرخنجر دو ستان گرده ايم گو اهي بخو اهيد اينك گواه همين زخم هايي كه نشمرده ايم دلي سربلند و سري سر به زير از اين دست عمري به سر برده ايم سراپا اگر زرد و پژمرده ايم ولي دل به پاييز نسپرده ايم چو گلدان خالي لب پنجره پر از خاطرات ترك خورده ايم اگر داغ دل بو د ما ديده ايم اگر خون دل بود ما خو رده ايم اگر دل دليل است ما آو رده ايم اگر داغ شرط است ما برده ايم
اگر دشنه ي دشمنان گردنيم اگرخنجر دوستان گرده ايم گواهي بخواهيد اينك گواه همين زخم هايي كه نشمرده ايم دلي سربلند و سري سر به زير از اين دست عمري به سر برده ايم استاد قيصر امين پو ر |
|||
|
| آغاز صفحه 9 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۳:۰۷, ۱۱/شهریور/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/شهریور/۹۱ ۱۳:۰۸ توسط شهیدطیبه واعظی.)
شماره ارسال: #81
|
|||
|
|||
|
شهید مهدی یزادنپناه
بچه های تیپ نبی اكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و گردان حمزه سیدالشهدا بهش می گفتن آقا مهدی ولی اسمش كوروش یزدان پناه بود. از اون خالصای خود ساخته ای بود كه توجبهه حسابی خودش رو پیدا كرده بود. سه تا دیپلم داشت واز همون اول جنگ بارها برای دانشگاههای مختلف قبول شده بود. وقتی می گفتن چرا نمی ری؟ می گفت:دانشگاه واقعی همین جاست. خیلی آرام و بی صدا بود. شیر جبهه ها و مظلوم شهر! باور می كنید آقا مهدی برای خودش نماز شب رو واجب كرده بود. همیشه یك لبخند ملیح و زیبا رولبهاش همه رو به وجد می آورد. خیلی كه عصبانی می شد،می گفت ای داد بی داد! هیچكس اونو نمی شناخت. كی بوده چی كاره بوده كجا بوده و خیلی چیزهای دیگه. آروم آروم بچه های تیپ و گردان اونو داشتن می شناختن كه اون یك استاد و مفسر واقعی قرآنه و بحق خوب درسشو هم تئوری و هم عملی یادگرفته! باوجود تركشهای زیاد توبدنش پرونده بنیاد هم نداشت، با اصرار زیاد ازش خواستن یك كلاس تفسیر برای رزمندها كه همشون از قشر دانشجو و طلبه ومحصل بودند بزاره. قبول نمی كرد خلاصه با اصرار زیاد شهیدان شعبانلو ، امینی ، ظهرابی،زمانی، محمدی و روندی قبول كرد ولی شرط گذاشت اون هم این بود كه جایی نگن من مدرس قرآنم. جالبه كه شاگرداش هم مثل خودش تو جبهه ها خودشون رو پیدا كرده بودن و برای (فاستبقوا الخیرات) مسابقه گذاشته بودن، آخه اون از مدرسین و اساتید عالی عقیدتی سیاسی سپاه بود ولی گمنام و بی پیرایه تویگان رزم با بچه های گردان تو خاك و خون زندگی آسمونی می كرد، هر جا می رفت نام و نشانی از خودش باقی نمی گذاشت. غریق نجات بود، غواص بود. اطلاعات عملیاتی بود. دیده بان بود. مخابراتی بود. تگ تیرانداز بود. تعمیر كار الكترونیك بوده و خلاصه چی براتون بگم كه هرچی گفته باشم درباره این شهید وارسته خیلی كم گفته ام و به هیچ وجه نمی تونم حق مطلب را ادا كنم. همون بس خودش اونا رو به درجه لقاءالهی رسوند و خودش اونا روپیش خودش برد. آقا مهدی در وصیت نامه گفته بود من رو با لباس سبز سپاه دفنم كنید حالا چرا؟ بعد از شهادتش تازه فهمیدن آقا مهدی در عالم رویا با حجت بن الحسن (عجل الله تعالی فرجه الشریف) دیداری داشته و از آقا 10 تا سوال كرده اند كه 9 تای آن بین مولی و خودش بود و یكی از سوالات عمومی این بود كه آقا جون من شهید می شم یا نه؟ بعد از اینكه آقا مهدی شهید شد ما همه فهمیدیم كه چرا قبلا اصرار داشت ما همگی بریم درسمونو بخونیم ولی بعد از خوابش به ماها می گفت بچه ها فرصت كمه از جبهه نرید و بمونید. درست یكسال بعد از شهادتش ایران قطعنامه 598 رو قبول كرد و از قافله جا ماندگان تازه دریافتند كه چرا آقا مهدی می گفت بچه ها فرصت كمه نرید و بمونید. شهید مهدی یزدان پناه در عملیات نصر 7 در ارتفاعات بلفت عراق در 15 مرداد سال 1366 در زمانی كه جانشین گردان حمزه سید الشهدا تیپ نبی اكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) كرمانشاه بود به شهادت رسید. به نقل از روحانی جانباز مصیب بیانوندی (مسئول نمایندگی ولی فقیه در فرماندهی بهداری نیروی هوایی سپاه) "شادی روح شهدای غریب کرمانشاه به خصوص ** سردار شهید مهدی یزدانپناه** صلوات"
|
|||
|
|
۱۰:۰۹, ۱۲/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #82
|
|||
|
|||
|
سردار شهید سید محمد سعید جعفری(اولین فرمانده سپاه غرب کشور )
![]() شهید طلبه سردار سید محمد سعید جعفری کرمانشاهی در۱۲ بهمن ۱۳۳۱ در قصرشیرین و در ایام تصدی پدرش برگمرک خسروی به دنیا آمد. سلسله ایشان از سادات قدیمی و اصیل کرمانشاه بود و با چهل واسطه به امام حسن ابن علی ابن ابیطالب (علیه السلام) می پیوست.... حفظ و قرائت قرآن کریم و آموزش احکام شرعی را از ایام دبستان در نزد مربی قرآن مرحوم میرزا علی اصغر بهمانی آغاز نمود. هوشمندی سعید از ایام کودکی منجر به اشتغال همزمان او در دروس کلاسیک تا اخذ دیپلم ریاضی و پذیرش دوره کارشناسی و آموزش های دینی و مذهبی تا بدانجا گردید که از ۱۶ سالگی رسما در مساجد و جلسات دینی به سخنرانی می پردازد. . پشتکار، استعداد ، نفوذ کلام و اطمینان به نفس او از او شخصیتی اثرگذار بر مردم می سازد. سعید خوش سیما و خوش سیره است. لبخندش قفل دلها را می گشاید و در متن مردم نفوذ فوق العاده می یابد. حتی در میان اهل سنت و نیز شیعیان اهل حق نیز صاحب وجاهت است. همزمان او به مبارزه و مناظره با مروجین مکاتب انحرافی ، موسیونرهای مسیحی و مبلغان بهایی و گروه وحدت نوین جهانی که رهبری آن در کرمانشاه مستقر بود می پردازد.شاید نخستین فعالیت سیاسی او به پخش اعلامیه های امام در خرداد ۴۲ و زمـان کودکی بـرمی گردد. از نوجوانی آموزش دروس حوزوی را نزد روحانیت كرمانشاه آغاز نموده و از محضر اساتیدی چون شهید آیة الله اشرفی و شهید بهاء الدین كنگاوری (محمدی عراقی) و آیة الله حاج آخوند و نیز آخوند ملا علی معصومی همدانی و... بهره مند شده و تا آغاز درس خارج كه اكنون در حوزه ها حدود ده سال خوانده می شود را به پایان می برد. . پشتکار، استعداد ، نفوذ کلام و اطمینان به نفس او از او شخصیتی اثرگذار بر مردم می سازد. سعید خوش سیما و خوش سیره است. لبخندش قفل دلها را می گشاید و در متن مردم نفوذ فوق العاده می یابد. حتی در میان اهل سنت و نیز شیعیان اهل حق نیز صاحب وجاهت است. همزمان او به مبارزه و مناظره با مروجین مکاتب انحرافی ، موسیونرهای مسیحی و مبلغان بهایی و گروه وحدت نوین جهانی که رهبری آن در کرمانشاه مستقر بود می پردازد.شاید نخستین فعالیت سیاسی او به پخش اعلامیه های امام در خرداد ۴۲ و زمـان کودکی بـرمی گردد. شهیــد سپهبد علی صیاد شیرازی در سال۱۳۵۰با ایشان آشنا می گردند و این آشنایی را نقطه عطفی در تغییر مسیر زندگی خویش دانسته می گوید : آشنایی من با سعید آغاز آشنایی من با مربیان دینی بود سعید برای من همچون پلی بود به جهان معرفت و معنویت. شهید صیاد از موضع علنی ایشان در مخالفت با رژیم از همان زمان اظهار تعجب می نماید. ( کتاب در کمین گل سرخ اثر محسن مومنی و مصاحبه شهید صیاد با مرکز اسناد انقلاب اسلامی) سعید جعفری همه جا در سخنرانی های خود از مبارزه و قیام سخن می گوید و از سال ۱۳۵۲ مورد گزارش هفتگی ساواک قرار می گیرد. (اسناد ساواک)از سال ۱۳۵۳ فعالیت های خود را به منطقه غرب گسترش می دهد و سخنرانی های متعدد در استانهای ایلام ، کردستان ، همدان و تهران برگزار می نماید. در همین سال ازدواج می نماید و در سال ۱۳۵۴ صاحب فرزند می گردد و نام آن را صالح می نهد. فعالیت های سیاسی و فرهنگی شهید همچنان ادامه می یابد و منجر به تربیت شاگردان فراوانی می گردد که تا پایان عمر به شهید دلبستگی میابند. ایشان با همکاری علمای ذی نفوذ ـ بازاریان و ثروتمندان خیر کرمانشاه مجموعه ای را برای کمک رسانی به فقرا و مستمندان راه اندازی می نمایند که بعدها آن را <شورای یاوری تهیدستان> می خوانند. در سال ۱۳۵۶ فاز نظامی فعالیت های خویش را آغاز نموده ۷ گروه مخفی برای فعالیت های تهاجمی و آموزش استفاده از تسلیحات نظامی تشکیل می دهد. ارتباط وسیع ایشان با روحانیت و نقش محوری او به عنوان حلقه رابط میان علمای منطقه منجر به تشکیل جامعه روحانیت کرمانشاه در سال ۵۶ و جامعه روحانیت غرب کشور و نیز مجمع روحانیون تبعیدی در سال ۵۷ و صدور دهها اعلامیه ضد رژیم با پیگیری ایشان می گردد. در همین مسیر شبکه وسیعی را در غرب کشور به منظور تهیه طبع و انتشار اعلامیه های ضد شاه با نظارت و همراهی آیت ا... سید مرتضی نجومی مهیا نموده با اوج گیری خیزش ملت نقش اساسی در سازماندهی مراسم و تظاهرات و جلوگیری از انحراف حرکت و شعارها در منطقه ایفا می نمایند. شبکه ۷ گانه تهاجمی نیز اکثر مراکز فساد و مشروب فروشی ها را در منطقه به تعطیلی می کشاند و رشد انقلاب در منطقه غرب سیری شگرف می یابد. از این زمان استاد شهید تحت تعقیب ساواک قرار می گیرد. در جریان فتنه سالار جاف و تعرض چماقداران او به مردم که با سکوت و حمایت ضمنی شهربانی در شهرهای مختلف غرب کشور توام است شهید جعفری به تدارک تحصن بزرگی از علما و بزرگان منطقه در کرمانشاه می پردازد که در این زمان دستگیر و زندانی اما تحصن با موفقیت و برآمدن خواسته های متحصنین برگزار می گردد. در زندان پیشنهاد بورس تحصیلی خارج از کشور را نمی پذیرد و به جهت فعالیت مذهبی در دوران زندان تحت شکنجه قرار گرفته دست به اعتصاب غذا می زند. اما با آزادی زندانیان سیاسی استاد شهید نیز آزاد می گردند. به محض آزادی با متشکل کردن شاگردان و جوانان مرتبط کمیته حفاظت شهری کرمانشاه را در اول آذر ماه ۵۷ راه اندازی نموده شهر رابه ۱۴ منطقه حفاظتی تقسیم می نماید. رادیو مسکو سقوط انتظامی کرمانشاه و تشکیل نخستین کمیته حفاظت شهری به وسیله جوانان شهر را گزارش می نماید. به جهت عدم امکان آموزش مسلحانه و استفاده آشکار سلاح در ساعات حکومت نظامی شهید جعفری پایگاه مخفی ای را در نیمه دوم آذر ماه در ارتفاعات برفگیر <خورین> حد فاصل کرمانشاه کامیاران راه اندازی نموده نخستین آموزش متمرکز نظامی نیروهای انقلاب و هسته اولیه مجموعه ای که بعدها آن را سپاه پاسداران نامیده اند شکل می گیرد. در دیماه نیز پایگاه دیگری را در چغانرگس حد فاصل کرمانشاه و ماهیدشت ایجاد و گروه دیگری در آن مشغول آموزش می گردند. نقش سرگرد علیداد همتی به عنوان مسئول آموزش نیروها در این میان مورد توجه است. تعدادی از نیروهای آموزش دیده این دو مجموعه در نیمه دوم دیماه ۵۷ به منظور کمک به حفاظت جان امام (رحمة الله علیه) به تهران اعزام می گردند. همراهی این گروه با سایر مرتبطین حلقه کرمانشاه در تهران نهایتا منجر به تشکیل کمیته مسجد قبا زیر نظر آیت ا... شهید دکتر مفتح می گردد. با پیروزی انقلاب اسلامی شهید جعفری اردوگاه پیش آهنگی خضر زنده را به پادگان آموزش نظامی تبدیل کرده نیروهای پادگانهای خورین و چغانرگس را در آنجا مستقر و با عنوان <پاسداران انقلاب اسلامی> شروع به فعالیت می نمایند. این پادگان همینک با نام پادگان شهید منتظری بزرگترین پادگان آموزشی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در کشور است. در ابتدای پیروزی با همکاری و قضاوت آیات عبدالجلیل جلیلی ـ شهید بهاءالدین کنگاوری(محمدی عراقی) و عبدالخالق عبدالهی دادگاهی اسلامی برای اجرای حدود و اعمال تعزیرات شرعی تشکیل می دهند که هسته اولیه دادگاه انقلاب کرمانشاه می گردد. در اوایل اسفند ماه ۵۷ شهید جعفری به خدمت امام راحل (رحمة الله علیه) رسیده گزارشی از نیروهای آموزش دیده در پادگانهای خورین و چغانرگس و خضرزنده ارائه و امعان نظر امام (رحمة الله علیه) برای تجهیز تسلیحاتی این نیروها و راه اندازی یک نیروی نظامی مستقل و توجه بیشتر مسوولان به مسائل کردستان را تقاضا می نمایند که منجر به ارجاع ایشان به آیت ا... حسن لاهوتی و شهید سپهبد ولی ا... قرنی از سوی امام (رحمة الله علیه) می گردد. آیت ا... لاهوتی در اسفند ماه ۵۷ برای دیدار از پادگان خضر زنده و اقدامات به عمل آمده به کرمانشاه سفر می نمایند و با تشدید درگیری ها در کردستان و سقوط منطقه شهری سنندج و محاصره پادگان آن به وسیله گروهکها تسلیحات گسترده این پادگان در شرف تصرف گروهکهای معاند با نظام قرار گیرد. شهید سپهبد قرنی با ارائه اختیارات تام به شهید سعید جعفری در نیروهای نظامی منطقه غرب ورود نیروهای آموزش دیده ایشان را به عرصه دفاع طلب می نمایند. شهید جعفری با استقرار در هوانیروز کرمانشاه و هماهنگی عملیات هوایی از پایگاه نوژه عملیات سنندج را آغاز نموده با خاموش کردن آتش نیروهای مهاجم به پادگان و هلی برد نیروهای آموزش دیده پادگان خضرزنده به درون پادگان تحت محاصره سنندج نخستین عملیات نظامی انقلاب اسلامی را در ۲۸ اسفند ماه ۱۳۵۷ با موفقیت کامل رهبری می نماید. در این عملیات پر خطر نظامی با به شهادت رسیدن نخستین شهیدان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهید امیر شاهرضایی و برادران امیر و حسین اشک تلخ پادگان سنندج و تسلیحات آن از سقوط حتمی نجات می یابد و شهر سنندج از تصرف گروهک ها خارج می گردد. در فروردین ۵۸ پس از آزادی و تامین سنندج شهید جعفری نیروهای مبارز سنندج را همراه با گروه میثم به سمت مهاباد گسیل می دارند تا به صورت مردمی در شهر وارد و در پایگاههایی مستقر گردیده متصرفین شهر و پادگان مهاباد را به عقب برانند. این نیروها به مدت چند ماه تا رسیدن به هدف مورد نظر در مهاباد مستقر و در دو گروه فرهنگی و نظامی مشغول به فعالیت می گردند. پراکندگی نیروهای ضد انقلاب و عناصر وابسته به پالیزبان و... در شهرستانهای (کرند و گهواره) نیز در آن زمان منجر به عدم امنیت در منطقه می گردد. ارتباط نزدیک شهید جعفری با بزرگان قومی آن مناطق و طرح واگذاری تامین منطقه به ایشان اغتشاشات دراز مدت را بدون درگیری و مداخله نظامی خاتمه می دهد. در اوایل مرداد ۵۸ با سقوط پایگاه سپاه در مریوان به دست گروهکها و قتل عام خانواده پاسداران منطقه شهید سعید جعفری با تقویت سران محلی مدافع انقلاب و ایجاد حرکت از روستا به شهر این نیروها (طرح و مدیریت یکی از نزدیکان شهید) منجر به محاصره شهر و قطع ارتباط گروهکها با نیروهای خارج گردیده با ورود شهید دکتر مصطفی چمران به منطقه به نمایندگی از دولت و مذاکره ایشان با شهید جعفری با سران گروهکها نیروهای متهاجم مریوان را به سمت پاوه ترک می نمایند. حضور این نیروهای غیر متعهد در پاوه و بروز برخی رفتارهای زننده آنها مردم مسلمان پاوه را به واکنش واداشته منجر به تحصن اعتراض آمیز مردم در فرمانداری شهر می گردد. متقابلا هواداران گروهکها نیز تحصنی را به منظور اعمال فشار بر دولت در قوری قلعه ترتیب می دهند. در آن فضای متشنج شهید جعفری در اقدامی شجاعانه با همراهی آیات اشرفی ـ کاظمی و خرمشاهی در جمع مردم متحصن در فرمانداری پاوه حضور می یابند و با سخنرانی و اعلام حمایت از متحصنین شخصا خطر مذاکره با سران گروهکها را در قوری قلعه به جان می خرد و سعی در ختم غائله نموده موضع مردم پاوه را تثبیت می نمایند. پیروزی مذاكرات به نفع مردم پاوه و ورود شهید چمران به این شهر منجر به خشم معاندان و محاصره و حمله مسلحانه آنها به پاوه گردید. شهید جعفری در دو مرحله تسلیحات و نیروهای جان بر كفی را به فرماندهی شهید آیت شعبانی و آقای عبدالعلی بوچانپور به درون حلقه محاصره پاوه اعزام و پی گیری وسیعی را با همراهی آیت ا... مجتبی حاج آخوند جهت صدور فرمان امام (رحمة الله علیه) خطاب به ارتش برای نجات پاوه ایفا می نماید. در شهریور ۵۸ شهید جعفری با اعزام نیروهای سپاه به روانسر دشمنان انقلاب را بدون درگیری به عقب نشینی از آن شهر وادار نموده در دیماه ۵۸ با تشكیل (گروه سلمان) و تدوین طرح یك عملیات چریكی پیچیده به فرماندهی شهید ابوالحسن یاری كامیاران را در اوج نا امیدی ها بدون تلفات شهری وبا تقدیم كمتر از ۱۲ شهید آزاد می نماید. از دیگر اقدامات شهید گرفتن امان نامه از امام برای برخی از افرادی است كه از زمان طاغوت با جرایم كوچك به عراق گریخته بودند. این طرح منجر به بازگشت این آوارگان به كشور و رفع یكدست ناهنجاری های اجتماعی در منطقه و نیز همراهی بسیاری از آنان با انقلاب در مقاطع بعدی خصوصا در مجموعه (پیشمرگان كرد مسلمان) گردید. اسكان مهاجران كردی كه در خطر قتل و غارت گروهكها قرار داشتند در شهر كرمانشاه از دیگر اقدامات ایشان بود. طرح تشكیل (پیشمرگان كرد مسلمان) با محوریت سران كرد رانده شده و نیز دریافت كنندگان امان نامه ها و حمایت شهید چمران و علامه احمد مفتی زاده نیز توانست تفاوت كرد و كفر را در كردستان آشكار نماید. اقدام دیگر شهید آن بود كه در مسیر تالیف قلوب طوایف محلی تعدادی از افراد ذی نفوذ و نیازمند منطقه را نیز مورد حمایت مالی نظام قرار دهند. استاد شهید سعید جعفری همزمان در عرصه سیاسی مبارزه وسیعی را علیه گروهكها التقاطی و مجاهدین خلق و سایر گروهكهای ماركسیستی سامان داد. قدرت مناظره سعید در این مسیر بسیار موثر و نزدیكی ایشان با جامعه روحانیت كرمانشاه بسیار راه گشا بود. همزمان در همان اوایل انقلاب حزب ا... كرمانشاه را پایه گذاری می نماید و با برگزاری دروس تفسیر قرآن كریم نهج البلاغه و سخنرانی در مساجد خصوصا برگزاری جلسات هفتگی مسجد معتضدی و دعای كمیل مسجد بروجردی به افشاگری در مورد ماهیت بنی صدر و منافقین و خط نفاق خطرناك روحانی نمای شهر می پردازد كه بعدها به رویارویی نیروهای حزب اللهی با این جریان انجامید و همین جریان از عوامل جفا و مظلومیت عجیب این شهید بزرگوار شدند كه شرح مفصل و دردناك دارد.... ایشان همچنین با تدارك و تاسیس نهضت اسلامی دانشجویان غرب كشور به عنوان نخستین اتحادیه دانشجویی و نامزدی در انتخابات اولین دوره مجلس شورای اسلامی در پاوه نقش بی بدیلی در عرصه های سیاسی و فرهنگی منطقه ایفا نمود. در دور اول انتخابات مجلس شورای اسلامی كرمانشاه كه با نفوذ و تقلب سازمان مجاهدین خلق در فرمانداری كرمانشاه دو نفر از نامزدهای منافقین را به مرحله دوم انتخابات معرفی نمودند استاد شهید سعید جعفری با دعوت از مردم به تحصن در فرمانداری از ورود آنها به مجلس جلوگیری به عمل آورد. برگزاری مراسم دیدار حزب ا... و روحانیت كرمانشاه با امام(رحمة الله علیه) و دیدار امام جمعه وقت سنندج و جمعی از برادران اهل سنت و دیدار طایفه اهل حق با امام(رحمة الله علیه) و دیدار جهت اخذ امان نامه ها و ملاقات در مساله كردستان و تشكیل نیروی نظامی و بیان مطالب خصوصی با امام در مورد عدم سلامت وابستگان آیت ا... منتظری در اواخر سال ۵۸ از مهمترین دیدارهای این شهید با امام(رحمة الله علیه) است. ارتباط شهید با مجلس اعلای شیعیان لبنان و سفر آقای عبدالامیر قبلان به كرمانشاه و نیز ارتباط با حزب الدعوه الاسلامیه عراق خصوصا علامه سید مرتضی عسگری از پیش از پیروزی انقلاب اسلامی و همكاری با حزب اسلامی رعد افغانستان پس از پیروزی و صدور نشریه عاشورا در افغانستان از دیگر اقدامات فرهنگی شهید است. استاد شهید یكسال پیش از آغاز جنگ تحمیلی با نگاشتن نامه ای تحركات جبهه عراق و خطر حمله قریب الوقوع آنان را به رئیس جمهور وقت گوشزد می نماید. هرچند كه با بی توجهی روبرو می گردد. پیرو این روشنگری ها نیروهای مردمی كرمانشاه در آذر ماه ۵۸ كنسولگری عراق را كه مشغول نقشه برداری و جمع آوری اطلاعات از منطقه است تصرف می نمایند و اسنادی را نیز در اختیار آن شهید قرار می دهند. شهید جعفری در مصاحبه خویش با روزنامه اطلاعات در اسفند ۵۸ بار دیگر بر خطر حمله عراق تصریح نموده و از تابستان ۵۹ راسا دو مجموعه را به شهیدان مفقودالاثر امیر سالمی و داوود رضوانی در مرزهای خسروی و گیلانغرب میسپارد تا تحركات دشمن را به صورت روزانه به ایشان گزارش نمایند. متاسفانه با هجوم ارتش عراق به ایران این دو گروه که در نزدیک ترین خط مرزی ایران با عراق مستقر بودند با مقاومت محدودی متلاشی و دو فرمانده غیور آن به شهادت می رسند. استاد شهید با سخنرانی های متعدد در کرمانشاه به دعوت عمومی و بسیج نیروهای مردمی به جهاد اهتمام نموده شخصا با جمعی از یاران و شاگردان جان بر کف خویش به عنوان نخستین گروه پیشتاز در مبارزه و جهاد به جبهه دشمنان در حال پیشروی می شتابند و در حالی که دشمن از سرپل ذهاب گذشته است با آنان روبرو می شوند. راهبرد سردار شهید و همرزمان او در این نبرد نابرابر اجرای عملیات چریکی و وارد کردن ضربات متعدد بر پایگاه ها و مراکز نظامی دشمن در طول شب به منظور افزایش خسارت و تلفات مهاجمان و عدم امکان پیشروی و زمین گیری ماشین جنگی دشمن است. یکماه مقاومت سرسختانه این گروه اندک که با حمایت هوانیروز کرمانشاه خصوصا رشادتهای شهیدان علی اکبر شیرودی و احمد کشوری و یحیی شمشادیان پشتیبانی می گردد منجر به زمین گیر شدن سپاه سوم عراق در دشت ذهاب و نهایتا تخلیه و عقب نشینی آنها از منطقه شهری سرپل ذهاب و انتقال جبهه مقاومت ایران به ارتفاعات قراویز در غرب سرپل ذهاب می گردد. در تمام این مدت درسهای نهج البلاغه شهید در خط مقدم نیز ادامه می یابد. او پاسدار توام جبهه های جنگ و فرهنگ بود. عاقبت در ۴ آبان ۱۳۵۹ در شب خجسته عید غدیر ولایت مرتضوی در خط مقدم جنگ و ارتفاعات قراویز به اجداد پاک و شهید خویش تاسی نموده پس از عمری کوتاه اما بسیار پربرکت در حال سجده جان به جان آفرین تسلیم می نماید.علمای کرمانشاه بر پیکر او نماز مکرر می گذراند و مردم کرمانشاه با شکوه ترین تشییع را در خاطره این شهر برای او بر پا می کنند مرحوم حضرت آیت ا... سید مرتضی نجومی (چهره ماندگار) به خط خوش خویش بر سنگ مزار ایشان نگاشت: درود بر تو ای عزیز روزگار و ای ابا صالح. نام:سید محمد سعید نام خانوادگی : جعفری تاریخ تولد: ۱۲ بهمن ۱۳۳۱ قصرشیرین تاریخ شهادت: ۴ ابان ۱۳۵۹ دشت ذهاب ارتفاعات قراویز مسئولیت ها: اولین فرمانده سپاه غرب کشور ـ بنیانگذار حزب الله كرمانشاه - بنیانگذار و اولین فرمانده سپاه استان کرمانشاه ـ پیشمرگان کرد مسلمان ـ شورای یاوری تهیدستان در دوران جنگ تحمیلی شادی روح شهدای مظلوم کرمانشاه به خصوص ** سردار شهید سید محمد سعید جعفری ** صلوات
|
|||
|
|
۱۰:۵۰, ۱۳/شهریور/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/شهریور/۹۱ ۱۰:۵۵ توسط شهیدطیبه واعظی.)
شماره ارسال: #83
|
|||
|
|||
|
شهید بهمن آرمین ![]() شهید بهمن آرمین فرزند ابراهیم در تاریخ 07/01/1339 در روستایی از توابع شهرستان تویسرکان متولد شد و در سن پنج سالگی به همراه خانواده به شهرستان کرمانشاه مهاجرت کردند و تا قبل از شهادت در این شهر زندگی کردند. دوران تحصیلی متوسطه را در دبیرستان ابن سینا گذراند که سال های آخر آن مصادف با جریان انقلاب شد. از آن جایی که شهید تعالیم دینی را به خوبی در خانواده فرا گرفته بود به انقلابیون پیوست و با همکاری شهیدان سید علیرضا معصومی و ترابعلی کریمی و نیز دیگر جوانان انقلابی محله شاطر آباد به پربایی و سازماندهی تظاهرات، انتشار و پخش اعلامیه و سخنرانیهای حضرت امام (رحمة الله علیه) پرداختند که در این بین از راهنمایی های روحانیونی چون شهید اشرفی، مرحوم حاج آخوند کرمانشاهی و نیز آیت الله نجومی بهره مند شدند. ایشان در جریان مبارزات چندین بار توسط ماموران طاغوت مورد ضرب و شتم قرار گرفتند ولی شهید مبارزات خود را تا پیروزی انقلاب ادامه دادند. ایشان در سال 1358به عضویت سپاه پاسداران انقلاب کرمانشاه در آمدند. و برای تقویت پایه های فرهنگی جوانان و نیز برای جلوگیری از انحراف آنان در مرحله شاطر آباد با تاسیس انجمن اسلامی به فعالیت پرداخت. شهید در طول زمان خدمتش در سپاه پاسداران مسئول به دبیر خانه ناحیه کرمانشاه، معاونت سپاه پاسداران شهرستان هرسین، یگان حفاظت از شخصیت ها ، دفتر پشتیبانی جنگ استانداری کرمانشاه، مسئول گروهان بلال گردان حنین تیپ 2 نبی اکرم بودند. وی مدتی به عنوان مسئول پایگاه ابوذر و انجمن اسلامی شاطر آباد فعالیت و در این مدت جوانان زیادی را جذب نمودند که بسیاری از آنان دارای جایگاه های شاخصی در مدیریت دولتی هستند. از خصوصیات بارز اخلاقی ایشان می توان به این موارد اشاره نمود. ایشان عاشق امام ( ره) بودند و با اعتقادی راسخ به ولایت فقیه به دستورات ایشان به طور کامل و بدون هیچ گونه ملاحظه ای عمل می نمودند. خوش خلقی، نظم ، احترام به پدر و مادر و نیز دقت در انجام امور محله از دیگر خصوصیات ایشان بود. همچنین همیشه طالب ارائه طرح نو و کاربردی بودند و نیز توجه خاصی به جوان و جوانگرایی داشتند. شهید در عملیات مختلفی اعم از میمک، والفجر 9 ، کربلای 4، کربلای 5، نصر 7و.....شرکت داشتند. و در سال 64 به همراه دو تن از فرماندهان فعلی سپاه ،سردار ایرانی و سردار شاه ویسی در منطقه مریوان با مین های کاشته شده متوسط توسط ضد انقلابیون ، برخورد کرده و مجروح شدند. تا این که در حالی که مسئول محور تیپ نبی اکرم در منطقه سردشت بودند در تاریخ 16/07/1366 در هنگام سرکشی در منطقه به همراه سردار بهروز مرادی قائم مقام تیپ نبی اکرم کرمانشاه در حال عبور از میدان ، با مین برخورد کرده و به درجه رفیع شهادت نائل آمدند و به قول شهید خسرو پایده « آرمین بر مین آرمید!» و پیکر مطهرش در گلزار شهدای کرمانشاه به خاک سپرده شد. پدر و مادر شهید در قید حیات هستند و یکی از براداران شهید به نام خسرو در عملیات والفجر 9 در سال 64 به شهادت رسیدند و یکی دیگر از برادران وی جانباز انقلاب می باشد. از شهید دو فرزند ( پسر و دختر ) به یادگار مانده که هر دو دارای مدرک مهندسی در رشته های «برق و الکترونیک» و « نرم افزار » هستند. شادی روح شهدای مظلوم کرمانشاه به خصوص **شهید بهمن آرمین** صلوات
|
|||
|
|
۸:۳۳, ۱۴/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #84
|
|||
|
|||
|
شهید حشمت الله امینی ![]() وقتی در غروب جمعه متصل به شب عملیات نصر 7 ، در آب های سرد رودخانه سردشت غسل شهادت انجام داد، بر ما ثابت شد که او مهاجر است و جای او در این دنیا نیست .... درخانواده ای مذهبی قدم بر این کره خاکی نهاد و او را "حشمت نامیدند" ،هیچ کس نمی توانست حشمت و جلال و شکوه و عظمت و بزرگی روح و سلحشوری و یکه تازی او را در آن روز پیش بینی کند ... و بالاخره چهاردهم مرداد ماه 1366 مصادف با عید قربان خبری همچون بمب در میان رزمندگان و آشنایان پیچید ... درخانواده ای مذهبی قدم بر این کره خاکی نهاد و او را "حشمت نامیدند" ،هیچ کس نمی توانست حشمت و جلال و شکوه و عظمت و بزرگی روح و سلحشوری و یکه تازی او را در آن روز پیش بینی کند .از همان دوران نوجوانی ،رفتار متین و علاقه اش به مسائل مذهبی و رعایت احکام اسلامی دربین همه زبان زد و مورد علاقه همگان بود. از همان دوران از رژیم طاغوت متنفر بود و علاقه شدیدی به حضرت امام (رحمة الله علیه) و مبارزه با ظلم داشت. با برادران و خویشاوندان و دوستان انقلابی، در نشر پیام ها و نوارهای سخنرانی امام (رحمة الله علیه) و تظاهرات انقلابی بر علیه رژیم ستم شاهی فعالانه شرکت داشت . در دوران تحصیل نمونه یک دانش آموز ممتاز و درس خوان و مومن و مخلص بود. در نمازهای جمعه و جماعات و مراسم دعاها فعالانه شرکت می کرد و همه به عنوان یک الگو به او و حرف ها و عملش اعتقاد داشتند. با شروع جنگ تحمیلی به جبهه اعزام شد وبا وجود اینکه تحصیلات دبیرستانی را با معدل ممتاز تمام کردند و در دانشگاه به عنوان دانشجوی ممتاز در رشته شیمی پذیرفته شدند ،ولی دفاع مقدس با فرماندهی حضرت امام خمینی (رحمة الله علیه) را در اولویت قرار دادند و از همان آغاز حضور در جبهه به عنوان یک فرمانده لایق شناخته شد و در کنار رزمندگان دیگر، حماسه ها خلق نمود. او عارفی به تمام معنا بود، از این دنیا رها شده بود و دنیا را همچون پلی برای رسیدن به خانه ابدی و قرارگاه همیشگی آخرت می یافت. برای دعاهای توسل، کمیل، عاشورا و ذکر مصائب اهل بیت (علیهم السلام ) اهمیت خاصی قائل بود و بر خواندن دعای عهد در هر صبح تاکید و اصرار داشت. به زیارت ائمه اطهار (علیه السلام) عشق و علاقه عجیبی داشت.دائم الوضو و دائم الذکر بود .کم می خندید و با وقار ومتانت بود. شوخی می کرد اما جایی که باید جدی باشد، بسیار جدی بود. از غیبت به شدت دوری می جست و کسی جلوی او نمی توانست غیبت کند. با قرآن مانوس بود و همیشه مفاتیح کوچکی همراهش بود. در عملیات های بدر، نصر، فتح، قادر، ظفر، شلمچه، عاشورا، والفجرها، کربلاها و... ، در ارتفاعات سر به فلک کشیده غرب و رمل های سوزان جنوب و آب های نیلگون دزفول، کارون، کرخه، اروند، سیروان، شط العرب، خلیج فارس و هورهای جزیره مجنون، جزیره مینو، ام القصر، ام الرصاص، ام الطویل، بصره، فاو و... شرکت موثر داشت. ....در والفجر 9 مجروح شد ولی همچنان به رزم بی نظیر خود ادامه داد. وقتی در شلمچه او را در هاله ای از نور کنار خاکریز به دعا و ناله و زاری دیدیم، لحظات گریه های عاشقانه اش ما را به تضرع وا داشت. در عملیات کربلای 5 با اینکه خواهرزاده اش (شهید بلال "علی اشرف" سلیمانی ) در فاصله یکی دو قدمی او، جلوی چشمش مورد اصابت گلوله مستقیم دشمن قرار گرفت و به شهادت رسید، ثابت قدم و استوار به رزم خود ادامه داد . وقتی در کربلای 5 در نهر جاسم، آتش پاتک دشمن، رزمندگان عمل کننده تیپ نبی اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و لشگر نصر خراسان را زمین گیر کرده بود، شهید امینی، تنهایی از کانال و خاکریز خارج شد و شجاعانه و ماهرانه به دل دشمن زد و فرمانده عالی نیروهای بعثی را شناسایی نمود و او را به هلاکت رساند که این حرکت دلیرانه آقا حشمت باعث شد که آرایش نیروهای دشمن به هم بریزد و با دادن تلفات زیادی، عقب نشینی کند و باعث پیشروی رزمندگان اسلام گردید، که این خاطره و خاطره های دیگر شهید حشمت تا ابد بر پیشانی شلمچه خواهد درخشید ! هرگاه در کارون و دزفول و مجنون و سردشت و... بر می خاستیم و بستر خالی او را مشاهده می کردیم، می دیدیم کناری ایستاده بود و در پناه تاریکی و سکوت آن آرام نماز می خواند و نیایش می کرد و در سجده های طولانی اش حلاوت مناجات را می چشید. می فهمیدیم که او رفتنی است و به این دنیا تعلق ندارد ... وقتی در غروب جمعه متصل به شب عملیات نصر 7 ، در آب های سرد رودخانه سردشت غسل شهادت انجام داد، بر ما ثابت شد که او مهاجر است و جای او در این دنیا نیست .... و بالاخره چهاردهم مرداد ماه 1366 مصادف با عید قربان خبری همچون بمب در میان رزمندگان و آشنایان پیچید ... و همه گیج و حیران و متحیر، منتظر صحت و سقم این خبر بودند .... فرمانده شجاع و سلحشور و خستگی ناپذیر سرنوشت نامعلومی پیدا کرده و جاوید الاثر شده است !! او روز قبل از عملیات نصر 7 هنگامی که خبر می رسد گردان حمزه سید الشهداء، شب اول وارد عمل نمی شود، نگران و بی قرار خود را به گردان های خط شکن می رساند ... و با گردان خیبر از تیپ نبی اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) وارد عملیات می شود و مثل عملیات های قبلی جلوتر از همه و با بچه های اطلاعات عملیات حرکت می کند و ضمن درگیری تن به تن با نیروهای بعثی موفق می شود با نارنجک، سنگر تیربار دوشکای دشمن را منهدم کند ... که در ادامه نبرد تن به تن بعضی ها می گفتند که او را دیدیم که مجروح شده بود و داشت پیشروی می کرد و بعضی ها می گفتند که خیلی جلوتر از بقیه مجروح و شهید شده و خیلی ها می گفتند که مجروح شده و ... ولی هیچ چیز مشخص نبود، نه شهادت، نه اسارت، فقط همین را گفتند که جاوید الاثر شده است ... و این هجران 13 سال طول کشید تا اینکه مادر و یکی از بستگان نزدیک شهید خواب می بینند که آقا حشمت نجات پیدا کرده است و به زیارت امام رضا (علیه السلام) رفته است و موج خوشحالی و امیدواری.... ولی چند روز بعد خبر رسید که کاروانی از شهدا قرار است از شلمچه به مشهدالرضا (علیه السلام) حرکت کند، لذا با این خبر دل توی دل ها نماند ... و خبر دادند که پیکر مطهر سردار سرافراز و فرمانده دلیر و عارف مخلص "آقا حشمت الله امینی" با کاروان شهدا از شلمچه به میثاق فرزند خمینی کبیر (رحمة الله علیه) و رهبر و مولایمان حضرت آیت الله خامنه ای و زیارت حرم مطهر ثامن الحجج علی بن موسی الرضا (علیه السلام) می روند ... با این خبر دل ها آتش گرفت، چون آقا حشمت الله با کاروان خاصان، بعد از سال ها هجران، خونین بال به جمع دوستداران پیوستند ... نویسنده : ی . باباخانی (با تلخیص) شادی روح شهدای مظلوم کرمانشاه به خصوص ** سردار شهید حشمت الله امینی** صلوات
|
|||
|
|
۱۸:۰۰, ۱۵/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #85
|
|||
|
|||
|
زندگینامه شهید احمد داوند
نام پدر: گجر شماره پرونده: محل تولد: اسلام آبادغرب، دیزگران هرسم، روستای قلعه ترک محل شهادت: پاسگاه سپاه پاسداران گیلانغرب تاربخ تولد:7/8/1338 تاریخ شهادت: 22/9/1362 شهید گرانقدر، احمد داوند ، فرزند گجر ، در تاریخ 7/8/1338 ، در خانواده ای مومن و مذهبی در روستای قلعه ترک هرسم دیده به جهان گشود.و پس از سپری نمودن دوران کودکی اش وارد مدرسه شد و دوران ابتدایی را در همین روستا به پایان رسانید و دوران متوسطه و دبیرستان را در اسلام آبادغرب ادامه داد و با گرفتن مدرک دیپلم از دبیرستان فارق التحصیل شد و پس از آن به استخدام سپاه پاسداران گیلانغرب درآمد و پس از مدتی به سمت فرماندهی بسیج سپاه پاسداران گیلانغرب منصوب گردید. شهید احمد داوند به یکی از همکارانش که عضو منافقین بود تذکر می دهد که با سپاه پاسداران تصویه حساب کند و از بسیج خارج شود که او نزد احمد داوند آمده و به نشانه اعتراض او را به رگبار گلوله می بندد و احمد داوند به مقام والای شهادت نائل می آید. شهید احمد داوند در روستای زادگاهش به خاک سپرده شد. |
|||
|
|
۱۳:۵۰, ۱۶/شهریور/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/شهریور/۹۱ ۱۳:۵۱ توسط شهیدطیبه واعظی.)
شماره ارسال: #86
|
|||
|
|||
|
شهید ابراهیم معطری
![]() تاریخ شهادت:29/9/1360 محل شهادت:مطلع الفجر - گیلانغرب محل دفن: گلزار شهدای كرمانشاه شهید دكتر چمران: حاجی (حاج ابراهیم معطری) یك جواهر است قدر او را بدانید. شادی روح شهدای مظلوم کرمانشاه به خصوص * شهید ابراهیم معطری* صلوات متاسفانه زندگی نامه ایشان راپیدانکردم لطفا کمک کنید.
|
|||
|
|
۸:۲۴, ۱۷/شهریور/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/شهریور/۹۱ ۱۱:۵۷ توسط شهیدطیبه واعظی.)
شماره ارسال: #87
|
|||
|
|||
|
شهید حاج حامد یعقوب نژاد
زندگی نامه شهید حامد یعقوب نژاد: نام پدر: احمد محل تولد: اسلام آباد غرب_ (بخش حمیل) محل شهادت:قصر شیرین تاریخ تولد :3/6/1338 تاریخ آسمانی شدن(شهادت): 12/1/1370 شهید گرانقدر،حامد یعقوب نژاد ، در تاریخ 3/6/1338، در شهرستان اسلام آبادغرب، حمیل ، در خانواده ای مومن و مذهبی متولد شدن او در همین خانواده و در زادگاهش(حمیل) رشد و نمو کرد و تحصیلات خود را تا مقطع راهنمایی در حمیل گذراند و برای گذراندن مقطع دبیرستان به اسلام آبادغرب آمد و دیپلم خود را در رشته ی بازرگانی اخذ نمود. در سال 1362 به عضویت رسمی سپاه پاسداران درآمد و مشغول انجام وظیفه گردید و فرمانده یگان دریایی تیپ نبی اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) گردید. او در سال 1368 ازدواج نمود. او مدتی درزمان ریاست جمهوری آیت الله خامنه ای به عنوان محافظ مشغول خدمت بود. شهید در تاریخ 12/1/1370 در عملیات درگیری با منافقین در شهر قصرشیرین به علت اصابت ترکش خمپاره به مقام رفیع شهادت نائل گردید و در زادگاهش، حمیل به خاک سپرده شد. روحش شاد و راهش پر مستطاب باد. |
|||
|
|
۱۳:۱۹, ۱۹/شهریور/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/شهریور/۹۱ ۱۳:۲۰ توسط شهیدطیبه واعظی.)
شماره ارسال: #88
|
|||
|
|||
|
زندگی نامه شهید داریوش ریزوندی
داریوش ریزوندی متولد سال1336 پس از اخذ دیپلم در لباس مقدس معلمی به تعلیم و تربیت پرداخت.با شروع انقلاب فعالانه نقش ارزنده ای در هدایت راهپیمایی ها و حرکتهای ضد رژیم مردم اسلام آباد غرب ایفا نمود.شهید ریزوندی از روحیه ی آزادی و جوانمردی و حق طلبی برخوردار بود.علاقه وافری به کشتی داشت و در این زمینه عناوین قهرمانی کشوری در سالهای55و 56در جام تختی و در سال 57 مسابقه خانه جوانان را کسب نمود.با پیروزی انقلاب از جمله بنیان گذاران اصلی کمیته،سپاه،بسیج و جهاد سازندگی در اسلام آباد غرب بود.شهید ضربات کاری بر پیکر ضد انقلاب در کرند غرب وارد کرد طوری که دشمن برای سر او جایزه تعیین کرد پس از مدتی در کمین ضد انقلاب به اسارت در آمد اما در حین انتقال توسط رزمندگان اسلام آباد غرب آزاد گردید.شهید ریزوندی فرمانده ای لایق و توانا و مورد علاقه رزمندگان بود.در شب عملیات مسلم بن عقیل(علیه السلام) در حالی که فرماندهی گردان مالک اشتر تیپ محمد رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را بر عهده داشت نیروهای تحت امرش را جمع کرد و همانند سرورش حسین بن علی(علیه السلام) برای آنان سخن گفت و آنان را برای شرکت در عملیات مخیر آماده کرد.بلاخره در عملیات مسلم بن عقیل(ع9 در تاریخ10/07/1361 به مقام شهادت نائل شد. فرازی از وصیت نامه شهید ریزوندی: احساس می کنم ولی بیانش نمی توان کرد.ای همه چیز،به یادت هستم.بیادم باش که بی تو هیچ و پوچ خواهم بود.خدایا سپاسم را بپذیر،خدایا بهترین لذت های دنیایی و آخرت را به من عطا کن و آن را لذت بهترین که می دهی در عبادت کردن تو قرار ده.خدایا،تو جانم دادی و جانم خواهی گرفت،مرا در آن صراطی گذار که هیچگاه در لحظه ی جان دادن غفلت نخورم.خدایا به من نعمت ها دادی که نه قدرش دانستم و نه لیاقتش.سپس مرا زبانی ده که تو را بهتر درک کنم و حافظه ای که همیشه بهتر در نظر گیرم و ذهنی ده که تو را دائم در ذهنم بگیرم و به من بینایی ده که تو را همیشه بهتر ببینم به من حسی ده که تو را همیشه احساس کنم. خدایا هر چه بخواهم کم است و هر چه بگویم کافی نیست و هر چه بشنوم ناقص و هر چه از تو بخواهم و تو بدهی لازم و هر چه درک کنم ناکامل و هر چه حس کنم محسوس و هر چه ببینم نامعلوم،پس خدایا آنی به من عطا کن که با داشتنش تو را بهتر در ک کنم. |
|||
|
|
۲۲:۲۵, ۱۹/شهریور/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/شهریور/۹۱ ۸:۴۰ توسط شهیدطیبه واعظی.)
شماره ارسال: #89
|
|||
|
|||
|
مهندس شهید جواد فیاض مهر
نام : جواد نام خانوادگی : فیاض مهر تاریخ تولد : آذرماه سال 1335 محل تولد : کرمانشاه رشته تحصیلی : برق وضعیت تاهل : متاهل تاریخ شهادت : 1362/11/2 محل شهادت : قصرشیرین زندگینامه پاسدار شهید مهندس جواد فیاض مهر ، آذر ماه سال 1335 در خانواده ای متوسط و مذهبی در کرمانشاه متولد شد از همان کودکی با رفتن به مساجد و تکایا و شرکت در مجالس سوگواری سرور و سالار شهیدان و آشنایی با خاندان عترت و اهل بیت عصمت ، در مسیر تربیت مذهبی قرار گرفت . دوران تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در کرمانشاه سپری کرد و در همان آوان با مشاهده جو مسموم و تلاشهای همه جانبه رژیم منحوس در جهت اسلام زدایی ، همت خویش را در زمینه خودسازی بکار گرفت و با شرکت در کلاس های ایدئولوژی و ارتباط با روحانیت متعهد ، به آشنایی بیشتر و کسب معلومات اعتقادی ، اجتماعی و سیاسی پرداخت و با شرکت در تشکل های مذهبی و نشر و پخش اعلامیه های ضد رژیم عملا وارد مبارزات سیاسی شد . در دوران دانشجویی به علت شرکت در فعالیتهای ضد رژیم دستگیر شد و چند ماه در زندان بسر برد . در سال 58 موفق به اتمام تحصیلات خود گردید اما مدرک و عنوان کوچکتر از آن بود که نظر بلند او را به خود معطوف دارد ، لذا جهت برق رسانی به روستاهای محروم و دور افتاده و خدمت به مستضعفین و رسانیدن پیام انقلاب اسلامی به آنها و مهمتر از همه اجرای امر امام ، مدت شش ماه به فعالیت افتخاری در (( جهاد سازندگی )) پرداخت ؛ برادری از آن روزها چنین می گوید :زمانی که شهید فیاض در جهاد سازندگی بودند ، گاهی به جامعه اسلامی دانش آموزان می آمدند در یکی از این روزها با هم برخوردی داشتیم؛ ایشان گفت : در جهاد نیاز به نیروی متخصص بخصوص برق احساس می شود ، و امام فرموده اند: ((که روستاها را باید آباد کرد)) و ما هم اگر بتوانیم گوشه ای از اینها را بگیریم خدمتی به اسلام و مسلمین کرده ایم ؛ محل کار ما اطراف روستای کرد نشین روانسر بود ( از توابع استان کرمانشاه) با مردمی مستضعف چه از جهت فکری و چه از جهت مالی ، بعد خانه هایی که می رفتیم برادر فیاض با برخوردهایش در سایه رعایت موازین و آداب اسلامی تمام افراد خانواده را تحت تأثیر قرار می داد ؛ حتی با برخوردش تأثیری بهتر بجا می گذاشت ، تا برق رسانی ... . در سال 59 با اوج گیری اقدامات نظامی امریکا علیه انقلاب اسلامی ، جذب سپاه گردید با توجه به موقعیت تحصیلی و امکانات فراوان شغلی توأم با مزایای رفاهی ، پاسداری را به عنوان یک وظیفه و مسئولیت شرعی پذیرفته و همواره شکرگزار این انتخاب بود . در نامه ای به تاریخ 1361/03/29 ( از تنک کورک ) می نویسد ... بخاطر زندگیم خدا را شکر کردم و به خاطر این نعمت که در سپاه هستم ، هرچند برای خدمت کم سعادت هستم ولی خدا مرا جزء سپاه پاسداران قرار دهد . در رابطه با بیت المال و اموال سپاه با حساسیت بسیار زیادی برخورد می کرد و اعتقادسان بر این بود که در اسلام قبول مسئولیت با مزیت توأم نیست و.در طی مدتی که مسئول پوشاک و غیره در سپاه بود ، خود از پوشاک مرغوب موجود در انبار استفاده نمی کرد و می گفت : ما باید از همه کمتر و ساده ترش را بگیریم . خیلی ناراحت بود که مسئولین اجازه نمی دادند به جبهه برود ؛ اما در پشت جبهه که بود حداقل به اندازه یک رزمنده ایثارگر و پر تلاش زحمت می کشید و در انجام کار ساعات اداری نمی شناخت. همواره جهت کمک رسانی و یا اعزام به جبهه پیش قدم بود و همواره در تلاش بود تا رضایت مسئولین را در جهت رفتن و ماندن در جبهه کسب کند .بارها می گفت : من تدارکاتی نیستم ، می خواهم به جبهه بروم و در بسیاری از موارد با مراجعه به فرماندهی ، برادران مسئول ، مانع از رفتن او می شدند . یک لحظه از فکر سرنوشت اسلام ، انقلاب و جنگ بیرون نمی رفت چه بسا ماهها ، در جبهه حضور مستمر داشت اما کمتر کسی می دانست . می گفت : لباس سپاه کفن من خواهد بود .در اوائل سال 60 مدت هشت ماه در جبهه سرپل ذهاب و پادگان ابوذر بود . طی این مدت همیشه از کمترین زمان جهت دیدار با خانواده و رسیدگی به کارهای خصوصی استفاده می کرد و هیچگاه انجام کاری را بر رفتن به جبهه مقدم نمی دانست از سپاه به عنوان بازوی ولایت فقیه نام می برد و خود را مقید به اطاعت از مسئولین سپاه به عنوان اطاعت از ولایت می دانست . رسالت اصلی سپاه را پاسداری از مرزهای اعتقادی می دانست و در همین رابطه با آموزشهای عقیدتی ، سیاسی در سپاه به عنوان ضرورت برخورد می کرد و برادران را به شرکت گسترده در آنها تشویق می کرد.
|
|||
|
|
۲۰:۴۹, ۲۰/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #90
|
|||
|
|||
|
بطور کلی در برخورد ها ، برادران را به سه چیز سفارش می کردند: 1-مطالعه قرآن و کتب دینی و علمی 2- رفتن به جبهه 3- ازدواج و همواره مستقیم و غیر مستقیم در ترغیب جوانان در این امور کوشا بودند . علاقه قلبی ایشان به امام قابل بیان نیست ، به رهنمودها و فرمایشات امام با توجه و دقت تمام گوش فرا داده و فرازهایش را یادداشت می کردند . نسبت به آینده انقلاب خوشبین وامیدوار بود و از دسیسه ها و نیرنگ های دشمنان داخلی و خارجی هرگز هراسی نداشت و همواره اظهار می کرد حمایت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و رهبری امام خمینی و خون شهداء و بیدار ی مردم در مجموع ضامن بقای انقلابند . دعای به امام زمان و حفظ جمهوری اسلامی و طول عمر امام جزء لاینفک دعای قنوت و دعاهای بعد از نماز ایشان بود .علاقه فراوان او به نماز ، سبب شده بود که نماز را صرفا نه به عنوان ادای تکلیف بلکه از روی عشق و خلوص بجای آورد و چه اهتمام برای خواندن نماز در اول وقت داشت .او از اولین افرادی بودذ که به مسجد می رفت و سعی داشت آخر از همه خارج شود . هرگز در تمام کردن نماز تعجیل نداشت و همیشه بهترین و بیشترین اوقات خود را برای نماز می گذاشت و از هر فرصتی برای خواندن نماز و ذکر و استغفار استفاده می کرد. در جایی که جواد حضور داشت غیبت ، گزافه گویی ، مزاح بیش از حد و خنده زیاد رخت بر می بست . حضورش انسان را به یاد خدا می انداخت . همیشه همراه خود دفترچه ای داشت که احادیث و آیات را یادداشت می کرد و معمولا در سفرها و مأموریت ها در طول راه آنچه را می دانست به دیگران انتقال می داد ، از قضاوت های عجولانه و سطحی و بر چسب زدن اشخاص شدیدا خودداری می کرد .قیافه ای آرام ، متین و پرنجابت و در عین حال ، حالتی مصمم و استوار داشت . مدتها بود چون آن مرغ دربند آرام نداشت و در مجلس تنگ دنیا ، بی تاب پرواز و مشتاق لقاء الهی بود . او بارها می گفت : جلوه دوست می کشاند نه گریز از آنچه هست و آرزو دارم در بهترین موقعیت زندگیم به جبهه بروم و همانگونه که می خواست ، خدایش اجابت فرمود و در بهترین موقعیت زندگیش با ترک تمام علائق و دلبستگیهایش عازم جبهه گردید و در صبح روز دوم بهمن ماه شهصت و دو در جبهه قصر شیرین عاشقانه به ضیافت معبود شتافت . وصف او را که متقی بود از امام علی (علیه السلام) در بیان تقوی پیشگان و پرهیزگاران می شنویم (( قلوبهم محزونه و شرورهم مأمونه و اجسادهم نحیفه و حاجاتکم خفیه و انفسهم عفیفه ...) دلهاشان اندوهناک است وهمه از آزارشان ایمن ، بدنهاشان لاغر و خواستنی هایشان اندک است ، نفسهایشام با عفت وپاکیزگی است . چند روز کوتاه دنیا را به شکیبایی به سر می رسانند و در پس آن آسایش همیشگی را دریابند ، این کردار تجارتیست پرفایده که پروردگارشان برای آنها فراهم کرده است ... دنیا به آنان روی آورد ، ایشان از آن روی گردانیدند ، آنها را اسیر و گرفتار ساخت ، آنها جانشان را فدا کرده ، خود را از بند آن رهانیدند . دفتر خاطر اتی که در جیب شهیدبود ، آخرین عبارتی که یادداشت شده بود این بود : (( در آخرین لحظه عمرم دلم کجاست ؟ ! ))
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| چرا دفاع مقدس از 2 سال به 8 سال افزایش یافت؟ | بیداری اندیشه | 2 | 3,404 |
۴/خرداد/۹۶ ۱۰:۲۹ آخرین ارسال: Mforootaghe |
|
| عکاسی های آلفرد یعقوب زاده از 8 سال دفاع مقدس | iranfoums | 0 | 1,478 |
۲۱/آبان/۹۵ ۲۰:۵۵ آخرین ارسال: iranfoums |
|
| کلیپ،مستندوفیلم ویژه دفاع مقدس وشهدا | Ramin_Ghn | 35 | 26,283 |
۲۰/فروردین/۹۵ ۸:۰۰ آخرین ارسال: قبیله منتظر |
|
| ۲۰ جمله كليدي رهبر انقلاب درباره «دفاع مقدس» | arax2015 | 0 | 1,217 |
۱۴/آبان/۹۴ ۱۰:۲۱ آخرین ارسال: arax2015 |
|
| ۵۰ سال دیگر هم باید درباره دفاع مقدس بگوییم | علی املشی | 0 | 1,311 |
۱۰/اسفند/۹۳ ۱۹:۲۱ آخرین ارسال: علی املشی |
|
| انتقادات وپیشنهادات درباره بخش دفاع مقدس وشهدا | rastin | 12 | 10,989 |
۷/مهر/۹۳ ۰:۳۴ آخرین ارسال: mahdi_amiri |
|
| آزادگان؛ گنجینههای به جا مانده از دوران دفاع مقدس | soheyl68 | 0 | 1,649 |
۲۶/مرداد/۹۳ ۱۹:۰۸ آخرین ارسال: soheyl68 |
|





![[تصویر: 1_Bismillah_1.jpg]](http://www.quranct.com/gallery/images/3/1_Bismillah_1.jpg)
![[تصویر: 97664694940651031878181911633698173.jpg]](http://img.tebyan.net/big/1387/08/97664694940651031878181911633698173.jpg)
![[تصویر: goleroz.gif]](http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gif)



![[تصویر: 0f4dae80c3d0.jpg]](http://img.ntr5.com/pic/0f4dae80c3d0.jpg)
![[تصویر: jafari1_5.jpg]](http://s1.picofile.com/file/7250608167/jafari1_5.jpg)
![[تصویر: 18.jpg]](http://vesaleeshgh.persiangig.ir/image/sardaran/18.jpg)
![[تصویر: f4fvaqf8dr7s2do9rj.jpg]](http://up.vatandownload.com/images/f4fvaqf8dr7s2do9rj.jpg)
![[تصویر: 03.jpg]](http://vesaleeshgh.persiangig.ir/image/sardaran/03.jpg)
![[تصویر: 06.jpg]](http://vesaleeshgh.persiangig.ir/image/sardaran/06.jpg)
![[تصویر: 07.jpg]](http://vesaleeshgh.persiangig.ir/image/sardaran/07.jpg)
![[تصویر: golyakh65.jpg]](http://www.blogfa.com/photo/g/golyakh65.jpg)