کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مولا علی (علیه السلام) که بود؟
۲۱:۱۶, ۱۶/مرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/مرداد/۹۱ ۱:۴۱ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #1
آواتار
علي (علیه السلام) روزي که به نماز ايستاد و مردم نيز به او اقتدا کردند، يکي از خوارج به نام «ابن الکواء» فريادش بلند شد و آيه اي را به عنوان کنايه به علي (علیه السلام) بلند خواند:«و لقد اوحي اليک و الي الذين»(1) اين آيه خطاب به پيغمبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است که به تو و همچنين پيغمبران قبل از تو وحي شد که اگر مشرک شوي اعمالت از بين مي رود، و از زيانکاران خواهي بود، «ابن الکواء» با خواندن اين آيه خواست به علي (علیه السلام) گوشزد کند که سوابق تو را در اسلام مي‌دانيم، اول مسلمان هستي، پيغمبر تو را به برادري انتخاب کرد، در ليله‌المبيت فداکاري درخشاني کردي و در بستر پيغمبرخفتي و خودت را طعمه شمشيرها قرار دادي، و بالاخره خدمات تو به اسلام قابل انکار نيست، اما خدا به پيغمبرش هم گفته، اگر مشرک بشوي اعمالت به هدر مي‌رود، و چون تو اکنون کافر شدي، اعمال گذشته‌ات را به هدر دادي، علي(علیه السلام) تا صداي مرد به قرآن بلند شد سکوت کرد. آيه که تمام شد علي (علیه السلام) نماز را ادامه داد، باز «ابن الکواء» آيه را تکرار کرد، بلافاصله علي (علیه السلام) سکوت نمود، علي سکوت مي‌کرد. چون دستور قرآن است که :«هنگاميکه قرآن خوانده مي‌شود گوش فرا دهيد، و خاموش شويد». بعد از چند مرتبه‌اي که آيه را تکرار کرد، و مي‌خواست وضع نماز را به هم بزند، علي (علیه السلام) اين آيه را خواند، :«فاصبرو وعدالله‌الحق»(2) صبر کن وعده خدا حق است و فرا خواهد رسيد، اين مردم بي‌ايمان و يقين، تو را تکان ندهند و سبکسارت نکنند». ديگر اميرالمؤمنين (علیه السلام) اعتنايي به سخن فرد نکرد، و به نماز خود ادامه داد.
1- : سوره زمر،‌ آيه 65
2- : سوره رم آيه 60
منبع : کتاب جاذبه و دافعه علي (علیه السلام)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: بی نام ، Agha sayyed ، Mohammad Trust ، freewish ، aboutorab ، سدرة المنتهی ، abas_341 ، بیداری12 ، شهیدطیبه واعظی ، maryam 135 ، حقیر ، تفکر ، منادی حق
۱:۲۳, ۱۷/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #2
آواتار
سلام

بسم الله الرحمن الرحیم


کودک با داشتن پدر در خدمت عموزاده در می آید تا برای آینده ی اسلام یک انسان نمونه و ایده آل ساخته شود و در مدرسه ای پرورش یابد که در آن محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) آموزگار است و کتاب درسیش قرآن که از آغاز با نخستین پیام آسمانی آشنا گردد و بر لوح ساده کودک خطی از جاهلیت رسم نگردد و صورتی نقش نبندد و شجره روحش با آیات رحمت الهی آبیاری شود و در خانه ی وحی روحش و عواطفش با اسلام عجین شود .اما دیگران مورد نظر دوران رشد را در کفر و بت پرستی بسر برده اند و ...

حضرت علی (علیه السلام) را در لیله المبیت بنگرید عظمت روحش با کسی قابل مقایسه نیست پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) آن شب که میخواست از وطن مألوف مکه برای همیشه به مدینه هجرت کند علی (علیه السلام) در بستر او می خوابد بستر پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) یعنی جایگاهی که در انتظار آماج شمیرهاست آنهم نه در میدان کارزار که انسان می تواند با سپر و زره و شمشیر از خود دفاع کند و دشمن را دور کند . او باید در بستر پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بخوابد و عبای او را به سر کشد تا شمشیرها به جای تن پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بر او فرود آیند تسلیم مرگ باشد تا پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) زنده بماند هنگامی که پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) چنین کار خطرناکی را به حضرت علی (علیه السلام) پیشنهاد می کند او فقط می پرسد یا رسو الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) آیا شما زنده می مانید ؟


می فرماید:آری زنده می مانم

او به خاک می افتد و سجده شکر می گزارد که این اولین سجده شکر است که در اسلام انجام گرفت .


در آن شب خداوند تبارک و تعالی به جبرئیل و میکائیل وحی فرمود : که من مرگ را برای یکی از شما دو نفر مقدر کرده ام کدامیک از شما مؤاسات می کند و خود را پیش مرگ دیگری می کند که هر دو حیات را انتخاب کردند . وحی آمد که چرا همچون علی بن ابی طالب (علیه السلام) نیستید که او را با پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) برادر قرار دادم و عمر یکی را بیش از دیگری مقدر کردم و علی (علیه السلام) مرگ را انتخاب کرد تا پیامبر زنده باشد بروید و از دشمنان حفظش کنید و هر دو فرود آمدند و یکی بالای سر و دیگری پائین پایش نشستند تا او را حفظ کنند

و جبرئیل می گفت : آفرین بر تو ای پسر ابیطالب : خداوند بر ملائکه هفت آسمان به تو مباهات و افتخار می کند .


و علی (علیه السلام) نه تنها در آنشب نترسید بلکه در طول 23 سال دوران رسالت پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) همواره فدایی پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بود و خود را به خاطر پیامبر و مرام او در کام اژدهای مرگ می افکند و عجیب تر اینکه حتی یک بار نلغزیده است و کمترین ضعفی از خود نشان نداده است.[/u]
[b]صلی الله علیک یا امیر المومنین

[size=xxx-large]با علي باشيد [/size]
[size=xxx-large]يا علي (علیه السلام) [/size]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سدرة المنتهی ، abas_341 ، بیداری12 ، سرباز منتظر ، Agha sayyed ، شهیدطیبه واعظی ، حقیر ، تفکر ، منادی حق
۱۲:۳۴, ۱۷/مرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/مرداد/۹۱ ۱۳:۱۲ توسط سرباز منتظر.)
شماره ارسال: #3
آواتار
پیامبر هر موقع می رفت خانه حضرت فاطمه (علیه السلام) همیشه احوال حضرت علی (علیه السلام) و فرزندان رو

از حضرت فاطمه (علیه السلام ) می پرسید و بر می گشت
یه روز که پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به خانه حضرت رفتند و خواست حال ایشان رو بپسرد
احوال فرزندان و حضرت فاطمه (علیه السلام) رو پرسید و اسمی از امام علی (علیه السلام) نیاوردند !!!!!!!!
پیامبر که می خواست برود ، حضرت فاطمه (علیه السلام) فرمودند : پدر جان شما همیشه وقتی می امدید ابتدا احوال
حضرت علی (علیه السلام) رو می پرسیدید ولی امروز احوال علی (علیه السلام) رو نپرسیدید ؟؟؟ علت چیه پدر ؟؟
بچه ها می دونید پیامبر چه گفتند : الله اکبر ،، واقعا دل بده پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) چی گفته

پیامبر فرمودند : دخترم من امروز وضو نداشتم برای همین اسم علی (علیه السلام) رو بر زبانم جاری نکردم

چه مقامی داشته علی (علیه السلام) ، خیلی ناشناخته و غریب مونده مولامون
نهج البلاغه چه گنجینه بزرگی است !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

آیا کسی هست که بتواند حضرت علی (علیه السلام) رو توصیف کند !!!!!؟؟؟؟؟؟


طلبكار گفت: على جان! من واقعاً به این پول نیاز دارم، چه كنم؟ حضرت فرمودند: من نمى‏گذارم كه حق تو پایمال شود. به پسر بدهكار فرمود: بیرون مدینه، پشت تپه‏اى مى‏روى و آنجا مى‏ایستى، تعداد سگ مى‏آیند كه یكى از سگها از همه زشت‏تر و بدتركیب‏تر است، به او بگو: چنین كسى آمده و مى‏گوید كه من هزار دینار نزد تو امانت گذاشته‏ام، آن را كجا گذاشته‏اى؟ امیرالمؤمنین علیه السلام این قدرت را دارد كه گوشه پرده برزخ را كنار بزند و به پسر میّت بگوید كه پدرت را ببین. نه این كه حضرت آنها را به دنیا آورده باشد، چون عالم برزخ، عالمى بین دنیا و آخرت است. سند وجود برزخ بین دنیا و آخرت در قرآن است: «وَ مِن وَرَائِهِم بَرْزَخٌ إِلَى‏ یَوْمِ یُبْعَثُونَ» یعنى شما چهار دنیا را باید طى كنید؛ رحم مادر، دنیا، برزخ و قیامت. قیامت آخرین مرز است كه دیگر بعد از آن دنیایى وجود ندارد. نه این كه امیرالمؤمنین علیه السلام آنها را از برزخ به دنیا آورده باشند، بلكه پسر را فرستاد و گوشه پرده را كنار زد كه آن دنیاى برزخ را ببیند. پسر رفت، بین آن چند سگ، به سگى كه از همه سیاه‏تر، بدتر و زشت‏تر بود، گفت: پدر! چنین داستانى است، آیا این طلبكار راست مى‏گوید؟ گفت: این هزار دینارش، در خانه و زیر فلان دیوار است. آدرس داد، گفت: برو بردار و به او بده. اى پسر! این را نیز به تو بگویم كه تنها راهى كه در این عالم درست است، راه على علیه السلام است و ما بى‏راهه رفتیم و گرفتار شدیم. این راه ما راه على علیه السلام نیست، بلكه راه ضدّ على علیه السلام است و روندگان در راه ضدّ على علیه السلام، بعد از مرگ، به همین صورت محشور مى‏شوند. در قرآن مى‏خوانید: «وَ إِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ» خدا حیوان‏ها را نیز محشور مى‏كند، یعنى همین حیوان‏ها، والّا پروردگار كه حیوان دیگرى را در قیامت نمى‏آورد. آنهایى كه انسان آفریده شدند، ولى‏ «فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ» سگ هار شدند و به همه مى‏پرند اگر چه شكل فعلى او شكل انسان دو پا است، ولى در قیامت مانند چهار پا محشور مى‏شوند. گفت: پسرم! ما كه دیگر تمام دربها به رویمان بسته شده است. ولى به تو بگویم كه [b]راه سالم فقط راه على علیه السلام است.[/u] جالب این است كه علماى اهل تسنن نیز این معنا را مى‏دانند، نه عوام آنان
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: بی نام ، aboutorab ، شهیدطیبه واعظی ، تفکر ، منادی حق
۲۱:۳۶, ۱۷/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #4
آواتار
[تصویر: emam-ali-copy.jpg]

خداحافظ ای کوفه ای شهر غم
که درکام من کرده ای زهر غم
خداحافظ ای سجده گاه علی
که چشم تو مانده براه علی
خداحافظ ای نخلها،چاه ها
دگرنشنوی ازعلی اه ها
خدا حافظ اي روزها، روزه ها
دعاها، مناجاتها، سوزها
خداحافظ ای کوچه های خموش
نیارد علی نان و خرما به دوش
خداحافظ ای نان خشک و نمک
خداحافظ ای ماجرای فدک
خداحافظ ای بیت الاحزان او
خداحافظ ای قبر پنهان او
خداحافظ ای بی وفادوستان
خداحافظ ای آتش و ریسمان
خداحافظ ای کوچه پرزدود
خداحافظ ای داغ یاس کبود
خداحافظ ای انتظاراجل
خداحافظ ای زانوی دربغل
خداحافظ ای خشم لب دوخته
خداحافظ ای خانه سوخته
خداحافظ ای چشم حلقه به در
یتیم دوباره شده بی پدر
خداحافظ ای پرطنین ماذنه
که دلسنگ زشتی شکست آینه
بگو تیر مرغ شباهنگ خورد
دل شیشه اش از همه سنگ خورد
بگو این حقیقت به اهل مجاز
نماز است از من نه من از نماز
به خون گو به مسجد رخم تر کنند
نماز مرا بلکه باور کنند
به حمدی که من از دولب رانده ام
به حمد همه فاتحه خوانده ام
بگو جز غم جهل مردم نخورد
بگو در همه عمر گندم نخورد
کسی را چون من دهر تنها نکرد
زدم هم دری را یکی وا نکرد
ندیده در ایام چشم سحر
ز خورشید چشمم سحر خیز تر
غم و دردم امشب به پایان رسید
به زهرا بگویید مهمان رسیدپ
خداحافظ ای بوریا نان جو
کهن جامه و وصله نو به نو
خداحافظ ای سجده گاه علی
که مانده نگاهت به راه علی
خداحافظ ای نخل ها ، چاه ها
دگر نشنوید از علی آه ها
خداحافظ ای کوفه، ای شهر غم
که در کام من در تو شد زهر غم
رساندی تو ای کوفه جان بر لبم
مدارا کن ای کوفه با زینبم
میالا به نام خود این ننگ را
بگیر از کف کوفیان سنگ را
خدا حق ز حق ناسپاسان گرفت
علی از علی ناشناسان گرفت
الا کوفه کو یوسف مصطفی
چه کردی علی را تو ای بی وفا
به شامم فلک آفتابی نداد
سلام علی کس جوابی نداد
خداحافظی کرده ام با همه
که چشم انتظارم بود فاطمه
خدایا زکارم گره واشده
خدایا دلم تنگ زهراشده
غم و دردم آخر به پایان رسید
به زهرابگویید مهمان رسید
یقین دوخته چشم زهرا به من
نشان می دهد محسنم رابه من
نشان تا دهم فرق بشکسته را
نشانم دهد بازوی خسته را
بیا ای غروب سعادت بیا
نجات علی(علیه السلام) ای شهادت بیا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شهیدطیبه واعظی ، aboutorab ، maryam 135 ، تفکر ، منادی حق
۲۱:۳۶, ۱۸/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #5
آواتار
تصاویری از محراب مسجد کوفه محل شهادت امیر المومنین علی علیه السلام
[تصویر: MASJEDE%20KOOFE18.jpg]

[تصویر: mehrab2.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حقیر ، تفکر ، aboutorab
۲۱:۲۶, ۱۹/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #6
آواتار
علی آن شیر خدا شاه عرب
الفتی داشته با این دل شب
شب ز اسرار علی آگاه است
دل شب محرم سر الله است
شب شنفته ست مناجات علی
جوشش چشمه‌ی عشق ازلی
قلعه بانی که به قصر افلاک
سر دهد ناله‌ی زندانیِ خاک
اشکباری که چو شمع بیدار
می‌فشاند زر و می گرید زار
دردمندی که چو لب بگشاید
در و دیوار به زنهار آید
کلماتی چو دُر آویزه‌ی گوش
مسجد کوفه هنوزش مدهوش
فجر تا سینه‌ی آفاق شکافت
چشم بیدار علی خفته نیافت
ناشناسی که به تاریکی شب
می‌برد شام یتیمان عرب
پادشاهی که به شب برقع پوش
می‌کشد بار گدایان بر دوش
تا نشد پردگی آن سر جلی
نشد افشا که علی بود علی
شاهبازی که به بال و پر راز
می‌کند در ابدیت پرواز
عشقبازی که هم آغوش خطر
خُفت در خوابگه پیغمبر
آن دم صبح قیامت تاثیر
حلقه‌ی در شد از او دامنگیر
دست در دامن مولا زد در
که علی بگذر و از ما مگذر
شال شه وا شد و دامن به گرو
زینب‌اش دست به دامان که مرو
شال می‌بست و ندایی مبهم
که کمربند شهادت محکم
پیشوایی که ز شوق دیدار
می‌کند قاتل خود را بیدار

ماه محراب عبودیت حق
سر به محراب عبادت منشق
می‌زند پس لب او کاسه‌ی شیر
می‌کند چشم اشارت به اسیر
چه اسیری که همان قاتل اوست
تو خدایی مگر ای دشمن دوست
شبروان مست ولای تو علی
جان عالم به فدای تو علی
در جهانی همه شور و همه شر
ها عَلِیٌ بَشَرٌ کَیفَ بَشَر
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: aboutorab ، منادی حق
۱۶:۵۵, ۶/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #7
آواتار
لعنت به آنکه پایه گذار سقیفه شد

لعنت به هر کسی که به ناحق خلیفه شد

لعنت به آنکه بر تن اسلام خرقه کرد

این قوم متحد شده را فرقه فرقه کرد

تکفیر دشمنان علی رکن کیش ماست

هر کس محب فاطمه شد قوم و خویش ماست

قران و اهل بیت نبی اصل سنت است

هر کس جدا ز این دو شود اهل بدعت است

ما هم کلام منکر حیدر نمی شویم

با قنفذ و مغیره برادر نمی شویم

ما از الست طایفه ای سینه خسته ایم

ما بچه های مادر پهلو شکسته ایم

ما را نبی قبیله سلمان خطاب کرد

روی غرور و غیرت ما هم حساب کرد

از ما بترس طایفه ای پر اراده ایم

ما مثل کوه پشت علی(امیرالمومنین) ایستاده ایم

شمشیر خشم شیعه پدیدار می شود
وقتی که حرف کوچه ودیوار می شود....
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  (A+)چرا و چگونه سيّدالشّهدا (علیه السلام) تنها شد (مقاله ویژه!!!)# علی 110 14 13,553 ۲۶/فروردین/۹۷ ۱۴:۳۷
آخرین ارسال: imaneavare_59
  طی الارض و عبور از موانع با توسل به امام جواد (علیه السلام ) آفتاب 22 11,351 ۸/فروردین/۹۷ ۰:۴۰
آخرین ارسال: آفتاب
  چرا پرچم گنبد حرم امام حسین علیه السلام سرخ است؟ در جستجوی سختی 2 2,243 ۱۰/آبان/۹۴ ۱۵:۱۱
آخرین ارسال: Mohammad Trust
Rainbow امام علی (علیه السلام) از نگاه دانشمندان bahareh 1 1,946 ۲۱/شهریور/۹۴ ۱۹:۱۱
آخرین ارسال: Bamdaad
  عدل علی {علیه السلام}... {قضاوتهاى حضرت} بچه های گمنام 36 11,687 ۵/مرداد/۹۴ ۱۰:۱۲
آخرین ارسال: بچه های گمنام
  حسین علیه السلام آمد عمار رهبری 3 2,581 ۱/خرداد/۹۴ ۱۱:۲۱
آخرین ارسال: عمار رهبری
  قصه های قرآنی - حضرت هود علیه السلام جواد مخبریان 0 1,703 ۲۲/بهمن/۹۳ ۱۰:۲۹
آخرین ارسال: جواد مخبریان

پرش در بین بخشها:


بالا