کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
داستان هایی کوتاه از زندگی حضرت فاطمه سلام الله علیها
۱:۱۷, ۱۷/فروردین/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/فروردین/۹۴ ۱۸:۳۲ توسط آفتاب.)
شماره ارسال: #1
آواتار
[تصویر: 1_125.gif]
سال پنجم بعثت ، موقع وضع حمل ، خدیجه فرستاد پی چند تا از زن ‌های قریش
اما ، هیچ‌کدام حاضر نشدند بیایند . پیغام داده بودند : ”آن روز که به تو گفتیم با محمد ازدواج نکن ، برای حالا بود .”
خدیجه از درد به خود می ‌پیچید که چند تا زن وارد اتاق شدند .
نشستند اطراف رخت‌ خواب .
چهار زن گندم‌ گون ، بلند بالا و باوقا ر.
خدیجه بهت‌زده نگاه می‌کرد ، یکی از آن ‌ها گفت :” نترس! ما از طرف خدا برای کمک به تو آمده‌ایم من ساره ، همسر ابراهیم هستم ، آن یکی آسیه ، دختر مزاحم ، است . سمت راستی ، مریم دختر عمران و مادر عیسی است . نفر چهارم کلثم ، خواهر موسی است .”
کمک کردند فاطمه به دنیا آمد ، با آب کوثر او را غسل دادند .
نوزاد به حرف آمد :” أشهد آن لااله‌الا‌الله و أن أبی رسول‌الله سید‌الانبیاء و أن بعلی سید الاوصیاء و ولدی ساده الاسباط .”
به همه‌ی زنان بهشتی سلام کرد ، هر کس را با اسمش.
***
برگرفته از کتاب مادر آفتاب
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: azade ، mohammad reza ، مصباح ، عشقم کربلا ، شهیدطیبه واعظی ، soshiant ، help me ، شیدا ، mahdy30na ، مجنون العباس ، سیمرغ ، حضرت عشق ، انتصـار ، مجتبی110 ، مجید املشی ، سدرة المنتهی ، آفتاب پنهانی

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲:۰۴, ۲۹/فروردین/۹۴
شماره ارسال: #11
آواتار
[تصویر: 1_125.gif]
جمع شده بودند دور پیامبر .
حضرت پرسید : ” بهترین چیز برای زنان چیست !؟ ”
کسی نمی ‌دانست ، مسلمانان از هم جدا شدند ، بدون اینکه جواب را بفهمند علی رفت خانه ، از فاطمه پرسید .
او گفت : ” بهترین زینت برای زن آن است که هیچ مردی او را نبیند و او هم هیچ مردی را نبیند .”
برگشت مسجد ، حرف فاطمه را تکرار کرد .
پیامبر گفت : ” فاطمه پاره‌ ی تن من است . ”
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mahdy30na ، آفتاب پنهانی
۲:۵۸, ۱۷/اسفند/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/اسفند/۹۴ ۳:۰۲ توسط آفتاب.)
شماره ارسال: #12
آواتار
[تصویر: 1_125.gif]
سلمان، فاطمه را که دید گریه اش گرفت . به خاطر لباس هایش .
چادرش، از دوازده جا وصله خورده بود. گفت: «دختران پادشاهان روم و ایران لباس حریر و سندس می پوشند و دختر پیامبر خدا چادری پشمی که تازه دوازده وصله هم دارد.»


خبر که به پیامبر رسید، فرمود:«سلمان! دخترم از سابقین است.»
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  سالروز ازدواج حضرت محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و حضرت خدیجه(سلام الله علیها) عبدالرحیم 11 29,604 ۲۱/آذر/۹۵ ۱۶:۱۶
آخرین ارسال: mahdy30na
  رقـــــــــــیـــــــّـــــــــــه (سلام الله علیها) میلاد.م 40 20,141 ۱۶/آبان/۹۵ ۱۳:۴۶
آخرین ارسال: سرباز منتظر
  حضرت فاطمه (سلام الله علیها) مصمم برای شهادت، در تکلیفی الهی bahmaneyar 0 1,159 ۳/اردیبهشت/۹۵ ۱۶:۲۶
آخرین ارسال: bahmaneyar
  حضرت زینب سلام الله علیها قبیله منتظر 0 1,093 ۲۵/بهمن/۹۴ ۱۷:۳۴
آخرین ارسال: قبیله منتظر
  حضرت رقیه سلام الله علیها ghoran 1 1,646 ۱/آبان/۹۴ ۱۷:۳۵
آخرین ارسال: mahdy30na
Question شهادت‏ حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) واقعيتى انكار ناپذير قبیله منتظر 1 1,374 ۵/فروردین/۹۴ ۹:۵۱
آخرین ارسال: قبیله منتظر
  روایتی از شهادت حضرت فاطمه (سلام الله علیها)= Ramin_Ghn 29 15,436 ۲۲/اسفند/۹۳ ۱۷:۱۸
آخرین ارسال: Ramin_Ghn

پرش در بین بخشها:


بالا