کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
هدف وسیله را توجیه نمی کند
۱۰:۳۰, ۱۵/تیر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/تیر/۹۱ ۱۰:۳۹ توسط shafagh_mah.)
شماره ارسال: #1
آواتار
به نام خدا


نقل قول:
چکیده:
به امید خدا در این تاپیک به بررسی مسئله (( کیفیت استخدام وسیله)) خواهیم پرداخت. با استفاده از چندین مثال از سیره ائمه اطهار بررسی می شود که: (( آیا هدف وسیله را توجیه می کند؟))
موفق باشید.

« لقد كان لكم في رسول الله اسوة حسنة لمن كان يرجوا الله و اليوم الاخر و ذكر الله كثيرا »

يكي از مسائلي كه از سيره رسول الله صلي الله عليه و آله بايد آموخت‏
"" كيفيت استخدام وسيله "" است . انسان اولا بايد در اهداف خودش يعني‏
در هدفها مسلمان باشد يعني هدفش مقدس و عالي و الهي باشد ، و ثانيا
بايد در استخدام وسيله براي همان هدفها هم واقعا مسلمان باشد . بعضي از
مردم از نظر هدف مسلمان نيستند يعني در زندگي هدفي جز خورد و خوراك و
پوشاك و لذت گرايي ندارند ، تنها هدفي كه درباره آن فكر مي‏كنند اين‏
است كه چگونه زندگي بكنند كه بيشتر تن آساني كرده باشند . در حقيقت‏
هدفهاي اينها از حد هدف يك حيوان تجاوز نمي‏كند . نه تنها مسلمان به‏
اينها نمي‏شود گفت ، انسان هم به اينها نمي‏شود گفت . يك انسان از آن‏
جهت كه "انسان است بايد ايده‏اي بالاتر از حدود شهوات حيواني داشته باشد ، و اگر
انسان واقعا مسلمان باشد تمام هدفها در يك كلمه خلاصه مي‏شود و آن خداست‏
و رضاي حق .
در مرحله بعد انسان براي هدفهاي پاك و مقدس و عالي خودش ناچار از
وسائلي بايد استفاده بكند . مسئله‏اي كه مطرح است اين است كه آيا همين‏
كافي است كه هدف ، انساني باشد و بالاتر اينكه هدف الهي باشد ؟ اگر
هدف الهي بود ديگر وسيله فرق نمي‏كند و از هر وسيله‏اي براي آن هدف مقدس‏
مي‏توان استفاده كرد ؟ فرض اين است كه هدف ما هدف مقدسي است . آيا
براي هدف مقدس از هر وسيله ولو وسائل نامقدس و پليد مي‏توان استفاده‏
كرد ؟ يا نه ، براي هدف مقدس از وسيله مقدس بايد استفاده كرد نه از
وسيله نامقدس و پليد . حال مثالهايي ذكر مي‏كنيم تا مطلب روشن بشود .


استفاده از وسيله نامشروع در تبليغ دين


هدف ما تبليغ دين است . ديگر از اين بهتر كه نمي‏شود . يك وقت هدف‏
من در يك كاري شخص خودم هست ، يك كاري را براي خودم مي‏خواهم بكنم ،
براي رفاه و منفعت خودم مي‏خواهم انجام بدهم . آنجا محرز است . ولي اگر
من بخواهم كاري را نه براي خودم بلكه براي دين انجام بدهم ، در اين صورت‏
آيا جايز است از هر وسيله‏اي استفاده بكنم ؟ اگر من بخواهم براي منافع‏
خودم كار بكنم ، مثلا وقتي كار من گير پولي يا اداري بيايم پيش شما كه‏
مي‏توانيد مشكل مراحل بكنيد چهارتا در وغ جعل بكنم براي اينكه
"مشكلم حل بشود ، در اينجا همه مرا ملامت مي‏كنند ، مي‏گويند اين را ببين ،
براي اينكه مشكلش حل بشود تملق مي‏گويد ، چاپلوسي مي‏كند ، دروغ مي‏گويد ،
تهمت مي‏زند . ولي يك وقت هدف چيز ديگر است . من مي‏خواهم يك مسجد
بسازم . براي خودم كه نمي‏خواهم بسازم . واقعا هم در مسجد ساختن هدف‏
نامقدسي ندارم . من جزء كساني هستم كه باني شده‏ايم در فلان محل كه مسجد
ندارد مسجدي ساخته بشود ، بچه‏ها بيايند دستورهاي دين را ياد بگيرند و
جلساتي باشد . اين مسجد مصالح مي‏خواهد ، گرفتاريهاي ديگر دارد ، اشكالات‏
اداري ممكن است پيدا كند ، و از مردم نيز بايد پول گرفت . حالا يك آدم‏
اهل خير پاشنه گيوه را ور كشيده براي اينكه كار اين مسجد را درست بكند .
مي‏رود پيش كسي ، يك حرفي مي‏زند كه هر جور هست از او پول در بياورد ،
چهارتا دروغ مي‏گويد ولي بالاخره پنج هزار تومان پول در مي‏آورد براي مسجد .
دوتا دروغ به يك نفر ديگر مي‏گويد ، چهارتا تملق و چاپلوسي نسبت به‏
ديگري مي‏كند كه شما چنين هستيد ، چنان هستيد ، ما به شما از قديم از قديم‏
ارادت داريم ، خواب ديدم مثلا كه داشتيد در بهشت كله معلق مي‏زديد ،
حتما همچنين چيزي هست . ده هزار تومان هم از اين مي‏گيرد . پنجاه هزار
تومان از يكي ديگر مي‏گيرد . حال اين را ما چه مي‏گوييم ؟ شايد بسياري از
مردم اين عمل را تقديس و نوعي فداكاري تلقي مي‏كنند ، مي‏گويند ببين اين‏
بيچاره براي خودش كه كار نمي‏كند ، از صبح تا غروب پاشنه گيوه را ور
كشيده فقط براي مسجد . ببين براي اين كار ، ديگر چه نمي‏كند اين آدم ؟ !
به هر كس مي‏رسد ، به هر وسيله شده بالاخره اين پول را براي
"اين مسجد در مي‏آورد ، واقعا مرد فداكار و با گذشتي است .
آيا اين كار درست است يا درست نيست ؟


ان شاالله ادامه دارد ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: aleerz ، mohammad reza ، بیداری12 ، حسن.س. ، sayed reza ، m.hossein ، دل خسته ، MAHDI59 ، فاطمه خانم ، Hadith ، أین المنتظر ، جوینده حق ، بیداری اندیشه ، خاک ، ANTI satan ، آرین (الهه.ع) ، عبدالرحمن ، محمد حسین ، sagheb

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۱:۴۹, ۱۸/تیر/۹۱
شماره ارسال: #11
آواتار
به نام خدا



رسول اكرم و استخدام وسيله



عده‏اي از قبيله ثقيف آمدند خدمت رسول اكرم : يا رسول الله ما
مي‏خواهيم مسلمان بشويم ولي سه تا شرط داريم ، اين شرطها را بپذير . يكي‏
اينكه اجازه بده يك سال ديگر ما اين بتها را پرستش بكنيم . ( مثل‏
آنهايي كه مي‏گويند بگذار ما يك شكم سيري بخوريم ) بگذار يك سال ديگر ما
خوب اينها را پرستش بكنيم كه ديگر شكمي از عزا در آورده باشيم . دوم‏
اينكه اين نماز خيلي بر ما سخت و ناگوار است . ( عرب آن تكبرش اجازه‏
نمي‏داد ركوع و سجود كند ، چون تمام نماز خضوع و خشوع است و از اين جهت‏
بر طبيعت اينها گران بود ) . سوم اينكه بت بزرگمان را به ما نگو به‏
دست خودتان نشكنيد .
فرمود از اين سه پيشنهادي كه مي‏كنيد پيشنهاد آخرتان‏
كه فلان بت را به دست خودتان نشكنيد مانعي ندارد ، من يك نفر ديگر را
مي‏فرستم . اما آنهاي ديگر ، محال است چنين چيزي . يعني پيغمبر هرگز چنين‏
فكر نكرد كه يك قبيله آمده مسلمان بشود ، او كه چهل سال بت را پرستيده‏
، بگذار يك سال ديگر هم پرستش بكند ، بعد از يك سال بيايد مسلمان بشود
. زيرا اين يعني صحه گذاشتن روي بت‏پرستي . نه فقط يك سال بلكه اگر
مي‏گفتند يا رسول الله ما با تو قرارداد مي‏بنديم كه يك شبانه روز بت‏
پرستيم و بعد از آن مسلمان بشويم كه اين يك شبانه روز را پيغمبر طبق‏
قرارداد پذيرفته باشد محال بود بپذيرد . اگر مي‏گفتند يا رسول الله اجازه‏
بده كه ما يك شبانه روز نماز نخوانيم بعد مسلمان بشويم و نماز بخوانيم -
كه آن يك شبانه روز نماز نخواندن طبق قرارداد و امضاي پيغمبر باشد - محال بود
پيغمبر اجازه بدهد . از هر وسيله‏اي استفاده نمي‏كرد .


ان شاالله ادامه دارد ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: m.hossein ، MAHDI59 ، سید ابراهیم ، جوینده حق ، بیداری اندیشه ، أین المنتظر ، عبدالرحمن ، محمد حسین
۱۱:۳۵, ۱۹/تیر/۹۱
شماره ارسال: #12
آواتار
به نام خدا


استفاده از جهالت مردم به نفع دين

از همه عجيبتر به نظر من اين است : از وسيله نامقدس استفاده كردن يك‏
مطلب است ، مطلب ديگر كه از اين هم رقيق‏تر و دقيق‏تر است اين است كه‏
آيا از خواب مردم ، براي حق مي‏شود استفاده كرد يا نه ؟ مسئله‏اي است :
از خواب غفلت مردم ، از جهالت و ناداني مردم به نفع دين استفاده كردن‏
. به نظر مي‏رسد كمتر كسي بگويد اين كار مانعي دارد . مي‏گويند اين بيچاره‏
آدم جاهلي است ، آدم ناداني است ، آدم بي خبري است ، در همان عالم بي‏
خبري و جهالت و ناداني خودش يك اعتقادهايي پيدا كرده . فلان كس از راه‏
بي‏بي شهربانو مثلا يك عقيده و ايماني پيدا كرده . حالا ما چكار داريم كه‏
او را از خوابش بيدار كنيم ، او بالاخره از همين راه اعتقاد پيدا كرده كه‏
واقعا شهربانو مادر حضرت سجاد در كربلا بوده است و بعد كه امام حسين‏
شهيد شده است ، يكمرتبه سوار اسبي كه در آنجا بسته بوده شده و شلاق زده‏
به اين اسب و بعد هم اتباع عمر سعد او را تعقيب كرده‏اند ، او فرار كرده‏
و آنها آمده اند . حالا اگر بگوئيم اسب بي‏بي شهربانو نظر كرده بوده ناچار
بايد بگوييم اسبهاي لشكر عمر سعد هم نظر كرده بوده‏اند كه صد و پنجاه فرسخ‏
يك نفس آمدند ، و تازه آنها نظر كرده‏تر بوده‏اند چون بي‏بي شهربانو به آن‏
كوه كه رسيد ديگر اسبش داشت از راه مي‏ماند ، آنها داشتند مي‏رسيدند ،

وقتي "پيغمبر ابزار و وسائلي كه به كار مي‏برد ، يك جا قدرت و ميسم به كار
مي‏برد ، يك‏جا مرهم ، يك جا با خشونت و صلابت رفتار مي‏كرد يك جا با
نرمي ، ولي مواردش را مي‏شناخت . و بعد اين طور تعبير مي‏كند : در همه جا
، از اين وسائل كه استفاده مي‏كرد ، در جهت بيداري و آگاهي مردم استفاده‏
مي‏كرد . شمشير را جايي مي‏زد كه مردم را بيدار كند نه به خواب كند . اخلاق‏
را در جايي به كار مي‏برد كه سبب آگاهي و بيداري مي‏شد . شمشير را در جايي‏
به كار مي‏برد كه دل كوري را بينا مي‏كرد ، گوش كري را شنوا مي‏كرد ، چشم‏
كوري را باز مي‏كرد ، زبان گنگي را گويا مي‏كرد . يعني تمام وسائلي كه‏
پيغمبر به كار مي‏برد در جهت بيداري مردم بود .


ان شاالله ادامه دارد ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: m.hossein ، MAHDI59 ، سید ابراهیم ، جوینده حق ، بیداری اندیشه ، أین المنتظر ، عبدالرحمن
۲۰:۲۴, ۲۰/تیر/۹۱
شماره ارسال: #13
آواتار
به نام خدا



وفات فرزند پيغمبر و گرفتن خورشيد

داستاني است كه در كتب حديث ما آمده است و حتي اهل تسنن هم نقل‏
كرده‏اند . رسول اكرم پسري دارد از ماريه قبطيه به نام ابراهيم بن رسول‏ الله .
اين پسر كه مورد علاقه رسول اكرم است در هجده ماهگي از دنيا مي‏رود .
رسول اكرم كه كانون عاطفه بود قهرا متأثر مي‏شود و حتي اشك مي‏ريزد و
مي‏فرمايد : دل مي‏سوزد و اشك مي‏ريزد ، اي ابراهيم ما به خاطر تو محزونيم‏
ولي هرگز چيزي برخلاف رضاي پروردگار نمي‏گوييم . تمام مسلمين ، ناراحت و
متأثر به خاطر اينكه غباري از حزن بر دل مبارك پيغمبر اكرم نشسته است .
همان روز تصادفا خورشيد منكسف مي‏شود و مي‏گيرد . مسلمين شك
نكردند كه گرفتن خورشيد ، هماهنگي عالم بالا بود به خاطر پيغمبر . يعني‏
خورشيد گرفت براي اينكه فرزند پيغمبر از دنيا رفته .
اين مطلب در ميان مردم مدينه پيچيد و زن و مرد يكزبان شدند كه ديدي !
خورشيد به خاطر حزني كه عارض پيغمبر اكرم شد گرفت ، در حالي كه پيغمبر
به مردم نگفته العياذ بالله كه گرفتن خورشيد به خاطر اين بوده . اين امر
سبب شد كه عقيده و ايمان مردم به پيغمبر اضافه شود ، و مردم هم در اين‏
گونه مسائل بيش از اين فكر نمي‏كنند .

ولي پيغمبر چه مي‏كند ؟ پيغمبر نمي‏خواهد از نقاط ضعف مردم براي هدايت‏
مردم استفاده كند ، مي‏خواهد از نقاط قوت مردم استفاده كند ، پيغمبر
نمي‏خواهد از جهالت و ناداني مردم به نفع اسلام استفاده كند ، مي‏خواهد از
علم و معرفت مردم استفاده بكند . پيغمبر نمي‏خواهد از نا آگاهي و غفلت‏
مردم استفاده كند ، مي‏خواهد از بيداري مردم استفاده كند ، چون قرآن به او
دستور داده : « ادع الي سبيل ربك بالحكمة و الموعظة الحسنة و جادلهم‏
بالتي هي احسن » . وسائلي ذكر كرده . [ پيغمبر نفرمود ] عوام چنين‏
حرفي از روي جهالتشان گفته‏اند ، خذ الغايات و اترك المبادي ،
بالاخره نتيجه خوب از اين گرفته‏اند . ما هم كه به آنها نگفتيم ، ما در
اينجا سكوت مي‏كنيم .
سكوت هم.نكرد ، آمد بالاي منبر صحبت كرد ، خاطر مردم را راحت كرد ، گفت اينكه‏
خورشيد گرفت‏به خاطر بچه من نبود . مردي كه حتي از سكوتش سوء استفاده‏
نمي‏كند اين جور بايد باشد چرا ؟ براي اينكه اولا اسلام احتياج به چنين‏
چيزهايي ندارد . بگذار كساني بروند از خوابهاي دروغ ، از جعلها و از اين‏
جور سكوتها استفاده كنند كه دينشان منطق ندارد ، برهان و دليل ندارد و
آثار حقانيت دينشان روشن و نمايان نيست . اسلام نيازي به اين جور چيزها
ندارد . ثانيا : همان كسي هم كه از اين وسائل استفاده مي‏كند ، در نهايت‏

امر اشتباه مي‏كند . مثل معروف : همگان را هميشه نمي‏توان در جهالت نگاه‏
داشت . يعني بعضي از مردم را هميشه مي‏شود در جهالت نگاه داشت ، همه‏
مردم را هم در يك زمان مي‏شود در جهالت و بي خبري نگه داشت ، ولي‏
همگان را براي هميشه نمي‏شود در جهالت نگه داشت . گذشته از اينكه خدا
اجازه نمي‏دهد [ و به عبارت ديگر ] اگر اين اصل هم در كار نبود ، پيغمبري‏
كه مي‏خواهد دينش تا ابد باقي بماند ، آيا نمي‏داند كه صد سال ديگر ،
دويست سال ديگر ، هزار سال ديگر مردم مي‏آيند جور ديگري قضاوت مي‏كنند ؟ !
و بالاتر همين كه خدا به او اجازه نمي‏دهد .



ان شاالله ادامه دارد ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحیم ، MAHDI59 ، سید ابراهیم ، جوینده حق ، بیداری اندیشه ، أین المنتظر ، عبدالرحمن
۲۱:۳۸, ۲۱/تیر/۹۱
شماره ارسال: #14
آواتار
به نام خدا


وسيله حق براي هدف حق


براي حق بايد از حق استفاده كرد . معني اين حرف اين است : اگر من‏
بدانم چنانچه يك حرف ناحق و نادرست ، يك دروغ ، يك حديث ضعيف ،
يك حديثي كه خودم مي‏دانم دروغ
است را براي شما بخوانم همين امشب همه گنهكاران شما توبه مي‏كنند و همه‏
شما نماز شب خوان مي‏شود ، [ در عين حال ] اسلام به من چنين كاري را اجازه‏
نمي‏دهد . آيا اسلام اجازه مي‏دهد ما دروغ بگوييم كه مردم براي امام حسين‏
اشك بريزند ؟ آن كه مي‏شنود كه نمي‏داند دروغ است . اشك ريختن براي امام‏
حسين هم كه شك ندارد اجر و ثواب دارد . آيا اسلام اجازه مي‏دهد ؟ ابدا .
اسلام نيازي به اين دروغها ندارد . حق را با باطل آميختن ، حق را از ميان‏
مي‏برد . وقتي انسان حق را ضميمه باطل كرد ، حق ديگر نمي‏ايستد ،خودش‏
مي‏رود . حق تاب اينكه همراه باطل باقي بماند ندارد .
گفتند : يكي از علماي بزرگ يكي از شهرستانها پاي منبري نشسته بود .
يك آقايي كه شال سيدي به سر داشت ، روضه‏هاي دروغ مي‏خواند . آن آقا كه‏
از مجتهدين خيلي بزرگ بوده ، از پاي منبر گفت : آقا اينها چيست داري‏
مي‏گويي ؟ يك وقت او از بالاي منبر فرياد زد : تو برو دنبال فقه و اصولت‏
، اختيار جد خودم را دارم ، هر چه دلم بخواهد مي‏گويم . "" اختيار جدم را
دارم "" يعني چه ؟ !

غرضم اين است : يكي از راههايي كه از آن راه بر دين ضربه وارد شده‏
است از جنبه‏هاي مختلف ، رعايت نكردن اين اصل است كه ما همان طور كه‏
هدفمان بايد مقدس باشد ، وسائلي هم كه براي اين هدف مقدس استخدام‏
مي‏كنيم بايد مقدس باشد . مثلا ما نبايد دروغ بگوييم ، نبايد غيبت بكنيم‏
، نبايد تهمت بزنيم . نه فقط براي خودمان نبايد دروغ بگوييم ، به نفع‏
دين هم نبايد دروغ بگوييم ، يعني به نفع دين هم نبايد بي ديني بكنيم ،
چون دروغ گفتن بي ديني است . به نفع دين دروغ گفتن ، به نفع دين بي ديني‏
كردن است . به نفع دين تهمت زدن ، به نفع دين بي ديني كردن است . به نفع دين غيبت‏
كردن ، به نفع دين بي ديني كردن است . دين اجازه نمي‏دهد ولو به نفع‏
خودش ما بي ديني بكنيم. « ادع الي سبيل ربك بالحكمة و الموعظة الحسنة.
ببينيد سيره تبليغي پيغمبر اكرم كه از مهم‏ترين سيره‏هاي ايشان است چگونه‏
بوده . پيغمبر ، اسلام را چگونه تبليغ كرد . چگونه ارشاد و هدايت كرد .
بعدا ان شاءالله درباره سيره تبليغي رسول اكرم صحبت مي‏كنم و عرايضي عرضه‏
مي‏دارم .


ان شاالله ادامه دارد ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MAHDI59 ، سید ابراهیم ، Hadith ، جوینده حق ، بیداری اندیشه ، أین المنتظر ، عبدالرحمن
۱۱:۴۴, ۲۵/تیر/۹۱
شماره ارسال: #15
آواتار
به نام خدا


علي عليه السلام و بستن آب به روي دشمن


ما واقعا بايد در احوال پيشوايان بزرگ دينمان يعني در احوال معصومين‏
تأمل و تفكر بكنيم ، ببينيم آنها چگونه بودند ؟ اين خيلي فكر دارد : جنگ‏
صفين در يكي از كرانه‏هاي فرات رخ داد . اصحاب معاويه "" شريعه "" يعني‏
محلي را كه مي‏شد آب برداشت مي‏گيرند . بعد علي ( ع ) وارد مي‏شود ،
اصحابش بي آب مي‏مانند . مي‏فرستد نزد معاويه كه آخر ما اول آمده‏ايم براي‏
مذاكره و صحبت كردن ، بلكه خداوند با مسالمت اين مشكل را از ميان‏
مسلمين بردارد و حل بكند . چرا دست به چنين كاري زدي ؟ ولي معاويه كه‏
فكر مي‏كند پيروزي بزرگي به دست آورده گوشش بدهكار نيست . وقتي كه‏
اميرالمؤمنين مي‏بيند كه فايده ندارد ، دستور حمله مي‏دهد و همان روز به‏
شام نرسيده اصحاب معاويه رانده مي‏شوند و اصحاب علي ( ع ) شريعه را
مي‏گيرند . بعد اصحاب مي‏گويند ما حالا ديگر مقابله به مثل مي‏كنيم و اجازه‏
نمي‏دهيم اينها آب بردارند . علي ( ع ) مي‏گويد ولي من اين كار را
نمي‏كنم چون آب يك چيزي است كه خدا آن را براي كافر و مسلمان قرار داده‏
. اين كار دور از شهامت و فتوت و مردانگي است ، آنها چنين كردند شما
نكنيد . علي نمي‏خواهد پيروزي را به بهاي يك عمل ناجوانمردانه به دست‏
بياورد .
اين نكات در سيره بزرگان زياد است .


ان شاالله ادامه دارد ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MAHDI59 ، سید ابراهیم ، Hadith ، جوینده حق ، بیداری اندیشه ، أین المنتظر ، عبدالرحمن
۱۰:۰۸, ۲۸/تیر/۹۱
شماره ارسال: #16
آواتار
به نام خدا


عمرو عاص و استخدام وسيله


داستاني را مي‏گويم ، شايد خيلي از افراد بگويند اگر ما بجاي علي (علیه السلام) بوديم‏
اين كار را نمي‏كرديم .
عمرو بن العاص مجسمه شيطنت و رذالت است . روزي علي عليه السلام در
صفين آمد و فرياد كرد : معاويه ! چرا اينهمه مردم مسلمان را به كشتن‏
مي‏دهي ؟ خودت بيا با يكديگر نبرد بكنيم ، هر كه غالب شد ، و هر كه‏
مغلوب شد . منطق روشن بود ، نتيجه هم از اول معلوم است . عمرو عاص‏
گاهي سر به سر معاويه مي‏گذاشت مي‏گفت : معاويه ! راست مي‏گويد ، حرف‏
همين است ، تو هم كه مرد شجاعي هستي ، اسلحه بپوش برو به جنگ علي .
معاويه كه حساب دستش بود با نيرنگ توانست روزي عمرو عاص را به جنگ‏
بفرستد ولي نه به جنگ با علي عليه السلام . البته او في حد ذاته مرد
شجاعي بوده ، مصر را او فتح كرده بود . عمرو عاص اسلحه پوشيد آمد در
ميدان جنگ و مبارز طلبيد :
يا قادش الكوفة من اهل الفتن
يا قاتلي عثمان خير المؤتمن
يا ايها الاشراف من أهل اليمن
اضربكم و لا أري اباحسن
ضمنا گوشه و كنار را نگاه مي‏كرد كه يك وقت با حضرت امير مواجه نشود.
مي‏گفت :
اضربكم و لا اري اباحسن .
شما را مي‏زنم ولي علي را نمي‏بينم . از جمله جاهايي كه نوشته‏اند حضرت‏
ابوالفضل [ حضور داشته ] ظاهرا همين جا بوده كه جواني چهارده ساله بوده‏
است . اميرالمؤمنين آهسته به گونه‏اي كه عمرو عاص ابتدا نفهمد كه علي‏
است ولي نمي‏خواست تا آخر هم در غفلت باقي بماند آمد و آمد . عمرو عاص‏
نفهميد كه علي ( ع ) است . حضرت ، نزديك كه رسيد نخواست باز هم او
نفهمد با كه مواجه است ، گفت :
انا الامام القرشي المؤتمن .
منم امام قرشي مؤتمن . خودش را معرفي كرد : من علي هستم ، كه ديگر عمرو
عاص خودش را باخت ، فورا سر اسب را برگرداند و شروع به فرار كرد .
اميرالمؤمنين او را تعقيب كرد ، شمشيري به او زد ، او از روي اسب‏
پريد و خورد به زمين . من نمي‏دانم چه تعبيه‏اي كرده بود ، قبلا چه پيش‏
بيني اي كرده بود ، فورا كشف عورت كرد ، چون مي‏دانست علي مردي نيست‏
كه با يك آدم اينچنين مواجه شود . تا اينجور كرد ، حضرت رويشان را
برگرداندند و رفتند . معاويه تا آخر عمر مي‏گفت عمرو عاص ! ولي تو شفيع‏
خوبي پيدا كردي ، در همه دنيا من يك نفر را پيدا نمي‏كنم كه شفيعي به اين‏
مقدسي پيدا كرده باشد .

حالا آدمهايي كه براي هدفها از هر وسيله‏اي استفاده مي‏كنند
تيپ عمرو عاص اند . هر كس ديگر باشد مي‏گويد : واي ببين چه آدمي را علي‏
در چه فرصتي رها كرد ؟ ! خوب يك شمشير حواله‏اش مي‏كردي پدرش را در
مي‏آوردي . ولي علي (علیه السلام) مردي نبود كه ولو براي كشتن عمرو عاص ، اين مردي كه‏
براي نجات خودش به عورت خودش متوسل شده از مسير حق منحرف شود .
رويش را برگرداند و رفت . و ما نظاير اينها را در سيره ائمه اطهار و
پيغمبر اكرم زياد مي‏بينيم : با دشمن هم كه رو برو مي‏شوند دست از آن‏
معالي اخلاق و مكارم اخلاق خودشان بر نمي‏دارند . اينهاست كه نشان مي‏دهد كه‏
اينها در يك سطح ديگري بودند و در سطح ديگري فكر مي‏كر دند . آنها خودشان‏
را پاسدار حق و حقيقت مي‏دانند .


ان شاالله ادامه دارد ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم ، Hadith ، جوینده حق ، بیداری اندیشه ، أین المنتظر ، محمود ، عبدالرحمن ، محمد حسین ، حسن.س.
۲۰:۰۱, ۲۹/تیر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/تیر/۹۱ ۲۰:۰۳ توسط shafagh_mah.)
شماره ارسال: #17
آواتار
به نام خدا


امام حسين و استخدام وسيله


براي امام حسين مسئله اين نيست كه كشته بشود يا كشته نشود ، مسئله اين‏
است كه دين كشته نشود ، يك اصل ولو اصل كوچك دين كشته نشود . صبح‏
عاشورا مي‏شود . شمر بن ذي‏الجوشن كه در بدسرشتي ، شايد در دنيا نظير ندارد
، شتاب دارد كه قبل از شروع جنگ بيايد اوضاع را ببيند . فكر كرد از
پشت خيمه‏ها بيايد بلكه دست به يك جنايتي بزند ، ولي نمي‏دانست كه قبلا
امام حسين تعبيه‏اي ديده است ، خيمه‏ها را دستور داده نزديك يكديگر به‏
شكل خط منحني در بياورند ، پشتش هم يك خندق بكنند و مقداري ني خشك در
آنجا بريزند و آتش بزنند كه دشمن نتواند از پشت سر بيايد . وقتي آمد ،
مواجه شد با اين وضع ، ناراحت شد و شروع كرد به
فحاشي كردن . بعضي اصحاب جواب دادند البته نه فحاشي .
يكي از بزرگان‏ اصحاب گفت : يا اباعبدالله ! اجازه بدهيد الان با يك تير همين جا
حرامش كنم . فرمود : نه . خيال كرد حضرت توجه ندارند به اين جهت كه او
چه آدمي است . گفت : يا ابن رسول الله من اين را مي‏شناسم و مي‏دانم چه‏
شقيي است . فرمود : مي‏دانم . پس چرا اجازه نمي‏دهيد ؟ فرمود : من‏
نمي‏خواهم شروع كرده باشم . تا در ميان ما جنگ برقرار نشده است هنوز به‏
صورت دو گروه مسلمان روبروي يكديگر هستيم . تا آنها دست به جنگ و
خونريزي نزنند من دست به جنگ نمي‏زنم . اين اصل قرآني را كه در قرآن‏
است :

« الشهر الحرام بالشهر الحرام و الحرمات قصاص فمن اعتدي عليكم‏ فاعتدوا عليه بمثل ما اعتدي عليكم »


كه حضرت امير هم در صفين به‏ همين آيه استناد مي‏كرد و مي‏گفت من شروع نمي‏كنم به حكم اين آيه ،
ولي اگر شروع كردند دفاع مي‏كنيم ، امام حسين در مورد شمر هم رعايت مي‏كند و
مي‏گويد قبل از آن كه جنگ عملا از طرف دشمن شروع بشود از طرف ما نبايد
شروع بشود . اين نكات است كه مقام معنويت امام را نشان مي‏دهد كه آنها
چگونه فكر مي‏كردند : يك اصل كوچك ولو يك مستحب هم نبايد پايمال شود .
ولي در دشمن اين فكرها نيست . كم كم روز بر مي‏آيد ، لشكر عمر سعد
آماده مي‏شوند . امام حسين عليه السلام هم ميمنه
تشكيل مي‏دهد ، ميسره تشكيل مي‏دهد ، قلب تشكيل مي‏دهد ، پرچمدار قرار
مي‏دهد ، و فكر نمي‏كند كه آنها سي هزار نفرند ما هفتاد و دو نفر . ميمنه‏
را مي‏دهد به زهير ، ميسره را مي‏دهد به حبيب ، و پرچم را مي‏دهد به‏
برادرش ابوالفضل العباس سلام الله عليه . مرد و مردانه در مقابل سي هزار نفر لشكر مي‏ايستد .
ولي دشمن اصولي نيست ، اصلي ندارد ، براي او مردانگي‏
و نامردي مطرح نيست ، عمر سعد هم طمع دنيا و حكومت ري جلوي چشمش را
گرفته است و تمام كارهايش شكل چاپلوسي و جلب رضايت عبيدالله زياد را
دارد كه چه كار بكنيم كه وقتي مي‏رويم نزد عبيدالله او از ما بيشتر راضي‏
باشد و ديگر ايراد و اشكالي در حكومت ري وارد نشود . يك وقت تيري را
به كمان مي‏كند . اول تير را خود پسر سعد به طرف لشكر امام حسين پرتاب‏
مي‏كند و بعد مي‏گويد : ايها الناس ، لشكريان من ! همه شما در حضور امير
شهادت بدهيد كه اول تير را خودم پرتاب كردم . پسر سعد حداقل چهار هزار
تيرانداز دارد . تير مثل باران به طرف اصحاب امام حسين آمد . نوشته‏اند
عده‏اي از اصحاب امام حسين هم كه تيرانداز بودند مخصوصا يك زانو را خم‏
كردند و يك زانو را بلند ، و مردانه شروع كردند به تيراندازي كردن . در
مقابل هر نفرشان كه مي‏افتاد چند نفر از دشمن مي‏افتادند ، كه شايد بيشتر
اصحاب اباعبدالله در همين تيراندازي از بين رفتند . ولي حسين شروع نكرد.
جنگ روز عاشورا با يك تير آغاز شد و با يك تير پايان يافت .


به لطف خدا، اصل مطلب تمام شد.
تنها قسمتی از این موضوع در کتاب هست که به ماجرای حضرت داوود می پردازد، که مقداری طولانی است.
اگر فرصت شد برای مطالعه دوستان قرار می دهم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: أین المنتظر ، عبدالرحمن ، عبدالرحیم
۲۳:۴۷, ۱۸/آبان/۹۲
شماره ارسال: #18
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

چند وقت پیش یکی از دوستانم موضوع این تاپیک را مطرح کرده بود

یه نتیجه جالبی رو بهش رسیدیم

اگر کسی با هر وسیله ای خواست به هدفی که از آن حرف می زند(البته هدف مقدس) برسد اصلا آن هدف را دنبال نکرده

همش یک جور بازی و سرگرمی برای نفس خودشه

برای همینه اسلام و مهدویت بازیچه میشه

اصلا هدفشون این نیست

یک پوششیه برای کارای خودشون

ان شاء الله ما اینطور نباشیم
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: محمد حسین ، عبدالرحیم ، shafagh_mah ، مصباح
۲:۱۴, ۸/دی/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۸/دی/۹۲ ۲:۱۶ توسط عبدالرحیم.)
شماره ارسال: #19
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

میدانید یکی از بالاترین جاهایی که این جمله را روشن میکند کجاست؟

در مورد مولا علی ع است

در حدیثی خواندم که مولا گفته بودند اگر بعد از ابوبکر یا بعد از عمر خلافت را به من واگذار میکردند باز میشد اصلاح کرد

و در جای دیگر داریم که عبدالرحمن بن عوف در ان شورای شش نفره بعد از

تساوی ارا به حضرت گفتند اگر به شیوه پیامبر و دو خلیفه عمل کنی،شما را خلیفه اعلام میکنم!

حال جمله حضرت را با این کلام عبدالرحمن بن عوف مقایسه کنید و ببنید مولا بخاطر چه مسئله ای یک بله هم نگفت.

واقعا جای تامل بسیار دارد

هدف وسیله را توجیه نمیکند

یا علی.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، shafagh_mah ، مصباح
۲:۴۰, ۸/دی/۹۲
شماره ارسال: #20
آواتار
امیرالمومنین اگر در شورای شش نفره دروغ مصلحتی میگفتند

اگر جناب مسلم در خانه هانی ابن مرجانه رو میکشت!

و ..........
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحیم ، shafagh_mah
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  بالاخره هدف وسیله رو توجیه میکنه یانه؟؟!! نرگس مهدوی 15 6,134 ۱۰/اسفند/۹۴ ۷:۳۴
آخرین ارسال: imaneavare_59

پرش در بین بخشها:


بالا