کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 4 رای - 4.5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
در وصف حضرت خدیجه(سلام الله علیها)
۱۹:۲۳, ۸/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #1
آواتار
خديجه عليها السلام نمونه برجسته كمال، نبوغ، فهم و بينش بود كه همانند آن را در ميان مردان و زنان، كمتر مي‌توان يافت، و عفّت، نجابت، طهارت، سخاوت، حسن معاشرت، صميميّت، مهر و وفا از جمله صفات برجسته او بود.
در جاهليّت، خديجه را طاهره و سيّده نساء قريش مي‌خواندند و در اسلام، يكي از چهار بانويي كه بر همه بانوان بهشت فضيلت و برتري دارند، شناخته شد و جز دختر ارجمند و عزيزش، هيچ بانويي اين مقام و فضيلت را نيافت.
او براي رسول خدا صلّي الله عليه وآله وسلّم نعمتي بزرگ، و رحمتي از رحمات واسعه خداوند متعال بود.
براي مرد، به ويژه مردي كه بيرون خانه و در اجتماع به فعاليّت‌هاي بزرگ مشغول بوده و مقاصد عظيم داشته باشد و عهده‌دار پيكار و جهاد بوده و مورد يورش مخالفان و هجوم دشمنان باشد، بهترين آرامش دهنده قلب و روح و نگهبان پايداري و استقامت و رفع كننده خستگي و ناراحتي، همسر هوشيار و خردمند و مهربان و دلسوز است.
اگر مردي در خارج از خانه با دشمنان گرم پيكار گشته و به حمله‌هاي وحشيانه، استهزاء، سرزنش و اذيّت و آزار مردم گرفتار گردد و در منزل نيز با همسري نادان و بدخو و ترسو، ضعيف و شماتت گر، روبرو شود كه او را از كار و هدف وي و پيمودن راهي كه مدّ نظر اوست باز دارد و او را سرزنش كند و به ترك دعوا و تسليم شدن به دشمنان وادار نمايد، از اينكه هر روز شوهرش مورد شتم و استهزاي جاهلان قرار مي‌گيرد، خسته و ناخوشايند باشد و در پي حلّ مشكلات همسر خويش برنيايد، بي شك مشكلات و دشواري‌هاي آن مرد، دو چندان خواهد شد.

پيامبر اسلام صلّي الله عليه وآله وسلّم آورنده بزرگ ترين رسالت آسماني، از طرف خدا مأمور بود كه با خرافات و مظاهر شرك و بت پرستي و ستمگري و محروميّت توده‌هاي ضعيف و فقر و جهل و ناداني، فساد و فحشا و آنچه رذايل بود، مبارزه و با گردنكشان، مشركان و بت پرستانِ متعصّب، رؤساي قبايل و سران استثمار، با عادات و اديان باطل و تعصّبات كوركورانه جهاد كند.
مشركان، همه توان و قدرت خويش از جمله: شجاعان پيلتن و مردافكن، شعراي دشنام ده و ناسزاگو، اراذل و اوباش، زن و مرد، خويش و بيگانه، را براي مبارزه با اهداف آن حضرت بسيج كردند؛ و تا آنجا كه مي‌توانستند او و چند تن از يارانش را اذيّت كردند؛ مي‌زدند؛ رنج داده، ناسزا مي‌گفتند؛ سر راهش را با خار و خاشاك مي‌بستند؛ در حال نماز و پرستش به او توهين كرده و روابط خود را با او ويارانش قطع نمودند. طعام و خوار ‌و بار را در اختيار او و كسان و پيروانش قرار نمي‌دادند و در كل، محيط خارج، عليه پيامبر صلّي الله عليه وآله وسلّم به پيكار و نبرد برخاسته بود و همه مشركان با دعوت و رسالتش مخالفت مي‌نمودند.
با وجود اين همه دشمن، و موانع و مشكلات، اگر در ميان همه اين دشمنان، پيامبر صلّي الله عليه وآله وسلّم هر روز وقتي به خانه مي‌آمد، با چهره گرفته و معترض همسرش، آن هم همسري كه سيّده زنان قريش و داراي آن شخصيّت و صاحب آن همه ثروت و مكنت بود، روبرو مي‌شد كه از راه دلسوزي و ترحّم و يا اعتراض، از او مي‌خواست تا از دعوت خويش دست بردارد و خود را مورد اين همه اهانت و استهزاء قرار ندهد، در چه وضع عجيب و دشواري قرار مي‌گرفت؟!

اگر آن همسر محترم كه ثروت كم نظير خودش را در اختيار شوهر قرار داده بود تا در راه خدا و دستگيري از فقيران انفاق كند، پيشنهاد مي‌داد كه: مناسب است با قوم و قبيله ات كه حاضرند تو را امير و پادشاه خود قرار دهند، سازش كني؛ و با دين و روش آنها كاري نداشته باشي و زندگي آرام و راحت ما را به يك زندگي سرشار از حادثه و نگراني تبديل ننمايي، پيامبر صلّي الله عليه وآله وسلّم چگونه او را قانع مي‌ساخت؟ و چه كسي توانايي مرهم گذاشتن بر جراحات روح و جسم آن حضرت را داشت؟
بي‌شك سراسر زندگي پيامبر صلّي الله عليه وآله وسلّم از داخل و خارج خانه، فشار و مانع و سختي مي‌شد. ولي لطف خدا دريچه‌هاي قلب خديجه را چنان به سوي درك حقّانيّت دعوت اسلام باز كرد و آن چنان دلش را نوراني و سرشار از معرفت و حكمت گردانيده بود كه هرگز پيامبر صلّي الله عليه وآله وسلّم با چنان منظره اسفناك، در داخل خانه روبرو نشد.
دكتوره «بنت الشّاطي» مي‌گويد: «آيا همسري غير از خديجه اين استعداد را دارا بود كه دعوت تاريخي شوهرش را وقتي از غار حرا آمد، با ايمان قوي و آغوش باز و مهر و عطوفت استقبال كند، بي آن كه در راستي او و اينكه خداوند او را تنها نخواهد گذاشت، شكّي در دل راه بدهد؟

آيا جز خديجه، هيچ بانوي ثروتمندي كه در ناز و نعمت و آسايش و احترام زيسته، مي‌توانست با كمال رضايت و خرسندي از زندگي اشرافي، اموال بسيار و عزّت و توانگري چشم بپوشد؛ تا در دشوار ترين لحظات زندگي كنار همسرش بايستد و او را در بلايا و مشكلات موجود در راه تحقّق هدفي كه به حقّانيّت آن ايمان داشت، ياري كند؛ حاشا و كلّا! فقط خديجه چنين بود و زنان ديگر چون او نيستند، مگر آنكه در طبقه و رتبه او باشند.» (۱)
خداوند به جاي شهر مكّه، مردم مكّه و مهر و محبّت آنها و استقبال ايشان از دعوت به توحيد خديجه را به پيامبر صلّي الله عليه وآله وسلّم عطا كرد، و او هنگامي كه حضرت به خانه مي‌آمد، به استقبال وي مي‌شتافت و از حال وي پرسش مي‌كرد و از او دلجويي مي‌نمود و رحمت و نصرت و لطف خدا را به ياد او آورده، گرد و غبار را از چهره درخشانش مي‌شست؛ و ملالت آزار قوم را با تسلاّهاي گرم از دلش مي‌زدود.
«ابن اسحاق» مي‌گويد: سخني از قوم در ردّ و تكذيب، كه موجب اندوه و آزردگي فكر و خاطرش شود، نمي‌شنيد؛ مگر آن كه خدا آن اندوه را به واسطه خديجه برطرف مي‌ساخت. خديجه سنگيني سخنان سخت را بر او سبك مي‌كرد و او را تصديق مي‌نمود. و رفتار و جسارت‌هاي مردم را بي ارزش و بي اهميّت مي‌شمرد.
آري، خديجه نخستين زني بود كه دين اسلام را پذيرفت و با پيامبر صلّي الله عليه وآله وسلّم نماز خواند؛ و جز علي بن ابي طالب عليه السلام ـ كه همواره پيش و بعد از بعثت، ملازم و پيرو پيامبر صلّي الله عليه وآله وسلّم بود و از راه و روش پيامبر صلّي الله عليه وآله وسلّم لحظه‌اي جدا نشد ـ كسي از بندگان خدا سابقه اسلام او را ندارد.

خديجه با دورانديشي و افكار حكيمانه، خردمندي و حدس صائبي كه داشت، دعوت پيامبر صلّي الله عليه وآله وسلّم را پذيرفت، و سوابقِ نيكو و درخشان رسول خدا صلّي الله عليه وآله وسلّم و اخلاق و صداقت و راستگويي و امانت‌داري، ياري ضعفا و دستگيري از فقرا، تواضع، قناعت و ايثار و بخشش و مهمان نوازي و ساير صفات پسنديده آن حضرت، همه در نظر خديجه ـ آن زن آزموده حكيمه ـ مجسّم بود؛ و مي‌دانست آن سوابق عالي و ملكوتي، در چنان محيط تاريك و پر از فساد و تباهي از علايم نبوّت است.
خديجه، پيامبر صلّي الله عليه وآله وسلّم را به خوبي شناخته و دريافته بود كه او از باطل پرهيز دارد و از دروغ بيزار است.
بنابراين خديجه در پذيرفتن اسلام، هيچ گونه صبر و ترديدي نكرد؛ و از همان قدم اوّل، يار و مددكار پيامبر صلّي الله عليه وآله وسلّم شد و ثروت و اموال خود را براي ياري دين خدا، در اختيار پيامبر صلّي الله عليه وآله وسلّم قرار داد.
خديجه نيز چون پيامبر صلّي الله عليه وآله وسلّم از آزار مشركان و بت پرستان بي نصيب نماند؛ زن‌ها از او كناره گرفته و رفت و آمد با او را قطع كردند؛ به او زخم زبان مي‌زدند و سخنان درشت مي‌گفتند، حتّي در هنگام زايمان به كمك او نمي‌آمدند و او را تنها مي‌گذاشتند.

امّا خديجه، آينده‌اي را مي‌ديد كه ديگران نمي‌ديدند. او مي‌دانست دين محمّد حقّ است؛ و طولي نخواهد كشيد كه پرستش خداي يگانه، جاي پرستش بت‌ها را خواهد گرفت؛ و خدا پيامبرش را ياري مي‌كند و روز به روز بر شهرتش افزوده مي‌شود.
آري، خديجه در اسلام مقامي يافت كه از ميان بانوان، جز دخترش كه سيّده نساء عالمين است كسي به آن مقام و افتخار دست نيافت، و خدا نسل پيامبر صلّي الله عليه وآله وسلّم را از چنين بانويي قرار داد.
پيامبر صلّي الله عليه وآله وسلّم در عين نشاط جواني، در سنِّ بيست و پنج سالگي با خديجه كه چهل سال از عمر خويش را پشت سر گذاشته بود، ازدواج كرد. و حدود بيست و چهار سال، خديجه چراغ خانه پيامبر صلّي الله عليه وآله وسلّم و انيس و غمخوار او بود و پيامبر صلّي الله عليه وآله وسلّم تا خديجه زنده بود، يعني تا سنّ پنجاه سالگي خودش و شصت و پنج سالگي خديجه، زن ديگري اختيار نكرد.

بعد از خديجه هم اگر چه به اقتضاي حكمت‌ها و مصالحي، زن‌هاي متعدّدي گرفت، ولي هيچ يك از آنها جاي خديجه را نگرفتند و فراقي را كه از فقدان خديجه در خانه رسول خدا صلّي الله عليه وآله وسلّم پيدا شد، پر نكردند، و پيامبر صلّي الله عليه وآله وسلّم از آنها صاحب فرزندي نشد و نسل او از خديجه باقي ماند.
پيامبر صلّي الله عليه وآله وسلّم خديجه را فراموش نكرده و از اخلاق و صفات او ياد مي‌فرمود؛ به كساني كه با او آشنا و دوست بودند، احسان و لطف مي‌كرد.
«عايشه» مي‌گويد: «بر احدي از زن‌هاي پيامبر صلّي الله عليه وآله وسلّم آن قدر غيرت نورزيدم كه بر خديجه غيرت ورزيدم. براي اينكه پيامبر صلّي الله عليه وآله وسلّم بسيار از او ياد مي‌فرمود و اگر گوسفندي ذبح مي‌شد، از آن براي دوستان خديجه مي‌فرستاد». (۲)
و نيز از «عايشه» روايت شده است كه: «رسول خدا صلّي الله عليه وآله وسلّم از خانه بيرون نمي‌رفت، مگر آن كه خديجه را ياد مي‌كرد و بر او به خوبي و نيكي مدح و ثنا مي‌فرمود.

روزي از روزها غيرت مرا گرفت، گفتم: او پير زني بيش نبود و خدا بهتر از او را به شما عوض داده است. پيامبر صلّي الله عليه وآله و سلّم غضبناك شد؛ به طوري كه موي جلوي سرش از خشم تكان مي‌خورد؛ سپس فرمود: «نه، به خدا، بهتر از او را خدا به من عوض نداده، ايمان آورد به من، وقتي مردم، كافر گرديدند و تصديق كرد مرا، هنگامي كه مردم مرا تكذيب مي‌كردند و در اموال خود با من مواسات كرد، وقتي مردم مرا محروم ساختند و خدا از او فرزنداني روزي من كرد و از زنان ديگر محروم فرمود». (۳)
«انس بن مالك» روايت كرده كه رسول خدا صلّي الله عليه وآله وسلّم فرمود: «بهترين زنان عالم مريم بنتِ عمران وآسيه بنت مزاحم و خديجه بنت خُوَيْلِد و فاطمه بنت محمّد صلّي الله عليه وآله وسلّم هستند».(۴)
از «ابن عبّاس» روايت شده كه: پيامبر صلّي الله عليه وآله وسلّم چهار خط در زمين كشيد و فرمود: «آيا مي‌دانيد اين چيست؟» عرض كردند: «خدا و رسول خدا داناتر است.» پيامبر صلّي الله عليه وآله وسلّم فرمود: «فاضلترين زنان بهشت، خديجه بنت خويلد و فاطمه بنت محمّد صلّي الله عليه وآله وسلّم و مريم بنت عمران و آسيه بنت مزاحم ـ همسر فرعون ـ مي‌باشند.» (۵)
در «سيره ابن هشام» روايت كرده كه: جبرييل خدمت رسول خدا آمد و گفت: «خديجه را از طرف خدا سلام برسان».
پيامبر صلّي الله عليه وآله وسلّم فرمود: يا خَديجَةٌ هذا جِبْريلُ، يُقْرِئُكِ السَّلام مِنْ رَبِّكِ. فَقَالَتْ خَديجَةُ : اَللهُ السَّلامُ وَمِنْهُ السَّلامُ، وعَلي جِبْريلَ السَّلامُ» (۶)
و به روايت «حاكم»، خديجه فرمود: اِنّ اللهَ هُوَ السَّلامُ وَ عَلي جِبْريلَ السَّلامُ، وَ عَلَيْكَ السَّلامُ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَكاتُه».(۷)
يكي از مزاياي خديجه اين بود كه همواره پيش از بعثت و بعد از بعثت، پيامبر صلّي الله عليه وآله وسلّم را تعظيم مي‌كرد و سخنش را تصديق مي‌نمود. فضايل خديجه و كرايم اخلاق او بسيار است كه قلم ناتوان امثال بنده توان بيان آن را ندارد. سَلامُ الله عَلَيْها وَ عَلي بَعْلِها رَسُولِ اللهِ صَلّي اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ عَلَي ابْنَتِها سَيَّدَةِ نِساءِ الْعالَمينَ وَ عَلي صَهْرِها عَلِيٍّ اَميرِ الْمُؤمِنينَ وَ سَيِّدِ الْمُسْلِمينَ وَ عَلي اَبْنائِهَا الْاَئِمَّةِ الطّاهِرينَ.

به نقل از ایت الله صافي گلپایگانی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: محب الزهرا ، Ramin_Ghn ، Agha sayyed ، شهیدطیبه واعظی ، m.hossein ، netlog36 ، Asma ، Hadith ، hesam110 ، بیداری اندیشه

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۰:۰۴, ۱۴/مهر/۹۱
شماره ارسال: #11
آواتار
آیه‌ی دوم:

«أَ لَمْ یَجِدْکَ یَتیماًفَآوى* وَ وَجَدَکَ ضَالاًّ فَهَدى‏* وَ وَجَدَکَ عائِلاً فَأَغْنى» (7)
آیا تو را یتیم نیافت و سپس پناه داد؟ و تو را گمشده هدایت یافت و هدایت کرد؛ و تورا فقیر یافت و بی نیاز نمود.
و عن الصدوق اعلی الله مقامه الشریف عن ابن عباس قال: سالته عن قول الله عزوجل«الم یجدک یتیماً فآوی».
قال: انما سمی یتیماً لانه لم یکن له نظیر علی وجه الارض من الاولین و لا منالآخرین. فقال الله عزوجل ممتناً علیه بنعمته «الم یجدک یتیماً فآوی» ای وحیداً لانظیر لک «فاوی» الیک الناس و عرفهم فضلک حتی عرفوک «و وجدک عائلاً» یقول فقیراًعند قومک یقولون لا مال لک فاغناک الله بمال خدیجه...(8)
مرحومشیخ صدوق (رحمة الله علیه) در تفسیر این آیات می نویسد: بدان دلیل آن حضرت «یتیم» خوانده شد کهدر کران تا کران هستی بی نظیر و تک نسخه است، چرا که این واژه به مفهوم بی همانندآمده است. به همین جهت خدا با اشاره به نعمتهای گرانش به او می پرسد: آیا خدایت تورا تک نسخه و بی همانند نیافت؛ و پناه داد و برتری و شکوه تو را به مردم شناساند وتو را بلند آوازه ساخت!؟ و تو را تنگدست یافت، و به وسیله ی ثروت هنگفت خدیجهعلیها السلام بی نیاز گردانید. (9)
بسیاری از مفسران بر آنند که توانگری پیامبر صلی الله علیه و آله به مال خدیجهعلیهاالسلام بوده است و خداوند متعال در این آیه به کنایه از خدیجه و احسان او یادفرموده است. (10)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: hesam110 ، faateme-313
۱۹:۵۱, ۱۴/مهر/۹۱
شماره ارسال: #12
آواتار
آیه‌ی سوم:
«کَلاَّ إِنَّ کِتابَ الْأَبْرارِ لَفی‏ عِلِّیِّینَ * وَ ما أَدْراکَ ما عِلِّیُّونَ* کِتابٌ مَرْقُومٌ* یَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ * إِنَّ الْأَبْرارَ لَفی‏ نَعیمٍ* عَلَى الْأَرائِکِ یَنْظُرُونَ* تَعْرِفُ فی‏ وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعیمِ * یُسْقَوْنَ مِنْ رَحیقٍ مَخْتُومٍ * خِتامُهُ مِسْکٌ وَ فی‏ ذلِکَ فَلْیَتَنافَسِ الْمُتَنافِسُونَ * وَ مِزاجُهُ مِنْ تَسْنیمٍ* عَیْناً یَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ» (11)
چنان نیست که آن‌ها
(درباره معاد) مى‏پندارند، بلکه نامه اعمال نیکان در «علیّین» است! * و تو چه مى‏دانى «علیّین» چیست! * نامه‏اى است رقم‏خورده و سرنوشتى است قطعى، * که مقربان شاهد آنند! * مسلّماً نیکان در انواع نعمت‏اند: * بر تختهاى زیباى بهشتى تکیه کرده و (به زیباییهاى بهشت) مى‏نگرند! * در چهره‏هایشان طراوت و نشاط نعمت را مى‏بینى و مى‏شناسى! * آن‌ها از شراب (طهور) زلال دست‏نخورده و سربسته‏اى سیراب مى‏شوند! * مهرى که بر آن نهاده شده از مشک است و در این نعمتهاى بهشتى راغبان باید بر یکدیگر پیشى گیرند! * این شراب (طهور) آمیخته با «تسنیم» است، * همان چشمه‏اى که مقرّبان از آن مى‏نوشند.
و عن المجلسی (رحمة الله علیه) عن جابر بن عبدالله رضی الله عنه عن النبی صلی الله علیه و آله قال: قوله عزوجل: «ومزاجه من تسنیم» قال:
هو اشرف شراب فی الجنه یشربه محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله و هم المقربون.
السابقون: رسول الله صلی الله علیه و آله و علی بن ابیطالب و الائمه و فاطمه و خدیجه صلوات الله علیهم و ذریتهم الذین اتبعوهم بایمان یتسنم علیهم من اعالی دورهم. (12)
پیامبر صلی الله علیه و آله در تفسیر این آیه فرمود: مقربان بارگاه خدا و پیشتازان راه عدالت و آزادی عبارتند از: پیامبر، امیرمومنان، امامان اهل بیت علیهم السلام، که پس از علی علیه السلام یکی پس از دیگری خواهد آمد، فاطمه علیها السلام دختر رسول الله صلی الله علیه و آله و خدیجه بنت خویلد.
و عن علی بن ابراهیم بن هاشم (رحمة الله علیه) «السابقون السابقون اولئک المقربون» ��سول الله صلی الله علیه و آله و خدیجه و علی بن ابیطالب و ذریاتهم تلحق بهم یقول الله عزوجل نالحقنا بهم ذریتهم و المقربون یشربون من تسنیم بحتاً صرفاً و سائر المومنین ممزوجا. (13)
و عن المجلسی (رحمة الله علیه) قوله تعالی «فاعلم انه لا اله الا الله واستغفر لذنبک و للمومنین» و هم علی صلوات الله علیه و اصحابه «والمومنات» و هی خدیجه. (14)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: hesam110 ، faateme-313
۱۲:۱۸, ۱۵/مهر/۹۱
شماره ارسال: #13
آواتار
آیه‌ی چهارم:
«وَ إِذْ قالَتِ الْمَلائِکَةُ یا مَرْیَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاکِ وَ طَهَّرَکِ وَ اصْطَفاکِ عَلى‏ نِساءِ الْعالَمینَ» (15)
و (به یاد آورید) هنگامى را که فرشتگان گفتند: «اى مریم! خدا تو را برگزیده و پاک ساخته و بر تمام زنان جهان، برترى داده است.».
و عن شیخ الطائفه الطوسی اعلی الله مقامه الشریف «و اصطفاک علی نساء العالمین» قال الحسن و ابن جریح علی عالمی زمان‌ها و هو قول ابی جعفر علیه السلام لان فاطمه سیده نساءالعالمین.
و روی عن النبی انه قال: فضلت خدیجه علی نساء امتی کما فضلت مریم علی نساء العالمین. (16)
همان گونه که مریم بر زنان جهان برتری داده شد، خدیجه علیها السلام نیز بر زنان امت من برتری داده شد.
و عن الزمخشری و عن النبی کمل من الرجال کثیر و لم یکمل من النساء الا اربع : آسیه بنت مزاحم امرأه فرعون و مریم بنت عمران و خدیجه بنت خویلد و فاطمه بنت محمد صلی الله علیه و آله ... (17)
بسیاری از مردم در زندگی به سوی کمال اوج گرفتند، اما از میان زنان این چهار زن نمونه رشد و اوج هستند: آسیه علیها السلام، مریم علیها السلام، خدیجه علیها السلام و فاطمه بنت محمد صلی الله علیه و آله.
و عن البغوی خیر نسائها مریم بنت عمران و خیر نسائها خدیجه رضی الله عنها. (18)
و عن الآلوسی: عن ابن عباس عن النبی صلی الله علیه و آله و قال: اربع نسوه سادات عالمهن مریم بنت عمران و آسیه بنت مزاحم و خدیجه بنت خویلد و فاطمه بنت محمد صلی الله علیه و آله و افضلهن عالماً فاطمه. (19)
آلوسی از ابن عباس از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل می کند که حضرت فرمودند: چهار زن سالار زنان روزگار شدند، مریم بنت عمران، آسیه بنت مزاحم، خدیجه و فاطمه و افضل ترین آن‌ها فاطمه زهرا علیها السلام می باشد.
و عن القرطبی : عن ابن عباس عن النبی صلی الله علیه و آله: افضل نساء اهل الجنه خدیجه بنت خویلد و فاطمه بنت محمد صلی الله علیه و آله و مریم بنت عمران و آسیه بنت مزاحم. (20)
برترین و پرفضیلت ترین زنان بهشت عبارتند از: خدیجه، فاطمه بنت محمد، مریم بنت عمران و آسیه بنت مزاحم.
و عن ابن کثیر عن علی بن ابیطالب علیه السلام قال: سمعت رسول الله صلی الله علیه و آله خیر نسائها مریم بنت عمران و خیر نسائها خدیجه بنت خویلد. (21)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: hesam110 ، faateme-313
۹:۵۹, ۱۶/مهر/۹۱
شماره ارسال: #14
آواتار
آیه‌ی پنجم:
«وَ ما یَسْتَوِی الْأَعْمى‏ وَ الْبَصیرُ * وَ لاَ الظُّلُماتُ وَ لاَ النُّورُ* وَ لاَ الظِّلُّ وَ لاَ الْحَرُورُ * وَ ما یَسْتَوِی الْأَحْیاءُ وَ لاَ الْأَمْواتُ إِنَّ اللَّهَ یُسْمِعُ مَنْ یَشاءُ وَ ما أَنْتَ بِمُسْمِعٍ مَنْ فِی الْقُبُورِ» (22)
و نابینا و بینا هرگز برابر نیستند، * و نه ظلمت‌ها و روشنایى، *و نه سایه (آرامبخش) و باد داغ و سوزان! * و هرگز مردگان و زندگان یکسان نیستند! خداوند پیام خود را به گوش هر کس بخواهد مى‏رساند، و تو نمى‏توانى سخن خود را به گوش آنان که در گور خفته‏اند برسانى!
ذکر السید المتبحر العلامه هاشم البحرانی (رحمة الله علیه) عن طریق المخالفین عن ابن عباس قال:
قوله عزوجل: و ما یستوی الاعمی والبصیر.
قال: الاعمی ابوجهل، و البصیر امیرالمومنین علیه السلام.
و لا الظلمات و لا النور، فالظلمات ابوجهل و النور امیرالمومنین علیه السلام.
و لا الظل و لا الحرور، و الظل ظل لامیرالمومنین علیه السلام فی الجنه و لا الحرور یعنی جهنم لابی جهل.
ثم جمعهم جمیعاً، فقال: و ما یستوی الاحیاء و لاالاموات فالاحیاء علی و حمزه و جعفر والحسن و الحسین و فاطمه و خدیجه علیهم السلام، و الاموات کفار مکه. (23)
علامه متبحر سید هاشم بحرانی از طریق مخالفین (اهل سنت) درباره قول خداوند «و ما یستوی الاعمی و البصیر» از ابن عباس نقل می کند که گفت: منظور از کور و کوردل ابوجهل می باشد و منظور از صاحب بصیرت و بینش امیرالمومنین علیه السلام می باشد. منظور از ظلمات و تیرگی ها، ابوجهل و منظور از نور و روشنایی امیرالمومنین علیه السلام است. منظور از سایه ی دل انگیز و آرام بخش سایه ای است در بهشت برای امیرمومنان و منظور از گرمای سخت و مرگبار آتش شعله دوزخ، ابوجهل می باشد.
سرانجام در مورد آیه «ما یستوی ا لاحیاء و لا الاموات» گفت: منظور از زندگانی حقیقی در این آیه حضرت علی، حمزه، جعفر و حسن و حسین، فاطمه، و خدیجه علیهم السلام می باشند و منظور از مردگان، کفار مدینه می باشند.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: hesam110 ، faateme-313
۱۸:۲۰, ۱۶/مهر/۹۱
شماره ارسال: #15
آواتار
آیه‌ی ششم:
«إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى‏ آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهیمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمینَ» (24)
به یقین خداوند، آدم و نوح و خاندان ابراهیم و خاندان آل عمران را بر مردم جهان برترى داده است.
عن فرات الکوفی طاب ثراه عن ابی مسلم الخولانی، قال: دخل النبی صلی الله علیه و آله علی فاطمه الزهرا علیها السلام و عایشه و هما تفتخران و قد احمرت وجوههما فسالهما عن خبرهما، فاخبرتاه.
فقال النبی صلی الله علیه و آله : یا عایشه او ما عملت ان الله اصطفی آدم و نوحاً و آل ابراهیم و آل عمران و علیاً و الحسن و الحسین و حمزه و جعفراً و فاطمه و خدیجه علی العالمین. (25)
پیامبر فرمود: ای عایشه آیا نمی دانی که خدا آدم، نوح، دودمان ابراهیم و خاندان عمران، وجود امیرالمومنین، حسن و حسین، حمزه، جعفر، خدیجه و فاطمه علیهم السلام را بر جهانیان برگزید.
و ذکر قریباً من مضمونه الدر المنثور. (26)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: hesam110 ، faateme-313
۱۰:۰۶, ۱۷/مهر/۹۱
شماره ارسال: #16
آواتار
آیه‌ی هفتم:
«وَ بَیْنَهُما حِجابٌ وَ عَلَى الْأَعْرافِ رِجالٌ یَعْرِفُونَ کُلاًّ بِسیماهُمْ وَ نادَوْا أَصْحابَ الْجَنَّةِ أَنْ سَلامٌ عَلَیْکُمْ لَمْ یَدْخُلُوها وَ هُمْ یَطْمَعُونَ* وَ إِذا صُرِفَتْ أَبْصارُهُمْ تِلْقاءَ أَصْحابِ النَّارِ قالُوا رَبَّنا لا تَجْعَلْنا مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمینَ * وَ نادى‏ أَصْحابُ الْأَعْرافِ رِجالاً یَعْرِفُونَهُمْ بِسیماهُمْ قالُوا ما أَغْنى‏ عَنْکُمْ جَمْعُکُمْ وَ ما کُنْتُمْ تَسْتَکْبِرُونَ * أَهؤُلاءِ الَّذینَ أَقْسَمْتُمْ لا یَنالُهُمُ اللَّهُ بِرَحْمَةٍ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ لا خَوْفٌ عَلَیْکُمْ وَ لا أَنْتُمْ تَحْزَنُونَ* وَ نادى‏ أَصْحابُ النَّارِ أَصْحابَ الْجَنَّةِ أَنْ أَفیضُوا عَلَیْنا مِنَ الْماءِ أَوْ مِمَّا رَزَقَکُمُ اللَّهُ قالُوا إِنَّ اللَّهَ حَرَّمَهُما عَلَى الْکافِرینَ» (27)
و در میان آن دو [بهشتیان و دوزخیان‏]، حجابى است و بر «اعراف» مردانى هستند که هر یک از آن دو را از چهره‏شان مى‏شناسند و به بهشتیان صدا مى‏زنند که: «درود بر شما باد!» امّا داخل بهشت نمى‏شوند، در حالى که امید آن را دارند. * و هنگامى که چشمشان به دوزخیان مى‏افتد مى‏گویند: «پروردگارا! ما را با گروه ستمگران قرار مده!»* و اصحاب اعراف، مردانى (از دوزخیان را) که از سیمایشان آن‌ها را مى‏شناسند، صدا مى‏زنند و مى‏گویند: « (دیدید که) گردآورى شما (از مال و ثروت و آن و فرزند) و تکبّرهاى شما، به حالتان سودى نداد!»* آیا این‌ها [این واماندگان بر اعراف‏] همانان نیستند که سوگند یاد کردید رحمت خدا هرگز شامل حالشان نخواهد شد!؟ (ولى خداوند به خاطر ایمان و بعضى اعمال خیرشان، آن‌ها را بخشید هم اکنون به آن‌ها گفته مى‏شودSmile داخل بهشت شوید، که نه ترسى دارید و نه غمناک مى‏شوید! * و دوزخیان، بهشتیان را صدا مى‏زنند که: « (محبّت کنید) و مقدارى آب، یا از آنچه خدا به شما روزى داده، به ما ببخشید!» آن‌ها (در پاسخ) مى‏گویند: «خداوند این‌ها را بر کافران حرام کرده است!».
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: hesam110 ، faateme-313
۱۱:۴۱, ۱۹/مهر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/مهر/۹۱ ۱۱:۵۷ توسط شهیدطیبه واعظی.)
شماره ارسال: #17
آواتار
اعراف چیست؟
اعراف در اصل به معنی زمینهای برجسته است، مکان خاصی است میان دو قطب سعادت و شقاوت، یعنی بهشت و دوزخ که همچون حجابی میان این دو کشیده شده و یا همچون زمین مرتفعی در میان این دو فاصله گردیده است به طوری که آن‌ها روی آن قرار دارند، مشرف بر بهشت و دوزخند و هر دو گروه را مشاهده می‌کنند، و از چهره های تاریک و روشن آنها می‌توانند آن‌ها را بشناسند.
و عن البحرانی ایضاً اعلی الله مقامه الشریف عن بشر بن حبیب عن ابی عبدالله علیه السلام انه سئل عن قول الله عزوجل: «و بینهما حجاب و علی الاعراف رجال» قال:
سور بین الجنه و النار علیه محمد و علی و الحسن و الحسین و فاطمه و خدیجه الکبری علیهم السلام، فینادون این محبونا این شیعتنا فیقبلون الیهم فیعرفونهم باسمائهم و اسماء ابائهم، و ذلک قوله عزوجل کلاً بسیماهم ای باسوائهم فیاخذون بایدیهم فیجوزون بهم الصراط و یدخلون الجنه. (28)
از امام صادق علیه السلام در مورد حجاب میان بهشتیان و دوزخیان پرسیده شد، که فرمود: منظور از آن گذرگاه و دژ بلندی است میان بهشت و دوزخ که بر فراز آن، پیامبر، علی، حسن، حسین، فاطمه و خدیجه علیهم السلام قرار دارند و از آنجا ندا می دهند که: «دوستداران و شیعیان ما کجا هستند؟ آنگاه دوستان و شیعیان اهل بیت علیهم السلام به سوی آنان می روند و آنان را با نام و نام خانوادگی شان می شناسند و دست آن‌ها را می گیرند و از آن گذرگاه سخت می گذرانند و وارد بهشت می-نماید.».

تحلیل من:کمک رسانی ائمه به شیعیانشان در قیامت .پس بجمبیم که شیعه ی واقعی بشویم فردا دیر است.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: hesam110 ، mahdy30na ، faateme-313
۱۵:۰۳, ۲۲/مهر/۹۱
شماره ارسال: #18
آواتار
نتیجه گیری:
از بیان آیاتی که ذکر شد به این نتیجه می‌رسیم که یکی از کسانی که در اعراف می‌ایستد، و منظور از زندگانی حقیقی، و یکی از آن چهار زن برگزیده که در روایات به آن اشاره شده است، و بر زنان دیگر برتری دارد، و از سابقون وجود مقدس، منور و مکرم ام المؤمنین حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها یار و مشاور پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می‌باشند. خداوند انشاء الله به ما شیعیان این توفیق را بدهد که بتوانیم فضایل این بانوی بزرگوار را به نحوی گویا و آن طوری که در شآن مادر فاطمه زهرا سلام الله علیها می‌باشد بیان نماییم و در دنیا زیارت این بزرگوار و در آخرت شفاعتشان را شامل حال ما بنماید.

پی‌نوشت‌ها:

1- سوره فرقان، آیه 74.
2 - شواهد التنزیل/ ج 1/ ص 416، تأویل الآیات الطاهره /ج 1/ ص 385؛ تفسیر قمی/ج 2/ص 117.
3 - بحارالانوار/ج 66/ص 263.
4 - تفسیر قمی/ج 2/ص 117.
5 - علم الیقین فی اصول الدین/ج 2/ ص 986/ دارالبلاغه بیروت.
6 - تفسیر قمی/ ذیل ایه 74 سوره فرقان.
7- سوره ضحی، آیات 6 تا 8.
8 - معانی الاخبار/ص 53.
9 - معانی الاخبار/ ص 53؛ بحارالانوار/ج 16/ص 142؛ تفسیر فرات/ ص 579؛ الخرائج و الجرایح/ج 3/ ص 1045 / موسسه الامام المهدی.
10 - مناقب ابن شهر آشوب/ج 3/ ص 320؛ تفسیر ابوالفتوح/ ج 12/ ص 115؛ مجمع البیان/ج 10 / ص 506؛ الکشاف/ج 4/ ص 768.
11- سوره مطففین آیات 18 تا 28.
12 - بحارالانوار/ج 24/ص 3.
13 - تفسیر القمی/ج 2/ ص 439.
14 - بحارالانوار/ج 24/ص 321.
15- سوره آل عمران، آیه 42.
16 - التبیان فی تفسیر القرآن/ج 2/ ص 456.
17 - الکشاف/ج 4/ ص 573.
18 - معالم التنزیل/ج 1/ ص 464؛ جامع البیان/ج 3/ص 180.
19 - روح المعانی/ج 3/ص 155؛ ذخائر العقبی/ ص 44؛ درالمنثور/ ذیل آیه 42 سوره آل عمران.
20 - تفسیرالقرطبی/ج 2/ ص 1325؛ بحارالانوار/ج 43/ ص 9.
21 - تفسیرالقرآن العظیم/ج 1/ ص 312.
22- سوره فاطر، آیات 19 تا 22.
23 - البرهان/ج 3/ص 361.
24- سوره آل عمران، آیه 33.
25 - تفسیر فرات کوفی/ ص 23؛ بحارالانوار/ج 73/ ص 63.
26 - الدر المنثور ج 1 /ص 23.
27- سوره اعراف، آیات 46 تا 50.
28 - غایه المرام /ص 355؛ بحارالانوار /ج 24/ ص 255؛ مختصر بصائر الدرجات/ ص 53؛ تاویل الآیات الطاهره/ج 1/ ص 176.


منابع و مآخذ:
قرآن کریم.
1- شواهد التنزیل، حسکانى عبید الله بن احمد، تحقیق: محمد باقر محمودى، ناشر: سازمان چاپ وانتشارات وزارت ارشاد اسلامى، تهران، مکان چاپ: تهران، چاپ اول، 1411 ق.
2- تأویل الآیات الظاهرة، حسینى استرآبادى سید شرف الدین على، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسین حوزه علمیه قم، قم، چاپ اول، 1409 ق.
3- تفسیر قمى، قمى على بن ابراهیم، تحقیق: سید طیب موسوى جزایرى، ناشر: دار الکتاب، قم، چاپ چهارم، 1367 ش.
4- تفسیر فرات الکوفى، فرات کوفى ابوالقاسم فرات بن ابراهیم، تحقیق: محمد کاظم محمودى، ناشر: سازمان چاپ وانتشارات وزارت ارشاد اسلامى، تهران، چاپ اول، 1410 ق.
5- تفسیر ابوالفتوح (روض الجنان و روح الجنان فى تفسیرالقرآن)، ابوالفتوح رازى حسین بن على، تحقیق: دکتر محمد جعفر یاحقى- دکتر محمد مهدى ناصح، ناشر: بنیاد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى، مشهد، بی تا، سال چاپ: 1408 ق.
6- مجمع البیان فى تفسیر القرآن، طبرسى فضل بن حسن، تحقیق: با مقدمه محمد جواد بلاغى، ناشر: انتشارات ناصر خسرو، تهران، چاپ سوم، 1372 ش.
7- الکشاف، زمخشرى محمود، ناشر: دار الکتاب العربی، بیروت، چاپ سوم، 1407 ق.
8- التبیان فی تفسیر القرآن، طوسى محمد بن حسن، تحقیق: با مقدمه شیخ آغابزرگ تهرانى و تحقیق احمد قصیرعاملى، ناشر: دار احیاء التراث العربى، بیروت، بی تا، بی جا.
9- روح المعانى فى تفسیر القرآن العظیم، آلوسى سید محمود، تحقیق: على عبدالبارى عطیة، ناشر: دارالکتب العلمیه، بیروت، چاپ اول،1415 ق.
10- الدر المنثور فى تفسیر المأثور، سیوطى جلال الدین، ناشر: کتابخانه آیة الله مرعشى نجفى، قم، بی تا، بی جا، سال 1404 ق.
11- تفسیرالقرطبی (الجامع لأحکام القرآن)، قرطبى محمد بن احمد، ناشر: انتشارات ناصر خسرو، تهران، چاپ اول، 1364 ش.
12- تفسیرالقرآن العظیم، ابن کثیر دمشقى اسماعیل بن عمرو، ناشر: دار الکتب العلمیة، منشورات محمدعلى بیضون، بیروت، تحقیق: محمد حسین شمس الدین، چاپ اول، 1419 ق.
13- البرهان، بحرانى سید هاشم، تحقیق: قسم الدراسات الاسلامیة موسسة البعثة- قم، ناشر: بنیاد بعثت، تهران، چاپ اول، 1416 ق.
14- معالم التنزیل فى تفسیر القرآن، بغوى حسین بن مسعود، تحقیق: عبدالرزاق المهدى، ناشر: داراحیاء التراث العربى، بیروت، چاپ اول، 1420 ق.
15- بحار الأنوار (ط- بیروت)، مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، ناشر: دار إحیاء التراث العربی‏، بیروت‏، بی چا، 1403 ق‏.
16- معانی الاخبار، ابن بابویه، محمد بن على‏، محقق / مصحح: غفارى، على اکبر، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‏، قم‏، چاپ اول، 1403 ق‏.
17- الخرائج و الجرائح‏، قطب الدین راوندى، سعید بن هبة الله، ‏ محقق / مصحح: مؤسسة الإمام المهدى علیه السلام‏، ناشر: مؤسسه امام مهدى عجل الله تعالى فرجه الشریف‏، قم‏، اول، 1409 ق‏.
18- مناقب آل أبی طالب علیهم السلام (لابن شهرآشوب)، ابن شهر آشوب مازندرانى، محمد بن على‏، ناشر: علامه‏، قم‏، چاپ سوم 1379 ق‏
19- ذخائر العقبی، طبری، احمد بن عبدالله، بیروت، انتشارات دارالمعرفه بیروت، بی جا، 1974 م.
20- غایه المرام، بحرانی، سید هاشم، چاپ سنگی تهران، 1272 ش.
21- مختصر بصائر الدرجات، حلى، حسن بن سلیمان بن محمد، ناشر: مؤسسة النشر الإسلامی‏، قم، چاپ اول، 1421 ق.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: hesam110 ، mahdy30na ، faateme-313
۱۴:۵۸, ۱/آبان/۹۱
شماره ارسال: #19
آواتار
بر کرانه فضائل خديجه عليهاالسلام
[تصویر: m1348.JPG]

درسال دهم بعثت بانوي بزرگ اسلام حضرت خديجه کبري سلام الله عليها بعد از 25 سال همراهي و فداکاري در راه پيامبر صلي الله عليه و آله با کوله باري از رنج ها، فداکاري ها و ايثارها، در سن 65 سالگی، چشم از جهان فرو بست و همسرش محمد صلي الله عليه و آله را در فراق جانسوزی تنها گذاشت. این حادثه دردناک درست سه روز بعد از وفات ابوطالب، حامی دلسوز و فداکار پیامبر اتفاق افتاد و آن چنان حضرت ختمی مرتبت را متأثر و محزون ساخت که آن سال را «عام الحزن» و سال غصه و غم نام گذاری نمود و در میان اندوه فراوان خدیجه را در محلی به نام «حجون» به خاک سپرد. آن چه در پیش رو دارید نگاهی گذرا، به فضائل خدیجه کبری، بانوی فداکار و صبور اسلام، به مناسبت دهم ماه رمضان، سال روز وفات ایشان است.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: hesam110 ، mahdy30na ، ats ، faateme-313
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  سالروز ازدواج حضرت محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و حضرت خدیجه(سلام الله علیها) عبدالرحیم 11 29,227 ۲۱/آذر/۹۵ ۱۶:۱۶
آخرین ارسال: mahdy30na
  رقـــــــــــیـــــــّـــــــــــه (سلام الله علیها) میلاد.م 40 19,890 ۱۶/آبان/۹۵ ۱۳:۴۶
آخرین ارسال: سرباز منتظر
Star داستان هایی کوتاه از زندگی حضرت فاطمه سلام الله علیها آفتاب 11 7,705 ۱۷/اسفند/۹۴ ۲:۵۸
آخرین ارسال: آفتاب
  حضرت زینب سلام الله علیها قبیله منتظر 0 1,078 ۲۵/بهمن/۹۴ ۱۷:۳۴
آخرین ارسال: قبیله منتظر
  حضرت رقیه سلام الله علیها ghoran 1 1,630 ۱/آبان/۹۴ ۱۷:۳۵
آخرین ارسال: mahdy30na
  روایتی از شهادت حضرت فاطمه (سلام الله علیها)= Ramin_Ghn 29 15,343 ۲۲/اسفند/۹۳ ۱۷:۱۸
آخرین ارسال: Ramin_Ghn
  فضائل الزهرا(سلام الله عليها)! حضرت عشق 50 26,648 ۱۴/اسفند/۹۳ ۱۶:۰۲
آخرین ارسال: حضرت عشق

پرش در بین بخشها:


بالا