|
در محضر مولا علی (سیری در معارف نهج البلاغه)&
|
|
۱۷:۳۶, ۴/بهمن/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۸/فروردین/۹۱ ۲۰:۱۵ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله بهترين اعمال عن اميرالمؤمنين (عليه السلام): «عَلَّمَ اَصْحابَهُ فى مَجْلِس واحِد اَرْبَعَمِأَةِ باب مِمّا يَصْلَحُ لِلْمُؤْمِنِ فى دينِه وَ دُنْياهُ، ... قالَ: انْتَظِرُوا الْفَرَجَ وَ لا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللهِ، فَاِنَّ اَحَبَّ الاَْعْمالِ اِلى اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ اِنْتِظارُ الْفَرَجِ»; «حضرت على (عليه السلام) در يك جلسه چهارصد موضوع به يارانش تعليم داد كه براى دين و دنياى آن ها مفيد بود (يكى از آن موضوعات اين بود): منتظر فرج باشيد و از رحمت الهى مأيوس نشويد، چون محبوب ترين اعمال در نزد خداوند متعال انتظار فرج است. بحارالانوار، جلد 10، صفحه 94. شرح و تفسير منظور از كلمه «الفرج» چيست؟ در اين جا دو احتمال وجود دارد: 1ـ «ال» در «الفرج» الف و لام جنس است، يعنى همواره در مشكلات و سختى ها اميدوار به يافتن راه حل و گشايشى باشيد و هيچ گاه از رحمت الهى نااميد نشويد; زيرا رحمت الهى پايان ناپذير و نامتناهى است. دنيا همواره فراز و نشيب داشته و امّت هاى مختلف نيز مشكلات و مصائب گوناگونى داشته اند، و گاه شياطين و فرمانروايان ظالم عرصه را بر مردم تنگ مى كردند و لشكر ايمان تضعيف مى شد، به گونه اى كه گاه مشكلات نفس گير مى شد، ولى هيچ گاه مؤمنان از رحمت الهى مأيوس نمى شدند. به عنوان مثال در جنگ احزاب آن قدر عرصه بر مسلمانان تنگ شد كه به تعبير قرآن «مى خواست سينه ها از گلوها خارج شود!» و به تعبير ما «كارد به استخوان رسيده بود» سوره احزاب، آيه 10، ولى مسلمانان باز هم به حل مشكلات و انتظار رفع ناملايمات اميد داشتند و اين انتظار به ثمر نشست و خداوند به وسيله باد تمام بساط كفّار را در هم ريخت. بنابراين اگر مشكلاتى براى جامعه، جوانان، نواميس مسلمانان و مانند آن پيش مى آيد، نبايد خود را ببازيم و از رحمت حق مأيوس گرديم، او كه رحمتش عام است و شامل كسانى كه حتّى او را نمى خوانند و نمى شناسند(اين مطلب در دعاى معروف ماه رجب، كه بعد از نمازهاى واجب و مستحبّ خوانده مى شود، آمده است.) مى شود، چطور شامل حال ما نمى شود؟! 2ـ اين واژه معناى معهودى دارد، يعنى منتظر فرج مخصوص، كه همه شيعيان و مسلمانان در انتظار آن هستند باشيد; به تعبير ديگر اين روايت به ما توصيه مى كند كه منتظر قيام حضرت مهدى (عليه السلام) باشيم. طبق احتمال دوم معناى جمله «احب الاعمال» اين است كه انتظار فرج از نماز، روزه، حجّ، جهاد، امر به معروف و نهى از منكر، و خلاصه از همه اعمال بهتر است و هيچ عملى به ارزش انتظار فرج نمى رسد. اين مضمون در روايات ديگر نيز ديده مى شود; در برخى از روايات از انتظار فرج به «افضل اعمال امتى» و در برخى روايات به «افضل العبادة» و در روايات ديگر به «افضل عبادة المؤمن» تعبير شده است، مشروح اين روايات را در ميزان الحكمة، باب 240 مطالعه فرماييد. سؤال: انتظار فرج يك حالت باطنى و درونى است، بنابراين همه مى توانند ادّعا كنند كه منتظر هستند، آيا صرف اين حالت درونى، كه كار سختى هم نيست، افضل الاعمال است؟ و حتّى از جهاد با آن همه مشكلات و سختى ها، كه جان انسان در خطر مى افتد، برتر است؟ آيا چنين انسانى مانند كسى است كه خون خود را در راه خدا اهداء مى كند؟ پاسخ: انتظار چند گونه است: 1ـ انتظار دروغين كه همراه با هيچ گونه آمادگى نيست و فقط با حركت زبان است. 2ـ انتظار راستين كه آميخته با آمادگى هايى مى باشد كه اين خود درجاتى دارد. همانند نيروهاى نظامى كه وقتى به آن ها آماده باش مى دهند گاه در آماده باش 50%، و گاه در آماده باش 70%، و گاه در آماده باش كامل 100%، به سر مى برند. برخى از منتظرين آمادگى ناقصى دارند، برخى ديگر آمادگى نسبتاً كاملى دارند و گروهى نيز آمادگى 100% و كامل دارند. كدام يك از اين منتظرين مشمول أحبُّ الاعمال هستند؟ بدون شك كسانى كه آمادگى كامل دارند به اين مقام رفيع و بلند نائل مى شوند; نه هر كسى كه مدّعى انتظار باشد. مگر مى شود ما منتظر ميهمانى بس عزيز و عاليقدر باشيم و عمرى را در انتظار مَقدم او به سر بريم، ولى حتّى ابتدايى ترين اسباب و وسايل پذيرايى را فراهم نكرده باشيم؟ اگر چنين شخصى مدّعى انتظار باشد، در حالى كه هيچ آمادگى ندارد، مردم در عقل او شك مى كنند! از سوى ديگر انتظار أشكال گوناگون دارد; انتظار شخصى كه منتظر يك ميهمان است، با انتظار كسى كه منتظر صد ميهمان مى باشد متفاوت است، انتظار يك شخص عادى با انتظار امامى كه برترين انسان روى زمين است و براى برپايى حكومت جهانى و گسترش عدالت و قسط مى آيد بسيار متفاوت است. اگر أشكال مختلف انتظار فرج را بررسى كنيم اعتراف خواهيم كرد كه اين انتظار، بزرگ ترين، با شكوه ترين و پرارزش ترين انتظار در طول تاريخ بشريّت است! ولى آنچه مهمّ است اين كه: آيا اعمال ما نشانگر اين انتظار هست؟ ما بايد جايگاه خود را در حكومت جهانى مهدى (عليه السلام) از هم اكنون مشخّص كنيم! آيا از كسانى خواهيم بود كه در خطّ مقدم جبهه خواهيم بود؟ يعنى آن قدر شجاعت، شهامت، آگاهى، تقوى، ايمان، و استقامت داريم كه در اين صف قرار گيريم؟ يا از كسانى خواهيم بود كه در پشت جبهه يار و ياور رزمندگان خواهيم بود؟ يا از كسانى خواهيم بود كه نه در خط مقدّم قرار خواهيم گرفت و نه در پشت جبهه يار و ياور آن ها خواهيم بود، بلكه (خداى ناكرده) فقط و فقط به فكر دنياى خود خواهيم بود؟ يا (نعوذ بالله) در جبهه مخالف و رو در روى امام زمان قرار خواهيم گرفت!؟ عجبا! كسى كه مدعى انتظار منتظَر بود حالا در صف مخالف قرار مى گيرد و با شمشير آقا كشته مى شود! چنين انسانى در حقيقت با خواندن دعاى فرج، دعاى تعجيل مرگ خود را مى خوانده است؟! با اين توضيحات، انتظار واقعى مى تواند يك مكتب و دانشگاه خودسازى باشد. نقش انتظار فرج در زندگى ما قال على (عليه السلام): «اَلْمُنْتَظِرُ لاَِمْرِنا كَالْمُتَشَحِطِّ بِدَمِه فى سَبيلِ اللهِ»; «كسى كه در انتظار ظهور ما باشد مانند كسى است كه در ميدان جهاد به خون آغشته است»(1). بحار الانوار، جلد 10، صفحه 104. شرح و تفسير دو تفسير براى اين روايت مى توان ذكر كرد; كه منافاتى با يكديگر ندارد. 1ـ منتظران ظهور اعمالى انجام مى دهند كه نتيجه اش با نتيجه جهاد در راه خداوند يكى است; همان گونه كه حضرت على (عليه السلام)مى فرمايد: «جهاد باعث عظمت و علوّ و سربلندى دين و نصرت حق و عدالت مى شود»(نهج البلاغه، كلمات قصار، شماره 252.). نتيجه انتظار منتظران واقعى نيز همين امور است، انتظارى كه در پرتو آن خودسازى و اجراى احكام اسلام و رسانيدن نداى دين با استفاده از قلم و بيان و تمام وسايل روز به اقصى نقاط عالم تحقّق يابد. سؤال: ما چگونه منتظرانى هستيم؟ پاسخ: برخى از منتظران فقط با تكرار اين جمله «آقا! در ظهورت شتاب كن»، خود را منتظر مى دانند! برخى ديگر، انتظار را فقط در خواندن دعاى «ندبه» و زيارت «آل ياسين» و مانند آن خلاصه كرده اند. برخى علاوه بر اين، به مسجد مقدّس جمكران نيز مشرّف مى شوند، و همين را كافى مى دانند! اين گونه تفسيرها از انتظار سبب مى شود كه وقتى چنين روايات پرمعنايى را مى بينيم تعجّب مى كنيم و از خود مى پرسيم: «كه چطور ثواب يك دعا، با تلاش مجاهدى كه در خون خود غلطيده برابر است؟!». امّا اگر انتظار را به آماده سازى مردم سراسر جهان براى ظهور آن حضرت تفسير كنيم، انتظار معادل جهاد بلكه گاهى ابعاد گسترده تر دارد! 2ـ بُعد بيرونى انتظار همان تفسير اوّل بود; امّا بُعد درونى انتظار جهاد با نفس است، ما بايد خود را بسازيم و آماده كنيم. چون او مجرى عدالت است، من اگر ظالم باشم چگونه مى توانم منتظر ظهور او باشم. او طيّب و طاهر است، من اگر آلوده باشم چگونه مدعى انتظار اويم و ... . بنابراين انتظار واقعى در صورتى تحقّق مى يابد كه جهاد با نفس را انجام دهيم و چنان ساخته شويم كه لايق سربازى آن حضرت گرديم. روشن است كه جهاد با نفس به مراتب سخت تر از جهاد با دشمن است، به همين جهت حضرت رسول (صلى الله عليه وآله) در آن حديث مشهور خطاب به مسلمانانى كه از جنگى سخت برگشته بودند فرمود: «مَرْحَباً بِقَوْم قَضَوْا اَلْجِهادَ الاَْصْغَرَ وَ بَقِىَ عَلَيْهِمُ الْجِهادُ الاَْكْبَرَ، قالُوا: وَ مَا الْجِهادُ الاَْكْبَرُ؟ قالَ: اَلْجِهادُ مَعَ النَّفْسِ». ميزان الحكمة، باب 586، حديث 2741، (جلد 2، صفحه 140). نتيجه اين كه انتظار بايد در بعد درونى و بيرونى آن براى مردم تفسير شود تا به صورت بى محتوى در نيايد و در محدوده دعا خلاصه نشود. اگر ما در انتظار مهمان محترمى باشيم، چه مى كنيم؟ هم خود را تميز مى كنيم و هم خانه تكانى مى نماييم. آيا منتظران امام زمان ـ عجل الله فرجه ـ نبايد خانه تكانى كنند؟!. یا الله
|
|||
|
| آغاز صفحه 7 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۱:۳۰, ۲۹/مرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/مرداد/۹۱ ۲۱:۰۳ توسط أین المنتظر.)
شماره ارسال: #61
|
|||
|
|||
|
سخنانی گهر بار جالب از امام علی:
على(علیه السلام)فرمود:به هنگام بروز فتنه چون اشتر دو ساله باش كه نه پشتى استواردارد كه بر آن سوار توان شد و نه پستانى شيرده،كه از آن شير توان دوشيد. 2 و فرمود(علیه السلام):آنكه طمع را شعار خود سازد،خود را خوار ساخته و هر كهپريشانحالى خويش با ديگران در ميان نهد،تن به ذلت داده است و كسى كه زبانش براو فرمان راند،بىارج شود. 3 و فرمود(علیه السلام):بخل،ننگ است و ترس،نقص است و تنگدستى،زبان زيرك را ازبيان حجتش بر بندد و بينوا در شهر خود غريب است و ناتوانى،آفت است وشكيبايى،دليرى است و زهد، توانگرى است و پارسايى،چونان سپر است. 4 و فرمود(علیه السلام):بهترين همنشين خشنودى است از خواستخداوند 5 و دانش،ميراثىاست گرانمايه و آداب،زيورهايى نو به نو و انديشه،آينهاى صافى است. 6 و فرمود(علیه السلام):سينه عاقل صندوقچه راز اوست و خوشرويى دام دوستى است وبرد بارى،گورگاه زشتيها. و نيز روايتشده كه آن حضرت در بيان اين معنى فرموده است كه آشتى جويى،سرپوش عيبهاست.هر كه از خود خشنود بود،خشم گيرندگانش بسيارند 7 و فرمود(علیه السلام):و صدقهدارويى استشفا بخش و اعمال بندگان در اين جهان،مقابل چشم آنهاست درآن جهان. 8 و فرمود(علیه السلام):از اين انسان در شگفتشويد،به قطعهاى پيه مىبيند و به پارهگوشتى سخن مىگويد و به تكه استخوانى مىشنود و از شكافى نفس مىكشد. 9 و فرمود(علیه السلام):وقتى كه دنيا به قومى روى آورد،خوبيهاى ديگران را به آنها عاريتدهد و چون پشت كند،خوبيهايشان را از ايشان بستاند. 10 و فرمود(علیه السلام):با مردم به گونهاى بياميزيد،كه اگر بميريد،بر شما بگريند و اگربمانيد با شما دوستى كنند. 11 و فرمود(علیه السلام):چون بر دشمن ظفر يافتى،عفو و گذشت را شكرانه پيروزيتقرار ده. 12 و فرمود(علیه السلام):ناتوانترين مردم،كسى است كه در يافتن دوست ناتوان باشد وناتوانتر از او،كسى است كه دوستى فرا چنگ آرد و ضايعش گذارد. 13 و فرمود(علیه السلام):چون سرآغاز نعمتبه شما رسد با كم سپاسى دنباله آن را نبريد. 14 و فرمود(علیه السلام):كسى را كه نزديكانش واگذارند،بيگانگانش دست گيرند. 15 و فرمود(علیه السلام):هر فريب خوردهاى درخور عتاب نيست. 16 و فرمود(علیه السلام):كارها دستخوش تقديرند،آنسان،كه گاه تدبير سبب مرگ شود. 17 از آن حضرت درباره اين سخن پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)پرسيدند كه فرموده بود:رنگ سفيد موى راتغيير دهيد و خود را همانند يهودان مسازيد و او فرمود: اين سخن را رسول الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)زمانى فرمود كه مسلمانان اندك بودند،اما اكنون كهدايره اسلام فراخ گرديده و دين استقرار يافته،هركس به اختيار خود است. 18 درباره كسانى كه از پيكار در كنار او،كناره گرفته بودند،چنين فرمود:حق را واگذاشتند وباطل را يارى نكردند. 19 و فرمود(علیه السلام):هر كه عنان مركب آرزو را رها كند و در پى آن بشتابد مرگش بلغزاند وبر زمين زند. 20 و فرمود(علیه السلام):از لغزشهاى جوانمردان درگذريد،كه هيچيك از آنان نلغزد،مگر آنكهدست او در دستخدا باشد و برداردش. نهج البلاغه |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |






